‹ همهٔ سوره‌ها الأحقاف
۴۶

الأحقاف

تپه‌های شنی

مکی۳۵ آیه

«احقاف» (۴۶)

سوره «احقاف» آخرین سوره از مجموعه هفتگانه‌ای است که تماماً با حروف مقطعِ «حم» افتتاح گشته و علیرغم ویژگی‌های مستقل، ازنظر اصول و کلیات محورهای مشترکی را تعقیب می‌نمایند.

مشخصه اصلی این سوره که بوضوح جلوه می‌کند ۱ مسئله «انذار» است. انذار از عذابی که دردنیا و آخرت درانتظار تکذیب کنندگان دعوت فطری رسولان می‌باشد. حتی نام سوره از آیه‌ای گرفته شده است که ضمن اشاره به «انذار» قوم عاد در سرزمین احقاف ۲، جریان تاریخی «منذرین» را برای متوجه ساختن انسانها به «توحید» یادآور می‌شود: (آیه ۲۱)

وَٱذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُۥ بِٱلْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦٓ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢآیهٔ ۲۱

پیامبر خاتم (ص) خود را جز «انذار» دهنده‌ای آشکار براساس پیام‌های وحی معرفی نمی‌کرد (ان اتبع الا مایوحی الی و ما انا الانذیر مبین ۳) و کتاب مصدقی را که به زبان قوم خود آورده بود جز انذاری بر ظالمین و بشارتی بر محسنین توصیف نمی‌نمود (... وَهَٰذَا كِتَٰبٌۭ مُّصَدِّقٌۭ لِّسَانًا عَرَبِيًّۭا لِّيُنذِرَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَبُشْرَىٰ لِلْمُحْسِنِينَآیهٔ ۱۲) ۴. با اینحال گرچه

  1. بجز سوره جاثیه (۴۵) در بقیه سوره‌های این مجموعه هفتگانه‌ نیز موضوع و مسئله «انذار» مطرح گشته است: سوره مؤمن (۴۰) آیات ۱۵ و ۱۸، سوره فصلت (۴۱) آیات ۴ و ۱۳، سوره شوری (۴۲) آیه ۷، سوره زخرف (۴۳) آیه ۲۳ و سوره دخان (۴۴) آیه ۳. اما در سوره احقاف به تنهایی به اندازه مجموع سوره‌های فوق کلمه انذار بکار رفته است.
    الشورى · آیه ۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ قُرْءَانًا عَرَبِيًّۭا لِّتُنذِرَ أُمَّ ٱلْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ ٱلْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ فَرِيقٌۭ فِى ٱلْجَنَّةِ وَفَرِيقٌۭ فِى ٱلسَّعِيرِ

    و بدين گونه قرآن عربى به سوى تو وحى كرديم تا [مردم‌] مكّه و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى، و از روز گردآمدن [خلق‌] -كه ترديدى در آن نيست- بيم دهى؛ گروهى در بهشتند و گروهى در آتش.

    الزخرف · آیه ۲۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٍۢ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقْتَدُونَ

    و بدين گونه در هيچ شهرى پيش از تو هشداردهنده‌اى نفرستاديم مگر آنكه خوشگذرانان آن گفتند: «ما پدران خود را بر آيينى [و راهى‌] يافته‌ايم و ما از پى ايشان راهسپريم.»

    الدخان · آیه ۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    إِنَّآ أَنزَلْنَٰهُ فِى لَيْلَةٍۢ مُّبَٰرَكَةٍ ۚ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ

    [كه‌] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم، [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم.

  2. آنطور که می‌گویند «احقاف» نام قدیم سرزمین آباد و پر حاصل قوم عاد (قوم هود پیامبر (ع)) در جنوب عربستان بوده است که اکنون غیر مسکون و ریگزار و خشک است.

۳. آیه ۹

۴. آیه ۱۲

بیگانگان از استماع قرآن متذکر و منقلب شده از «انذار» آن با خوف و خشیت قوم خویش را بیم می‌دهند (... و لوا الی قومهم منذرین ۱) ولی کسانیکه قرآن به لسان خود آنها نازل شده و پیام آور آن بشری همنوع خودشان می‌باشد از آن اعراض می‌نمایند: (وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟آیهٔ ۳)

عمانذروا معرضون ۲ )

موضوع و زمینه «انذار» ناظر به همان مثلث: «توحید، نبوت، قیامت» می‌باشد که اعتقاد به آن پایه و اساس «ایمان» را تشکیل می‌دهد. پیامبران جز برای ابلاغ این پیام ارسال نشدند که بشر را از پرستش خدایان متعدد باطل به خدای یگانه حق متوجه سازند و آنها را به نقش «عمل» و مسؤلیت انسان در برابر کردار خود در روز قیامت آگاه نموده و از عواقب شرک و کفر و ظلم که موجب عذاب یوم عظیم می‌شود «انذار» دهند (... أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّىٓ أَخَافُآیهٔ ۲۱ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۳۵ ).

دو راه متنافر

این سوره مردم را در برابر پیام رسولان به دو دسته ظالم و محسن تقسیم می‌نماید (لِّيُنذِرَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَبُشْرَىٰ لِلْمُحْسِنِينَآیهٔ ۱۲)، ظالم کسی است که به مردم ستم می‌کند و محسن کسی است که به آنها نیکوئی واحسان می‌نماید. یعنی نتیجه و عکس العمل در برابر رسولان را در بازتاب اجتماعی آن نشان می‌دهد.

علاوه بر تعریف فوق، این دو صنف را با عناوین متضاد: مؤمن، کافر و مسلم، مستکبر و... معرفی کرده است.

به صنف اول که آنها را با صفات: محسنین، صادقین، مسلمین، منذرین، مومنین... نامیده بشارت بهشت می‌دهد و به صنف دوم که آنها را نیز با صفات: معرضون، غافلون، کافرین، ظالمین، فاسقین، مجرمین و مستکبرین معرفی کرده و بدلیل افتراء و استهزای به آیات خدا از «خاسرین» روز قیامت شمرده، وعده: عذاب الیم، عذاب یوم عظیم و عذاب الهون (خواری و پستی) می‌دهد.

بنظر می‌رسد بارزترین خصلت این گروه را در کلمه «فسق» نشان داده باشد که نتیجه و محصول لحلقیات فوق می‌باشد. معنای «فسق» خارج شدن از حدود الهی و حریم قوانین و مقررات تشریعی او می‌باشد. باقیماندان در این حدود و حریم به نیروی «تقوی» ممکن می‌باشد. وقتی تقوی و عزم و اراده ای در کار نبود واستکبار و غرور و خودپرستی مانع از تمکین به این قوانین و تسلیم به حکم خدا گردید همه کار ممکن می‌گردد.

۲۹ به ۱. ۳۰ آ.

بی جهت نیست که عذاب خوارکننده روز قیامت را جزای مستکبرینی می‌شمارد که یکسره «فسق» (قانون شکنی) می‌کردند: ...فَٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ ٱلْهُونِ بِمَاآیهٔ ۲۰ كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْآیهٔ ۲۰ تفسقون. آیه ۲۰) و سوره را با این کلمه (فاسقون) و با این ابلاغ خلاصه و نتیجه گیری می‌نماید که: «آیا جز فاسقان هلاک می‌شوند؟» ...بلاغ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا ٱلْقَوْمُآیهٔ ۳۵ الفاسقون (آیه ۳۵) *

تمثيل دوگانگی‌ها

برای تبیین دوگانگی انسانها در برابر مشلت: «توحید، نبوت، قیامت» مثالهای عبرت انگیز و آموزنده ای نیز می‌زند تا اگر قلب قابلی باشد منقلب گردد. از کانون خانواده و روابط فرزند با والدین شاهد می‌آورد تا در قیاس و تشبیه، وجدانها را به روابط بنده با خالق بکشاند. یک طرف فرزندی است که به پاس احسان والدین و ایثار مادر در دوران بارداری و شیر خوارگی تا دوران بلوغ و باروری و کمال، از خداوند مستلت می‌نماید شکر نعمتی را که بر او و والدینش ارزانی داشته و انجام عمل شایسته ای که موجب رضایت خدا باشد توفیق دهد و ذریه و نسل بعد او را نیز شایسته گرداند که از بازگشت کنندگان به درگاه خدا و تسلیم شدگان به مشیت او گردند. (آیه ۱۵)

طرف دوم فرزندی است که ناسیاس و در شتگوی به والدین است (وَٱلَّذِى قَالَ لِوَٰلِدَيْهِآیهٔ ۱۷ اف لکما...) و در جواب دلسوزی و ترحم آنها که از روی خیرخواهی و عاقبت اندیشی او را به حقانیت وعده الهی و تحقق قیامت و خروج انسانها برای رسیدگی به اعمال متذکر می‌شوند با بی خیالی و غفلت و غرور جوانی آنها را افسانه‌های قدیمی می‌شمرد (... و یلک امن ان و عدالله حَقٌّۭ فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآآیهٔ ۱۷ اساطیر الاولین) آیه ۱۷ مثال فوق دقیقاً دوگانگی حالت انسانها را در برابر پروردگار خود نشان می‌دهد. این تمثیلی است که برای همه انسانها محسوس و ملموس است، چرا که بالاخره هرکس در خانواده ای زندگی می‌کند یا اگر یتیم و بی کس بزرگ شده باشد شاهد خانواده‌های دیگر و روابطی از دو نمونه فوق الذکر بوده است، هر انسانی می‌تواند به وجدان خود و فطرت پاک و نه آلوده اش مراجعه کند و قضاوت نماید که کدامین شیوه در رابطه با والدین سزاوارتر است آنگاه نتیجه را به خالق خود که همه نعمت‌ها، از جمله نعمت پدر و مادر، از جانب اوست تسرّی دهد و عذر تقصیر به پیشگاه ذوالجلال والا کرامش تقدیم نماید.

مثال عبرت انگیز دیگری از ناسپاسی و ایمان انسانها را به دنبال مثال فوق مطرح می‌سازد. یکطرف اعراب جاهل و غافل و ناسپاس هستند که علیرغم شواهد تاریخی که از هلاکت اقوام پیرامون خود، همچون قوم عاد در احقاف (جنوب عربستان) پیش رو دارند و علیرغم آیات مختلفی که برای انذار آنها ارائه می‌شود از گمراهی و ضلالت برنمی گردند (و لقد اهلکناما حولکم من القری و صرفنا الایات لعلهم پرجعون - آیه ۲۷) و دست از الهه ایکه به عنوان نصرت در پیش آمد‌های روزگار و تقرب به درگاه خدا، از روی گمراهی و افک و افترا اتخاذ کرده‌اند برنمی دارند (فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرْبَانًا ءَالِهَةًۢ ۖ بَلْ ضَلُّوا۟ عَنْهُمْ ۚ وَذَٰلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَآیهٔ ۲۸)...

و در طرف دیگر (همانطور که قبلاً متذکر شدیم) بیگانگانی هم هستند که وقتی خداوند به گونه ای آنها را متوجه رسول خاتم (ص) و آهنگ قرآن می‌نماید به احترام و اکرام آن سکوت می‌نمایند تا از کلام خدا ظرف قابلیت خود را سرشار نمایند و از این جذبه ای که با جان خود جذب کرده‌اند، احساس مسئولیت جمعی در رسالت اجتماعی کرده بنا به وظیفه ولايت و کفالت ایمانی، قوم خود را انذار می‌دهند (آیه ۲۹). و آنان را مخاطب ساخته متوجه کتاب هدایت کننده بسوی حق و طریق مستقیمی که پس از موسی (ع) نازل شده و مصدق کتب پیشین می‌باشد می‌نمایند. (آیه ۳۰) و به اجابت دعوت رسول وایمان به او فرامی‌خوانند تا مشمول مغفرت الهی و نجات از عذاب گردند (آیه ۳۱) و بدانند درصورت عدم اجابت دعوت رسول نه خدا را عاجز توانند کرد و نه اولیائی بجز او خواهند داشت که این عین گمراهی است (آیه ۳۲)

مثلث «توحید، نبوت و آخرت»

تمامی‌آیات این سوره پیرامون سه پایه مثلث: «توحید، نبوت (و کتاب) و آخرت» می‌باشد بطوریکه آیه ای را نمی‌توان یافت که بطور مستقیم یا غیر مستقیم در رابطه با سه اصل فوق نباشد. ذیلاً آیاتی را که بطور واضح و آشکار و مستقیماً در رابطه با هریک از موضوعات سه گانه فوق قرار دارد ذکر می‌نمائیم:

الف - توحید - در ۸ آیه ای که مستقیماً به این امر مربوط می‌شود ۴ بار جمله «من

دون الله » ۱ تكرار شده است كه شركر را در اتخاذالهه، دعا و خواندن غيرخدا و اتخاذ ولايت غيره نشان می‌دهد.

آیه (۴) - قُلْ أَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭآیهٔ ۴ في السموات...

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُۥٓآیهٔ ۵ (۶) - و اذا حشر الناس... و كانوا بعبادتهم کافرین. (۱۳) - إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّآیهٔ ۱۳ استقاموا... (۲۱) وَٱذْكُرْ أَخَا عَادٍآیهٔ ۲۱... أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَآیهٔ ۲۱. (قَالُوٓا۟ أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ ءَالِهَتِنَاآیهٔ ۲۲... فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرْبَانًا ءَالِهَةًۢآیهٔ ۲۸ وَلَيْسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءُآیهٔ ۳۲

علاوه بر جمله » من دون الله « (بجز خدا)، در آیات فوق ۲ بار از تعبد نسبت به غيرخدا (آیات ۶، ۲۱)، ۲ بار از الهه گرفتن (آیات ۲۲ و ۲۷) و یکبار از اتخاذ و ولايت غيرخدا نام برده است. مجموعه کلمات: دعا، استجابت، شرک، عبادت، تقرب، ولايت، ربوبيت، خلقت... نظامی را تشكیل می‌دهند که مفهوم توحيد را ازخلال آنها بايد استنباط کرد. موحد راستين کسی است که علیرغم شرک الهه پرستان اعلام می‌نمايد پروردگار من الله است و سپس در اين راه مستقيم و استوار مانده به چپ و راست منحرف نمی‌شود: إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّآیهٔ ۱۳ استقاموا فلاخوف عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَسورهٔ بقره، آیهٔ ۶۲ (آیه ۱۳)

ب - نبوت (رسالت و كتاب) پایه دوم مثلث ایمان را که »نبوت « نام نهاديم شامل موضوعات مربوط به نبوت (پیام آوری) يعني وحي و كتاب و تبلغ رسالت و آيات بينات نيز می‌باشد. در آيات ذیل آورنده پیام را بنام رسول (آیات ۹ و ۲۳) يا »داعي الله « (آیات ۳۱ و ۳۲) معرفی کرده است، اما در موضوع اصل پیام کلمات متعددی مانند: قرآن، كتاب، وحي، آيات الله، آيات بينات، حق، ابلاغ رسالت الهی و... بکار برده است. موضع کافران را نیز دربرابر پیام: جحود (انكار با لجبازی)، استهزاء و يا برچسب زدن به قرآن به عناوين: »سحر مبين، افک مبين، و افتری « نشان داده است:

  1. آیات ۴-۵-۲۷-۳۲
  2. در آیه ۳۰ سوره فصلت (۴۱) نیز که از سوره‌های همین مجموعه هفتگانه است مشابه آیه توحیدی فوق تكرار

شده است. با اين تفاوت که نقش خوف و حزن زدائی فرشتگان را از موحدين نشان می‌دهد.

آیه (۱۰) قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِۦسورهٔ فصلت، آیهٔ ۵۲ آیه (۱۱) وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟آیهٔ ۱۱... لَوْ كَانَ خَيْرًۭا مَّا سَبَقُونَآآیهٔ ۱۱ البه و اذلم یهتدوابه... هذا افك

مبین

آیه (۲۳)... و ابلغكم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِۦٓ إِلَيْكُمْسورهٔ هود، آیهٔ ۵۷. آیه (۲۶) إِذْ كَانُوا۟ يَجْحَدُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِآیهٔ ۲۶ و حاق بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦسورهٔ نحل، آیهٔ ۳۴ يستهزون. آیه (۲۸) و اذصرفنا إِلَيْكَ نَفَرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ يَسْتَمِعُونَآیهٔ ۲۹ القرآن... آیه (۲۹) قالوا يا قومنا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَٰبًا أُنزِلَآیهٔ ۳۰... آیه (۳۰) يا قومنا اجيبوا داعي الله... آیه (۳۱) و من لا يحب داعي الله...

الأحقاف · آیه ۲۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قَالَ إِنَّمَا ٱلْعِلْمُ عِندَ ٱللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِۦ وَلَٰكِنِّىٓ أَرَىٰكُمْ قَوْمًۭا تَجْهَلُونَ

گفت: «آگاهى فقط نزد خداست، و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم، ولى من شما را گروهى مى‌بينم كه در جهل اصرار مى‌ورزيد.»

آیات فوق که مستقیماً به مسئله نبوت و کتاب مربوط می‌شود بیش از %۳۰ کل سوره احقاف را تشکیل می‌دهد.

آخرت

برای توصیف مراحل مختلف حیات آخرت کلمات متعددی در این سوره بکار رفته است که عبارتند از: یوم القیمه، حشر، خروج، اجل، روز عرضه کافران بر آتش (یوم يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِآیهٔ ۲۰)، روز دیدن وعده‌های الهی و... علاوه بر آن تحقق وعده‌های الهی را در مورد مؤمنین و کفار و جزای انسانها را بر حسب اعمال آنها و درجات یا درکاتی را که در بهشت یا جهنم بدست خواهند آورد ذیلاً شرح می‌دهد:

آیه (۳) - مَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَآیهٔ ۳ الا بالحق و اجل مسمى... آیه (۵) وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِآیهٔ ۵... وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُوا۟ لَهُمْ أَعْدَآءًۭآیهٔ ۶ آیه (۱۶) اولئك الذين... في اصحاب الجنة وعداصدق الذي كانوا يوعدون آیه (۱۷) وَٱلَّذِى قَالَ لِوَٰلِدَيْهِ أُفٍّۢ لَّكُمَآ أَتَعِدَانِنِىٓ أَنْ أُخْرَجَآیهٔ ۱۷... ان وعدالله حق... آیه (۱۸) أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُآیهٔ ۱۸... انهم كانوا خاسرين آیه (۱۹) و لكل درجات مما عملوا و ليوفهم اعمالهم و هم لا يظلمون آیه (۲۰) وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِآیهٔ ۲۰... فَٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ ٱلْهُونِآیهٔ ۲۰... آیه (۳۲) او لم يروا ان الله... بقادر ان يحيى الموتي... آیه (۳۴) وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ أَلَيْسَ هَٰذَا بِٱلْحَقِّآیهٔ ۳۴... آیه (۳۵)... كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَآیهٔ ۳۵...

الأحقاف · آیه ۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ وَهُمْ عَن دُعَآئِهِمْ غَٰفِلُونَ

و كيست گمراه‌تر از آن كس كه به جاى خدا كسى را مى‌خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمى‌دهد، و آنها از دعايشان بى‌خبرند؟

الأحقاف · آیه ۱۶ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا۟ وَنَتَجَاوَزُ عَن سَيِّـَٔاتِهِمْ فِىٓ أَصْحَٰبِ ٱلْجَنَّةِ ۖ وَعْدَ ٱلصِّدْقِ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَ

اينانند كسانى كه بهترين آنچه را انجام داده‌اند از ايشان خواهيم پذيرفت و از بديهايشان درخواهيم گذشت؛ در [زمره‌] بهشتيانند؛ [همان‌] وعده راستى كه بدانان وعده داده مى‌شده است.

الأحقاف · آیه ۱۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَٱلَّذِى قَالَ لِوَٰلِدَيْهِ أُفٍّۢ لَّكُمَآ أَتَعِدَانِنِىٓ أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ ٱلْقُرُونُ مِن قَبْلِى وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ ٱللَّهَ وَيْلَكَ ءَامِنْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ

و آن كس كه به پدر و مادر خود گويد: «اف بر شما، آيا به من وعده مى‌دهيد كه زنده خواهم شد و حال آنكه پيش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند.» و آن دو به [درگاه‌] خدا زارى مى‌كنند: «واى بر تو، ايمان بياور. وعده [و تهديد] خدا حق است.» و[لى پسر] پاسخ مى‌دهد: «اينها جز افسانه‌هاى گذشتگان نيست.»

الأحقاف · آیه ۱۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُ فِىٓ أُمَمٍۢ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ خَٰسِرِينَ

آنان كسانى‌اند كه گفتار [خدا] عليه ايشان -همراه با امتهايى از جنيان و آدميان كه پيش از آنان روزگار به سر بردند- به حقيقت پيوست، بى‌گمان آنان زيانكار بودند.

الأحقاف · آیه ۱۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَلِكُلٍّۢ دَرَجَٰتٌۭ مِّمَّا عَمِلُوا۟ ۖ وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَٰلَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

و براى هر يك در [نتيجه‌] آنچه انجام داده‌اند درجاتى است، و تا [خدا پاداش‌] اعمالشان را تمام بدهد؛ و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.

الأحقاف · آیه ۳۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

فَٱصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُو۟لُوا۟ ٱلْعَزْمِ مِنَ ٱلرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ ۚ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوٓا۟ إِلَّا سَاعَةًۭ مِّن نَّهَارٍۭ ۚ بَلَٰغٌۭ ۚ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْفَٰسِقُونَ

پس همان گونه كه پيامبران نستوه، صبر كردند، صبر كن، و براى آنان شتابزدگى به خرج مده. روزى كه آنچه را وعده داده مى‌شوند بنگرند، گويى كه آنان جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده‌اند؛ [اين‌] ابلاغى است. پس آيا جز مردم نافرمان هلاكت خواهند يافت؟

نام‌های الهی

در سوره احقاف ۱۶ بار نام جلاله «الله»، ۴ بار رب (مضاف) و ۵ نام از اسماء الحسنی به ترتیب ذیل بکار رفته است:

آیه (۲) - عزیزالحکیم آیه (۸) غفورالرحیم آیه (۳۳) انه علی کلشی قدیر

علاوه بر آن دو نام دیگر نیز بطور ضمنی بکار رفته است که باید مورد توجه قرار گیرد: آیه (۸) کفی به شهیداً

  • آیه (۳۲) بقادر...

آهنگ سوره

سوره احقاف از ۳۵ آیه تشکیل شده است که ۲۱ آیه با حرف «ن»، ۸ آیه با حرف «م» و ۱ آیه با حرف «ر» ختم می‌شود.

حذف «م» آیه ۱- حم آیه (۱۱)- افک قدیم آیه (۳۰) طریق مستقیم حرف «ر»

« (۲) عزیزالحکیم « (۲۱)- یوم عظیم آیه (۳۱) عذاب الیم آیه (۳۳) انه علی کلشی قدیر

« (۸) غفورالرحیم « (۲۴) عذاب الیم

توجه به کلمات انتهائی آیاتی که آهنگ مغایری دارند (با حرف «م» و «ر» ختم می‌شوند) به فهم محورهای سوره کمک شایانی می‌کند. ۹ آیه ای که استثنا شده‌اند مفهوم «حم» و «عزیزالحکیم» را نشان می‌دهند، خداوند نسبت به بندگانی که طریق مستقیم (آیه ۳۰) را برگزیده‌اند غفورالرحیم (آیه ۸) است و کسانی را که آیات او را «افک قدیم» (آیه ۱۱) می‌نامند در یوم عظیم (آیه ۲۱) به «عذاب الیم» (آیات ۲۴ و ۳۱) گرفتار خواهد کرد. چرا که او نسبت به هرکاری قدیر است (آیه ۳۳).

کلمات کلیدی

علاوه بر کلمه «انذار» کلمات کلیدی مهم دیگری در این سوره بکار رفته است که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌نمائیم:

۱- حق - در این سوره نیز همچون سوره جائیه (و سایر سوره‌های این مجموعه هفتگانه) موضوع «حق» که جدی بودن و هدفداری را می‌رساند و مفهومی مقابل بازیچه و باطل بودن دارد چندین بار تکرار شده است.

آیه (۳) و ما خلقنا السموات و الارض و مابینهما الآبالحق... (حقانیت آفرینش)
آیه (۷) و اذا تئلی علیهم آیاتنا بینات قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلْحَقِّآیهٔ ۷... (حقانیت کتاب)
آیه (۱۷)... و هما یستغیثان و یلک آمن ان وعداله حق... (حقانیت قیامت)
آیه (۱۸) أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُآیهٔ ۱۸... (تحقق عذاب)
آیه (۲۰)... كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّآیهٔ ۲۰...
آیه (۳۰)... یهدی الی الحق و الی طریق مستقیم
آیه (۳۴) وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ أَلَيْسَ هَٰذَا بِٱلْحَقِّآیهٔ ۳۴...
۲- عمل - مسئله عمل و اکتساب بعنوان تنها معیار تعیین کننده سرنوشت انسان در
روز قیامت در این سوره نیز همانند سوره جاثیه به عنوان کلمه ای کلیدی بکار رفته است:
أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَآیهٔ ۱۴
آیه (۱۵) و وصینا الانسان بوالدیه احساناً... و ان اعمل صالحا ترضیه...
آیه (۱۶) أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا۟آیهٔ ۱۶...
آیه (۱۹) و لكل درجات مما عملوا و لیوفیهم اعمالهم و هم لایظلمون.
آیات ۴ گانه فوق در یک سیاق و موضوع و تقریباً پشت سرهم قرار گرفته‌اند و عمدتاً
ناظر به اعمال صالح انسان می‌باشند.
۳- دعا - دعا به معنای خواندن کسی یا چیزی و با او رابطه برقرار کردن، چندین بار در
این سوره مورد توجه قرار گرفته است که در رابطه با موضوع شرک و توحید قابل مطالعه
می‌باشد. مشرکین کسانی را بجای خدا «می‌خوانند» که نه چیزی در زمین آفریده‌اند و نه
شرکتی در آسمانها دارند و نه روز قیامت به دلیل ناآگاهی می‌توانند درخواست دادرسی آنها
را اجابت نمایند:
آیه (۴) قل ارایتم ماتدعون مِن دُونِ ٱللَّهِسورهٔ انعام، آیهٔ ۵۶ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ وَهُمْ عَنآیهٔ ۵
دعائهم غافلون.
الأحقاف · آیه ۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٍۢ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ هَٰذَا سِحْرٌۭ مُّبِينٌ

و چون آيات روشن ما بر ايشان خوانده شود، آنان كه چون حقيقت به سويشان آمد منكر آن شدند، گفتند: «اين سحرى آشكار است.»

الأحقاف · آیه ۱۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَٱلَّذِى قَالَ لِوَٰلِدَيْهِ أُفٍّۢ لَّكُمَآ أَتَعِدَانِنِىٓ أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ ٱلْقُرُونُ مِن قَبْلِى وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ ٱللَّهَ وَيْلَكَ ءَامِنْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ

و آن كس كه به پدر و مادر خود گويد: «اف بر شما، آيا به من وعده مى‌دهيد كه زنده خواهم شد و حال آنكه پيش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند.» و آن دو به [درگاه‌] خدا زارى مى‌كنند: «واى بر تو، ايمان بياور. وعده [و تهديد] خدا حق است.» و[لى پسر] پاسخ مى‌دهد: «اينها جز افسانه‌هاى گذشتگان نيست.»

الأحقاف · آیه ۲۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَٰتِكُمْ فِى حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنْيَا وَٱسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ ٱلْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ

و آن روز كه آنهايى را كه كفر ورزيده‌اند، بر آتش عرضه مى‌دارند [به آنان مى گويند:] «نعمتهاى پاكيزه خود را در زندگى دنيايتان [خودخواهانه‌] صَرف كرديد و از آنها برخوردار شديد؛ پس امروز به [سزاى ]آنكه در زمين بناحق سركشى مى‌نموديد و به سبب آنكه نافرمانى مى‌كرديد، به عذاب خفت‌[آور] كيفر مى‌يابيد.»

الأحقاف · آیه ۳۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قَالُوا۟ يَٰقَوْمَنَآ إِنَّا سَمِعْنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعْدِ مُوسَىٰ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِىٓ إِلَى ٱلْحَقِّ وَإِلَىٰ طَرِيقٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ

گفتند: «اى قوم ما، ما كتابى را شنيديم كه بعد از موسى نازل شده [و] تصديق‌كننده [كتابهاى‌] پيش از خود است، و به سوى حق و به سوى راهى راست راهبرى مى‌كند.

الأحقاف · آیه ۳۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ أَلَيْسَ هَٰذَا بِٱلْحَقِّ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ وَرَبِّنَا ۚ قَالَ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ

و روزى كه كافران بر آتش عرضه مى‌شوند [از آنان مى‌پرسند:] «آيا اين راست نيست؟» مى‌گويند: «سوگند به پروردگارمان كه آرى.» مى‌فرمايد: «پس به [سزاى‌] آنكه انكار مى‌كرديد عذاب را بچشيد.»

الأحقاف · آیه ۱۶ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا۟ وَنَتَجَاوَزُ عَن سَيِّـَٔاتِهِمْ فِىٓ أَصْحَٰبِ ٱلْجَنَّةِ ۖ وَعْدَ ٱلصِّدْقِ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَ

اينانند كسانى كه بهترين آنچه را انجام داده‌اند از ايشان خواهيم پذيرفت و از بديهايشان درخواهيم گذشت؛ در [زمره‌] بهشتيانند؛ [همان‌] وعده راستى كه بدانان وعده داده مى‌شده است.

الأحقاف · آیه ۱۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَلِكُلٍّۢ دَرَجَٰتٌۭ مِّمَّا عَمِلُوا۟ ۖ وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَٰلَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

و براى هر يك در [نتيجه‌] آنچه انجام داده‌اند درجاتى است، و تا [خدا پاداش‌] اعمالشان را تمام بدهد؛ و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.

الأحقاف · آیه ۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قُلْ أَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ ۖ ٱئْتُونِى بِكِتَٰبٍۢ مِّن قَبْلِ هَٰذَآ أَوْ أَثَٰرَةٍۢ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

بگو: «به من خبر دهيد، آنچه را به جاى خدا فرا مى‌خوانيد به من نشان دهيد كه چه چيزى از زمين [را] آفريده يا [مگر] آنان را در [كار] آسمانها مشاركتى است؟ اگر راست مى‌گوييد، كتابى پيش از اين [قرآن ]يا بازمانده‌اى از دانش نزد من آوريد.»

امّا کسانیکه «داعی الله» (پیامبر دعوت کننده بسوی خدا) را «اجابت» کنند خداوند گناهانشان می‌آمرزد و از عذاب الیم پناهشان می‌دهد در حالیکه گمراهان بی اعتنا به این دعوت، نه خدا را در تلاشهای ضد توحیدی خود ناتوان خواهند ساخت و نه بجز او یاوری خواهند داشت: (آیه ۳۰) یا قومنا اجیبو! داعی الله و امنوا بِهِۦ يَغْفِرْ لَكُم مِّنآیهٔ ۳۱ ذنویكم و یجركم من عذاب الیم. آیه (۳۱) و من لایجب دَاعِىَ ٱللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍۢ فِى ٱلْأَرْضِآیهٔ ۳۲ و لیس له من دونه من اولیاء أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍآیهٔ ۳۲.

نکته جالب توجه اینکه در این سوره بجای کلمه رسول یا نبی کلمه «داعی الله» را بکار برده است تا در رابطه با دو آیه ۴ و ۵ ابتدای سوره حقیقت دعوت و اجابت را در طریق مستقیم الهی نشان دهد.

۴- کفر

در این سوره کسانی را که دعوت پیامبران را اجابت نمی‌کنند و منکر توحید و نبوت و قیامت می‌شوند، عمدتاً «کافر» نامیده است. کافر به معنای کسی که ناسپاس به نعمت‌های خدا است و حق را ندیده می‌گیرد با برآن سرپوش می‌گذارد. مسئله کفران عمدتاً در رابطه با نعمت قرآن و هدایت (نبوت) بکاررفته است. به غیر از آن در انکار حقیقت آفرینش و توحید و قیامت می‌باشد.

(۳) آیه... وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَمَّآ أُنذِرُوا۟ مُعْرِضُونَآیهٔ ۳ (در رابطه با انکار حق بودن آفرینش و اجل داشتن آن)

(۶) آیه... وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُوا۟ لَهُمْ أَعْدَآءًۭ وَكَانُوا۟ بِعِبَادَتِهِمْ كَٰفِرِينَآیهٔ ۶ (کفر در قیامت نسبت به عبادت دنیائی بت ها)

(۱۱) آیه... و قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلَّذِينَسورهٔ مریم، آیهٔ ۷۳ آمنوا لوکان خیراً ماسبوونا (الیه... در رابطه با ناسپاسی به قرآن)

(۷) آیه... وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٍۢ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ هَٰذَا سِحْرٌۭ مُّبِينٌآیهٔ ۷ (در رابطه با کفران نعمت قرآن)

(۱۰) آیه... قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِۦآیهٔ ۱۰... (در رابطه با کفران نعمت قرآن)

(۲۰) آیه... وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِآیهٔ ۲۰... كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّآیهٔ ۲۰ و بما كنتم تفسقون (در برابر ایمان)

(۳۴) آیه... وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ أَلَيْسَ هَٰذَا بِٱلْحَقِّآیهٔ ۳۴... (در رابطه با آتش)

ویژگی‌های کافران

الف- انکار آیات و سحر نامیدن آن

(۷) آیه... وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٍۢ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ هَٰذَا سِحْرٌۭ مُّبِينٌآیهٔ ۷

(۱۰) آیه... قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِۦسورهٔ فصلت، آیهٔ ۵۲

ب - دروغ و افسانه پیشین نامیدن آیات¹ آیه (۱۷)... ما هذالا اساطیر الاولین. فَسَيَقُولُونَ هَٰذَآ إِفْكٌۭ قَدِيمٌۭآیهٔ ۱۱ آیه (۲۲) قالوا اجتننا لتأفکنا عن الهتنا...

الأحقاف · آیه ۱۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَٱلَّذِى قَالَ لِوَٰلِدَيْهِ أُفٍّۢ لَّكُمَآ أَتَعِدَانِنِىٓ أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ ٱلْقُرُونُ مِن قَبْلِى وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ ٱللَّهَ وَيْلَكَ ءَامِنْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ

و آن كس كه به پدر و مادر خود گويد: «اف بر شما، آيا به من وعده مى‌دهيد كه زنده خواهم شد و حال آنكه پيش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند.» و آن دو به [درگاه‌] خدا زارى مى‌كنند: «واى بر تو، ايمان بياور. وعده [و تهديد] خدا حق است.» و[لى پسر] پاسخ مى‌دهد: «اينها جز افسانه‌هاى گذشتگان نيست.»

الأحقاف · آیه ۲۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قَالُوٓا۟ أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ ءَالِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ

گفتند: «آيا آمده‌اى كه ما را از خدايانمان برگردانى؟ پس اگر راست مى‌گويى، آنچه به ما وعده مى‌دهى [بر سرمان‌] بياور.»

ج - انكار لجبازانه و استهزای آیات آیه (۲۶)... یجححدون بآیات ٱللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦآیهٔ ۲۶ یستهزؤن

الأحقاف · آیه ۲۶ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَلَقَدْ مَكَّنَّٰهُمْ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًۭا وَأَبْصَٰرًۭا وَأَفْـِٔدَةًۭ فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَآ أَبْصَٰرُهُمْ وَلَآ أَفْـِٔدَتُهُم مِّن شَىْءٍ إِذْ كَانُوا۟ يَجْحَدُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ

و به راستى در چيزهايى به آنان امكانات داده بوديم كه به شما در آنها [چنان‌] امكاناتى نداده‌ايم، و براى آنان گوش و ديده‌ها و دلهايى [نيرومندتر از شما] قرار داده بوديم، و[لى‌] چون به نشانه‌هاى خدا انكار ورزيدند [نه‌] گوششان و نه ديدگانشان و نه دلهايشان، به هيچ وجه به دردشان نخورد، و آنچه ريشخندش مى‌كردند به سرشان آمد.

د - استكبار آیه (۱۰) قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِۦسورهٔ فصلت، آیهٔ ۵۲... و استكبرتم فَٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ ٱلْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّآیهٔ ۲۰

الأحقاف · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٌۭ مِّنۢ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثْلِهِۦ فَـَٔامَنَ وَٱسْتَكْبَرْتُمْ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ

بگو: «به من خبر دهيد، اگر اين [قرآن‌] از نزد خدا باشد و شما بدان كافر شده باشيد و شاهدى از فرزندان اسرائيل به مشابهت آن [با تورات‌] گواهى داده و ايمان آورده باشد، و شما تكبّر نموده باشيد [آيا باز هم شما ستمكار نيستيد؟] البته خدا قوم ستمگر را هدايت نمى‌كند.»

ر - فسق آیه (۲۰)... و بما كنتم تفسقون فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْفَٰسِقُونَآیهٔ ۳۵

الأحقاف · آیه ۲۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَٰتِكُمْ فِى حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنْيَا وَٱسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ ٱلْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ

و آن روز كه آنهايى را كه كفر ورزيده‌اند، بر آتش عرضه مى‌دارند [به آنان مى گويند:] «نعمتهاى پاكيزه خود را در زندگى دنيايتان [خودخواهانه‌] صَرف كرديد و از آنها برخوردار شديد؛ پس امروز به [سزاى ]آنكه در زمين بناحق سركشى مى‌نموديد و به سبب آنكه نافرمانى مى‌كرديد، به عذاب خفت‌[آور] كيفر مى‌يابيد.»

ز - الهه پرستی آیه (۲۲) قالوا اجتننا لتأفکنا عن الهتنا... فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرْبَانًا ءَالِهَةًۢآیهٔ ۲۸

الأحقاف · آیه ۲۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قَالُوٓا۟ أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ ءَالِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ

گفتند: «آيا آمده‌اى كه ما را از خدايانمان برگردانى؟ پس اگر راست مى‌گويى، آنچه به ما وعده مى‌دهى [بر سرمان‌] بياور.»

*

عذاب - با ویژگی‌هایی که از کافران برشمرده شد، انتظاری جز عذاب که نتیجه مستقیم عملکرد خودشان می‌باشد نمی‌رود. به همین خاطر در این سوره ۵ بار بر عذاب کافران تصریح شده است: فَٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ ٱلْهُونِآیهٔ ۲۰ إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢآیهٔ ۲۱ آیه (۲۴) بل هوما استعجلتم به رِيحٌۭ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌۭآیهٔ ۲۴ آیه (۳۱)... و يجركم من عذاب اليم فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَآیهٔ ۳۴

الأحقاف · آیه ۳۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

يَٰقَوْمَنَآ أَجِيبُوا۟ دَاعِىَ ٱللَّهِ وَءَامِنُوا۟ بِهِۦ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ

اى قوم ما، دعوت‌كننده خدا را پاسخ [مثبت‌] دهيد و به او ايمان آوريد تا [خدا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و از عذابى پر درد پناهتان دهد.

  1. هرچند کافران دیدشان منحصراً متوجه زمان حال و زندگی دنیاست و گذشته و آینده را نادیده گرفته و پیام رسول را اساطیر الاولین «وافک قدیم» می‌خوانند اما در دو مثالی که در این سوره از فرزند صالح یک خانواده و گروهی بیگانه می‌زند، درهر دو مورد توجه به گذشته و آینده را مورد تأکید قرار می‌دهد. فرزند صالح هم قدرشناس زحمات پدر و مادر است (گذشته) و هم اصلاح ذریه خود را از خدا طلب می‌نماید (آینده). همچنین گروه بیگانه هم به نزول کتاب در زمان موسی توجه دارند (گذشته تاریخ) و هم به آینده قیامت (يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْآیهٔ ۳۱).

ارتباط سوره‌های احقاف و محمد (۴۶ و ۴۷)

این دو سوره فصل مشترک میان دو مجموعه به شمار می‌روند؛ «احقاف» آخرین سوره از مجموعه سوره‌های دارای حروف مقطعه «حم» (مجموعه حواميم که وجه مشترک میان آنها تنزیل کتاب از جانب خداوند عزیز و حکیم است و دو سرچشمه رحمت و حکمت را نشان می‌دهد)، و سوره محمد اولین سوره از مجموعه «عملکرد مردم دربرابر ولایت رسول الله» است که نقش مردم را (اعم از مؤمن و منافق و کافر) از جهت اطاعت یا عصیان دربرابر آن حضرت بیان می‌کند. این دو مجموعه که یکی در باره کتاب تنزیل یافته و دیگری درباره پیاده کننده آن (رسول) سخن می‌گوید با یکدیگر تناسب و تجانس داشته بین سوره‌های آن، که دو سوره موردنظر نیز از آن جمله‌اند، هماهنگی و پیوند همسایگی وجود دارد.

آنچه در نگاه نخست جلب نظر می‌کند، وفور جمله: «الذین کفروا» در هر دو سوره است که ۵ بار در سوره «احقاف» و ۷ بار در سوره «محمد» تکرار شده است؛ این تعداد به اضافه مشتقات دیگر کلمه «کفر» نشان می‌دهد که موضوع عملکرد «کافران» محور اصلی هر دو سوره می‌باشد. با این تفاوت که در سوره احقاف افکار و اعتقادات شرک‌آمیز آنان مورد تحلیل قرار گرفته و در سوره محمد اعمال بازدارنده شان از راه خدا زمینه‌ساز و توجیه کننده دستور مقابله جدی علیه آنان گردیده است.

نگاهی سطحی به سوره احقاف نشان می‌دهد ۱۴ آیه نخست ۲ و آیات ۲۶ تا ۲۸ و سه آیه آخر ۱ درباره همان کافرانی است که در سوره محمد فرمان قتال با آنها صادر گردیده است. اتصال این دو سوره نیز مؤید استناط فوق می‌باشد. دو آیه انتهایی سوره احقاف از عرضه کافران بر آتش (در روز قیامت) و همچنین دستور صبر و مقاومت به پیامبر در برابر انکار و تکذیب و توطئه کافران سخن می‌گوید و اولین آیه سوره محمد درباره کافرانی است که مردم را از خدا بازداشتند، یعنی حلقه ارتباطی و «واسطه العقد» هر دو سوره کاملاً طبیعی و منطقی می‌باشد.

۱. به غیر از ۹ سوره بلند ابتدای قرآن در هیچ سوره‌ای چنین نسبتی وجود ندارد.

۲. که به فاصله یک سال پس از سوره محمد نازل شده است.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۵ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 5 connected thematic groups.

۱کتاب حق و ناتوانی معبودهاآیات ۱–۶

حمٓ

حاء، ميم.

تَنزِيلُ ٱلْكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِ

فرو فرستادن اين كتاب، از جانب خداى ارجمند حكيم است.

مَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۚ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَمَّآ أُنذِرُوا۟ مُعْرِضُونَ

[ما] آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق و [تا] زمانى معيّن نيافريديم، و كسانى كه كافر شده‌اند، از آنچه هشدار داده شده‌اند رويگردانند.

قُلْ أَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِى مَاذَا خَلَقُوا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌۭ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ ۖ ٱئْتُونِى بِكِتَٰبٍۢ مِّن قَبْلِ هَٰذَآ أَوْ أَثَٰرَةٍۢ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

بگو: «به من خبر دهيد، آنچه را به جاى خدا فرا مى‌خوانيد به من نشان دهيد كه چه چيزى از زمين [را] آفريده يا [مگر] آنان را در [كار] آسمانها مشاركتى است؟ اگر راست مى‌گوييد، كتابى پيش از اين [قرآن ]يا بازمانده‌اى از دانش نزد من آوريد.»

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ وَهُمْ عَن دُعَآئِهِمْ غَٰفِلُونَ

و كيست گمراه‌تر از آن كس كه به جاى خدا كسى را مى‌خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمى‌دهد، و آنها از دعايشان بى‌خبرند؟

وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُوا۟ لَهُمْ أَعْدَآءًۭ وَكَانُوا۟ بِعِبَادَتِهِمْ كَٰفِرِينَ

و چون مردم محشور گردند، دشمنان آنان باشند و به عبادتشان انكار ورزند.

۲تکذیب قرآن و استقامت مؤمنانآیات ۷–۱۴

وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٍۢ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ هَٰذَا سِحْرٌۭ مُّبِينٌ

و چون آيات روشن ما بر ايشان خوانده شود، آنان كه چون حقيقت به سويشان آمد منكر آن شدند، گفتند: «اين سحرى آشكار است.»

أَمْ يَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ ۖ قُلْ إِنِ ٱفْتَرَيْتُهُۥ فَلَا تَمْلِكُونَ لِى مِنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ ۖ كَفَىٰ بِهِۦ شَهِيدًۢا بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ ۖ وَهُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ

يا مى‌گويند: «اين [كتاب‌] را بربافته است.» بگو: «اگر آن را بربافته باشم؛ در برابر خدا اختيار چيزى براى من نداريد. او آگاه‌تر است به آنچه [با طعنه‌] در آن فرو مى‌رويد. گواه بودن او ميان من و شما بس است، و اوست آمرزنده مهربان.»

قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًۭا مِّنَ ٱلرُّسُلِ وَمَآ أَدْرِى مَا يُفْعَلُ بِى وَلَا بِكُمْ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَىَّ وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ

بگو: «من از [ميان‌] پيامبران، نودرآمدى نبودم و نمى‌دانم با من و با شما چه معامله‌اى خواهد شد. جز آنچه را كه به من وحى مى‌شود، پيروى نمى‌كنم؛ و من جز هشداردهنده‌اى آشكار [بيش‌] نيستم.»

قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٌۭ مِّنۢ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثْلِهِۦ فَـَٔامَنَ وَٱسْتَكْبَرْتُمْ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ

بگو: «به من خبر دهيد، اگر اين [قرآن‌] از نزد خدا باشد و شما بدان كافر شده باشيد و شاهدى از فرزندان اسرائيل به مشابهت آن [با تورات‌] گواهى داده و ايمان آورده باشد، و شما تكبّر نموده باشيد [آيا باز هم شما ستمكار نيستيد؟] البته خدا قوم ستمگر را هدايت نمى‌كند.»

وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَوْ كَانَ خَيْرًۭا مَّا سَبَقُونَآ إِلَيْهِ ۚ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا۟ بِهِۦ فَسَيَقُولُونَ هَٰذَآ إِفْكٌۭ قَدِيمٌۭ

و كسانى كه كافر شدند، به آنان كه گرويده‌اند گفتند: «اگر [اين دين‌] خوب بود، بر ما بدان پيشى نمى‌گرفتند.» و چون بدان هدايت نيافته‌اند، به زودى خواهند گفت: «اين دروغى كهنه است.»

وَمِن قَبْلِهِۦ كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامًۭا وَرَحْمَةًۭ ۚ وَهَٰذَا كِتَٰبٌۭ مُّصَدِّقٌۭ لِّسَانًا عَرَبِيًّۭا لِّيُنذِرَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَبُشْرَىٰ لِلْمُحْسِنِينَ

و [حال آنكه‌] پيش از آن، كتاب موسى، راهبر و [مايه‌] رحمتى بود؛ و اين [قرآن‌] كتابى است به زبان عربى كه تصديق‌كننده [آن‌] است، تا كسانى را كه ستم كرده‌اند هشدار دهد و براى نيكوكاران مژده‌اى باشد.

إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسْتَقَٰمُوا۟ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

محققاً كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ايستادگى كردند، بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد.

أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ

ايشان اهل بهشتند كه به پاداش آنچه انجام مى‌دادند جاودانه در آن مى‌مانند.

۳والدین و دو سرنوشت انسانیآیات ۱۵–۲۰

وَوَصَّيْنَا ٱلْإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيْهِ إِحْسَٰنًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُۥ كُرْهًۭا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًۭا ۖ وَحَمْلُهُۥ وَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةًۭ قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِىٓ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ ٱلَّتِىٓ أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَىَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَٰلِحًۭا تَرْضَىٰهُ وَأَصْلِحْ لِى فِى ذُرِّيَّتِىٓ ۖ إِنِّى تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّى مِنَ ٱلْمُسْلِمِينَ

و انسان را [نسبت‌] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم. مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنيا آورد. و باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است، تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد، مى‌گويد: «پروردگارا، بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى سپاس گويم و كار شايسته‌اى انجام دهم كه آن را خوش دارى، و فرزندانم را برايم شايسته گردان؛ در حقيقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‌پذيرانم.»

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا۟ وَنَتَجَاوَزُ عَن سَيِّـَٔاتِهِمْ فِىٓ أَصْحَٰبِ ٱلْجَنَّةِ ۖ وَعْدَ ٱلصِّدْقِ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يُوعَدُونَ

اينانند كسانى كه بهترين آنچه را انجام داده‌اند از ايشان خواهيم پذيرفت و از بديهايشان درخواهيم گذشت؛ در [زمره‌] بهشتيانند؛ [همان‌] وعده راستى كه بدانان وعده داده مى‌شده است.

وَٱلَّذِى قَالَ لِوَٰلِدَيْهِ أُفٍّۢ لَّكُمَآ أَتَعِدَانِنِىٓ أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ ٱلْقُرُونُ مِن قَبْلِى وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ ٱللَّهَ وَيْلَكَ ءَامِنْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ

و آن كس كه به پدر و مادر خود گويد: «اف بر شما، آيا به من وعده مى‌دهيد كه زنده خواهم شد و حال آنكه پيش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند.» و آن دو به [درگاه‌] خدا زارى مى‌كنند: «واى بر تو، ايمان بياور. وعده [و تهديد] خدا حق است.» و[لى پسر] پاسخ مى‌دهد: «اينها جز افسانه‌هاى گذشتگان نيست.»

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُ فِىٓ أُمَمٍۢ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ خَٰسِرِينَ

آنان كسانى‌اند كه گفتار [خدا] عليه ايشان -همراه با امتهايى از جنيان و آدميان كه پيش از آنان روزگار به سر بردند- به حقيقت پيوست، بى‌گمان آنان زيانكار بودند.

وَلِكُلٍّۢ دَرَجَٰتٌۭ مِّمَّا عَمِلُوا۟ ۖ وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَٰلَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

و براى هر يك در [نتيجه‌] آنچه انجام داده‌اند درجاتى است، و تا [خدا پاداش‌] اعمالشان را تمام بدهد؛ و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.

وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَٰتِكُمْ فِى حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنْيَا وَٱسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ ٱلْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ

و آن روز كه آنهايى را كه كفر ورزيده‌اند، بر آتش عرضه مى‌دارند [به آنان مى گويند:] «نعمتهاى پاكيزه خود را در زندگى دنيايتان [خودخواهانه‌] صَرف كرديد و از آنها برخوردار شديد؛ پس امروز به [سزاى ]آنكه در زمين بناحق سركشى مى‌نموديد و به سبب آنكه نافرمانى مى‌كرديد، به عذاب خفت‌[آور] كيفر مى‌يابيد.»

۴هود و سرگذشت احقافآیات ۲۱–۲۸

۞ وَٱذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُۥ بِٱلْأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦٓ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ

و برادر عاديان را به ياد آور، آنگاه كه قوم خويش را در ريگستان بيم داد -در حالى كه پيش از او و پس از او [نيز] قطعاً هشداردهندگانى گذشته بودند- كه: «جز خدا را مپرستيد؛ واقعاً من بر شما از عذاب روزى هولناك مى‌ترسم.»

قَالُوٓا۟ أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ ءَالِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ

گفتند: «آيا آمده‌اى كه ما را از خدايانمان برگردانى؟ پس اگر راست مى‌گويى، آنچه به ما وعده مى‌دهى [بر سرمان‌] بياور.»

قَالَ إِنَّمَا ٱلْعِلْمُ عِندَ ٱللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِۦ وَلَٰكِنِّىٓ أَرَىٰكُمْ قَوْمًۭا تَجْهَلُونَ

گفت: «آگاهى فقط نزد خداست، و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم، ولى من شما را گروهى مى‌بينم كه در جهل اصرار مى‌ورزيد.»

فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًۭا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا۟ هَٰذَا عَارِضٌۭ مُّمْطِرُنَا ۚ بَلْ هُوَ مَا ٱسْتَعْجَلْتُم بِهِۦ ۖ رِيحٌۭ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

پس چون آن [عذاب‌] را [به صورت‌] ابرى روى‌آورنده به سوى واديهاى خود ديدند، گفتند: «اين ابرى است كه بارش‌دهنده ماست.» [هود گفت: «نه،] بلكه همان چيزى است كه به شتاب خواستارش بوديد: بادى است كه در آن عذابى پر درد [نهفته‌] است.

تُدَمِّرُ كُلَّ شَىْءٍۭ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا۟ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمْ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْقَوْمَ ٱلْمُجْرِمِينَ

همه چيز را به دستور پروردگارش بنيان‌كن مى‌كند.» پس چنان شدند كه جز سراهايشان ديده نمى‌شد. اين چنين گروه بدكاران را سزا مى‌دهيم.

وَلَقَدْ مَكَّنَّٰهُمْ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًۭا وَأَبْصَٰرًۭا وَأَفْـِٔدَةًۭ فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلَآ أَبْصَٰرُهُمْ وَلَآ أَفْـِٔدَتُهُم مِّن شَىْءٍ إِذْ كَانُوا۟ يَجْحَدُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ

و به راستى در چيزهايى به آنان امكانات داده بوديم كه به شما در آنها [چنان‌] امكاناتى نداده‌ايم، و براى آنان گوش و ديده‌ها و دلهايى [نيرومندتر از شما] قرار داده بوديم، و[لى‌] چون به نشانه‌هاى خدا انكار ورزيدند [نه‌] گوششان و نه ديدگانشان و نه دلهايشان، به هيچ وجه به دردشان نخورد، و آنچه ريشخندش مى‌كردند به سرشان آمد.

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُم مِّنَ ٱلْقُرَىٰ وَصَرَّفْنَا ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ

و بى‌گمان، همه شهرهاى پيرامون شما را هلاك كرده و آيات خود را گونه‌گون بيان داشته‌ايم، اميد كه آنان بازگردند.

فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرْبَانًا ءَالِهَةًۢ ۖ بَلْ ضَلُّوا۟ عَنْهُمْ ۚ وَذَٰلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ

پس چرا آن كسانى را كه غير از خدا، به منزله معبودانى، براى تقرّب [به خدا] اختيار كرده بودند، آنان را يارى نكردند بلكه از دستشان دادند؟ و اين بود دروغ آنان و آنچه برمى‌بافتند.

۵ایمان جن و فرمان صبرآیات ۲۹–۳۵

وَإِذْ صَرَفْنَآ إِلَيْكَ نَفَرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقُرْءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓا۟ أَنصِتُوا۟ ۖ فَلَمَّا قُضِىَ وَلَّوْا۟ إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ

و چون تنى چند از جِن را به سوى تو روانه كرديم كه قرآن را بشنوند؛ پس چون بر آن حاضر شدند [به يكديگر] گفتند: «گوش فرا دهيد.» و چون به انجام رسيد، هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند.

قَالُوا۟ يَٰقَوْمَنَآ إِنَّا سَمِعْنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعْدِ مُوسَىٰ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِىٓ إِلَى ٱلْحَقِّ وَإِلَىٰ طَرِيقٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ

گفتند: «اى قوم ما، ما كتابى را شنيديم كه بعد از موسى نازل شده [و] تصديق‌كننده [كتابهاى‌] پيش از خود است، و به سوى حق و به سوى راهى راست راهبرى مى‌كند.

يَٰقَوْمَنَآ أَجِيبُوا۟ دَاعِىَ ٱللَّهِ وَءَامِنُوا۟ بِهِۦ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ

اى قوم ما، دعوت‌كننده خدا را پاسخ [مثبت‌] دهيد و به او ايمان آوريد تا [خدا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و از عذابى پر درد پناهتان دهد.

وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِىَ ٱللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءُ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ

و كسى كه دعوت‌كننده خدا را اجابت نكند، در زمين درمانده‌كننده [خدا] نيست و در برابر او دوستانى ندارد. آنان در گمراهى آشكارى‌اند.

أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَلَمْ يَعْىَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحْۦِىَ ٱلْمَوْتَىٰ ۚ بَلَىٰٓ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ

مگر ندانسته‌اند كه آن خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده و در آفريدن آنها درمانده نگرديد؛ مى‌تواند مردگان را [نيز] زنده كند؟ آرى، اوست كه بر همه چيز تواناست.

وَيَوْمَ يُعْرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ أَلَيْسَ هَٰذَا بِٱلْحَقِّ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ وَرَبِّنَا ۚ قَالَ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ

و روزى كه كافران بر آتش عرضه مى‌شوند [از آنان مى‌پرسند:] «آيا اين راست نيست؟» مى‌گويند: «سوگند به پروردگارمان كه آرى.» مى‌فرمايد: «پس به [سزاى‌] آنكه انكار مى‌كرديد عذاب را بچشيد.»

فَٱصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُو۟لُوا۟ ٱلْعَزْمِ مِنَ ٱلرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ ۚ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوٓا۟ إِلَّا سَاعَةًۭ مِّن نَّهَارٍۭ ۚ بَلَٰغٌۭ ۚ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْفَٰسِقُونَ

پس همان گونه كه پيامبران نستوه، صبر كردند، صبر كن، و براى آنان شتابزدگى به خرج مده. روزى كه آنچه را وعده داده مى‌شوند بنگرند، گويى كه آنان جز ساعتى از روز را [در دنيا] نمانده‌اند؛ [اين‌] ابلاغى است. پس آيا جز مردم نافرمان هلاكت خواهند يافت؟

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source