«انعام» (۶)
الف - مضمون و مفاد سوره
در این مورد به تعریف مختصر و جامعی که در کتاب «سیر تحول قرآن (جلد دوم)» شده است اشاره میکنیم:
خصوصیت ممتاز و سراسری سوره لحن جدلي آن (Polemique) یعنی ایرادگیری و جوابگویی به معتقدات و دعاوی مشرکین و ارائه تعلمات و نظرهای توصیفی است. شاید در هیچ سورهای (در یونس هم زیاد است) این اندازه کلمه «قل» (۴۴) بار) نیامده باشد. این جدل که متضمن رد استدلالی نظریات آنها و معرفی معتقدات و دستورهای اسلام است در اطراف دو مسئله میباشد: ۱- مسئله توحید و توصیف خدا و حقیقت وحی و نبوت پیغمبر، ۲- مسئله تحریم تحمیلی یک سلسله مأکولات...
به این ترتیب این محتوای اصلی این سوره مسائل توحیدی (به معنای اعم) است که با استدلال و برهان، شرک و بت پرستی را نفی میکند. از این نظر، محور اصلی این سوره مسائل اعتقادی (ایدئولوژیک) در زمینههای توحید، نبوت و قیامت میباشد و در مقایسه با سایر سورههای قرآن ویژگی مستقل و ممتازی دارد.
ب - اهمیت سوره
از گذشته این رسم و سنت پسندیده در خانوادههای اصیل مذهبی معمول بوده است که به مناسبتهای مختلف سوره انعام را به عنوان شکرگزاری یا توجه و تذکر قرائت میکردند. بدون تردید دستور اولیه و انگیزه اصلی این کار آگاهی و اشعار به نعمات بیپایان
الهی و خالص گشتن از پیرایههای شرک و دنیاپرستی بوده است، چرا که تأکید روی «انعام» الهی و تبیین مسائل توحیدی در این سوره بالاترین نسبت را در قرآن دارد، احتمالاً جلسات قرائت سوره انعام، در گذشته با مهمانی و اطعام مستمندان (به عنوان شکرگزاری) همراه بوده است، اما به مرور زمان، به دلائل مختلفی که اهم آن دوری از فرهنگ قرآنی و بیکانگی با زبان عربی بوده است، همانند بسیاری از سنتهای نیکو، محتوای آن به دست فراموشی سپرده شده و قالب و ظاهر آن رونق و اعتبار یافته است، بطوریکه امروزه بسیاری از جلسات ختم انعام که به صورت پارتی و مهمانی اغنیاء درآمده، به عنوان نذر و نیاز و رفع گرفتاریها و مشکلات شخصی تشکیل میشود. در این گونه جلسات، الفاظ سوره به عنوان سلسله اورادی، بدون آنکه به معنا و مقصود آن توجه شود، به نوبت و به سرعت قرائت میشود سپس بقیه وقت جلسه که باید به عبرت گیری و تجزیه تحلیل آیات قرائت شده صرف گردد، به گفتگوهای اغلب بی حاصل و پذیرائیهای مفصل و اسرافی صرف میگردد.
اگر به جای این تشریفات، در آیات این سوره تدبر و تفحص شود، روح توحید در انسان زنده گشته آثار شرک و خودخواهیهای گمراه کننده زائل میگردد. به خصوص در دنیای امروز، در مواجهه و مقابله با افکار و مکاتب مادی و ایدئولوژیهای بشر ساخته، این سوره میتواند بیدارکننده و احیاگر مسلمانان باشد. در عظمت این سوره همین بس که روایت شده «سوره انعام را ۷۰ هزار فرشته به هنگام نزول بدرقه کردند و کسی که آنرا بخواند تمام فرشتگان برای او آمرزش مینمایند.»
ج - سال نزول
اغلب مفسرین این سوره را به دلیل سیاق واحد و اتصال و ارتباط آیاتش که عمدتاً در مورد مشرکین است، مکی میدانند، البته تعدادی از مفسرین نیز بین ۲ تا ۶ آیه را مدنی گرفتهاند. اما جداول کتاب «سیر تحول قرآن» نشان میدهد که کمتر از یک سوم سوره مکی (سال ۱۰ بعثت) است و دوسوم بقیه مربوط به سالهای ۶ و ۱۰ هجری میباشد (۹۲ آیه سال ۶ هجری و ۲۰ آیه سال ۱۰ هجری).
جدول زیر ترتیب نزول گروههای هشت گانه این سوره را نشان میدهد:
| ۱- آیات ۱ | ۴- سال نزول ۱۰ | بغثت | موضوع جدال توحیدی، نبوت و آخرت |
|---|---|---|---|
| ۲- ۳۱ | ۴- ۳۱ | ۶ هجری | بامختصری تشریع |
| ۳- ۷۴ | ۴- ۸۲ | ۱۰ ب | |
| ۴- ۸۳ | ۴- ۱۰۴ | ۶ ۸ |
| ۰ - ۱۰۵ - ۱۱۷ سال نزول ۱۰ ب | موضوع جدال توحیدی، نبوت و آخرت |
|---|---|
| ۶ - ۱۱۸ + ۱۳۴ | ۶ ب |
| ۷ - ۱۳۵ + ۱۵۴ | ۱۰ هـ |
| ۸ - ۱۵۵ + ۱۶۵ | ۶ هـ |
همانطور که ملاحظه میشود، گروههای همزمان کاملاً از یکدیگر تفکیک شده و به طور مرتبی یک در میان مخلوط شدهاند، در حالیکه مطابق نظم بشری لازم بود خلاف این شیوه عمل میشد. این سیستم را قبلاً در سورههای بقره، آل عمران، نساء و مائده مشاهده کردیم، البته در این سوره تنوع موضوعات کمتر به چشم میخورد و محور اصلی همان جدالهای توحیدی میباشد (با این تفاوت که این جدالها در دوران مدینه با مختصری بحثهای تشریحی همراه شده است).
د- شناخت سوره از طریق فرهنگ کلمات
یکی از راههای شناخت سورههای بلند قرآن بررسی درصد کلمات به کار رفته در آن سوره است. فقدان یا وفور هر کلمه در هر سوره معنای خاصی دارد که از طریق متوسط گیری آماری میتوان به آن دست یافت. فرضاً اگر حجم یک سوره %۵ کل قرآن باشد از نظر آماری در شرایط مساوی لازم است از هر واژه تنها %۵ آن در سوره مورد نظر به کار رفته باشد. امّا اگر این نسبت فرضاً تبدیل به %۵۰ شده باشد، در مورد واژه مورد نظر باید مطالعه و بررسی کرد، این نسبت نشان میدهد که سوره روی چه موضوعاتی توجه دارد و از چه کلماتی استفاده کرده است. مثلاً در سوره نساء مشاهده میکنیم کلمات: وصیت، ولد، یتامین، منافقین، سبیل و... بالاترین رقم را در قرآن دارد. از اینجا میفهمیم که این سوره مثلاً در مورد خانواده و ارحام و مردم شناسی میباشد، به همین نحو اگر خواسته باشیم در سوره انعام آمار گیری نمائیم، با توجه به اینکه محور اصلی سوره، جدال توحیدی و حجیت و دلیل و برهان و منطق در برابر مشرکین میباشد، به نتایج ذیل میرسیم.
برخی از کلمات از جهت منفی و برخی از جهت مثبت محتوای سوره را نشان میدهند که به ترتیب به ذکر آن میپردازیم. همانطور که اشاره شد، این کلمات در سوره انعام بیشتر از سایر سورههای قرآن به کار رفته است:
| ترکیب / موضوع | شمار (طبق متن) |
|---|---|
| شرک (مشتقات) | ۲۹ |
| لایؤمنون | ۸ |
| ظلمات | ۶ (از ۲۳ در کل قرآن) |
| افتری / افتراء (مشتقات) | ۹ (از ۶۰) |
| کذب (مشتقات) | ۲۱ |
| ضلالت (مشتقات) | ۱۲ |
| فمن اظلم ممن افتری | ۳ |
| علم (منفی) | ۶ |
| زعم | ۵ (از ۱۷) |
| تخرصون | ۲ (از ۵) |
| اهواء | ۴ |
| زُیّن | ۴ |
| شیاطین (جمع) | ۳ |
| قل (فرمان) | ۴۴ |
| ذر (مشتقات) | ۸ |
| ولو شاء | ۶ |
| شاء | ۸ |
| وکیل (تأکید آزادی) | ۳ |
| حفیظ | ۲ |
| صراط مستقیم | ۴ |
| انعام | ۶ |
| ربک | ۱۷ |
| ربهم | ۱۰ |
| شیء | ۲۰ |
| سموات | ۸ |
۱- شرک - مشتقات این کلمه با ۲۹ بار تکرار در این سوره بالاترین رقم را، با اختلاف زیاد نسبت به سایر سورهها، در قرآن دارد و نشان میدهد که محور اساسی مباحث این سوره مبارزه با انواع شرک است.
۲- ایمان - در حالیکه مشتقات کلمه ایمان در این سوره (نسبت به سایر سورههای بلند قرآن) به طور چشمگیری کم و ناچیز است، همین مقدار کم هم عمدتاً به طور منفی به کار رفته است. بطوریکه عبارت «لایؤمنون» با ۸ بار تکرار بالاترین رقم را در قرآن دارد و کلمه «بؤمنوا» هم در تمامی موارد با حروف نفی: لا - لم - ما کانوا به کار رفته است.
۳- ظلمات - از ۲۳ مورد کلمه «ظلمات» در قرآن ۶ مورد (۲۵٪) آن در این سوره میباشد که بالاترین رقم را دارد، منظور از ظلمات انواع تاریکیهای جهل و گمراهی و ظلم و ضلالت و غیره میباشد.
۴- افتری - برخی از مشتقات کلمه افتراء (از جمله: افتری، افتراء، یفترون) و همچنین در مجموع مشتقات، این سوره مقام اول را دارد (۱۵٪ کل قرآن - ۹ مورد از ۶۰ مورد کل).
۵- کذب - مشتقات این کلمه ۲۱ بار در سوره انعام به کار رفته که از همه سورهها بیشتر است (به استثنای سوره «الرحمن» که اگر ترجیح بند تکراری «فباء الاء ریکما تکذبان» را که ۳۱ بار به کار رفته به حساب بیاوریم مقام اول را دارد).
۶- ضلالت - مشتقات این کلمه با ۱۲ بار تکرار پس از سوره نساء (۱۶ بار) در قرآن مقام دوم را دارد.
۷- ظلم - برخی از مشتقات این واژه مثل «ظالمون» و «اظلم» در این سوره اول است. عبارت «…فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ…آیهٔ ۱۴۴» سه بار در این سوره تکرار شده است. ظلم وضلالت و کذب و افتری از مشخصات بارز مشرکین مورد بحث سوره میباشد.
۸- بغيرعلم - از مشخصات مشرکین این است که تکیه گاه علمی برای نظریات گمراهانه خود ندارند. کلمه «علم» ۶ بار به صورت منفی در این سوره به کار رفته که از همه سورهها بیشتر است.
۹- زعم - خرص - اهواء - هریک از این واژههای سه گانه که معرف عملکردی متکی بر گمان و پندار و تمایلات نفسانی و دور از علم و دانش میباشد، در این سوره بالاترین رقم را در قرآن دارد (زعم ۵ بار از ۱۷ بار - تخرصون ۲ بار از ۵ بار - اهواء ۴ بار در کل). معنای زعم، پندار و گمان و معنای «خرص» سخن گفتن از روی حدس و تخمین میباشد. «اهواء» نیز (که جمع هوی است) به تمایلات و نظریات نششت گرفته از هوسها و خواستههای دنیائی گفته میشود.
۱۰- زُیّن - علیرغم جهل و نادانی و انحرافات متعدد، اعمال مشرکین به نظر خودشان کاملاً نیکو جلوه میکند، تزئین اعمال و خوب به نظر رسیدن آن از اشتباهات دیگر مشرکین است. در سوره انعام ۴ بار این اشتباه مورد تحلیل قرار گرفته که بالاترین نسبت در قرآن
میباشد.
۱۱- شیاطین - این کلمه (به صورت جمع) سه بار در سوره انعام به کار رفته است که بالاترین نسبت را دارد.
۱۲- جرم - معنای جرم گناهانی است که از قطع رابطه با خدا و بریدن از معنویات حاصل میگردد. از مشتقات این کلمه در سورههای قبل (بقره - آل عمران - نساء و مائده) اصلاً به کار نرفته است، در حالیکه در این سوره کلمه مجرمین بعد از سورههای شماره ۱۰ و ۱۱ بالاترین نسبت را دارد.
۱۳- خَسَرَ - این کلمه که از خسران و زیان مشرکین حکایت میکند (به صورت ریشه کلمه، «خَسَرَ») بالاترین نسبت را در قرآن دارد.
جهات مثبت
علاوه بر کلمات منفی ذکر شده، کلمات دیگری نیز در این سوره به وفور به کار رفته است که هر کدام منظور و معنای به خصوصی را افاده مینماید. از جمله:
۱- آیه - در این سوره تکیه روی کلمه «آیه» با توجه به محتوای سوره که ارائه منطق و دلیل در جدال با مشرکین است، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. خداوند آیات خود را علیرغم اعراض و بی اعتنائی منکرین در جلوههای متنوع در این سوره به نمایش گذارده است، بطوریکه در مجموع ۳۲ بار ترکیبات این کلمه به کار رفته که از همه سورههای قرآن بیشتر است.
۲- صرف - فصّل - صدف - در رابطه با کلمه «آیه»، کلمات دیگری نیز مطرح شده است که هر کدام با نسبت قاطعی بالاترین رقم را در کل قرآن دارند. معنای صَرْفَ (نُصَرّف الآيات) تنوع کیفیت و شکل ارائه آیات متناسب با استعدادها، سلیقهها، درک و فهمها و ظرفیتهای مختلف انسانها میباشد. معنای فصّل (نُفَصّل الآيات) توضیح و تفصیل و شرح دقیق آیات برای روشن کردن اذهان مردم میباشد که مخالف آن اجمال میباشد. عکس العمل مشرکین در برابر این تنوع و تفصیل، اعراض شدید و بی اعتنائی کامل میباشد که معنای جامع این حالت را قرآن با کلمه صَدَفَ (یصدفون) معرفی کرده است. همانطور که معنای «تصادف» تقابل و برخورد شدید است، مفهوم «صدف عن آیات» اعراض و مقابله شدید نسبت به نشانههای الهی میباشد.
(کلمه صَدَف ۴ بار از ۵ بار، کلمه نصَرَف ۳ بار از ۴ بار و کلمه فصّل ۵ بار از ۱۷ بار را در کل قرآن حائز میباشند که تماماً رقم اول را دارند).
۳- صراط مستقیم - ارائه آیات و تصریف و تفصیل آنها برای هدایت به راه راست میباشد، از این نظر این معنا (صراط مستقیم) ۴ بار در سوره انعام به کار رفته است که از بقیه سورههای قرآن بیشتر است.
۴- هدایت - پس از سوره بقره مشتقات کلمه هدایت در سوره انعام بیشتر است. ۵- رحمت - پس از سورههای هود و اعراف (هرکدام ۸ بار) مشتقات کلمه رحمت در سوره انعام (۶ بار) دومین نسبت را دارد.
۶- انعام - از جمله نعمتهای الهی، یکی هم در استخدام و استفاده قرار دادن «انعام» (چهارپایان) برای ابناء بشر میباشد که از گوشت و پوست و پشم و شیر و... آن استفاده میکند و در سواری و حمل بار نیز از آن سود میجوید. در این سوره ۶ بار کلمه انعام به کار رفته است که بالاترین نسبت را دارد. به دلیل اهمیت این موضوع نام سوره نیز به جای اینکه روی مفاهیم تجریدی ذهنی قرار گیرد، روی این نعمت شناخته شده تمامی انسانها قرار گرفته است.
۷- رب - همه این نعمتها از ناحیه پروردگار و ارباب و سرور عالمیان برای تربیت و رشد انسان است، شاید به همین دلیل باشد که کلمه «رب» در ترکیب با برخی از ضمائر مثل: «ک» و «هم» در این سوره بالاترین رقم را دارد (ربک ۱۷ بار)، (ربهم ۱۰ بار).
۸- درس - درجات - در رابطه با تربیت و رشد انسان برخی دیگر از کلمات همچون درس و درجه در این سوره مقام نخست را به طور نسبی دارد (درس ۲ بار از ۸ بار و درجات ۳ بار از ۱۴ بار در کل قرآن).
۹- عدل - کلمه عدل در دو مفهوم مخالف (دادگری و عدول از حق) در مجموع مشتقات ۷ بار در این سوره به کار رفته که بالاترین نسبت را دارد.
۱۰- نظاره - دستور «انظر» و «انظروا» به معنای مشاهده دقیق موضوعات در این سوره بیشترین کاربرد را دارد (توجه به موضوع سوره).
۱۱- شیء - در این سوره ۲۰ بار کلمه «شیء» به کار رفته که به عنوان موضوع مورد نظاره و تفکر انسان بیشترین کاربرد را دارد.
۱۲- آزادی و اختیار انسان از آنجائی که محور اساسی این سوره جدال اعتقادی با مشرکین و برخوردهای ایدئولوژیک میباشد، برای آنکه مبادا چنین توهم و تصور شود که رسالت مسلمانان قلع و قمع و نابودی فیزیکی مشرکین است، به شدت روی آزادی و اختیار انسان و مهلتی که
خداوند در مدت دنیا به خاطر ابتلاه و امتحان انسانها قرار داده، تأکید شده است. بطوریکه در هیچیک از سورههای قرآن این مقدار یادآوری نشده است. روی هم رفته میتوان ۲۳ آیه این سوره را (حدود ۱۵٪) در رابطه با مفهوم آزادی و اختیار شمرد (آیات: ۳۳-۳۵-۶۶ تا ۶۸-۹۱-۱۰۴ تا ۱۱۳-۱۱۷-۱۱۹-۱۳۵-۱۳۷-۱۴۷-۱۵۸-۱۶۵) برخی از کلماتی که در این رابطه قابل توجه هستند به قرار ذیل میباشند:
قل - فرمان «قل» خطاب به پیامبر ۴۴ مرتبه در این سوره به کار رفته است که رسول اکرم نیز عین فرمان را که بیان و منطق الهی (نه بیان پیامبر) به شمار میرود، حتی با ذکر کلمه «قل» (بگو)، به مردم ابلاغ فرموده است. این نسبت بالاترین رقم را در قرآن دارد و تأکید پروردگار را در ارتباط کلامی رسولش با مردم و تبیین آگاهانه مکتب نشان میدهد. تکرار این خطاب، اهمیت رابطه منطقی برقرار کردن با مردم و حرف زدن با آنها و موضع تفکر و تعقل (نه تقلید) را در این مکتب نشان میدهد.
ذر - معنای «ذر» در فرامین: ذرهم، تذرهم و... آزاد و به اختیار خود گذاشتن و عدم دخالت در کار مشرکینی است که خداوند به آنها در مدت دنیا اختیار داده است. مشتقات این کلمه ۸ بار در سوره انعام به کار رفته که بیشترین نسبت را دارد.
ولوشاء - در این سوره ۶ بار عبارت «ولو شاء...» در رابطه با آزادی و اختیار گمراهان به کار رفته است که همه جا مشتقات الهی را در عدم به کار بردن جبر و فشار در سرنوشت انسان نشان میدهد:
وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَآ أَشْرَكُوا۟…آیهٔ ۱۰۷، لوشاء …ٱللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى ٱلْهُدَىٰ…آیهٔ ۳۵، …وَلَوْ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ…آیهٔ ۱۱۲، …لَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَآ أَشْرَكْنَا…آیهٔ ۱۴۸، …فَلَوْ شَآءَ لَهَدَىٰكُمْ أَجْمَعِينَآیهٔ ۱۴۹.
كلمه «شاء» ۸ بار در این سوره به کار رفته که بالاترین رقم میباشد.
وكيل - سه بار در این سوره بر این موضوع تأکید میکند که خداوند اختیار بند گانش را به رسولش نسپرده است.
حفيظ - ۲ بار در این سوره بر این موضوع تأکید میکند که رسول خدا نگهبان و محافظ بندگان در ارتكاب گناهان نیست.
*
ر - خلاصه و نتیجه سوره
اولین آیه این سوره همانند اغلب سورههای قرآن فهرست مندرجات و راهنمای سوره است، بسیاری از کلمات اولین آیه سوره انعام (همانند: ظلمات، عدل، ربهم) در این سوره
بیشتر از سایر سورههای قرآن به کار رفته است. کلمه «سموات» نیز در این سوره ۸ بار آمده که پس از بقره و آل عمران (۹ بار) بالاترین نسبت را دارد.
همچنین ۵ آیه آخر سوره، خلاصه و نتیجه گیری و جمع بندی جامعی از سوره به شمار میرود که بی نیاز از توضیح اضافی میباشد. در این آیات توحید خالص در دین قیمی که ابراهیم خلیل بنیانگزار آن بود، از زبان پاک ترین ذریه اش محمد رسول الله (ص) دقیقاً تشریح شده است.
ز - آهنگ خاتمه آیات
منظور از آهنگ خاتمه آیات حرفی است که آیه با آن ختم میشود. از ۱۶۵ آیه سوره انعام ۱۴۴ آیه آن با حرف «ن» ختم میشود، و ۲۱ آیه باقیمانده با حروف م (۱۳ بار)، ر (۴ بار)، ل (۳ بار)، ظ (۱ بار). جالب اینکه تمامی آیاتی که با حرف «ن» ختم میشوند به نحوی به انسان و عملکرد او مربوط میشوند. از ۲۱ مورد باقیمانده ۱۸ مورد صفات خداوند یا اراده و مشیت او را در قیامت و قرار دادن راه راست نشان میدهد و ۳ مورد دیگر مربوط به رسول اکرم (ص) است.
حرف «م» (۱۳ بار) مثل: علیم (۷ بار)، رحیم (۳ بار)، یوم عظیم (۱ بار)، صراط مستقیم (۲ بار).
حرف «ر» (۴ بار) مثل: خبير (۳ بار)، قدیر (۱ بار)
حرف «ل» (۱ بار) مثل: وکیل (۱ بار)
جالب اینکه آهنگ سه آیه مربوط به رسول اکرم از نظر لحن (به دلیل تنوین آن) مانند حرف «ن» که عملکرد انسان است خوانده میشود، اما در نوشتن که حقیقت کلمه نشان داده میشود، حروف دیگری (غیر از «ن») به کار رفته است که ارتباط با خداوند را تداعی میکند. سه آیه موردنظر که با تنوین خاتمه یافته به قرار ذیل میباشند:
- آیه (۶۶) …قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍۢآیهٔ ۶۶
…وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍۢآیهٔ ۱۰۷
- (۱۰۴) …وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍۢآیهٔ ۱۰۴
۱. برخی از این آیات در ظاهر به نظر میرسد ارتباطی به اعمال انسان نداشته باشد، ولی در حقیقت چنین نیست و با مختصری دقت نکته ظریف آنرا میتوان فهمید. مثل: آیه ۷۱ (رب العالمین). گرچه «رب» نام خداوند است، اما «عالمین» که آیه به آن ختم شده معنای دیگری دارد. همچنین آیه ۶۲ (هو اسرع الحاسبین) که حاسبین انسانها هستند. همچنین آیه ۱۶ (…وَذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْمُبِينُآیهٔ ۱۶) و آیه ۵۹ (کتاب مبین) الأنعام · آیه ۷۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوندقُلْ أَنَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِى ٱسْتَهْوَتْهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِى ٱلْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُۥٓ أَصْحَٰبٌۭ يَدْعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلْهُدَى ٱئْتِنَا ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلْهُدَىٰ ۖ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
بگو: «آيا به جاى خدا چيزى را بخوانيم كه نه سودى به ما مىرساند و نه زيانى؛ و آيا پس از اينكه خدا ما را هدايت كرده از عقيده خود بازگرديم؟ مانند كسى كه شيطانها او را در بيابان از راه به در بردهاند، و حيران [بر جاى مانده ]است؟ براى او يارانى است كه وى را به سوى هدايت مىخوانند كه:» به سوى ما بيا. «بگو:» هدايت خداست كه هدايتِ [واقعى] است، و دستور يافتهايم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم.
الأنعام · آیه ۶۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوندثُمَّ رُدُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ مَوْلَىٰهُمُ ٱلْحَقِّ ۚ أَلَا لَهُ ٱلْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ ٱلْحَٰسِبِينَ
آنگاه به سوى خداوند -مولاى بحقشان- برگردانيده شوند. آگاه باشيد كه داورى از آن اوست، و او سريعترين حسابرسان است.
الأنعام · آیه ۱۶ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوندمَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍۢ فَقَدْ رَحِمَهُۥ ۚ وَذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْمُبِينُ
آن روز، كسى كه [عذاب] از او برگردانده شود، قطعاً [خدا] بر او رحمت آورده، و اين است همان رستگارى آشكار.
الأنعام · آیه ۵۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند۞ وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَآ إِلَّا هُوَ ۚ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍۢ فِى ظُلُمَٰتِ ٱلْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍۢ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِى كِتَٰبٍۢ مُّبِينٍۢ
و كليدهاى غيب، تنها نزد اوست. جز او [كسى] آن را نمىداند، و آنچه در خشكى و درياست مىداند، و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر [اينكه] آن را مىداند، و هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين، و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت ]است.
قابل توجه است که هیچیک از ۱۶۵ آیه این سوره به جز این ۳ مورد با تنوین ختم نشده است.
پیامبر که واسطه میان خالق و مخلوق است، ازنظر بشری همانند سایرین است (…أَنَا۠ بَشَرٌۭ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰٓ إِلَىَّ…سورهٔ کهف، آیهٔ ۱۱۰) اما به دلیل وحی و کلام الهی سخن و عملش با سایر انسانها تفاوت دارد. پس ظاهر او مشابه سایر انسانها و باطن او مغایر با آنها میباشد.
- نکته مهمی که در سورههای قرآن قابل توجه است، همین تغییر آهنگ انتهای آیات میباشد که به طور ناگهانی نظم آنرا به هم میزند. این تغییر آهنگ به نظر میرسد عمدی و برای جلب توجه بیشتر خواننده بوده باشد، عجیب اینکه در آیات کلیدی سوره که به اصطلاح شاه بیت آن است، این تغییر رخ میدهد، گوئی میخواهد اذهان را متوجه محورهای زیربنائی سوره بکند (به عنوان آزمایش به موارد استثنائی این سوره، به خصوص آیات ۱۰۱ تا ۱۰۷ آن توجه کنید).
س - نامهای نیکوی الهی
از کاربرد اسماء الهی در هر سوره تا حدودی میتوان به مضمون و محتوای آن در مقایسه با سایر سورهها بی برد. در این سوره این اسامی به کار رفته است:
الله (۸۷ بار) - علیم (۷ بار) - حکیم (۵ بار) - خبیر، غفور و رحیم (هرکدام ۳ بار) - سمیع و فالق (۲ بار) - فاطر، قدیر، قاهر، شهید، واحد، عزیز، خالق، وکیل، لطیف و غنی (هرکدام یک بار) - رب (۴ بار) - رب مضاف (۵۱ بار با ضمائر).
ارتباط سورههای انعام و اعراف (۷ و ۶)
درختم قرائت سوره انعام و ورود به سوره اعراف تداوم چند موضوع را میتوان به وضوح مشاهده کرد که حکایت از پیوستگی و ارتباط مطالب دو سوره و دنباله گیری موضوعات مطرح شده سوره انعام درابتدای سوره اعراف میکند. ذیلاً به برخی از این موارد اشاره میکنیم:
۱- توحید - عصاره عالیترین فرازهای توحیدی سوره انعام را در سه آیه ۱۶۱ تا ۱۶۳ اواخر آن خطاب به پیامبر میتوان یافت:
قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ…آیهٔ ۱۶۱ …مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ…آیهٔ ۱۶۱ …إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا ۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَآیهٔ ۱۶۱
قُلْ إِنَّ صَلَاتِى وَنُسُكِى وَمَحْيَاىَ وَمَمَاتِى لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۱۶۲
لَا شَرِيكَ لَهُۥ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْمُسْلِمِينَآیهٔ ۱۶۳.
لَا شَرِيكَ لَهُۥ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْمُسْلِمِينَآیهٔ ۱۶۳ در سوره اعراف نیز پس از بیان نزول قرآن برای انذار و تذکر، نتیجه ای از آن میگیرد پیروی از این کتاب و به دوستی و ولایت نگرفتن اولیاء غیر از او میباشد که همین کلمه «ولایت» توحیدی جامع اوصافی است که در سوره قبل به آن اشاره رفت. ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ ۗ قَلِيلًۭا مَّا تَذَكَّرُونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۳
۲- خلافت و تمکن در زمین در آخرین آیه سوره انعام از جانشین (نسل یا نظام و حکومت قبل) شدن در زمین (شهر و دیار و کشور) و به مقام و درجات مختلفی که بعضی را فوق بعضی قرار میدهد (ازنظر مقام و قدرت و ثروت) سخن میگوید و با این کلام که هشداری برای آگاهی از ابتلای الهی در امکانات (تسلط بر دیگران یافتن) و سریع العقاب بودن خدا (در سوء استفاده از قدرت) و غفور و رحیم بودن او (نسبت به کسانی که توبه و اصلاح کنند) میباشد سوره را پایان میدهد (وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَكُمْ خَلَٰٓئِفَ ٱلْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍۢ دَرَجَٰتٍۢ لِّيَبْلُوَكُمْ فِى مَآ…آیهٔ ۱۶۵ …ءَاتَىٰكُمْ ۗ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ ٱلْعِقَابِ وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٌۭ رَّحِيمٌۢآیهٔ ۱۶۵) همین معنا را در دهمین آیه سوره اعراف با ذکر «تمکین» و اقتدار یافتن در زمین و بهره مندی از معايش (روزی و وسیله عیش و رفاه) بیان مینماید که در واقع تفصیلی است از اجمال «…لِّيَبْلُوَكُمْ فِى مَآ ءَاتَىٰكُمْ…آیهٔ ۱۶۵» سوره انعام: وَلَقَدْ مَكَّنَّٰكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَٰيِشَ ۗ قَلِيلًۭا مَّا تَشْكُرُونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۰.
۳- جزای اعمال - در اواخر سوره انعام (آیه ۱۶۰) ده برابر بودن پاداش کار نیک و مساوی بودن جزای کار بد و ستم نشدن و محروم نماندن بندگان از حق خود را مورد تأکید قرار میدهد: مَن جَآءَ بِٱلْحَسَنَةِ فَلَهُۥ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَىٰٓ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَآیهٔ ۱۶۰ و در آیات ۸ و ۹ سوره اعراف حق بودن سنجش وداوری در روز قیامت (تحقق یافتن نتیجه اعمال به درستی و به عدالت) و رستگار شدن نیکوکاران و خسران یافتن ظالمان را هشدار میدهد: وَٱلْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ ۚ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۸ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا يَظْلِمُونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۹ در هر دو سوره از یک موضوع سخن گفته است ولی چنین به نظر میرسد که در سوره انعام، فضل و نعمت خدا برای افزایش جزای کار خیر موردنظر باشد، و در سوره اعراف حقانیت و عدالت در سنجش و داوری روز حساب (والله اعلم).