«انبیاء» (۲۱)
موضوع اصلی سوره انبیاء همچون بسیاری از سورههای مکی، تبیین مسائلی پیرامون مثلث: «توحید، نبوت و آخرت» میباشد. با این تفاوت که در اینجا نبوت محور بحث قرار گرفته و توحید و آخرت به عنوان زیربنا و هدف آن مطرح گشتهاند. در نیمه اول سوره به کلیاتی از موارد فوق اشاره میکند و برخورد منکرین و مکذبین را با موضوع نبوت در دوران پیامبر خاتم (ص) نشان میدهد و در نیمه دوم، جریان برخورد انسانها با «توحید و آخرت» را در دوران انبیاء گذشته نقل نموده و نشان میدهد بنیآدم همواره با شیوههای مشابهی در برابر پیامآوران الهی موضع مخالفت گرفته و این جریان نهایتاً به «اجابت» دعای رسولان و «نجات» آنها و پیروانشان و «هلاکت» «ظالمین» منتهی گشته است.
این سوره با اشاره به غفلت و اعراض «انسان» نسبت به قیامت، که ناشی از عدم اعتقادش به مسئولیت و حساب و کتاب میباشد، آغاز میگردد و به خاطر چنین بینشی «نبوت و کتاب» را، که لازمه هدایت و مسئولیت انسان میباشد تکذیب مینماید. سرانجام این ناباوری، رویگردانی از پیامهای بیدارکننده الهی (ذکر – کتاب) و مشغول شدن به اهداف و برنامههای پوچ دنیائی (هم یلعبون) و دل بستن به هوی و هوس (لاهیه قلوبهم) و آرزوهای پست دنیائی میباشد.
ٱقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍۢ مُّعْرِضُونَآیهٔ ۱. مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا ٱسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَآیهٔ ۲. لَاهِيَةًۭ قُلُوبُهُمْ…آیهٔ ۳ ...
در این سوره به چند موضوع بسیار مهم و اساسی در رابطه با جریان «نبوت» و تکذیب مستمر نسلهای مختلف تاریخ عنایت شده است که به عنوان مسائل کلیدی و زیربنائی سوره ذیلاً به برخی از آنها اشاره میکنیم:
۱- خدایان متعدد (الهه)
نوع انسان از ابتدای تاریخ پیدایشش در روی زمین، هیچگاه بیگانه و جدای از «پرستش» نبوده است، این فطرت انسان است که او را به تکیهگاهی بالاتر از خود میکشاند. امّا مسئله و مشکل اساسی، انحراف از توحید به تعدد بوده است. به طوری که به جای خداوند یکتا که رب العالمین است، برای خود خدایان دیگری از فرشتگان و جن، مظاهر طبیعت، قدیسین، سلاطین و ... تصور کرده و درعوض «الله» واحد که او را «رب الارباب» و غیرقابل درک و دسترسی میشناخته، به واسطه و شفیعانی برای تقرّب متوسل شده و آنها را عبادت کرده است.
در این سوره از آنجائی که به جریان تاریخی نبوت و عکسالعمل نوع انسان مربوط میشود، بیش از سایر سورههای قرآن از «الهه» یاد میشود. به طوریکه جمعاً ۱۴ بار (در سیزده آیه = ۱۲٪ سوره) این کلمه تکرار شده است:
- آیه ۲۱ - أَمِ ٱتَّخَذُوٓا۟ ءَالِهَةًۭ مِّنَ ٱلْأَرْضِ هُمْ يُنشِرُونَآیهٔ ۲۱
- ۲۲ - لَوْ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَّهُ لَفَسَدَتَا…آیهٔ ۲۲ ...
- ۲۴ - أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةًۭ…آیهٔ ۲۴ ...
- ۲۵ - ... …أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعْبُدُونِآیهٔ ۲۵
- ۲۹ - …وَمَن يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّىٓ إِلَٰهٌۭ مِّن دُونِهِۦ…آیهٔ ۲۹ ...
- ۳۶ - ... …أَهَٰذَا ٱلَّذِى يَذْكُرُ ءَالِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ ٱلرَّحْمَٰنِ هُمْ كَٰفِرُونَآیهٔ ۳۶
- ۴۳ - أَمْ لَهُمْ ءَالِهَةٌۭ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا…آیهٔ ۴۳ ...
- ۵۹ - قَالُوا۟ مَن فَعَلَ هَٰذَا بِـَٔالِهَتِنَآ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَآیهٔ ۵۹
- ۶۲ - قَالُوٓا۟ ءَأَنتَ فَعَلْتَ هَٰذَا بِـَٔالِهَتِنَا يَٰٓإِبْرَٰهِيمُآیهٔ ۶۲
- ۶۸ - قَالُوا۟ حَرِّقُوهُ وَٱنصُرُوٓا۟ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَآیهٔ ۶۸
- ۸۷ ... …لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبْحَٰنَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَآیهٔ ۸۷ (کلام ذوالنون)
- ۹۹ - لَوْ كَانَ هَٰٓؤُلَآءِ ءَالِهَةًۭ مَّا وَرَدُوهَا ۖ وَكُلٌّۭ فِيهَا خَٰلِدُونَآیهٔ ۹۹ (کلام الهی در قیامت)
- ۱۰۸ - قُلْ إِنَّمَا يُوحَىٰٓ إِلَىَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَآیهٔ ۱۰۸
(نتیجه سوره در رابطه با امت خاتم النبیین (ص))
۱. شاید اتفاقی نباشد که در این سوره در برابر ۱۴ بار تکرار نام «اله» ۱۴ بار نام رب (در ترکیب با ضمائر) و ۱۴ بار نامهای خدا آمده است (۶ بار الله - ۴ بار رحمن و یک بار از هر کدام از اسماء: سمیع، علیم، مستعان و ارحم الراحمین).
۲- عبادت
موضوع «عبادت» نیز در رابطه با «الهه» و «الله» از کلمات کلیدی این سوره میباشد که ۱۲ بار تکرار شده است و پس از سوره صافات بالاترین نسبت را در قرآن دارد. در این سوره از عبادت فرشتگان و پیامبران یاد میکند و انحراف «عبادت» را به عنوان نمونه در قوم معاصر حضرت ابراهیم نشان میدهد، مهمترین مشخصه انبیاء «عبادت» خدا بوده است و بندگان صالح نیز درنهایت میراثبر زمین خواهند بود. این ابلاغی است که در آخرین آیه مربوطه به آن تصریح شده است.
آیه ۱۹ - وَلَهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ وَمَنْ عِندَهُۥ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِۦ…آیهٔ ۱۹ ... ۲۵- وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِىٓ إِلَيْهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعْبُدُونِآیهٔ ۲۵، ۲۶- وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحْمَٰنُ وَلَدًۭا ۗ سُبْحَٰنَهُۥ ۚ بَلْ عِبَادٌۭ مُّكْرَمُونَآیهٔ ۲۶. ۵۳- قَالُوا۟ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا لَهَا عَٰبِدِينَآیهٔ ۵۳. ۶۶- قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ…آیهٔ ۶۶ ... ۶۷- أُفٍّۢ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ…آیهٔ ۶۷ ... ۷۳- وَجَعَلْنَٰهُمْ أَئِمَّةًۭ…آیهٔ ۷۳ ... …وَكَانُوا۟ لَنَا عَٰبِدِينَآیهٔ ۷۳. ۸۴- ... …رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَىٰ لِلْعَٰبِدِينَآیهٔ ۸۴. ۹۲- إِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمْ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ وَأَنَا۠ رَبُّكُمْ فَٱعْبُدُونِآیهٔ ۹۲. ۹۸- إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ…آیهٔ ۹۸ ... (در قیامت) ۱۰۵- ... …أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّٰلِحُونَآیهٔ ۱۰۵. ۱۰۶- إِنَّ فِى هَٰذَا لَبَلَٰغًۭا لِّقَوْمٍ عَٰبِدِينَآیهٔ ۱۰۶.
۳- ذکر
همانطور که گفته شد، بشر فطرةً پرستنده و حقطلب میباشد و در نهاد او چنین نیازی نهاده شده است. امّا به دلیل غفلت و اشتغالات دنیائی، به نسیان و فراموشی دچار میشود، اصولاً معنای «ذکر» ازنظر لغوی درست متضاد با «نسیان» میباشد. بنابر این ضروری است انسان دائماً به فطرت نخستین یادآوری گردد و پردههای غفلت، که درنتیجه لهو و لعب زندگی فطرت او را پوشانده و به نسیان دچارش میسازد، کنار زده شود. این همان موضوع نبوت و وحی الهی میباشد که ازطریق رسولان و کتابهای الهی برای هدایت بشر و بازگرداندنش به فطرت تعیین گردیده است. از آنجائی که این سوره به سلسله انبیاء الهی و عملکرد نوع انسان در طول تاریخ مربوط میشود، مسئله «ذکر» که همان مفهوم بیداری و هشیاری و آگاهی دارد، بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. در اینجا عمدتاً کتابهای الهی که از طریق وحی به رسولان نازل شده «ذکر» نامیده شده و نقش آگاهیبخش و انذاردهنده یافته است (آیات ۲، ۱۰، ۲۴، ۴۸، ۵۰، ۱۰۵). همچنین اهل کتاب، اهلالذکر نامیده شدهاند (آیه ۷).
به طور کلی در این سوره ۱۳ بار کلمه ذکر (در ۱۱ آیه) به شرح ذیل آمده است که پس از سوره بقره بالاترین مقدار را در کل قرآن دارا میباشد (به همراه سوره اعراف).
- آیه ۲ - مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا ٱسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَآیهٔ ۲
- ۷- وَمَآ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًۭا نُّوحِىٓ إِلَيْهِمْ ۖ فَسْـَٔلُوٓا۟ أَهْلَ ٱلذِّكْرِ…آیهٔ ۷ ...
- ۱۰- لَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ كِتَٰبًۭا فِيهِ ذِكْرُكُمْ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَآیهٔ ۱۰
- ۲۴- ... …هَٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِىَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِى…آیهٔ ۲۴ ...
- ۳۶- ... …أَهَٰذَا ٱلَّذِى يَذْكُرُ ءَالِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ ٱلرَّحْمَٰنِ هُمْ كَٰفِرُونَآیهٔ ۳۶
- ۴۲- ... …بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُونَآیهٔ ۴۲
- ۴۸- وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ٱلْفُرْقَانَ وَضِيَآءًۭ وَذِكْرًۭا لِّلْمُتَّقِينَآیهٔ ۴۸
- ۵۰- وَهَٰذَا ذِكْرٌۭ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَٰهُ ۚ أَفَأَنتُمْ لَهُۥ مُنكِرُونَآیهٔ ۵۰.
- ۶۰- قَالُوا۟ سَمِعْنَا فَتًۭى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُۥٓ إِبْرَٰهِيمُآیهٔ ۶۰.
- ۸۴- ... …رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَىٰ لِلْعَٰبِدِينَآیهٔ ۸۴.
- ۱۰۵- وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّٰلِحُونَآیهٔ ۱۰۵.
۴- اعراض
همانطور که گفته شد، «اعراض» (کنارهگیری و بیتوجهی) انسان نسبت به «ذکر»، که همان کتب الهی و پیام رسولان میباشد، موجب غفلت او از حقایق توحید و نبوت، و پرستش خدایان متعدد گشته است. همانطور که لازمه ذکرپذیری «تقوی» میباشد (ذَٰلِكَ ٱلْكِتَٰبُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًۭى لِّلْمُتَّقِينَسورهٔ بقره، آیهٔ ۲)، لازمه اعراض، دنیاطلبی و اشتغال به لهو و لعب است که نهایتاً به «ظلم» و تجاوز به حقوق دیگران کشیده میشود. در این سوره از همان آغاز (در نخستین آیه) از غفلت توأم با اعراض انسان یاد میکند. در این آیه از اعراض انسان نسبت به موضوع حساب و کتاب (در روز قیامت) و در آیات بعدی به ترتیب از اعراض او نسبت به: حق (کتابهای الهی)، آیات تکوینی در طبیعت (به خصوص طبقات جوّ) و ذکر پروردگار رحمن (انکار ربوبیت و رحمت)
۱. با توجه به حجم این سوره که حدود ۱/۵ سوره بقره میباشد، به طور نسبی توجه آن به موضوع «ذکر» به مراتب بیشتر میباشد.
آیه (۱) - ٱقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍۢ مُّعْرِضُونَآیهٔ ۱ (اعراض نسبت به معاد) (۲۴) - ... …هَٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِىَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِى ۗ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ٱلْحَقَّ ۖ فَهُم مُّعْرِضُونَآیهٔ ۲۴ (اعراض نسبت به توحید). (۳۲) - وَجَعَلْنَا ٱلسَّمَآءَ سَقْفًۭا مَّحْفُوظًۭا ۖ وَهُمْ عَنْ ءَايَٰتِهَا مُعْرِضُونَآیهٔ ۳۲ (اعراض نسبت به آیات طبیعی) (۴۲) - قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ مِنَ ٱلرَّحْمَٰنِ ۗ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُونَآیهٔ ۴۲ (اعراض نسبت به ربوبیت و رحمت)
کلمه «معرضون» در این سوره بیش از سایر سورههای قرآن به کار رفته و این فعل که دوام و ثبات اعراض را نشان میدهد، حکایت از روگردانی همهجانبه کافران نسبت به همه حقایق عالم مینماید.
۵- ظلم
نتیجه طبیعی و مستقیم اعراض از حقایق و نسیان ذکر الهی، «ظلم» و تعدی نسبت به دیگران میباشد. انسان اگر معتقد به معاد و حساب و کتاب روز جزا نباشد، بنا به غریزه زیادهطلبی و حرص و طمعش، به تجاوز و ظلم کشیده میشود. این حقیقتی است که تاریخ بشری گواه آنست. به این ترتیب آشکار میگردد که لازمه سلامت روابط در اجتماعات انسانی، اعتقاد به حساب و کتاب یومالدین میباشد. مشرکین نه تنها اعمال خود را ظلم نمیشمردند، بلکه ابراهیم بتشکن را که متعرض خدایان آنها شده بود ظالم میشمردند. اگرچه این گمراهان در زندگی دنیا متوجه ظلم خود نگشتند، اما در روز آخرت اعتراف توأم با ویل و وای نسبت به آن خواهند کرد (…يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَآیهٔ ۱۴).
- آیه ۱۴ - قَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَآیهٔ ۱۴
- ۲۹ - ... …فَذَٰلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلظَّٰلِمِينَآیهٔ ۲۹
- ۴۶ - ... …لَيَقُولُنَّ يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَآیهٔ ۴۶
- ۵۹ - قَالُوا۟ مَن فَعَلَ هَٰذَا بِـَٔالِهَتِنَآ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَآیهٔ ۵۹
- ۸۷ - ... …لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبْحَٰنَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَآیهٔ ۸۷
- ۹۷ - ... …يَٰوَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِى غَفْلَةٍۢ مِّنْ هَٰذَا بَلْ كُنَّا ظَٰلِمِينَآیهٔ ۹۷
نیمی از آیات فوق به اعتراف ظالمین در روز قیامت به ظلم خود اختصاص دارد. این ظلم همانا اتخاذ الهه (به جای توحید) و انکار آخرت میباشد. نکته مهم اینکه این ظلم منحصراً از ناحیه منکرین نمیباشد، بلکه پیامبری همچون ذوالنون (یونس) بیصبری خود را در برابر انکار قومش ظلم میشمارد و استغفار مینماید. بنابر این هر انسانی هرچند مؤمن و متقی، در معرض ظلم و انحراف قرار دارد.
۶- استجابت دعای رسولان
سنت خدا همواره بر این قرار گرفته که دعای رسولان و بندگان خالص خود را اجابت نماید. در این سوره بر موضوع اجابت دعا بیش از سورههای دیگر تأکید شده و مکانیسم رهائی رسولان را از گرفتاریهای شخصی و اجتماعی (در برابر تکذیب قوم) نشان میدهد.
- آیه ۷۶ - وَنُوحًا إِذْ نَادَىٰ مِن قَبْلُ فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ…آیهٔ ۷۶ ...
- ۸۴ - …وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ…آیهٔ ۸۳ ... فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ…آیهٔ ۸۴ ...
- ۸۸ - وَذَا ٱلنُّونِ…آیهٔ ۸۷ ... …فَنَادَىٰ فِى ٱلظُّلُمَٰتِ…آیهٔ ۸۷ ... فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ…آیهٔ ۸۸ ...
- ۹۰ - وَزَكَرِيَّآ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ…آیهٔ ۸۹ ... فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ…آیهٔ ۹۰ ...
چهار آیه فوق که استجابت را متعاقب ندای رسولان (نوح، ایوب، ذوالنون و زکریا) قرار داده، رحمت ویژه پروردگار را نسبت به انبیاء نشان میدهد.
۷- نجات رسولان و پیروان و هلاکت مکذبین
در این سوره (پس از سوره یونس) بیش از سورههای دیگر قرآن از نجات رسولان و هلاک اقوام ظالم یاد کرده است، نجات رسولان و پیروان راستین آنها وعده صادقانهای از جانب خداست که در اولین ردیف آیات ذیل از نجات عمومی همه رسولان، و در بقیه آیات به طور اخص از نجات ابراهیم، لوط، نوح و ذوالنون (علیهم السلام) ذکری به میان آورده است.
- آیه ۹ - ثُمَّ صَدَقْنَٰهُمُ ٱلْوَعْدَ فَأَنجَيْنَٰهُمْ وَمَن نَّشَآءُ وَأَهْلَكْنَا ٱلْمُسْرِفِينَآیهٔ ۹
- ۷۱ - وَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَخْسَرِينَآیهٔ ۷۰ وَنَجَّيْنَٰهُ وَلُوطًا…آیهٔ ۷۱ ...
- ۷۴ - وَلُوطًا…آیهٔ ۷۴ ... …وَنَجَّيْنَٰهُ مِنَ ٱلْقَرْيَةِ ٱلَّتِى كَانَت تَّعْمَلُ ٱلْخَبَٰٓئِثَ…آیهٔ ۷۴
- ۷۶ - وَنُوحًا…آیهٔ ۷۶ ... …فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۷۶.
- ۸۸ - وَذَا ٱلنُّونِ…آیهٔ ۸۷ ... …وَنَجَّيْنَٰهُ مِنَ ٱلْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُۨجِى ٱلْمُؤْمِنِينَآیهٔ ۸۸.
در چهار ردیف از آیات فوق، مسئله «نجات» در رابطه با قوم مسرف و فاسق مطرح شده است. امّا در آخرین ردیف که در مورد حضرت یونس میباشد، قوم این پیامبر توبه کرده و ایمان آوردند و به جای آنها خود رسول که بیصبری و عصبانیت نشان داده بود، گرفتار دریا و طعمه نهنگ میگردد. هرچند سرانجام به دلیل استغفار و تسبیح، خداوند او را نجات میدهد.
نامهای نیکوی الهی
در این سوره ۶ بار نام جلاله «الله»، ۴ بار «رحمن» و یکبار نامهای سمیع، علیم، مستعان و ارحم الراحمین آمده است، همچنین ۱۴ بار نام «رب» در ترکیب با ضمائر به کار رفته است، در این سوره نیز همانند چند سوره قبل، تعداد «الله» در مقایسه با «رب» (و حجم سوره) بسیار کم است که این امر نشاندهنده تأکید سوره روی موضوع ربوبیت و رحمانیت میباشد، همانطور که گفته شد، مشرکین منکر «الله» نبودند، بلکه امکان ارتباط انسان با خدا از طریق صلوه و دعا و ... را که با توسل به رحمانیت او صورت میگیرد، قبول نداشتند و به جای اینکه الله را رب خود بشناسند و به درگاه او عبادت کنند، او را «رب الارباب» دانسته بتها را پرستش میکردند.
لحن انتهائی آیات
سوره انبیاء از ۱۱۲ آیه تشکیل شده است که به استثنای ۵ آیه، بقیه با حرف «ن» ختم میشوند. آیات استثناء که با حرف «م» تمام میشوند عبارتند از:
آیه ۴ (سمیع علیم) - آیات ۶۰-۶۲-۶۹ (ابراهیم) - آیه ۷۶ (کرب العظیم)
قَالَ رَبِّى يَعْلَمُ ٱلْقَوْلَ فِى ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
[پيامبر] گفت: «پروردگارم [هر] گفتار[ى] را در آسمان و زمين مىداند، و اوست شنواى دانا.»
وَنُوحًا إِذْ نَادَىٰ مِن قَبْلُ فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ
و نوح را [ياد كن] آنگاه كه پيش از [ساير پيامبران] ندا كرد، پس ما او را اجابت كرديم، و وى را با خانوادهاش از بلاى بزرگ رهانيديم.
استثناهای فوق به نظر میرسد به دلیل اهمیت کلیدی کلمات به کار رفته باشد. در مورد صفت «سمیع علیم» که در آیه ۴ (قَالَ رَبِّى يَعْلَمُ ٱلْقَوْلَ فِى ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُآیهٔ ۴) آمده است، از یک طرف علم و آگاهی خدا را نسبت به تکذیب و تمسخر مکذبین میرساند و از طرف دیگر نسبت به دعا و نداء رسولان، در مورد اول منکرین را به هلاکت میرساند و در مورد دوم دعای آنها را اجابت کرده نجاتشان میدهد. سه آیهای که با نام حضرت ابراهیم ختم میشوند، تأکید این سوره را روی مبارزه آن حضرت با شرک و بتپرستی نشان میدهد، میدانیم از ۴۶ آیهای که در مورد مجموع ۱۷ پیامبر آمده، درست نصف آن به حضرت ابراهیم اختصاص یافته و این تجربه مهم را به زیبائی نشان میدهد. بالاخره آیه ۷۶ (کرب العظیم) اشاره به طوفان نوح و غرق شدن قوم کافر مینماید که اهمیت تاریخی این واقعه عظیم را مشخصاً نشان میدهد.
قَالَ رَبِّى يَعْلَمُ ٱلْقَوْلَ فِى ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
[پيامبر] گفت: «پروردگارم [هر] گفتار[ى] را در آسمان و زمين مىداند، و اوست شنواى دانا.»
وَنُوحًا إِذْ نَادَىٰ مِن قَبْلُ فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ
و نوح را [ياد كن] آنگاه كه پيش از [ساير پيامبران] ندا كرد، پس ما او را اجابت كرديم، و وى را با خانوادهاش از بلاى بزرگ رهانيديم.
تقسیمات سوره
اگر خواسته باشیم سوره را به تناسب موضوعاتی که در آن مطرح گردیده، به بخشهای مستقلی تفکیک نمائیم به نتایج ذیل میرسیم:
۱- مقدمه
۱-۱- آیات ۱ و ۲ — بیان غفلت و اعراض انسان از مسئولیت.
۱-۲- آیات ۳–۱۵ — تکذیب نبوت حضرت خاتمالنبیین (ص)، عبرتگیری از تاریخ.
۱-۳- آیات ۱۶–۲۰ — بازیچه نبودن آفرینش آسمانها و زمین و درگیری حق و باطل.
۱-۴- آیات ۲۱–۲۹ — انحراف از توحید، اتخاذ الهه.
۱-۵- آیات ۳۰–۳۳ — آیات تکوینی در طبیعت.
۱-۶- آیات ۳۴–۴۷ — پایان زندگی، معاد، میزان و حساب، عذاب.
۲- داستان پیامبران
پیامبران در دو دسته ۷ و ۱۰ نفری معرفی میشوند. دسته اول رسالت اجتماعی دارند و با نظام فکری و سیاسی حاکم درمیافتند¹ و دسته دوم ظاهراً به چنین درگیری کشیده نمیشوند.
نجات از گرفتاری با قوم
- آیات ۴۸ و ۴۹ — موسی و هارون (باجمال)، فرقان و ضیاء و ذکر برای متقینی که خشیت دارند و از قیامت میترسند.
- ابراهیم و لوط (به تفصیل) در رابطه با عبادت و انحراف قوم از توحید به پرستش الهه، اشاره به اسحق و یعقوب و بیان این حقیقت که آنها اهل اعمال خیر، اقامه صلوة، ایتاء زکوه و عبادت بودند.
- نوح — بیان اجابت دعای نوح و نجات او و پیروانش.
- داود و سلیمان — در رابطه با علم و حکمت و تسخیر باد و کوه و پرندگان.
- ایوب — اجابت دعا و رفع گرفتاری - رحمت ویژه.
- اسمعیل، ادریس، ذوالکفل — پیامبران صابر و صالحی که در رحمت خدا داخل شدند.
- ذوالنون (یونس) — اجابت دعا و نجات از غم و گرفتاری.
- زکریا و یحیی — اجابت دعا و بخشیدن فرزند، پیامبران پیشتاز در خیرات و دعاکنندگان خاشعانه خدا از روی امید و بیم.
- مریم و عیسی (اسمشان برده نشده) دو آیه برای مردم جهان ۹۱–۹۲
- وحدت انسانها و سرنوشت امتهای رسولان (مردم امت ۹۲–۹۳ واحدی هستند که خدا را باید عبادت کنند ولی دچار تفرقه شده کار خود را پراکنده میکنند)
¹ معرفی این رسولان به ترتیب تاریخی نیست. به نظر میرسد میزان اهمیت و ارتباط آنها با سرنوشت مسلمانان ملاک تقدم و تأخر بوده است. ابتدا رسالت حضرت موسی و هارون مطرح شده، که جامعترین تجربه برای مسلمانان تاریخ بنیاسرائیل است. آنگاه مبارزات حضرت ابراهیم با بتپرستی و سپس داستان حضرت نوح.
۳- خلاصه و نتیجه سوره
- ۳-۱- آیات ۹۴ تا ۱۰۴ — نزدیک شدن وعده الهی - معاد - بهشت و جهنم
- ۳-۲- آیات ۱۰۵ و ۱۰۶ — پیام پیروزی نهائی بندگان صالح و ابلاغی برای مردم «عابد».
- ۳-۳- آیه ۱۰۷ — پیامبر رحمت
- ۳-۴- آیه ۱۰۸ — توحید و تسلیم
- ۳-۵- آیات ۱۰۹ تا ۱۱۱ — انذار و آزادی، علم خدا و آزمایش
- ۳-۶- آیه ۱۱۲ — حکم نهائی پروردگارالأنبياء · آیه ۱۱۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
قَٰلَ رَبِّ ٱحْكُم بِٱلْحَقِّ ۗ وَرَبُّنَا ٱلرَّحْمَٰنُ ٱلْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ
گفت: «پروردگارا، [خودت] به حق داورى كن، و به رغم آنچه وصف مىكنيد، پروردگار ما همان بخشايشگر دستگير است.»
ارتباط سورههای انبیاء و حج (۲۲ و ۲۱)
آخرین بخش سوره انبیاء (۱۶ آیه آخر از: وَٱقْتَرَبَ ٱلْوَعْدُ ٱلْحَقُّ…آیهٔ ۹۷) به طور آشکاری درباره قیامت و جهنم بیمدادهشده میباشد. و اولین آیه سوره حج نیز تابلوی هولناک و هراسانگیزی از آن صحنه را برای مردم مجسم مینماید. صحنهای که مادر فرزند شیرخوار خود را از وحشت حادثه رها میکند و هر حاملهای حمل خود را از ترس شدید سقط مینماید. عظمت زلزله قیامت آنچنان است که سراسیمگی آدمیان و بهت و حیرتشان آنها را مست و لایعقل مینمایند. درحالیکه این نه مستی، که نشانه شدت عذاب است. به این ترتیب هشداری که با دو بار تکرار کلمه توعدون (آیات ۱۰۳ و ۱۰۹) در سوره انبیاء داده شده، و اشارهای که در آیه ۹۷ این سوره به بازماندن چشم کافران از وحشت واقعه و فریاد واویلای آنها از غفلتنشان گردیده است، در سوره حج شرح و بسط بیشتری داده میشود و مطلب تعمیم وسیعتری پیدا میکند.