«دخان» (۴۴)
محور سوره دخان همانند پنج سوره دیگری که با حروف مقطعه «حم» آغاز میشوند کتابی است که از ناحیه خداوند حکیم نازل شده است. با این تفاوت که در هر سوره از زاویه بخصوصی به این مسئله پرداخته است. اگر در سوره قبل (زخرف) بر مبین بودن قرآن در تبیین «توحید» و تشریح انحراف دنیاپرستی و اسراف تأکید میکرد، در این سوره بر مبین بودن آن در «انذار» مشرکینی که منکر حقانیت کتاب و قیامت بودند تأکید مینماید. ۸ آیه ابتدای سوره که جنبه مقدمه دارد و ۲ آیه آخر آن که عنوان نتیجهگیری پیدا میکند در رابطه با نقش قرآن در انذار و تذکار مردم قرار دارد. در مقدمه سوره بر کیفیت نزول این کتاب در شبی مبارک اشاره میکند که این معنا را بجز در این سوره تنها در سوره «قدر» میتوانیم ملاحظه نمائیم. خداوندی که سنتش «انذار» بندگان بوده (…إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَآیهٔ ۳) و همواره رسولانی برای این منظور میفرستاده (…إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَآیهٔ ۵)، اینک بدلیل رحمتی که بر مخلوقات و علمی که بر نیازهای تکوینی و تشریعی آنها دارد (رَحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُآیهٔ ۶) اعراب گمراه و نادان را با برانگیختن رسولی از خودشان و نزول کتابی مبین «انذار» میدهد، گویا نزول همه کتابها که به فرمان خدا ازحالت محکم و بسیط بصورت جدا شده و آیه به آیه (تفریق و تفصیل داده شده) در سطح درک و فهم انسان انجام شده، در شب خجسته و فرخندهای بنام «قدر» بوده که آثار پربرکت آن منشأ هدایت نوع بشر بسوی توحید گشته است و اکنون پیامبر خاتم (ص) با کتاب مبینی که ازجانب خداوند نازل شده، با مطرح ساختن یکتائی خالق و توحید «ربویت»، مشرکینی را که علیرغم اعتقاد به خالق بودن «الله» ربویت او را نسبت به آسمانها و زمین و پدران خویش منکر بودند انذار میدهد:
رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَآیهٔ ۷ – …إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ ۖ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَآیهٔ ۸.
اما مشرکین در شک و تردیدی ناشی از بیهدفی و به بازی گرفتن زندگی سرگرم هستند (بَلْ هُمْ فِى شَكٍّۢ يَلْعَبُونَآیهٔ ۹) و اعتنائی به عظمت و خطیربودن موضوع ندارند. اینجاست که نقش «انذار» کتاب مطرح میگردد، انذار از «عذابی» که درحیات دنیا و در آخرت درانتظارشان است و به این ترتیب دومین محور سوره که «انذار از عذاب دنیا و آخرت» است تبیین میشود و سیاق سوره و مضمون عمومی آنرا تشکیل میدهد.
درمورد «عذاب دنیائی» برای آنکه تصویر روشنی بدهد، مهمترین مصداق تاریخی آنرا معرفی مینماید تا عبرتی آموزنده برای سرکشان قریش باشد. این مصداق همان داستان عذاب و غرق فرعونیان است که مثل و آیتی برای جهانیان گشت. خداوند برای «فتنه» و آزمایش قوم فرعون رسولی گرامی بسوی آنها فرستاد تا بنیاسرائیل برده و اسیر را آزاد و رها نموده از گردنکشی دست بردارند. اما فرعون و درباریانش علیرغم آیات و بینات (معجزات) راه تکذیب درپیش گرفتند و به گردنفرازی و فزونیجوئی ادامه دادند تا آنکه به فرمان الهی حضرت موسی در حرکتی شبانه قوم خود را هجرت داده از نیل گذراند و قوم فرعون که در تعقیب بنیاسرائیل بودند، در امواج نیل غرق شدند و باغات و چشمهها و مزرعهها و مقامات گرامی و نعمتهای فراوان را برای بنیاسرائیل به ارث گذاشتند، وارثانی که بر جهانیان برگزیده شدند (وَلَقَدِ ٱخْتَرْنَٰهُمْ عَلَىٰ عِلْمٍ عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۳۲).
ذکر این ماجرا، به این نحو، از یک طرف دلداری و امیدی است برای رسول اکرم و مؤمنین که درزمان نزول این آیات (سالهای ۴ و ۶ بعثت) وضعیتی همانند بنیاسرائیل در دوران اسارت و ذلت داشتند، و هم تهدید و هشداری است به مشرکین که سرنوشت بهتری از فرعونیان نخواهند داشت. فرعون (آنچنان که در سوره یونس آیه ۱۰ نقل شده) هنگام غرق شدن اظهار ایمان و توحید و تسلیم کرد اما پاسخ شنید که چگونه علیرغم عصیان و فساد اینک ایمان توانی آورد؟ و مشرکین زمان پیامبر (ص) نیز به همین سان اگر گرفتار عذابی که خود موجبش بودهاند بشوند خواهند گفت که پروردگارا عذاب را از ما برگردان که دیگر ایمان آوردهایم. و چگونه در شرایط عذاب متذکر و بیدار خواهند شد درحالیکه رسولی روشنگر ایشان را آمده بود ولی از او روگردانیده و تعلیمگرفته دیوانهاش خواندند:
رَّبَّنَا ٱكْشِفْ عَنَّا ٱلْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَآیهٔ ۱۲ – أَنَّىٰ لَهُمُ ٱلذِّكْرَىٰ وَقَدْ جَآءَهُمْ رَسُولٌۭ مُّبِينٌۭآیهٔ ۱۳ – ثُمَّ تَوَلَّوْا۟ عَنْهُ وَقَالُوا۟ مُعَلَّمٌۭ مَّجْنُونٌآیهٔ ۱۴
۱. آیه ۹۰ سوره یونس ... …حَتَّىٰٓ إِذَآ أَدْرَكَهُ ٱلْغَرَقُ قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِىٓ ءَامَنَتْ بِهِۦ بَنُوٓا۟ إِسْرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلْمُسْلِمِينَسورهٔ یونس، آیهٔ ۹۰ - ءَآلْـَٰٔنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِينَسورهٔ یونس، آیهٔ ۹۱
با اینحال اگر عذاب را هم در این مدّت کوتاه دنیائی از آنها برداریم، مجدداً به همان شیوههای خود بازگشت مینمایند (إِنَّا كَاشِفُوا۟ ٱلْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَآئِدُونَآیهٔ ۱۵) اما اگر در این دنیا مهلت دادهشدهاند در روز قیامت که روز خشم بزرگ الهی است از انتقام او مصون نخواهند ماند:
يَوْمَ نَبْطِشُ ٱلْبَطْشَةَ ٱلْكُبْرَىٰٓ إِنَّا مُنتَقِمُونَآیهٔ ۱۶.
تنها توصیهای که در این سوره، در رابطه با چنین عملکردی، به رسول اکرم داده میشود «ترقب» (چشمانتظار بودن و بازمان کارکردن) است که هم در اوائل سوره به آن تأکید شده (فَٱرْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِى ٱلسَّمَآءُ بِدُخَانٍۢ مُّبِينٍۢآیهٔ ۱۰) و هم در آخرین آیه سوره به عنوان نتیجهگیری و پیام نهایی (فَٱرْتَقِبْ إِنَّهُم مُّرْتَقِبُونَآیهٔ ۵۹).
و اما دومین «انذار» قرآن که مربوط به عذاب اخروی میباشد در نیمه دوم سوره (آیات ۳۴ تا ۵۹) به دنبال مصداق فوق از عذابهای دنیائی آمده است. در مقدمه این آیات انکار مشرکین را نسبت به مسئله حیات مجدد و درخواست مجادلهگرانهشان را برای زنده کردن پدرانشان نقل مینماید و ابتدا هشداری توبیخآمیز نسبت به این جرم و تکذیبشان میدهد که گرفتار سرنوشتی مشابه سرنوشت هلاکتبار قوم مجرم «تُبع»، که چه بسا بدتر از اینها هم نبودند، نشوند و سپس بر جدّی و هدفدار بودن خلقت و حقانیت و عدم بطلان آن تأکید مینماید تا مشرکین نادان را متوجه لزوم قیامت به عنوان نتیجه دنیا و مرحلهای از حیات تکاملی نماید:
وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَٰعِبِينَآیهٔ ۳۸ – مَا خَلَقْنَٰهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۳۹.
پس از این مقدمات است که در ثلث آخر سوره (آیات ۴۰ تا ۵۹) که ازنظر سال نزول نیز نسبت به بقیه سوره مقدمتر است، روز جدائی را که قرارگاه ملاقات همگی انسانها است یادآوری مینماید (إِنَّ يَوْمَ ٱلْفَصْلِ مِيقَٰتُهُمْ أَجْمَعِينَآیهٔ ۴۰). این همان روزی است که هیچکس بینیازکننده دیگری نیست و کسی یاری نمیشود جز آنکه مشمول رحمت الهی گردد که او عزیز و رحیم است (إِلَّا مَن رَّحِمَ ٱللَّهُ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُآیهٔ ۴۲).
سپس مشخصاتی از یومالفصل را که روز جدائی انسانها برحسب مکتبستانشان میباشد در توصیف جهنم مجرمین و بهشت متقين برمیشمارد و سوره را با بازگشت به مقدمه آن که در شأن قرآن بود چنین پایان میدهد: «جز این نیست که ما قرآن را به زبان تو روان ساختیم تا شاید بیدار و متذکر گردند، پس چشمانتظار این امر باش که آنان نیز چشمانتظار هستند: فانما پسرناه بلسانک لعلهم یتذکرون. فَٱرْتَقِبْ إِنَّهُم مُّرْتَقِبُونَآیهٔ ۵۹.
۱. مطابق جدول شماره ۱۵ کتاب سیر تحول قرآن، ۳۹ آیه ابتدای سوره در سال ۴ بعثت و بقیه در سال ۳ بعثت نازل شدهاند.
تقسیمات سوره
سوره دخان را میتوان بر حسب سیاق مطالب آن به ۶ بخش به شرح ذیل تقسیم نمود:
۱- آیات ۱ تا ۸
(مقدمه) مطرح شدن نزول کتاب مبین در شب مبارک برای انذار انسانها درجهت توحید و اعراض از شرک
۲- آیات ۹ تا ۱۶
(عذاب دنیائی)، رابطه اعمال انسان با جهان آفرینش و امکان نزول عذاب بخاطر سوء رفتار
۳- آیات ۱۷ تا ۳۳
(مصداقی تاریخی از عذاب دنیائی) اشاره به تجربه عبرتآموز سرنوشت قوم بنیاسرائیل و قوم فرعون در زمان حضرت موسی (ع).
۴- آیات ۳۴ تا ۳۹
(موضع مشرکین عصر پیامبر در انکار قیامت) تصریح بر هدفدار بودن خلقت و لزوم احیای مجدد بندگان برای حسابرسی.
۵- آیات ۴۰ تا ۵۷
(یومالفصل و بهشت و جهنم). توصیف زندگی متفقین و مجرمین در سرای جاوید
۶- آیات ۵۸ و ۵۹
(نتیجهگیری و آخرین پیام)، بیان موضعگیری رسول در برابر مشرکین
آهنگ آیات
سوره دخان مرکب از ۵۹ آیه میباشد که ۴۴ آیه آن با حرف «ن» و ۱۵ آیه با حرف «م» به ترتیب ذیل ختم میشوند.
| آیه ۱ - حم | آیه ۱۱ - الیم | آیه ۱۷ و ۲۶ و ۴۹ - کریم | آیه ۴۴ - اثیم |
|---|---|---|---|
| آیه ۴ - امر حکیم | آیه ۴۲ - العزیز الرحیم | آیه ۴۶ و ۴۸ - حمیم | آیه ۵۷ - عظیم |
| آیه ۶ - سمیع العلیم | آیه ۴۳ - زقوم | آیه ۴۷ و ۵۶ - جحیم |
نامهای نیکوی الهی
در این سوره ۳ بار نام جلاله «الله»، ۹ بار رب (مضاف) بکار رفته است که با احتساب «بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِسورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱» افتتاح سوره و ۴ نام نیکوئی که در آیه ۶ (…إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُآیهٔ ۶) و آیه ۴۲ (…إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُآیهٔ ۴۲) بکار رفته است مجموعاً ۷ نام (الله رحمن، رحیم، رب، سمیع، علیم، عزیز) میباشد که ۱۹ بار تکرار شدهاند.
رَحْمَةًۭ مِّن رَّبِّكَ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ
[و اين] رحمتى از پروردگار توست، كه او شنواى داناست.
إِلَّا مَن رَّحِمَ ٱللَّهُ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
مگر كسى را كه خدا رحمت كرده است، زيرا كه اوست همان ارجمند مهربان.