مؤمن «غافر» (۴۰)
سوره مؤمن که «غافر» نیز نامیده شده مانند پنج سوره بعدی با حروف مقطعه «حم» آغاز میشود.
سیاق کلی سوره، بیان «جدال» تاریخی کافران با «آیات خدا» و رسولانی است که به همراه «بینات» برای هدایت انسانها فرستاده میشوند. برنامه و مأموریت رسولان نجات بندگان از عواقب «شرک» و کفر و دعوت آنها به تقوای الهی برای ترک ظلم و ستم بوده است. اما گمراهان و ستمگران بدلیل «کبر» و نخوت از در انکار و «تکذیب» درآمده با اتکاء به علم سطحی و ظاهری خود راه مجادله با «حق» را در پیش میگرفتند و سرانجام بدلیل عواقب اعمال سوء خود دچار خسران و هلاکت میشوند.
بنابراین آنچه این سوره در صدد بیان آن است قانونمندیهایی است که به عملکرد کافران و نتیجه «جدال» آنها با آیات خدا و پیامبرانش مربوط میشود بطوریکه موضوع و کلمه «جدال» در این سوره بطور چشمگیر و غیرقابل مقایسهای بیش از سایر سورهها مطرح گشته و فصول مختلف سوره را مشخص کرده است.
در مقدمه: {آیه ۴} ما یُجادلُ فی آیات …ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِى…آیهٔ ۴ البلاد {آیه ۵} كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ…سورهٔ ق، آیهٔ ۱۲ …وَٱلْأَحْزَابُ مِنۢ بَعْدِهِمْ ۖ وَهَمَّتْ…آیهٔ ۵ …كُلُّ أُمَّةٍۭ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ…آیهٔ ۵ …وَجَٰدَلُوا۟ بِٱلْبَٰطِلِ…آیهٔ ۵ ...
در رابطه با فرعون: آیه (۳۵) ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِىٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَٰنٍ أَتَىٰهُمْ…آیهٔ ۳۵ کبر مقتا عندالله ... زمان پیامبر اسلام: آیه (۵۶) إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِىٓ…آیهٔ ۵۶ آیات …ٱللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَٰنٍ أَتَىٰهُمْ…آیهٔ ۳۵ ان فی صدورهم الاکبر ما هم ببالغیه فاستعذ بالله …إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْبَصِيرُآیهٔ ۵۶.
در بیان سرنوشت نهائی مجادله [آیه (۶۹) أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ…سورهٔ نساء، آیهٔ ۴۹ یجادلون فی آیات الله انی یصرفون. کندگان (با تکذیب بینات):] [آیه (۷۰) ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِٱلْكِتَٰبِ وَبِمَآ أَرْسَلْنَا بِهِۦ رُسُلَنَا…آیهٔ ۷۰] فسوف یعلمون.
هر چهار آیه فوق مجادله را در «آیات الله» و از ناحیه کافران یعنی کسانیکه «کتاب» و معجزات رسولان را تکذیب میکردند نشان داده است. هدف از مجادله انکار وحی و نبوت و علت آن تکبر و عدم اعتقاد به روز حساب بوده است (ان فی صدورهم الاکبر ... …كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍۢ…آیهٔ ۳۵ …لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ ٱلْحِسَابِآیهٔ ۲۷).
از همان آغاز سوره نیز شأن کتاب (قرآن) و اسماء نیکوی الهی را درارتباط با عملکرد کافران مشخص مینماید:
«تنزیل الکتاب …مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِآیهٔ ۲» این کتاب از جانب خداوند «عزیز» و «علیم» نازل شده و به همین دلیل اولاً هرگز دربرابر مکر و کید کافران مغلوب نشده و نسبت به آنان دارای عزت و ارجمندی است، ثانیاً چون از منشأ علم الهی نازل شده دربرابر اوهام و خرافات و علم ظاهری و سطحی کافران سرافراز و پیروز است و درمقابل آنها که بدون سلطان (دلیل و منطق مسلط) با آیات خداوند جدال میکنند (ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِىٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَٰنٍ أَتَىٰهُمْ…آیهٔ ۳۵...) سلطان مطلق باقی میماند.
پس از عزت و علم الهی چهار صفت خداوند که حاکی از دو شیوه عملی او درمقابل انسانهاست آورده شده است:
۱- غافر الذنب، ۲- قابل التوب، ۳- شدیدالعقاب، ۴- ذیالطول.
ازجهت مثبت و به دلیل «غافرالذنب» و «قابل التوب» بودن، خداوند عزیز و علیم نتیجه اعمال گناهکارانی را که بسوی او بازگردند میپوشاند و درهای رحمت او برای بازگشت کنندگان همیشه گشوده است. اما درجهت مخالف، کسانی را که از اعمال خود استغفار و توبه نکنند و در مسیر خلاف پیش بروند به شدت به عقوبت اعمال خودشان میرساند و در این راه دارای اراده ای قوی است. معنای «عقاب» مؤاخذه ای است که در عاقبت متوجه گناهکار میشود. یعنی مشیت خدا و جریان عالم به گونه ای است که هرکس دقیقا و شدیداً به نتیجه و عاقبت کاری که مرتکب شده میرسد. بنابراین کسانی که استغفار و توبه از گناه نکردهاند، لاجرم به عاقبت «کار خود» گرفتار میشوند. همچنین خداوند «ذیالطول» است. معنای «طول» در قرآن عمدتاً در رابطه با طول عمر و طول ثروت بکار رفته است و با این توجیه بنظر میرسد نام «ذیالطول» به مسخر بودن زمان و ماده (منشأ ثروت)
برای خدا عنایت داشته باشد. یعنی علیرغم طولانی بودن عمر و ثروت کافران، خداوند فوق آنهاست و مؤمن نباید فریب دوام تسلط و طولانی بودن عمر حکومت و آمدوشد قاهرانه آنها را در شهرها بخورد:
…فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِى…آیهٔ ۴ البلاد...
در سوره مؤمن مصداق عینی و تحقق این دو بُعد را در بخش مربوط به رسالت حضرت موسی (ع) به روشن ترین صورت نشان داده است؛ فرعون به عنوان سمبل و نمونه مجادله با آیات خدا و «تکذیب» رسالت موسی (ع) و «بِیَناتی» که به همراه داشت، و مؤمن آل فرعون، که نام سوره به یاد و افتخار او «مؤمن» گشته، به عنوان سمبل و نمونه ایمان به آیات خدا و «تصدیق» رسول او...
اگر در سوره «یس» با مؤمن آل یاسین که اول تصدیق کننده رسولان اعزام شده توسط حضرت عیسی (ع) (با نطاکیه) بود آشنا شدیم، در اینجا با مؤمن آل فرعون آشنا میشویم که قرآن سخنان بلیغ و عمیق او را در تصدیق حضرت موسی (ع) که با منتهای شهامت و شجاعت در برابر فرعون اظهار داشت بیان میکند. گویا قرآن میخواهد تجلی دو نام نیکوی «غافر الذنب و قابل التوب» را در سیمای این مؤمن خالص که سخنگوی حق دردل دشمن و در جمع مستکبران بود نشان دهد و تجلی دو نام نیکوی «شدید العقاب دی الطول» را در سیمای فرعون بزرگترین مستکبر تاریخ به نمایش بگذارد.
مکانیسم «غفران ذنوب و قبول توبه» را که مؤمن آل فرعون در جریانش قرار میگیرد، در همان ابتدای سوره (آیات ۷ و ۸ و ۹) میخوانیم:
(الذین یحملون العرش و من حوله... و یستغفرون للذین آمنوا... فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک...)
فرشتگانی که عرش را حمل میکنند (کنایه از نظام مدیریت و تدبیر امور عالم) و نیروهائی که پیرامون آن هستند، بصورت دائمی و مستمر (فعل مضارع) درحال تسبیح بحمد ربویی و ایمان به او هستند و یکسره برای کسانی که ایمان آوردهاند استغفار میکنند و...
رحمت و علم الهی همچون نور یکسره درحال تابش و جریان است. این رحمت که شامل غفران ذنوب و قبول توبه میباشد، شامل کسانی میگردد که به خدا رو کنند و ظرفیت و قابلیت جذب نور حق را پیدا نمایند:
ربنا وسعت کل شی رحمة و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک و فهم عذاب الجحیم.
و اینک مؤمن آل فرعون که از فرعون به خدا بازگشته (تابوا) و راه او را پیروی کرده
و اتبعوا سببلک)، مشمول رحمت و علم الهى مى گردد و درمعرض تابش انوار ربوبیت واقع مى شود. اکنون او که متخلّق باخلاق الله و مظهر رحمت و علم شده بخاطر رحمت و دلسوزى در باریان را موعظه مى کند و بخاطر علم و آگاهى سخنان هدایت کننده بلیغى ایراد مى نماید که قرآن فرازهائى از آنرا نقل کرده است... و اما روى دیگر قضیبه یا «مکانیسم عذاب» درمورد کسانى که بجاى حق راه باطل را دریشى مى گیرند قابل بررسى است.
در ابتدای این بحث به موضع «شدید العقاب» و بُعد عذاب و عقوبت کافران اشاره کردیم و اینک آیاتى را که درخلال سوره در این جهت وجود دارد یادآور مى شویم.
(در مقدمه سوره): آیه (۵) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ وَٱلْأَحْزَابُ مِنۢ بَعْدِهِمْ…آیهٔ ۵ و همت …كُلُّ أُمَّةٍۭ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ…آیهٔ ۵ …وَجَٰدَلُوا۟ بِٱلْبَٰطِلِ…آیهٔ ۵ لیدحضوابه الحق فاخذتهم فکیف کان عقاب
(آیه (۶) ۶) کذلک حقت کلمة ربکعلى الذین کفرواانهم اصحاب النار
(در مقدمه داستان) أوله …يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ…سورهٔ محمد، آیهٔ ۱۰ عاقبه …ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ مِن قَبْلِهِمْ…آیهٔ ۲۱ …كَانُوا۟ هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةًۭ…آیهٔ ۲۱ و آثاراً فی الارض فاخذهم من قبلهم کانوا هم ما …كَانَ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٍۢآیهٔ ۲۱ الله بذنوبهم و ما …كَانَ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٍۢآیهٔ ۲۱)
(آیه (۲۲) ۲۲) ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم…آیهٔ ۲۲ …بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَكَفَرُوا۟ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ…آیهٔ ۲۲ انه قوى شدیدالعقاب
(در پایان داستان) أوله (۴۵) فوقیه الله سبیئات ما مکروا و حاق بآل فرعون سوءالعذاب موسى و فرعون (أیه (۴۶) النار یعرضون علیها و یوم تقوم الساعه ادخلوا ال فرعون اشد العذاب
(آیه (۷۸) ۸۳) ...فاذا جاءامر الله قضى بالحق و خسر هنالک المبطلون فَلَمَّا جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ…آیهٔ ۸۳ …فَرِحُوا۟ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلْعِلْمِ…آیهٔ ۸۳ و حاق …بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ…سورهٔ نحل، آیهٔ ۳۴ یستهزون ...سنت الله التی قدخلت فی عباده و خسر هنالک المبطلون
درنتایج انتهائى سوره (آیه (۸۵) ۸۳)
برخی پیامها
پیامهایی که در رابطه با جریان تاریخی جدال کافران با آیات خدا و تکذیب رسولان وجود دارد بسیار آموزنده است، ذیلاً به مواردی از آن اشاره میکنیم:
۱- صبر در راه تحقق وعدههای خدا
در این سوره ۲ بار دستور «صبر» در برابر تکذیب کافران به رسول اکرم داده شده است: ۱. آیه (۵۵) فاصبران وعدههای حق و استغفر لذنبک و سیح محمد ربک بالعشی والابکار. آیه (۷۷) فاصبران وعدههای حق …فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ ٱلَّذِى نَعِدُهُمْ…آیهٔ ۷۷ و نو فینک فالینا یرجعون. هر دو آیه به دنبال آیاتی آمده است که از عذاب کافران مستکبر در جهنم یاد میکند، حال که سرانجام تکذیب کنندگان چنین است، رسول اکرم باید برای تحقق وعدههای الهی که یک طرفش نصرت رسولان و مؤمنین و طرف دیگرش شکست کافران و عذاب آنها است صبر و پایداری نماید. اولاً به هیچ وجه از پیروزی حق ناامید نشده و از ذنوب خود در مسیر رسالت استغفار نماید. ۲، ثانیاً انتظار پیروزی و مشاهده شکست فوری کافران را، حتی در حیات خود، نداشته باشند.
۲- قانونمندی نصرت رسولان و مؤمنین
پیام امیدوار کننده مهمی که در این سوره وجود دارد، وعده قطعی یاری رسولان و مؤمنین در دنیا و آخرت میباشد:
آیه (۵۱) انا لنصر رسلنا والذین آمنوا فی الحیوه الدنیا و یوم یقوم الاشهاد. این آیه که با تاکید مضاعف «ان» و «لام» (لنصر) و بکاربردن دوبار ضمیر (انا لنصر) آغاز شده، حتمیت و قطعیت این وعده را تصریح مینماید. ۳. نه تنها رسولان، که مؤمنین را، و نه تنها در آخرت، که در دنیا نیز!...
- همانطور که در مقدمه گفتیم سورههای دارای حروف مقطعه مستقیماً خطاب به حضرت رسول میباشد.
- (چرا که اعمال مقربین در ترازوی دقیقتری سنجیده میشود و همین تردید لحظهای به پیروزی قطعی برای پیامبر ذنبی محسوب میشود. چنانچه در سوره بقره میفرماید: مستهم الباساه والضرآء و زلزالوا …حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۱۴ آمنوا معه متی نصرالله الا ان نصرالله قریب - بقره ۲۱۴).
- آیه چهارم این سوره (ما یجادل فی آیات الله الالذین …كَفَرُوا۟ فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِى…آیهٔ ۴ البلاد) پیام امیدوار کنندهای است به رسول اکرم که تلاشها و تحریکات کافران در شهرها بجائی نمیرسد.
۳۳۸ / نظم قران
۳- عبرت گیری از تاریخ
در این سوره دوبار برای آگاهی پیداکردن از سرنوشت امتهای پیشین و درک سنتهای تاریخ توصیه به «سیر در زمین» شده است. این دو آیه که با مختصری تفاوت همانند یکدیگر هستند، با دو نتیجه مختلف: ۱- گرفتار مؤاخذه الهی شدن، ۲- به خودکفائی نرسیدن، خاتمه پیدا میکند.
آیه (۲۱) او لم …يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ…سورهٔ محمد، آیهٔ ۱۰ عاقبه …ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ مِن قَبْلِهِمْ…آیهٔ ۲۱ …كَانُوا۟ هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةًۭ…آیهٔ ۲۱ و آثاراً …فِى ٱلْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ…آیهٔ ۲۱ بذنونهم و ماکان …لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٍۢآیهٔ ۲۱. آیه (۸۲) او لم …يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ…سورهٔ محمد، آیهٔ ۱۰ عاقبه …ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ مِن قَبْلِهِمْ…آیهٔ ۲۱ کانوا اکثر منهم و اشد قوه و آثاراً …فِى ٱلْأَرْضِ فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَآیهٔ ۸۲.
سیر و سیاحت در جهان و مطالعه سرنوشت ملتها این دو حقیقت را آشکار میسازد که اولاً همه ملتهایی که به شرک گرائیدند منقرض و هلاک شدند، ثانیاً هیچ ملتی نتوانسته است (با اتکاء به قدرت و ثروت یا علم و صنعت) بینیاز از خدا و معنویات گردد. این همان سنت همیشگی خداوند است که درمیان بند گانش حاکم ساخته است: آیه ۸۵ - (آخرین آیه)... …سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى قَدْ خَلَتْ فِى عِبَادِهِۦ…آیهٔ ۸۵ و خسر هنالک الکافرون
۴- پناه بردن به خدا
در جریان تاریخی نبرد حق و باطل، تنها تکیه گاه موحدین دربرابر حملات و تهدیدات مشرکین خدا است که شنوای دعای مؤمنان و بینای احوال آنان است. این رهنمودی است که از کلام موسی (ع) دربرابر تهدیدات فرعون و سخنان کوبنده مؤمن آل فرعون پس از اعلام موضع صریحش درمقابل درباریان دریافت میکنیم: آیه ۲۵ و ۲۶ (و قال …فِرْعَوْنُ ذَرُونِىٓ أَقْتُلْ مُوسَىٰ…آیهٔ ۲۶... و قال موسی انی عذت بریی و ربکم …مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍۢ لَّا…آیهٔ ۲۷ یومین بیوم الحساب) آیه ۴۴ و ۴۵ (...و افوض امری الی الله …إِنَّ ٱللَّهَ بَصِيرٌۢ بِٱلْعِبَادِآیهٔ ۴۴. فوقیه الله سیتات ما مکروا و حاق …بِـَٔالِ فِرْعَوْنَ سُوٓءُ ٱلْعَذَابِآیهٔ ۴۵.) و با نتیجه گیری از چنین موضعی است که خداوند به آخرین پیامبرش دربرابر مستکبرینی که با آیات خدا مجادله میکنند توصیه مینماید: «فاستعذ بالله انه هوالسمیع البصیر».
فَلَمَّا جَآءَهُم بِٱلْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا۟ ٱقْتُلُوٓا۟ أَبْنَآءَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ وَٱسْتَحْيُوا۟ نِسَآءَهُمْ ۚ وَمَا كَيْدُ ٱلْكَٰفِرِينَ إِلَّا فِى ضَلَٰلٍۢ
پس وقتى حقيقت را از جانب ما براى آنان آورد، گفتند: «پسران كسانى را كه با او ايمان آوردهاند بكشيد و زنانشان را زنده بگذاريد.» و[لى] نيرنگ كافران جز در گمراهى نيست.
هدایت به راه رشد
چنین نیست که تنها پیامبران الهی به مردم راه رشد و هدایت را بنمایانند، مستکبرین نیز چنین ادعایی دارند و همواره خود راناصح و خیرخواه مردم معرفی مینمایند. مگر فرعون نبود که در پاسخ آن مؤمن تصدیق کننده موسی، خود را خیرخواه و هدایت گر مردم بسوی راه رشد معرفی میکرد؟ (…قَالَ فِرْعَوْنُ مَآ أُرِيكُمْ إِلَّا مَآ أَرَىٰ…آیهٔ ۲۹ و ما …أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ ٱلرَّشَادِآیهٔ ۲۹). و این پیام وحی است که در جریان مبارزه حق و باطل مؤمنین نباید فریب تبلیغات – دغلکارانه مستکبرین را بخورند.
کلمات کلیدی
مطالعه متمرکز روی کلماتی که در هر سوره به نسبت بالائی بکار رفته است، کمک شایانی به فهم مقاصد و محورهای آن سوره مینماید. اصولاً بررسی آماری ترکیب و تعداد کلمات متشکله هر سوره راه سادهای برای مقایسه سورهها با یکدیگر و تشخیص کلمات کلیدی آنها میباشد.
کلماتی که بطور کلیدی در سوره مؤمن بکار رفته است در رابطه با محور اصلی سوره که همان جریان تاریخی جدال کافران با آیات الهی و تکذیب رسولان میباشد، قرار دارد. این کلمات را برحسب تعلقی که به یکی از دو جناح مؤمن یا کافر دارند، به دو دسته تقسیم میکنیم. در اینجا به اختصار تنها به خود کلمات اشاره کرده بررسی دقیقتر روی آیات را به خواننده واگذار میکنیم.
الف - کلمات مرتبط با جناح مؤمن
۱- مؤمن - از آنجایی که نام این سوره مؤمن است و داستان مؤمن آل فرعون در آن به تفصیل بیان شده، بحث «ایمان» از مباحث زیربنائی سوره میباشد. بطوریکه مشتقات کلمه «ایمان» ۱۷ بار در آیات مختلف آن تکرار شده است که با توجه به حجم سوره رقم قابل توجهی میباشد. (آیات ۷-۱۰-۱۲-۲۵-۲۷-۲۸-۳۰-۳۵-۴۰-۵۱-۵۸-۵۹-۸۴ و ۸۵)
۲- دعا - در این سوره به تناسب نامش، مشتقات کلمه «دعا» بیش از بقیه سورههای قرآن بکار رفته است (۱۸ بار). منظور از دعا، دعوت کسی یا خواندن چیزی و به سوی او رفتن است. خدا انسان را بسوی ایمان «دعوت» میکند ولی او کفر میورزد و بجای خدای یکتا متوجه انواع شرک میگردد. در آیاتی که در این زمینه در سوره مؤمن وارد شده، هشدار داده میشود که هیچ چیز در این عالم بجز «الله» اصالت و قابلیت «دعا» ندارد و انسان هرآنچه
بجز خدا بخواند به پوچی و سراب خواهد رسید. البته دعا (خواستن) باید خالصانه و به دور از پیرایههای شرک باشد و گرنه بدلیل شرک و ناسپاسی بی نتیجه و در گمراهی است (آیات) ۱۰-۱۲-۱۴-۲۰-۲۶-۴۱-۴۲-۴۳-۴۹-۵۰-۶۰-۶۵-۶۶-۷۴ نکته قابل توجه اینکه در ۹ آیه (۴۱ تا ۵۰) این سوره ۹ بار مشتقات کلمه دعا بطور متمرکز بکار رفته است که در قرآن بی نظیر میباشد.
۳- عبادت - موضوع «عبادت» مستقیماً در رابطه با «دعوت» قرار دارد و به عبارت دیگر نتیجه و محصول آن است. دعوت انگیزه و مقدمه است و عبادت پذیرائی و خدمت. در این سوره ۴ بار کلمه «عباد» بکار رفته است و ۲ بار عبادت (بصورت فعل). ذیلاً ۲ موردی را که درباره عبادت است بدلیل ارتباط با «دعوت» نقل مینمائیم: آیه (۶۰) - و قال …رَبُّكُمُ ٱدْعُونِىٓ أَسْتَجِبْ لَكُمْ…آیهٔ ۶۰ …إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى…آیهٔ ۶۰ سید خلون جهنم داخرین. آیه (۶۶) - قُلْ إِنِّى نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ…سورهٔ انعام، آیهٔ ۵۶ و امرت …أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۶۶. ۴- حق - در سوره مؤمن جمعاً ۸ بار کلمه حق تکرار شده است که رقم بسیار قابل توجیه میباشد. منظور از «حق» در این سوره راست بودن و تحقق قطعی وعده خدا، فضای خدا و عذاب او است. به مجموعه کتاب و بیّنات و آنچه مورد تکذیب کافران بوده نیز حق گفته شده است. همچنین به راستی و عدالت و آنچه موافق موازین و معیارهای الهی و هدفدار و مغایر «باطل» است (آیات ۵-۶-۲۰-۲۵-۵۵-۷۵-۷۷-۷۸) ۵- رسالت - معمولاً سوره هائی که با حروف مقطعه آغاز میگردند، مشتمل بر داستان رسولان الهی و جریان تاریخی موضع گیری کافران دربرابر رسالتهای آنها میباشند. همانطور که گفته شد این سورهها عمدتاً شخص پیامبر (ص) را مستقیماً مخاطب قرار داده است. بنابراین نقل تجربه آنها در تبلیغ رسالتهای الهی و توصیف صبر و صداقت و خصلتهای ممتاز آنها در این مسیر، برای رسول اکرم باعث تقویت قلب و تثبیت قدم میشده است. در این سوره نیز از آنجائیکه بیش از سایر سورهها موضوع «جدال» کافران مطرح گشته، مسئله رسالت بطور کلیدی موضوعیت پیدا کرده و جمعاً ۱۲ مورد مشتقات رسالت در آن بکار رفته است (آیات ۵-۲۲-۲۳-۵۰-۵۱-۷۰-۷۸ و ۸۳) ۶- بیّنات - پس از سوره بقره که ۹ بار کلمه بیّنات در آن بکار رفته است، سوره مؤمن با ۶ بار کاربرد این کلمه در ردیف دوم قرار دارد. البته اگر حجم دو سوره را با یکدیگر مقایسه کنیم (که نسبت حداقل ۱/۵ دارد) به اهمیت نسبی سوره مؤمن در این مورد پی میبریم. کلمه «بیّنات» در ارتباط با رسالت قرار دارد و منظور از آن کتاب و معجزاتی است که
وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدْعُونِىٓ أَسْتَجِبْ لَكُمْ ۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ
و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم. در حقيقت، كسانى كه از پرستش من كبر مىورزند به زودى خوار در دوزخ درمىآيند.»
پیامبران الهی حامل آن بودند. (آیات ۲۲-۲۸-۳۴-۵۰-۶۶ و ۸۳)
۷- آیات - از ۱۰ موردی که کلمه «آیات» در این سوره بکار رفته (که رقم چشمگیری است) ۴ مورد آن در رابطه با جدال است (یجادلون فی آیاتنا) و یکبار انکار و جحود آن (آیه ۶۳) که در این ۵ مورد منظور از آیات ظاهراً «کتاب» است. در ۲ مورد دیگر (آیات ۲۳ و ۷۸) بنظر میرسد منظور معجزه پیامبران باشد. و بالاخره در دو آیه دیگر (۱۳ و ۸۱) که با جمله «ویریکم آیاته» شروع میشود گویا منظور آیات تکوینی در طبیعت باشد (وافقه اعلم).
***
ب - کلمات مرتبط با جناح کافران
در این مورد به چند کلمه که نقش کلیدی در سوره مؤمن داشته و در ارتباط با موضعگیری و اعمال کافران قرار میگیرد اشاره میکنیم. مهمترین این کلمات عبارتند از: کفر، کبر، کذب، ضلالت، مقت، عقاب و... که بترتیب آنها را نقل مینمائیم:
۱- کفر - همانطور که گفته شد، محور اصلی این سوره بیان جدال «کافران» با آیات خدا و تکذیب رسولان میباشد. بنابراین مسئله کفر و نقش کافران از موضوعات مهم قابل بررسی سوره میباشد. مفهوم کفر در قرآن بعضاً در مقابل شکر قرار دارد و بمعنای ناسپاسی و کفران میباشد. اما در این سوره عمدتاً در مقابل ایمان قرارداد و به معنای انکار توحید و نبوت و آخرت میباشد و بیشتر با «شرک» ترکیب گردیده است. یعنی انکار توحید و گرایش به شرک خود کفری آشکار است. آیات مشتمل بر این کلمه که ۱۲ بار در سوره مؤمن بکار رفته عبارتند از: (آیات ۶-۱۰-۱۲-۱۴-۲۲-۲۵-۴۲-۵۰-۷۴-۸۴ و ۸۵)
۲- کبر - عامل اصلی کفر عمدتاً «کبر» و خود بزرگ بینی است که مانع ایمان و تسلیم به حق میگردد. وقتی انسان خود را بالاتر از دیگران تصور کرد نمیتواند در شرایط مساوی با مردم زندگی کند و تسلیم اصول پذیرفته شده دینی یا قانونی و ملی گردد. در این سوره ۱۱ مرتبه مشتقات این کلمه تکرار شده است که ۴ مورد آن اشاره به عظمت و بزرگی پروردگار عالم دارد و ۷ مورد دیگر تماماً ناظر به کبر مستکبرین است: (آیات ۱۰-۱۲-۲۷-۳۵-۴۷-۴۸-۵۷-۵۶-۶۰ و ۷۶)
۳- کذب - نتیجه مستقیم کفر و کبر، کذب و تکذیب است که باهم خویشاوندی دارند. کافر بخاطر تکبری که دارد آیات و بیئات را تکذیب میکند و آنرا به تمسخر و استهزاء میگیرد. در این رابطه ۶ بار مشتقات کذب در سوره مؤمن بکار رفته است. (آیات ۵-۲۴-۲۸-۳۷ و ۷۰)
۴- ضلالت - محصول «کفر و کبرو کذب» ضلالت است. همچنانکه محصول «ایمان و تسلیم و تصدیق»، هدایت میباشد. معنای ضلالت تنها گمراه شدن نیست، بلکه به نتیجه نرسیدن و تباه و باطل شدن نیز عین ضلالت است، کما آنکه در این سوره کید کافران و دعای آنها را در ضلالت معرفی مینماید، یعنی طرحها و نقشهها و خواستههای آنها ازآنجائیکه پیوندی با حق ندارد به پوچی و تباهی میرسد. گوئی گم میشود و ازدست میرود.
آیه (۲۵) …وَمَا كَيْدُ ٱلْكَٰفِرِينَ إِلَّا فِى ضَلَٰلٍۢآیهٔ ۲۵ آیه (۵۰) و ما …دُعَآءُ ٱلْكَٰفِرِينَ إِلَّا فِى ضَلَٰلٍۢسورهٔ رعد، آیهٔ ۱۴ از آنجائی که تدابیر و خواسته هایشان عین گمراهی است، بطور طبیعی به گمراهی و پوچی میرسند. بنابراین اگر گفته میشود خدا آنها را گمراه میکند! چنین نیست که با آنها خصومت داشته باشد، بلکه مشیتش به گونه ای است که هرکس به نتیجه مکتسبات خودش میرسد. درست مثل اینکه بگوئیم معلم گروهی از شاگردان را قبول و گروهی را رد میکند، از این مثال آیا به ذهن کسی خطور میکند معلم جز براساس ضوابط و مقررات مدرسه قبولی یا رفوزگی شاگردان را رقم زده باشد؟... و اینکه به نمونههایی درمورد خداوند توجه نمائید:
فَلَمَّا جَآءَهُم بِٱلْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا۟ ٱقْتُلُوٓا۟ أَبْنَآءَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ وَٱسْتَحْيُوا۟ نِسَآءَهُمْ ۚ وَمَا كَيْدُ ٱلْكَٰفِرِينَ إِلَّا فِى ضَلَٰلٍۢ
پس وقتى حقيقت را از جانب ما براى آنان آورد، گفتند: «پسران كسانى را كه با او ايمان آوردهاند بكشيد و زنانشان را زنده بگذاريد.» و[لى] نيرنگ كافران جز در گمراهى نيست.
قَالُوٓا۟ أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ ۚ قَالُوا۟ فَٱدْعُوا۟ ۗ وَمَا دُعَٰٓؤُا۟ ٱلْكَٰفِرِينَ إِلَّا فِى ضَلَٰلٍ
مىگويند: «مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند؟» مىگويند: «چرا.» مىگويند: «پس بخوانيد. و[لى] دعاى كافران جز در بيراهه نيست.»
آیه (۳۳) و من یضلّل الله فماله من هاد (درمورد تکذیب کنندگان انبیاء)
آیه (۳۴) …كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌۭ…آیهٔ ۳۴ کذاب (درمورد تکذیب کنندگان یوسف (ع))
آیه (۳۴) …كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلْكَٰفِرِينَآیهٔ ۷۴ (نتیجه شرک)
۵- ظلم - اگر انسان از هدایت به احسان به مردم میرسد، از ضلالت به ظلم و ستم به آنها کشیده میشود. وقتی چراغ هدایت ازدست رفت و تاریکیهای هوی و هوس بر نفس چیره شد، طبیعی ترین نتیجه آن ظلم و تجاوز به حقوق دیگران میباشد و به همین دلیل در رابطه با کلمات فوق مسئله «ظلم» نیز در ۴ آیه این سوره مطرح میگردد (آیات ۱۷-۱۸-۳۱-۵۲)
۶- مَقْت - وقتی کفر و کبر و کذب توأم شد گمراهی ببار میآورد و به ظلم و ستم کشیده میشود. اینجاست که «مقت» خدا دمار از روزگار جرثومههای فساد درمی آورد. (در این سوره ۳ بار کلمه مقت بکار رفته که بیش از سایر سورهها میباشد).
آیه (۱۰) ان الدین کفروا نیادون …لَمَقْتُ ٱللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى…آیهٔ ۱۰ الایمان فتکفرون
إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ ٱللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى ٱلْإِيمَٰنِ فَتَكْفُرُونَ
كسانى كه كافر بودهاند مورد ندا قرار مىگيرند كه: «قطعاً دشمنى خدا از دشمنى شما نسبت به همديگر سختتر است، آنگاه كه به سوى ايمان فرا خوانده مىشديد و انكار مىورزيديد.»
آیه (۵۵) ان الدین یجادون فی آیات …ٱللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَٰنٍ أَتَىٰهُمْ…آیهٔ ۳۵ کبر مقتا عندالله و عندالدین آمنوا …كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍۢ جَبَّارٍۢآیهٔ ۳۵
فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَٱسْتَغْفِرْ لِذَنۢبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِبْكَٰرِ
پس صبر كن كه وعده خدا حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت، شامگاهان و بامدادان ستايشگر باش.
۷- اخذ به عذاب و عقاب - وقتی «مقت» خدا بر قومی تعلق گرفت بدلیل همان
اعمالی که بر شمرده شد، عقاب الهی دامنگیر میشود: آیه (۳) غافر الذنب قابل …ٱلتَّوْبِ شَدِيدِ ٱلْعِقَابِ ذِى ٱلطَّوْلِ…آیهٔ ۳ آیه (۵) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ وَٱلْأَحْزَابُ مِنۢ بَعْدِهِمْ…آیهٔ ۵... فاخذتهم فکیف کان عقاب آیه (۲۱) أَوَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ…سورهٔ روم، آیهٔ ۹ عاقبة الذین کانوا... فاخذهم الله بذنوبهم و ما …كَانَ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٍۢآیهٔ ۲۱ آیه (۲۲) ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم…آیهٔ ۲۲ …بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَكَفَرُوا۟ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ…آیهٔ ۲۲ …إِنَّهُۥ قَوِىٌّۭ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِآیهٔ ۲۲
۞ أَوَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَانُوا۟ هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةًۭ وَءَاثَارًۭا فِى ٱلْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٍۢ
آيا در زمين نگرديدهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها [زيسته]اند چگونه بوده است؟ آنها از ايشان نيرومندتر [بوده] و آثار [پايدارترى] در روى زمين [از خود باقى گذاشتند]، با اين همه، خدا آنان را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد و در برابر خدا حمايتگرى نداشتند.
ارتباط با سورههای قبل (در موضوع توحید) سوره مؤمن از جهات زیادی با سورههای قبل از خود ارتباط دارد که این امر نشان دهنده پیوند و همآهنگی سورههائی است که پشت سرهم قرار گرفتهاند. ازجمله میتوان به موضوع اخلاص، توحید و شرک اشاره کرد که به خصوص محورهای ۳ سوره گذشته را تشکیل میدادند.
آیه (۱۴) فَٱدْعُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ…آیهٔ ۱۴ و لوکره الکافرون درمورد اخلاص آیه (۶۵) هوالحی لاله …إِلَّا هُوَ فَٱدْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ…آیهٔ ۶۵ الحمدلله رب العالمین.
آیه (۱۲) ذَٰلِكُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِىَ ٱللَّهُ وَحْدَهُۥ كَفَرْتُمْ…آیهٔ ۱۲ و ان یشرک به تؤمنوا درمورد توحید آیه (۸۴) فَلَمَّا رَأَوْا۟ بَأْسَنَا قَالُوٓا۟…آیهٔ ۸۴ امنا بالله وحده و کفرنا …بِمَا كُنَّا بِهِۦ مُشْرِكِينَآیهٔ ۸۴
ذَٰلِكُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِىَ ٱللَّهُ وَحْدَهُۥ كَفَرْتُمْ ۖ وَإِن يُشْرَكْ بِهِۦ تُؤْمِنُوا۟ ۚ فَٱلْحُكْمُ لِلَّهِ ٱلْعَلِىِّ ٱلْكَبِيرِ
اين [كيفر] از آن روى براى شماست كه چون خدا به تنهايى خوانده مىشد، كفر مىورزيديد؛ و چون به او شرك آورده مىشد، آن را باور مىكرديد. پس [امروز] فرمان از آن خداىِ والاىِ بزرگ است.
- مقایسه کنید با سورههای: صافات: آیات ۴۰-۷۴-۱۲۸-۱۶۰-۱۶۹ تماماً (إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَسورهٔ صافات، آیهٔ ۱۶۰)
ص آیه (۴۶) انا اخلصنا هم بخلاطه ذکری الدار آیه (۸۳) ... إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَسورهٔ ص، آیهٔ ۸۳ زمر آیات (۲-۳-۱۱ و ۱۴) فاعبدالله مخلصا له الدین - أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلْخَالِصُ…سورهٔ زمر، آیهٔ ۳ - قُلِ ٱللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًۭا لَّهُۥ دِينِىسورهٔ زمر، آیهٔ ۱۴
فَلَمَّا جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَرِحُوا۟ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ
و چون پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند، به آن چيز [مختصرى] از دانش كه نزدشان بود خرسند شدند، و [سرانجام] آنچه به ريشخند مىگرفتند آنان را فروگرفت.
- مقایسه با سورههای: صافات آیه (۴) ان الهکم لواحد ...غافر · آیه ۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
مَا يُجَٰدِلُ فِىٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِى ٱلْبِلَٰدِ
جز آنهايى كه كفر ورزيدند [كسى] در آيات خدا ستيزه نمىكند، پس رفت و آمدشان در شهرها تو را دستخوش فريب نگرداند.
ص آیه (۵) اجعل الا لهه الله واحداً ان هذا الشی عجاب آیه (۶۵) ... و ما …مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ…سورهٔ ص، آیهٔ ۶۵ الواحد القهار زمر آیه (۴) سبحانه …هُوَ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُسورهٔ زمر، آیهٔ ۴ آیه (۴۵) و اذا …ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحْدَهُ ٱشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ…سورهٔ زمر، آیهٔ ۴۵ بالاخره
هُوَ ٱلْحَىُّ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱدْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ ۗ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
اوست [همان] زندهاى كه خدايى جز او نيست. پس او را در حالى كه دين [خود] را براى وى بىآلايش گردانيدهايد بخوانيد. سپاس[ها همه] ويژه خدا پروردگار جهانيان است.
به این ترتیب میتوان گفت ۴ سوره: صافات، ص، زمر و مؤمن در موضوع توحید اشتراک دارند.
مسئله «توحید» موضوع اساسی سوره مؤمن را تشکیل میدهد و حدود ۳۰٪ آیات آن بطور مستقیم به تبیین این امر اختصاص یافته است. در این سری آیات به وحدانیت خدا، نفی شرک و آلهه، اخلاص در دین، انحصار رزق و قضا برای او، عرض، ربوبیت عمومی و ... اشاره شده است که ذیلاً برخی از آنها را نقل مینمائیم:
آیه (۳) ... لاله الا هوالیه المصیر درمورد نفی الهه آیه (۶۲) ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ خَٰلِقُ كُلِّ شَىْءٍۢ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ…آیهٔ ۶۲ فانی تؤفکون آیه (۶۳) » …فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۶۴ آیه (۶۴) هو الحی لاله …إِلَّا هُوَ فَٱدْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ…آیهٔ ۶۵ الحمدالله رب العالمین.
غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ وَقَابِلِ ٱلتَّوْبِ شَدِيدِ ٱلْعِقَابِ ذِى ٱلطَّوْلِ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ إِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُ
[كه] گناهبخش و توبهپذير [و] سختكيفر [و] فراخنعمت است. خدايى جز او نيست. بازگشت به سوى اوست.
ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ خَٰلِقُ كُلِّ شَىْءٍۢ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ
اين است خدا، پروردگار شما [كه] آفريننده هر چيزى است: خدايى جز او نيست. پس چگونه [از او] بازگردانيده مىشويد؟
در بسیاری از آیات جلوههائی از ربوبیت پروردگار عالم را برای مشرکین که علیرغم اعتقاد به «الله» منکر تدبیر و ربوبیت الهی بودند بیان مینماید ازجمله در نزول باران از آسمان (آیه ۱۳)، خلقت (آیات ۱۷-۶۲-۶۷)، جعل شب و روز (۶۱)، احیاء و امامة (۶۸)، جعل انعام برای استفاده آدمیان (۷۹ و ۸۰) و ... اوج پیامهای توحیدی این سوره را در آیات ۶۱ تا ۶۸ مشاهده میکنیم که چند بار بر مقام ربوبیت الهی تأکید شده است:
ٱللَّهُ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ…آیهٔ ۶۱ ... ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ خَٰلِقُ كُلِّ شَىْءٍۢ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ…آیهٔ ۶۲ ... ٱللَّهُ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ…آیهٔ ۶۱ ... ذلکم الله ربکم …فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۶۴ هوالحی لاله …إِلَّا هُوَ فَٱدْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ…آیهٔ ۶۵ الحمدالله رب العالمین. قُلْ إِنِّى نُهِيتُ أَنْ…سورهٔ انعام، آیهٔ ۵۶ اعبدالذین …تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ…سورهٔ انعام، آیهٔ ۵۶ ... و امرت …أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۶۶ نکته آموزندهای که در این پیامهای بلیغ توحیدی وجود دارد مراتب جهل، نسیان، ناباوری و قدرناشناسی اکثر انسانها درمقابل این حقایق است:
آیه (۵۷) ... و لکن اکثر الناس لایعلمون (نادانی) آیه (۵۸) ... قلیلاً ما تتذکّرون (نسیان) آیه (۵۹) ... و لکن اکثر الناس لایؤمنون (ناباوری) آیه (۶۱) ... و لکن اکثر الناس لایشکرون (ناشکری)
لَخَلْقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
قطعاً آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر [و شكوهمندتر] از آفرينش مردم است، ولى بيشتر مردم نمىدانند.
وَمَا يَسْتَوِى ٱلْأَعْمَىٰ وَٱلْبَصِيرُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَلَا ٱلْمُسِىٓءُ ۚ قَلِيلًۭا مَّا تَتَذَكَّرُونَ
و نابينا و بينا يكسان نيستند، و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند [نيز] با [مردم] بدكار [يكسان] نيستند؛ چه اندك پند مىپذيريد.
إِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَءَاتِيَةٌۭ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ
در حقيقت، رستاخيز قطعاً آمدنى است؛ در آن ترديدى نيست، ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند.
ٱللَّهُ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ لِتَسْكُنُوا۟ فِيهِ وَٱلنَّهَارَ مُبْصِرًا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ
خدا [همان] كسى است كه شب را براى شما پديد آورد تا در آن آرام گيريد، و روز را روشنىبخش [قرار داد]. آرى، خدا بر مردم بسيار صاحبتفضل است، ولى بيشتر مردم سپاس نمىدارند.
آخرت - پس از توحید، مسئله آخرت در قالب کلماتی مثل: نار (۸ بار)، جهنم، جحیم، عذاب، تکرار شده است و جالب اینکه «یوم» در ترکیب با کلماتی مثل: یوم تقوم
- ازجمله آیات ۳-۱۲ تا ۲۰-۴۲ و ۴۳-۵۷ تا ۶۸-۷۳-۷۴-۷۹ تا ۸۱-۸۴
)
الساعه، یوم التلاق، یوم الازفة، یوم هم بارزون، یوم یقوم الاشهاد، یوم لایتفع الظالمین معذرتهم، یوم الحساب، یوم التناد، یوم الاحزاب ... و یا بصورت معرفه و کلی «الیوم» ۱۴ بار در این سوره بکار رفته است که از تمامی سورههای قرآن بیشتر است. منظور از «یوم» مرحله و زمانی است که ساعت بریا میشود و به حساب انسانها رسیدگی میگردد. همچنان که در مسئله توحید گفتیم، بین این سوره با سورههای قبل هماهنگی و پیوندی وجود دارد. در موضوع «روز آخر» نیز چنین است. اگر بخاطر داشته باشید، کلمه «قیامت» نیز در سوره قبل (زمر) از بقیه سورههای قرآن بیشتر بکار رفته است. بطورکلی آیات مربوط به حیات پس از مرگ (آخرت). که بطور مستقیم یا غیر مستقیم به این امر ارتباط داشته باشد، بیش از یک سوم آیات سوره را تشکیل میدهد. در بخشی از این آیات وضع مستکبرین را در جهنم مجسم میسازد و مخاصمه آنها را با مستضعفین (تابعین و متبوعین یا مقلدین و پیشوایان) نقل مینماید (آیات ۱۶ تا ۲۰) و در بخشی دیگر (۷۱ تا ۷۶) هولناک ترین مناظر جهنم را برای هشدار دادن به مجادله کنندگان با آیات خدا و تکذیب کنندگان رسولان تصویر مینماید:
آهنگ کلمات سوره مؤمن از ۸۵ آیه تشکیل شده است که انتهای آخرین کلمه آنها باهشت حرف مختلف ختم میشود. بیشترین آن حرف «ن» است که ۳۲ آیه با آن ختم شده (بخصوص ۲۹ آیه آخر سوره بطور پیوسته). پس از آن حرف «ر» و «ب» قرار دارند. هرکدام با ۱۷ بار تکرار و در ردیف بعد «د» (۸ آیه)، «م» (۵ آیه)، «ل» (۳ آیه)، «ق» (۲ آیه)، «ع» (۱ آیه) قرار دارند.
اسماء الهی در سهره مؤمن نام جلاله «الله» ۵۳ بار به کار رفته است که بطور متوسط باتوجه به تعداد ۷۹۶ کلمه سوره بازای هر ۱۵ کلمه یکبار نام الله تکرار شده است که این نسبت در مقایسه با سورههای قرآن در ردیف چهاردهم (بطور نسبی) قرار دارد. پس از آن نام رب (مضاف الیه یا با ضمیر) است که ۱۹ بار تکرار شده است. از اسماء الحسنى: عزیز و بصیر (هرکدام ۳ بار)، سمیع و شدید العقاب (هرکدام ۲ بار)، قابل التوب - ذی الطول - حکیم - علی - کبیر - واحد - قهار - سریع الحساب - غافر - غفار
- علیم - قوی - خالق (هرکدام یک بار) بکار رفته است.