‹ همهٔ سوره‌ها الحجرات
۴۹

الحجرات

اتاق‌ها

مدنی۱۸ آیه

«حجرات» (۴۹)

سوره حجرات مشتمل بر یک سلسله اوامر و نواهی ایمانی است که عمدتاً باخطاب «یاایها الذین آمنوا» بعنوان مقررات درون گروهی و آموزش‌های داخلی در هفتمین سال هجرت (بیستمین سال بعثت) در مدینه نازل شده است. این فرامین که آداب فردی و اجتماعی را دربر می‌گیرد رابطه مؤمنین را با خدا و رسول و مؤمنین دیگر روشن می‌سازد. رهنمودهای اخلاقی و ایمانی این سوره به دو صورت سلبی (نفی و نهی) و ایجابی (توصیه آمرانه) بکاررفته است که اتفاقاً هردو صورت آن مشتمل بر ده بند می‌باشد. حالت سلبی (نفی و نهی) تماماً با حرف «لا» بکار رفته و حالت ایجابی متنوع می‌باشد.

فرامین سلبی (نفی و نهی)

در رابطه با رسول ۱) آیه لَا تُقَدِّمُوا۟ بَيْنَ يَدَىِ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦآیهٔ ۱ ۲) لَا تَرْفَعُوٓا۟ أَصْوَٰتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ ٱلنَّبِىِّآیهٔ ۲ ۳) وَلَا تَجْهَرُوا۟ لَهُۥ بِٱلْقَوْلِآیهٔ ۲ ۴) لَا يَسْخَرْ قَوْمٌۭ مِّن قَوْمٍآیهٔ ۱۱ ۵) وَلَا نِسَآءٌۭ مِّن نِّسَآءٍآیهٔ ۱۱ ۶) وَلَا تَلْمِزُوٓا۟ أَنفُسَكُمْآیهٔ ۱۱ ۷) وَلَا تَنَابَزُوا۟ بِٱلْأَلْقَٰبِآیهٔ ۱۱ ۸) وَلَا تَجَسَّسُوا۟آیهٔ ۱۲ ۹) وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًاآیهٔ ۱۲ ۱۰) لَّا تَمُنُّوا۟ عَلَىَّ إِسْلَٰمَكُمآیهٔ ۱۷

فرامین ایجابی (امر مثبت)

(۱) آیه ۱ ... و اتقوا الله إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭآیهٔ ۱ (۲) ۶ ... إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌۢ بِنَبَإٍۢ فَتَبَيَّنُوٓا۟آیهٔ ۶ ... (۳) ۹ ... و ان طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱقْتَتَلُوا۟ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَهُمَاآیهٔ ۹ ... (۴) ... فَإِنۢ بَغَتْ إِحْدَىٰهُمَا عَلَى ٱلْأُخْرَىٰ فَقَٰتِلُوا۟ ٱلَّتِى تَبْغِىآیهٔ ۹ ... (۵) ... حتى تفي الى امر الله فَإِن فَآءَتْ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَهُمَا بِٱلْعَدْلِآیهٔ ۹ (۶) ... و اقسطوا إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَآیهٔ ۹. (۷) ۱۰ ... إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْآیهٔ ۱۰ (۸) ... وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَآیهٔ ۱۰. (۹) ۱۲ و اتقوا الله إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌۭ رَّحِيمٌۭآیهٔ ۱۲. (۱۰) ۱۴ وَلَٰكِن قُولُوٓا۟ أَسْلَمْنَاآیهٔ ۱۴

الحجرات · آیه ۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُقَدِّمُوا۟ بَيْنَ يَدَىِ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، در برابر خدا و پيامبرش [در هيچ كارى‌] پيشى مجوييد و از خدا پروا بداريد كه خدا شنواى داناست.

فرامین سلبی همانطور که گفته شد تماماً با حرف «لا» آمده است، اما فرامین ایجابی ۳ بار «واتقوا الله»، ۳ بار «واصلحوا» و ۴ بار دیگر بصورت: فتبینوا، فقاتلوا، واقسطوا، قولوا اسلمنا آمده است. علاوه بر موارد مشخص فوق که در ده بند خلاصه شده، توصیه‌های مثبت یا منفی دیگری در سوره تکرار شده است که باید آنها را نیز در مجموعه توصیه‌های اخلاقی و ایمانی سوره بحساب آورد. ازجمله:

آیه (۱۲) يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱجْتَنِبُوا۟ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلظَّنِّآیهٔ ۱۲ (دوری از سوءظن)
۱۴) قَالَتِ ٱلْأَعْرَابُ ءَامَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا۟آیهٔ ۱۴ ...
۱۶) قُلْ أَتُعَلِّمُونَ ٱللَّهَ بِدِينِكُمْآیهٔ ۱۶ ... (ادعای ایمان و منت گذاری بر آن)
۱۴) إِنَّ ٱلَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَآءِ ٱلْحُجُرَٰتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَآیهٔ ۴
۵) وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا۟ حَتَّىٰ تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًۭا لَّهُمْآیهٔ ۵ (بی صبری و بی ادبی در سخن گفتن با رسول)
۷) وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ ٱللَّهِ ۚ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِى كَثِيرٍۢآیهٔ ۷ ... (نافرمانی نسبت به رسول)
۳) إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَٰتَهُمْ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِآیهٔ ۳ ... (رعایت ادب در سخن گفتن با رسول)
۱۳) ... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْآیهٔ ۱۳ (تقوی)
۱۵) إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِآیهٔ ۱۵ ... (ایمان یقینی و جهاد)

محورهای سوره

همانطور که ذکر گردید سیاق اصلی سوره مسائل ایمانی و اخلاقی است که شاید در هیچ سوره‌ای چنین تمرکز و توجهی به این نسبت نشده باشد. در این چارچوب واژه‌های چندی به دلیل تکرار و تأکید فراوان چشمگیر شده است که بطور طبیعی محورهای سوره را آشکار می‌سازد. مهمترین این کلمه‌ها که ذیلاً بررسی مختصری می‌گردد عبارتند از: ایمان، تقوی، رحمت، علم

الف - ایمان

در این سوره ۱۸ آیه ۱۵ بار مشتقات ایمان بکار رفته است، یعنی تقریباً در هر آیه یکبار این موضوع مطرح شده است. شاخص تر از همه مصدر این کلمه یعنی خود کلمه «ایمان» است که ۴ بار تکرار شده (رقمی بالاتر از سایر سوره‌های قرآن). پس از آن کلمات: آمنوا (۶ بار)، مؤمنون (۲ بار) و امّا، مؤمنین، تومنوا (هرکدام یکبار) می‌باشد.

کلمه آمنوا ۵ بار در جمله خطابیه «یا ایها الذین آمنوا» بکار رفته که بطور نسبی رقم بسیار زیادی می‌باشد.

ازجمله نکات آموزنده و قابل توجه در این رابطه مقایسه بین ایمان و اسلام (تسلیم ظاهری) می‌باشد که آیات ۱۴ تا ۱۷ به روشن‌ترین وجه آنرا متمایز ساخته است. اسلام ادای زبانی شهادنتین و تسلیم جسمی به دین خدا می‌باشد. درحالیکه ایمان ادای قلبی و تسلیم روحی به آن است و نشانه‌اش پایبندی و التزام به همان دستورات اخلاقی توصیه شده در سوره می‌باشد. ادعای اعراب بر مسلمانی و منتی که بخاطر اسلامشان بر پیامبر می‌گذاشتند و درست از همینجا ناشی می‌شد که ظواهر و تشریفات را بجای باطن و حقیقت دین و حرف و ادعا را بجای عمل قرار داده بودند. درحالیکه صدق ادعای ایمان ازطریق باور یقینی به خدا


  1. آیه ۷ (ولكن الله جَبَّبَ اليكم الايمان و زِينُه في قلوبكم...) - آیه ۱۱ (بشس ٱلِٱسْمُ ٱلْفُسُوقُ بَعْدَ ٱلْإِيمَٰنِآیهٔ ۱۱) - آیه ۱۴ (و لما يَدْخُلِ ٱلْإِيمَٰنُ فِى قُلُوبِكُمْآیهٔ ۱۴) - آیه ۱۷ (بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَىٰكُمْآیهٔ ۱۷ للايمان).
    الحجرات · آیه ۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ ٱللَّهِ ۚ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِى كَثِيرٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ ٱلْإِيمَٰنَ وَزَيَّنَهُۥ فِى قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ ٱلْكُفْرَ وَٱلْفُسُوقَ وَٱلْعِصْيَانَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ

    و بدانيد كه پيامبر خدا در ميان شماست. اگر در بسيارى از كارها از [رأى و ميل‌] شما پيروى كند، قطعاً دچار زحمت مى‌شويد، ليكن خدا ايمان را براى شما دوست‌داشتنى گردانيد و آن را در دلهاى شما بياراست و كفر و پليدكارى و سركشى را در نظرتان ناخوشايند ساخت. آنان [كه چنين‌اند] ره‌يافتگانند.

    الحجرات · آیه ۱۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَسْخَرْ قَوْمٌۭ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُوا۟ خَيْرًۭا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَآءٌۭ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيْرًۭا مِّنْهُنَّ ۖ وَلَا تَلْمِزُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا۟ بِٱلْأَلْقَٰبِ ۖ بِئْسَ ٱلِٱسْمُ ٱلْفُسُوقُ بَعْدَ ٱلْإِيمَٰنِ ۚ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ

    اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ]، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و از يكديگر عيب مگيريد، و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد؛ چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند.

    الحجرات · آیه ۱۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    ۞ قَالَتِ ٱلْأَعْرَابُ ءَامَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا۟ وَلَٰكِن قُولُوٓا۟ أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ ٱلْإِيمَٰنُ فِى قُلُوبِكُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَٰلِكُمْ شَيْـًٔا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ

    [برخى از] باديه‌نشينان گفتند: «ايمان آورديم.» بگو: «ايمان نياورده‌ايد، ليكن بگوييد: اسلام آورديم. و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است. و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش‌] كرده‌هايتان چيزى كم نمى‌كند. خدا آمرزنده مهربان است.»

    الحجرات · آیه ۱۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا۟ ۖ قُل لَّا تَمُنُّوا۟ عَلَىَّ إِسْلَٰمَكُم ۖ بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَىٰكُمْ لِلْإِيمَٰنِ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

    از اينكه اسلام آورده‌اند بر تو منّت مى‌نهند؛ بگو: «بر من از اسلام‌آوردنتان منّت مگذاريد، بلكه [اين‌] خداست كه با هدايت‌كردن شما به ايمان، بر شما منّت مى‌گذارد، اگر راستگو باشيد.

  1. گرچه در سوره‌های دیگری که ذیلاً مشخص می‌گردد تعداد بیشتری خطاب «یا ایها الذین آمنوا» بکار رفته ولی حجم سوره‌های موردنظر هر یک چند برابر سوره حجرات می‌باشد:

ماثده (۱۶ بار) - بقره (۱۱ بار) - نساء (۹ بار) - آل عمران و احزاب (هرکدام ۷ بار) - انفال و توبه (هرکدام ۶ بار).

  1. البته اسلام اگر از تسلیم زبانی و ظاهری فراتر رفته، قلب انسان را ابراهیم وار تسلیم خداکند، اوج ایمان را به نمایش می‌گذارد و در این حالت اسلام کمال ایمان می‌گردد.

و رسول و جهاد با جان و مال ثابت می‌گردد و به مصداق قرآن: «اولئك هم الصادقون» (آیه ۱۵) در این سوره نقطه مقابل ایمان و عوامل متضاد آنرا در سه واژه: «کفر و فسوق وعصیان» معرفی کرده است که هریک از جهتی نشانگر فقدان ایمان می‌باشند: ( ... لکن الله حبّب الکم الایمان و کره الکم الکفر والفسوق والعصیان اولئك هم الراشدون).

کفر ناسپاسی نسبت به نعمت‌های خدا و ندیده گرفتن رحمانیت و ربویت الهی است. فسق خارج شدن از دائره حلال و حرام و حدود الهی (بجای وارد شدن در امنیت آن) و عصیان مقابل اطاعت و فرمانبرداری می‌باشد. به این ترتیب اگر خواسته باشیم برای ایمان که خداوند آنرا محبوب دلهای مؤمنین و زینت آن قرارداده تعریفی بکنیم بهترین راه استفاده از معانی مخالف کفر و فسوق و عصیان می‌باشد.

ایمان یعنی شکر نعمات الهی (بجای کفر)، پایبندی به حدود و مقررات الهی (بجای فسق) و اطاعت از خدا و رسول (بجای عصیان). کسانیکه به چنین خصلت هائی آراسته باشند به تعبیر قرآن همانا رشدیافتگان هستند (اولئك هم الراشدون) اگر افراد جامعه به چنین مرحله ای از رشد و آگاهی برسند بزرگترین فضل و نعمت خدا را نائل گشته‌اند (فضلًا من الله و نعمه) که جز برادری و برابری رابطه ای میان خویش و برادرانشان نمی‌شناسند (انما المؤمنون اخوه). آنها مجتمع اسلامی را به منزله واحدی تلقی می‌کنند که نکوهش یک تن نکوهش تمامی آن بشمار می‌رود (ووَلَا تَلْمِزُوٓا۟ أَنفُسَكُمْآیهٔ ۱۱). این همان جامعه ایمانی است که در آن تقوی معیار فضیلتها می‌باشد.

ب - تقوی ایمان بیش از هر چیز به نیروی «تقوی» نیازمند است. تنها با تقوی است که می‌توان از لغز شگاههای ایمان یعنی کفر و فسوق و عصیان مصون ماند. اگر ایمان را گذشتن از مرحله اسلام زبانی و ظاهری و رسیدن به اسلام قلبی و روحی بدانیم، یعنی التزام و پایبندی به اخلاق و انسانیت و محبت، که شمه ای از موارد و مصادیق آنرا مثل: اجتناب از تمسخر، نکوهش یکدیگر، لقب بد دادن، تجسس، سوء ظن، غیبت و ... در سوره حجرات نشان داده است، آیا اجتناب از خلقیات نکوهیده فوق جز به نیروی تقوی ممکن می‌باشد؟ ... و به همین دلیل است که در این سوره مرتباً بدنبال نهی از ناشایستگی‌ها مسئله تقوی را مطرح می‌سازد.

(در رابطه با پیش نیفتادن از خدا و رسول)

آیه (۱) یا ایها الذین آمنوا لا تقدموآبین یدی الله و رسوله و اتقواالله إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭآیهٔ ۱

(در رابطه با اصلاح درگیری و اختلاف میان مؤمنین)

آیه (۱۰) إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْآیهٔ ۱۰ و اتقواالله لعلكم تُرحمون

الحجرات · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

در حقيقت مؤمنان با هم برادرند، پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد.

(در اجتناب از سوء ظن و تجسّس و غیبت)

آیه (۱۲) یا ایها الذین آمنوا ٱجْتَنِبُوا۟ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلظَّنِّآیهٔ ۱۲ ... و اتقواالله إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌۭ رَّحِيمٌۭآیهٔ ۱۲

درجهت مثبت نیز وقتی می‌خواهد مؤمنی راستایش نماید انگشت روی تقوامی گذارد:

آیه (۳) إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَٰتَهُمْ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِآیهٔ ۳ اولثک ٱلَّذِينَ ٱمْتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰآیهٔ ۳

لهم مغفرة و اجرّ عظیم.

شاید معروفترین آیه ای که در رابطه با تقوی در قرآن آمده، و به گوش هر مسلمانی

خورده است، آیه ۱۳ این سوره باشد که فضیلت و کرامت انسانها را، علیرغم اختلاف در زر

و زور و زیبائی و علم و هنر و ... منحصراً در میزان تقوی آنها شمرده است (آیه ۱۳):

یا ایها ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن ذَكَرٍۢآیهٔ ۱۳ و انثى و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکر مکم

عند الله اتقیکم إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۢسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۴

ج - علم خدا

همانطور که ایمان وابسته به تقوی است، تقوی نیز با علم و آگاهی ارتباط دارد، علم و

آگاهی به اینکه خداوند از جزئیات اعمال و نیات انسان مطلع است و بنده یکسر در محضر

علم و شهود پروردگار خویش قرار دارد. اگر چنین یقینی حاصل گردید، خشیت و خشوع

قلبی انسان را به نیروی تقوی و اراده ایمانی از ارتکاب معاصی بازمی دارد و گرنه غفلت نسبت

به حضور و شهود الهی آنچنان ایمنی و غروری بوجود می‌آورد که انگیزه ای برای تقوی باقی

نمی‌ماند. به همین دلیل در این سوره که مبانی ایمانی و اخلاقي در آن مورد تبیین قرار گرفته،

بخاطر برانگیختن احساس خوف و خشیت نسبت به پروردگاری که بر جزئیات اعمال انسان

وقوف کامل دارد مرتباً بر «علیم» بودن خداوند و سمیع و بصیر و خبییر بودن او تأکید

می‌نماید:

آیه (۱) - یا ایها الذین آمنوا لَا تُقَدِّمُوا۟ بَيْنَ يَدَىِ ٱللَّهِآیهٔ ۱ و رسوله و اتقواالله إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭآیهٔ ۱

(۸) - فضلاً من الله و نعمة والله علیم حکیم (در رابطه با اطاعت از رسول)

(۱۳) ... ان اکر مکم عندالله اتقیکم إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۢسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۴

(۱۶) قُلْ أَتُعَلِّمُونَ ٱللَّهَ بِدِينِكُمْ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِىآیهٔ ۱۶ السموات والارض وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۢسورهٔ نساء، آیهٔ ۱۷۶.

(۱۸) إِنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَآیهٔ ۱۸ السموات والارض وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَآیهٔ ۱۸ جالب اينكه در اولين و آخرین آیه این سوره که مقدمه و جمع بندی سوره محسوب می‌شود، اشاره و تأکیدی بر علم خداوند شده است. رويهمرفته ۴ بار نام عليم و ۲ بار جمله: «الله يعلم» در این سوره بكاررفته که اهميت کلیدی این موضوع را نشان می‌دهد.

د - رحمت

انسان موقعی می‌تواند از سوءظن، غيبت، بدگوئی، تجسس، لقب زشت دادن و ... نسبت به دیگران اجتناب نماید که قلب خود را از عداوت و کینه و حقد و حسد شسته و آماده عشق ومحبت کرده باشد. تا دوستی و مودّت جایگزین دشمنی و عداوت نگردد، انجام دستورات اخلاقی توصیه شده در این سوره ممکن نمی‌گردد. به همین دلیل در موارد متعددی «رحیم» بودن خدا را متذکر گردیده تا احساس و عاطفه انسان را برای عفو و گذشت و محبت به دیگران تحریک نماید. آدمی اگر مغفرت و مرحمت الهی را نسبت به گناهانی که کرده آرزومند باشد، خود نیز راحت تر از گناه دیگران درمی گذرد و بر آنان دل می‌سوزاند. آیه (۱۰) إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْآیهٔ ۱۰ و اتقوا الله لعلكم ترحمون (۱۲) يا ايها الذين آمنوا ٱجْتَنِبُوا۟ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنِّ إِثْمٌۭآیهٔ ۱۲ ولا تجسّسواو لا يغتب بعضكم بعض ... إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌۭ رَّحِيمٌۭآیهٔ ۱۲ (۱۴) ... و ان تطيعوا الله و رسوله لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَٰلِكُمْآیهٔ ۱۴ شيئاً إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌسورهٔ مائده، آیهٔ ۳۹. این نکته نیز بسيار آموزنده است که انسان فطرة دوستدار و عاشق ایمان و بيزار از کفر و فسوق و عصيان می‌باشد و اگر بتواند زنگار خودبینی‌ها و جهل ونادانی را ازخود بزدايد جلوه و جلای زیبائیهای ایمانی قلب خویش را آشکار خواهد کرد. چرا که خداوند ایمان را محبوب دلها و زينت آن قرارداده است. ... و لکن ٱللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ ٱلْإِيمَٰنَآیهٔ ۷ و زيّنه في قلوبكم و کرّه إِلَيْكُمُ ٱلْكُفْرَ وَٱلْفُسُوقَ وَٱلْعِصْيَانَآیهٔ ۷ اولئك هم الراشدون

الحجرات · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

در حقيقت مؤمنان با هم برادرند، پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد.

نام‌های الهی

در این سوره نسبتاً کوچک، آنچه بوضوح مشاهده می‌شود، وفور اسماء الهی می‌باشد که بطور متوسط در هر آیه بیش از ۲ بار بکاررفته است. ۲۷ بار تکرار نام «الله» و ۱۴ نام نیکوی دیگر برای سوره ای فقط با ۱۸ آیه اهمیت فوق العاده این مسئله را نشان می‌دهد. گویا دلیل این امر، در رابطه با مبانی اخلاقی و ایمانی مورد تأکید سوره، متمرکز ساختن اذهان مؤمنین بر حضور و شهود و علم خدا بر عملکردشان باشد.

بغیر از نام «الله» نامهای دیگری که بکار رفته و هریک از جهاتی بیانگر مقصود سوره می‌باشد عبارتند از:

آیه (۱) - إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭآیهٔ ۱. آیه (۱۲) - إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌۭ رَّحِيمٌۭآیهٔ ۱۲. آیه (۱۶) و الله بکلشیه علیم. آیه (۵) و الله غفور رحیم. آیه (۱۳) - إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۢسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۴. آیه (۱۸) و الله بصیر بما تعملون آیه (۸) و الله علیم حکیم. آیه (۱۴) - إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌسورهٔ مائده، آیهٔ ۳۹

اسماء فوق که مشتمل بر ۸ نام می‌باشند، ۱۴ بار تکرار شده و در ۶ ترکیب مزدوج و ۲ حالت فرد بکاررفته‌اند. ۵ مورد از ترکیبات مذکور با تأکید «ان الله» بیان گشته و ۵ مورد دیگر با جمله «والله».

نام «علیم» ۴ بار، رحیم ۳ بار، غفور ۲ بار و سمیع و حکیم و توآب و خبیر و بصیر هرکدام یکبار بکار رفته‌اند که با احتساب نام «الله» رویهم رفته ۹ نام ۴۱ بار تکرار شده‌اند.

آهنگ انتهایی آیات

آیات این سوره با سه حرف: «ن»، «م»، «ر» ختم می‌شوند. بیش از همه با حرف «ن» (۱۰ بار). پس از آن «م» (۷ بار) و «ر» (یکبار). حرف «ن» مثل: تشعرون، یعقلون، نادمین، راشدون، مقسطین، ترحمون، ظالمون، صادقون، صادقین، تعلمون. حرف «م» مثل: علیم (۲ بار)، عظیم، رحیم (۳ بار) حکیم. حرف «ر» (خبیر)

ارتباط سوره‌های «حجرات» و «ق» (۴۹ و ۵۰)

این دو سوره حدفاصل و برزخ میان دو مجموعه هستند؛ حجرات آخرین سوره از مجموعه «عملکرد مردم دربرابر رهبری رسول الله» است و سوره «ق» اولین قسمت از مجموعه «جهان ابدی» از آنجایی که محتوی و مقصود دو مجموعه متفاوت است، میان این

  1. سوره‌های ۴۷-۴۸-۴۹
  2. سوره‌های ۵۰ تا ۵۶

دو سوره نباید دنبال همآهنگی و ارتباط اجزاء داخلی گشت، چرا که در مجموعه نخست، موضوع «عملکرد» مردم (اعم از کافر و منافق و مؤمن) دربرابر رسول خدا محور مطالب است و در مجموعه دوم موضوع آخرت و بهشت و جهنم و رسیدگی به «اعمال». ولی به هر حال بریده و منقطع هم نمی‌تواند باشد، همانطور که میان دو فصل مختلف و مجاور یک کتاب باید یک خط ارتباطی وجود داشته باشد، در اینجا نیز باید دنبال آن خط گشت.

چنین به نظر می‌رسد که آخرین آیه سوره حجرات (إِنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَآیهٔ ۱۸ السموات و الارض وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَآیهٔ ۱۸) این اتصال را به خوبی برقرار کرده باشد، چرا که اولاً موضوع «غيب آسمانها و زمين» مطرح است و این مطلب تناسب اش با مجموعه بعدی که سراسر امور غیبی مربوط به جهان آینده است (مثل بهشت و جهنم و تحولات زمین و آسمان)، به مراتب بیشتر است تا عملکرد مردم در زمان حال دربرابر رسول الله! ثانیاً تأکید روی علم خدا و بصیر بودن او به اعمال بندگان، مقدمه و زمینه‌ای است برای رسیدگی به آن و حساب و کتاب و جزای نیک و بد (که محور مجموعه بعدی است) و گرنه مطلع بودن خداوند بدون اینکه نتیجه‌ای بر آن مترتب باشد، بندگان را تشویق به اصلاح خود نمی‌کند. علاوه بر آن، از آنجائیکه وجه مشترک سوره‌های مجموعه اول «عملکرد» مردم است، پاسخ به نتیجه و عاقبت و جزای این عملکرد مجموعه دوم را که ناظر به مرحله رسیدگی به اعمال و بهشت و جهنم است، طلب می‌کرده است. بنابر این دو مجموعه لازم و ملزوم یکدیگر و تکمیل کننده هم هستند و آخرین آیه سوره حجرات این اتصال را به خوبی برقرار کرده است. نکته ظریفی که در این آیه وجود دارد (همانطور که گفته شد) کلمه «غيب» است که در آخرین آیه مجموعه اول قرار دارد و اتفاقاً در سوره بعدی (که متعلق به مجموعه دوم است) همین کلمه را درمورد متقینی که نائل به بهشت شده‌اند به کار برده نشان می‌دهد «اعمال» کسانی که نسبت به غیب (ورای زندگی دنیا و مادیات) و خدا و وعده‌هایش خشیت داشتند، پذیرفته می‌شود:

سوره ق (۳۰ تا ۳۵) و ازلفت ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍسورهٔ ق، آیهٔ ۳۱ - هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍۢسورهٔ ق، آیهٔ ۳۲ - مَّنْ خَشِىَ ٱلرَّحْمَٰنَ بِٱلْغَيْبِسورهٔ ق، آیهٔ ۳۳ و جاء بقلب سليم - ادخلوها بسلام ذلك يوم الخلود - لهم ما يشاؤون فيها و لدينا مزيد

درضمن آیات ۶ و ۱۲ و ۱۵ و ۱۸ سوره محمد و آیات ۵ و ۶ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۷ سوره فتح و آیه (۳) سوره حجرات اشاراتی به بهشت و جهنم و زندگی جاوید آینده دارد که می‌تواند ارتباط دو مجموعه را برساند.

(مجموعه جهان ابدی)

(سوره‌های ۵۰ تا ۵۶)

هفت سوره: ق، ذاریات، طور، نجم، قمر، رحمن، واقعه، که به شماره‌های ۵۰ تا ۵۶ در قرآن پشت سرهم قرار گرفته‌اند، مجموعه هماهنگ و هم جهتی را در موضوع «جهان ابدی» تشکیل می‌دهند. با اینحال هرکدام در عین پیروی از محور کلی، روی جهتی خاص از آن تأکید و استقلال خود را حفظ کرده‌اند. ذیلاً به ویژگی‌های اختصاصی هرکدام اشاره‌ای کوتاه می‌کنیم. در ضمن ارتباط و اتصال آنها را با یکدیگر به جای خود توضیح داده‌ایم:

۱- سوره‌ه:ق (۵۰) – این سوره که اولین حلقه از حلقات هفتگانه به شمار می‌رود، با مسئله انکار «احیای مجدد مردگان در روز بعث» افتتاح می‌گردد و عجیب بودن تجدید حیات انسان پوسیده و خاک شده را از دیدگاه بشر نشان می‌دهد. ابناء آدم در طول تاریخ این حقیقت را که از کلام منذرین طنین افکن می‌شده، تکذیب کرده‌اند و گرفتار آثار و عواقب این انکار شده‌اند.

بنابر این این سوره رنگ تهدید و هشدار دارد و کلمه «وعید» که ۴ بار در آن تکرار شده کلید گنجینه مطالب آن بشمار می‌رود (فذكر بالقرآن من يخاف وعید – يوم الوعيد – فحق وعید).

در این سوره علاوه بر تاریخ گذشتگان، اشاراتی به طبیعت مشهود می‌کند، تا نشان دهد احیای مجدد آدمی به سادگی احیای زمین در فصل بهار است که با تغییر شرایط و

مساعد گشتن مجدد اوضاع، استعداد حیاتی شکوفان می‌گردد. در این سوره علم خدا را به جزئیات اعمال انسانها مورد تأکید قرار می‌دهد تا شکی برای رسیدگی به مكتسبات بندگان برای کسی باقی نماند. آنگاه اشاراتی به جهنم طغیانگران و بهشت متقين می‌نماید و سرنوشت نهائی دو دسته را رقم می‌زند و در انتها، تکلیف سنگین پیامبر را برای ابلاغ و فهماندن این مطلب، که قبولش برای منکرین بسیار سخت است، مشخص می‌نماید.

۲- سوره ذاریات - به همان نسبتی که باورکردن احیای مجدد استخوان‌های پوسیده و سلول‌های پراکنده پس از هزاران سال، قبولش برای بشر مشكل بوده است، به حساب آوردن جزئیات اعمال انسان و جزادادن به نیک و بد آن قابل درک و فهم برای اغلب مردم نبوده است. بنابر این تفهیم و توجیه این مطلب به همان اندازه احیای مجدد مردگان اهمیت داشته است. معنای «دین» در قرآن جزئی است که مطابق قانون و مقررات خاص تعلق می‌گیرد. چنین مفهومی را اقوام گذشته قبول نداشتند و به همین دلیل هم مشمول عذاب گردیدند. اینک برای آنکه آخرین امت و پیروان آخرین پیامبر راه ضلالت نیویند، در دومین سوره از این مجموعه، به صادق بودن وعده خداوند و واقع گشتن قطعی «دین» (جزای اعمال مطابق قانون الهی) می‌پردازد و این پیام را به دنبال سوگندهای ابتدای سوره به جریانات جوّی قاره پیما که میلیون‌ها تن ذرات آب را از اقیانوسها به راحتی بر پشت باد حمل کرده و امر الهی را برای احیای زمین‌های مرده تقسیم می‌نمایند مطرح می‌کند. همچنانکه این حرکت در مسیر بسیار طولانی و در مدت زیاد انجام می‌شود و بالاخره محصول عمل خود را از طریق نزول باران در موقعیت زمانی و مکانی خاص به نتیجه می‌رساند، عمل انسان نیز سرانجام به جزای خودش که انتهای مسیر است خواهد رسید.

(والذاریات ذرواً، فالحاملات وقراً، فالجاریات پسراً، فالمقسمات امراً، انما توعدون)

(صادق و وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۶)

۳- سوره طور - در دو سوره قبل مسئله احیای مجدد و جزای اعمال توضیح داده می‌شود و ابهامات مرتفع می‌گردد. ولی معاصرین پیامبر (ص) باز هم بر انکار و اختلاف خود پافشاری می‌کنند و با بی اعتنائی و لابالی گری دربرابر مسئله عظیمی که به سرنوشت ابدی آنها ارتباط دارد، کفر و عناد نشان می‌دهند. محور این سوره مسئله «تکذیب» است و «عذاب» ناشی از آن به عنوان «جزا و پاداش» عمل. اگر در سوره قبل پس از سوگندهای اولیه، نتیجه «ان الدین مواقع» گرفته می‌شد، در اینجا پس از سوگندها، نتیجه «إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ طور، آیهٔ ۷» گرفته می‌شود. بنابر این موضوع «عذاب مکذبین» معاصر پیامبر (همچنین آیندگان) مهمترین رکن این سوره و پیام اصلی آنرا تشکیل می‌دهد؛ این وجه تمایز و تمرکزی که روی

این بُعد از مسئله شده است، به جای خود در مقایسه میان این سوره و سوره نجم توضیح داده شده است.

۴- سوره نجم – این سئوال مقدر ممکن است برای هرکسی که سوره قبل را می‌خواند پیش بیاید که چرا علیرغم خطیر بودن مسئله زندگی ابدی و عظمت و اهمیت آن و اولویتی که باید برای انسان نسبت به هرچیز دیگر داشته باشد، اینچنین مورد ساده انگاری و سهل گیری قرار گرفته است؟ درحالیکه احتمال وقوع چنین امری به تنهایی باید برای تکان دادن و هشیار و بیدارکردن بشر کافی باشد. پاسخ این سئوال را سوره نجم با مطرح کردن تقابل «دنیا و آخرت» می‌دهد و دنیابرستی و جهل و نادانی نسبت به حقایق را مانع اصلی ایمان به آخرت می‌شمارد. در این سوره علیرغم تکذیب و ناباوری کافران، که در سوره قبل بیان گردید، نزول وحی بر پیامبر را توسط جبرئیل امین شرح می‌دهد و افکار و اندیشه‌های شرکآلود کافران را که براساس «ظن» و گمان می‌باشد، تخطئه می‌نماید. بطور خلاصه می‌توانیم محور این سوره را تبیین «دنیا و آخرت» و تفاوت دو مسیر مختلف به حساب آوریم.

۵- سوره قمر – در سوره قبل جریان مستمر تکذیب وحی و نبوت را، که از دنیابرستی و غفلت از توحید و آخرت ناشی می‌شود، شرح داد، چنین انکار و الحادی نمی‌تواند در جهانی که بر سراسر آن نظمی حکیمانه برقرار است تحمل شود. بنابر این دفع و طرد چنین خلاف قانونی، امری طبیعی و قابل انتظار است. به همین دلیل در سوره قمر خداوند را با صفت عزیز مقتدر و ملیک مقتدر معرفی می‌نماید و عزت و اقتدار (قدرت اندازه گذاری و نظم دهند گی) را در تنبیه و طرد عناصر عصیانگر حق ناشناس نشان می‌دهد بطوریکه فضای تهدیدآمیز و هولناک این سوره که با شرح عذاب اقوام گذشته پر شده است، متناسب است با فضای تکذیب و ناباوری و طغیان و ظلم منکرین آخرت که در سوره قبل بیان گردید.

۶- سوره رحمن – خداوند تنها «عزیز مقتدر» یا «ملیک مقتدر» نیست که با عزت و اقتدار، ملک وجود خود را اداره کرده و اشرار را تنبیه و عذاب نماید، اگر هم چنین می‌کند حکمتش اقتضا می‌نماید تا مانع ظلم و تجاوز به بندگان بی گناه گردد. او رحمن و رحیم و پادشاهی است که رحمتش همه رعیت را فراگرفته، او اهل تقوی و مغفرت است و تنبیه و عذابش موقت و مقطعی است، آنچه همیشگی و لایزال است مغفرت و رحمت است. به همین دلیل برای آنکه تهدیدهای سخت سوره قمر نومیدی و یأس ایجاد نکرده باشد، سوره الرحمن خداوند را از بُعد رحمانیت جهان شمولش معرفی می‌نماید و دو بار او را به صفت «ذواللجلال و الاکرام» می‌ستاید. نیمی از آیات این سوره بهشت وعده داده شده را برای بندگانی که از مقام پروردگار خوف دارند توصیف می‌نماید و فضائی سرشار از امید و آرزو

و عشق به لقاءالله ایجاد می‌نماید. به این ترتیب دو سوره قمر و رحمن تکمیل‌کننده یکدیگر بوده مجاورتشان با هم کاملاً حساب‌شده و حکیمانه است.

۷- سوره واقعه - این سوره که آخرین حلقه از این مجموعه است، پس از مقدماتی که در ۶ سوره قبل گفته شد، مطلب را به انتها می‌رساند و از «وقوع» واقعه مورد بحث پرده برداشته تحولاتی را که در زمین و آسمان موجب خواهد گشت بیان می‌کند، آنگاه همچون سوره قبل، آدمیان را در سه دسته: مقربان، اصحاب الميمنه و اصحاب المشتمه روانه بهشت و جهنمشان می‌نماید و پرونده این ابتلاء و امتحان عظيم را می‌بندد. سپس انسان را، همچون کسی که صحنه هولناکی در خواب دیده و با وحشت از بستر پریده باشد، در فضای آیاتی که از این به بعد در چهار زمینه مختلف، از نقش ربویت خداوند، بوجود می‌آورد قرار می‌دهد تا هشیار گردد و بطور مصمم و جدی در فرصت کمی که باقی است، تدارک سفر ببیند. بالاخره این مجموعه را با تأکید مؤکد بر يقينی و قطعی بودن حیات جاوید آینده و تقسیم انسانها بر حسب نتیجه اعمال خاتمه می‌دهد و رسول اکرم یا هر مسلمان و هر انسان مخاطبی را به تسبیح نام پروردگار عظيم که چنین تحولاتی به ید قدرت او است فرا می‌خواند. إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلْيَقِينِسورهٔ واقعه، آیهٔ ۹۵ فسيح باسم ربك العظيم.

مشترکات میان مجموعه

در میان سوره‌های هفتگانه این مجموعه، برخی مفاهیم و موضوعات در همه یا اغلب آنها به چشم می‌خورد که بررسی مستقل و موضوعی آنها می‌تواند کمک مؤثری به فهم بهتر مقاصد مجموعه بنماید. ذیلاً این موضوعات را به ترتیب مورد مطالعه قرار داده توضیح مختصری برای هر کدام می‌دهیم. باتوجه به اینکه آنچه ذکر می‌شود تمام وجوه مشترک نبوده، بخش محدودی است که مورد توجه قرار گرفته است:

۱- قرآن

اصلی ترین وجه مشترک میان سوره‌های این مجموعه حیات جاوید پس از مرگ و بهشت و جهنم وعده داده شده است، این خبر را جز از طریق وحی و آیات کتاب الهی که توسط پیامبر ابلاغ شده (یا کتب انبیاء سلف)، بشر از جای دیگری نشنیده است. اگر خداوند چنین هدایتی نفرموده بود و منزلگاه اصلی آینده را به انسان نشان نمی‌داد، محال بود بتواند با علم و دانش خود آنرا کشف نماید. چرا که علم ناظر به عالم مشهودات است و بر مشاهده و تجربه استوار می‌باشد، چیزی که هنوز تحقق نیافته، اصلاً در قلمرو علم نیست که درباره آن نظری بدهد. بنابر این ارزش و عظمت قرآن را به عنوان تنها کتابی که جهان آینده را با ابعاد مختلف و جزئیات آن به تفصیل تبیین نموده، بهتر باید شناخت و قدر و قیمت آنرا بهتر باید دانست.

شگفت اینکه نخستین آیه این مجموعه، در اولین سوره آن، با نام پرمجد این کتاب آغاز می‌شود (قٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْمَجِيدِسورهٔ ق، آیهٔ ۱) و خواننده را اجمالاً با مجد و جلال این گوهر بی همتا آشنا می‌کند، و آخرین سوره آن با سوگند عظیم به «مواقع النجوم» (که علمی بر آن نداریم)، بر عظمت و کرامت قرآنی که در کتاب پوشیده از فهم ناپاکان قرار داشته و تنها پاک شدگان را دسترسی به آن ممکن است، تأکید می‌نماید و با پرسشی توبیخی منکرین را مخاطب قرار داده سئوال می‌کند: آیا به چنین سخن تازه و بدیعی (نه کهنه و اساطیر الاولین) بی اعتنائی و سهل انگاری می‌کنید و از این رزق (غذای روحی زندگ کننده) که برای شما نازل شده، بهره خود را تکذیب آن قرار می‌دهید؟!

فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۴ - فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌسورهٔ واقعه، آیات ۷۵–۷۶ - إِنَّهُۥ لَقُرْءَانٌۭ كَرِيمٌۭسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۷ - فِى كِتَٰبٍۢ مَّكْنُونٍۢسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۸ - لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُطَهَّرُونَسورهٔ واقعه، آیهٔ ۷۹ - تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَسورهٔ واقعه، آیهٔ ۸۰ افیهذا الحدیث انتم مدهنون و تجعلمون رزقکم انکم تکذبون (آیات ۷۴ تا ۸۲ سوره وافعه).

در سوره طور (آیات ۳۱ تا ۳۴) اظهارنظر ناسیاسان را نسبت به چنین کتاب مجید و

کریمی که تنزیل یافته از سوی رب العالمین است، نقل می‌کند: پیامبر را شاعر و کاهن و مجنون می‌نامند و چون با نفس ناپاک خود دسترسی به کتاب و ایمان به آن ندارند، آنرا ساخته پرداخته پیامبر می‌شمرند. اما خداوند میفرماید: اگر چنین باشد همانند آن بیاورید!

فذكر فما انت بنعمة ربك بكاهن و لامجنون - أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌۭ نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَيْبَ ٱلْمَنُونِسورهٔ طور، آیهٔ ۳۰ - ... أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ ۚ بَل لَّا يُؤْمِنُونَسورهٔ طور، آیهٔ ۳۳ - فَلْيَأْتُوا۟ بِحَدِيثٍۢ مِّثْلِهِۦٓ إِن كَانُوا۟سورهٔ طور، آیهٔ ۳۴ صادقين (آیات ۲۹ تا ۳۴).

در جواب كسانی که قرآن را بافته شده و ساخته پرداخته پیامبر می‌نامند، بلافاصله در سوره بعدی (نجم) جریان القاء آنرا بر قلب پیامبر توسط جبرئیل امین وحي به طرز شگفت آوری شرح می‌دهد و چگونگی دیدن چنان حقایقی را، توسط بصیرترین بندگان، که با چشم دلش نادیدنی ترین آیات بزرگ پروردگارش را رؤیت کرد، بیان می‌کند و اضافه می‌نماید این دوست شما (کسی که او را انکار می‌کنید در حالیکه گذشته و سوابق او را می‌دانید و مصاحب و همنشین شما بوده) نه گمراه شده و نه به بیراهه رفته و نه از روی هوای نفس سخن می‌گوید، آنچه می‌گوید جز وحي الهی نیست ...

والنجم اذا هوى - مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۲ - وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلْهَوَىٰٓسورهٔ نجم، آیهٔ ۳ - إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌۭ يُوحَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۴ - عمله شديد القوى - ذومرة فاستوى - و هو بالافق الاعلى - ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۸ - فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۹ - فَأَوْحَىٰٓ إِلَىٰ عَبْدِهِۦ مَآ أَوْحَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۱۰ - مَا كَذَبَ ٱلْفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓسورهٔ نجم، آیهٔ ۱۱ - افتمارونه على مايرى - و لقد راه نزلة اخرى - عند سورة المنتهى - عِندَهَا جَنَّةُ ٱلْمَأْوَىٰٓسورهٔ نجم، آیهٔ ۱۵ - إِذْ يَغْشَى ٱلسِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۱۶ - مَا زَاغَ ٱلْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۱۷ - لقد راى من آیات ربه الكبرى.

در برابر چنین حقایق نورانی، مشرکین معاصر پیامبر با اندیشه‌های بسته و تاریکی که در مکتب شرک برای خود بافته بودند، به بت های سه گانه که آنها را سمبل فرشتگان (دختران خدا!؟) می‌دانستند پناهنده شده و شفاعت آنان را طلب می‌کردند. به این ترتیب ایمان به آخرت و مسئولیت در برابر اعمال را عبث و غیرضروری می‌شمردند (به آیات ۱۹ تا ۳۱ همین سوره مراجعه شود).

آنها علیرغم هدایتی که از جانب پروردگار برای آنها آمده بود، پیروی از گمان و هوای نفس می‌کردند (... إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّسورهٔ نجم، آیهٔ ۲۸ و ما تهوى الانفس و لقد جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلْهُدَىٰٓسورهٔ نجم، آیهٔ ۲۳) و با تعجب و شگفتی از هشدار قرآن در نزدیک بودن حادثه قیامت آنرا با شوخی و خنده تلقی می‌کردند (أَفَمِنْ هَٰذَا ٱلْحَدِيثِ تَعْجَبُونَسورهٔ نجم، آیهٔ ۵۹ و تضحكون و لا تبكون و

انتم سامدون) ۵۹ تا ۶۲.

در سوره بعدی (قمر) که به دنبال چنین انکار و استنكافى آمده است، چهار بار عبارت «و لقد پسرنا القرآن للذكر فهل من مذكر» تكرار شده است تا هيج مسلمانى

گمان نکند راهی به قلمرو چنان عظمت هائی با اندیشه قاصر خود ندارد. تأکید می‌نماید ما قرآن را برای یادآوری آسان کردیم آیا هیچ یادآوری کننده ای نیست؟! و بالاخره در سوره الرحمن تعلیم قرآن را اولین نشانه رحمانیت پروردگار (قبل از خلقت انسان) به حساب می‌آورد

ٱلرَّحْمَٰنُ عَلَّمَ ٱلْقُرْءَانَ خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ عَلَّمَهُ ٱلْبَيَانَسورهٔ رحمن، آیات ۱–۴

۲- انذار - منظور از «انذار»، اعلام خبر از خطر قریب الوقوع و هشدار به مصیبتی است که هنوز فرصت برای نجات از آن موجود است، مجموعه موردنظر از آنجائی که ناظر به عظیم ترین خطر، یعنی جهنم ابدی و عذاب آتش جهنم است، و باقیمانده عمر برای دورشدن از این خطر و بازگشت به سوی خدا بسیار اندک است، «انذار» عظیمی بشمار می‌رود. در برخی از این سوره‌ها، انذار دهنده خداوند است و در برخی شخص رسول اکرم. ذیلاً به موارد آن اشاره می‌کنیم:

رسول به عنوان هشدار دهنده: سوره ق (۲) بَلْ عَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌۭ مِّنْهُمْسورهٔ ق، آیهٔ ۲ نجم (۵۳) هَٰذَا نَذِيرٌۭ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلْأُولَىٰٓسورهٔ نجم، آیهٔ ۵۶

هشدار مستقیم الهی یا توسط رسولان: ذاريات (۵۱ و ۵۲) ففروا الی الله إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۰ - وَلَا تَجْعَلُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًاسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۱ اخر إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۰ قمر (۱۶-۲۱-۳۰-۳۳-۳۷) فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِسورهٔ قمر، آیهٔ ۱۶

پیامبران هشدار دهنده با معجزات بیدار کننده: قمر (۴۱) و لقد جاءآل فرعون النذر اخبار حكمت آمیز رسای هشدار دهنده: قمر (۴ و ۵) و لقد جاءهم من الانباء ... حكمة بالغة فما تغن النذر

۳- ذکر - از آنجائی که آدمی فراموشکار و اهل نسیان است، «هشدارها» را به زودی از خاطر می‌برد. بنابر این یادآوری دائمی و هشیار و بیداربودن نسبت به هشدار، شرط لازم برای دورماندن از خطرات انذار است. منظور از «ذکر» و «تذکر»، همین بخاطر آوردن و یادآوری دائمی است در برابر تحریکات شیطان و وسوسه‌های نفس به سوی زینتها و زیبائی‌های دنیا که بس فریبنده و فتنه انگیز است. منظور از ذکر تنها کلام و لفظ هدایت کننده نیست، گرچه نام قرآن ذکر است، بلکه هرچیزی که آدمی را متوجه هدف و مقصود الهی کند ذکر محسوب می‌شود. در این صورت طبیعت اطراف ذکر است، تاریخ گذشتگان

ذكر است، آفرینش موجودات به صورت ازواج ذكر است، قرآن ذكر است و ...

الف - شگفتیهای آسمان و زمین «ذكر» است:

سوره ق (۶ تا ۸) أَفَلَمْ يَنظُرُوٓا۟ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَسورهٔ ق، آیهٔ ۶ بنيناها و زيناها و ما لها من فروج

  • والأرض مددناها و القينا فيها رواسى و أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢسورهٔ شعراء، آیهٔ ۷ بهيج
  • تبصره و ذكرى لكل عبد منيب.

همین آسمانی که بالای سر ما قرار دارد و به آن توجه نداریم، مشحون از آیات ذكر آور است، چگونگی برافراشته شدن آن، زیبائی تلّالو ستارهها و رنگ آبی روز و سرخی شفق، یکپارچگی و سیر محافظتی بدون رخنه آن در برابر اجرام سماوى و عناصر مرگبار کیهانی. زمینی که روى آن گام می‌گذاریم ولی به مراحلی که بر آن گذشته تا آماده زیست شده نمی‌اندیشیم، کوه هائی که زمین را از لرزش و اضطراب دائمی آرامش بخشیده، گیاهان و گلهای معطر و زیبائی که سطح زمین را فراگرفته و عطر و طراوتش جان آدمیان را مست کرده و به هیجان درآورده ... همه و همه بصیرت آور و یادآوری کننده است. اما نه برای همه، برای هر بنده بازگشت کننده، کسی که از بند گی نفس و بند گی شیطان خود را رهائی بخشیده و با هر دورشدن و خطائی در شبانه روز مسیر خود را اصلاح کرده و توبه نموده است.

ب - تاریخ گذشتگان ذكر است:

سوره ق آیه (۳۷) و كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَسورهٔ یس، آیهٔ ۳۱ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًۭا فَنَقَّبُوا۟ فِىسورهٔ ق، آیهٔ ۳۶ ٱلْبِلَٰدِ هَلْ مِن مَّحِيصٍسورهٔ ق، آیهٔ ۳۶ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلْبٌسورهٔ ق، آیهٔ ۳۷ اوالقى السمع وهو شهيد. همچنانکه طبیعت سراسر ذكر، فقط برای بند گان منیب ذكر است، تاریخ گذشتگان نیز تنها برای کسانی که دل عبرت بین و گوش حق شنوا داشته خود گواه (نه فقط مورخ و فیلسوف تاریخ) باشند، ذكر است.

ج - زوج بودن مخلوقات ذكر است

(ذاريات ۴۷ تا ۵۱) والسماء بنيناها باید و انا لموسعون - والأرض فرشناها فنهم الماهدون - و من كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۴۹ - ففروا الى الله إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۰ - وَلَا تَجْعَلُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًاسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۱ آخر إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۰.

د - قرآن ذكر است

قمر (۲۲-۱۷-۳۲-۴۰) لقد يسرنا القرآن لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢسورهٔ قمر، آیهٔ ۳۲ كتابي که برای بيداري عمومي مردم و یادآوری دائمی آنها از توحيد و نبوت و قیامت است تنها برای اموات خوانده می‌شود و برای تشريفات و احترامات و حفظ و حراست به کار

می‌رود.

هلاکت گناهکاران ذکر است

قمر (۱۳ تا ۱۵) وَحَمَلْنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍۢسورهٔ قمر، آیهٔ ۱۳ و دسر - تجربی بِأَعْيُنِنَا جَزَآءًۭ لِّمَن كَانَ كُفِرَسورهٔ قمر، آیهٔ ۱۴ -

و لقد ترکناها آیه فهل من مدکر

(۵۱) و لقداهلکنا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢسورهٔ قمر، آیهٔ ۵۱

ز - پیامبر ذکراست.

ذاریات (۵۵) فدکر قان الذکری تنفع المومنین.

طور (۲۹) فدکر فما انت بنعمة رَبِّكَ بِكَاهِنٍۢ وَلَا مَجْنُونٍسورهٔ طور، آیهٔ ۲۹

و بالاخره بالاترین ذکر که به بلوغ ایمانی کاملتری نیاز دارد، همان ذکر خدا است که

اگر آدمی از وابستگی دنیائی خود را آزاد کند، به آن نائل می‌گردد:

نجم (۲۹ و ۳۰) فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَاسورهٔ نجم، آیهٔ ۲۹ و لم يرد الحیوة الدنيا - ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ ٱلْعِلْمِسورهٔ نجم، آیهٔ ۳۰ ...

۴- تکذیب - محور دیگری که در کلیه سوره‌های این مجموعه بچشم میخورد، مسئله

«تکذیب» است. از آنجائی که هریک از سوره‌های موردنظر یکی از ابعاد مسئله جهان آینده را

مطرح نموده، معلوم می‌شود کلیه ابعاد این قضیه مورد انکار و تکذیب قرار گرفته‌است.

شاید به همین دلیل است که در سوره الرحمن ۳۱ بار ترجیع بند «فبای آلاء ربکما تکذبان» را

تکرار کرده‌است.

ذیلاً به موارد ذکر شده در این مجموعه می‌پردازیم:

سوره «ق» آیه (۵) بَلْ كَذَّبُوا۟ بِٱلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ فَهُمْ فِىٓ أَمْرٍۢ مَّرِيجٍسورهٔ ق، آیهٔ ۵.

« (۱۲) کذیبتی قبلهم قوم نوح و اصحاب الرس و ثمود - و عاد و فرعون و

اخوان لوط - و اصحاب البیکه و قوم تبع كُلٌّۭ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِسورهٔ ق، آیهٔ ۱۴.

ذاریات (۸ تا ۱۴) إِنَّكُمْ لَفِى قَوْلٍۢ مُّخْتَلِفٍۢسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۸ - یؤفک عن من افک - قتل الخراصون - الدین

هُمْ فِى غَمْرَةٍۢ سَاهُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۱۱ - یسئلون آیان یوم الدین - يَوْمَ هُمْ عَلَى ٱلنَّارِ يُفْتَنُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۱۳ - ذُوقُوا۟ فِتْنَتَكُمْ هَٰذَا ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تَسْتَعْجِلُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۱۴

طور (۱۱ تا ۱۴) فویل یومئذ للمکذبین - الدین هُمْ فِى خَوْضٍۢ يَلْعَبُونَسورهٔ طور، آیهٔ ۱۲ - يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَسورهٔ طور، آیهٔ ۱۳ - هَٰذَا ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۱۴ تکذیون

نجم (۳۳) افرايت الذی تولى ... (۵۹) أَفَمِنْ هَٰذَا ٱلْحَدِيثِ تَعْجَبُونَسورهٔ نجم، آیهٔ ۵۹

قمر (۲ و ۳) و ان يروا آية يعرضوا و يقولوا سحر مستمر - و کذّبوا و اتبعوا

اهوآه هم و كل امر مستقر.

(۴۲) کذبوا بایاتنا کلهافاخذناهم اخذ عزیز مقتدر. (۲۳) کذبت ثمود بالنذر (۳۳) كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِسورهٔ قمر، آیهٔ ۳۳. (۹) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢسورهٔ ق، آیهٔ ۱۲ و کذبوا عبدنا و قالوا مجنون و ازدجر (۱۸) كَذَّبَتْ عَادٌۭ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِىسورهٔ قمر، آیهٔ ۱۸ و نذر سوره واقعه (۱) و ۲) اذا وقعت الواقعه لیس لوقعتها کاذبه (۸۱ و ۸۲) افیهدا الحدیث انتم مدهنون - وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَسورهٔ واقعه، آیهٔ ۸۲ (۹۱) و امّا إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَسورهٔ واقعه، آیهٔ ۹۲ فنزل من حمیم

۵- عکس العمل پیامبر در برابر منکرین می‌دانیم اولین سوره هائی که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده، سوره‌های کوبنده مربوط به قیامت و زندگی پس از دنیا است که همچون شیپور خطری اعراب خفته و غافل را از بستر راحت و رخوت دنیا بیدار و به مسئولیت خویش آشنا نمود. سوره‌های این مجموعه که تمامًا درباره موضوع فوق است، حوالی سالهای اول تا پنجم بعثت بمعنی ابتدای کار و آغاز نهضت نازل شده‌اند. ابتدای علنی شدن دعوت است و پیامبر مأموریت یافته خویشان نزدیک را انذار داده (و انذر عشیرتک الاقربین)، پس از آن مردم مکه و پیرامون آنرا آگاه نماید. و می‌دانیم که سخت ترین مخالفت‌ها و انکارها از ناحیه خویشان آن حضرت امثال ابو جهل‌ها ابراز گردید. چگونگی مقابله با موج سهمگین معاندین، که اعتقادات آباء و اجدادی و منافع طبقاتی خود را در خطر می‌دید، موضوعی است که باید در این مجموعه بررسی نموده بینیم خداوند حکیم چه توصیه ای به رسولش برای خنثی کردن آن نموده است. در همه سوره‌های این مجموعه (باستثنای سوره رحمن) سفارشی در این مورد به پیامبر شده است که بر حسب موضوع آنرا طبقه بندی و بررسی می‌نمائیم:

۱-۵- صبر و ستایش پروردگار (صبر و صلوة) - توصیه قرآن همواره به کسانی که دربرابر سختی و مصیبتی قرار می‌گیرند، استعانت از دو عامل صبر و صلوة است (استعینوا بالصبر و الصلوة)، که اولی برانگیختن نیروها و استعدادهای درونی نفس است و دومی استعانت از خارج نفس. یعنی امدادهای الهی. در این مورد نیز همین توصیه به پیامبر شده است ولی به جای کلمه صلوة، تسبیح به حمد پروردگار را به کار برده است. در معنای صلوة، ارتباط و اقبال فرد به خدای خویش مطرح است. ولی در تسبیح نوعی حرکت برای اصلاح و پاکسازی


  1. سوره‌های ذاریات و طور بخشی در سال اول و بخشی در سال چهارم بعثت، سوره‌های نجم و رحمن و واقعه در

سال سوم بعثت، سوره قمر در سال چهارم بعثت و سوره ق در سال پنجم بعثت نازل شده‌اند (مطابق جدول)

محیط که وظیفه ای اجتماعی است، اقبالی به سوی خدا برای کاری غیرفردی. در سه مورد از سوره‌های این مجموعه چنین توصیه ای شده است، ابتدا صبر و پایداری (در روز)، همراه آن نماز صبح و عصر و نماز شب تا نزدیک صبح و پنهان شدن ستارگان: سوره ق (آیات ۳۹ تا ۴۵) فَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَسورهٔ طه، آیهٔ ۱۳۰ و سیح بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ ٱلشَّمْسِسورهٔ طه، آیهٔ ۱۳۰ و قبل الغروب - و من الليل فسیحه و ادبار السجود سوره طور (ه ۴۸ و ۴۹) فاصبر لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَاسورهٔ طور، آیهٔ ۴۸ و سیح بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُسورهٔ طور، آیهٔ ۴۸ - و من الليل فسیحه و ادبار النجوم سوره واقعه (ه ۷۴ و ۹۶) فسیح باسم ربک العظیم. تسبیح قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن، شاهد بودن در تحولات دائمی طبیعت است و عبرت گرفتن از آن در تحولات اجتماعی و جریان حق و باطل در جوامع انسانی. در سایه چنین نگرشی که عالم انسانی را هماهنگ با طبیعت و سایر مخلوقات خداوند رب العالمین می‌شناسد، نومیدی و یأس و حرمان راه نمی‌یابد و انسان همچون قطره ای در جویبار، خود را به دل اقیانوس می‌سپارد و دریادل می‌شود. تسبیح هنگام پشت کردن ستارگان، ایمان به تغییر و تحول و دگرگونی و حرکت را در انسان تقویت می‌کند و تسبیح پس از سجود پیوستن به این جریان جهان شمول و تسلیم مطلق رب العالمین شدن را.

۲-۵- انتظار - دربرخی سوره‌ها دربرابر تکذیب و تهدید مخالفین، حالت چشم انتظار و گوش به زنگ را توصیه کرده است که مفهوم آن به صبر بسیار نزدیک است. کسی که چنین انتظاری دارد، نگران و مأیوس نمی‌شود، هر چند مشکلاتی را تحمل می‌کند و لی امیدوار است سرانجام موفق شود. سرآمد چنین انتظاری همان قیامت است. هرچند برای مردم دور است ولی برای کسی که یقین دارد بسیار نزدیک است: سوره ق (۴۱ تا ۴۳) و استمع یوم بندالمناد من مکان قریب - يَوْمَ يَسْمَعُونَ ٱلصَّيْحَةَ بِٱلْحَقِّسورهٔ ق، آیهٔ ۴۲ ذلک یوم الخروج - انا نحن نحيی و نمیت و الينا المصير

  1. طور (۳۰ و ۳۱)

أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌۭ نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَيْبَ ٱلْمَنُونِسورهٔ طور، آیهٔ ۳۰ - قُلْ تَرَبَّصُوا۟ فَإِنِّى مَعَكُم مِّنَ ٱلْمُتَرَبِّصِينَسورهٔ طور، آیهٔ ۳۱

  1. قمر (۶ تا ۸)

و تول عنهم يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰسورهٔ قمر، آیهٔ ۶ شی نکر - خشعاً ابصارهم يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌۭ مُّنتَشِرٌۭسورهٔ قمر، آیهٔ ۷.

۳-۵- به حال خود و واگذاشتن و درگیر نشدن و فقط تذکر دادن بدون جباریت.

در این مورد تعابیر و واژه‌های مختلفی در این مجموعه به کار رفته است که لازم است تک تک بررسی شوند. قبلاً باید به این نکته توجه داشته باشیم در مکتبی که اصل را بر آزادی و اختیار انسان گذاشته و اجبار در دین را مردود می‌شمارد (لَآ إِكْرَاهَ فِى ٱلدِّينِسورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۶)، پیامبرش چاره‌ای جز ابلاغ پیام و آزاد گذاردن اختیار برای انتخاب ندارد. چرا که اگر قرار بود با توسل به زور عقیده‌ها تغییر کند، خداوند خود اینکار را می‌کرد.

اولین واژه در این مجموعه، کلمه «ذر» (آزاد به حال خود رها کردن) است که در سوره طور آیه ۴۵ آمده (فدرهم حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِىسورهٔ زخرف، آیهٔ ۸۳ یوعذون). شبیه این مفهوم را در کلمات اعراض و توالی می‌یابیم که وقتی با حرف اضافه «عن» می‌آید، معنای جبهه گیری نکردن و درگیر و روبرو نشدن پیدا می‌کند، یعنی کاری به کارشان نداشته باش، راه خودت را ادامه بده و مزاحمشان نشو:

نجم (۲۹ و ۳۰) فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَاسورهٔ نجم، آیهٔ ۲۹ و لم یردالا الحیوة الدنیا. ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ ٱلْعِلْمِسورهٔ نجم، آیهٔ ۳۰ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦسورهٔ نجم، آیهٔ ۳۰ و هو اعلم بالمتهدین. قسمت انتهائی این آیه می‌فهماند که نباید به اصطلاح عامیه کاسه داغتر از آش شد. چرا که پروردگار عالم بهتر از هرکس می‌داند چه کسی گمراه شده و چه کسی پذیرای هدایت است. و اگر مصلحت می‌دید خودش با اکراه و اجبار آنها را وادار به ایمان می‌کرد. کار پیامبر تذکردادن است و بس:

ذاریات ۵۲ تا ۵۵ فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍۢسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۴ – و ذکر فَإِنَّ ٱلذِّكْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِينَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۵ ۱ همچنین قمر (۶) و تول عنهم يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍۢ نُّكُرٍسورهٔ قمر، آیهٔ ۶ و بالاخره از همه واضح تر، آخرین آیه سوره ق است که جمع بندی و خلاصه این توصیه‌ها است. می‌فرماید: بیخودی ناراحت و محزون نباش و عجله نکن، ما خودمان بهتر می‌دانیم آنها چه می‌گویند (تکذیب آنها را می‌دانیم) تو هم جبار علیه آنها نیستی (وظیفه جبر و تحمیل برای ایمان نداری) پس (تنها کاری که باید بکئی) به وسیله قرآن کسی را که از بیم دادن‌های من هراس دارد (نه همه را باجبار) تذکر بده: نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَسورهٔ ق، آیهٔ ۴۵ و ما انت عليهم بجبار فذکر بالقرآن من یخاف وعید


  1. اشتباه نشود منظور از پشت کردن، قهر کردن نیست. چرا که در این حالت، تذکر بعد از پشت کردن معنی ندارد
  • منظور مقابل او قرار نگرفتن است. یعنی سد راه او نشو و مانع کارش نباش.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۴ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 4 connected thematic groups.

۱آداب حضور در برابر رسولآیات ۱–۵

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُقَدِّمُوا۟ بَيْنَ يَدَىِ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، در برابر خدا و پيامبرش [در هيچ كارى‌] پيشى مجوييد و از خدا پروا بداريد كه خدا شنواى داناست.

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَرْفَعُوٓا۟ أَصْوَٰتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ ٱلنَّبِىِّ وَلَا تَجْهَرُوا۟ لَهُۥ بِٱلْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَٰلُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد، و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى‌گوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد، مبادا بى‌آنكه بدانيد كرده‌هايتان تباه شود.

إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَٰتَهُمْ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱمْتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ ۚ لَهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ

كسانى كه پيش پيامبر خدا صدايشان را فرو مى‌كشند همان كسانند كه خدا دلهايشان را براى پرهيزگارى امتحان كرده است؛ آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است.

إِنَّ ٱلَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَآءِ ٱلْحُجُرَٰتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ

كسانى كه تو را از پشت اتاقها[ى مسكونى تو] به فرياد مى‌خوانند، بيشترشان نمى‌فهمند.

وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا۟ حَتَّىٰ تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًۭا لَّهُمْ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ

و اگر صبر كنند تا بر آنان درآيى، مسلماً برايشان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

۲خبرآوری و اصلاح میان مؤمنانآیات ۶–۱۰

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌۢ بِنَبَإٍۢ فَتَبَيَّنُوٓا۟ أَن تُصِيبُوا۟ قَوْمًۢا بِجَهَٰلَةٍۢ فَتُصْبِحُوا۟ عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَٰدِمِينَ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد، مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد،] از آنچه كرده‌ايد پشيمان شويد.

وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ ٱللَّهِ ۚ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِى كَثِيرٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ ٱلْإِيمَٰنَ وَزَيَّنَهُۥ فِى قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ ٱلْكُفْرَ وَٱلْفُسُوقَ وَٱلْعِصْيَانَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ

و بدانيد كه پيامبر خدا در ميان شماست. اگر در بسيارى از كارها از [رأى و ميل‌] شما پيروى كند، قطعاً دچار زحمت مى‌شويد، ليكن خدا ايمان را براى شما دوست‌داشتنى گردانيد و آن را در دلهاى شما بياراست و كفر و پليدكارى و سركشى را در نظرتان ناخوشايند ساخت. آنان [كه چنين‌اند] ره‌يافتگانند.

فَضْلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَنِعْمَةًۭ ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ

[و اين‌] بخششى از خدا و نعمتى [از اوست‌]، و خدا داناى سنجيده‌كار است.

وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱقْتَتَلُوا۟ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنۢ بَغَتْ إِحْدَىٰهُمَا عَلَى ٱلْأُخْرَىٰ فَقَٰتِلُوا۟ ٱلَّتِى تَبْغِى حَتَّىٰ تَفِىٓءَ إِلَىٰٓ أَمْرِ ٱللَّهِ ۚ فَإِن فَآءَتْ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَهُمَا بِٱلْعَدْلِ وَأَقْسِطُوٓا۟ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ

و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد، و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد، با آن [طايفه‌اى‌] كه تعدّى مى‌كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد، كه خدا دادگران را دوست مى‌دارد.

إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ فَأَصْلِحُوا۟ بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

در حقيقت مؤمنان با هم برادرند، پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد.

۳اخلاق اجتماعی و کرامت تقواآیات ۱۱–۱۳

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَسْخَرْ قَوْمٌۭ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُوا۟ خَيْرًۭا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَآءٌۭ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيْرًۭا مِّنْهُنَّ ۖ وَلَا تَلْمِزُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا۟ بِٱلْأَلْقَٰبِ ۖ بِئْسَ ٱلِٱسْمُ ٱلْفُسُوقُ بَعْدَ ٱلْإِيمَٰنِ ۚ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ]، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و از يكديگر عيب مگيريد، و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد؛ چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند.

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱجْتَنِبُوا۟ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنِّ إِثْمٌۭ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا۟ وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًۭا فَكَرِهْتُمُوهُ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌۭ رَّحِيمٌۭ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‌اى از گمانها گناه است، و جاسوسى مكنيد، و بعضى از شما غيبت بعضى نكند؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن كراهت داريد. [پس‌] از خدا بترسيد، كه خدا توبه‌پذير مهربان است.

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن ذَكَرٍۢ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَٰكُمْ شُعُوبًۭا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓا۟ ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۭ

اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را ملّت ملّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بى‌ترديد، خداوند داناى آگاه است.

۴اسلام ظاهری و حقیقت ایمانآیات ۱۴–۱۸

۞ قَالَتِ ٱلْأَعْرَابُ ءَامَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا۟ وَلَٰكِن قُولُوٓا۟ أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ ٱلْإِيمَٰنُ فِى قُلُوبِكُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَٰلِكُمْ شَيْـًٔا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ

[برخى از] باديه‌نشينان گفتند: «ايمان آورديم.» بگو: «ايمان نياورده‌ايد، ليكن بگوييد: اسلام آورديم. و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است. و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش‌] كرده‌هايتان چيزى كم نمى‌كند. خدا آمرزنده مهربان است.»

إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ

در حقيقت، مؤمنان كسانى‌اند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ديگر] شكّ نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‌اند؛ اينانند كه راستكردارند.

قُلْ أَتُعَلِّمُونَ ٱللَّهَ بِدِينِكُمْ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۚ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ

بگو: «آيا خدا را از دين‌[دارى‌] خود خبر مى‌دهيد؟ و حال آنكه خدا آنچه را كه در زمين است مى‌داند، و خدا به همه چيز داناست.

يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا۟ ۖ قُل لَّا تَمُنُّوا۟ عَلَىَّ إِسْلَٰمَكُم ۖ بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَىٰكُمْ لِلْإِيمَٰنِ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

از اينكه اسلام آورده‌اند بر تو منّت مى‌نهند؛ بگو: «بر من از اسلام‌آوردنتان منّت مگذاريد، بلكه [اين‌] خداست كه با هدايت‌كردن شما به ايمان، بر شما منّت مى‌گذارد، اگر راستگو باشيد.

إِنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ

خداست كه نهفته آسمانها و زمين را مى‌داند و خدا[ست كه‌] به آنچه مى‌كنيد بيناست.»

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source