«جاثیه» (۴۵)
دونام ترکیبی «عزیزالحکیم» که در اولین آیه سوره (تَنزِيلُ ٱلْكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِسورهٔ زمر، آیهٔ ۱) و آخرین آیه آن (و له الکبریآء فی السموات و الارض و هو العزيز الحكيم) به منزله مقدمه و نتیجه، ذکر گردیده، بنظر میرسد ظرف محتوای سوره و اصلی ترین محور آن باشد.
این دو نام که از «اسماءالحسنی» بشمار میروند به مراتب بیش از ترکیب با سایر اسماء با یکدیگر ترکیب شدهاند، بطوریکه در ۴۷ آیه، که بیش از پنجاه درصد کل موارد ترکیبی این دو اسم با سایر اسماء میباشد به ترکیب عزیزالحکیم برخورد میکنیم¹
نام «عزیز» را به مقتدر و توانائی اطلاق میکنند که مغلوب هیچ نیروئی نمیشود و چیزی براو محال و ممتنع نمیباشد. از آنجائیکه این حالت در ذهن شنونده سلاطین جبار و قدرتمندان زورگوی حاکم بر جوامع را تداعی میکند، این نام به عنوان یکی از اسماء الحسنی هرگز بصورت مفرد در قرآن بکار نرفته است²، بلکه برای تعریف و توجیه آن همواره با اسماء دیگری بصورت مزدوج ترکیب شده است، بیش از همه با «حکیم» (۴۷ بار) و بعد از آن با «رحیم» (۱۳ بار)، علیم (۶ بار)، غفور (۵ بار)، حمید (۳ بار)، کریم، وهاب، مقتدر، جبار (هرکدام یکبار)
- نام عزیز (یا عزیزاً) جمعاً ۹۹ بار در قرآن بکار رفته است که ۸۹ مورد آن از اسماءالحسنی میباشد. همچنین نام حکیم (یا حکیماً) جمعاً ۹۷ بار در قرآن بکار رفته است که ۹۱ مورد آن از اسماءالحسنی میباشد.
- البته در غیرنام خدا، به عنوان صفت فرعون مصر ۴ بار بکار رفته است (در سوره یوسف آیات ۳۰-۱-۸۸).
یعنی خداوند چنان مقتدر و توانائی است که (برخلاف جباران و سلاطین) عزّتش همراه حکمت، رحمت، علم، مغفرت، حمد، کرم، موهبت، قدرت، جبروت (جبران کننده نواقص و کمبودهای خلائق) و ...میباشد ۱ و آنچه در این سوره تبیین گشته، همان ترکیب غالب نام عزیز با حکیم میباشد.
و امّا نام حکیم، که با حکم و حکمت و محکم هم خانواده میباشد، به کسی اطلاق میشود که کارش ازروی علم و تشخیص و مصلحت و با استواری و استحکام باشد و فساد و بیهودگی و سستی در آن راه نیابد.
اکنون اگر به اولین آیه افتتاح سوره برگردیم (تنزیل الکتاب …مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِسورهٔ زمر، آیهٔ ۱) بهتر میتوانیم درک کنیم که چرا خداوندی که کتاب را بتدريج نازل کرده با دو صفت «عزیز الحکیم» معرفی شده است و با عنايت به این دو صفت که ظرف و قالب مضامین و محتویات سوره میباشد، شناخت پیامهای آنرا ساده تر میتوانیم دریافت نمائیم.
اساس این پیامها همانند بیشتر سورههای آن پیرامون مثلث «توحید، نبوت، قیامت» میباشد که هدف از ارسال رسل و انزال کتب را در دعوت انسانها بسوی ایمان و انذار از عواقب «کفر و استکبار» نشان میدهد. به این ترتیب سهراس عمده مثلث ایمان تعیین کننده خلاصه محتویات کتاب و پیام رسولانی میباشد که در طول تاریخ مبلغ رسالتهای الهی بودهاند.
امّا بیشتر مردم، از گذشته تاحال، اصول سه گانه فوق را انكار کردهاند، در مورد توحید، گرچه غالباً به «الله» معتقد بودهاند، امّا با اتخاذ الهه و اولیائی در برابر خدا به شرک گرایش پیدا کردهاند. در مورد نبوت عموماً انبیاء را به سخریه و استهیاء گرفته بدلیل بشربودن و ضعف و ناتوانی مالی و مقامی تکذیبشان نمودهاند و بالاخره در مورد قیامت بدلیل جهل و نادانی و دنیابرستی و خودخواهی یکسره اعراض و انكار کردهاند.
نتیجه چنین بینش و عملکردی، باطل و بازیجه شمردن زندگی و انكار وظیفه و مسئولیت در برابر خدا، خلق و خود میباشد. وقتی انسان خدا را حاضر و ناظر بر اعمال خویش نشناخت و ارباب و اولیاء دیگری اتخاذ نمود (انحراف از توحید) دلیلی ندارد فرستادگان او را تصدیق و تبعیت نماید (تکذیب نبوت) و در اینصورت مسئولیتی برای خود نمیپذیرد و حساب و کتاب و جزا و پاداشی نمیشناسد (انكار آخرت). در چنین تلقی و تصوری از حیات، جهان پوچ و عبث و باطل و بازیجه میگردد و همه چیز بی معنی
- البته ۲ بار ترکیب عزیز ذو انتقام در قرآن بکار رفته است که رابطه عزت خداوند را با ظالمین نشان میدهد
و بیهوده بنظر میرسد، ذیلاً آیاتی را که در این سوره بر حالات فوق دلالت دارد متذکر میشویم:
آیات ۶ تا ۱۱ ... بای حدیث بعدالله و آیاته یؤمنون - و یل لكل اقاک اثیم، یسمع آیات …ٱللَّهِ تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًۭا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا…آیهٔ ۸ فبشره بعذاب الیم. و اذا علم من آیاتنا شیء اتخذها هزو …أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭآیهٔ ۹. من وراثهم جهنم و لایغنی عنهم ما کسبوا شیئا و لا …مَا ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوْلِيَآءَ…آیهٔ ۱۰ و …وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ هَٰذَا هُدًۭى ۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌۭ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌآیات ۱۰–۱۱.
[اله: انکار توحید و نبوت] آیه (۳۱) و وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَفَلَمْ تَكُنْ…آیهٔ ۳۱ آیاتی تتلی علیکم فاستکبرتم و کنتم قوما مجرمین.
[اله: ۳۵) ذلکم بانکم اتخذتم آیات الله هزو و غرتکم الحیوه الدنیا... آیه (۱۴) قل للذین آمنوا یغفروا للذین لایرجون ایام الله...
قُل لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يَغْفِرُوا۟ لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ ٱللَّهِ لِيَجْزِىَ قَوْمًۢا بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ
به كسانى كه ايمان آوردهاند بگو تا از كسانى كه به روزهاى [پيروزى] خدا اميد ندارند درگذرند، تا [خدا هر] گروهى را به [سبب] آنچه مرتكب مىشدهاند به مجازات رساند.
آیه (۲۱) أَمْ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجْتَرَحُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟…آیهٔ ۲۱ و عملوا الصالحات سواء محیطهم و مماتهم...
أَمْ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجْتَرَحُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَوَآءًۭ مَّحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ ۚ سَآءَ مَا يَحْكُمُونَ
آيا كسانى كه مرتكب كارهاى بد شدهاند پنداشتهاند كه آنان را مانند كسانى قرار مىدهيم كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند [به طورى كه] زندگى آنها و مرگشان يكسان باشد؟ چه بد داورى مىكنند.
آیه (۲۴) و قالوا ماهی الاحیاتنا الدنیا نموت ونحیا و مایهلکنا الا الدهر... آیه (۲۵) و اذا تتلی علیهم آیاتنا …بَيِّنَٰتٍۢ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّآ أَن قَالُوا۟ ٱئْتُوا۟ بِـَٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَآیهٔ ۲۵
آیه (۳۲) و اذا قبل ان وعدالله حق و الساعه لاریب فیها قلتم …مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّۭا…آیهٔ ۳۲ و ما نحن بحستیقنین.
در بخش الف (انکار توحید و نبوت و کتاب) ۶ بار کلمه «آیات» تکرار شده است که منظور از آن، هم آیات تکوینی است، مانند آنچه در آسمانها و زمین است، آنچه در وجود انسان و موجودات است، گردش شب و روز و باد و باران و... (که در ۶ آیه اول سوره به آن اشاره شده). و هم آیات تشریعی یعنی کتاب. مشرکین با کفر (ندیده گرفتن و پوشاندن) آیات تکوینی و اعراض و بی توجهی به آن، «توحید» را انکار میکنند و با استهزای آیات قرآن (آیات تشریعی) «نبوت و کتاب» را منکر میشوند (اذا علم من آیاتنا شیئاً اتخذها هزو - ذلکم بانکم اتخذتم آیات الله هزواً)
در بخش ب (انکار آخرت) نشان داده میشود که اینها امیدی به «ایام الله» ندارند و سرنوشت بدکاران و نیکوکاران را یکسان میشمرند (آیه ۲۱). مشرکین جز زندگی دنیا و حاکیبت دهر چیزی نمیشناسند (آیه ۲۴) و تنها حجت و دلیلشان دربرابر آیات هشداردهنده قیامت همین است که اگر راست میگوئید پدرانمان را زنده کنید! (آیه ۲۵) و هنگامیکه گفته میشود وعده خدا حق است و شک و تردیدی در وقوع ساعت قیامت نیست با بی اعتنائی و تحقیر میگویند ساعت چیست؟ ما آنرا جز گمانی تلقی نمیکنیم و هرگز آماده یقین آوردن به آن نیستیم (آیه ۳۲).
نتیجه طبیعی و عاقبت و بازتاب چنین عملکردی عذاب است که در آیات بخش الف چهار بار به گونههای مختلف به آن اشاره شده است:
آیه (۸) فبشره بعذاب الیم آیه (۹) …أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭسورهٔ لقمان، آیهٔ ۶
آیه (۱۰) و لهم عذاب عظیم آیه (۱۱) …لَهُمْ عَذَابٌۭ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌۭسورهٔ سبا، آیهٔ ۵.
جالب اینکه عذابهای چهارگانه فوق که با صفات الیم، مهین، عظیم و رجز الیم توصیف شده، دربرابر چهارنوع عملکرد مشرکین قرارگرفته است و اتفاقاً آنچه از عملکرد مؤمنین دربرابر آیات متذکر گردیده، در ۴ مرحله: ایمان، ایفوان، تعقل و تفکر خلاصه شده است. ذیلاً تقابل این دو حالت نمایش داده میشود:
عکس العمل مؤمنین دربرابر آیات آسمان و زمین — ایمان (آیه ۳) " " مشرکین " " " استکبار (آیه ۸) عکس العمل مؤمنین دربرابر خلقت — ایفوان (آیه ۴) " " مشرکین " " استهزاء (آیه ۹) عکس العمل مؤمنین دربرابر آیات ربویی — تعقل (آیه ۵) " " مشرکین " " ولایت غیر (آیه ۱۰) نتیجه: عذاب عظیم عکس العمل مؤمنین دربرابر تسخیر هستی — تفکر (آیه ۱۲) " " مشرکین " " کفر (آیه ۱۱) نتیجه: عذاب رجز الیم
جلوههای مشیّت حکیمانه در سرنوشت انسان دو نام عزیز و حکیم که در ابتدای مطلب به عنوان محور سوره مطرح گردید، جلوههای
مختلفی دارد که سیاق اصلی سوره را تشکیل میدهد. خداوند از آن جهت «عزیز» است که دربرابر استکبار و استهزا و کفر و عصیان مشرکین مغلوب نمیشود و نظام دقیق و حیرت آور عالم هستی دراثر اعراض و انکار آنها کوچکترین تأثیری نمیپذیرد. مشیت حکیماته خالق انسانها چنین حکم میکند که بنی آدم در حیات دنیائی خود اختیار و مهلت کافی داشته برای نیل به رحمت الهی در کوره امتحان و ابتلاء قرار گیرند. آنهایی که طریق حق را میپیمانید به فوز عظیم و بهشت جاوید نائل میشوند و آنهایی که از حق اعراض مینمایند گرفتار عواقب اعمال خود گشته و در آتش ظلم و ستمشان میسوزند. اینها گرچه درمدت زندگی دنیا از موضع غرور و استکبار، پیامبران الهی را به استهزا میگرفتند، امادر روز قیامت در محکمه عدل الهی زانوی ذلت بر زمین زده تسلیم حکم الهی خواهند گردید. این سوره نیز با عنایت به این «صحنه» هولناک «جاثیه» نامیده شده است. و امّا جلوههای نام «حکیم» را باتوجه به سیاق سوره و آیات آن میتوانیم در زمینههایی که ذیلاً توضیح داده میشود مشاهده نمائیم:
۱- جدی و هدفدار بودن عالم همانطور که گفته شد مشرکین با انکار توحید و نبوت و قیامت منکر هدفدار بودن هستی و مسئولیت انسان دربرابر اعمالش میشدند. با چنین بینشی همه کار مجاز شمرده میشود و برای انسان جز هوای نفس معبودی باقی نمیماند، آنها چنین میپنداشتند که تفاوتی در حیات و ممات میان ایشان و مؤمنین وجود ندارد و اعمال و مکتسبات را تأثیری در سرنوشت آدمی نیست (ام حَسبَ الدَینِ اجترحوا السیئات ان نجعلهم کالدَین آمنوا و عملوا الصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء یحکمون) درحالیکه به تصریح این سوره مشیت حکیماته الهی باطل و بیهوده نیست. هم وحی تلاوت شده بر پیامبر حق است، هم آفرینش آسمانها و زمین، هم نامه اعمال و هم وعده قیامت:
۱-۱ حقانیت وحی (تلک آیات …ٱللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِٱلْحَقِّ…آیهٔ ۶) درمورد حقانیت وحی تلاوت شده برپیامبر، با یادآوری زمینه و سابقه این امر، که به قوم بنی اسرائیل نیز کتاب و حکم و نبوت داده شده، تصور بدیع و بی سابقه بودن موضوع نزول کتاب و پیام آوری ازجانب خدا را از اندیشه آنان زدوده و تأکید مینماید: پیامبر مبعوث برآنها نیز بر شریعتی از همان امر و دنباله همان جریان میباشد (آیات ۱۶ تا ۱۹). آنگاه اضافه مینماید این کتاب (که با آن دشمنی میورزید) جز وسیله بینائی مردم و هدایت و
رحمتى براى يقين آوران نيست: هذا بصائر للناس و هدى و …وَرَحْمَةٌۭ لِّقَوْمٍۢ يُوقِنُونَآیهٔ ۲۰.
۲-۱ حقانت نامه اعمال (هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِٱلْحَقِّ…آیهٔ ۲۹...)
در مورد حقانت نامه اعمال و شهادت آن در روز قيامت عليه انسان، به مكانيسم شكفت آور نسخه بردارى از اعمال اشاره مینمايد كه حركات و سكنات انسان را مانند دوربين فيلمبردارى ضبط و ثبت مینمايد:
و ترى كل امة جاثيه …كُلُّ أُمَّةٍۢ تُدْعَىٰٓ إِلَىٰ…آیهٔ ۲۸ كتابها …ٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَآیهٔ ۲۸ هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِٱلْحَقِّ ۚ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَآیهٔ ۲۹ و اما الذين آمنوا و …وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِى رَحْمَتِهِۦ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْمُبِينُآیهٔ ۳۰. و بدالهم سيثات ماعملوا و …وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا۟…سورهٔ هود، آیهٔ ۸ به يستهزؤن (آيات ۲۸ تا ۳۰)
در آيات فوق چهار بار بر عمل انسان (تعملون، عملوا) و نقش تعيين كننده آن در سرنوشت آتيه او تأكيد شده است. آنچه مورد قبول خدا و موجب فوز عظيم میشود ايمانى است كه با عمل صالح اثبات گردد:
آيه (۱۵) مَنْ عَمِلَ صَٰلِحًۭا فَلِنَفْسِهِۦ…آیهٔ ۱۵ و من اساء فعليها …ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَآیهٔ ۱۵. أَمْ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجْتَرَحُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟…آیهٔ ۲۱ الصالحات...
فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِى رَحْمَتِهِۦ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ…آیهٔ ۳۰ الفوز المبين.
علاوه بر كلمه «عمل»، در رابطه با كردار انسان در زندگی دنیا، به كلماتی دیگر مانند: «کسب» و «اجتراح» نیز اشاره کرده است که تماماً نقش عملکرد انسان را در رقم زدن سرنوشت نهائی خود نشان میدهد. ذیلاً این موارد را یادآوری مینمائیم:
آيه (۱۰) - من ورائهم …جَهَنَّمُ ۖ وَلَا يُغْنِى عَنْهُم مَّا كَسَبُوا۟ شَيْـًۭٔا…آیهٔ ۱۰... قُل لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يَغْفِرُوا۟ لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ ٱللَّهِ لِيَجْزِىَ قَوْمًۢا بِمَا كَانُوا۟…آیهٔ ۱۴ يکسبون
أَمْ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجْتَرَحُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ…آیهٔ ۲۱ آيه (۲۲) - و خلق الله السموات و الارض و …عَلَىٰ كُلِّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ…سورهٔ رعد، آیهٔ ۳۳ و هم لا يظلمون.
۳-۱- حقانیت آفرینش جهان (وَخَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ…آیهٔ ۲۲...)
مشکرین با انکار نقش «عمل» در سرنوشت نهائی انسان و تصور بی تفاوتی خالق دربرابر رفتار مخلوق، عملاً به پوچی و بی حاصلی و بطلان آفرینش میرسیدند. امّا در این سوره تصریح میگردد که آفرینش آسمانها و زمین باطل نبوده بخاطر جزا دادن به هرنفسی مطابق اکتسابش بنا شده است، معنای این سخن این است که خداوند استعدادهای «بالقوه ای» در مخلوقات خود بودیعه نهاده که این نیروهای نهان باید در صحنه عمل «بالفعل» گردند. برای این کار هر انسانی به تناسب شایستگی و لیاقتی که متناسب با ظرفیت خود از طریق مکتسبات و عملکرد خویش پیداکرده جزائی از خزینه آسمانها و زمین بخاطر رشد و کمال دریافت میدارد. درست مثل تحصیلات ابتدائی تا متوسطه و عالی که مدارج و مدارک مختلفی وضع گردیده که هرکس برحسب استعداد و اجتهادش نائل به کارنامه کلاس اول تا درجه دکتر گردد.
کسانیکه یکسره در تبهکاریها بسر میبرند همانند شاگردان تنبلی که تفاوتی میان خود و شاگردان زرنگ، درحال و آینده، قائل نیستند، چنین میپندارند که آنها نیز همانند مؤمنین شایسته کار، حیات و ممات یکسانی دارند. امّا به همانگونه که امتیاز شاگرد زرنگ و تفاوت سرنوشت او را در پایان سال تحصیلی نمیتوان انکار کرد، تفاوت سرنوشت تبهکاران را با مؤمنین شایسته کار بدلیل آنکه جهان بخاطر «جزا» بنا شده (مثل مدرسه که به هرکس براساس همتش علم میآموزد و مدرک میدهد) نمیتوان انکار کرد.
ام حسب الذین اجتر حوا السیئات ان نجعلهم کالذین اموا و عملوا الصالحات سوآه محیاهم و مماتهم سآه ما یحكمون
و خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ…سورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۴۴ و …لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا…سورهٔ طه، آیهٔ ۱۵ کسبت و هم لایظلمون. و بخاطر اینکه هر نفسی بتواند استعدادهای «بالقوه» خویش را در طریق کمال به «فعل» مبدل سازد، خداوند کریم دریاها را و هرآنچه در آسمانها و زمین موجود است مسخّر انسان نموده تا درجریان رشد و کمال خویش بتدريج برطبیعت مسلط گشته ازآنچه در عالم موجود است در حرکت بسوی خدا (صیروارت الی الله) مدد گیرد. این همان سجده ملائک به آدم است که سجود همه نیروهای هستی، یعنی رام و تسلیم و دراختیار قرار گرفتنشان را برای موجودی که خداوند احسن الخالقین از روح خویش در او دمیده نشان میدهد. به این ترتیب «جزا» دادن به هرنفسی به تناسب مکتسباتش همان جریان و روند تدریجی تسلط بر طبیعت و به عبارتی تحقق مرحله به مرحله و مستمر سجده فرشتگان به انسان میباشد.
تحقيقات و تجربيات علمی و دستاوردهای فنی و تکنولوژيک نيز مصداق روشني از «مكتسبات» بشري هستند که موجب گسترش تسلط انسان بر طبيعت شدهاند. پيشرفتهای حيرت آور علمی در يک قرن اخير از مجموعه دانش بشري از ابتداي پيدايش نوع انسان در روي زمين فراتر رفته است، اگر اين شتاب تصاعدی را همچنان ادامه دهيم درآينده نزديکی در ادامه اکتشافات فضائي فعلی شاهد تسلط انسان بر سيارهها و چه بسا کهکشانهای متعددی خواهيم شد. اين امر تحقق وعده «…سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى ٱلْأَرْضِ…سورهٔ حج، آیهٔ ۶۵ و ما في الارض» را تداعي میکند که بشر گرچه بريده از خدا را، درجهت تسلط بر طبيعت پيش میراند. در وعده فوق تسخير آسمانها و زمين منحصر به مؤمنين نگشته است. اين وعده ای عمومیو شامل همه ابناء نوع بشر است. دردنيا همه در اين خوان نعمت شريک هستند اما به مصداق «العاقبه للمتقين» و «…أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ…سورهٔ انبیاء، آیهٔ ۱۰۵ الصالحون»، مجموعه اين دستاوردها و ماحصل نهائي مكتسبات بشري، به بندگان متقي و صالح خداوند به ارث خواهد رسيد و در بهشتی که به تدريج توسط بندگان خالص خدا درطول تاريخ ساخته شده، همگي پايه گذاران و سازندگان آن شريک و سهمیخواهند گشت.
اکنون که چنين است بايد ازآنچه خداوند مسخّر انسان کرده ۱ فضل او را جستجو کرد و شکر (بهره برداری درجهت مقصود) او را بجای آورد و با تفکر در مالکيت خدا بر کل هستی، به يکتائي او در ربوبيت ايمان آورد:
…ٱللَّهُ ٱلَّذِى سَخَّرَ لَكُمُ ٱلْبَحْرَ لِتَجْرِىَ ٱلْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِۦ…آیهٔ ۱۲ و لتبتفوا من فضله و لعلكم تشکرون و …سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى…سورهٔ لقمان، آیهٔ ۲۰ السموات و …وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا مِّنْهُ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَتَفَكَّرُونَآیهٔ ۱۳. (آيات ۱۲ و ۱۳)
دررابطه با همين مسئله «تسخير» جهان هستی برای نوع انسان است که به دنباله آيات فوق ضمن تأکيد بر «مكتسبات» به عنوان وسيله و ابزار دستيابي به اين امکانات، به اين اصل مهم تصريح مینمايد که انسانها حق ندارند در اين مسابقه و رقابت که برای دستيابي به جزای الهی، يعني جهان هستی برپا شده، با يکديگر دشمنی و خصومت بورزند. بلکه بر عکس، بايد دلسوز يکديگر بوده بديهای ديگران را با خوبی (غفران) جبران نمايند تا هرکس به مقتضای عملش به جزای خويش برسد:
قُل لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يَغْفِرُوا۟ لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ ٱللَّهِ لِيَجْزِىَ قَوْمًۢا بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَآیهٔ ۱۴ و من اساء فعليها …ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَآیهٔ ۱۵. (آيات ۱۴ و ۱۵)
- معنای تسخير چنين نيست که خداوند چيزی را مفت و مسلم در اختيار انسان قرار داده باشد، بلکه آنرا قابل دسترسی و ممکن الوصول برای انوموده است تا به انگيزه اين کار رشد و کمال يابد.
در مدرسه از دشمنی و کینه توزی شاگردان زرنگ با شاگردان تنبل یا قبولشدگان با مردودین خبری نیست بلکه آنچه معمول یا شایسته است و انتظار میرود دستگیری از عقبماندگان و کمک فکری به آنها و کارکردن با همکلاسی هائی است که در یک نیمکت درکنار هم قرار گرفتهاند. همچنانکه در مدرسه دلسوزی و احساس یگانگی حاکم است، در مدرسه زندگی نیز همه باید خود را همنوع و بندگان یک خالق ببینند و بدرفتاری همنوع یا همکیش خود را، که نتیجهاش مستقیماً به خودش خواهد رسید، با غفران (بخششی که بدی را با خوبی جبران نماید) دفع نمایند.
و بالاخره در سومین آیهائی که در این سوره به مسئله «جزاء اشاره کرده، صحنهای از محکمه عدل الهی را در قیامت تصویر مینماید که امتها در انتظار رسیدگی به نامه اعمال خویش زانوی ذلت (جاثیه) بر زمین زدهاند:
وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٍۢ جَاثِيَةًۭ…آیهٔ ۲۸ …كُلُّ أُمَّةٍۢ تُدْعَىٰٓ إِلَىٰ…آیهٔ ۲۸ کتابها …ٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَآیهٔ ۲۸
۴-۱ …قِيلَ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا…آیهٔ ۳۲
منکرین یکتائی خدا که هوای نفس خویش را «الله» خود قرار دادهاند، نه تنها در حکم و قضاوتشان بر یکسانی و برابری زندگی و مرگ تبهکاران و مؤمنین دچار خطا میشوند، بلکه اصلاً ورای زندگی دنیا حقیقتی نشناخته جز دهر و روزگار حاکمی بر حیات خویش قائل نمیشوند:
وَقَالُوا۟ مَا هِىَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهْرُ ۚ وَمَا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَآیهٔ ۲۴. (آیه ۲۴)
این هم جلوه دیگری از پوچی و بیهودگی است که مشرکین با انکار حیات آخرت به آن دچار میشوند، و چه بجا و لطیف عنوان «مبطل» (باطل کننده، باطل نگر) روی این جماعت گذارده شده است: و …وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوْمَئِذٍۢ يَخْسَرُ ٱلْمُبْطِلُونَآیهٔ ۲۷ (آیه ۲۷)
اما علیرغم انکار حیات آخرت و ظن ناباورانه و بدور از یقین آنها درباره ساعت قیامت، تأکید میگردد که وعده خدا حق است و کوچکترین تردیدی در ساعت قیامت نیست:
و اذا قبل ان وعدالله حق و الساعة لاریب فیها قلتم …مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ…آیهٔ ۳۲ الاطنا و …وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَآیهٔ ۳۲. (آیه ۳۲)
اینها همچنانکه در زندگی دنیا رسیدن به چنین مرحلهای را فراموش میکردند، در آن روز مورد فراموشی قرار میگیرند:
وَقِيلَ ٱلْيَوْمَ نَنسَىٰكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا وَمَأْوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَآیهٔ ۳۴
در آن روز که قیامت نامیده میشود انسانها در پیشگاه الهی گردآوری میشوند و فضای پروردگار بر اختلافات زندگی دنیا جاری میگردد: ...…إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِى بَيْنَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَسورهٔ یونس، آیهٔ ۹۳ (آیه ۱۷) قُلِ ٱللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ…آیهٔ ۲۶ لا یعلمون (آیه ۲۶)
۲- هدایت
چون خلقت هدفدار و حق است و انسان نیز مستقل از هدایت الهی نمیتواند به ماورای طبیعت اطراف خود و مبانی توحید و قیامت، که دور از بینش مادی بشری قرار گرفته، هدف و مقصد او را مشخص میکند پی ببرد، خداوندی که رحمتش همه چیز را فراگرفته، با ارسال رسل و انزال کتب و جعل شرائع، بنی آدم را به راهی که برای او مقدر فرموده راهنمایی میکند. این همان سنتی است که پس از خلقت هر موجودی آنرا به سوی سعادتش هدایت میکند (…رَبُّنَا ٱلَّذِىٓ أَعْطَىٰ كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰسورهٔ طه، آیهٔ ۵۰)
آیات ۱۵ تا ۲۰ سوره جائیه که به این موضوع اختصاص یافته، با عنایت به تجربه تاریخی بنی اسرائیل و جریان مستمر ایتاه کتاب و حکمت و نبوت و ... در آن امت آغاز میشود (آیه ۱۶) و پس از آنکه به اختلاف ناشی از بغی و ستمگری درمیان آنان، علیرغم بینات و علم و آگاهی، اشاره میکند (آیه ۱۷) شریعت آخرین را معرفی مینماید و پیامبر خاتم را به پیروی انحصاری از این راه (نه اهواء و نظریات ظالمین) فرمان میدهد. آنگاه کتابی را که جامع این شریعت است، به عنوان بصیرتهائی برای توده مردم و هدایت و رحمتی برای یقین آورندگان توصیف مینماید:
هذا بصائر للناس و هدی و رحمة لقوم یوقنون این همان کتابی است که در افتتاح سوره، نازل شدن آنرا از جانب خداوند عزیزالحکیم یادآوری کرد. از آنجائیکه سرچشمه این کتاب این دو نام پرفیض و برکت است جلوههای عزت و حکمت خداوند را در این کتاب (و از جمله در این سوره) میتوانیم مشاهده نمائیم.
۳- آخرت
از آنجائیکه انکار قیامت ریشه اصلی انکار شریعت و مسئولیت انسان در برابر اعمالش میباشد و از نظر منطقی نظام ارزشی و بد و خوب اعمال لوث گشته هر گناهی مجاز شمرده میگردد، بخش عمده ای از آیات این سوره که بیش از ۵۰٪ آنرا تشکیل میدهد به مسئله
قیامت و حیات پس از دنیا و جهنم و بهشت انسانها اختصاص یافته است. در این سری آیات بیش از همه کلمه «ساعة» تکرار شده است (۳ بار) و بطور مستقیم یا غیر مستقیم و اشاره پس از آن کلمه قیامت (۲ بار) و کلمات: وعدالله، ترجعون، یجمعکم، لقاء و غیره. اهمیت این مطلب بخصوص در رابطه با اثبات هدفداری هستی و قانونمندی اعمال و مکتبیات انسان آشکار میگردد.
مشرکین معتقد بودند تفاوتی میان زندگی و مرگ آنها با مؤمنین وجود ندارد و درحیات دنیائی حاکمیتی جز دهر بر زندگی انسانها مشهود نیست، اما در این سوره نشان داده میشود که چگونه با پدیدارشدن نتایج اعمال انسان در روز قیامت، سرنوشت مجرمنی که آیات خدا را باستهزا میگرفتند و توحید و نبوت و یوم الحساب را انکار میکردند از مؤمنینی که اعمال شایسته انجام میدادند متمایز میگردد. این تمایز و فرق قائل شدن میان بد و خوب، نعمت بزرگی است که اشعار و عرفان بر آن موجب حمد و سیاس خدا میگردد. چرا که اگر باغبان تفاوتی میان گل و گیاه معطر بوستان با خاروخاشاک گزنده آن قائل نباشد، بزودی علفهای هرزه توسعه یافته امکان رشد و نمو را از آنچه باغ و بوستان بخاطر آن احداث شده سلب خواهند نمود. پس بی مناسبت نیست که در پایان این بخش به دنبال وصف حال مجرمین در جهنم میفرماید:
فلّه الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمين. در این آیه کوتاه با سه بار تکرار نام «رب»، انحصار ربوبیت (تدبير عالم و مديريت نظام هستی) را برای خداوند یکتا مورد تأکید قرار میدهد و به دنبال آن در آیه ای که آخرین کلام سوره بشمار میرود انحصار «کبریاء» را، علیرغم کبر و استکباری که مشرکین به آن دچار بودند، برای خداوند یکتا بیان میکند و با نام عزیز و حکیم سوره را پایان میبخشد: و له الکبریاء فی السموات و الارض و هوالعزیز الحکیم
کلمات کلیدی در این سوره همانند سورههای دیگر برخی کلمات و واژهها به نسبت بالائی بکار رفتهاند که این تکرار و تمرکز میتواند به عنوان عاملی برای شناخت مبانی زیربنائی سوره و مفاهیم و مضامین عمده آن مورد توجه قرار گیرد. ذیل به برخی از آنها اشاره مینمائیم: ۱- آیات - سوره جائیه پس از حروف مقطعه و نام خداوند عزیز و حکیم، با ارائه آیات
- آیات: ۵-۱۱-۱۴ تا ۱۷ و ۲۴ تا ۳۵ (حدود ۲۰ آیه از ۳۷ آیه)
تکوینی و تشریعی برای اثبات توحید و انحصار ربوبیت الهی آغاز میگردد. بطوریکه در مقدمه ۱۳ آیهای سوره ۹ بار کلمه «آیات» (و درکل سوره ۱۲ بار) تکرار شده است که تمرکز فوق العاده سوره روى این موضوع را نشان میدهد. البته کلمه «آیات» (بصورت جمع و بدون ضمیر) در سورههای آل عمران و انعام ۱۵ بار بکار رفته است که بیش از ۲ برابر سوره جاثیه (۸ بار) میباشد ولی اگر حجم دو سوره فوق الذکر را که اولی ۶ برابر و دومی ۵ برابر سوره جاثیه میباشد درنظر بگیریم به تأکید و تمرکز فوق العاده سوره جاثیه روى مسئله آیات، که بی نظیر در قرآن میباشد، بهتر پی میبریم. شرح آیات تکوینی و تشریعی خداوند در مقدمه سوره برای اثبات توحید و حقانیت کتاب (وحی و نبوت) ازطریق ارائه نشانههای محسوس و ملموس طبیعی میباشد. دربرابر این آیات دهنوع عکس العمل ازطرف انسانها نشان داده شده است، دسته اول کسانیکه با تعقل و تفکر و یقین آوری در آیات خدا، که ماهیت تمامی آسمانها و زمین یعنی جهان هستی را تشکیل میدهد، به ایمان گرایش پیدا میکنند و دسته دوم کسانیکه با کبر و ناسپاسی همه چیز را باستهزا میگیرند و راه کفروناسپاسی را انتخاب مینمایند.
۲- یقین - در این سوره سه بار موضوع «یقین» دررابطه با توحید، کتاب (نبوت) و قیامت مطرح شده است که این رقم پس از سوره نمل (۴ بار) بیش از سایر سورههای قرآن میباشد. ذیلاً این موارد را یادآوری میکنیم:
۱- دررابطه با توحید آیه (۴) و فی خلقکم و ما یبث من دابة آیات لقوم یوقنون ۲- دررابطه با کتاب آیه (۲۰) هذا بصائر للناس و هدی و رحمة لقوم یوقنون ۳- دررابطه با قیامت آیه (۳۲) و اذا قبل ان وعدالله حق والساعة لاریب فیها قلتم ماندری …مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ…آیهٔ ۳۲ الاطّلّا و ما نحن بمستیقنین
هَٰذَا بَصَٰٓئِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًۭى وَرَحْمَةٌۭ لِّقَوْمٍۢ يُوقِنُونَ
اين [كتاب] براى مردم، بينشبخش و براى قومى كه يقين دارند، رهنمود و رحمتى است.
ردیف ۱ و ۲ یقین آوری را دررابطه با آیات تکوینی و تشریعی مطرح مینماید در ردیف ۳ عدم آمادگی مشرکین را برای یقین دانستن قیامت نشان میدهد.
۳- علم - موضوع دیگری که در ردیف یقین در این سوره مطرح گشته «علم» است که عمدتاً از بُعد منفی یعنی فقدان آن در مشرکین صحبت شده است مشتقات این کلمه ۶ بار
- در سورههای بقره، یونس و روم نیز که البته حجم بزرگتری از سوره جاثیه دارند کلمه «آیات» ۸ بار تکرار شده است.
سوره ۶ (۹۸-۹۷-۹۸-۹۹) سوره ۷ (۳۲-۵۸-۱۷۴) سوره ۱۶ (۱۲-۷۹)
- این سری آیات را برای تحقیق و تتبع بیشتر میتوانید با آیات دیگری در سورههای مختلف قرآن مقایسه و
مقابله نمائید ازجمله: سوره ۱۰ (آیات ۱-۵-۲۴-۲۷-۷۱-۷-۹۵-۹-۱۰۱)، سوره ۱۳ (۱-۲-۳-۴): سوره ۳۰ (۱۰-۲۱-۲۲-۲۳-۲۴-۲۸-۳۷)، سوره ۳۹ (۴۲-۵۲)، سوره ۲ (۱۱۸-۱۶۴-۲۱۹-۲۶۶)
به شرح ذیل در سوره جاثیه بکار رفتهاند: آیه (۹) و اذا علم من آیاتنا شیئا اتخذها هزوای... آیه (۱۷) …فَمَا ٱخْتَلَفُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ…آیهٔ ۱۷... آیه (۱۸) ... …وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۱۸ آیه (۲۳) افرایت …مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ…سورهٔ فرقان، آیهٔ ۴۳ و اضله الله على علم... آیه (۲۴) ... …مَّا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ…سورهٔ زخرف، آیهٔ ۲۰... آیه (۲۶)... و …وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَسورهٔ یوسف، آیهٔ ۲۱
ثُمَّ جَعَلْنَٰكَ عَلَىٰ شَرِيعَةٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْرِ فَٱتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ
سپس تو را در طريقه آيينى [كه ناشى] از امر [خداست] نهاديم. پس آن را پيروى كن، و هوسهاى كسانى را كه نمىدانند پيروى مكن.
وَقَالُوا۟ مَا هِىَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهْرُ ۚ وَمَا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
و گفتند: «غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى] نيست؛ مىميريم و زنده مىشويم، و ما را جز طبيعت هلاك نمىكند.» و[لى] به اين [مطلب] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق] گمان نمىسپرند.
قُلِ ٱللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
بگو: «خدا[ست كه] شما را زندگى مىبخشد، سپس مىميراند، آنگاه شما را به سوى روز رستاخيز -كه ترديدى در آن نيست- گرد مىآورد، ولى بيشتر مردم [اين را] نمىدانند.»
۴- ظن - از خصلتهای دیگر مشرکین علاوه بر عدم آمادگی برای شناخت یقینی (و …وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَآیهٔ ۳۲) و نادانی و بی اطلاعی (مالهم بذلک من علم)، پیروی از ظن و گمان و تصورات خویش است که سه بار در سوره جاثیه مطرح گشته است: آیه (۲۴) وقالوا ما هی الاحیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلکنا الا الدهر و مالهم …بِذَٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَسورهٔ زخرف، آیهٔ ۲۰ آیه (۳۲) و اذا قبل …إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ وَٱلسَّاعَةُ…آیهٔ ۳۲ لاریب فیها قلتم ماندری …مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّۭا…آیهٔ ۳۲ و …وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَآیهٔ ۳۲
در هر دوآیه موضوع «ظن» در رابطه با حیات آخرت در قیامت میباشد. ۵- هوی - وقتی آمادگی و تمایلی برای علم و یقین نسبت به آیات الهی حاصل نشد و ظن و گمان ابزار تشخیص مسائل گشت، هواو هوس حاکم میگردد و خود الهه و معبود شخص میشود.
آیه (۲۳) افرایت …مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ…آیهٔ ۲۳... آیه (۱۸) ثم جعلناک …عَلَىٰ شَرِيعَةٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْرِ فَٱتَّبِعْهَا وَلَا…آیهٔ ۱۸ تنبغ …أَهْوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۱۸. ۶- کبر - ریشه اصلی عدم تسلیم در برابر حق و عدم آمادگی برای علم و یقین نسبت به آیات الهی و پیروی از هوای نفس و ظن و گمان چیزی جز «استکبار» نیست که ریشه اصلى و مادر همه انحرافات میباشد: آیه (۸) یسمع آیات …ٱللَّهِ تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ…آیهٔ ۸ …مُسْتَكْبِرًۭا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا…سورهٔ لقمان، آیهٔ ۷... آیه (۳۱) و وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَفَلَمْ تَكُنْ…آیهٔ ۳۱ آیاتی تبلی علیکم فاستکبرتم و کنتم قوماً مجرمین.
مشرکین هنگامیکه آیات خدا بر آنها تلاوت میشد «استکبار» میورزیدند و به همین جرم هم در روز قیامت مورد باز خواست قرار میگیرند. نکته جالب اینکه در آخرین آیه این سوره، علیرغم استکبار مشرکین، «کبریاء» را منحصر خداوند عزیز و حکیم میشمارد.
آهنگ آیات
سوره جاثیه دارای ۲۷ آیه میباشد که به غیر از ۷ آیه بقیه با حرف «ن» ختم میشوند. ۷ آیه استثناء که به حرف «م» منتهی میشوند عبارتند از:
۱- حم، ۲- عزیزالحکیم، ۷- افاک اثیم، ۸- عذاب الیم، ۱۰- عذاب عظیم، ۱۱- …عَذَابٌۭ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌآیهٔ ۱۱، ۲۷- عزیز الحکیم.
توجه به این آیات استثنائی نشان میدهد که اولا موضوع عزیزالحکیم بودن خدا (۲ آیه) ثانیاً افاک اثیم بودن گناهکاران، ثالثاً انواع عذابی (۳ آیه) که برای گناهکاران درنظر گرفته شده از محورهای اصلی سوره میباشد.
نامهای الهی
در این سوره ۱۸ بار نام جلاله «الله»، ۷ بار نام «رب» (مضاف) بکار رفته است. بغير ازاین دونام، دوبار نیز نامهای عزیزالحکیم در ابتدا و انتهای سوره تکرار شده است. انحصار این دو اسم از اسماء الحسنی در سوره جاثیه درارتباط با مقدمه توضیحات این سوره جالب توجه میباشد.
تقسیمات سوره
سوره جاثیه را برحسب مضمون و محتوى و تغییر سیاقي که در آیات آن به وقوع پیوسته میتوان به چهار بخش به شرح ذیل منقسم نمود.
۱- آیات ۱ تا ۱۵- بیان آیات تکوینی و تشریعی برای تعقل و تفکر و تشکر انسان و گرایش یقینی بسوی ایمان، همچنین بیان موضع استکباری کافران دربرابر آیات و انواع عذابهایی که به دلیل استهزاء و استکبار دامنگیرشان میشود و بالاخره یادآوری تسخیر آسمانها و زمین برای انسان بخاطر نائل شدن به جزای الهی و نقش تعیین کننده «عمل واکنساب».
۲- آیات ۱۶-۲۰- عملکرد مشرکین در انکار نقش عمل، انکار قیامت و استهزای آیات الهی و بیان سرنوشت نهایی انسانها در حیات آخرت.
۳- آیات ۲۱ تا ۳۵- عملکرد مشرکین در انکار نقش عمل، انکار قیامت و استهزای آیات الهی و بیان سرنوشت نهایی انسانها در حیات آخرت.
۴- آیات ۳۶ و ۳۷- نتیجه گیری از مطالب سوره در حمد خداوندی که ربویت تمامی هستی بدست اوست و تصریح بر کبریائی او در آسمانها و زمین و عزت حکیمانه اش.
۴ نام نیکوتی که در دوآیهٔ ۶ و ۴۲ بصورت مزدوج بکار رفته (سمیع العلیم – عزیزالرحیم)، در ارتباط با سیاق سوره قابل توجه میباشد. خداوند ازآنجائی که سمیع و علیم است، به نیازهای خلق خود علم و آگاهی دارد و دعا و درخواست زبان حال و قال آنها را میشنود و برحسب ظرفیت و قابلیت آنرا اجابت مینماید. ازجمله نیاز آنها را به هدایت و ارشاد ازطریق ارسال رسل و نزول کتب تأمین مینماید. و چون «عزیزالرحیم» است دربرابر معاندین و مجرمین عاجز و ناتوان نمیشود و آنها را به جهنم روانه میسازد (بدلیل عزیزبودن) و دربرابر مؤمنین شایسته کار آنها را داخل بهشتهای جاوید مینماید (بدلیل رحیمبودن).