‹ همهٔ سوره‌ها الجمعة
۶۲

الجمعة

جمعه

مدنی۱۱ آیه

«جمعه» (۶۲)

سوره جمعه با اشاره به «تسبیح» تمامی موجودات آسمانها و زمین برای خداوندی آغاز شده که به چهار صفت: ملک، قدّوس، عزیز و حکیم توصیف گشته است. ذیل این آیه که عنوان مقدمه و راهنما دارد، بعثت پیامبری را ازمیان مردم «امّی» برای انجام برنامه‌ای در چهار ماده بیان می‌نماید: ۱- یتلوا علیهم آیاته، ۲- یزکیهم، ۳- و یعلمهم الکتاب، ۴- والحکمة.

این برنامه چهار ماده‌ای که تجلی همان چهار صفت ذکرشده در آیه نخست می‌باشد یک به یک انطباق با آن دارد:

«ملک» با یتلوا علیهم آیاته (هرپادشاهی ازطریق نشانه‌های مُلک و قدرتش شناخته می‌گردد. با شناخت آیات خدا ملوکیت او آشکار می‌شود)

«قدّوس» با «یزکیهم» [هدف تزکیه که پاکی از آلودگی‌های شرک و کفر است انسان را به خداوند قدّوس (مبالغه پاکی) نزدیک می‌کند].

«عزیز» با «یعلمهم الکتاب» (پشتوانه قانون و اصول قدرت است) و با تعلیم کتاب

  1. منظور از کتاب دراینجا، آنچه روی پوست یا کاغذ نوشته و جلد می‌گردد نیست. بلکه آنچه ثبت و ضبط می‌گردد یا عنوان ضابطه و مقررات و قانون پیدا می‌کند عنوان کتاب می‌یابد. مثل: كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۸۳...، کتب علیکم القصاص، کتب علیکم القتلی...
  2. عزیز ازنظر لغوی به کسی گفته می‌شود که قدرتش مافوق قدرت دیگران و به اصطلاح ابر قدرت و شکست ناپذیر باشد. مثل عزیز مصر (شاهنشاه مصر).

قوانین الهی عزت او آشکار می‌گردد (۱)

«الحکیم» با «الحکمة»

(خداوند چون حکیم است لازمه حرکت بسوی او آموزش حکمت می‌باشد).

برانگیختن پیامبران در جوامع منحط و عقب افتاده برای بیدار ساختن مردم و نجات آنها از جهات و گمراهی، نشانه ای برای شناخت این حقيقت است که تمامی هستی، درآسمانها و زمین، دست اندرکار رشد و کمال بخشیدن به حیات و حرکتی هستند که خداوند اراده فرموده است، پس خداوند منزّه است، منزه از اینکه انسانی آیات او را نشناسند، از تزکیه اخلاقی دورمانده و درمنجلا ب مفاسد غوطه ور شوند، کتاب قوانین او را نشناسند و راه زندگی و رفتار نیکو (حکمت) را تشخیص ندهند. (یسبیح لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِآیهٔ ۱ و ما فی الارض...).

معنای «تسبیح» حرکت و شنایوری است، بعثت رسولان نیز برای بیدارسازی جوامع انسانی حرکتی تسبیحی می‌باشد که آنها را درمسیر «نزاهت» و «قداست» از پلیدیهای روحی سوق می‌دهد. پس «سبحان الله»! که همه هستی مجری مسیح او هستند.

داستان بعثت خاتم النبین (ص) را علاوه بر این سوره، در سوره‌های بقره و آل عمران نیز با عباراتی مشابه متذکر شده است که مقایسه آنها می‌تواند نکاتی را روشن سازد:

بقره (۱۲۹) رَبَّنَا وَٱبْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًۭا مِّنْهُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ ۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۲۹.

كَمَآ أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًۭا مِّنكُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْكُمْ ءَايَٰتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا۟ تَعْلَمُونَسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۵۱

آل عمران (۱۶۴) لَقَدْ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۴ اذبعث فِيهِمْ رَسُولًۭا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۴ آیاتنه و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة و ان كَانُوا۟ مِن قَبْلُ لَفِىسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۴ ضلال مبین.

جمعه (۲) هُوَ ٱلَّذِى بَعَثَ فِىآیهٔ ۲ الامیین رَسُولًۭا مِّنْهُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْآیهٔ ۲ آیاتنه و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة و ان كَانُوا۟ مِن قَبْلُ لَفِىسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۴ ضلال مبین.

اولین آیه، دعای حضرت ابراهیم (ع) را درباره امت موحد و مسلمانی که اولین سنگ بنايش را آن نخست امام انسانها بنا نهاد یادآوری می‌کند. آنچه در این دعای فراتر از زمان و

  1. وجود قوانین و مقررات در هر جامعه و کشور دلالت بر نظام و سیستم و قدرت قاهره ای می‌کند که توانسته است به پشتوانه تسلط خود چنین نظاماتی را مقرر و جاری نماید. با تعليم كتاب (مجموعه قوانين و اصول) انسان پى به عزت خدا مى برد كه توانسته است نظام خود را برهستى حاكم سازد.

مکان، که منطبق با مشت الهی گشت (یا خداوند مشت ش را بر دعای خالص خلیل خود قرار داد) و هزاران سال بعد تحقق یافت، به چشم می‌خورد، تقدّم و تأخیری است که در دو برنامه تعلیم و تزکیه مشاهده می‌شود. حضرت ابراهیم (ع)، مقدم بر تزکیه، تعلیم کتاب و حکمت را برای مسلمانان آینده آرزو کرده بود، اما خداوند تزکیه را مقدم بر تعلیم قرارداد. (در سه آیه ردیف بعد).

مخاطب آیه دوم مسلمانان، و مخاطب سومین و چهارمین آیه همه انسانها (کلی) هستند. هر سه آیه دقیقاً یک مطلب را بیان می‌نمایند. گرچه تفاوت مختصری در ضمائر و شکل ظاهری آنها وجود دارد. علاوه بر پیام ابتدایی آیات، انتهای آنها نیز نکته مشترکی را نشان می‌دهد که همان بی خبری و ضلالت آشکار قبل از بعثت (دوران جاهلیت) می‌باشد (و ان كَانُوا۟ مِن قَبْلُ لَفِىسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۴ ضلال مبین). ذکر این مطلب به نظر می‌رسد از این جهت ضروری آمده که نشان دهد این منّت خدا (نعمت سنگین رهائی) بود که موجب نجات آنها شد نه آنکه خود مردم با جهش تکاملی و به نیروی درک و اندیشه خلّاق خود چنین تحولی را آفریده باشند. و اگر چنین هدایتی از ناحیه خداوند عزیز و حکیم نمی‌آمد هرگز ممکن نبود آن مردم امی به چنان حقایقی آگاهی یابند (و یعلمکم مالم تکونوا تعلمون).

و نه تنها مردم امی آن روزگار، بلکه تا قیام قیامت، پرتو هدایت آن بعثت تابناک انسانهای حق طلب نسلهای آینده را هدایت می‌کند. چرا که او عزیز و حکیم است. عزیز است از آن جهت که مغلوب کید و مکر دشمنان راه حق نمی‌شود و اراده اش را تحقق می‌بخشد، و حکیم است از آن جهت که چنین بعثتی نه عبث و بیهوده بلکه استوار و حکیمانه است (وَءَاخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا۟ بِهِمْ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۳). درک چنین هدایتی (درزمان پیامبر یا در آینده) جز این نیست که به فضل الهی میسر می‌گردد و خداوند از آنجایی که دارای فضلی عظیم است، چنین موهبتی را به کسانی ارزانی می‌دارد که خود را منطبق با مشت ش کرده باشند (بآنچه گفته عمل کرده باشند). ذَٰلِكَ فَضْلُ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُسورهٔ حدید، آیهٔ ۲۱ والله ذوالفضل العظیم.

  1. لَقَدْ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۴... معنای «مَنْت» که به رخ کشیدن خدمتی است که به دیگران کرده ایم، در مورد انسانها مذ موم است، چرا که موجب خودستائی و غرور می‌گردد و اصولاً آنچه داده ایم در مالکیت حقیقی خودمان نبوده است. اما «مَنْت» نعمت گرایی است که وسیله نجات و رهائی (آزادی) انسانها از نوعی گرفتاری می‌شود. (برای توضیحات بیشتر می‌توانید به کتاب «اسماء الحسنى» از همین قلم مراجعه فرمائید).

عبرت از اهل کتاب

بعثتی که در ۱۴ قرن قبل رخ داد تنها بعثت تاریخ، و کتابی که پیامبر اسلام آورد تنها کتاب الهی نبود، قبل از او نیز موسی و عیسی (علی نبینا و علیهما السلام) تورات و انجیل را آوردند. امّا بنی اسرائیل همچون چهارپائی که براو کتابی چند بار کرده باشند آنچنان که شایسته آن اسفار (کتابهای پرده بردارنده از حقایق) بود عمل نکردند و کوله بار امانتی را که بردوش آنها گذاشته شده بود به منزل مقصود نرساندند. آنها گرچه زباناً به تورات ایمان آوردند، ولی عملاً با رفتار نکردن به حقایق آن تکذیبش نمودند و مرتکب ظلمی بزرگ (برنفس خویش و برمردم) گشتند (مَثَلُ ٱلَّذِينَ حُمِّلُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ ٱلْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًۢا ۚ بِئْسَ مَثَلُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ ۚ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَآیهٔ ۵). و به دلیل چنین ظلمی از هدایت الهی محروم گشتند. آنها گمان می‌کردند هدایت شده‌اند و خود را «یهودی» (منتسب به هدایت) و دوستان بسیار نزدیک خدا (اولیاءالله) می‌شمردند، امّا از مرگ که انقطاع از دنیا و نزدیکی به خدا است، بخاطر دنیاپرستی و جان دوستی فرار می‌کردند و هرگز چنین آرزونی به خیال راه نمی‌دادند و خداوند به ظالمین بسیار آگاه است (مضمون آیات ۶ و ۷). برای تنبّه و آگاهی این مردم خداوند به رسولش فرمان می‌دهد به آنها بگوید، آن مرگی که از آن می‌گریزید سرانجام گریبانتان را خواهد گرفت، سپس بسوی آن دانای نهان و آشکاری باز گردانیده می‌شوید که هرآنچه کرده اید باز گویتان نماید (آیه ۸).

راه نجات

آخرین بخش سوره که باجمله یا «يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟آیهٔ ۹» مسلمانان را مخاطب قرار می‌دهد، گوئی راه نجاتی سراغ می‌دهد که مؤمنین درصورت پیمودن آن، از خودخواهی (فردیّت) و غرور و غفلت ناشی از آن و از دنیاپرستی و مشغول شدن به زندگی و مشغولیات کار و تجارت مصون می‌مانند. این راه نجات همان توجّه به «جماعت» (بجای فردیّت و خودبینی) است که درقالب نماز دسته جمعی روز «جمعه» تجلی می‌کند. اگر شش روز هفته را به کارهای شخصی گذرانده ایم یک روز هم اختصاص به کارهای اجتماعی بدهیم و بایاد خدا و در سایه جماعت به سخنان خطیب جمعه که باید زعيم جامعه بوده و سخنانش

  1. حمل نکردن این امانت آنچنان که در آیه ۷۲ سوره احزاب نشان داده شده است «ظلم» می‌باشد (إِنَّا عَرَضْنَا ٱلْأَمَانَةَ عَلَىسورهٔ احزاب، آیهٔ ۷۲ السموات والارض والجبال فايين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومًۭا جَهُولًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۷۲)
  2. بنی اسرائیل مطابق تعالیم تورات روز شنبه را باید تعطیل می‌کردند و با قطع کار و کسب دنیائی به عبادت می‌پرداختند. روز مذکور به تعبیر قرآن یوم السّبّت (روز قطع و تعطیل کار) نامیده شده است. چنین سنتی در امت اسلام در روز جمعه (روز جمع شدن مردم) انجام می‌شود که معنای لغوی آن بیانگر منظور می‌باشد.

در رابطه با مبرم ترین مسائل اجتماعی باشد گوش فرادهیم. چنین برنامه‌ای اگر درست انجام شود (ابزار و وسیله توجیه سیاست‌های قدرت طلبان و تحمیق عوام الناس نگردد) می‌تواند از یکطرف فرد گرایی و سرمایه‌داری (توجه به لهو و تجارت) را تعدیل و تصحیح نماید، ازطرف دیگر یاد خدا را مستمراً درجامعه زنده نگه‌دارد. به همین دلیل هم شتاب بسوی نماز جمعه را شتاب بسوی ذکر خدا نامیده (فَٱسْعَوْا۟ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِآیهٔ ۹) و ادامه آنرا پس از انقضای نماز وسیله رستگاری شمرده‌است (فاذا قضيت الصلوة... وَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَآیهٔ ۱۰). چنین ذکری تنها تكرار الفاظ نیست، بلكه بیاداشتن خدا و حاضر و ناظر دانستن او در تمامی لحظات شب و روز و در تمامی اعمال و افعال است. اگر مسلمانان چنین فریضه‌ای را آنچنان که شایسته است بجای آورند، از انحرافاتی که بنی اسرائیل در غرور ۱ و خودپرستی و دنیاطلبی و مال دوستی به آن دچار شدند، محفوظ خواهند ماند. به همین دلیل هم با اولین غفلت و کم بهادادن به خطبه نماز جمعه، که اذهان رازسخن رسول منصرف و متوجه بانگ تبلیغاتی و ساز و دهل ورود کاروان تجارتی می‌نماید، توبیخی تنبیهی و هشداری ملامت بار نازل می‌شود:

و اذا رَأَوْا۟ تِجَٰرَةً أَوْ لَهْوًا ٱنفَضُّوٓا۟آیهٔ ۱۱ الها و تركوك قائماً قل ما عندالله خیر من الله و من التجاره والله خیرالرازقین.

نام این سوره که از نهمین آیه آن گرفته شده است، در واقع نقش عظیم نمازجمعه و اجتماع مسلمین در روز جمعه را در رابطه با تداوم آثار بعثتی که ۱۴ قرن قبل اتفاق افتاد نشان می‌دهد. نسلهای متوالی که درامت آن رسول برگزیده به یکدیگر ملحق می‌شوند (وَءَاخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا۟ بِهِمْآیهٔ ۳) در ملتقای مکانی و زمانی نمازجمعه احساس اشتراک و پیوند در منزل و مقصود می‌کنند و بار امانتی را که در روز بعثت آن پیامبر خاتم (ص) بردوش آن حضرت و امتش نهاده شد، برخلاف قوم یهود که تحملش نکردند (ٱلَّذِينَ حُمِّلُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَاآیهٔ ۵)، به اتفاق حمل می‌کنند.

و سرانجام، آخرین کلام سوره نیز متضمن معنایی خاص در رابطه با محور آن است (قل ما عندالله خیر من الله و من التجاره والله خیرالرازقین) سرگرمیهای زندگی و کار و تجارت روزانه که برای گذران معیشت و کسب روزی انجام می‌شود، اگر تهی از «ذکر» خدا باشد آدمی را از نفع بزرگتری که نزد خدا است، یعنی همان فوز و رستگاری و بهشت رضوان

  1. غرور بنی اسرائیل که به تصریح قرآن خود را احباء و اولیاء مخصوص خدا می‌دانستند و باور نداشتند آتش جهنم آنها را دربرگیرد، مگر مختصراً چند روزی اندک، باید برای مسلمانان وسیله عبرتی باشد که گمان نکنند با نام مسلمان در شناسنامه و داشتن قرآن در طاقچه خانه، ششندانگ بهشت را خریداری کرده‌اند!

محروم می‌گرداند و نماز جمعه و شرکت در اجتماع مسلمین می‌تواند انگیزه رهاکردن موقت این اشتغالات و توجه به هدایتی باشد که فروغ آن با بعثت پیام آور این شریعت تابیدن گرفت. اسماه الحسنى - در این سوره ۱۱ بار نام جلاله «الله»، ۲ بار نامهای عزیز و حکیم و یکبار نامهای: ملک، قدوس، ذوالفضل العظیم، عالم الغیب و الشهاده و خیرالرازقین تکرار شده است (جمعاً ۲۰ نام).

آهنگ انتهایی آیات - ۱۱ آیه این سوره به استثنای سه آیه آن که به حرف «م» ختم شده (حکیم و عظیم) بقیه با حرف «ن» تمام شده‌اند.

ارتباط سوره‌های جمعه و منافقین (۶۲ و ۶۳)

این دو سوره که در رکعات نماز جمعه به ترتیب خوانده می‌شوند، ازنظر زمان نزول نیز (مطابق جداول کتاب سیر تحول قرآن) پشت سرهم و پیوسته نازل شده‌اند و ارتباط آنها احتیاج به اثبات چندانی ندارد. با این حال بررسی آن خالی از فایده نخواهد بود. با نگاهی سطحی و گذرا به ظاهر این دو سوره، می‌توان هشدارهای دنیاپرستی و مشغول شدن به اموال و اولاد (خانه و زندگی) را در هر دو درک کرد. در سوره جمعه ابتدا دنیاپرستی و جان دوستی یهودیان و گریز آنها از مرگ را مذمت می‌نماید، آنگاه با دعوت به نماز جمعه، مسلمانان را به رهاکردن موقت کسب و تجارت (به هنگام نماز) فرمان می‌دهد و از اینکه عده ای منفعت طلب با مشاهده تجارت و لهو و لعبی نماز را ترک کرده به سوی آن می‌شتابند آنها را توبیخ نموده و روزی رسانی خدا را به رخشان می‌کشد.

در سوره منافقون، از یک طرف منافقین چسبیده به مال و منافع دنیائی را، که معترض به انفاق و ایثار انصار به مهاجرین هستند و خط و نشانهائی علیه مجاهدین مخلص راه خدا می‌کشند، مذمت می‌کند، از طرف دیگر مؤمنین را از مشغول شدن به اموال و اولاد و غفلت از یاد خدا بر حذر داشته توصیه به انفاق از روزی‌ها می‌کند تا پس از مرگ حسرت کوتاهی در این امر را نخورند. به این ترتیب وجه مشترک هر دو سوره در گرایش به اموال و اولاد و تعلق و وابستگی به دنیا است آشکار می‌گردد.

این دو سوره حدود سال سوم هجرت در مدینه نازل شده‌اند. این ایام مقارن استقرار و اسکان مهاجران (پس از گذر از دوران سخت شکنجه و آزار مکه و هجرت) و آغاز دلبستگی آنها به زمین و زندگی (به جای هجرت و جهاد دائمی) است. بنابراین هشدار لازم برای جلوگیری از سکون و رکود و عشق افراطی به زندگی به موقع داده شده است.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۳ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 3 connected thematic groups.

۱بعثت در امیین و فضل الهیآیات ۱–۴

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ٱلْمَلِكِ ٱلْقُدُّوسِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِ

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، خدايى را كه پادشاه پاك ارجمند فرزانه است، تسبيح مى‌گويند.

هُوَ ٱلَّذِى بَعَثَ فِى ٱلْأُمِّيِّۦنَ رَسُولًۭا مِّنْهُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا۟ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢ

اوست آن كس كه در ميان بى‌سوادان فرستاده‌اى از خودشان برانگيخت، تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد، و [آنان‌] قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند.

وَءَاخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا۟ بِهِمْ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ

و [نيز بر جماعتهايى‌] ديگر از ايشان كه هنوز به آنها نپيوسته‌اند. و اوست ارجمند سنجيده‌كار.

ذَٰلِكَ فَضْلُ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ

اين فضل خداست، آن را به هر كه بخواهد عطا مى‌كند و خدا داراى فضل بسيار است.

۲مثل اهل کتاب و گریز از مرگآیات ۵–۸

مَثَلُ ٱلَّذِينَ حُمِّلُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ ٱلْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًۢا ۚ بِئْسَ مَثَلُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ ۚ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ

مثل كسانى كه [عمل به‌] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آنگاه آن را به كار نبستند، همچون مثل خرى است كه كتابهايى را برپشت مى‌كشد. [وه‌] چه زشت است وصف آن قومى كه آيات خدا را به دروغ گرفتند. و خدا مردم ستمگر را راه نمى‌نمايد.

قُلْ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ هَادُوٓا۟ إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَآءُ لِلَّهِ مِن دُونِ ٱلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا۟ ٱلْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

بگو: «اى كسانى كه يهودى شده‌ايد، اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه مردم ديگر، پس اگر راست مى‌گوييد درخواست مرگ كنيد.»

وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُۥٓ أَبَدًۢا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ

و[لى‌] هرگز آن را به سبب آنچه از پيش به دست خويش كرده‌اند، آرزو نخواهند كرد، و خدا به [حال‌] ستمگران داناست.

قُلْ إِنَّ ٱلْمَوْتَ ٱلَّذِى تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُۥ مُلَٰقِيكُمْ ۖ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

بگو: «آن مرگى كه از آن مى‌گريزيد، قطعاً به سر وقت شما مى‌آيد؛ آنگاه به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده خواهيد شد، و به آنچه [در روى زمين‌] مى‌كرديد، آگاهتان خواهد كرد.»

۳نماز جمعه و نقد تجارت‌زدگیآیات ۹–۱۱

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا نُودِىَ لِلصَّلَوٰةِ مِن يَوْمِ ٱلْجُمُعَةِ فَٱسْعَوْا۟ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِ وَذَرُوا۟ ٱلْبَيْعَ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، چون براى نماز جمعه ندا درداده شد، به سوى ذكر خدا بشتابيد، و داد و ستد را واگذاريد. اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.

فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَٱبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ وَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

و چون نماز گزارده شد، در [روى‌] زمين پراكنده گرديد و فضل خدا را جويا شويد و خدا را بسيار ياد كنيد، باشد كه شما رستگار گرديد.

وَإِذَا رَأَوْا۟ تِجَٰرَةً أَوْ لَهْوًا ٱنفَضُّوٓا۟ إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمًۭا ۚ قُلْ مَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ مِّنَ ٱللَّهْوِ وَمِنَ ٱلتِّجَٰرَةِ ۚ وَٱللَّهُ خَيْرُ ٱلرَّٰزِقِينَ

و چون داد و ستد يا سرگرميى ببينند، به سوى آن روى‌آور مى‌شوند، و تو را در حالى كه ايستاده‌اى ترك مى‌كنند. بگو: «آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است، و خدا بهترين روزى دهندگان است.»

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source