‹ همهٔ سوره‌ها لقمان
۳۱

لقمان

لقمان

مکی۳۴ آیه

«لقمان» (۳۱)

سوره «لقمان» همانند دو سوره قبل (روم و عنکبوت)، که آنها نیز با حروف مقطعه «الم» شروع می‌شوند، به نیمه دوم دوران مکه (سالهای ۶ تا ۱۳) تعلق دارد.۱ همانطور که قبلاً گفته شد، مشخصه این دوران علنی شدن وسیع دعوت۲ و برخورد شدید مشرکین با مسلمین می‌باشد. تکذیب کنندگان پیامبر تنها در بُعد عملی به شکنجه و آزار و محدود و محبوس ساختن مسلمانان نمی‌پرداختند بلکه در بُعد اعتقادی نیز مبانی توحیدی آنها را زیر سئوال می‌بردند، بنابراین سوره‌های نازل شده در این دوره از یک طرف رنگ صبر و مقاومت و امید به آینده و وعده پیروزی و نصرت دارد، از طرف دیگر رنگ منطق و استدلال و حجت در برابر افکار و نظریات شرک آمیز حاکم، که تدبیر و ربوبیت عالم را به غیر خدا نسبت می‌دادند.

در این سوره (در مقایسه با دو سوره قبل) توجه و تمرکز عمدتاً روی محور دوم یعنی مسائل اعتقادی قرار دارد و با مبنای «توحید» اعتقادات مشرکین را رد می‌کند. آنچه باعث رویگردانی مردم از آیات خدا و پیام رسول (ص) شده در دو خصلت خلاصه می‌شود: ۱- روحیه استکبار سرکردگان ظالم (وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشْتَرِى لَهْوَ ٱلْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنآیهٔ ۶ سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍۢآیهٔ ۶... وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسْتَكْبِرًۭاآیهٔ ۷...) ۲- روحیه تقلید و پیروی از اعتقادات آباء و اجدادی (من ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِى ٱللَّهِ بِغَيْرِآیهٔ ۲۰


  1. بنا به دستور «اندر عشیر تک الا قربین» پیامبر در سالهای نخست دعوت خود را از نزدیکان و بستگان شروع کرد.
  2. ۱۰ آیه مقدمه این سوره در سال ۶ بعثت و بقیه آن در سال ۱۲ بعثت نازل شده است. (برحسب جدول مربوطه

در کتاب سیر تحول قرآن)

عِلْمٍۢ وَلَا هُدًۭى وَلَاسورهٔ حج، آیهٔ ۸ كتاب منير و وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِآیهٔ ۲۱ (آباءنا...)

خصلت هر دو دستهِ رهبران گمراه و پیروان مقلد، نادانی (بغیر علم) است. گروه اول از آنجائی که اعتقاد به توحيد با منافع طبقاتی آنها و استمرار ظلم و بهره کشی تضاد دارد استکبار به خرج داده دربرابر تلاوت آیات با کمال بی اعتنائی و تحقیر، به گونه ای وانمود می‌کنند که اصلاً آن را نشنیده‌اند (كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِىٓ أُذُنَيْهِآیهٔ ۷ و قرأ) این جمع تاجر پیشه و سرمایه دار، همانطور که از شام و هند و ایران و ... متاع تجارتی وارد کرده و بازار خود را در مکه رونق می‌بخشیدند، متاع فرهنگی نیز وارد می‌کردند (و من الناس من یشتری) لهوالحدیث) تا با داستانهائی از قبیل رستم و سهراب و ... هم خود را روشنفکر و جهاندیده و فرهنگ شناس جا بزند، و به این وسیله خودخواهی و برتری جوئی خود را ارضاء نمایند و هم توده مردم را از توجه به راه خدا و سخنان پیامبر بازدارند. (لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِسورهٔ حج، آیهٔ ۹)

دسته دوم که در هر دوره و زمانه ای از این قماش فراوان‌اند، خیل عوام الناس هستند که از خود نقش و اراده و شخصیتی ندارند، همچون پر کاهی، یا بفرموده علی (ع) پشه‌های سبکی تابع هر شعاردهنده و متمایل به جهت باد‌اند. اینها بسیار متعصب و یکدنده هم هستند و علیرغم بیسواهای (بغیر علم) و بی اطلاعی از دین (ولا هدی) و بی خبری از کتاب خدا (ولا کتاب منير) مجادله و ستیزه هم می‌کنند (و من ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِى ٱللَّهِآیهٔ ۲۰...) و هنگامیکه در بحث و جدل به آنها گفته می‌شود بجای پیروی از اشخاص، رهبران گمراه، افكار پوسیده قدیمی و ... از «ما انزل الله» یعنی دستور واقعی و مستقیم خدا در کتابش تبعیت نمائید، بلافاصله موضع گیری کرده پاسخ می‌دهند: «ما از همان اعتقاداتی که پدرانمان را بر آن یافتم پیروی می‌کنیم» (و وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآآیهٔ ۲۱) آیه ۲۱

در برابر این دو طریق گمراهی، در این سوره راه سومی نیز در جهت رستگاری مطرح می‌نماید که همان تسلیم یکسرو وجه (هدف گیری و جهت گیری) بسوی خدا و احسان می‌باشد، این همان ریسمان محکم نجات است که باید به آن چنگ زد (و من یسلم وجه الی الله و وَهُوَ مُحْسِنٌۭ فَقَدِآیهٔ ۲۲ استمسک بالعروه الوثقی وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلْأُمُورِآیهٔ ۲۲).

  1. مثل روشنفکران غرب زده خودمان که قبل از انقلاب در برابر نهضت اسلامی متوسل به عقاید مارکسیستی یا

اومانیستی می‌شدند. یا کسانی که در آن ایام قیام، شب های شعر خوانی راه می‌انداختند.

  1. حکمت ۱۴۷ نهج البلاغه (خطاب به كميل) الناس ثلاثة ... و همج رعاع، اتباع كل ناعق، يميلون مع كل ريح، لم

يستضيئوا بنور العلم و...

چنگ زدن به ریسمان خدائی (فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰسورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۶) بجز آیه فوق تنها در آیه الكرسی (سوره بقره) تکرار شده است که از مقابله و مقایسه این دو مورد به نتایج دقیق تری می‌توان رسید:

بقره آیه ۲۶۶ (آیه الكرسی) لا اکراه فِى ٱلدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشْدُ مِنَ ٱلْغَىِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْسورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۶ بالطاغوت و وَيُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِسورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۶ استمسک بالعروة الوثقی ...

لهمان آیه ۲۲ ومن يُسْلِمْ وَجْهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِآیهٔ ۲۲ و هو مُحْسِنٌۭ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰآیهٔ ۲۲ ... با کمی دقت می‌توان فهميد که معنای «يُسْلِمْ وَجْهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِآیهٔ ۲۲» که در سوره لقمان آمده، همان «يكفر بالطاغوت» (برسميت نشناختن طاغوت و انكار او) است و جمله «هو محسن» نيز معادل «ويؤمن بالله» می‌باشد. نتيجه آن که در برابر دو گروه سابق الذكر که يكی سردمداران مستكبر جامعه (طاغوت) و ديگری پيروان گمراه و مقلد سنت‌های آبا، و اجدادی هستند، اين دسته به جای پيروی از سردمداران مستكبر (طاغوتها) و تسليم به آنها، روی خود را بطرف خدا تسليم می‌کنند و بجای بدکاری و ستم، احسان می‌نمايند.

اما نمونه بارز اين انسانهای موحد در سيمای «لقمان» معرفی می‌شود که مواعظ حكمت بار او را بفرزندش نقل می‌کند. اين مواعظ متشکل از ۱۰ بند است که از توحيد (دوری از شرک) شروع می‌شود و بوظائف فرعی اجتماعی ختم می‌گردد، جالب اين که توصيه شكر گذاری و احسان نسبت به پدر و مادر، که پس توحيد مطرح گشته، در اين ۱۰ بند از زبان لقمان جاری نگشته، گويا آن حكيم بزرگ شايسته نمی‌ديده در نصايح به فرزندش در مورد خود سفارشی بکند و به اين دليل اين بند را خداوند حكيم در وسط نصايح لقمان پس از توحيد اضافه کرده است. ذيلاً موارد دهگانه ذکر می‌گردد.

۱- يَٰبُنَىَّ لَا تُشْرِكْ بِٱللَّهِ ۖ إِنَّ ٱلشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌۭآیهٔ ۱۳ ۲- پدر و مادر (و وصينا الانسان بوالديه...) ۳- حساب و كتاب اعمال (إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍۢآیهٔ ۱۶...) ۴- اقامه صلوة ۵- امر به معروف و نهی از منکر ۶- پايداری در برابر مصائب (ناشی از نهی از منکر) و اصبر على ما اصابک. ۷- خوشروئی با مردم (ولا تصوّر خدّک للناس) ۸- وَلَا تَمْشِ فِى ٱلْأَرْضِ مَرَحًاسورهٔ اسراء، آیهٔ ۳۷ ۹- ميانه روی (و اقصد مشيك) ۱۰- ملايمت در گفتار (و اغضض من صوتک).

موارد فوق که تماماً حکمت عملی است، عمدتاً به روابط اجتماعی مربوط می‌شود (۶) بند آخر) و بکار بستن آنها دقیقاً معنای «شکر» را افاده می‌کند که درخواست خداوند بی‌نیاز ستوده از بندگان است. (ولقد اتینا لقمان الحکمة ان اشکالله و من یشکر فانما یشکر لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ حَمِيدٌۭآیهٔ ۱۲

شکر همان بهره‌برداری صحیح از نعمت‌ها و امکانات در مسیری است که منعم مشخص فرموده و «صبر» (وَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَآیهٔ ۱۷) پایداری در برابر سختی‌های مسیر است. ترکیب این دو کلمه را خداوند در آیه ۳۱ این سوره در تشبیه بحرکت کشتی به نیروی باد یادآور شده است، شکر همان بهره‌برداری صحیح از نیروی باد در جهت ساحل است که با تغییر و انعطاف بادبان و بمدد قطب نمای کتاب انجام می‌شود و «صبر» پایداری و مقاومت در برابر امواج سهمگین و طوفانهای در هم شکننده است.¹

أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱلْفُلْكَ تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِنِعْمَتِ ٱللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْآیهٔ ۳۱ آیاتة ان فی ذلك لایات لكل صبار شکور

(آیا کشتی را نمی‌بینی که به نعمت خدا، به نیروی باد، در دریا حرکت می‌کند تا نشانه‌ای از نشانه‌های خدا را به شما بنمایاند. قطعاً در این موضوع بس نشانه‌هایی است برای هر پیوسته صبر کننده شکر گذاری).

با توضیحات فوق روشن گردید که موضوع اصلی سوره «مردم شناسی» می‌باشد، آنچه باید اضافه کنیم معیار و محكی است که مردم با آن شناخته می‌شوند. این معیار که در آیات متعدد سوره لقمان به کار رفته، چیزی جز «توحید» نیست، توحید در برابر اعتقادات شرک آمیز اعراب که بخدایان متعدد ایمان داشتند. از این نظر سوره لقمان شبهات فراوانی با سوره‌های ۴ و ۱۳ و ۲۲ و ۴۰ دارد² که در آنها مسائل توحیدی زیربنای اصلی سوره را تشکیل می‌دهد.³


  1. از جمله نصایح گهر بار لقمان یکی هم تشبیه زندگی انسان به حرکت کشتی در دریا است که آیه فوق اصول آن

را بیان می‌کند. این نصیحت چنین است: پسر، دنیا دریایی است عمیق که دانشمندانی بسیار در آن هلاک شدند، چون چنین است، تو کشتی خود را در این دریا از ایمان بساز، بادبان آن را از توکل و آذوقه‌اش را از «تقوی» قرار ده. اگر نجات یافته که بر حمام خدا است و اگر غرق شدی بگناهان شدهای.

  1. شکفت اینکه فاصله این سوره‌ها با سوره لقمان (۳۱) دقیقاً با ضریب ۹ مشخص گشته است.
  2. به عنوان مثال می‌توان شبهات سوره لقمان را با سوره حج (۲۲) در آیات ذیل یافت:

عبارات «و وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِى ٱللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ وَلَا هُدًۭى وَلَا كِتَٰبٍۢ مُّنِيرٍۢسورهٔ حج، آیهٔ ۸» عیناً در آیه ۸ سوره حج و آیه ۲۰ سوره

در آیات ثلث سوم سوره که بیشتر به مسائل زیربنائی توحیدی اختصاص یافته ۱۰ نام از اسماء الحسینی ذکر گردیده است که هر کدام بعنوان نتیجه آیه مربوطه، به قسمتی از اعتقادات مشرکین معطوف گردیده است. این اسماء دهگانه که تماماً با تأکید «ان الله» موکد گردیده عبارتند از:

آیه (۲۶) إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۲۶. آیه (۲۷) أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌسورهٔ بقره، آیهٔ ۲۰۹. آیه (۲۸) إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌۢ بَصِيرٌۭسورهٔ حج، آیهٔ ۷۵. آیه (۲۹) ان الله بما تعلمون بصیر آیه (۳۰) ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْحَقُّسورهٔ حج، آیهٔ ۶ آیه (۳۰) وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْكَبِيرُسورهٔ حج، آیهٔ ۶۲

لقمان · آیه ۲۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّۭ يَجْرِىٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ

آيا نديده‌اى كه خدا شب را در روز درمى‌آورد، و روز را [نيز] در شب درمى‌آورد، و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه‌] هر يك تا وقت معلومى روانند و [نيز] خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است؟

به غیر از اسماء فوق، در سایر آیات این سوره به اسماء دیگری مثل: خبیر (۳ بار) علیم (۲ بار)، لطیف (آگاه بجزئیات بسیار کوچک) برمی خوریم که علم و آگاهی نسبت بتمامی اعمال بندگان را مورد تأکید قرار می‌دهد. این تأکید در برابر اشاراتی که بنادانی برخی مردم شده (بغیر علم – لَيْسَ لَكَ بِهِۦ عِلْمٌسورهٔ اسراء، آیهٔ ۳۶ – بل اکثرهم لایعلمون – وَمَا تَدْرِى نَفْسٌۭ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًۭاآیهٔ ۳۴ و ماتدری نَفْسٌۢ بِأَىِّ أَرْضٍۢ تَمُوتُآیهٔ ۳۴) معنای خاصی می‌دهد که از نظر اهل دقت دور نیست. در برابر «توحید»، موضوع شرک و ناخالصی در دین بکرات در این سوره مورد اشاره قرار گرفته، بخصوص در صدر نصایح لقمان (آیات ۱۳ و ۱۵) این مسئله جایگاه ویژه ای یافته

→ لقمان تکرار شده همچنین عبارت «ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْحَقُّآیهٔ ۳۰» وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلْبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْكَبِيرُسورهٔ حج، آیهٔ ۶۲ در آیه ۶۲ حج و ۲۹ لقمان تکرار گشته است. علاوه بر این بسیاری از آیات دیگر این دو سوره یک مضمون را نشان می‌دهند مثل:

آیه (۱) سوره حج با (۳۳) سوره لقمان

(۵) (۲۸) حج (۶۴) با (۲۶) لقمان حج (۶۱) با (۲۸)
(۸) (۶) (۶۳) (۱۰) (۶۴) (۲۶)
(۱۳) (۸) (۶۵) (۳۱) (۶۸) (۲۰)
(۳۷) (۳) (۶۸) (۲۰) (۷۰) (۳۴)
(۴۱) (۱۷) (۶۳) (۱۶) (۷۸) (۱۷)
(۶۱) (۲۹) (۶۲) (۳۰) و...
  1. آیات فوق تماماً ذیل آیه ۲۵ که در بیان اعتقادات مشرکین است نازل شده (وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَسورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۶۱...).
  2. اگر ۹ بار تکرار نام جلاله «الله» و ۳ بار «هو» را به ۱۰ نام نیکوی فوق اضافه کنیم جمعاً (در ۵ آیه توحیدی ۲۶ تا ۲۲) بار نام خدا تکرار شده است!

است.

از مهمترین نتایجی که از مسئله توحید حاصل می‌شود اعتقاد به حساب و کتاب روز قیامت است. مشرکین بدلیل دید محدود دنیائی خویش و عجول بودن و قضاوت فوری، ظرفیت درک زمان بلند مدت آخرت را ندارند. نشانه‌اش اینست که فقط در گرفتاری‌ها متوجه خدا می‌شوند و همینکه نجات یافتند. پیمان شکنی و کفران می‌کنند (آیه ۳۳). اما بندگان نیکوکار خدا نماز برپا می‌دارند و زکوه می‌دهند و به آخرت یقین دارند (آیه ۴) علاوه بر این آیه که در ابتدای سوره آمده، دو آیه انتهایی سوره نیز خطاب به کلیه انسانها مسئله روز قیامت و ساعت را مطرح می‌سازد.

آیه (۳۳) یا ایها ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ وَٱخْشَوْا۟ يَوْمًۭاآیهٔ ۳۳ لایجزی والد عن ولده شیئاً ولا مولود هوجاز عن والده شیئاً ان وعداله حق فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَاآیهٔ ۳۳ ولایغرنکم بالله الغرور

آیه (۳۴) إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلْمُ ٱلسَّاعَةِآیهٔ ۳۴ و یزل الغیث و ...

علاوه بر آیات فوق آیات ۶ و ۷ و ۸ و ۹ و ۱۶ و ۲۱ و ۲۲ و ۲۴ و ۲۸ به بهشت و جهنم و موضوعات آخرتی مربوط می‌شود.

تقسیمات سوره

۱- آیات ۱-۵۰ (مقدمه) این مقدمه با مقدمه سوره‌های نمل و بقره مشابهت بسیار نزدیکی داشته و در اکثر کلمات انطباق دارند. با این تفاوت که در بقره روی تقوی تاکید شده (هدی للمتقین) در نمل روی ایمان (هدی و بشری للمومنین) و در لقمان روی احسان (هدی و رحمه للمحسنین) در هر سه سوره روی سه موضوع اقامه صلوة، ایتاه زکوه و یقین به آخرت تأکید شده است.

۲- آیات ۶-۱۱۰ (مستکبران مردم فریب و مؤمنان شایسته کار)

در این قسمت خصوصیات شخصیت‌های خودخواه و اغواگر جامعه با عذابی که در انتظار آنها است، معرفی شده و در مقابل از بهشت سراسر نعمت مردان ایمان و عمل صالح نیز نام برده است. در دو آیه آخر این قسمت با اشاره به خلقت آسمانها و زمین، وضعیت استقرار کوهها برای آرام کردن زمین، پیدایش انواع جنبندگان، ریزش باران و رویش انواع نباتات و گل‌های زیبا، توجه مشرکان را به سیر خلقت و تدبیر عالم وجود جلب می‌کند و اعتقادات آنها را زیر سوال می‌برد.

۳- آیات ۱۲-۱۹ (نصایح لقمان حکیم)

شرح این قسمت در مقدمه داده شد.

۴- آیات ۲۰-۱۹ (مقلدین)

همچنان که در بند دوم (مستکبران مردم فریب - مقلدین) دیده آنها را متوجه خلقت آسمانها نمود (خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍۢ تَرَوْنَهَاآیهٔ ۱۰...)، در اولین آیه این بخش (مقلدین)، دیده آنها را متوجه تدبير و «تسخیر» آسمانها و زمین برای انسان می‌نماید (أَلَمْ تَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِآیهٔ ۲۰ و ما فی الارض و اسبغ عليكم نعمه ظاهرة و باطنه...). همانطور که قبلاً گفته شد، این گروه جز تقلید و پیروی از اعتقادات آباء و اجدادی و دنباله روی از مستکبران طاغوتی، از خود اراده مستقلی ندارند. در مقابل این گروه کسانی معرفی شده‌اند که یکسره روی خود را بطرف خدا متوجه می‌سازند و احسان می‌کنند.

۲ آیه دیگر این بخش خطاب به رسول اکرم با تأکید به آگاه بودن خداوند از اسرار سینه‌ها او را دلداری می‌دهد تا از کفر آنها محزون نگردد (۲۳) و بداند این بهره دنیائی موقت آنهاست که سرانجامی جز عذاب ندارد (۲۴).

۵- آیات ۲۵ تا ۳۰ (آیات توحیدی)

آیات این بخش که مهمترین قسمت سوره محسوب می‌گردد، مسئله توحید را از زوایای مختلف مورد نظر قرار می‌دهد. این آیات بدنبال پرسش و پاسخی از مشرکین قرار گرفته که اعتراف قطعی به خالق بودن «الله» دارند ولی چون علم کافی ندارند ربویت و تدبير او را قبول نمی‌کنند:

  • وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ ۚ قُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۲۵
  • در اولین پاسخ، مالکیت را مختص بخلدا می‌نماید و او را بی نیاز و ستوده از عبادت و حمد بندگان معرفی می‌نماید.
  • در دومین پاسخ گستردگی آثار خلقت و کلمات هستی را که تماماً گویای عزت و حکمت خالق آنهاست بیان می‌کند.
  • در سومین پاسخ قدرت بی نهایت خدا را بر خلقت و بعثت جمیع انسانها که برای او همانند خلقت و بعثت یک نفس واحده (ساده ترین واحد حیاتی) است بیان می‌کند و علم او را بر جمیع مخلوقات که بدلیل سمیع و بصیر بودنش بر همه چیز احاطه دارد یادآوری

می‌نماید.

در چهارمین پاسخ، تدبیر دقیق شب و روز را که اختلاف آن موجب پیدایش فصول و حیات و حرکت در روی زمین می‌گردد، و تسخیر خورشید و ماه را که هر کدام تا سرآمد زمانی خویش در جریان هستند، تذکر می‌دهد تا انسان بفهمد پروردگاری که چنین مجموعه عظیمی را با نظمی شگفت تدبیر می‌نماید بر جزئیات اعمال انسان نیز آگاه و خبیر است.

و بالاخره در پنجمین پاسخ تصریح می‌کند که منحصراً خدا همان حق است و غیر او هر چه بخوانند باطل است و او همان علی و کبیر است.

۶- آیات ۳۱-۳۴ (جمع بندی و نتیجه گیری)

۴- آیه انتهائی سوره هر کدام محتوی پیام مستقل و مهمی است.

آیه (۳۱) با عنایت بموضوع شکر و صبر که در داستان لقمان مطرح گشته، زندگی انسان را به حرکت کشتی در دریا (به نیروی باد) تشبیه می‌کند که شرح آن گذشت.

آیه (۳۲) باز هم در قالب مثال کشتی و خطر موج و گرداب، بی صبری و ناشکری مشرکان را تصویر می‌نماید.

آیه (۳۳) خطاب به انسانها (یا ایهاالناس) آنها را به برگرفتن توشه تقوی در سفر درازی که در پیش دارند توصیه می‌نماید، همه ناگزیر از این سفراند و سرانجام به آن خواهند رسید (ان وعداله حق) اما بداناً حال کسانی که حیات دنیا و سرگرمی‌های آن را بفریبد و برای روزی که هیچکس به جای دیگری جزا داده نمی‌شود توشه‌ای برنگیرد.

آیه (۳۴) این آیه که پایان بخش آیات سوره لقمان است، از یک طرف به علم خدا نسبت به ساعت قیامت، نزول باران و آنچه در رحم‌ها است اشاره می‌کند، از طرف دیگر به نادانی انسان نسبت به آینده (کار فردا و مکانی که در آن عمرش به آخر می‌رسد) و با این جمله سوره را خاتمه می‌دهد که: «ان الله خبیر علیم».

***

اسماء الحسنى

در این سوره به غیر از نام جلاله «الله» که ۳۲ بار تکرار شده و ۲ بار رب مضاف (ربهم و ربکم) جمعاً ۱۹ نام از اسماء الحسنى بشرح ذیل بکار رفته است: خبیر (۳ بار) - علیم و عزیز و حکیم و غنی و حمید (هر کدام ۲ بار) - لطیف و سمیع و بصیر و حق و علی و کبیر

(هر کدام یکبار).

در ضمن تعداد نام جلاله «الله» نسبت به کلمات سوره بسیار زیاد است. به طوری که به ازای هر ۱۷ کلمه در این سوره یک بار الله بکار رفته است.

آهنگ انتهایی آیات

از ۳۴ آیه این سوره، ۱۶ آیه آن با حرف «ر»، ۸ آیه با حرف «م»، ۷ آیه با حرف «ن»، ۲ آیه با حرف «د» و بالاخره یک آیه با حرف «ظ» ختم شده است.

معمولاً سوره‌های توحیدی دارای آهنگ انتهایی متفاوتی بوده و به دلیل تنوع اسماء الحسنی لحن و طنین متنوعی پیدا می‌کنند. مثل سوره‌های: آل عمران (۳)، انغال (۸)، هود (۱۱)، رعد (۱۳)، ابراهیم (۱۴)، حج (۲۲)، نور (۲۴)، لقمان (۳۲)، سبا (۳۴) و ...

ارتباط سوره‌های لقمان و سجده

محور مشترک این دو سوره که با حروف مقطعه «الم» افتتاح می‌گردند، عکس العمل مردم در برابر کتاب حکیمی است که از جانب رب العالمین برای هدایت مردم نازل شده است. هردو سوره مکی بوده و در اوج برخوردهای اعتقادی با مشرکین نازل شده‌اند¹ بنابراین مبانی شرک و توحید از موضوعات مورد بحث این دو سوره می‌باشد. طبق معمول انکار کافران متوجه احیاء مجدد مردگان در آخرت و تحقق وعده الهی برای رسیدگی به اعمال و کتابی است که بهشت و جهنم و چنین مراحلی را انذار می‌دهد و البته در برابر تکذیب کافران، تصدیق کنندگان بیدار دلی هم بوده‌اند که از بیم مقام پروردگار وعده‌های کتاب را باور نمودند.

در سوره لقمان مردم را ۳ دسته می‌کند:

۱- محسنین - در آیات ۲ تا ۵ و ۸ و ۹ و ۲۲ این دسته را که اهل اقامه صلوة و ایتاء زکوة و یقین آورنده به آخرت هستند بر جاده هدایت و رستگاری معرفی می‌نماید، و چون اهل ایمان و عمل صالح هستند، وعده بهشت نعیم به آنها می‌دهد و چون جهت گیری خود را بسوی خدا قرار داده و نیکوکاری می‌کنند به ریسمان محکمی که بسوی خدا ادامه دارد آنها را متصل می‌کند و بالاخره مشخصات کاملتر این دسته را در نصایح حکیمانه لقمان به فرزندش که در ۱۰ بند بیان گردیده (آیات ۱۲ تا ۱۹) سراغ می‌دهد. در سوره سجده

  1. مطابق جدول کتاب سیر تحول قرآن سوره لقمان در سال ۶ و سوره سجده در سال ۷ بعثت نازل شده‌اند.

زیباترین توصیف این گروه را در همان آیه واجب السجده کرده است. کسانی که با یادآوری آیات خدا بزمین سجده می‌افتند و بدون تکبر خدا را حمد می‌کنند، کسانی که از بیم و امید نسبت به وعده‌های الهی بستر گرم را رها کرده شبانه به درگاه او دعای رهائی از عذاب و نیل به رستگاری می‌نمایند و روزها از مال خویش به مستمندان انفاق می‌کنند. این دسته را بخاطر ایمان و عمل صالح، بهشت جاوید پیشکش می‌نماید.

۲- در سوره سجده در برابر دسته فوق که آنها را مؤمن نامیده، فقط گروه فاسق (خارج) شونده از حدود الهی) را معرفی می‌کند و بر عدم تساوی سرنوشت آنها با مؤمنین تاکید می‌نماید (أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًۭا كَمَن كَانَ فَاسِقًۭا ۚ لَّا يَسْتَوُۥنَسورهٔ سجده، آیهٔ ۱۸) و مشخصاتی که در آیات ۱۰ - ۱۲ - ۱۳ - ۲۰ - ۲۲ از آنها سراغ می‌دهد، انکار لقای پروردگار، مجرمیت (بریدگی از خدا و خلق)، فراموشی آخرت، فسق، تکذیب عذاب و اعراض از آیات الهی می‌باشد ولی در سوره لقمان این گروه را به دو دسته سرکردگان کفر و مقلدین تقسیم می‌نماید: در آیات ۵ و ۶ سرکردگان را کسانی معرفی می‌نماید که مطالب بی اساسی را دربرابر کلام الهی در جامعه مطرح می‌سازند و به این وسیله دکانی در برابر دین باز کرده و با مسخره کردن وحی و قرآن با تکبر از آن روى می‌گردانند.

۳- دسته سوم را در آیه ۲۱ کسانی می‌شمارد که مقلد آباه و اجداد هستند و از خود اراده و شعوری بخرج نمی‌دهند. اینها بدون آن که علمی داشته باشند، یا بر هدایتی تکیه کرده یا از کتاب روشنی آموزش دیده باشند، با تعلیمات پیامبر مجادله می‌نمایند. بنابراین یک دسته کسانی هستند که به خاطر برخورداری از منافع نامشروع خود و ادامه استثمار مردم، از مکتب جدید احساس خطر کرده و در برابر آن مانع ایجاد می‌نمایند و دسته دیگر کسانی که به دلیل تحجر فکری و جهل و نادانی و سنت پرستی، آلت دست گروه اول قرار می‌گیرند.

انکار هر دو دسته همانطور که گفته شد، در این مجموعه، عمدتاً متوجه احیاء مجدد مردگان و تحقق وعده الهی در آخرت است. جالب اینکه در هر دو سوره بجای بحث‌های کلامی و فلسفی و ارائه نظریات ذهنی تجریدی، که عادت مدافعان مکاتب الهی در برابر معاندان و منکرین است، از طبیعت محسوس و ملموس و از آسمان و زمین و گردش منظم امور آنها که دلالت بر ناظمی می‌کند، مثال می‌آورد.

ذیلاً آیات استشهادی در هر دو سوره را برای توجه و تعمق بیشتر نقل می‌نمائیم:

لقمان

سجده آیه (۳) الله الذي خلق السموات والارض و ما بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِسورهٔ سجده، آیهٔ ۴ مالكم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا شَفِيعٍسورهٔ سجده، آیهٔ ۴ افلاتنذ كرون.

(۴) يُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍۢ كَانَ مِقْدَارُهُۥٓ أَلْفَ سَنَةٍۢ مِّمَّا تَعُدُّونَسورهٔ سجده، آیهٔ ۵.

(۷) ٱلَّذِىٓ أَحْسَنَ كُلَّ شَىْءٍ خَلَقَهُۥ ۖ وَبَدَأَ خَلْقَ ٱلْإِنسَٰنِ مِن طِينٍۢسورهٔ سجده، آیهٔ ۷.

ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُۥ مِن سُلَٰلَةٍۢ مِّن مَّآءٍۢ مَّهِينٍۢسورهٔ سجده، آیهٔ ۸

(۹) ثُمَّ سَوَّىٰهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِۦ ۖ وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمْعَ وَٱلْأَبْصَٰرَ وَٱلْأَفْـِٔدَةَ ۚ قَلِيلًۭا مَّا تَشْكُرُونَسورهٔ سجده، آیهٔ ۹.

(۲۷) أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّا نَسُوقُ ٱلْمَآءَ إِلَى ٱلْأَرْضِ ٱلْجُرُزِ فَنُخْرِجُسورهٔ سجده، آیهٔ ۲۷ بِهِۦ زَرْعًۭا تَأْكُلُ مِنْهُسورهٔ سجده، آیهٔ ۲۷ انعامهم.

لقمان (۱۰) خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍۢ تَرَوْنَهَا ۖ وَأَلْقَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ رَوَٰسِىَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّآیهٔ ۱۰ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍۢآیهٔ ۱۰ و انزلنا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍآیهٔ ۱۰.

هَٰذَا خَلْقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِى مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ ۚ بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢآیهٔ ۱۱

(۲۰) أَلَمْ تَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُۥ ظَٰهِرَةًۭآیهٔ ۲۰ و باطنه...

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ ۚ قُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۲۵

لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۲۶

(۲۷) وَلَوْ أَنَّمَا فِى ٱلْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَٰمٌۭ وَٱلْبَحْرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ سَبْعَةُ أَبْحُرٍۢ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَٰتُ ٱللَّهِآیهٔ ۲۷...

مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍۢ وَٰحِدَةٍ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌۢ بَصِيرٌآیهٔ ۲۸

(۲۹) الم تران الله يولج الليل في النهار و يولج النهار في الليل و وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ كُلٌّۭ يَجْرِى لِأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭىسورهٔ رعد، آیهٔ ۲ و إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۱۰ خبير.

(۳۱) الم ترا أَنَّ ٱلْفُلْكَ تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِنِعْمَتِ ٱللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ ءَايَٰتِهِۦٓ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّكُلِّ صَبَّارٍۢ شَكُورٍۢآیهٔ ۳۱.

همانطور كه در آيات هر دو سوره ملاحظه می‌شود، موضوع خلقت (آسمانها و زمين و همه چيز، از جمله انسان كه اتفاقاً در آيه ۲۵ لقمان نشان می‌دهد مورد انكار مشركين نبوده)، مهمترين حجت برای ابطال نظريات آنها به حساب آمده است، البته به همراه خلق، مسئله تدبير و تداوم آن كه توام با حركت دقيق ماه و خورشيد و تناوب شب و روز و فصول سال و

نزول باران و پیدایش انواع گیاهان زیبا و مفید است، مطرح شده تا نشان دهد کار خدا و نقش او تنها در مراحل اولیه خلقت نبوده لایزال رحمتش بر آفریده‌ها سایه‌افکن می‌باشد. خلقت هر چیز را به نیکوترین وجه قرار داده و موجبات رشد و کمال آن را (رزق مادی و هدایتی) به شکل نعمت‌های بیکران، که هرگز قابل احصاء و شمارش نیست، بی دریغ ارزانی داشته است. در حالیکه هیچیک از نعمت‌های یادآوری شده را شرکائی که مشرکان بدرگاه آنها عبادت می‌کنند و بیم امیدشان به آنها است، به وجود نیاورده‌اند. آیات فوق هم توحید را نشان می‌دهد و هم سرآمد و اجل داشتن پدیده‌های طبیعی را که نشانگر قیامت و آخرت است. از جمله در آیه ۲۷ سوره سجده آبی را که موجب زنده شدن زمین خشک و مرده شده، نشانه ای برای اهل بصیرت برای امکان احیاء مجدد مردگان می‌گیرد و هم در آیه ۲۸ سوره لقمان آفرینش اولیه و بعثت بعدی را به سادگی آفرینش ساده ترین واحد حیاتی می‌شمارد. این دو سوره در جهات زیادی قابل مقایسه هستند ولی بنظر می‌رسد مهمترین وجوه مشترک میان آنها همین محورهای فوق، بخصوص توجه به طبیعت و آیات تکوینی برای اثبات احیاء مجدد می‌باشد.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۵ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 5 connected thematic groups.

۱کتاب حکیم و صفات نیکوکارانآیات ۱–۹

الٓمٓ

الف، لام، ميم.

تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْحَكِيمِ

اين است آيات كتاب حكمت‌آموز،

هُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لِّلْمُحْسِنِينَ

[كه‌] براى نيكوكاران رهنمود و رحمتى است،

ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلْءَاخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ

[همان‌] كسانى كه نماز برپا مى‌دارند و زكات مى‌دهند، و [هم‌] ايشانند كه به آخرت يقين دارند.

أُو۟لَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدًۭى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ

آنانند كه از جانب پروردگارشان از هدايت برخوردارند، و ايشانند كه رستگارانند.

وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشْتَرِى لَهْوَ ٱلْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭ

و برخى از مردم كسانى‌اند كه سخن بيهوده را خريدارند تا [مردم را] بى‌[هيچ‌] دانشى از راه خدا گمراه كنند، و [راه خدا] را به ريشخند گيرند؛ براى آنان عذابى خواركننده خواهد بود.

وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسْتَكْبِرًۭا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِىٓ أُذُنَيْهِ وَقْرًۭا ۖ فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

و چون آيات ما بر او خوانده شود، با نِخوت روى برمى‌گرداند، چنانكه گويى آن را نشنيده [يا] گويى در گوشهايش سنگينى است؛ پس او را از عذابى پر درد خبر ده.

إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمْ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ

در حقيقت، كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، باغهاى پر نعمت خواهند داشت،

خَٰلِدِينَ فِيهَا ۖ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقًّۭا ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ

كه در آن جاودان مى‌مانند؛ وعده خداست كه حق است و هموست شكست‌ناپذير سنجيده‌كار.

۲خلقت آسمان و زمینآیات ۱۰–۱۱

خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍۢ تَرَوْنَهَا ۖ وَأَلْقَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ رَوَٰسِىَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍۢ ۚ وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ

آسمانها را بى‌هيچ ستونى كه آن را ببينيد خلق كرد و در زمين كوههاى استوار بيفكند تا [مبادا زمين‌] شما را بجنباند، و در آن از هر گونه جنبنده‌اى پراكنده گردانيد، و از آسمان آبى فرو فرستاديم و از هر نوع [گياه‌] نيكو در آن رويانيديم.

هَٰذَا خَلْقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِى مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ ۚ بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢ

اين، خلق خداست. [اينك‌] به من نشان دهيد كسانى كه غير از اويند چه آفريده‌اند؟ [هيچ!] بلكه ستمگران در گمراهى آشكارند.

۳حکمت لقمان و ادب توحیدیآیات ۱۲–۱۹

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَٰنَ ٱلْحِكْمَةَ أَنِ ٱشْكُرْ لِلَّهِ ۚ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ حَمِيدٌۭ

و به راستى، لقمان را حكمت داديم كه: خدا را سپاس بگزار و هر كه سپاس بگزارد، تنها براى خود سپاس مى‌گزارد؛ و هر كس كفران كند، در حقيقت، خدا بى‌نياز ستوده است.

وَإِذْ قَالَ لُقْمَٰنُ لِٱبْنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ يَٰبُنَىَّ لَا تُشْرِكْ بِٱللَّهِ ۖ إِنَّ ٱلشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌۭ

و [ياد كن‌] هنگامى را كه لقمان به پسر خويش -در حالى كه وى او را اندرز مى‌داد- گفت: «اى پسرك من، به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است.»

وَوَصَّيْنَا ٱلْإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُۥ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍۢ وَفِصَٰلُهُۥ فِى عَامَيْنِ أَنِ ٱشْكُرْ لِى وَلِوَٰلِدَيْكَ إِلَىَّ ٱلْمَصِيرُ

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم؛ مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى. و از شير باز گرفتنش در دو سال است. [آرى، به او سفارش كرديم‌] كه شكرگزارِ من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه‌] به سوى من است.

وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِۦ عِلْمٌۭ فَلَا تُطِعْهُمَا ۖ وَصَاحِبْهُمَا فِى ٱلدُّنْيَا مَعْرُوفًۭا ۖ وَٱتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَىَّ ۚ ثُمَّ إِلَىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى، از آنان فرمان مبر، و[لى‌] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن، و راه كسى را پيروى كن كه توبه‌كنان به سوى من بازمى‌گردد؛ و [سرانجام‌] بازگشت شما به سوى من است، و از [حقيقت‌] آنچه انجام مى‌داديد شما را با خبر خواهم كرد.

يَٰبُنَىَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍۢ مِّنْ خَرْدَلٍۢ فَتَكُن فِى صَخْرَةٍ أَوْ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوْ فِى ٱلْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا ٱللَّهُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌۭ

«اى پسرك من، اگر [عمل تو] هموزن دانه خَردلى و در تخته‌سنگى يا در آسمانها يا در زمين باشد، خدا آن را مى‌آورد، كه خدا بس دقيق و آگاه است.

يَٰبُنَىَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ وَأْمُرْ بِٱلْمَعْرُوفِ وَٱنْهَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ ۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ ٱلْأُمُورِ

اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار، و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده است شكيبا باش. اين [حاكى‌] از عزم [و اراده تو در] امور است.

وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِى ٱلْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍۢ فَخُورٍۢ

و از مردم [به نِخوت‌] رُخ برمتاب، و در زمين خرامان راه مرو كه خدا خودپسند لافزن را دوست نمى‌دارد.

وَٱقْصِدْ فِى مَشْيِكَ وَٱغْضُضْ مِن صَوْتِكَ ۚ إِنَّ أَنكَرَ ٱلْأَصْوَٰتِ لَصَوْتُ ٱلْحَمِيرِ

و در راه‌رفتن خود ميانه‌رو باش، و صدايت را آهسته‌ساز، كه بدترين آوازها بانگ خران است.

۴نعمت‌ها و نقد شرکآیات ۲۰–۳۲

أَلَمْ تَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُۥ ظَٰهِرَةًۭ وَبَاطِنَةًۭ ۗ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِى ٱللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ وَلَا هُدًۭى وَلَا كِتَٰبٍۢ مُّنِيرٍۢ

آيا ندانسته‌ايد كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است، مسخّر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است؟ و برخى از مردم در باره خدا بى‌[آنكه‌] دانش و رهنمود و كتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى‌خيزند.

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ ۚ أَوَلَوْ كَانَ ٱلشَّيْطَٰنُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ

و چون به آنان گفته شود: «آنچه را كه خدا نازل كرده پيروى كنيد»، مى‌گويند: «[نه!] بلكه آنچه كه پدرانمان را بر آن يافته‌ايم پيروى مى‌كنيم»؛ آيا هر چند شيطان آنان را به سوى عذاب سوزان فرا خواند؟

۞ وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌۭ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰ ۗ وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلْأُمُورِ

و هر كس خود را -در حالى كه نيكوكار باشد- تسليم خدا كند، قطعاً در ريسمان استوارترى چنگ درزده، و فرجام كارها به سوى خداست.

وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُۥٓ ۚ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓا۟ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ

و هر كس كفر ورزد، نبايد كفر او تو را غمگين گرداند. بازگشتشان به سوى ماست، و به [حقيقت‌] آنچه كرده‌اند آگاهشان خواهيم كرد. در حقيقت، خدا به راز دلها داناست.

نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًۭا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٍۢ

[ما] آنان را اندكى برخوردار مى‌سازيم، سپس ايشان را در عذابى پر فشار درمانده مى‌كنيم.

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ ۚ قُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

و اگر از آنها بپرسى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟ مسلماً خواهند گفت: «خدا.» بگو: «ستايش از آنِ خداست» ولى بيشترشان نمى‌دانند.

لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ

آنچه در آسمانها و زمين است از آنِ خداست، در حقيقت، خدا همان بى‌نياز ستوده‌[صفات‌] است.

وَلَوْ أَنَّمَا فِى ٱلْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَٰمٌۭ وَٱلْبَحْرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ سَبْعَةُ أَبْحُرٍۢ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَٰتُ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ

و اگر آن چه درخت در زمين است قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد، سخنان خدا پايان نپذيرد. قطعاً خداست كه شكست‌ناپذير حكيم است.

مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍۢ وَٰحِدَةٍ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌۢ بَصِيرٌ

آفرينش و برانگيختن شما [در نزد ما] جز مانند [آفرينش‌] يك تن نيست، كه خدا شنواى بيناست.

أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ كُلٌّۭ يَجْرِىٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ

آيا نديده‌اى كه خدا شب را در روز درمى‌آورد، و روز را [نيز] در شب درمى‌آورد، و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه‌] هر يك تا وقت معلومى روانند و [نيز] خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است؟

ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ ٱلْبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْكَبِيرُ

اين‌[ها همه‌] دليل آن است كه خدا خود حق است و غير از او هر چه را كه مى‌خوانند باطل است، و خدا همان بلندمرتبه بزرگ است.

أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱلْفُلْكَ تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِنِعْمَتِ ٱللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ ءَايَٰتِهِۦٓ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّكُلِّ صَبَّارٍۢ شَكُورٍۢ

آيا نديده‌اى كه كشتيها به نعمت خدا در دريا روان مى‌گردند تا برخى از نشانه‌هاى [قدرت‌] خود را به شما بنماياند؟ قطعاً در اين [قدرت نمايى،] براى هر شكيباى سپاسگزارى، نشانه‌هاست.

وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌۭ كَٱلظُّلَلِ دَعَوُا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمْ إِلَى ٱلْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌۭ ۚ وَمَا يَجْحَدُ بِـَٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍۢ كَفُورٍۢ

و چون موجى كوه‌آسا آنان را فرا گيرد، خدا را بخوانند و اعتقاد [خود] را براى او خالص گردانند، و[لى‌] چون نجاتشان داد و به خشكى رساند برخى از آنان ميانه‌رو هستند، و نشانه‌هاى ما را جز هر خائن ناسپاسگزارى انكار نمى‌كند.

۵قیامت و علم پنهان خداآیات ۳۳–۳۴

يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمْ وَٱخْشَوْا۟ يَوْمًۭا لَّا يَجْزِى وَالِدٌ عَن وَلَدِهِۦ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِۦ شَيْـًٔا ۚ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ ۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلْغَرُورُ

اى مردم، از پروردگارتان پروا بداريد، و بترسيد از روزى كه هيچ پدرى به كار فرزندش نمى‌آيد، و هيچ فرزندى [نيز] به كار پدرش نخواهد آمد. آرى، وعده خدا حق است. زنهار تا اين زندگى دنيا شما را نفريبد، و زنهار تا شيطان شما را مغرور نسازد.

إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلْمُ ٱلسَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ ٱلْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلْأَرْحَامِ ۖ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌۭ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًۭا ۖ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌۢ بِأَىِّ أَرْضٍۢ تَمُوتُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۢ

در حقيقت، خداست كه علم [به‌] قيامت نزد اوست، و باران را فرو مى‌فرستد، و آنچه را كه در رحمهاست مى‌داند و كسى نمى‌داند فردا چه به دست مى‌آورد، و كسى نمى‌داند در كدامين سرزمين مى‌ميرد. در حقيقت، خداست [كه‌] داناى آگاه است.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source