‹ همهٔ سوره‌ها مريم
۱۹

مريم

مریم

مکی۹۸ آیه

«مریم» (۱۹)

اگر خواسته باشیم مشخصه ممتازی برای سوره مریم تعیین کنیم بدون شک موضوع ارتباط انسان با خدا (صلوة) که در این سوره در قالب کلماتی مثل: دعاء نداء، مناجات، ذکر، سجده، عبادت، اخلاص، استغفار، تسبیح، تقرب، توبه و ... آمده است از مهم ترین موضوعات مورد توجه می‌باشد.

این سوره با ذکر حالات عرفانی و مناجات‌ها و راز و نیازهای عاشقانه برخی انبیاء (علیهم السلام) با پروردگار ذوالجلال والاکرام شروع می‌شود و بتدريج لذت مناجات و احساس عميق محبت بخالق را در دل خواننده بیدار می‌کند.

در سوره مریم بجز نام الله و «رب» هيج نام نيكوى ديگرى به غير از «رحمن» نيامده است و با اين كه تعداد «الله» از همه كلمات قرآن بيشتر است، در اينجا نام «رحمن»، گذشته از آن كه دو برابر «الله» می‌باشد (۱۶ بار در برابر ۸ بار)، از بقيه سوره هاى قرآن نيز بيشتر است، بطورى كه حدود ۳۰٪ از كل مجموع اين نام در اين سوره كوچک (كه حدود ۱٪ حجم قرآن را دارد) بكار رفته است. اين مسئله نشان می‌دهد كه موضوع «رحمانيت» محور اساسى سوره و از كلمات كليدى و زير بنائى آن می‌باشد. نام «رحمن» رحمت عام و جهان گستر پروردگار را كه همچون نور همه انسانها و موجودات را بتساوى فرا گرفته تداعى می‌نمايد، در برابر نور رحمت، انسانها دو نوع بازتاب نشان داده‌اند؛ انبياء و اولياء و بندگان مومن و صالح خداوند از طريق «صلوة» (در معناى وسيع كلمه) شكر اين نعمت را بجاى آورده مجذوب آن گشته و توانسته‌اند در تخلق به اخلاق الله، خود مظهر: محبت و مودت و

لطف و رحمت و مردم دوستی گردند ۱ اما پیروان آنها و اکثریت مردم، قدر «صلوة» را نشناخته با ضایع کردن این نعمت به «شهوات» روى آوردند. اهل «صلوة» از طریق ارتباط با خدا به «رشد» و هدایت رسیدند و اهل «شهوات» با سرسپردگی به معبودهای خیالی به «غی» و ضلالت درافتادند.

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۦنَآیهٔ ۵۸ ... وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَٱجْتَبَيْنَآ ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُ ٱلرَّحْمَٰنِ خَرُّوا۟ سُجَّدًۭا وَبُكِيًّۭاآیهٔ ۵۸.

فَخَلَفَ مِنۢ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّبَعُوا۟ ٱلشَّهَوَٰتِ ۖ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّاآیهٔ ۵۹

به این ترتیب در این سوره نیز همانند سوره قبل (کهف، که شباهت‌های زیادی با این سوره دارد) دو مسیر یا دو جهت حرکت انسانها بنمایش گذاشته شده است. در سوره کهف این دو مسیر در رابطه با توحید و قیامت مطرح گشته و انسانها در دو صف؛ اهل ایمان و عمل صالح واهل دنیا و زینت‌های آن معرفی شده‌اند. در حالی که در سوره مریم این دو مسیر در رابطه با عشق به خدا و محبت و دوستی او که از طریق «صلوة» متجلی می‌گردد، نشان داده شده و انسانها در دو صف؛ دوستداران خدا (اهل صلوة و دعا و سجده و...) و دوستداران شهوات (اهل هوی و هوس و آرزوهای دنیائی) توصیف گشته‌اند.

بنابراین دل بستن به یکی از دو مطلوب «صلوة» یا «شهوات» (با مفهوم گسترده هر دو واژه) بنظر می‌رسد موضوعی است که سوره مریم در مقام تبیین و تشریح آن باشد. همان طور که گفته شد، انبیاء و اولیاء و بندگان صالح خداوند با سجده بدرگاه او و اظهار عبودیت و خشوع توأم با تضرع و تقرب دل در گرو محبت خالق سپرده به «رشد» و هدایت رسیدند، اما امت‌های آنها سجده بر دنیا و زینت‌های آن زدند و طوق بندگی اربابان و جباران روزگار را بگردن نهاده سرسپرده ایشان شدند تا از خوان نعمت و قدرت آنها بهره و عزتی فراگیرند.

وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةًۭ لِّيَكُونُوا۟ لَهُمْ عِزًّۭا كَلَّا ۚ سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْآیات ۸۱–۸۲ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّاآیهٔ ۸۲

شگفت این که در این سوره دقیقاً آن بخش از زندگی انبیاء توصیف گشته است که در رابطه «رحمن» و موضوع ارتباط و اخلاص آنها با معبودشان می‌باشد. هماهنگی کامل با

  1. نه تنها انبیاء بلکه اهل ایمان و عمل صالح نیز آن طور که در اواخر سوره نشان می‌دهد، خداوند دوستیشان را در دل مردم قرار می‌دهد (إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحْمَٰنُ وُدًّۭاآیهٔ ۹۶)
  1. یک ربع آخر سوره که به مجرمین یعنی اهل شهوات تعلق یافته، در سه بخش تکذیب آنها را در مورد قیامت (۷ آیه)، نبوت و آیات قرآن (۸ آیه) و توحید (۱۶ آیه) نقل می‌نماید.

سياق سوره دارد. آيات ذيل اين موضوع را نشان می‌دهد:

آيه (۳) اذنادی ربه نداء خفيا

ٱلرَّأْسُ شَيْبًۭا وَلَمْ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيًّۭاآیهٔ ۴ فَهَبْ لِى مِن لَّدُنكَ وَلِيًّۭاآیهٔ ۵

---
زکريا (۴)
(۱۱) فخرج علی قومه من المحراب فَأَوْحَىٰٓ إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا۟آیهٔ ۱۱ ...

(موهيت الهی) |

آيه (۷) يا زكريا انا نبشرك بغلام اسمه يحيى...

(۱۳) وَحَنَانًۭا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةًۭ ۖ وَكَانَ تَقِيًّۭاآیهٔ ۱۳ (۱۴) و برا بوالديه وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّۭاآیهٔ ۱۴ |

--- |

در اين سری آيات که ۷ بار نام «رب» تکرار شده، رحمت ويژه پروردگار بر زكريا يادآوری می‌شود (ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُۥ زَكَرِيَّآآیهٔ ۲)، زكريای پيامبر در محراب عبادت غرق دعاء و نداء بود که درخواستش برای فرزندی که تداوم بخش رسالت او و ميراث بر بار سنگين نبوت باشد اجابت گرديد. از آنجايی که زكريا شيفته محبت الهی و عارف عاشق حق تعالی بود، فرزندش نيز چنين ويژگی هايی را به ارث برد و مظهر مهربانی و نيكوكاری گرديد (وَحَنَانًۭا مِّن لَّدُنَّاآیهٔ ۱۳... و برا بِوَٰلِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًاآیهٔ ۱۴ شقياً).

آيه (۱۶) واذکر فی الکتاب مريم اذا نتبذت من اهلها مکاناً شرقياً

فَٱتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًۭاآیهٔ ۱۷

(مرويم (۴) |

---
(۲۰) قال انی عبدالله اتينى الکتاب و جعلنى نبياً.

(۲۱) وجعلنى مبارکاً اين کنت و اوصانی بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمْتُ حَيًّۭاآیهٔ ۳۱

از آيات سوره آل عمران (۳۵ تا ۴۵) آشکار می‌گردد که مريم يکسره در محراب عبادت مشغول قنوت و رکوع و سجود بود وخداوند به اين ترتيب او را صاف و طاهر نمود (إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰكِ وَطَهَّرَكِسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۴۲)، در اين سوره کناره گيری او را از مردم (اذا نتبذت مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًۭا شَرْقِيًّۭاآیهٔ ۱۶) برای عبادت و اعتکاف و در حجاب و پنهان شدنش را از غير (فَٱتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًۭاآیهٔ ۱۷) شرح می‌دهد. اين حالات همان جذبه‌های نيرومند «رحمن» است که بندگان آشنا و

عارف را بخود می‌کشد.

نتیجه چنین عبادت و احساسی، دریافت «موهبت» الهی است که در ولادت پر برکت «عیسی (ع)» تحقق می‌یابد. عیسی نیز همانند یحیی مظهر رحمت الهی (رحمة منا) و لطف و نیکی می‌گردد (برا بوالدیه وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّۭاآیهٔ ۱۴) و برای جهانیان نشانه و آیه ای می‌شود. (آیه للناس).

مریم با صلوة و تزکیه به این مقام رسید و عیسی نیز بهمین شیوه توصیه می‌شود (.. و وَأَوْصَٰنِى بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمْتُ حَيًّۭاآیهٔ ۳۱) فرشتگان مبشّر نیز او را به همین صفت ستوده‌اند (لِأَهَبَ لَكِ غُلَٰمًۭا زَكِيًّۭاآیهٔ ۱۹). شگفت اینکه یحیی نیز به همین صفت ستوده شده (وَحَنَانًۭا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةًۭ ۖ وَكَانَ تَقِيًّۭاآیهٔ ۱۳) و در چند آیه بعد اسمعیل نیز که همانند یحیی (...) اجعله رب رضیاً) مرضی خدا بود (کان عند ربه مرضیاً) همین سفارشات را به اهل بیتش می‌نماید (و کان يَأْمُرُ أَهْلَهُۥ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِآیهٔ ۵۵...) به این ترتیب «زکوة» که موجب تزکیه و رشد و نمو سالم انسان می‌باشد زمینه جلب «رضایت» الهی می‌گردد.

(ع) آیه (۴۱) وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِبْرَٰهِيمَآیهٔ ۴۱ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّاآیهٔ ۴۱. (۴۷) قال سلام علیک ساستغفرلک رَبِّىٓ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِى حَفِيًّۭاآیهٔ ۴۷. (۴۸) واعتز لکم و ماتعبدون من دون الله و ادعو اربی عسی الاکون بدعاء ربی شقیاً.

مريم · آیه ۴۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِبْرَٰهِيمَ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّا

و در اين كتاب به ياد ابراهيم پرداز، زيرا او پيامبرى بسيار راستگوى بود.

(ع) ابراهمیم (ع) نتیجه دعا موهبت الهی} آیه (۴۹) فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبْنَا لَهُۥٓآیهٔ ۴۹ إِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ ۖ وَكُلًّۭا جَعَلْنَا نَبِيًّۭاآیهٔ ۴۹ (۵۰) و وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَاآیهٔ ۵۰وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭاآیهٔ ۵۰

در مورد زندگی حضرت ابراهیم خلیل (ع) آیات زیادی در سوره‌های مختلف نازل شده است که ابعاد روحی این پیامبر عظیم الشان را نشان می‌دهد. در سوره مریم بتناسب سبک و سیاق آن که بر محور «رحمن» می‌گردد و از صلوة و دعا و عبادت یاد می‌کند، از همین زاویه و هماهنگ با بقیه مطالب سوره گوشه‌هایی از رفتار محبت آمیز ابراهیم را با

پدرش ۱ (مثل رفتار یحیی با زکریا و مادرش و عیسی با مریم) و کناره گیری (عزلت) او را از مردم و فرهنگ حاکم بر جامعه (همانند حضرت مریم) نشان می‌دهد، آنگاه استغفار او را برای پدر (قال سلام علیک ساستغفرلک ربی) و عبادت مخلصانه‌اش را برای خدا، به جای بت‌ها (واعتزلگم و ما تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۹۸ و ادعوا ربی) و دعای خاضعانه‌اش را به درگاه خدا نقل می‌کند (عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّى شَقِيًّۭاآیهٔ ۴۸) و در این دعا همانند زکریا که فرمود: «ولم اکن بدعائک شقیاً» بر عدم شقاوت خود در جلب رحمت الهی که همان اجابت دعای چنین بندگان مخلصی می‌باشد تکیه می‌نماید.

نتیجه عبادت خالصانه و دعای عارفانه ابراهیم همانند انبیاء سابق الذکر جلب «موهبت» الهی می‌باشد که در تولد «اسحق و یعقوب» تحقق پیدا می‌کند. عجیب این که ذریه ابراهیم نیز همانند یحیی فرزند زکریا و عیسی فرزند مریم مظهر رحمت الهی (وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَاآیهٔ ۵۰) و منشاء آن چنان خیر و برکت و لطف و مرحمت بمردم می‌شوند که یاد و نام آنها تا به ابد در جایگاه بلندی در سینه نسل‌های بشری قرار می‌گیرد (و جعلنا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭاآیهٔ ۵۰). همانطور که ابراهیم اهل محبت و صداقت بود (إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّاآیهٔ ۴۱إِنَّهُۥ كَانَ بِى حَفِيًّۭاآیهٔ ۴۷) ذریه او نیز مظهر صدق و محبت می‌گردند.

معنای «حفی» مبالغه در اکرام و انعام و پی گیری مستمر از حال بنده برای لطف و رسیدگی می‌باشد، وقتی حضرت ابراهیم می‌گوید خداوند به من مهربان است (ان ربی کان بی حفیاً) اشاره به این حقیقت است که خداوند عطا و کرم بی حساب و مستمری نسبت به او دارد.

آیه (۵۱) و وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ مُوسَىٰٓ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ مُخْلَصًۭاآیهٔ ۵۱ و کان رسولاً نبیاً. موسی (ع) (۵۲) و وَنَٰدَيْنَٰهُ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ ٱلْأَيْمَنِآیهٔ ۵۲ و قربناه نجیاً نتیجه دعا (موهبت الهی) آیه (۵۲) و وَوَهَبْنَا لَهُۥ مِن رَّحْمَتِنَآ أَخَاهُ هَٰرُونَ نَبِيًّۭاآیهٔ ۵۳

داستان موسی (ع) و بنی اسراییل بیش از هر داستان دیگری در قرآن آمده است. اما در این سوره، در رابطه با محور اصلی آن، تنها به مخلص بودن او و تقرب و نجوايش (إِنَّهُۥ كَانَ مُخْلَصًۭا وَكَانَ رَسُولًۭا نَّبِيًّۭاآیهٔ ۵۱) که نشات گرفته از «رحمن» و نتیجه «صلوّه» می‌باشد، عنایت شده است. در این مورد نیز نتیجه دعا موهبت همیاری «هارون» می‌باشد که آن را ناشی از رحمت خدا می‌نامد (وَوَهَبْنَا لَهُۥ مِن رَّحْمَتِنَآآیهٔ ۵۳).


  1. در این سری آیات ابراهیم ۴ بار پدرش را با کلام یا ابت (ای پدر من، و پدرجان) مخاطب می‌سازد در حالی که او با تلخی و تندی ابراهیم را بجرم اینکه بسوی خدايش دعوت کرده بود، تهدید کرده و از خود رانده بود (قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْآیهٔ ۴۶ الهتی یا ابراهیم لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ ۖ وَٱهْجُرْنِى مَلِيًّۭاآیهٔ ۴۶).

اسمعیل (ع) { و وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِسْمَٰعِيلَ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلْوَعْدِآیهٔ ۵۴ و كان رسولاً نبیاً و كان يَأْمُرُ أَهْلَهُۥ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِآیهٔ ۵۵ و وَكَانَ عِندَ رَبِّهِۦ مَرْضِيًّۭاآیهٔ ۵۵.

در مورد این پیامبر با این که به دو آیه اکتفا شده، اما از همین مختصر هم می‌توان نكاتی در رابطه با محور اساسی سوره که همان «رحمن»، و «صلوة» می‌باشد پیدا کرد. صادق بودن او مانند ابراهیم خلیل است (إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّۭاآیهٔ ۵۶) و مرضی بودن او (كان عند ربه مرضیـا) همانند یحیی (واجعله رب رضیـا). و نیز توصیه ای که به اهل و خانواده اش می‌کند، مشخصاً «صلوة و زکوة» می‌باشد که عامل اساسی پیوند انسان با خدا و تزکیه و رشد او می‌باشد. موضوع زکوة در آیات قبل نیز در شان یحیی (ع) و عیسی (ع) آمده است. ادریس (ع) : و وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِدْرِيسَآیهٔ ۵۶ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّاآیهٔ ۴۱ وَرَفَعْنَٰهُ مَكَانًا عَلِيًّاآیهٔ ۵۷.

در مورد ادریس فقط دو آیه فوق در سوره مریم آمده است که از این اشاره کوتاه نمی‌توان به راحتی نکته ای در رابطه با محور سوره تشخیص داد، گرچه جمله «إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّاآیهٔ ۴۱» عینا در مورد حضرت ابراهیم هم به کار رفته است، ولی این انطباق کافی نیست. در مورد این پیامبر در سوره انبیاء هم اشاره ای شده که ظاهر آن آیه نیز نمی‌تواند در این مورد کمکی بنماید (وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ كُلٌّۭ مِّنَ ٱلصَّٰبِرِينَسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۸۵. و وَأَدْخَلْنَٰهُمْ فِى رَحْمَتِنَآ ۖ إِنَّهُم مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۸۶). از مجموع دو سوره می‌توان دریافت که ادریس صادق و صابر و صالح بوده است و به این دلیل خداوند او را در رحمت خود داخل نموده و به مكان بلندی رفعتش داده است (وَرَفَعْنَٰهُ مَكَانًا عَلِيًّاآیهٔ ۵۷).

با وجود این که از اشارات فوق نمی‌توان نکته ای در رابطه با «صلوة» و دعا و مناجات و ... که سیاق اصلی سوره می‌باشد، پیدا کرد، اما از دو آیه بعد که جنبه نتیجه گیری و جمع بندی این سری آیات مربوط به انبیاء را دارد می‌توان هماهنگی اخلاقي ادریس (ع) را با سایر انبیاء توصیف شده در سوره دریافت نمود. (...إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُ ٱلرَّحْمَٰنِ خَرُّوا۟ سُجَّدًۭا وَبُكِيًّۭاآیهٔ ۵۸). در اینجا به زمین سجده افتادن و گریستن پس از تلاوت آیات «رحمن» مشخصه عمومی انبیایی معرفی شده که در این سوره به پیامبر (ص) فرمان داده شده از آنها در کتاب یاد کند (و اذکر فی الكتاب...).

*

اکنون اگر خواسته باشیم در چارچوب مفهوم وسیع «صلوة»، کلماتی را که در مورد انبیاء توصیف شده، به کار رفته است در کنار هم قرار دهیم و نظام و سیستم واحدی را

  1. تعداد این انبیاء بجز حضرت مریم ۱۰ نفر می‌باشد (زکریا، یحیی، مریم، عیسی، ابراهیم، اسحق، یعقوب، موسی، هارون، اسمعیل، ادریس) علی نبینا و علیهم السلام

تصور نماييم كه ارتباط كلمه مركزى صلوة را با اعمالى كه از آن ناشى می‌شود، دريافت نماييم می‌توانيم شكل زير را ترسيم نماييم. همه اين اعمال بازتاب رحمت پروردگار "رحمن" در وجود انبياء است، آنها از طريق "صلوة" كه نقطه مركزى اعمال ذكر شده است، حق بندگانى خود را در برابر "رحمن" بجاى آورند و به رشد رسيدند.

شکل (نظم قرآن)

کلمات کلیدی

در این سوره مانند سوره‌های دیگر برخی از کلمات کاربرد بیشتری پیدا کرده‌اند که توجه به این امر می‌تواند تمرکز و عنايت سوره را نسبت به موضوعات موردنظر نشان دهد. در این جا به عنوان نمونه چند موضوع مطرح شده است که رابطه موارد مختلف کاربرد یک کلمه را در کل سوره نشان دهد. برای این امر آیات موردنظر را زیرهم می‌نویسیم و به ارتباط فيما بين دقت می‌نماييم. اين آيات معمولاً يكديگر را تفسير می‌كنند و ابهام و اشكال را رفع می‌نمايند. اولين كلمه اى كه انتخاب می‌كنيم "رحمن" است.

قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّۭاآیهٔ ۱۸ فَقُولِىٓ إِنِّى نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًۭا فَلَنْ أُكَلِّمَ ٱلْيَوْمَ إِنسِيًّۭاآیهٔ ۲۶ : (۲۴) يا ابت لا تعبد الشيطان إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ كَانَ لِلرَّحْمَٰنِ عَصِيًّۭاآیهٔ ۴۴ يَٰٓأَبَتِ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌۭ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِآیهٔ ۴۵ : (۲۵) .. اذا تتلی عليهم آيات الرحمن خروا سجدا و بکيّاً جَنَّٰتِ عَدْنٍ ٱلَّتِى وَعَدَ ٱلرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُۥ بِٱلْغَيْبِآیهٔ ۶۱ ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحْمَٰنِ عِتِيًّۭاآیهٔ ۶۹ مَن كَانَ فِى ٱلضَّلَٰلَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ ٱلرَّحْمَٰنُ مَدًّاآیهٔ ۷۵ أَطَّلَعَ ٱلْغَيْبَ أَمِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحْمَٰنِ عَهْدًۭاآیهٔ ۷۸ يَوْمَ نَحْشُرُ ٱلْمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحْمَٰنِ وَفْدًۭاآیهٔ ۸۵

به طور کلی

به طور کلی

لَّا يَمْلِكُونَ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَنِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحْمَٰنِ عَهْدًۭاآیهٔ ۸۷ (۸۸) و قالوا اتخذ الرحمن ولدا أَن دَعَوْا۟ لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدًۭاآیهٔ ۹۱ وَمَا يَنۢبَغِى لِلرَّحْمَٰنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًاآیهٔ ۹۲ إِن كُلُّ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ إِلَّآ ءَاتِى ٱلرَّحْمَٰنِ عَبْدًۭاآیهٔ ۹۳ إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحْمَٰنُ وُدًّۭاآیهٔ ۹۶

اعراب جاهلت «الله» را قبول داشتند و او را خالق خود و همه هستی می‌شناختند، اما معتقد بودند «الله» فقط خالق است و رابطه ای با انسانها ندارد. و چون دور از تصور و دسترس انسانها است، باید متوسل به شفیعانی مثل: بت ها، ملائک، جن ها و افرادی از بشر شد که خداوند ولايت يا تدبير اموری از جهان را به آنها سپرده است. به اين ترتيب مشركين بجای اين که با خدای «رحمن» از طريق «صلوة» رابطه برقرار کنند، با انكار رحمن ۱ دل به بت ها يا واسطه‌هایی می‌بستند و برای آنها نذر و نیاز و قربانی و عبادت می‌کردند. در اين سوره نشان می‌دهد که خداوند «رحمن» است. یعنی پس از خلقت او را رها نکرده دائما سايه رحمتش را بر او گسترده است. انسان نيز برخلاف تصور مشركين مجبور نیست واسطه‌ها را عبادت کند، بلکه مستقيما از طريق دعا و عبادت و استغفار و مناجات و توبه و ... می‌تواند به خدا نزدیک شود.

(۶) آیه (۲) ذکر رحمت ریک عبده زکریا (زکریا) (۳۰) قَالَ إِنِّى عَبْدُ ٱللَّهِآیهٔ ۳۰ اتینی الكتاب ... (عیسی) (۳۶) وان الله ربی و ربکم فاعبدوه (از زبان حضرت محمد (ص)) (۴۲) اذ قال لابیه یا ابت لم تعبد مالا یسمع و ... (۴۴) یا ابت لا تعبد الشيطان ... فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِآیهٔ ۴۹ جَنَّٰتِ عَدْنٍ ٱلَّتِى وَعَدَ ٱلرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُۥ بِٱلْغَيْبِآیهٔ ۶۱ تِلْكَ ٱلْجَنَّةُ ٱلَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّۭاآیهٔ ۶۳ (۶۵) رب السموات والارض و ما بينهما فاعبده و اصطبر لعبادته ... (۸۲) کلا سیکفرون بعبادتهم وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّاآیهٔ ۸۲

  1. برخی از آیات قرآن صریحا نشان می‌دهد مشركين با اين که به «الله» معتقد بودند، رحمن را انكار می‌کردند. از

جمله: انبياء ۳۶ (و هم بذ کر الرحمن کافرون)، رعد ۳۰ (و هم یکفرون بالرحمن) فرقان ۶۰ (و اذا قِيلَ لَهُمُ ٱسْجُدُوا۟ لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا۟سورهٔ فرقان، آیهٔ ۶۰ و ما الرحمن)، اسراء ۱۱۰ (قُلِ ٱدْعُوا۟ ٱللَّهَ أَوِ ٱدْعُوا۟ ٱلرَّحْمَٰنَسورهٔ اسراء، آیهٔ ۱۱۰)، زخرف ۳۳ (لجعلنا لمن يكفر

نداء

آیه (۳) إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيًّۭاآیهٔ ۳ (زکریا) (۲۴) فَنَادَىٰهَا مِن تَحْتِهَآ أَلَّا تَحْزَنِىآیهٔ ۲۴... (۵۲) و نادیناه من جانب الطور الا یمن و قربناه نجیّا (موسی)

دعا

آیه (۴) ... وَلَمْ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيًّۭاآیهٔ ۴ (از زبان زکریا) (۴۸) ... و وَأَدْعُوا۟ رَبِّى عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّى شَقِيًّۭاآیهٔ ۴۸ (از زبان زکریا) (۹۱) أَن دَعَوْا۟ لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدًۭاآیهٔ ۹۱

مريم · آیه ۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قَالَ رَبِّ إِنِّى وَهَنَ ٱلْعَظْمُ مِنِّى وَٱشْتَعَلَ ٱلرَّأْسُ شَيْبًۭا وَلَمْ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيًّۭا

گفت: «پروردگارا، من استخوانم سست گرديده و [موى‌] سرم از پيرى سپيد گشته، و -اى پروردگار من- هرگز در دعاى تو نااميد نبوده‌ام.»

مسئله «عبادت» از عمده ترین موضوعات مطرح شده در سوره می‌باشد که رابطه مستقیم با کلمات «رحمن» و صلوة دارد. معنای لغوی این کلمه، تسلیم شدن و هموار کردن موانع و مقاومت‌های نفس است، همانطور که برای عبور اتومبیل جاده تسطیح می‌شود تا اصطکاک و مقاومت با صاف کردن دست اندازها و پستی و بلندی‌ها بحداقل برسد، و این کار را «عَبْدُ الطَّرِيق» می‌گویند، عبادت انسان هموار کردن موانع نفسانی و مخالفت‌هایی است که در برابر فرامین الهی سر می‌زند. عبادت گرچه در قالب اوراد و حرکاتی مثل نماز، دعا، مناجات، تسبیح و ... انجام می‌شود، ولی در واقع از احساس و ادراکی ناشی می‌شود که انسان خود را جزیی از عالم بیکران می‌بیند و می‌خواهد با گردن نهادن به فرامین الهی و تسلیم شدن در برابر مشیت و تقدیر پروردگار حکیم، با بقیه مخلوقات هماهنگ شود و همه منیت‌های مستکبرانه خود را، که موانع پذیرش فرامین الهی هستند زیر پا نهند.

در ابتدای سوره، زکریا را به عنوان عبد معرفی می‌نماید (ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُۥ زَكَرِيَّآآیهٔ ۲) و اولین کلام عیسی بن مریم را (علیرغم ادعای مسیحیان) عبد خدا بودن نقل می‌کند (قَالَ إِنِّى عَبْدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِىَ ٱلْكِتَٰبَآیهٔ ۳۰...). وقتی از ابراهیم یاد می‌کند انتقادهای او را به پدرش به خاطر عبارات بت ها و شیطان و کناره گیری اش را از معبودهای آنها مطرح می‌سازد و در جابجای سوره عبادت رب العالمین را که پروردگار همه مردم و آسمانها و زمین است، فرمان می‌دهد. و بالاخره در نشته پس از مرگ، از وعده‌هایی که خداوند در بهشت برای عباد خود مهیا ساخته و انکار مشرکین را نسبت به معبودهای دوران حیات یاد می‌کند و سرانجام در اواخر سوره (آیه ۹۳) تاکید می‌نماید که همه موجودات عالم به عبودیت خداوند روی می‌آورند (إِن كُلُّ مَن فِىآیهٔ ۹۳ السموات والارض الا اتی الرحمن عبد).

از جمله موضوعات مهم در این سوره، تقوی می‌باشد که جمعاً شش بار به آن توجه شده است:

آیه (۱۳) وَحَنَانًۭا مِّن لَّدُنَّاآیهٔ ۱۳ و زکوه و کان تقیا قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّۭاآیهٔ ۱۸ تِلْكَ ٱلْجَنَّةُ ٱلَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّۭاآیهٔ ۶۳ (۷۲) ثُمَّ نُنَجِّى ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوا۟آیهٔ ۷۲ و نذر الظالمین فیها جثیا يَوْمَ نَحْشُرُ ٱلْمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحْمَٰنِ وَفْدًۭاآیهٔ ۸۵ (۹۷) فانما پسرناه بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ ٱلْمُتَّقِينَآیهٔ ۹۷ و تنذر به قوما لداً

آیه اول در شان حضرت یحیی (ع) است و آیه دوم از زبان حضرت مریم، سه آیه بعد بهشت ابدی، نجات از آتش و به مهمانی خدا در آمدن در روز حشر را اختصاص به متقین می‌دهد و بالاخره در آخرین آیه آسان کردن قرآن را بزبان پیامبر اکرم (ص) برای بشارت به متقین می‌شمرد. (دو آیه آخر جمع بندی سوره محسوب می‌شود).

امر و قضای الهی - در این سوره چهار بار به موضوع «قضای امر» اشاره شده که بسیار قابل توجه و ملاحظه می‌باشد. آیه ۳۵ (سبحانه إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۴۷) - آیه ۳۹ (وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ ٱلْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ ٱلْأَمْرُآیهٔ ۳۹) - آیه ۲۱ (و کان امراً مقضیاً) - آیه (۷۱) وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَاآیهٔ ۷۱ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًۭا مَّقْضِيًّۭاآیهٔ ۷۱.

مريم · آیه ۳۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍۢ ۖ سُبْحَٰنَهُۥٓ ۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ

خدا را نسزد كه فرزندى برگيرد. منزّه است او؛ چون كارى را اراده كند، همين قدر به آن مى‌گويد: «موجود شو»، پس بى‌درنگ موجود مى‌شود.

مريم · آیه ۳۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ ٱلْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ ٱلْأَمْرُ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍۢ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

و آنان را از روز حسرت بيم ده، آنگاه كه داورى انجام گيرد، و حال آنكه آنها [اكنون‌] در غفلتند و سر ايمان آوردن ندارند.

مريم · آیه ۲۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنٌۭ ۖ وَلِنَجْعَلَهُۥٓ ءَايَةًۭ لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةًۭ مِّنَّا ۚ وَكَانَ أَمْرًۭا مَّقْضِيًّۭا

گفت: « [فرمان‌] چنين است، پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‌اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم، و [اين‌] دستورى قطعى بود.»

سال نزول

آیات سوره مریم در سالهای میانی دوران بعثت در مکه نازل شده است. مطابق محاسبات کتاب سیر تحول قرآن، آیات ابتدای سوره تا آیه ۷۵ (به استثنای ۷ آیه ۳۴ تا ۴۰ که مثل جمله معترضه ای آهنگ متفاوتی دارد) مربوط به سال هفتم بعثت است (۳/۴ سوره) و ربع باقیمانده (آیات ۷۶ تا ۹۸) که به موضوع تنذیر آخرت در برابر شرک تعلق دارد مربوط به سال چهارم بعثت می‌باشد. در مورد این سوره نیز همانند سایر سوره‌ها، ترتیب نزول ملاک تدوین نبوده بلکه آیات موخر مقدم آمده است.

آهنگ آیات

تمامی ۹۸ آیه این سوره به استثنای ۷ آیه آن (۳۴ تا ۴۰) با حرف «الف» تدوین دار ختم می‌شوند. ۷ آیه استثنا که مانند جمله معترضه ای بین داستان عیسی بن مریم و حضرت ابراهیم (ع) قرار گرفته، دقیقاً نتیجه گیری و مقصود از ولادت حضرت عیسی (ع) را بیان می‌کند و به نظر می‌رسد به همین دلیل برای جلب توجه بیشتر آهنگش تغییر یافته است، گرچه مطابق محاسبات جدول کتاب سیر تحول قرآن، این سری آیات یک سال بعد از آنلاین قرار گذاشت.

مقایسه با سوره کهف

دو سوره کهف و مريم که بدنبال هم قرار گرفته‌اند، از جهات عدیده‌ای با یکدیگر مشابهت دارند که ذیل به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم:

۱- عبادت - در هر دو سوره موضوع عبادت از محورهای اساسی می‌باشد، اما هر کدام از زاویه بخصوصی به این مسئله پرداخته‌اند. مشتقات این کلمه در سوره کهف ۶ بار و در سوره مريم ۱۲ بار بکار رفته است که بخصوص در دومی رقم بسیار بالایی است. آغاز هر دو سوره اشاره‌ای به عبد دارد، در سوره کهف محمد (ص) را به صفت عبد خدا یاد می‌کند (ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ ٱلْكِتَٰبَسورهٔ کهف، آیهٔ ۱) و در سوره مريم زکريا (ع) را (ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُۥ زَكَرِيَّآآیهٔ ۲) - در هر دو سوره عبودیت غیر خدا مذمت شده است.

۲- رب - در هر دو سوره «ربویت» خداوند بیش از «الوهیت» او مورد توجه قرار گرفته است. به طوری که تعداد نام رب (به صورت مضاف) در سوره کهف و مريم ۳۷ و ۲۳ می‌باشد. در حالی که تعداد نام «الله» ۲۰ و ۸ است که در مجموع کمتر از نصف می‌باشد، همان طور که گفته شد، مشرکین به الله اعتقاد داشتند، اما ربویت او را که به تدبير دائمی حيات انسان و جهان ارتباط پیدا می‌کند قبول نداشتند. از آنجایی که مسئله توحید و قیامت (که در سوره کهف مورد بحث قرار گرفته) و رحمانیت و صلوة (که در سوره مريم موضوع اساسی را تشکیل می‌دهد) در چارچوب ربویت خداوند قرار دارد به این دلیل این سوره روی کلمه رب تاکید بیشتری نموده است.

۳- رحمت مخصوص - در هر دو سوره به رحمت ویژه‌ای که از جانب خداوند به بعضی بندگان برگزیده‌اش تعلق گرفته اشاره کرده است که ذیل عبارتند از:

کهف (۱۰) ربنا اتنا من لدنک رحمة فَوَجَدَا عَبْدًۭا مِّنْ عِبَادِنَآ ءَاتَيْنَٰهُ رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَاسورهٔ کهف، آیهٔ ۶۵ (۸۲) ... رحمة من ربک و ما فعلته عن امری قَالَ هَٰذَا رَحْمَةٌۭ مِّن رَّبِّىسورهٔ کهف، آیهٔ ۹۸

مريم ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُۥ زَكَرِيَّآآیهٔ ۲ (۱۳) وَحَنَانًۭا مِّن لَّدُنَّاآیهٔ ۱۳ و زکوة و کان تقیاً (۲۱) ولنجعله آیه للناس و رحمة منا

در ضمن کلمات «لدن» و «عند» در هر دو سوره آمده است: کهف: ربنا اتنا من لدنک رحمه - علمناه من لدنا علما - بَأْسًۭا شَدِيدًۭا مِّن لَّدُنْهُسورهٔ کهف، آیهٔ ۲، والباقيات الصالحات عند ربك

مریم: وهب لی من لدنک رحمه - حنانا من لدنه - کان عند ربه مرضيا - أَمِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحْمَٰنِ عَهْدًۭاآیهٔ ۷۸ - عند ربك

۴- ذکر - مشتقات ذکر در سوره کهف ۶ بار (آیات ۲ - ۵ - ۱۶ - ۴۱ - ۵۱ - ۵۴) و در سوره مریم ۷ بار (آیات ۲۴ - ۲۸ - ۵۷ - ۶۳ - ۷۰ - ۸۳ - ۱۰۱) آمده است که در هر دو مورد قابل توجه می‌باشد.

۵- جعل - این کلمه در سوره کهف ۱۵ بار و در سوره مریم ۸ بار تکرار شده است که قابل ملاحظه و بررسی می‌باشد. جعل الهی معنای خاصی دارد که باید توجه داشت.

۶- با قیات الصالحات نیمه دوم آیات ۴۶ سوره کهف و ۷۶ سوره مریم به ترتیب ذیل مشابه هستند: ٱلْمَالُ وَٱلْبَنُونَ زِينَةُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَٱلْبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًۭاسورهٔ کهف، آیهٔ ۴۶ و خير املا و وَيَزِيدُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱهْتَدَوْا۟ هُدًۭى ۗ وَٱلْبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًۭاآیهٔ ۷۶ و خير مردا. بخش دوم هر دو آیه تقریبا با هم انطباق دارند. اما بخش اول آنها به تناسب سوره تغییر کرده است، در سوره کهف به دلیل آنکه دلبستگی به زینت دنیا مذمت شده صحبت از مال و بنون رفته ولی در سوره مریم که بحث از رحمن و صلوة است، هدایت پذیری (اهتداء) موردنظر قرار گرفته است. درضمن جمله باقيات الصالحات منحصراً در این دو سوره به کار رفته است.

۷- اعتزال - کنار گیری از معتقدات و فرهنگ منحط وجاهلی، قدم نخست برای حرکت بسوی خدا محسوب می‌شود. در سوره کهف از کنار گیری جوانان آگاه و مومن یاد می‌کند (واذاعت زلتموهم و ما يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِسورهٔ فرقان، آیهٔ ۱۷ فاووا الى الكهف) و در سوره مریم از کنار گیری حضرت مریم (ع) (إِذِ ٱنتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًۭا شَرْقِيًّۭاآیهٔ ۱۶) و کنار گیری حضرت ابراهیم (ع) (واعتزلكم و وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَأَدْعُوا۟ رَبِّىآیهٔ ۴۸ ... فلما ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِآیهٔ ۴۹

ارتباط سوره‌های مريم و طه (۲۰ و ۱۹)

۱- آيه ماقبل آخر سوره مريم آسان کردن قرآن را بزبان پيامبر اکرم، برای بشارت متفقین و انذار مردم معاند و لجباز می‌شمارد و اولین آيه سوره طه نیز نازل کردن قرآن را بر آن حضرت، نه برای به رنج افتادن، که برای بیدار کردن مردم خدا ترس بیان می‌کند. بنابراین موضوع نقش قرآن برای بشارت و انذار و یادآوری، محور متصل کننده مباحث دو سوره می‌تواند محسوب گردد، وقتی رسالت پيامبر بشارت و انذار و تذکر باشد، دیگر تکلف و برنج افتادن برای هدایت آنها ضرورتی ندارد.

مريم (۹۷) فانمايسرناه بلسانک لتبشر به المتفقین و تنذر به قوماً لداً. طه (۲) مَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْقُرْءَانَ لِتَشْقَىٰٓسورهٔ طه، آیهٔ ۲ - إِلَّا تَذْكِرَةًۭ لِّمَن يَخْشَىٰسورهٔ طه، آیهٔ ۳.

۲- آخرین آيه سوره مريم هشداری است به منکرین رسالت پيامبر با یادآوری اقوام گمراهی که بهلاکت رسيده و کوچکترین اثر و صدائی از آنان دیده و شنیده نمی‌شود. این اشارو اجمالی و سربسته را در سوره طه با شرح مفصل داستان حضرت موسی و رسالتش برای رفتن نزد فرعون و نجات بنی اسراييل تعقیب می‌نماييم و مهم ترین مورد و مصداق هلاکت اقوام منحرف را در قوم فرعون می‌ياييم، به این ترتیب بطور کاملاً طبیعی و قابل انتظار، داستان موسی و فرعون بدنبال سوره مريم آمده است.

۳- نام «رحمن» مشخصه اصلی سوره مريم است که ۱۶ بار در آن تکرار گردیده است (نزدیک به یک سوم کاربرد این نام در کل قرآن) به طوریکه در ۱۴ آيه انتهایی این سوره ۷ بار بطور کاملا چشمگیری رحمانیت عام خداوند را مطرح کرده است، در سوره طه نیز، در همان ابتدا، تنزیل قرآن را از جانب آفريننده زمین و آسمان‌های بلند، بدلیل رحمن بودن خالق که اداره جهان هستی به يد قدرت او است توجیه می‌نماید:

تَنزِيلًۭا مِّمَّنْ خَلَقَ ٱلْأَرْضَ وَٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلْعُلَىسورهٔ طه، آیهٔ ۴ - ٱلرَّحْمَٰنُ عَلَى ٱلْعَرْشِ ٱسْتَوَىٰسورهٔ طه، آیهٔ ۵

نام رحمن در سوره طه نیز ۴ بار تکرار شده است که پس از سوره‌های مريم (۱۶ بار) و زخرف (۷ بار) بیش از بقیه سوره‌ها می‌باشد (البته مساوی سوره‌های ۲۰ - ۲۱ - ۳۶ - ۶۷)، به این ترتیب می‌توان گفت موضوع رحمانیت عام خداوند از وجوه مشترک و متصل کننده دو سوره می‌باشد که در سوره مريم تجلی این رحمانیت را در عنايتي که به انبياء سلف شده (حضرت عيسى، زكريا، يحيى، مريم و ...) مشاهده


  1. در کل قرآن نام رحمن ۵۷ بار تکرار شده است و تنها در سوره مريم است که مرتباً آثار پر برکت این نام جلوه می‌کند و بر آن بطور متمرکزی تاکید می‌شود.

می‌نماییم و در سوره طه در پیامبر اسلام و حضرت موسی.

۴- در اواخر سوره مریم از عبودیت و فرمانبری مطلق تمامی موجودات آسمانها و زمین از خداوند «رحمن» یاد می‌کند (آیه ۹۳) و در سوره طه (آیات ۴ و ۶) از آفرینش زمین و آسمان‌های بلند برافراشته و تعلق کامل آنها و آنچه بین آنها و زیر زمین است به خداوند رحمن. بنابراین موضوع «سموات والارض» نیز از مسائل ربط دهنده میان دو سوره می‌باشد.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۱۱ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 11 connected thematic groups.

۱آغاز سورهآیهٔ ۱

كٓهيعٓصٓ

كاف، ها، يا، عين، صاد.

۲زکریا و یحیی: دعا، رحمت و موهبتآیات ۲–۱۵

ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُۥ زَكَرِيَّآ

[اين‌] يادى از رحمت پروردگار تو [در باره‌] بنده‌اش زكرياست.

إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيًّۭا

آنگاه كه [زكريا] پروردگارش را آهسته ندا كرد.

قَالَ رَبِّ إِنِّى وَهَنَ ٱلْعَظْمُ مِنِّى وَٱشْتَعَلَ ٱلرَّأْسُ شَيْبًۭا وَلَمْ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيًّۭا

گفت: «پروردگارا، من استخوانم سست گرديده و [موى‌] سرم از پيرى سپيد گشته، و -اى پروردگار من- هرگز در دعاى تو نااميد نبوده‌ام.»

وَإِنِّى خِفْتُ ٱلْمَوَٰلِىَ مِن وَرَآءِى وَكَانَتِ ٱمْرَأَتِى عَاقِرًۭا فَهَبْ لِى مِن لَّدُنكَ وَلِيًّۭا

و من پس از خويشتن از بستگانم بيمناكم و زنم نازاست، پس از جانب خود ولىّ [و جانشينى‌] به من ببخش،

يَرِثُنِى وَيَرِثُ مِنْ ءَالِ يَعْقُوبَ ۖ وَٱجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّۭا

كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب [نيز] ارث برد، و او را -اى پروردگار من- پسنديده گردان.

يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭا

اى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مى‌دهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار نداده‌ايم.

قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى غُلَٰمٌۭ وَكَانَتِ ٱمْرَأَتِى عَاقِرًۭا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ ٱلْكِبَرِ عِتِيًّۭا

گفت: «پروردگارا، چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنكه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شده‌ام؟»

قَالَ كَذَٰلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنٌۭ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْـًۭٔا

[فرشته‌] گفت: «[فرمان‌] چنين است. پروردگار تو گفته كه اين [كار] بر من آسان است، و تو را در حالى كه چيزى نبودى قبلاً آفريده‌ام.»

قَالَ رَبِّ ٱجْعَل لِّىٓ ءَايَةًۭ ۚ قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَ لَيَالٍۢ سَوِيًّۭا

گفت: «پروردگارا، نشانه‌اى براى من قرار ده» فرمود: «نشانه تو اين است كه سه شبانه [روز] با اينكه سالمى با مردم سخن نمى‌گويى.»

فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ مِنَ ٱلْمِحْرَابِ فَأَوْحَىٰٓ إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا۟ بُكْرَةًۭ وَعَشِيًّۭا

پس، از محراب بر قوم خويش درآمد و ايشان را آگاه گردانيد كه روز و شب به نيايش بپردازيد.

يَٰيَحْيَىٰ خُذِ ٱلْكِتَٰبَ بِقُوَّةٍۢ ۖ وَءَاتَيْنَٰهُ ٱلْحُكْمَ صَبِيًّۭا

اى يحيى، كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير، و از كودكى به او نبوّت داديم.

وَحَنَانًۭا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةًۭ ۖ وَكَانَ تَقِيًّۭا

و [نيز] از جانب خود، مهربانى و پاكى [به او داديم‌] و تقواپيشه بود.

وَبَرًّۢا بِوَٰلِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّۭا

و با پدر و مادر خود نيك‌رفتار بود و زورگويى نافرمان نبود.

وَسَلَٰمٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّۭا

و درود بر او، روزى كه زاده شد و روزى كه مى‌ميرد و روزى كه زنده برانگيخته مى‌شود.

۳مریم و عیسی: عزلت، تزکیه و موهبتآیات ۱۶–۳۳

وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ مَرْيَمَ إِذِ ٱنتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًۭا شَرْقِيًّۭا

و در اين كتاب از مريم ياد كن، آنگاه كه از كسان خود، در مكانى شرقى به كنارى شتافت.

فَٱتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًۭا فَأَرْسَلْنَآ إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًۭا سَوِيًّۭا

و در برابر آنان پرده‌اى بر خود گرفت. پس روح خود را به سوى او فرستاديم تا به [شكل‌] بشرى خوش‌اندام بر او نمايان شد.

قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّۭا

[مريم‌] گفت: «اگر پرهيزگارى، من از تو به خداى رحمان پناه مى‌برم.»

قَالَ إِنَّمَآ أَنَا۠ رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَٰمًۭا زَكِيًّۭا

گفت: «من فقط فرستاده پروردگار توام، براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم.»

قَالَتْ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى غُلَٰمٌۭ وَلَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌۭ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّۭا

گفت: «چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده‌ام؟»

قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنٌۭ ۖ وَلِنَجْعَلَهُۥٓ ءَايَةًۭ لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةًۭ مِّنَّا ۚ وَكَانَ أَمْرًۭا مَّقْضِيًّۭا

گفت: « [فرمان‌] چنين است، پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‌اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم، و [اين‌] دستورى قطعى بود.»

۞ فَحَمَلَتْهُ فَٱنتَبَذَتْ بِهِۦ مَكَانًۭا قَصِيًّۭا

پس [مريم‌] به او [=عيسى‌] آبستن شد و با او به مكان دورافتاده‌اى پناه جست.

فَأَجَآءَهَا ٱلْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ ٱلنَّخْلَةِ قَالَتْ يَٰلَيْتَنِى مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنتُ نَسْيًۭا مَّنسِيًّۭا

تا درد زايمان، او را به سوى تنه درخت خرمايى كشانيد. گفت: «اى كاش، پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش‌شده بودم.»

فَنَادَىٰهَا مِن تَحْتِهَآ أَلَّا تَحْزَنِى قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّۭا

پس، از زيرِ [پاى‌] او [فرشته‌] وى را ندا داد كه: غم مدار، پروردگارت زير [پاى‌] تو چشمه آبى پديد آورده است.

وَهُزِّىٓ إِلَيْكِ بِجِذْعِ ٱلنَّخْلَةِ تُسَٰقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًۭا جَنِيًّۭا

و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان، بر تو خرماى تازه مى‌ريزد.

فَكُلِى وَٱشْرَبِى وَقَرِّى عَيْنًۭا ۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ ٱلْبَشَرِ أَحَدًۭا فَقُولِىٓ إِنِّى نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًۭا فَلَنْ أُكَلِّمَ ٱلْيَوْمَ إِنسِيًّۭا

و بخور و بنوش و ديده روشن دار. پس اگر كسى از آدميان را ديدى، بگوى: «من براى [خداى‌] رحمان روزه نذر كرده‌ام، و امروز مطلقاً با انسانى سخن نخواهم گفت.»

فَأَتَتْ بِهِۦ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُۥ ۖ قَالُوا۟ يَٰمَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْـًۭٔا فَرِيًّۭا

پس [مريم‌] در حالى كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد. گفتند: «اى مريم، به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شده‌اى.»

يَٰٓأُخْتَ هَٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمْرَأَ سَوْءٍۢ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّۭا

اى خواهر هارون، پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود.

فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ ۖ قَالُوا۟ كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِى ٱلْمَهْدِ صَبِيًّۭا

[مريم‌] به سوى [عيسى‌] اشاره كرد. گفتند: «چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك است سخن بگوييم؟»

قَالَ إِنِّى عَبْدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِىَ ٱلْكِتَٰبَ وَجَعَلَنِى نَبِيًّۭا

[كودك‌] گفت: «منم بنده خدا، به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است،

وَجَعَلَنِى مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَٰنِى بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمْتُ حَيًّۭا

و هر جا كه باشم مرا با بركت ساخته، و تا زنده‌ام به نماز و زكات سفارش كرده است،

وَبَرًّۢا بِوَٰلِدَتِى وَلَمْ يَجْعَلْنِى جَبَّارًۭا شَقِيًّۭا

و مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است،

وَٱلسَّلَٰمُ عَلَىَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّۭا

و درود بر من، روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‌ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‌شوم.»

۴نتیجه‌گیری دربارهٔ ولادت عیسی و روز حسرتآیات ۳۴–۴۰

ذَٰلِكَ عِيسَى ٱبْنُ مَرْيَمَ ۚ قَوْلَ ٱلْحَقِّ ٱلَّذِى فِيهِ يَمْتَرُونَ

اين است [ماجراى‌] عيسى پسر مريم، [همان‌] گفتار درستى كه در آن شك مى‌كنند.

مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍۢ ۖ سُبْحَٰنَهُۥٓ ۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ

خدا را نسزد كه فرزندى برگيرد. منزّه است او؛ چون كارى را اراده كند، همين قدر به آن مى‌گويد: «موجود شو»، پس بى‌درنگ موجود مى‌شود.

وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ ۚ هَٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ

و در حقيقت، خداست كه پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستيد. اين است راه راست.

فَٱخْتَلَفَ ٱلْأَحْزَابُ مِنۢ بَيْنِهِمْ ۖ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ

اما دسته‌ها[ى گوناگون‌] از ميان آنها به اختلاف پرداختند، پس واى بر كسانى كه كافر شدند از مشاهده روزى دهشتناك.

أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا ۖ لَٰكِنِ ٱلظَّٰلِمُونَ ٱلْيَوْمَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢ

چه شنوا و بينايند روزى كه به سوى ما مى‌آيند، ولى ستمگران امروز در گمراهى آشكارند.

وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ ٱلْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ ٱلْأَمْرُ وَهُمْ فِى غَفْلَةٍۢ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ

و آنان را از روز حسرت بيم ده، آنگاه كه داورى انجام گيرد، و حال آنكه آنها [اكنون‌] در غفلتند و سر ايمان آوردن ندارند.

إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ ٱلْأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ

ماييم كه زمين را با هر كه در آن است، به ميراث مى‌بريم و [همه‌] به سوى ما بازگردانيده مى‌شوند.

۵ابراهیم، اسحاق و یعقوب: عزلت، دعا و موهبتآیات ۴۱–۵۰

وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِبْرَٰهِيمَ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّا

و در اين كتاب به ياد ابراهيم پرداز، زيرا او پيامبرى بسيار راستگوى بود.

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِى عَنكَ شَيْـًۭٔا

چون به پدرش گفت: «پدر جان، چرا چيزى را كه نمى‌شنود و نمى‌بيند و از تو چيزى را دور نمى‌كند مى‌پرستى؟

يَٰٓأَبَتِ إِنِّى قَدْ جَآءَنِى مِنَ ٱلْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَٱتَّبِعْنِىٓ أَهْدِكَ صِرَٰطًۭا سَوِيًّۭا

اى پدر، به راستى مرا از دانش [وحى، حقايقى به دست‌] آمده كه تو را نيامده است. پس، از من پيروى كن تا تو را به راهى راست هدايت نمايم،

يَٰٓأَبَتِ لَا تَعْبُدِ ٱلشَّيْطَٰنَ ۖ إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ كَانَ لِلرَّحْمَٰنِ عَصِيًّۭا

پدر جان، شيطان را مپرست، كه شيطان [خداى‌] رحمان را عصيانگر است،

يَٰٓأَبَتِ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌۭ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَٰنِ وَلِيًّۭا

پدر جان، من مى‌ترسم از جانب [خداى‌] رحمان عذابى به تو رسد و تو يار شيطان باشى.»

قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ ءَالِهَتِى يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ ۖ وَٱهْجُرْنِى مَلِيًّۭا

گفت: «اى ابراهيم، آيا تو از خدايان من متنفّرى؟ اگر باز نايستى تو را سنگسار خواهم كرد، و [برو] براى مدّتى طولانى از من دور شو.»

قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيْكَ ۖ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّىٓ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِى حَفِيًّۭا

[ابراهيم‌] گفت: «درود بر تو باد، به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى‌خواهم، زيرا او همواره نسبت به من پر مهر بوده است،

وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَأَدْعُوا۟ رَبِّى عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّى شَقِيًّۭا

و از شما و [از] آنچه غير از خدا مى‌خوانيد كناره مى‌گيرم و پروردگارم را مى‌خوانم. اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم.»

فَلَمَّا ٱعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ ۖ وَكُلًّۭا جَعَلْنَا نَبِيًّۭا

و چون از آنها و [از] آنچه به جاى خدا مى‌پرستيدند كناره گرفت، اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و همه را پيامبر گردانيديم.

وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭا

و از رحمت خويش به آنان ارزانى داشتيم، و ذكر خيرِ بلندى برايشان قرار داديم.

۶موسی و هارون: اخلاص، ندا و موهبتآیات ۵۱–۵۳

وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ مُوسَىٰٓ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ مُخْلَصًۭا وَكَانَ رَسُولًۭا نَّبِيًّۭا

و در اين كتاب از موسى ياد كن، زيرا كه او پاكدل و فرستاده‌اى پيامبر بود.

وَنَٰدَيْنَٰهُ مِن جَانِبِ ٱلطُّورِ ٱلْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَٰهُ نَجِيًّۭا

و از جانب راست طور، او را ندا داديم، و در حالى كه با وى راز گفتيم او را به خود نزديك ساختيم.

وَوَهَبْنَا لَهُۥ مِن رَّحْمَتِنَآ أَخَاهُ هَٰرُونَ نَبِيًّۭا

و به رحمت خويش برادرش هارون پيامبر را به او بخشيديم.

۷اسماعیل: صدق وعده و سفارش به صلوة و زکوةآیات ۵۴–۵۵

وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِسْمَٰعِيلَ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًۭا نَّبِيًّۭا

و در اين كتاب از اسماعيل ياد كن، زيرا كه او درست‌وعده و فرستاده‌اى پيامبر بود.

وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُۥ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِۦ مَرْضِيًّۭا

و خاندان خود را به نماز و زكات فرمان مى‌داد و همواره نزد پروردگارش پسنديده‌[رفتار] بود.

۸ادریس: صدق، صلاح و رفعتآیات ۵۶–۵۷

وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِدْرِيسَ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّۭا

و در اين كتاب از ادريس ياد كن كه او راستگويى پيامبر بود.

وَرَفَعْنَٰهُ مَكَانًا عَلِيًّا

و [ما] او را به مقامى بلند ارتقا داديم.

۹جمع‌بندی انبیا و تقابل صلوة با شهواتآیات ۵۸–۶۳

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۦنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍۢ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْرَٰٓءِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَٱجْتَبَيْنَآ ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُ ٱلرَّحْمَٰنِ خَرُّوا۟ سُجَّدًۭا وَبُكِيًّۭا ۩

آنان كسانى از پيامبران بودند كه خداوند بر ايشان نعمت ارزانى داشت: از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح [بر كشتى‌] سوار كرديم؛ و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كسانى كه [آنان را] هدايت نموديم و برگزيديم؛ [و] هر گاه آيات [خداى‌] رحمان بر ايشان خوانده مى‌شد، سجده‌كنان و گريان به خاك مى‌افتادند.

۞ فَخَلَفَ مِنۢ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّبَعُوا۟ ٱلشَّهَوَٰتِ ۖ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا

آنگاه، پس از آنان جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساخته و از هوسها پيروى كردند، و به زودى [سزاى‌] گمراهى [خود] را خواهند ديد.

إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا فَأُو۟لَٰٓئِكَ يَدْخُلُونَ ٱلْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْـًۭٔا

مگر آنان كه توبه كرده و ايمان آورده و كار شايسته انجام دادند، كه آنان به بهشت درمى‌آيند و ستمى بر ايشان نخواهد رفت.

جَنَّٰتِ عَدْنٍ ٱلَّتِى وَعَدَ ٱلرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُۥ بِٱلْغَيْبِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ وَعْدُهُۥ مَأْتِيًّۭا

باغهاى جاودانى كه [خداى‌] رحمان به بندگانش در جهان ناپيدا وعده داده است. در حقيقت، وعده او انجام‌شدنى است.

لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَٰمًۭا ۖ وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةًۭ وَعَشِيًّۭا

در آنجا سخن بيهوده‌اى نمى‌شنوند، جز درود. و روزى‌شان صبح و شام در آنجا [آماده‌] است.

تِلْكَ ٱلْجَنَّةُ ٱلَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّۭا

اين همان بهشتى است كه به هر يك از بندگان ما كه پرهيزگار باشند به ميراث مى‌دهيم.

۱۰ربوبیت رحمن، انکار رستاخیز و مهلت گمراهانآیات ۶۴–۷۵

وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ ۖ لَهُۥ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَٰلِكَ ۚ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّۭا

و [ما فرشتگان‌] جز به فرمان پروردگارت نازل نمى‌شويم. آنچه پيش روى ما و آنچه پشت سر ما و آنچه ميان اين دو است، [همه‌] به او اختصاص دارد، و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده است.

رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَٱعْبُدْهُ وَٱصْطَبِرْ لِعِبَٰدَتِهِۦ ۚ هَلْ تَعْلَمُ لَهُۥ سَمِيًّۭا

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است. پس او را بپرست و در پرستش او شكيبا باش. آيا براى او همنامى مى‌شناسى؟

وَيَقُولُ ٱلْإِنسَٰنُ أَءِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا

و انسان مى‌گويد: «آيا وقتى بميرم، راستى زنده [از قبر] بيرون آورده مى‌شوم؟»

أَوَلَا يَذْكُرُ ٱلْإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقْنَٰهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْـًۭٔا

آيا انسان به ياد نمى‌آورد كه ما او را قبلاً آفريده‌ايم و حال آنكه چيزى نبوده است؟

فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَٱلشَّيَٰطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّۭا

پس، به پروردگارت سوگند كه آنها را با شياطين محشور خواهيم ساخت، سپس در حالى كه به زانو درآمده‌اند، آنان را گرداگرد دوزخ حاضر خواهيم كرد.

ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحْمَٰنِ عِتِيًّۭا

آنگاه از هر دسته‌اى، كسانى از آنان را كه بر [خداى‌] رحمان سركش‌تر بوده‌اند، بيرون خواهيم كشيد.

ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِٱلَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّۭا

پس از آن، به كسانى كه براى درآمدن به [جهنّم‌] سزاوارترند خود داناتريم.

وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا ۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًۭا مَّقْضِيًّۭا

و هيچ كس از شما نيست مگر [اينكه‌] در آن وارد مى‌گردد. اين [امر] همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است.

ثُمَّ نُنَجِّى ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوا۟ وَّنَذَرُ ٱلظَّٰلِمِينَ فِيهَا جِثِيًّۭا

آنگاه كسانى را كه پرهيزگار بوده‌اند مى‌رهانيم، و ستمگران را به زانو درافتاده در [دوزخ‌] رها مى‌كنيم.

وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٍۢ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَىُّ ٱلْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌۭ مَّقَامًۭا وَأَحْسَنُ نَدِيًّۭا

و چون آيات روشن ما بر آنان خوانده شود، كسانى كه كفر ورزيده‌اند به آنان كه ايمان آورده‌اند مى‌گويند: «كدام يك از [ما] دو گروه جايگاهش بهتر و محفلش آراسته‌تر است؟»

وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَٰثًۭا وَرِءْيًۭا

و چه بسيار نسلها را پيش از آنان نابود كرديم، كه اثاثى بهتر و ظاهرى فريباتر داشتند.

قُلْ مَن كَانَ فِى ٱلضَّلَٰلَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ ٱلرَّحْمَٰنُ مَدًّا ۚ حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوْا۟ مَا يُوعَدُونَ إِمَّا ٱلْعَذَابَ وَإِمَّا ٱلسَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّۭ مَّكَانًۭا وَأَضْعَفُ جُندًۭا

بگو: «هر كه در گمراهى است [خداى‌] رحمان به او تا زمانى مهلت مى‌دهد، تا وقتى آنچه به آنان وعده داده مى‌شود: يا عذاب، يا روز رستاخيز را ببينند؛ پس به زودى خواهند دانست جايگاه چه كسى بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است.»

۱۱تنذیر آخرت در برابر شرک و جمع‌بندیآیات ۷۶–۹۸

وَيَزِيدُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱهْتَدَوْا۟ هُدًۭى ۗ وَٱلْبَٰقِيَٰتُ ٱلصَّٰلِحَٰتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًۭا وَخَيْرٌۭ مَّرَدًّا

و خداوند كسانى را كه هدايت يافته‌اند بر هدايتشان مى‌افزايد، و نيكيهاى ماندگار، نزد پروردگارت از حيث پاداش بهتر و خوش‌فرجام‌تر است.

أَفَرَءَيْتَ ٱلَّذِى كَفَرَ بِـَٔايَٰتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالًۭا وَوَلَدًا

آيا ديدى آن كسى را كه به آيات ما كفر ورزيد و گفت: «قطعاً به من مال و فرزند [بسيار] داده خواهد شد»؟

أَطَّلَعَ ٱلْغَيْبَ أَمِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحْمَٰنِ عَهْدًۭا

آيا بر غيب آگاه شده يا از [خداى‌] رحمان عهدى گرفته است؟

كَلَّا ۚ سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُۥ مِنَ ٱلْعَذَابِ مَدًّۭا

نه چنين است. به زودى آنچه را مى‌گويد، مى‌نويسيم و عذاب را براى او خواهيم افزود.

وَنَرِثُهُۥ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًۭا

و آنچه را مى‌گويد، از او به ارث مى‌بريم و تنها به سوى ما خواهد آمد.

وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةًۭ لِّيَكُونُوا۟ لَهُمْ عِزًّۭا

و به جاى خدا، معبودانى اختيار كردند تا براى آنان [مايه‌] عزّت باشد.

كَلَّا ۚ سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا

نه چنين است. به زودى [آن معبودان‌] عبادت ايشان را انكار مى‌كنند و دشمن آنان مى‌گردند.

أَلَمْ تَرَ أَنَّآ أَرْسَلْنَا ٱلشَّيَٰطِينَ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّۭا

آيا ندانستى كه ما شيطانها را بر كافران گماشته‌ايم، تا آنان را [به گناهان‌] تحريك كنند؟

فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّۭا

پس بر ضد آنان شتاب مكن، كه ما [روزها] را براى آنها شماره مى‌كنيم.

يَوْمَ نَحْشُرُ ٱلْمُتَّقِينَ إِلَى ٱلرَّحْمَٰنِ وَفْدًۭا

[ياد كن‌] روزى را كه پرهيزگاران را به سوى [خداى‌] رحمان گروه گروه محشور مى‌كنيم.

وَنَسُوقُ ٱلْمُجْرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرْدًۭا

و مجرمان را با حال تشنگى به سوى دوزخ مى‌رانيم.

لَّا يَمْلِكُونَ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَنِ ٱتَّخَذَ عِندَ ٱلرَّحْمَٰنِ عَهْدًۭا

[آنان‌] اختيار شفاعت را ندارند، جز آن كس كه از جانب [خداى‌] رحمان پيمانى گرفته است.

وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱلرَّحْمَٰنُ وَلَدًۭا

و گفتند: «[خداى‌] رحمان فرزندى اختيار كرده است.»

لَّقَدْ جِئْتُمْ شَيْـًٔا إِدًّۭا

واقعاً چيز زشتى را [بر زبان‌] آورديد.

تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ ٱلْأَرْضُ وَتَخِرُّ ٱلْجِبَالُ هَدًّا

چيزى نمانده است كه آسمانها از اين [سخن‌] بشكافند و زمين چاك خورد و كوهها به شدت فرو ريزند.

أَن دَعَوْا۟ لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدًۭا

از اينكه براى [خداى‌] رحمان فرزندى قايل شدند.

وَمَا يَنۢبَغِى لِلرَّحْمَٰنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا

[خداى‌] رحمان را نسزد كه فرزندى اختيار كند.

إِن كُلُّ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ إِلَّآ ءَاتِى ٱلرَّحْمَٰنِ عَبْدًۭا

هر كه در آسمانها و زمين است جز بنده‌وار به سوى [خداى‌] رحمان نمى‌آيد.

لَّقَدْ أَحْصَىٰهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّۭا

و يقيناً آنها را به حساب آورده و به دقت شماره كرده است.

وَكُلُّهُمْ ءَاتِيهِ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فَرْدًا

و روز قيامت همه آنها تنها، به سوى او خواهند آمد.

إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحْمَٰنُ وُدًّۭا

كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، به زودى [خداى‌] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار مى‌دهد.

فَإِنَّمَا يَسَّرْنَٰهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ ٱلْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِۦ قَوْمًۭا لُّدًّۭا

در حقيقت، ما اين [قرآن‌] را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بدان نويد، و مردم ستيزه‌جو را بدان بيم دهى.

وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُم مِّنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًۢا

و چه بسيار نسلها كه پيش از آنان هلاك كرديم. آيا كسى از آنان را مى‌يابى يا صدايى از ايشان مى‌شنوى؟

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source