«نحل» (۱۶)
محتوای سوره
مشخصه اصلی و آشکار سوره نحل «نعمت»های الهی میباشد، بطوری که این سوره را علاوه بر نحل، «نعم» (جمع نعمت) هم نامیدهاند. این حقیقت را از وفور مشتقات کلمه نعمت (که ۱۲ بار در سوره بکار رفته) نیز میتوان دریافت و مصدر این کلمه (نعمة) به مراتب بیش از سایر سورههای قرآن در اینجا استعمال شده است. گرچه سوره «انعام» هم بر نعمتهای بیشمار خداوند اشاره فراوان دارد، ولی بنظر میرسد در هیچ یک از سورههای قرآن تا به این حد روی این مسئله تاکید نشده باشد.
در رابطه با «نعمت» به واژههای دیگری همچون رزق، کفر (ناسپاسی از نعمت)، شکر (بهرهبرداری از نعمت در راه خدا)، شرک (عوامل دیگری را در نعمتها مؤثر و موجد دانستن)، و ... برمیخوریم که مجموعهاین کلمات زنجیره مرتبطی را برای القای این حقیقت که خدا یکتا است و همه نعمتها از سرچشمه گرفته و بازگشت نهائی بسوی او است تشکیل میدهند.
نام این سوره (نحل) اشاره بیکی از نعمتهای خالص و شفابخش و خوشگوار میباشد که از طریق کار شبانه روزی هزاران زنبور عسل برای آدمیان فراهم شده است. همین نعمت بهتنهایی برای کسانیکه تفکر میکنند آیهای برای شناخت خالق یکتا میباشد (…إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يَتَفَكَّرُونَآیهٔ ۱۱).
در این سوره علاوه بر زنبور عسل که زندگی و تلاش مفید او آیهای برای متفکرین
۱. ۶ بار در آیات شماره ۱۸ - ۵۳ - ۷۱ - ۷۲ - ۸۳ - ۱۱۴ - بعد از سوره نحل سورههای آل عمران و مائده و ابراهیم هر کدام شامل ۳ مورد مشتقات این کلمهاند.
میباشد، به آیات مهم دیگری اشاره کرده است که هر کدام بتناسب حالت انسان، هدایتگر مردمی اهل: تفکر، تعقل، تذکر، استماع و ایمان میباشد.
در اواخر سوره (آیات ۱۲۰ تا ۱۲۳) به دنبال آیاتی که از شرک و کفر آدمیان در برابر نعمتهای الهی یاد میکنند، بطور کاملاً مشخص و ممتازی از «ابراهیم» بعنوان انسان نمونه و خالصی که یکسره فروتن برای خدا و شاکر نعمات او بود و هرگز شرک نورزید، نام میبرد و به این ترتیب الگو و اسوهای ابدی برای پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان ارائه میدهد: (إِنَّ إِبْرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةًۭ قَانِتًۭا لِّلَّهِ حَنِيفًۭا وَلَمْ يَكُ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَآیهٔ ۱۲۰. شَاكِرًۭا لِّأَنْعُمِهِ ۚ ٱجْتَبَىٰهُ وَهَدَىٰهُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢآیهٔ ۱۲۱ - وَءَاتَيْنَٰهُ فِى ٱلدُّنْيَا حَسَنَةًۭ ۖ وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْءَاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَآیهٔ ۱۲۲. ثُمَّ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ أَنِ ٱتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا ۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَآیهٔ ۱۲۳).
جالب اینکه در هر یک از سورههای قرآن که نام حضرت ابراهیم (ع) آمده است. بتناسب موضوع و محتوای سوره و سیاق آیات آن، الگوی بخصوصی از حضرت ابراهیم (ع) ارائه شده است.
نعمتهایی که در این سوره به آن اشاره شده بسیار است. اما تعدادی از آنها با قید «لکم» و عمدتاً با فعل «جعل» به نعمتهای اختصاصی انسان عنایت دارد که بصورت متمرکز در دو بخش ابتدا (از آیه ۵ تا ۱۶) و وسط سوره (آیات ۶۶ تا ۸۰) به شرح صفحه بعد آمده است:
۱. در سوره حجر ورود فرشتگان رحمت بر ابراهیم (موضوع ملائک) در برابر ماموریت عذابی که فرشتگان برای قوم لوط داشتند.
در سوره ابراهیم مردم دوستی و خیر رسانی و محبت و رحمت ابراهیم در برابر ظلم و تجاوز و دشمنی و عداوت مردم.
در سوره توبه برائت ابراهیم از مشرکین در رابطه با موضوع محوری برائت در سوره
در سوره انعام عقل و اندیشه و استدلال و برهان و حجت در زندگی ابراهیم با توجه به سیاق سوره که کاملاً جنبه ایدئولوژیک و استدلالی دارد.
در سوره نساء احسان و دوستی ابراهیم «خلیل الله» و تسلیم او به خدا در رابطه با موضوع سوره که به ارحام و نزدیکان توجه دارد.
در سوره آل عمران توحید و اخلاص ابراهیم در رابطه با موضوع سوره که به اهل کتاب و انتساب و ادعای پیروی آنها از ابراهیم مربوط است.
در سوره بقره امتحان ابتلای عظیم ابراهیم، بنای خانه و ... در رابطه با موضوع سوره که به مسائل اساسی و زیر بنائی رشد انسان توجه دارد.
۷ نعمت حاصل از چار پایان ۷ نعمت حاصل از بازان ۱۲ نعمت حاصل از شریعت ۱۳ نعمت حاصل از دوش و آسمان ۱۴ نعمت حاصل از دوش و آسمان ۱۵ نعمت حاصل از دوش و آسمان ۱۶ نعمت حاصل از دوش و آسمان ۱۷ به (۷) وَٱلْأَنْعَٰمَ خَلَقَهَا…آیهٔ ۵ ۱۸ به (۸) و (کلم) ۱۹ به (۱۰) هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ…آیهٔ ۱۰ ۲۰ به (۱۱) یبیت ۲۱ به (۱۲) وسخر ۲۲ به (۱۳) و (کلم) ۲۳ به (۱۴) وَهُوَ ٱلَّذِى سَخَّرَ ٱلْبَحْرَ…آیهٔ ۱۴ ۲۴ به (۱۵) فیهاجمال... ۲۵ و تحمل القار ۲۶ و متکلم ۲۷ به (۱۶) شکرون ۲۸ به (۱۷) شکرون ۲۹ به (۱۸) شکرون ۳۰ به (۱۹) و انقل ۳۱ به (۲۰) و انقل ۳۲ به (۲۱) و انقل ۳۳ به (۲۲) و انقل ۳۴ به (۲۳) و انقل ۳۵ به (۲۴) و انقل ۳۶ به (۲۵) و انقل ۳۷ به (۲۶) و انقل ۳۸ به (۲۷) و انقل ۳۹ به (۲۹) و انقل ۴۰ به (۳۰) و (کلم) ۴۱ به (۳۱) و (سخن) ۴۲ به (۳۲) و (سخن) ۴۳ به (۳۳) و (سخن)
۷ نعمت و جودی انسان (داخلی) ۲ نعمتهای نوصیف شده در وسط سوره (آیات ۶۶ تا ۸۰)
| آیه (۶۶) | وَإِنَّ لَكُمْ فِى ٱلْأَنْعَٰمِ لَعِبْرَةًۭ…آیهٔ ۶۶ | …وَدَمٍۢ لَّبَنًا خَالِصًۭا…آیهٔ ۶۶ |
|---|---|---|
| آیه (۶۷) وَمِن ثَمَرَٰتِ ٱلنَّخِيلِ وَٱلْأَعْنَٰبِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ…آیهٔ ۶۷ | سکراً | |
| ورزقاً حسناً | ||
| آیه (۷۰) | ... …يَخْرُجُ مِنۢ بُطُونِهَا شَرَابٌۭ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهُۥ…آیهٔ ۶۹ | فیه شفاء للناس |
| آیه (۷۱) | وَٱللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ…آیهٔ ۷۱ | …فِيهِ سَوَآءٌ ۚ أَفَبِنِعْمَةِ ٱللَّهِ يَجْحَدُونَآیهٔ ۷۱ |
| آیه (۷۲) | وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ…آیهٔ ۷۲ | ازواجاً |
| …وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم…آیهٔ ۷۲ | بنین | |
| وحفدة | ||
| …وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ…آیهٔ ۷۲ | ||
| …أَفَبِٱلْبَٰطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ ٱللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَآیهٔ ۷۲ | ||
| آیه (۷۸) وَٱللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ…آیهٔ ۷۸ | وجعل (لکم) | السمع |
| والابصار | ||
| والافثده | ||
| لملکم تشکرون | ||
| آیه (۸۰) | والله جعل (لکم) | …مِّنۢ بُيُوتِكُمْ سَكَنًۭا…آیهٔ ۸۰ |
| وجعل (لکم) | …مِّن جُلُودِ ٱلْأَنْعَٰمِ بُيُوتًۭا تَسْتَخِفُّونَهَا…آیهٔ ۸۰ | |
| …وَمِنْ أَصْوَافِهَا…آیهٔ ۸۰ | ||
| واوبارها | ||
| و اشعارها | ||
| …مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلًۭا…آیهٔ ۸۱ | و اشعارها | |
| آیه (۸۱) | والله جعل (لکم) | …مِّنَ ٱلْجِبَالِ أَكْنَٰنًۭا…آیهٔ ۸۱ |
| وجعل (لکم) | …سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلْحَرَّ…آیهٔ ۸۱ | |
| …وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ…آیهٔ ۸۱ |
…كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَآیهٔ ۸۱
اینها نعمتهایی است که بطور اختصاصی با قید «جعل لکم» و «سخّر لکم» خداوند به آدمیان عنایت کرده است، در این سوره نعمتهای دیگری نیز ذکر شده که انسان همانند سایر موجودات از آنان سود میبرد (که در جدول فوق نیامده است) و نعمتهای دیگری که صریح ذکر نشده ولی میتوان از سیاق آیات استنباط کرد. تعداد کل نعمتهایی که در جدول فوق نشان داده شده (۷×۷) ۴۹ مورد است که اگر برخی از آنها راکه به دوقسمت تجزیه شده، یکی بگیریم (مثل: لیل و نهار، شمس و قمر، بنین وحفده، اثاثاً و متاعاً، سرابیل تقیکم الحر و سرابیل تقیکم بأسکم، من بیوتکم سکناً و ... بیوتاً تستخفونها) و آیه ۷۱ (ردیف ۳۲) را که مربوط به فضیلت برخی در رزق میباشد، حذف کنیم به رقم ۴۰ میرسیم که عدد کامل و تمامی است. نکته جالب این که در پایان این نعمتها با آیه: …كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَآیهٔ ۸۱، اتمام نعمت را وسیلهای برای تسلیم انسان به پروردگار منعم خویش میشمارد، و در پایان اولین بخش نعمتها، که در ابتدای سوره قرار دارد، آیه: «وَإِن تَعُدُّوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ لَا تُحْصُوهَآ…آیهٔ ۱۸» به عنوان جمع بندی و نتیجه گیری این بخش آمده است. بررسی این جدول نکات قابل توجهی را برای ما روشن میکند که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
وَٱللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ فِى ٱلرِّزْقِ ۚ فَمَا ٱلَّذِينَ فُضِّلُوا۟ بِرَآدِّى رِزْقِهِمْ عَلَىٰ مَا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَآءٌ ۚ أَفَبِنِعْمَةِ ٱللَّهِ يَجْحَدُونَ
و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى ديگر برترى داده است. و[لى] كسانى كه فزونى يافتهاند، روزىِ خود را به بندگان خود نمىدهند تا در آن با هم مساوى باشند. آيا باز نعمت خدا را انكار مىكنند؟
- کلمه «لکم» ۱۵ بار، لعلکم ۴ بار (۲ بار با فعل تشکرون، یکبار با تهتدون، یک بار با تسلمون) و «کم» ۱۸ بار در این مجموعه ۲۷ آیهای آمده است. بطوریکه مجموعاً ۳۷ بار ضمیر «کم» در این آیات تکرار شده که به نظر میرسد در قرآن بی نظیر باشد. فعل مضارع مخاطب نیز ۱۴ بار در این مجموعه آمده است (تأکلون، لترکبوها، تسیمون، لتأکلوا، تستخرجوا، تلبسونها، تری، لتبتغوا، تتخذون، تستخفونها، تشکرون ۲ بار، تسلمون، تهتدون) که نشان میدهد خطاب کلی این آیات بطور کاملاً متمرکزی روی بندگان است و میخواهد با ذکر نعمتهای اختصاصی آنها را بیدار نماید. علاوه بر آن، ۲۲ بار حرف «ل» (برای) آمده است که مالکیت و فایدت این نعمتها را برای انسان میرساند.
- در بخش دوم نعمتها ۸ بار فعل «جعل» تکرار شده که از نظر آماری بالاترین رقم را نسبت به سایر سورههای قرآن دارد (۸/۷۷)، فاعل تمامی این موارد خدا و مفعول آن انسان است و همه این موارد با قید «لکم» ذکر گردیده است (والله جعل لکم...).
۱. در تفسیر نمونه نیز لیست ۴۰ نعمت نامبرده شده در سوره نحل آمده است که با جدول فوق تفاوتها یی دارد، در لیست مذکور از خلقت آسمانها و زمین و برخی موارد دیگر به عنوان نعمت یاد شده که چنین تصریحی در سوره نشده است، در جدول فوق تنها مواردی ذکر گردیده که قید «لکم» و «کم» در آن بکار رفته باشد.
- در این مجموعه ۷ بار (و در کل سوره ۱۰ بار) کلمه «رزق» که نوعی نعمت است تکرار شده است.
- همانطور که گفته شد، در این مجموعه ۴ بار (و در کل سوره ۵ بار) «لعلکم» و یک بار «لعلهم» آمده است که توجه به موضوع و نتیجه آن میتواند بسیار آموزنده باشد. این موارد بقرار ذیل میباشد: (۲ بار لعلکم تشکرون و یک بار تهتدون، تسلمون، تذکرون، یتفکرون)
آیه ۱۴- وَهُوَ ٱلَّذِى سَخَّرَ ٱلْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا۟ مِنْهُ لَحْمًۭا طَرِيًّۭا وَتَسْتَخْرِجُوا۟ مِنْهُ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَآیهٔ ۱۴
آیه ۱۵- وَأَلْقَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ رَوَٰسِىَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَٰرًۭا وَسُبُلًۭا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَآیهٔ ۱۵.
آیه ۷۸- …وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمْعَ وَٱلْأَبْصَٰرَ وَٱلْأَفْـِٔدَةَ ۙ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَآیهٔ ۷۸.
آیه ۸۱- وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلًۭا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْجِبَالِ أَكْنَٰنًۭا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلْحَرَّ وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَآیهٔ ۸۱.
آیه ۹۰ ... …وَيَنْهَىٰ عَنِ ٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنكَرِ وَٱلْبَغْىِ ۚ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَآیهٔ ۹۰.
۞ إِنَّ ٱللَّهَ يَأْمُرُ بِٱلْعَدْلِ وَٱلْإِحْسَٰنِ وَإِيتَآئِ ذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ ٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنكَرِ وَٱلْبَغْىِ ۚ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
در حقيقت، خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مىدارد. به شما اندرز مىدهد، باشد كه پند گيريد.
آیه ۴۴ ... …وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَآیهٔ ۴۴.
بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَٱلزُّبُرِ ۗ وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشتهها [فرستاديم]، و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند.
- در این مجموعه ۷ بار (و در کل سوره ۱۰ بار) کلمه «آیه» آمده است که باز هم این رقم از نظر آماری نسبت به سایر سورههای قرآن بیشتر است (۷/۸۴) رابطه آیه ذکر شده با عکس العملی که انسان باید نشان دهد (تفکر، تعقل، تذکر، استماع و ایمان) بسیار جالب توجه است.
| آیه (۱۱) | يُنۢبِتُ لَكُم بِهِ ٱلزَّرْعَ وَٱلزَّيْتُونَ وَٱلنَّخِيلَ وَٱلْأَعْنَٰبَ وَمِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ…آیهٔ ۱۱ | …إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يَتَفَكَّرُونَآیهٔ ۱۱ (فکر) |
|---|---|---|
| آیه (۱۲) | وَسَخَّرَ لَكُمُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ ۖ وَٱلنُّجُومُ مُسَخَّرَٰتٌۢ بِأَمْرِهِۦٓ…آیهٔ ۱۲ | …إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَآیهٔ ۱۲ (عقل) |
| آیه (۱۳) | وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَٰنُهُۥٓ…آیهٔ ۱۳ | …إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يَذَّكَّرُونَآیهٔ ۱۳ (ذکر) |
| آیه (۱۴) | وَٱللَّهُ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَحْيَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ…آیهٔ ۶۵ | …إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يَسْمَعُونَآیهٔ ۶۵ (سمع) |
| آیه (۱۵) | وَمِن ثَمَرَٰتِ ٱلنَّخِيلِ وَٱلْأَعْنَٰبِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًۭا وَرِزْقًا حَسَنًا…آیهٔ ۶۷ | …إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَآیهٔ ۶۷ (عقل) |
| آیه (۱۶) | …يَخْرُجُ مِنۢ بُطُونِهَا شَرَابٌۭ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَٰنُهُۥ فِيهِ شِفَآءٌۭ لِّلنَّاسِ…آیهٔ ۶۹ | …إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يَتَفَكَّرُونَآیهٔ ۶۹ (فکر) |
| آیه (۱۷) | أَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلطَّيْرِ مُسَخَّرَٰتٍۢ فِى جَوِّ ٱلسَّمَآءِ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا ٱللَّهُ…آیهٔ ۷۹ | …إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَآیهٔ ۷۹ (ایمان) |
۱. به استثنای سوره شعراء که ۱۲ بار ترجیح بند تکراری (ان فی ذلک لا یة و ماکان اکثرهم مومنین) در آن بکار رفته است.
علاوه بر ۷ مورد فوق، در ۳ آیه دیگر نیز (آیات ۱۰۱ - ۱۰۴ - ۱۰۵) کلمه «آیه» آمده است که سیاق و قالب جداگانهای دارد. این سه آیه خارج از مجموعه هستند.
سال نزول
در مورد سال نزول این سوره مؤرخین و مفسرین نظریات مختلف و متضادی دادهاند، کسانی مثل «الاسّام» تمام سوره را مدنی گرفتهاند. در حالی که عده ای دیگر آنرا تماماً مکی دانسته «رازی» بنقل از «قتاده» آیات اولیه ۱ تا ۴۲ را مدنی شمرده است. در هر حال آنچه مسلم است برخی از آیات این سوره بطور قطعی و به دلائل تاریخی یا سیاق آن، بر مکی یا مدنی بودن آن دلالت میکند. در کتاب «سیر تحول قرآن» با شیوه خاص علمی و آماری آن، این سوره به ۸ گروه مستقل تقسیم شده که در سالهای ۷ بعثت (در مکه) و ۲ و ۵ هجرت (در مدینه) بر پیامبر اکرم نازل گردیده است. این تقسیم بندی که برای رسیدن به گروههای هماهنگ و تشخیص و تفکیک آیات غیر معاصر انجام گردیده، به کمک محاسبات مربوطه و مقایسه طولهای متوسط و غالب آیات و برحسب محتوی و موضوع آنها انجام شده است.
فرهنگ کلمات
همان طور که سابقاً گفته شد، و در سورههای مختلف تجربه کردیم، وفور کاربرد برخی از کلمات میتواند راهنمای مفیدی برای شناخت سوره قرار گرفته محتوی و مضمون آن را نشان دهد. در صفحات قبل دیدیم برخی از کلمات مثل: آیه، جعل، نعمة و همچنین مشتقات کلمه خلق (۱۱ بار) در این سوره بیش از سایر سورههای قرآن بکار رفته و برخی نیز مانند: لعلکم و رزق و همچنین مشتقات اختلاف (۵ بار) پس از سوره بقره بالاترین رقم را دارا هستند، اینکه به برخی دیگر از کلمات که در سوره نحل زیاد بکار رفتهاند اشارهای میکنیم، این کلمات در مجموع مشتقات خود در این سوره بالاترین رقم را ندارند بلکه تنها در ترکیب خاصی چنیناند. مثل:
یتفکرون (۳/۱۷)، یشرکون (۳/۲۰)، یأمر (۲/۵)، اتی (۲/۷)، خلق (۶۴/۶۴)، یخلق (۳/۱۴)، شراب (۲/۷)، حسنه (۴/۲۸)، نبعث (۳/۲)، صبروا (۳/۱۵)، سلم (۴/۲)، کذب (۵/۱۷)، کاذبون (۲/۱۳)
همچنین برخی از کلمات گرچه از نظر آماری رقم اول را ندارند ولی به هر حال نسبت زیاد کاربرد آنها در سوره «نحل» جلب توجه میکند. مثل:
کلمه «عذاب» (۱۰ بار) و مشتقات کلمات: امر و آخرت (۷ بار)، تقوی و اتی (هر کدام ۸ بار)، شرک و احسان (هر کدام ۹ بار)، کذب و خلق (هر کدام ۱۰ بار)، کفر و هدایت (هر کدام ۱۱ بار)، هدایت (۱۲ بار)، اسلام و صبر (هر کدام ۶ بار)، افترا (۵ بار)، یؤمنون (۷ بار)
به این ترتیب اگر خواسته باشیم روح کلی سوره را از خلال کلمات محوری آن استخراج نمائیم، باید این کلمات را که جنبه کلیدی و زیر بنائی دارند، در ارتباط با یکدیگر تصویر نمائیم. در شکل زیر سعی شده این مقصود با توجه به اهمیت نسبی کلمات مورد نظر، و تأکید و تمرکز سوره (از نظر آماری) روی آن ها، برآورده گردد. با تذکر این نکته که تصویر مورد نظر تنها وسیله تبیین و تشریح مسئله میباشد.

بررسی موضوعی در سوره
همانطور که گفته شد، کلمات بخصوصی در این سوره بطور محوری مورد توجه و تاکید قرار گرفتهاند. از آنجایی که کاربرد این کلمات در سوره نسبتاً زیاد است، بررسی تمامی مواردی که هر کلمه در سوره بکار رفته، میتواند کمک زیادی به فهم موضوع و مقصود آن بنماید. فرضاً اگر بدانیم مواردی که کلمه «صبر» در مقاطع مختلف سوره از ابتدا
تا انتها بکار رفته در چه رابطه ای با سایر موضوعات سوره میباشد، آشنائی بیشتری هم، با کل سوره و هم با واژه مورد نظر پیدا میکنیم.
قبلاً مواردی را که دو کلمه: «آیه» و «لعلکم» در سوره آمده است، مورد تجزیه تحلیل قرار دادیم. علاوه بر آن، به موقعیت کلمات: نعمت، جعل، سحر، لکم و ... در جدول مربوطه اشاره کردیم. اینک به بررسی برخی دیگر از کلمات (تنها به عنوان نمونه) میپردازیم:
۱- خلق (۱۱ بار)
آیه ۳ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۚ تَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَآیهٔ ۳ ۴- خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ مِن نُّطْفَةٍۢ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌۭ مُّبِينٌۭآیهٔ ۴ ۵- وَٱلْأَنْعَٰمَ خَلَقَهَا ۗ لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌۭ وَمَنَٰفِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَآیهٔ ۵ ۸- وَٱلْخَيْلَ وَٱلْبِغَالَ وَٱلْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةًۭ ۚ وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَآیهٔ ۸ ۱۷- أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لَّا يَخْلُقُ ۗ أَفَلَا تَذَكَّرُونَآیهٔ ۱۷ ۲۰- وَٱلَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْـًۭٔا وَهُمْ يُخْلَقُونَآیهٔ ۲۰ ۴۸- أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَىٰ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَىْءٍۢ يَتَفَيَّؤُا۟ ظِلَٰلُهُۥ عَنِ…آیهٔ ۴۸ ۷۰- وَٱللَّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّىٰكُمْ ۚ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ…آیهٔ ۷۰ ۸۱- وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَٰلًۭا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ…آیهٔ ۸۱
همانطور که ملاحظه میشود، در آیات فوق نظم و ترتیب و انسجام و ارتباط منطقی وجود دارد. ابتدا بطور کلی از خلقت بحق (نه باطل و پوچ) آسمانها و زمین یاد میکند و به طور ضمنی به مشرکین، که علیرغم این حقیقت سر بر آستانه معبودهای دیگری میسپرند، انتقاد مینماید، سپس از خلقت انسان از نطفه ناچیز و خصومت آشکار او با خالق خویش، علیرغم این حقیقت، یاد میکند و در آیه سوم از خلقت انعام به عنوان نعمتی ویژه انسان اسم میآورد و در چهارمین آیه به مخلوقاتی اشاره میکند که از علم و اطلاع انسان خارج است و بالاخره به عنوان نتیجه گیری خطاب به مشرکینی که دنبال الهه دیگر هستند، از مخلوق بودن بت هایشان و عدم توانائی آنها در آفرینش کوچکترین چیز انتقاد میکند. سرانجام خطاب به انسان از دائره دائمی حیات و مرگ و علم و قدرت خدا بر این جریان یاد میکند و در پایان، از سایه و ثمره ای که دیگر مخلوقات خدا برای انسان دارند به عنوان تذکری برای تسلیم شدن به قوانین پروردگاری نام میبرد.
۲- رزق (۱۰ بار)
آیه ۵۶ وَيَجْعَلُونَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ نَصِيبًۭا مِّمَّا رَزَقْنَٰهُمْ ۗ تَٱللَّهِ لَتُسْـَٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَآیهٔ ۵۶
« ۶۷ وَمِن ثَمَرَٰتِ ٱلنَّخِيلِ وَٱلْأَعْنَٰبِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًۭا وَرِزْقًا حَسَنًا…آیهٔ ۶۷ » ۷۱ وَٱللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ فِى ٱلرِّزْقِ ۚ فَمَا ٱلَّذِينَ فُضِّلُوا۟ بِرَآدِّى رِزْقِهِمْ…آیهٔ ۷۱ » ۷۲ …وَحَفَدَةًۭ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ ۚ أَفَبِٱلْبَٰطِلِ يُؤْمِنُونَ…آیهٔ ۷۲ » ۷۳ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًۭا…آیهٔ ۷۳ » ۷۵ …ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا عَبْدًۭا مَّمْلُوكًۭا لَّا يَقْدِرُ عَلَىٰ شَىْءٍۢ وَمَن رَّزَقْنَٰهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًۭا…آیهٔ ۷۵ » ۱۱۲ وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًۭا قَرْيَةًۭ كَانَتْ ءَامِنَةًۭ مُّطْمَئِنَّةًۭ يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًۭا…آیهٔ ۱۱۲ » ۱۱۴ فَكُلُوا۟ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلًۭا طَيِّبًۭا وَٱشْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَآیهٔ ۱۱۴
مطلب از اینجا آغاز میشود که مشرکین نصیبی از رزق و نعمات خود را به گمان باطل و خود ساخته خویش به خدایان و ارباب موهوم نسبت میدهند، در آیه دوم از رزق حسنهای که انسان میتواند از میوه نخل و انگور بگیرد، به عنوان نمونه و مصداق روشن یاد میکند. در آیه سوم برتری برخی از انسانها را از نظر روزی نسبت به برخی دیگر متذکر میشود و از این مقایسه نتیجه ای در جهت توحید در ربویت و نعمت میگیرد. در آیه سوم از قرار دادن همسر و فرزند برای انسان و روزی مستمر آنها از خزانه الهی یاد میکند و ایمان انسان را به موضوعات باطل و کفر او را نسبت به نعمتهای الهی به انتقاد میکشد. بار دیگر از این که انسانها کسان و چیزهایی را عبادت میکنند که هرگز در آسمانها و زمین نه مالک رزقی برای آنها هستند و نه میتوانند یاریشان کنند، اظهار تاسف مینماید و در آیه بعد در قالب مثالی روشن مقایسه ای بین دو انسان سربار و مولد مینماید که دومی به اتکاء امکانات خود به دیگران انفاق مینماید و از این تمثیل منعم و رازق بودن خدا را آموزش میدهد. و بالاخره نتیجه کفر امتها را به نعمتهای خدائی نشان میدهد و سرانجام فرمان برخورداری آزاد و حلال از نعمتهای خدا را توأم با شکر او در جهت عبادت انحصاری و توحیدی پروردگار صادر مینماید.
۳- صبر (۷ بار)
آیه ۴۲ والذین هاجروا ... ٱلَّذِينَ صَبَرُوا۟ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَآیهٔ ۴۲
« ۹۶ ... …وَلَنَجْزِيَنَّ ٱلَّذِينَ صَبَرُوٓا۟ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَآیهٔ ۹۶ » ۱۱۰ ... ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا فُتِنُوا۟ ثُمَّ جَٰهَدُوا۟ وَصَبَرُوٓا۟…آیهٔ ۱۱۰ » ۱۲۶ ... وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا۟ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِۦ ۖ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌۭ لِّلصَّٰبِرِينَآیهٔ ۱۲۶ » ۱۲۷ ... وَٱصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِٱللَّهِ…آیهٔ ۱۲۷
در دو آیه اول و سوم موضوع «صبر» در رابطه با هجرت و جهاد و به عنوان پایداری در برابر مشکلات راه حق مطرح شده است، آیه دوم مربوط به اختلافات درون گروهی است و مقصود از صبر مقاومت در برابر انگیزههای قدرت طلبی و دنیا پرستی و رقابت برای کسب موقعیت اجتماعی میباشد. و بالاخره در دو آیه آخر که چهار بار روی صبر تکیه کرده، بر مقاومت و پایداری نفسانی و خودداری از انتقام و تعدی به دشمنان سفارش میکند. به این ترتیب موضوع صبر در این سوره به همه انگیزهها و کششهای درونی و بیرونی نفس انسان تعمیم یافته است.
۴- تقوی
آیه ۲- يُنَزِّلُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦٓ أَنْ أَنذِرُوٓا۟ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱتَّقُونِآیهٔ ۲.
- ۳۰- …ۗ لِّلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ فِى هَٰذِهِ ٱلدُّنْيَا حَسَنَةٌۭ ۚ وَلَدَارُ ٱلْءَاخِرَةِ خَيْرٌۭ ۚ وَلَنِعْمَ دَارُ ٱلْمُتَّقِينَآیهٔ ۳۰.
- ۳۱- …ۚ كَذَٰلِكَ يَجْزِى ٱللَّهُ ٱلْمُتَّقِينَآیهٔ ۳۱.
- ۵۲- وَلَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلَهُ ٱلدِّينُ وَاصِبًا ۚ أَفَغَيْرَ ٱللَّهِ تَتَّقُونَآیهٔ ۵۲.
- ۸۱- …وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَٰبِيلَ تَقِيكُمُ ٱلْحَرَّ وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ…آیهٔ ۸۱
- ۱۲۸- إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوا۟ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَآیهٔ ۱۲۸.
ردیف اول و آخر آیات فوق که مقدمه و جمع بندی سوره محسوب میشوند، از تقوی به عنوان عامل رستگاری انسان یاد میکند. در ردیف اول تقوی را وسیله رسیدن به توحید معرفی میکند و در آیه آخر معیت و همراهی خدا را با متقینی که اهل احسان باشند نشان میدهد. ردیفهای ۲ و ۳ (آیات ۳۱ و ۳۰) از پاداشهای اخروی متقین یاد میکند و در ردیف ۴ با توبیخی تنبیهی مشرکین را مخاطب میسازد که چرا از خدای یکتا که همه آنچه در آسمانها و زمین است، و قانون و نظام هستی یکسره بدست اوست، پرهیز نمیکنند.
۵- شکر
آیه ۱۴- …مِنْهُ حِلْيَةًۭ تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى ٱلْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ…آیهٔ ۱۴.
تشکرون
- ۷۸- وَٱللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْـًۭٔا وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمْعَ وَٱلْأَبْصَٰرَ وَٱلْأَفْـِٔدَةَ ۙ لَعَلَّكُمْ…آیهٔ ۷۸.
تشکرون
- ۱۱۴- فَكُلُوا۟ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلًۭا طَيِّبًۭا وَٱشْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَآیهٔ ۱۱۴.
- ۱۲۱- إِنَّ إِبْرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةًۭ قَانِتًۭا لِّلَّهِ حَنِيفًۭا وَلَمْ يَكُ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ شَاكِرًۭا لِّأَنْعُمِهِ ۚ ٱجْتَبَىٰهُ…آیات ۱۲۰–۱۲۱
در آیه اول از نعمتهایی که خداوند با مسخر کردن دریا برای انسانها مهیا کرده، مثل ماهی تازه، مروارید، مسافرت و حمل و نقل و انتقالات نام میبرد که انسان با توجه و تذکر به آنها باید از این نعمتها در جهت خدا بهره برداری صحیح (شکر) نماید، در آیه دوم از ابزار شناخت انسان مثل چشم و گوش و دل نام میبرد که باید تمامی این وسائل در طریق آنچه خدا خواسته بکار افتد (شکر).
در آیه سوم استفاده از همه روزیهای حلال و طیب را برای انسان مجاز میشمرد و تنها از او میخواهد از این نعمتها در مسیر آنچه خدا خواسته و مقرر داشته استفاده نموده منحصراً او را بندگی نماید. و بالاخره در آخرین آیه از ابراهیم خلیل الله به عنوان اسوه و الگوی شکر گذاری نام میبرد که همواره برای خدا فروتن بود و آنچه داشت تماماً، بدون آن که انگیزه شرکی در آن دخالت داشته باشد، در راه خدا بکار میبرد (شکر).
۶- سلم
آیه ۲۸ - ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ ظَالِمِىٓ أَنفُسِهِمْ ۖ فَأَلْقَوُا۟ ٱلسَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوٓءٍۭ…آیهٔ ۲۸ « ۸۱ - …ٱلْحَرَّ وَسَرَٰبِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَآیهٔ ۸۱ » ۸۷ ... …وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ تِبْيَٰنًۭا لِّكُلِّ شَىْءٍۢ وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَآیهٔ ۸۹ در آیه ردیف اول از تسلیم شدن اجباری آنان در روز قیامت یاد میکند. اما خداوند میخواهد انسان با اراده و آگاهی خود و در حیات دنیایی به پروردگار منعم خویش تسلیم شود. در آیه ردیف دوم نعمتهایی را ذکر میکند که خداوند مختص انسان نموده است تا با اتمام نعمتها تسلیم حق گردد. و بالاخره در دو آیه آخر برای کتاب خصوصیاتی ذکر میکند که نهایت آن بشارت بهشت به کسانی است که تسلیم حقایق مندرج در آن میگردند.
۷- تبیین کتاب
در این سوره سه بار نقش تبیین کننده کتاب (قرآن) را نه تنها برای مسلمانان و در روابط جامعه اسلامی، بلکه برای اهل کتاب و حتی جامعه جهانی بشری بیان میکند تا به عنوان «قانون» و ملاک و معیار حق، در کلیه روابط و امور حاکم باشد. آیات مورد نظر بقرار ذیل میباشد:
آیه (۴۴) …وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَآیهٔ ۴۴ (۶۴) وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِى ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ ۙ وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَآیهٔ ۶۴. (۸۹) …وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ تِبْيَٰنًۭا لِّكُلِّ شَىْءٍۢ وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَآیهٔ ۸۹.
در نخستین آیه از نزول ذکر (قرآن) به دنبال بیناتی که به سایر رسولان وحی شده است، خبر میدهد و این کتاب را رحمتی برای همه مردم (ناس، نه فقط اعراب همزمان پیامبر معرفی میکند تا پیامبر آنچه را که بتدریج بر مردم نازل میشود برای آنها تبیین نماید. به امید آنکه در آن تفکر و اندیشه نمایند.
آیه دوم بدنبال مقدمهای که از ارسال رسولان بسوی اقوام مختلف و فریب خوردن آنها از شیطان یادآوریهایی کرده، آمده است. در این آیه شأن و فایده کتاب را تبیین آن چیزی که در آن اختلاف دارند بیان میکند، یعنی همان اختلافی که در باره حق و معارف و احکام الهیه دارند. ضمیر «لهم» ممکن است به مشرکین زمان پیامبر برگردد و ممکن است به اهل کتاب مربوط باشد. چرا که به تصریح قرآن (در سوره نحل آیه ۷۶) قرآن بیشتر اختلافاتی را که بنی اسرائیل دارند برای آنها بیان میکند (إِنَّ هَٰذَا ٱلْقُرْءَانَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ أَكْثَرَ ٱلَّذِى هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَسورهٔ نمل، آیهٔ ۷۶). به این ترتیب در این آیه شأن اصلی قرآن را رفع اختلاف و بیان حق و باطل بودن مواضع گروههای مردم توصیف مینماید که با اعتقاد رایج بسیاری از مسلمانان امروزی که معتقد هستند قرآن به دلیل برداشتهای مختلف و متضادی که از آن میشود، خود منشاء اختلاف است! تناقض دارد.
سومین آیه نیز که در مقدمه سلسله آیات مستقلی در ارتباط با پیدایش اختلاف و دسته بندیهای قدرت طلبانه در جامعه ایمانی (در ابتدای هجرت) قرار گرفته، بار دیگر از شأن کتاب که بیان کننده همه چیز (…تِبْيَٰنًۭا لِّكُلِّ شَىْءٍۢ…آیهٔ ۸۹) است یاد میکند تا مسلمانان با عبرت گیری از امتهای پیشین، که بدلیل اختلاف گرفتار عواقب سخت و پریشانی و دشمنی گشتند، کتاب خدا را به عنوان ضابطه و قانون و معیاری که بیان کننده همه چیز میباشد نصب العین و حاکم بر روابط اجتماعی خود سازند و اگر تسلیم این حقیقت گشتند به هدایت و رحمت و بشارت (رستگاری و بهشت) خواهند رسید. (... …وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَآیهٔ ۸۹) لازم به یادآوری است که کلمه «لتبین» و «تبیان» تنها در این سوره آمده است.
۸- اختلاف
موضوع تبیین کتاب که در بحث فوق به آن اشاره شد، تماماً در رابطه با اختلاف مردم در حقانیت آنچه پیامبران مبلغ آن بودند، مطرح گشته است. مشرکین در مسئله معاد و بعث در روز قیامت اختلاف میکردند و با جدیت سوگند میخوردند که هرگز خدا کسی را که مرده باشد برنمی انگیزد (آیه ۳۹) و بنی اسرائیل در حرمت روز «سبت» (تعطیل روز شنبه) و حقانیت و مشروعیت آن اختلاف نمودند. همچنین مسلمانان پس از استقرار در مدینه و کسب قدرت نسبی، با فراموش کردن دوران قلت و ذلت و نصرت الهی، به اختلاف و رقابت بر سر قدرت و ثروت روی آوردند. آیات ذیل بر موضوع اختلاف مردم در باره حق و نقش تبیین کننده کتاب بحث و تأکید میکند تنها خداوند است که روز قیامت در این اختلافات حکم میکند:
آیه (۳۹) وَأَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْ ۙ لَا يَبْعَثُ ٱللَّهُ مَن يَمُوتُ ۚ بَلَىٰ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّۭا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۳۸ - لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِى يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ كَٰذِبِينَآیهٔ ۳۹.
آیه (۹۲) …ٱللَّهُ بِهِۦ ۚ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَآیهٔ ۹۲.
آیه (۱۲۴) إِنَّمَا جُعِلَ ٱلسَّبْتُ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ ۚ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَآیهٔ ۱۲۴.
آیه (۶۴) وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِى ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ…آیهٔ ۶۴
اسماء الحسنى
نامهای نیکویی که در این سوره بکار رفتهاند میتواند راهنمای مفیدی (همچون سورههای قبل) برای فهم محتویات سوره باشد، ابتدا این نامها را بترتیب ذکر میکنیم آنگاه نتیجه گیری مینمائیم:
| نام | شمار |
|---|---|
| الله | ۸۴ |
| رب (مضاف) | ۲۰ |
| رحیم | ۶ |
| غفور | ۴ |
| رؤف | ۲ |
| قدیر | ۲ |
| علیم | ۲ |
| حکیم | ۱ |
| عزیز | ۱ |
بجز «الله» و «رب» که نسبت متوسطی همانند سایر سورهها دارند، تکرار زیاد نامهای: رحیم، غفور و رؤف هماهنگ با موضوع و سیاق اصلی سوره که ذکر نعمتهای بیکران
پروردگارو رزق فراوان اوست میباشد، اختصاص این همه نعمت به انسان از یک طرف به رحمت و رافت او مربوط میباشد، از طرف دیگر ابتلا به و امتحان الهی را از طریق این امکانات و نعمات نشان میدهد. به همین دلیل اسماء: علیم، حکیم، قدیر و عزیز هم در سوره آمده است.
آهنگ خاتمه آیات
از ۱۲۸ آیهاین سوره ۱۱۱ مورد آن با حرف «ن» ختم شده که به عملکرد انسان مربوط میشود. (مثل: قاتقون، تعلمون، یتفکرون، یعقلون، یذکرون، تشکرون، تهتدون، مستکبرون، کافرین، تعلمون، یظلمون، یکذبون، یشعرون، مشرکون، یفترون، مسلمین و یتوکلون و...) و ۱۵ مورد آن به حرف «م» که نام خدا یا عذاب و راه او میباشد (مثل: رحیم، حکیم، الیم، عظیم، مستقیم، رحیم و... آیه ۵۸ «کظیم» در این مورد استثنا میباشد). آیات ۴۷ و ۷ (رؤف رحیم)، آیات ۱۱۰-۱۸-۱۱۵-۱۱۹ (غفور رحیم) آیه ۶۰ (عزیز حکیم) آیات ۶۳ و ۱۱۷ (عذاب الیم) آیات ۷۶ و ۱۲۱ (صراط المستقیم) آیات ۹۴ و ۱۰۶ (عذاب عظیم) آیه ۹۸ (شیطان رحیم) و آیات ۷۰ و ۷۷ (قدیر)
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلْأُنثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّۭا وَهُوَ كَظِيمٌۭ
و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند، چهرهاش سياه مىگردد، در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مىخورد.
لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوْءِ ۖ وَلِلَّهِ ٱلْمَثَلُ ٱلْأَعْلَىٰ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ
وصف زشت براى كسانى است كه به آخرت ايمان ندارند، و بهترين وصف از آنِ خداست، و اوست ارجمند حكيم.
فَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ
پس چون قرآن مىخوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر،
آزادی انسان
از آنجایی که بخش عمده ای از این سوره جنبه جدلی داشته و مقابله و معارضه ای با مشترکین بشمار میآید، همانند سوره انعام بر اختیار و آزادی انسان تاکید زیاد میکند تا به رسول اکرم که مبلغ پیامهای توحیدی است، به مؤمنین بفهماند در طریق ایمان نمیتوانند بر اکراه و اجبار و تحمیل و تکلّف تکیه نمایند. آیاتی که معنای فوق را افاده مینمایند از این قرارداد:
۱- آیه ۹ (وَعَلَى ٱللَّهِ قَصْدُ ٱلسَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌۭ ۚ وَلَوْ شَآءَ لَهَدَىٰكُمْ أَجْمَعِينَآیهٔ ۹)، آیه ۳۵ (وَقَالَ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوا۟ لَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَىْءٍۢ نَّحْنُ وَلَآ ءَابَآؤُنَا…آیهٔ ۳۵)، آیه ۳۷ (إِن تَحْرِصْ عَلَىٰ هُدَىٰهُمْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى مَن يُضِلُّ…آیهٔ ۳۷)، آیه ۶۱ (وَلَوْ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍۢ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى…آیهٔ ۶۱)، آیه ۱۲۵ (... …إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَآیهٔ ۱۲۵).
وَعَلَى ٱللَّهِ قَصْدُ ٱلسَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌۭ ۚ وَلَوْ شَآءَ لَهَدَىٰكُمْ أَجْمَعِينَ
و نمودن راه راست بر عهده خداست، و برخى از آن [راهها] كژ است، و اگر [خدا] مىخواست مسلماً همه شما را هدايت مىكرد.
وَقَالَ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوا۟ لَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَىْءٍۢ نَّحْنُ وَلَآ ءَابَآؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَىْءٍۢ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى ٱلرُّسُلِ إِلَّا ٱلْبَلَٰغُ ٱلْمُبِينُ
و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند: «اگر خدا مىخواست -نه ما و نه پدرانمان- هيچ چيزى را غير از او نمىپرستيديم و بدون [حكم] او چيزى را حرام نمىشمرديم.» پيش از آنان [نيز] چنين رفتار كردند، و[لى] آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفهاى] است؟
إِن تَحْرِصْ عَلَىٰ هُدَىٰهُمْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى مَن يُضِلُّ ۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ
اگر [چه] بر هدايت آنان حرص ورزى، ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمىكند، و براى ايشان يارىكنندگانى نيست.
وَلَوْ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍۢ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَـْٔخِرُونَ سَاعَةًۭ ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مىكرد، جنبندهاى بر روى زمين باقى نمىگذاشت، ليكن [كيفر] آنان را تا وقتى معين بازپس مىاندازد، و چون اجلشان فرا رسد، ساعتى آن را پس و پيش نمىتوانند افكنند.
ٱدْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِٱلْحِكْمَةِ وَٱلْمَوْعِظَةِ ٱلْحَسَنَةِ ۖ وَجَٰدِلْهُم بِٱلَّتِى هِىَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ
با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوهاى] كه نيكوتر است مجادله نماى. در حقيقت، پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به [حال] راهيافتگان [نيز ]داناتر است.
ارتباط سورههای نحل و اسری (۱۶ و ۱۷)
در اواخر سوره نحل (آیات ۱۱۸ و ۱۲۴) دو اشاره اجمالی بصورت جمله معترضه، در میان آیات اخلاقی و ارشادی، خطاب به مؤمنین به قوم یهود شده است که در اولی حرام گشتن برخی از خوردنیها را، بخاطر ظلم و ستمی که آن قوم بر نفس خویش میکردند، بیان میکند و در دومی اختلافی را که در حرمت روز شنبه و پاس نگاه داشتن آن میانشان بروز کرد شرح میدهد. در خلال این دو اشاره و پس از آن، پندهای عمیقی از توحید و شکرگزاری خدا و پیروی از ملت ابراهیم، دعوت مردم بسوی پروردگار از طریق حکمت (بهترین رفتار) و پند نیکو و مجادله احسن، صبر و تحمل و ... به مسلمانان آموزش میدهد. این اشارات ارشادی است برای مؤمنین و علامتی است برای عبرت گیری و احتراز از ظلم و ستم و اختلافی که در میان یهود بروز کرد.
سوره اسرى نیز که سیر شبانه پیامبر را از مسجد الحرام به مسجد الاقصى (دو کانون توحیدی دو امت مسلمان و یهود) شرح میدهد، آن حضرت را به حوادثی که در تاریخ این امت بزرگ بر آنها گذاشته است و پریشانیها و بدبختیهایی که بخاطر تبه کاری و فساد و ظلم و استعلا دامن گیرشان شده است. آگاه میسازد. تا عبرتی برای امت آخرالزمان باشد و از گام نهادن در لغزش گاههای یهود دوری نمایند. در این سوره پس از اشاره اجمالی در اولین آیه به مسئله معراج، از ایتاه کتاب رهدایت (تورات) به حضرت موسی، برای آنکه قومش تکیه گاه و نگه داری بجز خدا نگیرند، یاد میکند (وَءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ وَجَعَلْنَٰهُ هُدًۭى لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا۟ مِن دُونِى وَكِيلًۭاسورهٔ اسراء، آیهٔ ۲ و پس از آن نشان میدهد که این قوم بجای بهرهبرداری و رهجوئی از کتاب (شکر نعمت هدایت)، به فساد در زمین پرداخته و با خود بزرگ بینی به ظلم و تجاوز به اقوام دیگر پرداختند و بهمین دلیل گرفتار انتقام آنان شده، دو بار مورد شدیدترین حملات دشمن قرار گرفتند تا جائیکه مسجد الاقصى ویران و خودشان قتل عام گردیدند.
این سیر شبانه، سرنوشتی را که در صورت بروز اختلاف و ظلم و ستم در انتظار مسلمانان است، برای پیامبر نشان میدهد تا امتش را از آن آگاه سازد. به این ترتیب فرازهای پایانی سوره نحل و آیات ابتدای سوره اسرى یکسان بودن قوانین الهی واستثناء ناپذیری آنرا در مورد سرنوشت دو امت بنی اسراییل و مسلمانان تبیین مینماید. علاوه بر آن، سوره اسرى اجمال و اختصاری را که در پایان سوره نحل به آن اشاره شده بود با شرح و تفصیل ارائه میدهد.