«ق» (۵۰)
حرف مقطعه «ق»
حرف «ق» تنها در افتتاح دو سوره بکار رفته است؛ سوره شوری که با حروف مقطعه «حم عسق» آغاز میشود، و سوره «ق». با این تفاوت که در سوره شوری حرف «ق» یکی از حروف مقطعه پنجگانه آن میباشد (ح - م - ع - س - ق)، و در اینجا منحصراً حرف «ق» بکار رفته است. اگر حروف مقطعه آغاز هر سوره را عصاره و چکیده و علامت انحصاری مطالب و موضوعات آن بشماریم، در سوره شوری ۵ موضوع اساسی موردنظر است و در سوره «ق» فقط یک موضوع. اکنون باید دید کدام مسئله در سوره «ق» سیاق اصلی آنرا تشکیل میدهد که درضمن با سوره شوری نیز هماهنگی دارد؟... بنظر میرسد موضوع «قرآن» و نقش انذارد هندهای که درمورد «قیامت» دارد مسئله اصلی باشد. جالب اینکه هردو کلمه مذکور با حرف «ق» نوشته میشوند.
اولین آیه سوره «ق» که عنوان مقدمه و فهرست دارد و آخرین آیه آن که جنبه جمع بندی و نتیجه گیری پیدا میکند، نقش «قرآن» را در انذار مردم از «قیامت» (حیات مجدد، وعید، حشر، خروج و...) نشان میدهد:
قٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْمَجِيدِ بَلْ عَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌۭ مِّنْهُمْ فَقَالَ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا شَىْءٌ عَجِيبٌ أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا ۖ ذَٰلِكَ رَجْعٌۢ بَعِيدٌۭآیات ۱–۳
آیه آخر (۴۵)... …فَذَكِّرْ بِٱلْقُرْءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِآیهٔ ۴۵ سوره شوری نیز در اولین و آخرین آیه خود از «وحی» که محصول آن قرآن است نام میبرد:
آیه (۱) - كذلك يوحي البک و الى الذين من قبلك...
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ قٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ٱلْمَجِيدِ
قاف، سوگند به قرآن باشكوه،
آیه ماقبل آخر (۵۱) وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ رُوحًۭا مِّنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنتَ تَدْرِى مَا ٱلْكِتَٰبُ…سورهٔ شوری، آیهٔ ۵۲ ولا الايمان
در سوره شوری آنچه به پیامبر (ص) و حی شده، علاوه بر «قرآن» بنامهای دیگری نیز مثل: میزان، کتاب و نور، توصیف شده که نقش و هدف موضوع و حی را تشکیل میدهد. به این ترتیب کلمه «قرآن» (که با حرف «ق») نوشته میشود) مهمترین محور این دو سوره میباشد. ۱. با این اختلاف که در سوره شوری نقش قرآن را از بُعد تشریعی آن یعنی کتاب و میزان و نوربودن تبیین مینماید، و در سوره «ق»: نقش آنرا از بُعد تبیین مسئله قیامت. این اختلاف از اینجا ناشی میشود که دو سوره فوق در دو زمان مختلف نازل شدهاند و هر زمان برای خود نیازهای خاصی را طلب میکردهاست. سوره «ق» در سال پنجم بعثت یعنی در آغاز علنی شدن دعوت و گسترش و توسعه تبلیغ اسلام نازل شدهاست. ۲ و از آنجا کیکه شگفتآورترین و عجیبترین مطالب قرآن از دید کافران قیامت بشمار میرفته، و آنرا نامأنوس ترین و ناباورانه ترین مباحث این کتاب میشمردند، سیاق سوره «ق» تبیین مسئله «قیامت» گشته، مسئلهای که بجز «قرآن» کتاب دیگری دوباره آن سخنی نگفته است. اما سوره شوری ۹ سال بعد یعنی اولین سال هجرت در مدینه نازل گشته، اکنون مؤمنین مجاهد با هجرت از مکه در صدد ساختن جامعهای نمونه در مدینه هستند و برای این کار بیش از هر چیز به قانون و مقررات و تشریح ضوابط زندگی اجتماعی نیازمند هستند و به همین دلیل «قرآن» از بُعد تشریعی مطرح میشود. قرآنی که معنای آن «خواندنی» است، از یک طرف به عنوان «کتاب» یعنی مجموعه اصول و معیارها و تکالیف و وظائفی که خداوند بر انسان نوشته معرفی میشود، از طرف دیگر به عنوان «نور» تا در پرتو آن هدایت شوند و شیوه زندگی اجتماعی را فراگیرند و از جهت سوم به عنوان «میزان» تا در اختلافات بر ترازوی قضاوت عادلانه آن گردن نهند.
قیامت گفتیم نقش قرآن در این سوره تبیین مسئله قیامت است که برای مردم عصر پیامبر
۱. جالب اینکه حرف «ق» در سوره «شوری» ۵۷ بار و در سوره «ق» ۵۷ بار تکرار شده است که مجموع این دورقم
مساوی سورههای قرآن میباشد: ۱۱۴=۵۷+۵۷
۲. قبلاً پیامبر بر حسب فرمان: «انذر عشیر تک الا قربین» مأمور بیم دادن و آگاهی بخشیدن به حلقه نزدیک عشیره
خود بود و بتدريج دعوت را علنی کرد.
۳. گرچه در تورات و انجیل اولیه به تناسب در ک و فهم انسانهای آن عصر اشاراتی به این مهم وجود داشته، ولی
به دلیل تحریفهای بعدی و عدم حساسیت مردم، عمده آن حذف شده است.
(ص) عجیب ترین موضوع بشمار میرفته است. گرچه کلمه قیامت در سوره «ق» بکار نرفته، اما مسئله خلقت جدید در عالمی دیگر و زنده شدن مردگان و رجعت و حشر آنها بسوی خدا محتوای تمامیآیات این سوره را تشکیل میدهد، بطوریکه حدود نیمی از آیات بطور مستقیم در این ارتباط قرار دارد و نیمی دیگر بطور غیرمستقیم درجهت اثبات قانونمندی مرگ و حیات در طبیعت و زمینههای تاریخی تکذیب.
در این سوره کلمه «یوم» که اشاره به مقاطع زمانی مراحل پس از مرگ میباشد، ۸ بار تکرار شده که بطور نسبی رقم بسیار بالایی میباشد، ۱، مثل: یوم الوعید، ۲، یوم الخلود، یوم ینادالمناد، ۳، يَوْمَ يَسْمَعُونَ ٱلصَّيْحَةَ بِٱلْحَقِّ…آیهٔ ۴۲، ۴، یوم تشفق الارض، ۵، یوم نقول لجهتّم... و یوم الخروج.
شگفت اینکه علیرغم حرف مقطعه «ق»، جمله «یوم القیمه» در این سوره بکار نرفته است؟ ۷ گویا عمدتاً مقطع زمانی خاص نفحه صور و بانک و خروش خروج که همزمان با تحولات طبیعی هولناکی است موردنظر بوده است.
علاوه بر اشارات فوق و توصیفیاتی که برای مشخصات آن روز (یوم) کرده است کلمات مهم دیگری مثل: حشر، خلق جدید، رجعت... و آیات مهمی مثل:
أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا ۖ ذَٰلِكَ رَجْعٌۢ بَعِيدٌۭآیهٔ ۳
(۱۱)... و احیینا به بلدة میتاً کذلک الخروج
أَفَعَيِينَا بِٱلْخَلْقِ ٱلْأَوَّلِ ۚ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍۢ مِّنْ خَلْقٍۢ جَدِيدٍۢآیهٔ ۱۵
(۳۰) یوم نقول لجنهم هل امتلأت و تقول هل من مزید،
در این سوره بکاررفته که کلاً تأکید آنرا روی موضوع مراحل پس از حیات دنیائی نشان میدهد.
در این رابطه مشکل اصلی برای باور قیامت همان تجدید حیات، و احیاء مردگان
- گرچه در سورههای بقره و مؤمن (۱۴ بار)، آل عمران و مریم (۱۳ بار)، توبه و هود (۱۲ بار)، نحل (۱۱ بار)، نساء و مائده و انجام و شعراء (۹ بار) کلمه یوم بکار رفته است، اما بطور نسبی باتوجه به حجم بسیار کمتر سوره «ق» به اهمیت نسبی آن پی میبریم.
۲. روز بیم داده شده.
۳. روزی که منادی نداع میدهد.
۴. روزی که خروش را به حق میشنوند.
۵. روزیکه زمین شکافته میگردد.
۶. روزی که به جهنم میگوئیم...
- مطابق آمار کامپیوتری دکتر «رشاد خلیفه» تعداد حرف ق در این سوره ۵۷ (۳×۱۹) (۳) میباشد که اگر بجای هریک از عناوین فوق «یوم القیمه» بکار میرفت رقم منظم ۵۷ بهم میخورد.
میباشد که مرتباً در این سوره بر آن اشاره کرده است. کافران از این تعجب میکردند که چطور ممکن است پس از مردن و پوسیدن، حیات و رجعیتی داشته باشند (أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا ۖ ذَٰلِكَ رَجْعٌۢ بَعِيدٌۭآیهٔ ۳) جواب این استفهام، توجه به تجدید حیات و مرگ دائمی طبیعت است که در آیه (۱۱) متعرض آن گشته (... و احییناً به بلده میتاً کذلك الخروج) و بالاخره حرف آخر و کلام کامل را در اواخر سوره میآورد که افاضه حیات و میراندن آنرا منحصراً بدست خداوند و شدن همه پدیدهها را بسوی او نشان میدهد (انا نحن نحيی و نمیت و الينا المصير). در این آیه مختصر که شاه بیت این موضوع است، ۵ بار خداوند به صیغه متكلم مع الغیر خود را شناسانده است (انّا - نحن - نحيی - نمیت - الينا). تأکید «انّ» و مقدم آمدن ضمیر و اضافه کردن «نحن» تماماً اهمیت و انحصار این امر را نشان میدهد.
مانع دیگر برای درک وقوع قیامت و حیات مجدد انسان، تشبیه افعال خداوند به انسان و تصور ایجاد خستگی و ملالت برای او میباشد که حیات مجدد را برای خدا سخت و دشوار میپندارند و توجه نمیکنند ابداع آفرینش سخت تر از تکرار آن است و خالق عالم از آفرینش جهان هرگز خسته نشده است:
أَفَعَيِينَا بِٱلْخَلْقِ ٱلْأَوَّلِ ۚ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍۢ مِّنْ خَلْقٍۢ جَدِيدٍۢآیهٔ ۱۵
آیه (۳۸) و لقد خلقنا السموات والارض و ما بينهما فی سنة ایام و ما مستّا من لغوب
علم الهی
از آنجائیکه موضوع اصلی سوره حیات مجدد انسان در عالمی دیگر است، مسئله علم و آگاهی به عملکرد انسان در حیات دنیائی بخاطر جزا و عقابی که وعده شده، مطرح میگردد. چرا که اگر علم و آگاهی و ثبت و ضبطی ممکن نباشد چنین جزائی محال میگردد. بنابراین موضوع «علم الهی» به عنوان یکی از پایههای قیامت در این سوره مورد تأکید قرار میگیرد. یکبار وقتی که شگفتی کافران را از احیاء مجدد کسی که پس از مرگ پوسیده و تبدیل به خاک شده، پاسخ میدهد، «علم الهی» را بر چنین فعل و انفعال و ترکیب و اختلاط سلولهای بدن با خاک خاطرنشان میسازد (قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ ٱلْأَرْضُ مِنْهُمْ ۖ وَعِندَنَا كِتَٰبٌ حَفِيظٌۢآیهٔ ۴)، بار دیگر از علم خالق انسان از اسرار درون مخلوق و وسوسهای که در دلش میگذرد نشانه میآورد (لقد خلقنا الانسان و نعلم …مَا تُوَسْوِسُ بِهِۦ نَفْسُهُۥ…آیهٔ ۱۶ و نحن …أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ ٱلْوَرِيدِآیهٔ ۱۶) و بالاخره برای آسودگی پیامبرش، که از تکذیب کافران دلتنگ شده، «علم» پروردگار را نسبت به آنچه میگویند تصریح مینماید (نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ…آیهٔ ۴۵...) و چگونگی علم و آگاهی نسبت به گفتار بندگان را که از طریق فرشتگان موکلی در راست و چپ انسان
انجام میگیرد در آیات شگفت انگیز ۱۶ به بعد بیان میکند.
عملکرد انسان
در این سوره از دوجهت مثبت و منفی خصلتهای انسان را در رابطه با اعتقاد به آخرت نشان داده است. از جهت مثبت «متقین» را با صفات: بازگشت کننده به خدا، نگهدار خویشتن، اهل خشیت و دارای قلب منیب معرفی کرده است:
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍۢ مَّنْ خَشِىَ ٱلرَّحْمَٰنَ بِٱلْغَيْبِ وَجَآءَ بِقَلْبٍۢ مُّنِيبٍآیات ۳۱–۳۳
دو کلمه «اوآب» و «منیب» به معنای بازگشت میباشند. اوآب که صیغه «اب» است، بازگشت دائمی و مکرر و با اختیار و اراده انسان را از طریق استغفار و دعا به سوی خداوند میرساند. این کلمه که ۵ بار در قرآن تکرار شده، صفت انبیاء بزرگی همچون داود و سلیمان و ایوب (علیهم السلام) شمرده شده است. کلمه منیب نیز که از ریشه «نوب» گرفته شده به معنای رجوع پس از رجوع (پی درپی) با توبه و اخلاص عمل به درگاه خدا میباشد. به این ترتیب هر دو کلمه قریب المعنی بوده در رابطه با سفر خطیر و ابدی و سرنوشت ساز انسان که همواره خطر انحراف از صراط مستقیم و طریق الوسطى وجود دارد، موجب اصلاح مسیر دائمی و سوق دادن پی درپی انسان از انحرافات چپ و راست به محور وسط میباشد. جالب اینکه در ابتدای این سوره آیات ارائه شده درباره آسمانها و زمین و کوهها و رويش گیاهان را نشانه ای برای بصیرت و تذکر بندگان «منیب» میشمرد (تَبْصِرَةًۭ وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍۢ مُّنِيبٍۢآیهٔ ۸)
و امّا از جهت دیگر در برابر ۵ خصلت مثبت (تقوی، اوآب، حفیظ، خشیت، منیب)، ۵ خصلت منفی (کفر، عناد، منع از خیر، تعدی و ریب) را در آیات ۲۴ تا ۲۶ نشان میدهد:
القبا …فِى جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍۢآیهٔ ۲۴ - مَّنَّاعٍۢ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍۢ مُّرِيبٍآیهٔ ۲۵ - ٱلَّذِى جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ…آیهٔ ۲۶
کفّار که صیغه مبالغه کفر است، شدت ناسپاسی و سرپوش گذاردن بر حقایق را نشان میدهد. نتیجه چنین حالتی عناد و دشمنی با حق است که منجر به ممانعت از هرخیری میگردد. وقتی انسان جلو خیر را گرفت، طبیعتاً راه شر را باز میگذارد. بنابراین «تعدی» و تجاوز به حقوق دیگران بازتاب چنین عملی خواهد بود. همه اینها مقدمه ای برای شک و تردید در خدا و قیامت (مریب) و نهایتاً اتخاذ الهه ای غیرالله میگردد.
ٱلَّذِى جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ…آیهٔ ۲۶
هدفداری و حقانیت هستی
در این سوره ۴ بار کلمه «حق» تکرار شده است که جدی و هدفدار بودن جهان را مورد تأکید قرار میدهد، کافران بدلیل آنکه آخرت و حساب و کتاب و مسئولیت را منکر میشدند، عملاً آفرینش را باطل و بازیجه و عبث میشمردند و کتاب و نبوت را تکذیب میکردند. اما در این سوره تأکید میشود که هم حیات مجدد حق است، هم بیم و هشدار عذاب، هم بیهوشی مرگ و هم خروش آسمانی.
آیه (۵) بل کذب و ابالحق لمّا جاثهم …فَهُمْ فِىٓ أَمْرٍۢ مَّرِيجٍآیهٔ ۵ (درباره قرآن پیام آور قیامت) (۱۴)... …كُلٌّۭ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِآیهٔ ۱۴ (۱۹) و جأهت سکرة الموت بالحق... (يَوْمَ يَسْمَعُونَ ٱلصَّيْحَةَ بِٱلْحَقِّ…آیهٔ ۴۲...
عبرتهای تاریخی
چنین نیست که بیان حیات دیگر و احیای مردگان اختصاص به شریعت خاتم الانبیاء داشته، پیامبران دیگر امّتهای خود را بی خبر از این امر گذاشته باشند. «اندّار» همگی رسولان از آغاز جریان نبوت متوجه این معنا بوده و همگی قیامت را متذکر شدهاند. هرچند برحسب رشد و کمال انسان بتدريج بیان این حقیقت از اجمال به تفصیل گرایش پیداکرده است.
در این سوره نیز اشاراتی هرچند کوتاه به تکذیب مستمر اقوام و تحقق عذاب نسبت به آنها کرده است.
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ…آیهٔ ۱۲ و اصحاب الرّس و ثمود - و عاد و فرعون و اخوان لوط - و اصحاب الثیكة و قوم تبع …كُلٌّۭ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِآیهٔ ۱۴ (آیه ۱۴).
در اواخر سوره بار دیگر برای ۱ عبرت گیری از اقوام پیشین، یادآور هلاک اقوام و نسلهای نیرومندی میگردد که درپناه شهرها و برج و باروهای خود نتوانستند گریز گاهی از مرگ بیابند (و …كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ…سورهٔ یس، آیهٔ ۳۱ …قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًۭا…آیهٔ ۳۶ فتفّوا …فِى ٱلْبِلَٰدِ هَلْ مِن مَّحِيصٍآیهٔ ۳۶).
در سیروسیاحت در زمین و مشاهده آثار و خرابههای شهرها و خانههای آنها، بس تذکر و یادآوری است برای کسی که احساسی داشته باشد یا لااقل به آنچه درباره گذشتگان میگویند، درحالیكه خود شاهد و آگاه باشد ۱، گوش فرادهد:
- شرط حالیکه «و هو شهید» در عبارت: «…أَوْ أَلْقَى ٱلسَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌۭآیهٔ ۳۷»، راه هرگونه تقلید و تسلیم محض نسبت به گوینده را بوسیله شهود و حضور میبندد.
إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى ٱلسَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌۭآیهٔ ۳۷
آزادی و اختیار انسان
از آنجا که مسئله ای به عظمت سرنوشت ابدی و حیات جاوید انسان در این سوره مطرح است، ممکن است به ذهن کسی خطور کند (که معمولاً میکند) چه ایرادی دارد مردمان را باجبار و اکراه به خیر و مصلحت خودشان و نجات و رستگاری ابدی سوق دهیم؟ همانطور که دوای تلخ را به زور به حلق کودکی که مصلحت خود را تشخیص نمیدهد میریزند!، چه مانعی دارد اعتقاد به قیامت را اجباری کنیم؟
اما خداوند حکیم رسول خود را که از تکذیب مردم به ستوه آمده بود، به «صبر» دربرابر آنچه میگویند فرامیخواند و به خودسازی و تسبیح و سجده و انتظار دعوتش میکند (آیات ۳۹ تا ۴۲). و بالاخره تأکید مینماید که خداوند بهتر (از رسول) میداند آنها چه میگویند و پیامبر را نیز مأمور تحمیل عقیده (جبار) بر آنان قرار نداده و جز تذکر بوسیله قرآن، آنهم کسی را که بیم از هشدار الهی داشته باشد، وظیفه ای برای او قائل نشده است:
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ ۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍۢ ۖ فَذَكِّرْ بِٱلْقُرْءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِآیهٔ ۴۵
نامهای الهی - در این سوره فقط یکبار نام الله (آیه ۲۶)، یکبار رحمن (۳۳) و دوبار رب مضاف (۲۷ و ۳۹) بکار رفته است که در مقایسه با سوره قبل (حجرات) که مجموعاً مشتمل بر ۴۱ نام بود، جلب توجه میکند. بنظر میرسد دلیل این امر تمرکز سوره روى مسئله قیامت باشد در حالیکه در سوره حجرات جنبههای توحیدی و ایمانی مطرح بود.
آهنگ انتهایی آیات - آیات این سوره بصورت کاملاً متنوعی با ۷ حرف مختلف ختم میشوند. ۲۷ بار حرف «د» - ۷ بار حرف «ب» - ۵ بار حرف «ج» - ۲ بار حروف «ظ» و «ر» - و یکبار حروف «ط» و «ص». جالب توجه است که سورههای دیگری نیز درست با ۷ حرف ختم میشوند.
ارتباط سورههای «ق» و «ذاریات» (۵۰ و ۵۱)
ساده ترین و روشن ترین وجه ارتباط میان این دو سوره را از کلمات ابتدا و انتهای آنها میتوان دریافت نمود. سوره «ق» با کلمه «وعید» ختم میشود (…فَذَكِّرْ بِٱلْقُرْءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِآیهٔ ۴۵) و سوره ذاریات نیز (پس از سوگندهای افتتاح آن) با همین فعل آغاز میشود (إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵) و با همین فعل ختم میگردد (فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۶۰)، از آنجائی که کلمات (و آیات) ابتدا و انتهای هر سوره نقش مهمی در ابلاغ پیام آن
ايفا نموده و جنبه فهرست يا پيام نهائى را دارد، در اين مورد بايد تأمل و تدبر بيشترى نمود. اين كلمه نه تنها در ابتدا و انتهاى سوره، بلكه در متن آن چندين بار تكرار شده و ازنظر آمارى
كاربرد آن از همه سوره هاى قرآن بيشتر است:
سوره «ق» وَأَصْحَٰبُ ٱلْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍۢ ۚ كُلٌّۭ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِآیهٔ ۱۴ وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْوَعِيدِآیهٔ ۲۰ (۲۸) قال لاتختصرموا لدىّ و قد قدمت اليكم بالوعيد نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ ۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍۢ ۖ فَذَكِّرْ بِٱلْقُرْءَانِ…آیهٔ ۴۵ …مَن يَخَافُ وَعِيدِآیهٔ ۴۵ (إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵
سوره ذاريات (وَفِى ٱلسَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۲۲ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۶۰
كلمه «وعيد» به معناى وعده عذاب و تهديد است (در دنيا و آخرت) و «توعدون» نيز از همين ريشه است. امّا اصل «وعده» (صرفنظر از خوب و بد بودن آن) موردنظر است، در اين حالت مى تواند به جزاي خير و بهشت هم اطلاق گردد. به همين دليل در سوره «ق» تأكيد روى جهنم و عذاب كافران بيشتر شده و جنبه تهديد آميز وعده را شرح بيشترى داده است. بطور كلي سوره «ق» به صورت كامل و يكپارچه درباره زندگى پس از مرگ و احيادى مردگان در روز بعثت است. اگر اشاراتى هم به آيات طبيعى در زمين و آسمان شده براى اثبات و ارائه حركت جهان به سوى اين مقصد است و اگر از نزول باران و احيادى زمين در بهاران نشانه مى آورد، براى تذكر اين قياس است كه خروج شما نيز اين چنين است (و احيينابه بلدة ميتا كذلك الخروج) و اگر از اقوام متعدد گذشته وقايعى نقل مى نمايد، براى اين حجت است كه همه تكذيب كنندگان سرانجام گرفتار عذاب شدند، بقيه مطالب سوره نيز تماماً در خدمت اثبات همين مطلب است كه «مصير» همه پديدهها به سوى خدا است و سرانجام در «يوم الخروج» انسانها برانگيخته شده و به حساب اعمالشان خواهند رسيد. محور اساسى سوره ذاريات نيز همين موضوع است ولى دراينجا عمدتاً از بُعد «جزا»ى اعمال يعنى «دين» وارد مى شود. و در همان ابتدا وقتى راست بودن «وعده الهى» را تأكيد مى كند، بلافاصله واقع شدن دين (جزا) را هم تصريح مى نمايد: انما توعدون لصادق و ان الدين لواقع. همچنين ناباورى كافران را نسبت به روز «دين» (نه روز قيامت و كلمات مشابه)
- كلمه وعيد كلاً ۶ بار در قرآن به كار رفته است كه ۴ مورد آن در سوره «ق» است، همچنين كلمه توعدون و
يوعدون در سوره ذاريات از همه سورهها بيشتر به كار رفته است.
بیان مینماید ۱ (يَسْـَٔلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلدِّينِسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۱۲) و اگر اشاراتی به حضرت ابراهیم (ع) و مهماننوازی کریمانه او میکند، یا داستان هلاک تعداد زیادی از امتهای فاسق و ظالم گذشته را نقل مینماید، برای نشان دادن جزای نیک یا بد انسانها است. بطور کلی در چند زمینه ذیل میتوان مشترکاتی در هر دو سوره یافت:
۱- موضوع حیات پس از مرگ و حساب و کتاب اعمال و تعیین سرنوشت انسانها
برحسب اعمال.
در این مورد میتوان مقایسههای مختلفی کرد از جمله وصف متقین در هر دوسوره:
وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍۢآیات ۳۱–۳۲
مَّنْ خَشِىَ ٱلرَّحْمَٰنَ بِٱلْغَيْبِ وَجَآءَ بِقَلْبٍۢ مُّنِيبٍآیهٔ ۳۳
ذاریات ۱۵ تا ۱۹ ان …ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۱۵، اخذین ما اتیهم ربهم انهم کانوا قبل
ذلك محسنین - کانوا قلیلًا من اللیل ما یهجعون - و بالاسحارهم
…دَآئِمُونَ وَٱلَّذِينَ فِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ مَّعْلُومٌۭ لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِسورهٔ معارج، آیات ۲۳–۲۵
در سوره «ق» چون بُعد تهدید (وعید) مطرح است. از متقین صفات: پناهندگی به خدا
(اواب)، حفاظت از خطر، خشیت باطنی از رحمن و قلب خاشع و نالان آنها را نشان
میدهد. ولی در سوره «ذاریات» چون بُعد وعدههای نیک و بد (جزا و دین) موردنظر است،
از آنها صفات احسان (کمک و دستگیری دیگران)، شب زندهداری و استغفارشان را مطرح
مینماید.
۲- آیات تکوینی، در طبیعت آسمان و زمین در هر دو سوره از آیات مشهود طبیعی
برای اثبات مطالب سوره مدد گرفته شده است، در سوره ق برای نشان دادن حقانیت احیای
مردگان و در سوره ذاریات برای اثبات یوم الدین و توحید:
سوره ق آیه (۵) أَفَلَمْ يَنظُرُوٓا۟ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَٰهَا وَزَيَّنَّٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍۢآیهٔ ۶
(۶) - والارض مددناها و القینا فیها رواسی و …أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ…سورهٔ شعراء، آیهٔ ۷ بهیج
تَبْصِرَةًۭ وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍۢ مُّنِيبٍۢآیهٔ ۸
(۸) - و نزلنا …مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ مُّبَٰرَكًۭا فَأَنۢبَتْنَا بِهِۦ جَنَّٰتٍۢ…آیهٔ ۹ و حبّ الحصید
وَٱلنَّخْلَ بَاسِقَٰتٍۢ لَّهَا طَلْعٌۭ نَّضِيدٌۭآیهٔ ۱۰.
(۱۰) - رزقًا للعباد و احیینا به بلدة ميتاً كذلك الخروج
۱. در حالیکه در سوره ق انکار کافران متوجه اصل زندهشدن است (... فقال الکافرون هذا شی عجیب هاذا متنا و کنا
…تُرَابًۭا ۖ ذَٰلِكَ رَجْعٌۢ بَعِيدٌۭآیهٔ ۳)
(۲۸) - و لقد خلقنا السموات …وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ…سورهٔ هود، آیهٔ ۷ و ما مسنا من لغوب (فَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ ٱلشَّمْسِ وَقَبْلَ…آیهٔ ۳۹ الغروب
(۴۰) - و من الليل فسبحه و ادبار السجود (۴۱) - و استمع …يَوْمَ يُنَادِ ٱلْمُنَادِ مِن مَّكَانٍۢ قَرِيبٍۢآیهٔ ۴۱ يَوْمَ يَسْمَعُونَ ٱلصَّيْحَةَ بِٱلْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْخُرُوجِآیهٔ ۴۲ (۴۳) - انا نحن نحيي و نميت و الينا المصير يَوْمَ تَشَقَّقُ ٱلْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًۭا ۚ ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌۭآیهٔ ۴۴
ذاريات (آیه (۱) والذاريات ذرواً، (۲) فالحاملات و قرأ، (۳) فالجاريات يسراً، (۴) فَٱلْمُقَسِّمَٰتِ أَمْرًا إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌۭ وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ ذاریات، آیات ۴–۶ (۷) وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلْحُبُكِسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۷) إِنَّكُمْ لَفِى قَوْلٍۢ مُّخْتَلِفٍۢسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۸... (۱۲) يستلون ايان يوم
الدين
(وَفِى ٱلْأَرْضِ ءَايَٰتٌۭ لِّلْمُوقِنِينَ وَفِىٓ أَنفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ وَفِى…سورهٔ ذاریات، آیات ۲۰–۲۲ …ٱلسَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ إِنَّهُۥ لَحَقٌّۭ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ…سورهٔ ذاریات، آیات ۲۲–۲۳ تنطقون (۴۷) والسماء بنيناها بايدو انا لموسعون (۴۸) والارض فرشناها و نعم وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۴۹ فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ وَلَا تَجْعَلُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ ۖ إِنِّى…سورهٔ ذاریات، آیات ۵۰–۵۱ …لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۰.
در دو مجموعه آيه اى كه در سوره ق در ارتباط با آيات طبيعى آمده است، نتيجه گيرى درجهت اثبات احياى مردگان شده است (كذلك الخروج - …ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌۭآیهٔ ۴۴) در حاليكه در ۴ قسمت از سوره ذاريات كه چنين اشاراتى شده، ۳ مورد آن در جهت توحيد مى باشد.
۳- عبرت گيرى از گذشتگان - بخش عمده اى از هر دو سوره به اقوام گذشته اختصاص
داده شده است. بطوريكه اين بخش در سوره ذاريات حدود ۴۰٪ سوره را فرا گرفته است
(آيات ۲۴ تا ۴۶) و در سوره ق در دو قسمت سوره اين مسئله مطرح شده است (آيات ۱۲ تا
۱۵ و ۲۷ تا ۳۶). اشاره به تاريخ گذشتگان براى تحقق مسئله عذاب و هلاك و اخذ الهى
درمورد تكذيب كنندگان آخرت است تا عبرتى براى آيندگان باشد.
۴- قيامت - آيات ۲۰ تا ۳۵ سوره ق و آيات ۱۳ تا ۱۹ سوره ذاريات درباره نفخه در
صور و بيدارشدن مردگان و جزاي اعمال است كه هركسى برحسب عملش روانه بهشت يا
جهنم میگردد. توضیحات این بخش در سوره «ق» با تفصیل بیشتری آمده است.
۵- یادآوری (ذکر) - در هر دو سوره به پیامبر فرمان تذکر به بندگان برای هشیاری دائمی
داده شده است
…ۖ فَذَكِّرْ بِٱلْقُرْءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِآیهٔ ۴۵
ذاريات (۵۵) و ذكر …فَإِنَّ ٱلذِّكْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِينَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۵.
۶- تكليف پيامبر - در سوره ق وظيفه پيامبر را دربرابر منكرين احيای مردگان، صبر و
تسبیح به حمد پروردگار در اوقات مختلف شب و روز (فريضه نماز) و گوش به زنگ بودن، و
در سوره ذاريات روى گرداندن و تذكر دادن معين كرده است:
آیه (۳۹) فَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ…سورهٔ طه، آیهٔ ۱۳۰ و سبح …بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ ٱلشَّمْسِ وَقَبْلَ ٱلْغُرُوبِآیهٔ ۳۹
سوره ق
(۴۰) و من الليل فسيحه و ادبار السجود
(۴۱) و استمع …يَوْمَ يُنَادِ ٱلْمُنَادِ مِن مَّكَانٍۢ قَرِيبٍۢآیهٔ ۴۱
آیه (۵۳) كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا۟ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۲
سوره ذاريات
(۵۳) اتواصوا به …بَلْ هُمْ قَوْمٌۭ طَاغُونَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۳
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍۢسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۴
(۵۵) و ذكر …فَإِنَّ ٱلذِّكْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِينَسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۵
۷- بصيرت براى شناخت حقايق - در هر دو سوره آيات آفاق و انفس را به عنوان وسائلی
برای بصيرت انسان به حقايق معرفی کرده است:
ق (۸) والارض مددناها و القينا فيها رواسی و …أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ…سورهٔ شعراء، آیهٔ ۷ بهيج - تبصرة و
…وَذِكْرَىٰ لِكُلِّ عَبْدٍۢ مُّنِيبٍۢآیهٔ ۸
وَفِى ٱلْأَرْضِ ءَايَٰتٌۭ لِّلْمُوقِنِينَ وَفِىٓ أَنفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَسورهٔ ذاریات، آیات ۲۰–۲۱
۸- آشفتگی و اختلاف تكذيب كنندگان - برخلاف مؤمنين كه با بينش توحیدی
به وحدت و يكسانی در جهان بینی میرسند، كافران دچار آشفتگی ذهنی و اختلاف نظری
فراوانی در توجيه حقيقت میگردند كه در هر دو سوره به آن اشاره شده است.
سوره ق
بَلْ كَذَّبُوا۟ بِٱلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ فَهُمْ فِىٓ أَمْرٍۢ مَّرِيجٍآیهٔ ۵
سوره ذاريات
إِنَّكُمْ لَفِى قَوْلٍۢ مُّخْتَلِفٍۢ يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ قُتِلَ ٱلْخَرَّٰصُونَسورهٔ ذاریات، آیات ۸–۱۰
ٱلَّذِينَ هُمْ فِى غَمْرَةٍۢ سَاهُونَ يَسْـَٔلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلدِّينِسورهٔ ذاریات، آیات ۱۱–۱۲
معنای امر مریج كاری آشفته است، افك وارونه دیدن حقايق است و خراصون كسانی
هستند كه با حدس و گمان اظهارنظر میكنند و تخمين میزنند.