‹ همهٔ سوره‌ها الروم
۳۰

الروم

رومیان

مکی۶۰ آیه

«روم» (۳۰)

شرایط زمانی

ثلث اول این سوره در سال ششم و دو ثلث دیگر آن در سال نهم بعثت در مکه نازل شده است. مسلمانان در این سالها تحت شدیدترین فشارهای مشرکین قرار داشتند و آنها را کاملاً بر خود مسلط و چیره می‌دیدند. هجرت مسلمانان اولیه به «حبشه» در آستانه همین سالها قرار داشته و محاصره در «شعب ابیطالب» نیز به قولی در همین ایام واقع شده است بنابراین مطالب سوره ارتباط نزدیکی با گرفتاری‌ها و اشتغالات ذهنی مؤمنین نخستین دارد. از یک طرف نجات و پیروزی را در شرایط ذلت و قلت خود و عزت و کثرت مشرکین غیر ممکن و باورنکردنی تصور می‌کردند، از طرف دیگر در بعد اعتقادی با انکار و تکذیب مشرکین بخصوص در مسئله «توحید» و «قیامت» مواجه بودند. بنابراین لازم بود هم امید و اطمینان به آینده پیدا کنند و هم در برخورد اعتقادی با مشرکین بسلاح منطق و برهان برای اثبات توحید و معاد مسلح شوند. به این ترتیب می‌توان گفت مطالب سوره عمدتاً پیرامون دو محور فوق که ذیلاً توضیح بیشتر داده خواهد شد متمرکز گشته است:

۱- امید به آینده و «نصرت» الهی - سوره روم با وعده پیروزی سپاه شکست خورده «روم» در چند سال آینده بر امپراطوری ایران (یکی از دو ابرقدرت زمان) که در ایام نزول این آیات بر آنها غلبه کرده بودند آغاز می‌شود، این پیش بینی که پیروزی حتمی الوقوع اهل کتاب را بر مشرکین خارج از محدوده جغرافیائی عربستان وعده می‌دهد، هم اعجاز و حقانیت قرآن را (پس از تحقق امر) اثبات می‌کند و هم به مؤمنین نشان می‌دهد که «امر» به دست خدا بوده (نه جباران و سلاطین) و جریان کلی عالم و سرنوشت نهایی جوامع رو به سوی پیروزی حق و نابودی باطل دارد. بنابراین مؤمنین قلیلی که در شرایط استضعاف در چنگال قریش قرار

داشتند، سرانجام، همچنان که رومیان بدلیل حقانیت نسبی بر ایرانیان پیروز شدند، بر مشرکین غلبه خواهند کرد. وقتی سپاه روم بر سپاه ایران چیره گردد، در آن روز مؤمنان به «نصرت خدا» خوشحال خواهند شد (وَيَوْمَئِذٍۢ يَفْرَحُ ٱلْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ ٱللَّهِآیات ۴–۵) و به پیروزی آینده خود امیدوار که نصرت تابع مشیت الهی است نه اراده ابرقدرت‌ها! و عزت از آن خداست که بدلیل «رحیم» بودنش مؤمنان را نصرت می‌بخشد، نه جباران روزگار (يَنصُرُ مَن يَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُآیهٔ ۵). این وعده همیشگی خدا و قانونمندی حاکم بر جوامع بشری در طول تاریخ است. اما چون بیشتر مردم محصور زمان خودشان هستند و از تاریخ و فلسفه آن آگاهی ندارند، این حقیقت را درک نمی‌کنند.

وَعْدَ ٱللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۶

بار دیگر در این سوره با اشاره بارسال رسولان بسوی اقوام متعدد تاریخ، انتقام از مجرمین و «نصرت» مؤمنین را که خداوند حقی بر خود شمرده یادآوری می‌کند:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ فَجَآءُوهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَٱنتَقَمْنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجْرَمُوا۟ ۖ وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ ٱلْمُؤْمِنِينَآیهٔ ۴۷.

و سرانجام در آخرین آیه مجدداً بر «حقانیت» (وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَاآیهٔ ۴۷...) این «وعده» (وَعْدَ ٱللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥآیهٔ ۶) تأکید می‌کند و از رسول اکرم می‌خواهد تا تحقق آن پایداری نماید و از گفتار و رفتار کسانی که به این امر (پیروزی مؤمنان در دنیا و در قیامت) «یقین» ندارند دلسرد و سست نگردد:

فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَآیهٔ ۶۰

۲- توحید و آخرت - محور اصلی سوره «روم» که همه آیاتش حول آن متمرکز می‌باشد «توحید» است و پس از آن «قیامت» به عنوان مهم ترین نتیجه ای که انسانها باید از توحید بگیرند. بدلیل اهمیت زیربنائی این دو مبحث هر کدام را جداگانه مورد بررسی قرار می‌دهیم. (الف) توحید

با یکبار قرائت سوره «روم» بوضوح می‌توان دریافت که مهم ترین موضوعی که در آن مطرح گشته «توحید» است. همانطور که گفته شد، در برخورد با مشرکین مهمترین مسئله قبولاندن «توحید» بآنها بوده است. می‌دانیم مشرکین عربستان همانند همگی مشرکین تاریخ، منکر «الله» نبودند و به تصریح قرآن خلقت آسمانها و زمین و نیز خودشان را به خدا

نسبت داده ۱ و او را عزیز و علیم هم می‌دانستند. اما معتقد بودند خداوند تدبير آسمانها و زمين و عالم انسانها را به فرشتگان (یا جن ها و قديسين و پادشاهان) واگذار کرده است، بنابراین انسانها باید آنها را عبادت کنند و به آنها تقرب جویند تا شفاعتشانرا نزد خدا جلب نمایند. ۲ مشرکین عقیده داشتند «الله» آنقدر متعالی و عظیم است که ممکن نیست انسان بتواند با او رابطه برقرار کند. اما از طریق سلاطین که سایه خدا در زمین هستند یا قديسين و فرشتگان که واسطه‌های فیض هستند، می‌توان به او تقرب جست. به این ترتیب اولاً «تدبير» عالم را به جای «الله»، به فرشتگان یا بت ها... نسبت می‌دادند و با ارباب گرفتن آنها یا حاکمان تاریخ «ربویت» الله را منکر می‌شدند، ثانیاً با اتخاذ «ولايت» آنها از ولايت «الله» خارج شده بجای دعا و درخواست از خدا و اقامه «صلو» برای ارتباط با او، بت ها، فرشتگان، قديسين یا فرعون‌ها را «عبادت» می‌کردند تا خواسته هاشان برآورده گردد.

به این ترتیب مشکل اساسی برای پیامبر (ص) و مسلمانان، ثابت کردن بطلان این تصورات و اثبات «توحید» بوده است. توحید به این معنا که تنها مؤثر در عالم وجود «الله» است و هیچ نیروی دیگری استقلال بالذات ندارد، هم در الوهیت (معبود بودن) و هم در ربویت (مالکیت تدبير) تنها اوست که شایستگی و حقانیت دارد، مالکیت هستی از آن اوست (نه فرشتگان)، به همه چیز علم دارد، امر او در هستی جاری است و خلفتش باطل و بی هدف نیست. بنابراین انسان نسبت به اعمالش (برخلاف تصور مشرکین) مسئول است و در آخرت (که مشرکان بدلیل مبانی اعتقادیشان نیازی به آن نمی‌دیدند) باید پاسخگو باشد. با مقدمات فوق بهتر می‌فهمیم که چرا سوره «روم» که در اوج سخت گیری و تکذیب مشرکین نازل شده بر محور «توحید» می‌گردد. مهمترین نتیجه ای که از توحید برای انسان باید حاصل شود هدف دار بودن خلقت و مسئولیت انسان در قبال اعمالش می‌باشد که ناگزیر «آخرت» را به عنوان یوم الدین و یوم الحساب اقتضا می‌کند و بهمین دلیل هم پس از توحید در سوره روم روى «آخرت» تکیه شده است.

برای اثبات «توحید» در این سوره آیاتی نشان داده شده است که اگر مشرکین در آنها (که از آفاق تا انفس گسترده است) تفکر و تعقل کنند و حق را بشنوند و علم پیدا کنند و

۱. آیه ۸۷ سوره زخرف (ولئن سأتنهم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُسورهٔ زخرف، آیهٔ ۸۷... اگر از آنها پیرسی چه کسی شما را آفریده قطعاً خواهند گفت خدا)
  1. سوره زمر آیه ۳ (الالله الدین الخالص والدین ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلْفَىٰٓسورهٔ زمر، آیهٔ ۳... آگاه باشید که دین خالص فقط برای خداست و کسانی که بجزاو اولیائی می‌گیرند (و می‌گویند) ما آنها را نمی‌پرستیم جز برای آنکه ما را بخدا نزدیک سازند...)

آماده ایمان و تسلیم به آن باشند می‌توانند هدایت شوند، علاوه بر آیات، شواهد دیگری نیز بر این امر حکایت می‌کند. از جمله وعده پیروزی «روم» که در طلیعه سوره به آن اشاره شده، برای نشان دادن این حقیقت است که امر در گذشته و آینده منحصراً بدست خداست و سرنوشت جوامع مطلقاً بفرمان او (نه قدرتمندان) رقم می‌خورد، درک این معنا که فقط مشیت خدا حاکم بر روابط اقوام و مجتمعات انسانی است، گرایشی به توحید (یکتائی) است (...لِلَّهِ ٱلْأَمْرُ مِن قَبْلُآیهٔ ۴ و من بعد... ينصر من يشاء و هوالعزيزالرحيم).

پس از مقدمه سوره که توحید را در اجتماعات انسانی نشان می‌دهد، در مقاطع مختلف سوره بدنبال مطرح کردن خلقت (که مورد قبول مشرکین بوده) و با تکیه بر این اصل مورد توافق طرفین، مرتباً تدبير الهی را در استمرار خلق و اعاده و رجوع آن که همان «ربویت» باشد، متذکر می‌گردد. بطوریکه در ۵ بخش عمده سوره که سرفصل آن با نام «الله» بصورت جمله اسمیه آغاز می‌گردد، به صُوّر مختلف و متنوع «توحید و ربویت» را در همه حالات و اطوار گوناگون حیات به نمایش می‌گذارد.

(ب) آخرت

دومین محوری که گفته شد مطالب سوره پیرامون آن متمرکز گشته، «آخرت» است که عمده ترین ایراد و اشکال مشرکین برای قبول توحید بشمار می‌رود. مسئله آخرت باسامی و عناوین مختلف مثل یوم البعث، وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُآیهٔ ۱۴، لقاء الاخرة، معاد، خروج، اجل، و... در مقاطع مختلف سوره مطرح گشته و بیش از یک چهارم سوره ۲ به آن اختصاص یافته است. اتفاقاً از «وعده» پیروزی رومیان بر ایرانیان، گرچه نصرت الهی و پیروزی نهایی مؤمنین بر مشرکین نتیجه گیری شده است، اما هدف اصلی نشان دادن حقانیت «وعده» آخرت است. وقتی این وعده دنیایی تحقق پیدا کرد، مؤمنین باید یقین حاصل نمایند که «وعده آخرت» نیز تحقق پیدا خواهد کرد. و به همین دلیل است که در نتیجه گیری از وعده غلبه سپاه روم بلافاصله از «نصرت» الهی منتقل می‌شود به «آخرت» و تأکید می‌کند وعده خدا (چه در دنیا با نصرت مؤمنین و چه در آخرت با رستگاری آنها) بدون هیچگونه تخلف تحقق پیدا خواهد کرد ولی چون مردم دانشی به این امر ندارند و تنها ظاهری از دنیا را می‌شناسند، از آخرت غافل هستند (وعده الله لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥآیهٔ ۶ و لكن أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۳۰. يَعْلَمُونَ ظَٰهِرًۭا مِّنَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَاآیهٔ ۷ و هم عن الاخرة غافلون)

۱. آیات ۱۱-۲۷-۴۰-۴۸-۵۴ که هر کدام سرفصل یک بخش مستقل محسوب می‌گردند.
۲. حداقل ۱۷ آیه-آیات: ۷-۸-۱۱-۱۲-۱۳-۱۴-۱۵-۱۶-۱۹-۲۵-۲۷-۴۰-۴۲-۵۰-۵۵-۵۷-۵۸
روم (۳۰) / ۱۳۱

علم و عقل (ب - ۱)

اشکال اصلی برای باور کردن قیامت همان ظاهر بینی و نداشتن علم و عقل است که مرتب بر آن تصریح شده است. بطوریکه از ۱۰ موردی که مشتقات کلمه «علم» در این سوره بکار رفته ۷ مورد آن بشرح ذیل از نادانی آنها حکایت می‌کند:

  • آیه ۶ - وَعْدَ ٱللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۶
  • آیه ۷ - يَعْلَمُونَ ظَٰهِرًۭا مِّنَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَاآیهٔ ۷...
  • بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَهْوَآءَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍۢآیهٔ ۲۹
  • آیه ۳۰ -...ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۳۰
  • آیه ۳۴ -...فَتَمَتَّعُوا۟ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَآیهٔ ۳۴
  • آیه ۵۶ - فهذا یوم البعث و لکنکم کنتم لاتعلمون
  • كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۵۹

وقتی هم که آیات خود را معرفی می‌نماید، تأکید می‌کند که این‌ها تنها برای دانایان (عالمین) نشانه راه است.¹

  • آیه ۲۲ - و من آیاته خَلْقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱخْتِلَٰفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَٰنِكُمْآیهٔ ۲۲ ان فی ذلک لایات للعالمین.

همان دانایانی که به دلیل «علم» دوران حیاتشان در دنیا، در آخرت نیز علیرغم بقیه مردم به مدت درنگر پس از مرگ تا قیامت وقوف خواهند یافت (و قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَسورهٔ نحل، آیهٔ ۲۷ و الایمان لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِى كِتَٰبِآیهٔ ۵۶ ٱللَّهِ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْبَعْثِآیهٔ ۵۶ فهذا یوم البعث و لکنکم لاتعلمون). و بالاخره دربرابر جهل و نادانی بیشتر مردم، خداوند را به صفت «علیم و قدیر» توصیف می‌نماید (يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْقَدِيرُآیهٔ ۵۴). علاوه بر «علم»، به موضوع «عقل» هم در دو مورد اشاره شده است، عقل بکار گرفتن دانسته‌های علمی برای تشخیص راه و هدایت است، به عبارت دیگر علم چراغی بیش نیست. عقل است که از این چراغ برای عبور از تاریکی باید استفاده نماید، عقل همان وجدان و جوهر وجودی هر انسان است، اگر علم مجموعه اطلاعاتی است که انسان از دنیای خارج از وجود خود کسب می‌کند، عقل نیروی تجزیه تحلیل کننده و بکار برنده آن در جهت صحیح می‌باشد. در آیه ۲۴ این سوره نشان می‌دهد با مشاهده برق آسمان و ریزش بارانی که موجب زنده شدن زمین مردم می‌گردد، از این مشاهده علمی، کسانی که تعقل نمایند آیه و علامتی در جهت زنده شدن مردگان در روز قیامت می‌یابند (ان

¹ در سری آیات از ۲۱ تا ۲۴ با ارائه آیات متعدد بترتیب نشانه بودن آنها را برای مردمی که تفکر کنند، علم داشته باشند، شنوا باشند و تعقل کنند تصریح می‌کند.

فی ذلک لایات لقوم یعقدون) و اصولاً خداوند با زدن مثالهای مختلف می‌خواهد آیات خود را برای کسانی که تعقل می‌کنند تفصیل دهد (أَنفُسَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَآیهٔ ۲۸)

آیه (ب ۲)

همانطور که گفته شد، علم و عقل وسائلی هستند که در ارتباط انسان با حقایق جهان هستی، نقش گیرنده و عمل کننده دارند، با علم است که می‌توان به «آیات الهی»، که نشانه‌های راه رستگاری و طریق منطبق بر فطرت انسان است، آگاهی و «هدایت» پیدا کرد و با «عقل» است که می‌توان از این دانسته‌های علمی در جهت تشخیص آیات و نشانه‌ها، از تاریکی جهل و گمراهی بسوی نور خدائی راه یافت.

در این سوره که محور اصلی اش بر «توحید» و قیامت استوار است، جمعاً ۱۷ مرتبه واژه «آیه» (بصورت مفرد و جمع و در ترکیب با ضمائر) بکار رفته است که برخی از ترکیبات آن مانند «آیانه» به تعداد بیشتری از سایر سوره‌های قرآن بکار رفته است. ۱ وفور این کلمه در سوره روم ۲ نشان می‌دهد شناخت محورهای اصلی آن (توحید و قیامت) از طریق فهمیدن «آیات» ممکن می‌باشد و اگر این نشانه‌ها نبود محال بود انسان به این حقایق هدایت گردد. ذیلاً مواردی را که این کلمه در سوره آمده است بترتیب شماره آیات برای جلب توجه بیشتر ذکر می‌کنیم:

[آیه (۱۰) - ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِآیهٔ ۱۰... [آیه (۱۶) - و امّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَاآیهٔ ۱۶ ولقاء الاخرة... [آیه (۲۰) - و من آیاته أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍۢ ثُمَّآیهٔ ۲۰ إِذَآ أَنتُم بَشَرٌۭ تَنتَشِرُونَآیهٔ ۲۰. [آیه (۲۱) وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْآیهٔ ۲۱... ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون. [آیه (۲۲) - و من آیاته خلق السموات والارض... ان فی ذلک لایات للعالمین. [آیه (۲۳) - و من آیاته منامكم باللیل و ابتغاؤكم... ان فی ذلک لایات لقوم یسمعون. [آیه (۲۴) - و من آیاته یریكم البرق خوفاً و طمعاً... ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون. [آیه (۲۵) - وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن تَقُومَ ٱلسَّمَآءُ وَٱلْأَرْضُ بِأَمْرِهِۦ ۚ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةًۭ مِّنَ ٱلْأَرْضِ إِذَآ أَنتُمْ تَخْرُجُونَآیهٔ ۲۵.]

۱. از ۳۷ موردی که کلمه «آیانه» در قرآن بکار رفته ۷ مورد آن (حدود ۲۰٪) در این سوره قرار دارد.
  1. گرچه در سوره «انعام» ۳۲ بار کلمه «آیه» به کار رفته که از تمام سوره‌های قرآن بیشتر است ولی با توجه به حجم دو سوره و مقایسه آنها با یکدیگر (سوره انعام حدود ۵/۴ برابر سوره روم است) می‌توان گفت بطور نسبی سوره روم تاکید بیشتری روی این کلمه کرده است.
روم (۳۰) / ۱۳۳
آیه (۲۸) ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًۭا مِّنْ أَنفُسِكُمْآیهٔ ۲۸... كذلك نفصل الایات لقوم يعقلون.
آیه (۳۷) - أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُآیهٔ ۳۷ و يقدر ان في ذلك لایات لقوم
یؤمنون.
آیه (۴۶) - و من آياته أَن يُرْسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٍۢآیهٔ ۴۶... ولعلكم تشكرون.
وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلْعُمْىِ عَن ضَلَٰلَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِـَٔايَٰتِنَا فَهُمآیهٔ ۵۳
مسلمون.
آیه (۵۸) -... وَلَئِن جِئْتَهُم بِـَٔايَةٍۢ لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَآیهٔ ۵۸.
دو آیه ابتدای سوره (۱۰ و ۱۶) و دو آیه آخرآن (۵۳ و ۵۸) از تکذیب «آیات» وکوردلی و
گمراهی کافران در قبال آیات یاد می‌کند و بقیه آن انواع و اقسام آیات را برای هدایت کسانی
که تفکر کنند، عالم باشند، بشنوند، تعقل نمایند، ایمان داشته باشند و بالاخره تسليم خدا
گردند نشان می‌دهد.
خلق (ب ۳)
بنظر می‌رسد مهمترین آیاتی که در سوره نشان داده شده در رابطه با موضوع «خلقت»
باشد. بطوریکه ۱۰ بار این کلمه درقسمت‌های مختلف آن بکار رفته است. چنین می‌نماید
بطور نسبی (با توجه به حجم سوره) در هیچ یک از سوره‌های قرآن به این حد به چنین
مسئله ای نپرداخته باشد. ذیلاً موارد ذکر شده را مشاهده می‌کنیم:
آیه (۸) أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِم ۗ مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّآیهٔ ۸...
ٱللَّهُ يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَآیهٔ ۱۱
وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍۢ ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٌۭ تَنتَشِرُونَآیهٔ ۲۰
آیه (۲۱) وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًۭاآیهٔ ۲۱...
الروم · آیه ۲۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًۭا مِّنْ أَنفُسِكُمْ ۖ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِى مَا رَزَقْنَٰكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَآءٌۭ تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ

[خداوند] براى شما از خودتان مَثَلى زده است: آيا در آنچه به شما روزى داده‌ايم شريكانى از بردگانتان داريد كه در آن [مال با هم‌] مساوى باشيد و همان طور كه شما از يكديگر بيم داريد از آنها بيم داشته باشيد؟ اين گونه، آيات خود را براى مردمى كه مى‌انديشند، به تفصيل بيان مى‌كنيم.

الروم · آیه ۳۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ

آيا ندانسته‌اند كه [اين‌] خداست كه روزى را براى هر كس كه بخواهد فراخ يا تنگ مى‌گرداند؟ قطعاً در اين [امر] براى مردمى كه ايمان مى‌آورند عبرتهاست.

الروم · آیه ۴۶ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن يُرْسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٍۢ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِۦ وَلِتَجْرِىَ ٱلْفُلْكُ بِأَمْرِهِۦ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و از نشانه‌هاى او اين است كه بادهاى بشارت‌آور را مى‌فرستد، تا بخشى از رحمتش را به شما بچشاند و تا كشتى به فرمانش روان گردد، و تا از فضل او [روزى‌] بجوييد، و اميد كه سپاسگزارى كنيد.

آیه (۲۲) - و من آياته خلق السموات والارض... آیه (۲۷) - و هو ٱلَّذِى يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥآیهٔ ۲۷... آیه (۳۰) فِطْرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ ٱللَّهِآیهٔ ۳۰... آیه (۴۰) ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْآیهٔ ۴۰... آیه (۵۴) ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍۢآیهٔ ۵۴... يخلق ما يشاء و هو العليم القدير.

الروم · آیه ۴۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ۖ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَىْءٍۢ ۚ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ

خدا همان كسى است كه شما را آفريد، سپس به شما روزى بخشيد، آنگاه شما را مى‌ميراند و پس از آن زنده مى‌گرداند. آيا در ميان شريكان شما كسى هست كه كارى از اين [قبيل‌] كند؟ منزه است او، و برتر است از آنچه [با وى‌] شريك مى‌گردانند.

الروم · آیه ۵۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

۞ ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعْدِ ضَعْفٍۢ قُوَّةًۭ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعْدِ قُوَّةٍۢ ضَعْفًۭا وَشَيْبَةًۭ ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْقَدِيرُ

خداست آن كس كه شما را ابتدا ناتوان آفريد، آنگاه پس از ناتوانى قوّت بخشيد، سپس بعد از قوّت، ناتوانى و پيرى داد. هر چه بخواهد مى‌آفريند و هموست داناى توانا.

بخش‌های مختلف سوره

برای فهم دقیق تر سوره می‌توانیم بر حسب سیاق و مختصاتی که آشکار است، آن را به بخش‌های مختلف تقسیم نمائیم:

۱- مقدمه (۱۰ آیه)

۵ آیه اولی این مقدمه به وعده غلبه «روم» و مشیت خداوند عزیز و رحیم درجهت «نصرت» بخشیدن بمومنین اختصاص دارد و ۵ آیه بعد به کفر و تکذیب و نادانی کافران نسبت به این حقیقت و سایر حقایق اشاره می‌کند. مهم ترین نتیجه‌ای که از ۵ آیه اول می‌گیرد تحقق قطعی وعده‌های الهی از جمله «آخرت» می‌باشد که بیشتر مردم بدلیل ظاهر بینی و دنیانگری و نادانی از آن غافل هستند، (آیه ۷). در حالیکه اگر در نفس خویش اندیشه و تفکر می‌کردند می‌فهمیدند که هیچیک از پدیده‌های مشهودشان در طبیعت باطل و عبث نیست و هر کدام «اجل» و عمر معین و محدودی دارند. بنابراین آنها نیز بملاقات اجل خود و نهایتاً بلقاء الله نائل خواهند شد (آیه ۸)، نه تنها در طبیعت، که اگر در تاریخ هم دقت می‌کردند اقوامی را می‌یافتند که از آنها مقتدرتر و مسلطتر بر زمین بودند ولی با تکذیب بینات و ظلم بخویشتن منقرض و هلاک گشتند (آیه ۹) اما کافران از آنجایی که توجهی به آیات تکوینی (طبیعت اطراف) و آیات تاریخی ندارند، بدلیل نادانی و جهل و ارتکاب زشتی‌ها سرانجام همه آیات الهی را تکذیب می‌کنند و به استهزاء می‌گیرند (آیه ۱۰).

۲- سرآغاز بحث توحید (آیات ۱۱ تا ۲۶)

این بخش که مفصل ترین قسمت سوره است، با آیه: (ٱللَّهُ يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَآیهٔ ۱۱) آغاز می‌گردد، بخش‌های دیگر که با جمله «هوالذی» یا «الله الذی» شروع می‌شوند در واقع توضیح بیشتر و تفصیل حقایقی است که ذیل این آیه (بدون موصول «الذی») آمده است. آیه فوق سه مرحله: ابتداء آفرینش، اعاده و انشاء مجدد و رجعت نهایی پدیده‌ها را بخدا نسبت می‌دهد. مشرکین قسمت اول را کاملاً قبول داشتند. در قسمت دوم چون اعاده و انشاء خلقت (تطور و تکامل پدیده‌ها پس از هر مرحله مرگ نوعی و به تفصیل و پیچیدگی بیشتر رسیدن) را بدلیل انکار «ربویت» و تدبير مستمر الهی منکر بودند، نمی‌توانستند درک درستی داشته باشند و قسمت سوم (رجعت بسوی خدا) را بخاطر انکار مسئولیت و حساب و کتاب و قطع رابطه با خدا اصلاً قبول نداشتند. آیه سه مرحله‌ای فوق در حقیقت

(۳۰) (۲۰) روم

جان کلام و عصاره حقایقی است که برای اثبات توحید و قیامت در این سوره بیان گردیده است.

ذیل این آیه، تا ۵ آیه بعد (۱۲ تا ۱۶) سرنوشت انسانها را در آخرت بر حسب انکار یا اعتقادشان نسبت بحقایق سه گانه مندرج در آیه فوق نشان می‌دهد. مجرمون، یعنی کسانی که رابطه خود را با خدا در حیات دنیا با اتخاذ ولایت (ارباب انواع) قطع کرده‌اند (معنای لغوی جرم) از مشاهده یقینی «توحید» سراسیمه و مأیوس می‌شوند و نقش و اثری برای شریکان خود (فرشتگان، جن ها، بت ها، قدیسین، قدرتمندان و...) که به آنها اتکاء می‌کردند، نمی‌یابند و بجای «ایمان» و اعتقادی که در زندگی دنیائی برای آنها قائل بودند، با کشف حقیقت بکلی منکر تاثیرشان می‌شوند (آیه ۱۳) و هر کدام بر حسب اعمالشان متمایز و متفرق می‌گردند (آیه ۱۴). کسانی که بحقایق فوق ایمان آورده و عمل شایسته بجا آوردند در بهشت قرار می‌گیرند و کسانی که حقایق را ندیده گرفتند و نشانه‌های خدا و ملاقات آخرت را تکذیب کردند به عذاب احضار می‌شوند (آیات ۱۵ و ۱۶).

نتیجه ای که از بیان هشدارهای فوق در دو آیه (با «ف» تفریع = فسبحان الله...) می‌گیرد منزه بودن خدا (از پندارهای مشرکان) در تمامی لحظات روز است که در چهار مقطع زمانی مشخص (هنگام صبح کردن، شام کردن، شامگاهان و وسط روشنائی روز) ذکر گردیده، صبح و شام کردن دو حالت متضاد انسان است و عشاء (تاریکی کامل) و ظهر (نور کامل) دو حالت متفاوت نسبت به نور می‌باشد، یعنی در کلیه مقاطع زمانی خدا منزه است و در هیچ لحظه ای از خلقت موجودات نمی‌توان شریکی برای خدا قائل شد، منزه شمردن خدا (فَسُبْحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمْسُونَآیهٔ ۱۷ و...) پاک شمردن او از تصورات باطل مشرکین است. حال که چنین است پس حمد و ستایش مطلق در تمامی آسمانها و زمین شایسته اوست (نه ارباب انواع) (مضمون آیات ۱۶ و ۱۷).

نتیجه مهم دیگری که از «توحید» در طبیعت (پیدایش موجودات زنده از موجودات بیجان و برعکس، همچنین احیای زمین مرده در بهار) گرفته می‌شود، مکانیسم خروج انسان در روز قیامت است (وَكَذَٰلِكَ تُخْرَجُونَآیهٔ ۱۹) که پس از توحید مهمترین محور این سوره بشمار می‌رود.

پس از مقدمات فوق اینکه هنگام ارائه «آیات» و نشانه‌هایی برای تبیین مسئله توحید و «قیامت» می‌باشد، ۶ آیه بعد که تماماً با جمله: «و من آیاته...» آغاز می‌شود بیانگر جلوه‌های متعدد و متنوع «توحید» می‌باشد. نیمی از این ۶ آیه از خلقت (خلقت انسان از خاک، خلقت جفت انسان و خلقت آسمانها و زمین) سخن می‌گوید و نیم دیگر از تدبیر و

ربوبیت که تضمین کننده و تداوم بخش خلقت است. هدفی که از ارائه این آیات در قرآن دنبال می‌شود برانگیختن تفکر و تعقل انسان است تا با دیدی عالمانه عبرت بگیرد و از شرک دوری گزینند.

در پایان این بخش برای تثبیت بیشتر توحید، انحصار مالکیت خدا را نسبت به همه موجودات آسمانها و زمین و فرمانبری مطلق تکوینی آنها را در برابر خدا نشان می‌دهد:

وَلَهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥ قَٰنِتُونَآیهٔ ۲۶.

۳- اعاده خلق (رشد و کمال مرحله‌ای مخلوقات) آیات ۲۷ تا ۳۹

این بخش که با آیه «وهوالذی یبدواالخلق ثم یعیده و هو اهون علیه...» آغاز می‌گردد بدلیل آن که بجای «الله» جمله «وهوالذی...» آمده، معطوف بودن آن را به بخش قبل که با «الله» آغاز شده بود (ٱللَّهُ يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَآیهٔ ۱۱) نشان می‌دهد. با این تفاوت که در بخش قبل سه مرحله مندرج در آیه مذکور (خلق، اعاده، رجعت) را شرح می‌داد و در اینجا مرحله رجعت حذف شده و تکیه اصلی روی خلق و اعاده خلقت رفته است و چون خلق نخستین را مشرکین قبول داشتند، با این فرض، اعاده و انشاء دائمی و پیوسته آفرینش را ثابت می‌نماید.

انکار اعاده خلق که بعثت روز جزا هم مرحله نهایی آنست، با اینکه مستمراً در طبیعت و در مورد هر موجودی جریان دارد، به این دلیل است که تصورش برای مشرکین مشکل است، بجای این که از تجدید حیات و اعاده مجدد موجودات که همه روزه شاهد آن هستند نتیجه بگیرند که زنده شدن در قیامت و معاد هم به همینگونه است، حیات یافتن مجدد استخوانهای پوسیده را باور نمی‌کنند. در حالیکه اینکار ساده‌تر از ابداع و خلق نخستین آن می‌باشد و خداوند کارهای مهمتر و پیچیده‌تری در آسمانها و زمین دارد-بنابراین هم عزت و توانائی بر انجام این امور دارد و هم کارش مطابق حکمت است (آیه ۲۷).

با اینکه برای خدا مثال‌های عالی تری از اعاده خلقت است (وَلَهُ ٱلْمَثَلُ ٱلْأَعْلَىٰآیهٔ ۲۷)، برای انسان نادان باید مثال‌های ساده‌تری زد (ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًۭا مِّنْ أَنفُسِكُمْآیهٔ ۲۸...) تا توحید در ربوبیت و تدبیر را دریابد و بفهمد همانطور که بردگان مملوک آقای خویشند و از خود استقلال و اختیاری ندارند، فرشتگان و ارباب انواع نیز نمی‌توانند شریک در ربوبیت و تدبیر عالم باشند، اگر هم نقشی دارند مستقل و بالذات نیست، بلکه خدا مالک آنها و اعمالشان است. این تفصیل و تشریح و توضیح برای کسانی که نیروی عقل خود را به کار اندازند، آیه و

نشانه ای برای درک توحید است (آیه ۲۸) اما کسانی که اهل ظلم و ستم هستند ۱ بجای اینکه از آیات پیروی کنند از روی نادانی از هوس‌های خود پیروی می‌کنند و این مشیت الهی است که هر کس به اراده خود گمراهی را انتخاب نماید یاوری نخواهد داشت (آیه ۲۹). سه آیه بعد (که با «فاء» تفریع آمده) نتیجه گیری از حقیقت فوق است، حال که مؤثر دیگری در عالم وجود ندارد و تنها خداست که «ربویت» (مدیریت و سروری) دارد، پس رسول (ص) (و مؤمنین) باید روی (جهت گیری و هدفیابی) خود را به سوی دین (شیوه و قانون زندگی) حنیفی (مبرای از شرک و ناخالصی) که خداوند آنرا فطرت نهاده (آئین گذاری) کرده) و انسان‌ها را هم‌آهنگ با این دین (توحید) آفریده و خمیره شان را با آن متعادل ساخته استوار گردانند. نه خلقت انسان مبدل می‌شود و نه دینی که خلق کرده. بنابراین به دلیل هماهنگی وجود انسان با مقررات دین توحید که برپادارنده استعدادها و لیاقت‌های بالقوه اوست، باید روی خود را بسوی آن بگرداند. اما بیشتر مردم بدلیل ناآگاهی از فطری بودن توحید و انطباق آن با وجود انسان بشريک روی می‌آورند (آیه ۳۰). حال که چنین است؛ باید یکسره روی بدرگاه او آورند و مرتباً با هر خطا به او بازگشت نمايند (معنای انابه) و تنها از او (نه دیگران) بپرهیزند و رابطه شان را با او برقرار سازند (اقامه صلوّه) و از مشرکان نباشند (آیه ۳۱) همان کسانی که در دین (قانون الهی) دچار تفرقه شدند و هر یک پیرو آئین و رهبری جداگانه گشته به آنچه نزد خودشان است سرفراز و شادمان گشتند (آیه ۳۲). ۵ آیه بعد سیاق مشترکی دارد و روحیه دمدمی مزاج بودن و تأثیر پذیری فوری انسان را از حالات لحظه ای و گذرا نشان می‌دهد. این ایراد اتفاقاً عمده ترین مانع باور کردن قیامت است. کسی می‌تواند آینده بسیار دور آخرت را باور کند که سعه صدر زمانی داشته از اسارت «زمان» و روزگار آزاد شده باشد. مشرکین نه تنها این فاصله زمانی را درک نمی‌کنند، بلکه حتی در زندگی روزمره خود مآل اندیشی نداشته با اینکه در گرفتاری‌ها خدا را می‌خوانند، هرگاه خدا بر آنها رحمت کند و آسوده شان سازد عوامل و انگیزه‌های دیگری را به جز خدا در زندگی دخالت می‌دهند (آیه ۳۳). و چنین نیست که خدا به دلیل این ناسپاسی و کفران بلافاصله عذابشان کند بلکه بدلیل مهلت و اختیاری که در حیات دنیا به انسان بخشیده، او را آزاد می‌گذارد تا کامیابی کند و البته روز قیامت بحقیقت اعمالش واقف

۱. جالب اینکه در اینجا بجای مشرکین کلمه ظالمین را قرار داده، یعنی شرک که اعتقاد است در مرحله عمل
باعث ظلم (بخود یا دیگران) می‌شود و بدلیل عواقب و آثار این عمل است که گرفتار عذاب می‌شوند (نه صرفاً
بخاطر اعتقاد ذهنی و عقیده باطنی)

خواهد گردید (آیه ۳۴). دلیل دیگری که برای اثبات دمدمی مزاج بودن انسان قابل توجه است شادمانی فوری و نومیدی سریعی است که در چشیدن رحمت یا اصابت مختصر مصیبتی که نتیجه اعمال خودش است پیدا می‌کند (آیه ۳۵). در حالیکه اگر می‌دید بسط روزی یا تنگ گرفتن آن تابع مشیت الهی است، چنین سراسیمه و خود باخته نمی‌شد. درک این معنا تنها برای مردمی که ایمان داشته باشند مقدور است. (آیه ۳۶)

بدنبال تبیین توحید در رزق رسانی و رحمت، بار دیگر در دو آیه (با فاء تفریع) خطاب به پیامبر دو نتیجه گیری مهم می‌کند. اولین نتیجه برای کسانیکه وجه خدا را اراده می‌کنند (يُرِيدُونَ وَجْهَ ٱللَّهِآیهٔ ۳۸) است که از اموال خود به خویشاوندان، مساکین و واماندگان بدهند و از این راه رستگاری و فلاح پیدا کنند (آیه ۳۸). دومین نتیجه کناره گیری از «ربا» و دادن «زکوه» به نیت و ارادورسیدن به «وجه الله» است که باعث فزونی یافتن و برکت پیدا کردن اموال می‌گردد (آیه ۳۹). به این ترتیب و با این دستورالعمل، مؤمنین برخلاف مشرکین که هنگام رفاه و فراوانی شادمانی متکبرانه پیدا کرده خود را گم می‌نمایند، انفاق می‌کنند تا گرفتاری‌های دیگران را مرتفع سازند. این شیوه که گذشته از رشد انسان و رستگاری او، به دلیل تحریک انگیزه تلاش و تولید باعث رونق و افزایش کار و سرمایه می‌گردد، فقر و نیازمندی را بکلی از جامعه ایمانی می‌زداید.

۴- استمرار حیات (آیات ۴۰ تا ۴۷)

این بخش که با آیه «ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْآیهٔ ۴۰...» آغاز می‌گردد، ابتدای مطلب جدیدی است که در سیاقی دیگر توحید عوامل مؤثر در استمرار حیات و مراحل مختلف آن را بیان می‌کند. ابتدا از مشرکین که ناظر خلقت، روزی رسانی، مرگ و حیات مستمر انسانها به دست خدا هستند، می‌پرسد: آیا شرکائی که در کنار «الله» قرار داده اید نقشی در این امور دارند؟ (آیه ۴۰). تصور باطل مشرکین در اتخاذ ولایت غیرخدا موجب اعمالی می‌گردد که تعادل و هماهنگی را بهم زده، در خشکی و دریا (همه جا) فساد بوجود می‌آورد. عواقب این اعمال که موجب فساد شده، امید است آنها را بیدار کند و بطرف توحید برگرداند. (آیه ۴۱).

  1. ۷ بار در این سوره «فاء» تفریع در ابتدای آیات آمده که تماماً خطاب به پیامبر (و تلویحاً بمسلمین) می‌باشد. این آیات که نتیجه و ماحصل آیات قبل محسوب می‌شوند، عبارتند از آیات شماره ۱۷ - ۲۸ - ۳۸ - ۴۳ - ۵۲ - ۵۸
۲. با ۳ بار تکرار کلمه «ثم» و ۶ بار تکرار ضمیر «کم» در یک آیه.

(۳۰) روم

۶ آیه بعد در این بخش تماماً خطاب به پیامبر (ص) است و وظیفه او را در قبال مشرکین و خودش نشان می‌دهد. در قبال مشرکین باید آنها را متوجه سرنوشت اقوام مشرک پیشین نماید (آیه ۴۲) و خودش نیز باید متوجه همان دین قیم توحیدی گردد و روی خود را به آن سو استوار دارد (آیه ۴۳). این آیه که با حرف «ف» (تفریع و نتیجه گیری) آغاز شده، نتیجه آیه قبل (در برخورد با مشرکین) بشمار می‌رود. پیامبر باید در مدت زندگی دنیا قبل از آمدن روزی که در آن بازگشت به دنیا ممکن نیست، وجه خود را بسوی دین قیم (توحید) بگرداند، البته در این مدت انسانها اختیار و آزادی دارند، هر کس کفر بورزد علیه خود عمل کرده و هر کس کار نیک بجای آورد بستر آینده خویش را مهیا ساخته است (آیه ۴۴). خداوند با هدایت انسانها بسوی دین قیم می‌خواهد آنها را از فضل خویش پاداش دهد و او ناسیاسان را دوست ندارد (آیه ۴۵).

آیه بعد که از فرستادن بادهای بشارت دهنده باران، که در ضمن موجب حرکت کشتی‌های بادی برای حمل و نقل و مسافرت انسان می‌باشد، یاد می‌کند، در ظاهر بی ارتباط با آیات قبل و بعد بنظر می‌رسد اما در حقیقت چنین نیست بلکه باد و باران نشانه روشنی از «ربویت» (مدیریت دائمی و سروری) بشمار می‌روند که علاوه بر ایجاد حیات در روی زمین فوائد دیگری از جمله حرکت کشتی در دریا که تحرک و چابجائی انسان را ممکن می‌سازد دارد. همه این آیات و نشانه‌ها برای اینست که انسان شکر گزار نعمات الهی باشد و از این نعمت‌ها در جهت خواسته او (نه اولیاء دیگر) استفاده نماید (آیه ۴۶).

سرانجام آخرین آیه این بخش علاوه بر نتیجه گیری از آیات قبل و نشان دادن سرنوشت مجرمین (کسانی که ارتباط خود را با خدا بریده‌اند) بازگشتی هم به آیات ابتدای سوره و مسئله «نصرت» بخشیدن به مؤمنین بشمار می‌رود. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوْمِهِمْآیهٔ ۴۷ فجاؤهم بالبينات فَٱنتَقَمْنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجْرَمُوا۟آیهٔ ۴۷ و كان حقاً علينا نصرالمؤمنين.

۵- جلوه‌های ربویت در طبیعت (آیات ۴۸ تا ۵۳)

این بخش که با آیه «ٱللَّهُ ٱلَّذِى يُرْسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابًۭاآیهٔ ۴۸...» آغاز می‌شود همانند فصل قبل آثار حیات بخش باران را نشان می‌دهد. با این تفاوت که در این بخش از احياء زمین مرده برای احياء مردگان در روز قیامت نتیجه گیری می‌نماید (آیه ۱۵۰). آیه مقدمه این بخش (۴۸) که چگونگی تشکیل ابر و ریزش باران را نشان می‌دهد از نظر علمی بسیار دقیق بوده

مطابق کشفیات قرن اخیر علم جوشناسی می‌باشد.¹

در این بخش نیز همانند بخش سوم در دو آیه ۴۹ و ۵۱ دمدمی مزاج بودن انسان و

یاس و نومیدی او را در محرومیت از باران نشان می‌دهد.

در دو آیه انتهایی این بخش نیز همانند سایر بخش‌ها، خطاب به رسول اکرم (ص)

نتیجه گیری می‌نماید. این نتیجه که طبق معمول با حرف «ف» تفریح آغاز می‌گردد. (فانک)

لَا تُسْمِعُ ٱلْمَوْتَىٰآیهٔ ۵۲...)، مکانیزم ایمان را برای پیامبر توضیح می‌دهد، ایمان دو طرف دارد، تنها

ابلاغ حقایق و ارائه آیات منجر به ایمان و هدایت نمی‌شود، شرط دیگر آمادگی قلبی و

تسلیم به حقیقت است. بنابراین پیامبر نمی‌تواند مرده دلان کر را که روگردان هستند

بشنواند (آیه ۵۲) و نه کوردلان را هدایت کند. جز آن را که به آیات خدا باور داشته و تسلیم

باشد (آیه ۵۳).

۶- برپائی ساعت قیامت (آیات ۵۴ تا ۵۷)

این بخش نیز با آیه «ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍۢ ثُمَّآیهٔ ۵۴...» همانند آیات سرآغاز بخش‌های:

۲ و ۳ و ۴ با تأکید روی «خلقت» شروع می‌شود، تفاوتی که دارد در دنباله آیه و نتیجه گیری

از آن است. در بخش ۲ روی هر سه اصل: خلقت، اعاده و رجعت تأکید داشت، در بخش ۳

عمدتاً اعاده خلق و استمرار تکاملی حیات را نشان می‌داد، در بخش ۴ بر تدبیر حیات از

نقطه نظر «رزق رسانی» اشاره داشت و در این بخش عمدتاً روی سومین اصل یعنی «رجعت»

تکیه دارد و از «وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُآیهٔ ۱۴» و «یوم البعث» نشانه می‌آورد.

در آیه سرآغاز (۵۴)، نیرو گرفتن تدریجی انسان را از تولد تا جوانی و به ضعف

گرائیدن او را از جوانی تا پیری یادآوری می‌کند و با این مثال نشان می‌دهد هر پدیده ای در

یک سیکل بسته دوران مختلف رشد و بالاخره افول و اجل دارد. بنابراین قیامت هم بعنوان

اجل جهان و پایان عمر پدیده‌های دنیائی کاملاً طبیعی و منطقی است.

پس از بیان مقدمات فوق، به تلقی مردم در روز قیامت از مدتی که پس از مرگ تا

حدوث قیامت درنگ کرده‌اند می‌پردازد، مجرمین چون در حیات دنیا دید زمانی بلندی

نداشته و اسیر لحظات و ایام بودند، سوگند خواهند خورد که جز ساعتی درنگ نکرده‌اند

(۵۵)، اما کسانیکه علم و ایمان داده شدند، از آنجایی که در زندگی دنیائی بلند نظری و

دوراندیشی داشته، از اسارت زمان و روزگار آزاد شده بودند، می‌دانند که این فاصله عظیم به

۱. بکتاب باد و باران در قرآن نوشته آقای مهندس مهدی بازرگان مراجعه نمائید.
مقدار فاصله زمانی دنیا تا روز برانگیختگی است (۵۶).
در پایان این بخش بعنوان نتیجه گیری (خطاب به رسول اکرم و با فاء تفریع) می‌فرماید
در آن روز «ظالمان» نه بهانه آوردنشان سودی به آنها می‌دهد و نه از آنها می‌خواهند عتاب را
از خود زایل سازند (فیم‌مثذ لاینفع ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَآیهٔ ۵۷..

۷- نتیجه گیری (آیات ۵۸ تا ۶۰)

سه آیه انتهایی سوره حکم نتیجه گیری نهایی از مطالب سابق را دارد. در اولین آیه با اشاره به مثالهایی که زده شد، تأکید می‌کند کافران هر آیه‌ای پیامبر بیاورد با پیشداوری باطل خواهند شمرد (۵۸). این موضع گیری به این دلیل است که قلب آنها به دلیل نادانی و تکرار کفر و ظلم خاصیت تاثیرپذیری و انعطاف خود را از دست داده و ثابت و منجمد شده است (دگماتیسم). (آیه ۵۹) سرانجام (باز هم خطاب به پیامبر (ص) با «ف» تفریع) از کل مطالب سوره چنین نتیجه گیری می‌کند که باید در راه تحقق وعده‌های الهی «صبر» کرد و از عکس العمل کسانی که به تحقق این وعده‌ها یقین ندارند سست و سبک نشد (فاصبران وعده‌الله حق ولا يَسْتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَآیهٔ ۶۰). این وعده، هم وعده نصرت الهی و پیروزی مؤمنین در دنیا است (باز گشت به مقدمه سوره) و هم وعده تحقق آخرت و رستگاری مؤمنین.

عامل «زمان» در سوره روم محور اصلی سوره روم «وعده» خدا در باره آخرت است که هم عنايت ابتدای سوره به پیروزی رومیان، پس از شکست شان از ایرانیان، در چند سال آینده، برای اثبات صدق وعده‌های الهی و ارائه نمونه و مصداقی عینی و محسوس از آن است (وعده‌ٱللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُآیهٔ ۶ وَعْدَهُۥ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۶) و هم آخرین آیه سوره که خلاصه و جمع بندی آن به شمار می‌رود، بر این امر اشاره کرده است: فاصبر ان وعده‌الله حق فلایستخفنک الذین لایوقنون. مسئله آخرت به عنوان سومین راس مثلب ایمانی (توحید، نبوت وآخرت) در بیشتر سوره‌های قرآن مطرح شده است. اما در هر سوره به تناسب سیاق و موضوع محوری آن، از زاویه ویژه‌ای مورد نگرش قرار گرفته است. در این سوره به نظر می‌رسد مسئله آخرت از بعد «وعده» که عنصر «زمان» در آن اهمیت اساسی دارد تبیین شده است.

در رابطه با «زمان»، موضوع «حرکت» و تغییر و تحول و تطور و تکامل ناشی از آن مطرح می‌باشد که در سر فصل‌های سوره (آیات ۱۲ - ۲۷ - ۴۰ - ۴۸ - ۵۴) به صور گوناگون در جریانات بسته دائره وار (سیکلیک) مورد اشاره قرار گرفته است، همچون دائره آغاز خلقت، اعاده آن و رجعت به سوی پرورگار، دائره تولد انسان، بهره مندی از روزی، مرگ و حیات مجدد، دائره ارسال بادها، انگیزش ابرها، گسترش ابر در آسمان، تشکیل توده‌های متراکم، نزول باران. دائره خلقت انسان از بُعد توان مندی که با ضعف طفولیت آغاز و به ضعف پیری منتهی می‌شود و در وسط آن نیرومندی دوران جوانی جلوه می‌کند.

علاوه بر این سرفصل‌ها، اشارات مختلفی که به آیات متنوع در آفاق و انفس شده (از جمله آیات ۱۷ تا ۲۵) تماماً حیات و حرکت هدف داری را نشان می‌دهد.

همه این اشارات و عنایات برای تفهیم این حقیقت است که زندگی انسان نمی‌تواند در جهانی که همه ذراتش در مدار معین و با اجل مشخصی تقدیر شده‌اند، عبث و بیهوده و بدون مقصد و اجل آخرت باشد. بنابراین اگر به طبیعت اطراف و پدیده‌های گوناگون نگاه کنیم، هدف دار بودن و سرآمد داشتن را حقیقتی ساری و جاری در جهان هستی می‌بینیم.

در این سوره برخی کلمات بطور چشم گیری مورد توجه و تمرکز قرار گرفته‌اند که هم موقعیت آنها در سوره، هم کاربرد آنها از نظر آماری (تعداد و تکرار) می‌تواند کلیدی برای فهم معضلات آن به شمار آید. ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

۱- کلمه «ساعة» در این سوره ۴ بار به معنای لحظه ای از زمان و لحظه برانگیختن مردگان برای محاسبه به کار رفته است. ۱ ساعة جمع سوائع به معنای هلاک شونده است، به زمان نیز به دلیل این که موجودات عالم در گذران آن کهولت و استهلاک پیدا می‌کنند، ساعة می‌گویند. در اینجا نیز عنصر وقت و گذشت زمان نقش اصلی را ایفا می‌کند. ۲- کلمه «ثم» که اصطلاحاً عطف تراخی نامیده می‌شود و عنایت به گذشت «زمان» و «مدت» معین دارد، جمعاً ۱۲ بار در این سوره تکرار شده است.

۳- کلمه «سوف» که همچون «ثم» بر گذشت زمان در مدتی معین دلالت می‌نماید در آیه ۳۴ به کار رفته است... فتمتعوا فسوف تعلمون.

۴- مدت کوتاه تر از «ثم» را با «سوف» بیان می‌کنند و از «سوف» کوتاه تر را با حرف «س». در همان ابتدای سوره، پیروزی آینده رومیان را با این حرف نشان می‌دهد: (وهم من

  1. آیه ۱۲ (یوم تقوم الساعة ببلس المجرمون) آیه ۱۴ (وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوْمَئِذٍۢ يَتَفَرَّقُونَآیهٔ ۱۴) آیه ۵۵ (یوم تقوم الساعة یفسم ٱلْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا۟ غَيْرَ سَاعَةٍۢآیهٔ ۵۵ ۲. آیات ۱۰- ۱۱ (۲ بار) - ۲۰- ۲۵- ۲۷- ۳۳- ۴۰ (سه بار) ۵۴ (۲ بار)
    الروم · آیه ۱۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُبْلِسُ ٱلْمُجْرِمُونَ

    و روزى كه قيامت برپا شود مجرمان نوميد مى‌گردند.

    الروم · آیه ۱۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوْمَئِذٍۢ يَتَفَرَّقُونَ

    و روزى كه رستاخيز برپا گردد، آن روز [مردم‌] پراكنده مى‌شوند.

    الروم · آیه ۵۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُقْسِمُ ٱلْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا۟ غَيْرَ سَاعَةٍۢ ۚ كَذَٰلِكَ كَانُوا۟ يُؤْفَكُونَ

    و روزى كه رستاخيز بر پا شود، مجرمان سوگند ياد مى‌كنند كه جز ساعتى [بيش‌] درنگ نكرده‌اند؛ [در دنيا هم‌] اين گونه به دروغ كشانيده مى‌شدند.

۱۴۳/۱۳۰ (۳۰) روم

بعد غلبهم سيغلبون.)

۵- كلمه «حين» كه به هنگام معيني از اوقات شبانه روز اطلاق مي شود در آيات ۱۷ و ۱۸ به كار رفته است:

فسبحان ٱللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَآیهٔ ۱۷ وَلَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِآیهٔ ۱۸ و عشيا وحين تظهرون.

۶ و ۷ - كلمات «قبل» و «بعد» كه هر دو در ارتباط با زمان به كار مي روند، در اين سوره چند بار تكرار شده‌اند:

شکل (نظم قرآن)

فِى بِضْعِ سِنِينَ ۗ لِلَّهِ ٱلْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِنۢ بَعْدُآیهٔ ۴... (قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلُآیهٔ ۴۲ (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ ٱلْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِىَآیهٔ ۴۳... (وَإِن كَانُوا۟ مِن قَبْلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْهِم مِّن قَبْلِهِۦآیهٔ ۴۹ (كَيْفَ يُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآآیهٔ ۵۰. (لَّظَلُّوا۟ مِنۢ بَعْدِهِۦ يَكْفُرُونَآیهٔ ۵۱. (ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعْدِ ضَعْفٍۢ قُوَّةًۭ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعْدِ قُوَّةٍۢ ضَعْفًۭاآیهٔ ۵۴.

۸- كلمه «اذا» نيز كه به مقطعي از زمان اشاره دارد، جمعاً ۱۰ بار در اين سوره به كار رفته است.

إِذَآ أَنتُم بَشَرٌۭ تَنتَشِرُونَآیهٔ ۲۰، إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةًۭ مِّنَ ٱلْأَرْضِ إِذَآآیهٔ ۲۵ مس الناس ضر، اذا اذا فهم منه رحمة، اذا هم يقنطون، فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَآیهٔ ۴۸، اذا ولوا مدبرين.

۹- كلمه اجل مسمي كه اشاره به سرآمد و نهايت عمر يك پديده و مقدار حيات، و به اصطلاح ظرفيت اسمي آن دارد در آيه ۸ درباره آسمان‌ها و زمين به كار رفته است: أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِم ۗ مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭىآیهٔ ۸.

۱۰- كلمه «لبث» به معناي درنگ در مدتي معين در آيات ۵۵ و ۵۶ اين سوره به كار رفته و يوم تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُقْسِمُ ٱلْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا۟ غَيْرَ سَاعَةٍۢآیهٔ ۵۵ كذلك كانوا يؤفركون. وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَٱلْإِيمَٰنَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِى كِتَٰبِ ٱللَّهِ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْبَعْثِآیهٔ ۵۶... منظور از كتاب الله در آيه ۵۶ به نظر مي رسد علم خدا يا لوح محفوظ و كتاب مبيني

  1. آيات ۲۰-۲۵-۳۴-۳۶-۴۸-۵۲

است که زمان حیات هر مخلوقی را از پیدایش تا مرگ آن ثبت و ضبط نموده است.

۱۱- فعل «كان» که دلالت بر «شدن» و شکل گرفتن در مدت زمان معین می‌کند، در مقاطع مختلف سوره بکرّات مورد استفاده قرار گرفته است:

آیه (۱۰) وَكَانُوا۟ بِهَا يَسْتَهْزِءُونَآیهٔ ۱۰، (۱۳) لم يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمْآیهٔ ۱۳ شفعاء و کانوا بشرکائهم کافرین.

الروم · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُوا۟ بِهَا يَسْتَهْزِءُونَ

آنگاه فرجام كسانى كه بدى كردند [بسى‌] بدتر بود، [چرا] كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مى‌گرفتند.

آیه (۳۱) وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَآیهٔ ۳۱. (۳۵) كانوا به یشركون، (۴۲) كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلُآیهٔ ۴۲.

الروم · آیه ۳۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

۞ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَٱتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ

به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد:

آیه (۴۷) كان حقاً عليناً نصرالمؤمنين. (۵۵) كذلك كانوا يؤفّكون (۵۶) كنتم لا تعلمون (۳۲) كانوا شیعاً.

الروم · آیه ۴۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ فَجَآءُوهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَٱنتَقَمْنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجْرَمُوا۟ ۖ وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ

و در حقيقت، پيش از تو فرستادگانى به سوى قومشان گسيل داشتيم، پس دلايل آشكار برايشان آوردند، و از كسانى كه مرتكب جرم شدند انتقام گرفتيم، و يارى‌كردن مؤمنان بر ما فرض است.

۱۲- در آیه (۵۱) فعل «ظلّوا» دلالت بر دگرگونی و «شدن» و تحول یافتن کسی یا کاری در زمان معین می‌نماید.
وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًۭا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّۭا لَّظَلُّوا۟ مِنۢ بَعْدِهِۦ يَكْفُرُونَآیهٔ ۵۱.
۱۳- کلمه عاقبت که عنايت به پایان و فرجام حیات و حرکت یک پدیده دارد در دو آیه این سوره به کار رفته است.

آیه (۱۰) ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِآیهٔ ۱۰ و کانوا بها یستهزّون

آیه (۴۲) قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَآیهٔ ۴۲ عاقبة ٱلَّذِينَ مِن قَبْلُآیهٔ ۴۲ ۱۴- کلمات «یوم» و یومئذ در اشاره به روز پیروزی و روز آخرت ۶ بار در این سوره به کار رفته است:

الروم · آیه ۴۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلُ ۚ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ

بگو: «در زمين بگرديد و بنگريد فرجام كسانى كه پيشتر بوده [و] بيشترشان مشرك بودند چگونه بوده است.»

(۴) یومئذ یفرح المؤمنون، (۵۵)، (۱۲)، (۱۴) یوم تقوم الساعه، (۴۳) یوم لامردله من الله

(فَيَوْمَئِذٍۢ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مَعْذِرَتُهُمْآیهٔ ۵۷...

۱۵- کلمه «عمر» به معنای طول مدت حیات یک پدیده و آباد و احياء داشتن آن در زمانی معین است در آیه ۹ استفاده شده است.
... وَعَمَرُوهَآ أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَاآیهٔ ۹

۱۶- کلمه «لعل» که در آیات ۴۱ و ۴۶ تکرار شده است امید به تحول یافتن و دگرگونی را در آینده می‌رساند (لعلهم یرجعون - لعلكم تشكرون). ۱۷- در آخرین آیه این سوره، به پیامبر فرمان «صبر» برای تحقق وعده الهی داده شده است. «صبر» یعنی تحمل و شکیبائی و اجتناب از عجله و شتاب و منظور داشتن «عنصر زمان» در اعمال و حرکات. فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَآیهٔ ۶۰.

۱۸- در مقدمه سوره کلمه «سنین» که جمع سال و ۳۶۵ روز است قرار گرفته است.
روم (۳۰) / ۱۴۵

ارتباط سوره‌های لقمان و روم (۳۱ و ۳۰)

آشکارترین علامت ارتباط و هم‌آهنگی میان دو سوره و پیوستگی و تداوم طبیعی مطالب آنها را می‌توان از آخرین آیه سوره روم که گره متصل کننده این سوره با سوره بعدی (لقمان) می‌باشد و آیات مقدمه سوره لقمان که طرف دیگر گره است دریافت نمود. سوره روم با دستور به پیامبر برای پایداری در برابر تکذیب کافران نادان و تأکید برتحقق قطعی «وعده» الهی (آخرت) و احساس ناراحتی نکردن از توهین‌های کسانیکه «یقین» به حقایق الهی ندارند ختم می‌شود و دو کلمه «وعده» و «یقین» به آن نقش عمده را در این فرمان ایفا می‌کنند:

فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَآیهٔ ۶۰

دربرابر تکذیب «وعده» الهی و «یقین» نداشتن کافران به آن (که موضوع مطالب سوره روم است) در همان مقدمه سوره لقمان از کسانیکه به آخرت «یقین» دارند و «وعده» خداوند عزیز و حکیم برای جزای آنان تحقق خواهد یافت یاد می‌کند-به این ترتیب مطلب از یک جهت در یک سوره ختم و از جهت دیگری در سوره بعد باز می‌شود (دو بعد منفی و مثبت تلقی وعده الهی)

الم - تلک آیات الکتاب الحکیم، هدی و رحمة للمحسنین، الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم بالاخرة هم یوقنون... ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم جنات النعیم - خالدین فیها وعدالله حق و هو العزیز الحکیم

موضوع «وعده» الهی برای تحقق آخرت و رسیدگی به اعمال انسانها و بهشت و جهنم معهود، نه تنها خلاصه و عصاره آخرین پیام سوره روم در آخرین آیه اش می‌باشد، بلکه در مقدمه سوره نیز پیشگوئی پیروزی آینده رومیان را که وعده‌ای نزدیک و دنیائی است، برای اثبات تحقق قطعی وعده دیگر خداوند که دورتر ومهمتر می‌باشد، یعنی «آخرت»، بکار می‌گیرد و تصریخ می‌نماید مردم از آنجائیکه ظواهر امور دنیائی را درنظر دارند از آخرت غافل می‌گردند. درحالیکه هدفدار و بحق بودن (عبث و باطل نبودن) آفرینش آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است، همچنین عمر محدود و اجل و سرآمد داشتن آنها بهترین دلیل برای پوچ نبودن پدیده‌ها و رجعت آنها به سوی خداست.

ۖ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ يَعْلَمُونَ ظَٰهِرًۭا مِّنَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ ٱلْءَاخِرَةِ هُمْ غَٰفِلُونَ أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِم ۗ مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۗ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلنَّاسِآیات ۶–۸

بهمین ترتیب در آیات مقدمه و آیات انتهایی سوره لقمان نیز مسئله «وعده» الهی (تحقق آخرت برای جزای اعمال) مورد تأکید قرار می‌گیرد.

لقمان (آیه ۸) فوقًا ذکر گردید.

آیه (۳۳) یا ایها الناس اتقوا ربکم و اخشوا یومًا لایجزی وَالِدٌ عَن وَلَدِهِۦ وَلَا مَوْلُودٌسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۳ هوجاز عن والده شیئًا ان وعدالله حق فلاتفرنکم الحیوة الدنیا و لایفرنکم بالله الغرور.

از آنجائیکه آیات مقدمه و مؤخر هر سوره جنبه فهرست و خلاصه و عصاره یا به عبارتی پیام سوره را دارد، این دو سوره مشترکاً دارای چنین ویژگی بوده هر دو بر این موضوع تأکید می‌نمایند. علاوه بر موضوع «وعده الهی» که عنوانی است برای یوم الدین، در سوره روم اسامی و عناوین آخرت، یوم البعث، یوم تقوم الساعة و... نیز بکار رفته است. وجوه مشترک دیگری این دوسوره دارند که هماهنگی و هم سنخی آن دو را نشان می‌دهد. ذیلاً به برخی از این موارد اشاره می‌نمائیم:

۱- توجه به آیات و نشانه‌های طبیعی، در کمتر سوره ای از سوره‌های قرآن به نسبتی که در این دو سوره به طبیعت و آیات تکوینی استناد شده اشاره گردیده است. بطوریکه حدود ۴۵ سوره روم و ۴۰ سوره لقمان مستقیماً به این آیات عنایت دارند. قرآن به جای آنکه آخرت را با بحث‌های کلامی و فلسفه و منطق ثابت کند، از طبیعت نشانه می‌آورد و از قانونمندیهایی که بر آن حاکم است و سمت و سوی حرکتی که به سوی آن روان است و عمر معین هر پدیده، غایت و سرانجام آنرا نشان می‌دهد و ثابت می‌کند آنچه عبث و بیهوده خلق نشده باشد بسوی هدف معینی که لازمه وجودی اش می‌باشد سیر می‌کند.

در این آیات مرتباً بر موضوع خلقت آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است و همچنین مراحل مختلف خلقت انسان اشاره و تأکید می‌نماید هیچکدام از این مراحل کار شرکائی که مشرکین آنها را عبادت می‌کنند نیست. ازجمله:

ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ۖ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَىْءٍۢ ۚ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَآیهٔ ۴۰

لقمان (۱۱) هَٰذَا خَلْقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِى مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ ۚ بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢسورهٔ لقمان، آیهٔ ۱۱. علاوه بر آن، تأکید می‌نماید تکرار و اعاده خلقت و بعثت در آخرت که امر عجیب و شگفتی برای مشرکین بنظر می‌آید برای کسی که آنرا نخستین بار ابداع کرده ساده تر

۱. سوره روم آیات: ۱۱-۱۷ تا ۲۷-۴۰، ۴۶-۴۹، ۵۰-۵۴ و سوره لقمان آیات ۱۰-۱۱، ۲۰-۲۵ تا ۳۱
روم (۳۰) / ۱۴۷
می‌باشد.
روم (۲۷) و هوالذی یبدوآالخلق ثم یعیده و هواهون علیه و له المثل الاعلى
فی السموات و هوالعزیز الحکیم
مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍۢ وَٰحِدَةٍ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌۢ بَصِيرٌسورهٔ لقمان، آیهٔ ۲۸
البته مشرکین (همانطور که قبلاً نیز گفته شد) منکر نقش خالقيت خدا نبودند، بلکه
نقش دائمی او را در امور روزمره انسان منکر گشته، و این کار را محول شده به فرشتگان
می‌دانستند. به همین دلیل در آیات این بخش بر نقش مستمر خدا در کلیه مراحل حیاتی
استناد می‌نماید تا رحمانیت و ربویت و تدبیر و مدیریت دائمی او رابر عالم هستی نشان
دهد. از جمله در خروج دائمی زنده از مرده و مرده از زنده، حرکت ابر و باد و باران و ماه و
خورشید، افاضه دائمی حیات و حرارت و نور و برکت در زمین، آثار بیکران رحمت که
به صورت گیاهان زیبا و معطر سطح زمین را پوشانده، مراحل مختلف عمر انسان از
مرحله جنینی تا طفولیت و جوانی و پیری (تحولات نیرومندی از ضعف به قدرت و
برعکس)، خواب در شب و تلاش در روز، اختلاف نژادها و گویش‌های مختلف با رنگ
پوست مختلف، جنسیت مختلف زن و مرد و ایجاد محبت و علاقه فیمابین، پیدایش انسان
از عناصر موجود در خاک (مواد غذائی گیاهی و حیوانی) و توسعه و انتشار نسل آن، رعد و
برق در آسمان ونزول باران حیات بخش، حرکت باد در دریا و جریان دادن کشتی‌ها، و...
به این آیات در هر دوسوره اشاره می‌شود تا نشان داده شود اولاً زمین و آسمان تماماً
تحت نظر خدا و به اراده و فرمان او برپا است (نه فرشتگان) و موجودات یکسره مطیع و منقاد
او هستند و خداوند در کلیه لحظات شبانه روزی دست اندکار بوده و منزله از نقص و عیب و
بی خبری و غفلت از گوشه ای از ملک وجودش می‌باشد. پس حمد و ستایش در همه

لحظات او را سزاوارست.

سبحان ٱللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَآیهٔ ۱۷ وَلَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَعَشِيًّۭا وَحِينَآیهٔ ۱۸ تظهروون

۲- تسليم وجه به خدا، در هر دو سوره از تسليم وجه، یعنی هدف بری و جهت یابی
زندگی به سوی خدا یاد کرده است، در سوره لقمان تسليم به خدا و به سوی او حرکت
واحسان کردن را چنگ زدن به ریسمان مطمئن معرفی کرده و در سوره روم این جهت گیری را
انطباق با دین حنیفی که بپادارنده انسان و مطابق فطرت او است، یعنی همان نظامات
شریعت توحیدی که براساس ساختمان روحی و جسمی انسان وضع شده، توصیه نموده
است:
لقمان (۳۲) و من يُسْلِمْ وَجْهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِسورهٔ لقمان، آیهٔ ۲۲ و هو مُحْسِنٌۭ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰسورهٔ لقمان، آیهٔ ۲۲ و

الی الله عاقبة الامور

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًۭا ۚ فِطْرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ ٱللَّهِآیهٔ ۳۰

ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ۞ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَٱتَّقُوهُآیات ۳۰–۳۱

وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَآیهٔ ۳۱

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ ٱلْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ يَوْمٌۭ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ ۖ يَوْمَئِذٍۢ يَصَّدَّعُونَآیهٔ ۴۳

۳- شرك، حدود ۲۰٪ از حجم هر دو سوره به موضوع شرك اختصاص یافته و این
انحراف را ظلم عظیمی که انسان به نفس خویش مرتكب می‌شود شمرده است، منظور از

شرك در این آیات، دخالت دادن فرشتگان و بت ها بطور مستقل در امر اداره دنیای انسانها و

روزی رسانی و دفع ضرر و جلب منفعت و نصرت یا انتظار شفاعت آنها برای نیازهای مادی

بوده است که با تعبیر «من دونه»، «ما وجدنا علیه آباوا» و «شركاء» بکار رفته است (شركاء)

در سوره روم و من دونه عمدتاً در سوره لقمان بکار رفته است)¹

۴- نعمت کشتی و ناشکری انسان - در هر دو سوره از حرکت کشتی در دریا به نیروی
باد (که مژده دهنده و مقدمه باران است) برای حرکت درجهت جلب نعمت‌های خدا و
شكر گزاری (بهره برداری درجهت حق) یاد می‌کند و سفر مخاطره آمیز دریایی را امتحانی
برای صدق و کذب ایمان می‌شمرد، کسانی به هنگام گرفتاری در امواج بلا به یاد خدا
می‌افتند و خالصانه او را می‌خوانند ولی بعد از نجات ناسپاسی و کفران می‌کند:
روم (۴۶) و من آیاته أَن يُرْسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٍۢآیهٔ ۴۶ و لیذيقكم من رحمته و لتجری الفلك
بامره و لتبتعوا من فضله و لعلكم تشكرون
أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱلْفُلْكَ تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِنِعْمَتِ ٱللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ ءَايَٰتِهِۦٓ ۚ إِنَّ فِىسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۱
ذلك لایات لكل صبار شکور - و اذا غَشِيَهُم مَّوْجٌۭ كَٱلظُّلَلِ دَعَوُا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۲
لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمْ إِلَى ٱلْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌۭ ۚ وَمَا يَجْحَدُ بِـَٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍۢ كَفُورٍۢسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۲
در ضمن از آنجائیکه کشتی همواره در برابر امواج و بادهای شکننده باید «صبر» و

مقاومت کند و از بادهای مناسب بهره برداری درجهت مقصد (شكر) نماید، آنرا آیه ای برای

انسانهای «صبار شکور» قرار داده است تا در دریای بیکران زندگی که ساحل آن ناپیدا و

خطرات شیطانی آن برای غرق شدن در اعماق امیال و هوس‌ها دائمی است، به مدد

قطب نمای قرآن و بادبان توكل و سكان ایمان و مقاومت در برابر سختی‌ها و بهره برداری از

امکانات متغیر دائماً جلو بروند و به مقصد تقرب پیدا کنند.

۱. لقمان آیات ۱۱-۱۳-۱۵-۲۱-۳۰ و روم آیات ۱۳-۲۸-۴۰ و ۲۹ تا ۳۵

۵- اختیار و آزادی انسان - از آنجائیکه ایمان امری قلبی است و باید عاشقانه و با میل و رغبت و داوطلبانه انجام شود، تنها کسانی هدایت می‌شوند که خود را بدون تکبر تسلیم پذیرش آن کرده باشند. بنابراین قبل از چنین آمادگی و پذیرش روحی، هرگونه اکراه و اجبار و اتکاء به شکل و قالب و تشریفات ظاهری، مشکلی را حل نمی‌کند و پیامبر نیز باید بداند چنین روشهایی بی فائده است و بی جهت حزن و اندوه به خرج ندهد:

فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ ٱلْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا۟ مُدْبِرِينَ وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلْعُمْىِ عَن ضَلَٰلَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِـَٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَآیات ۵۲–۵۳

وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُۥٓ ۚ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓا۟ ۚ إِنَّ ٱللَّهَسورهٔ لقمان، آیهٔ ۲۳

عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًۭا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٍۢسورهٔ لقمان، آیات ۲۳–۲۴

۶- علم بر ساعت قیامت - اواخر هر دو سوره به موضوع برپائی «ساعت» قیامت اشاره شده است، در سوره روم تصور مجرمین را در هنگام تحقق این امر بیان می‌کند که مدت آنرا از زمان مرگ تا روز بعث، همچنانکه در دنیا مسائل را وارونه و به خطا می‌دیدند، یک ساعت تصور می‌کنند. در حالیکه مؤمنین اهل علم اظهار می‌دارند مدت زمان آن در کتاب الهی معلوم است (ما نمی‌دانیم). اما در سوره لقمان علم به «ساعت» را منحصراً به خدا نسبت

می‌دهد
وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُقْسِمُ ٱلْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا۟ غَيْرَ سَاعَةٍۢ ۚ كَذَٰلِكَ كَانُوا۟آیهٔ ۵۵
یؤفکون - و قَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَسورهٔ نحل، آیهٔ ۲۷ وَٱلْإِيمَٰنَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِى كِتَٰبِ ٱللَّهِ إِلَىٰ يَوْمِآیهٔ ۵۶
ٱلْبَعْثِ ۖ فَهَٰذَا يَوْمُ ٱلْبَعْثِ وَلَٰكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَآیهٔ ۵۶

إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلْمُ ٱلسَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ ٱلْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلْأَرْحَامِ ۖ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌۭسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۴

مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًۭا ۖ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌۢ بِأَىِّ أَرْضٍۢ تَمُوتُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۢسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۴

در هر دو آیه فوق آنچه بر آن تصریح شده، علم خدا بر تمامی شئون و نادانی انسان نسبت به اغلب امور و حوادث حال و آینده است.

۷- تفکیک مردم بر حسب اعمال - در سوره لقمان مردم را به سه دسته: محسنین - سرکردگان گمراهی و عوام مقلد و پیرو [به ترتیب در آیات ۲ تا ۵ و ۸ و ۹ و ۱۲ - ۱۹ تا ۵ و ۶ و ۹ و ۱۲ (سرکردگان) - ۲۱ (مقلدین)] و آیات ۱۲ و ۱۴ تا ۱۶ و ۴۳ تا ۴۵ سوره روم چنین تفکیک و دسته بندی را با مشخص کردن مجرمین، کافران، مؤمنین صالح، کافران تکذیب کننده و مشرکین انجام می‌دهد.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۷ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 7 connected thematic groups.

۱غلبهٔ روم و سطح‌نگری دنیاآیات ۱–۷

الٓمٓ

الف، لام، ميم.

غُلِبَتِ ٱلرُّومُ

روميان شكست خوردند،

فِىٓ أَدْنَى ٱلْأَرْضِ وَهُم مِّنۢ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ

در نزديكترين سرزمين، و[لى‌] بعد از شكستشان، در ظرف چند سالى، به زودى پيروز خواهند گرديد.

فِى بِضْعِ سِنِينَ ۗ لِلَّهِ ٱلْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِنۢ بَعْدُ ۚ وَيَوْمَئِذٍۢ يَفْرَحُ ٱلْمُؤْمِنُونَ

[فرجام‌] كار در گذشته و آينده از آن خداست، و در آن روز است كه مؤمنان از يارى خدا شاد مى‌گردند.

بِنَصْرِ ٱللَّهِ ۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

هر كه را بخواهد يارى مى‌كند، و اوست شكست‌ناپذير مهربان.

وَعْدَ ٱللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

وعده خداست. خدا وعده‌اش را خلاف نمى‌كند، ولى بيشتر مردم نمى‌دانند.

يَعْلَمُونَ ظَٰهِرًۭا مِّنَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ ٱلْءَاخِرَةِ هُمْ غَٰفِلُونَ

از زندگى دنيا، ظاهرى را مى‌شناسند، و حال آنكه از آخرت غافلند.

۲آفرینش حق و انکار قیامتآیات ۸–۱۶

أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِم ۗ مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَأَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى ۗ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآئِ رَبِّهِمْ لَكَٰفِرُونَ

آيا در خودشان به تفكر نپرداخته‌اند؟ خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، جز به حق و تا هنگامى معين، نيافريده است، و [با اين همه‌] بسيارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منكرند.

أَوَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَانُوٓا۟ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةًۭ وَأَثَارُوا۟ ٱلْأَرْضَ وَعَمَرُوهَآ أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ ۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَٰكِن كَانُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ

آيا در زمين نگرديده‌اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند، چگونه بوده است؟ آنها بس نيرومندتر از ايشان بودند، و زمين را زير و رو كردند و بيش از آنچه آنها آبادش كردند آن را آباد ساختند، و پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند. بنابراين خدا بر آن نبود كه بر ايشان ستم كند، ليكن خودشان بر خود ستم مى‌كردند.

ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُوا۟ بِهَا يَسْتَهْزِءُونَ

آنگاه فرجام كسانى كه بدى كردند [بسى‌] بدتر بود، [چرا] كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مى‌گرفتند.

ٱللَّهُ يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

خداست كه آفرينش را آغاز و سپس آن را تجديد مى‌كند، آنگاه به سوى او بازگردانيده مى‌شويد.

وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُبْلِسُ ٱلْمُجْرِمُونَ

و روزى كه قيامت برپا شود مجرمان نوميد مى‌گردند.

وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمْ شُفَعَٰٓؤُا۟ وَكَانُوا۟ بِشُرَكَآئِهِمْ كَٰفِرِينَ

و براى آنان از شريكانشان شفيعانى نيست، و خود منكر شريكان خود مى‌شوند.

وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوْمَئِذٍۢ يَتَفَرَّقُونَ

و روزى كه رستاخيز برپا گردد، آن روز [مردم‌] پراكنده مى‌شوند.

فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَهُمْ فِى رَوْضَةٍۢ يُحْبَرُونَ

اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، در گلستانى، شادمان مى‌گردند.

وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَلِقَآئِ ٱلْءَاخِرَةِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ فِى ٱلْعَذَابِ مُحْضَرُونَ

و اما كسانى كه كافر شده و آيات ما و ديدار آخرت را به دروغ گرفته‌اند، پس آنان در عذاب حاضر آيند.

۳آیات آفرینش و حیاتآیات ۱۷–۲۷

فَسُبْحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ

پس خدا را تسبيح گوييد آنگاه كه به عصر درمى‌آييد و آنگاه كه به بامداد درمى‌شويد.

وَلَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَعَشِيًّۭا وَحِينَ تُظْهِرُونَ

و ستايش از آنِ اوست در آسمانها و زمين و شامگاهان و وقتى كه به نيمروز مى‌رسيد.

يُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ ٱلْمَيِّتَ مِنَ ٱلْحَىِّ وَيُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ وَكَذَٰلِكَ تُخْرَجُونَ

زنده را از مرده بيرون مى‌آورد، و مرده را از زنده بيرون مى‌آورد، و زمين را بعد از مرگش زنده مى‌سازد؛ و بدين گونه [از گورها] بيرون آورده مى‌شويد.

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍۢ ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٌۭ تَنتَشِرُونَ

و از نشانه‌هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد؛ پس بناگاه شما [به صورت‌] بشرى هر سو پراكنده شديد.

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًۭا لِّتَسْكُنُوٓا۟ إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةًۭ وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَتَفَكَّرُونَ

و از نشانه‌هاى او اينكه از [نوع‌] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين [نعمت‌] براى مردمى كه مى‌انديشند قطعاً نشانه‌هايى است.

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦ خَلْقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱخْتِلَٰفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَٰنِكُمْ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّلْعَٰلِمِينَ

و از نشانه‌هاى [قدرت‌] او آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست. قطعاً در اين [امر نيز] براى دانشوران نشانه‌هايى است.

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦ مَنَامُكُم بِٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱبْتِغَآؤُكُم مِّن فَضْلِهِۦٓ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَسْمَعُونَ

و از نشانه‌هاى [حكمت‌] او خواب شما در شب و [نيم‌] روز و جستجوى شما [روزى خود را] از فزون‌بخشى اوست. در اين [معنى نيز] براى مردمى كه مى‌شنوند، قطعاً نشانه‌هايى است.

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ

و از نشانه‌هاى او [اينكه‌] برق را براى شما بيم‌آور و اميدبخش مى‌نماياند، و از آسمان به تدريج آبى فرو مى‌فرستد، كه به وسيله آن، زمين را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. در اين [امر هم‌] براى مردمى كه تعقل مى‌كنند، قطعاً نشانه‌هايى است.

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن تَقُومَ ٱلسَّمَآءُ وَٱلْأَرْضُ بِأَمْرِهِۦ ۚ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةًۭ مِّنَ ٱلْأَرْضِ إِذَآ أَنتُمْ تَخْرُجُونَ

و از نشانه‌هاى او اين است كه آسمان و زمين به فرمانش برپايند؛ پس چون شما را با يك بار خواندن فرا خوانَد، بناگاه [از گورها] خارج مى‌شويد.

وَلَهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ

و هر كه در آسمانها و زمين است از آنِ اوست؛ همه او را گردن نهاده‌اند.

وَهُوَ ٱلَّذِى يَبْدَؤُا۟ ٱلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ ۚ وَلَهُ ٱلْمَثَلُ ٱلْأَعْلَىٰ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ

و اوست آن كس كه آفرينش را آغاز مى‌كند و باز آن را تجديد مى‌نمايد؛ و اين [كار] بر او آسانتر است. و در آسمانها و زمين نمونه والا[ى هر صفت برتر] از آن اوست، و اوست شكست‌ناپذير سنجيده‌كار.

۴مثل توحید و فطرتآیات ۲۸–۳۲

ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًۭا مِّنْ أَنفُسِكُمْ ۖ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِى مَا رَزَقْنَٰكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَآءٌۭ تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ

[خداوند] براى شما از خودتان مَثَلى زده است: آيا در آنچه به شما روزى داده‌ايم شريكانى از بردگانتان داريد كه در آن [مال با هم‌] مساوى باشيد و همان طور كه شما از يكديگر بيم داريد از آنها بيم داشته باشيد؟ اين گونه، آيات خود را براى مردمى كه مى‌انديشند، به تفصيل بيان مى‌كنيم.

بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَهْوَآءَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍۢ ۖ فَمَن يَهْدِى مَنْ أَضَلَّ ٱللَّهُ ۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ

نه، [اين چنين نيست‌] بلكه كسانى كه ستم كرده‌اند، بدون هيچ گونه دانشى هوسهاى خود را پيروى كرده‌اند. پس آن كس را كه خدا گمراه كرده، چه كسى هدايت مى‌كند؟ و براى آنان ياورانى نخواهد بود.

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًۭا ۚ فِطْرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ ٱللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

پس روى خود را با گرايش تمام به حق، به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرينش خداى تغييرپذير نيست. اين است همان دين پايدار، ولى بيشتر مردم نمى‌دانند.

۞ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَٱتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ

به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد:

مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُوا۟ دِينَهُمْ وَكَانُوا۟ شِيَعًۭا ۖ كُلُّ حِزْبٍۭ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ

از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند؛ هر حزبى بدانچه پيش آنهاست دلخوش شدند.

۵ناسپاسی و فساد انسانیآیات ۳۳–۴۵

وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرٌّۭ دَعَوْا۟ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌۭ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ

و چون مردم را زيانى رسد، پروردگار خود را، در حالى كه به درگاه او توبه مى‌كنند، مى‌خوانند، و آنگاه كه از جانب خود رحمتى به آنان چشانيد، بناگاه دسته‌اى از ايشان به پروردگارشان شرك مى‌آورند.

لِيَكْفُرُوا۟ بِمَآ ءَاتَيْنَٰهُمْ ۚ فَتَمَتَّعُوا۟ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

بگذار تا به آنچه بدانها عطا كرده‌ايم كفران ورزند. [بگو:] برخوردار شويد، زودا كه خواهيد دانست.

أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَٰنًۭا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا۟ بِهِۦ يُشْرِكُونَ

يا [مگر] حجّتى بر آنان نازل كرده‌ايم كه آن [حجّت‌] در باره آنچه با [خدا] شريك مى‌گردانيده‌اند سخن مى‌گويد؟

وَإِذَآ أَذَقْنَا ٱلنَّاسَ رَحْمَةًۭ فَرِحُوا۟ بِهَا ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ

و چون مردم را رحمتى بچشانيم، بدان شاد مى‌گردند؛ و چون به [سزاى‌] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمه‌اى به ايشان برسد، بناگاه نوميد مى‌شوند.

أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ

آيا ندانسته‌اند كه [اين‌] خداست كه روزى را براى هر كس كه بخواهد فراخ يا تنگ مى‌گرداند؟ قطعاً در اين [امر] براى مردمى كه ايمان مى‌آورند عبرتهاست.

فَـَٔاتِ ذَا ٱلْقُرْبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلْمِسْكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ ٱللَّهِ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ

پس حق خويشاوند و تنگدست و در راه‌مانده را بده. اين [انفاق‌] براى كسانى كه خواهان خشنودى خدايند بهتر است، و اينان همان رستگارانند.

وَمَآ ءَاتَيْتُم مِّن رِّبًۭا لِّيَرْبُوَا۟ فِىٓ أَمْوَٰلِ ٱلنَّاسِ فَلَا يَرْبُوا۟ عِندَ ٱللَّهِ ۖ وَمَآ ءَاتَيْتُم مِّن زَكَوٰةٍۢ تُرِيدُونَ وَجْهَ ٱللَّهِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُضْعِفُونَ

و آنچه [به قصد] ربا مى‌دهيد تا در اموال مردم سود و افزايش بردارد، نزد خدا فزونى نمى‌گيرد؛ و[لى‌] آنچه را از زكات -در حالى كه خشنودى خدا را خواستاريد- داديد، پس آنان همان فزونى‌يافتگانند [و مضاعف مى‌شود].

ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ۖ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَىْءٍۢ ۚ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ

خدا همان كسى است كه شما را آفريد، سپس به شما روزى بخشيد، آنگاه شما را مى‌ميراند و پس از آن زنده مى‌گرداند. آيا در ميان شريكان شما كسى هست كه كارى از اين [قبيل‌] كند؟ منزه است او، و برتر است از آنچه [با وى‌] شريك مى‌گردانند.

ظَهَرَ ٱلْفَسَادُ فِى ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ ٱلَّذِى عَمِلُوا۟ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ

به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است، تا [سزاى‌] بعضى از آنچه را كه كرده‌اند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند.

قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلُ ۚ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ

بگو: «در زمين بگرديد و بنگريد فرجام كسانى كه پيشتر بوده [و] بيشترشان مشرك بودند چگونه بوده است.»

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ ٱلْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ يَوْمٌۭ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ ۖ يَوْمَئِذٍۢ يَصَّدَّعُونَ

پس به سوى اين دين پايدار روى بياور، پيش از آنكه روزى از جانب خدا فرا رسد كه برگشت‌ناپذير باشد، و در آن روز [مردم‌] دسته دسته مى‌شوند.

مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُۥ ۖ وَمَنْ عَمِلَ صَٰلِحًۭا فَلِأَنفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ

هر كه كفر ورزد، كفرش به زيان اوست، و كسانى كه كار شايسته كنند، [فرجام نيك را] به سود خودشان آماده مى‌كنند.

لِيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِن فَضْلِهِۦٓ ۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْكَٰفِرِينَ

تا [خدا] كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، به فضل خويش پاداش دهد، كه او كافران را دوست نمى‌دارد.

۶باد و رحمت و احیای زمینآیات ۴۶–۵۳

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن يُرْسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٍۢ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِۦ وَلِتَجْرِىَ ٱلْفُلْكُ بِأَمْرِهِۦ وَلِتَبْتَغُوا۟ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و از نشانه‌هاى او اين است كه بادهاى بشارت‌آور را مى‌فرستد، تا بخشى از رحمتش را به شما بچشاند و تا كشتى به فرمانش روان گردد، و تا از فضل او [روزى‌] بجوييد، و اميد كه سپاسگزارى كنيد.

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ فَجَآءُوهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَٱنتَقَمْنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجْرَمُوا۟ ۖ وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ

و در حقيقت، پيش از تو فرستادگانى به سوى قومشان گسيل داشتيم، پس دلايل آشكار برايشان آوردند، و از كسانى كه مرتكب جرم شدند انتقام گرفتيم، و يارى‌كردن مؤمنان بر ما فرض است.

ٱللَّهُ ٱلَّذِى يُرْسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابًۭا فَيَبْسُطُهُۥ فِى ٱلسَّمَآءِ كَيْفَ يَشَآءُ وَيَجْعَلُهُۥ كِسَفًۭا فَتَرَى ٱلْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَٰلِهِۦ ۖ فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ

خدا همان كسى است كه بادها را مى‌فرستد و ابرى برمى‌انگيزد و آن را در آسمان -هر گونه بخواهد- مى‌گستراند و انبوهش مى‌گرداند، پس مى‌بينى باران از لابلاى آن بيرون مى‌آيد. و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد، رسانيد، بناگاه آنان شادمانى مى‌كنند.

وَإِن كَانُوا۟ مِن قَبْلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْهِم مِّن قَبْلِهِۦ لَمُبْلِسِينَ

و قطعاً پيش از آنكه بر ايشان فرو ريزد، [آرى،] پيش از آن سخت نوميد بودند.

فَٱنظُرْ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحْمَتِ ٱللَّهِ كَيْفَ يُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ

پس به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. در حقيقت، هم اوست كه قطعاً زنده‌كننده مردگان است، و اوست كه بر هر چيزى تواناست.

وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًۭا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّۭا لَّظَلُّوا۟ مِنۢ بَعْدِهِۦ يَكْفُرُونَ

و اگر بادى [آفت‌زا] بفرستيم و [كِشت خود را] زردشده ببينند، قطعاً پس از آن كفران مى‌كنند.

فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ ٱلْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا۟ مُدْبِرِينَ

و در حقيقت، تو مردگان را شنوا نمى‌گردانى، و اين دعوت را به كران -آنگاه كه به ادبار پشت مى‌گردانند- نمى‌توانى بشنوانى.

وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلْعُمْىِ عَن ضَلَٰلَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِـَٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ

و تو كوران را از گمراهى‌شان به راه نمى‌آورى. تو تنها كسانى را مى‌شنوانى كه به آيات ما ايمان مى‌آورند و خود تسليمند.

۷ضعف انسان و فرمان صبرآیات ۵۴–۶۰

۞ ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍۢ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعْدِ ضَعْفٍۢ قُوَّةًۭ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعْدِ قُوَّةٍۢ ضَعْفًۭا وَشَيْبَةًۭ ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْقَدِيرُ

خداست آن كس كه شما را ابتدا ناتوان آفريد، آنگاه پس از ناتوانى قوّت بخشيد، سپس بعد از قوّت، ناتوانى و پيرى داد. هر چه بخواهد مى‌آفريند و هموست داناى توانا.

وَيَوْمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُقْسِمُ ٱلْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا۟ غَيْرَ سَاعَةٍۢ ۚ كَذَٰلِكَ كَانُوا۟ يُؤْفَكُونَ

و روزى كه رستاخيز بر پا شود، مجرمان سوگند ياد مى‌كنند كه جز ساعتى [بيش‌] درنگ نكرده‌اند؛ [در دنيا هم‌] اين گونه به دروغ كشانيده مى‌شدند.

وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَٱلْإِيمَٰنَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِى كِتَٰبِ ٱللَّهِ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْبَعْثِ ۖ فَهَٰذَا يَوْمُ ٱلْبَعْثِ وَلَٰكِنَّكُمْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

و[لى‌] كسانى كه دانش و ايمان يافته‌اند، مى‌گويند: «قطعاً شما [به موجب آنچه‌] در كتاب خدا[ست‌] تا روز رستاخيز مانده‌ايد، و اين، روز رستاخيز است ولى شما خودتان نمى‌دانستيد.»

فَيَوْمَئِذٍۢ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ

و در چنين روزى، [ديگر] پوزش آنان كه ستم كرده‌اند سود نمى‌بخشد، و بازگشت به سوى حق از آنان خواسته نمى‌شود.

وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِى هَٰذَا ٱلْقُرْءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٍۢ ۚ وَلَئِن جِئْتَهُم بِـَٔايَةٍۢ لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ

و به راستى در اين قرآن براى مردم از هر گونه مَثَلى آورديم، و چون براى ايشان آيه‌اى بياورى، آنان كه كفر ورزيده‌اند حتماً خواهند گفت: «شما جز بر باطل نيستيد.»

كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ

اين گونه، خدا بر دلهاى كسانى كه نمى‌دانند مُهر مى‌نهد.

فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ

پس صبر كن كه وعده خدا حق است، و زنهار تا كسانى كه يقين ندارند، تو را به سبكسرى واندارند.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source