سَبَا (۳۴)
سال نزول
مطابق جدول سال نزول سورهها در کتاب «سیر تحول قرآن»، به استثنای ۹ آیه مقدمه سوره که مربوط به سال ۴ هجری (در مدینه) میباشد، بقیه آیات سوره در سال ۱۱ بعثت در مکه نازل شده است. به این ترتیب مضامین سوره را در ارتباط با مسائل سیاسی و اعتقادی سال یازدهم بعثت که در آستانه هجرت و زمینهسازی برای آن میباشد بررسی مینمائیم. آنچه در این دوران بیشتر مطرح میباشد از یکطرف برخورد اعتقادی و توحیدی است و از طرف دیگر «صبر» و پایداری در برابر فشارها و تهدیدات مشرکین. اتفاقاً در سوره سبا نیز هر دو موضوع مورد توجه قرار گرفته است. بجز مقدمه آن، ۳۵ آیه انتهایی سوره به مباحث اعتقادی در زمینههای توحید، قیامت و نبوت اختصاص دارد و مطالب میانی که در مورد حضرت داود و سلیمان (علیعما السلام) و قوم سبا میباشد نتیجه «صبر و شکر» آن دو پیامبر و «کفران» نعمت، قوم سبا را بیان میکند.
محتوى و مضمون سوره
سوره «سبأ» از مقدمه ای (در ۹ آیه) در مورد سه اصل اساسی توحید، آخرت و نبوت تشكیل شده است. این سه اصل برنامه و هدفی است که انسان در دوران حیات خود باید یکسره متوجه آن باشد و جهت زندگی خود را دائماً به آن سو تنظیم نماید. انسان را میتوان به یک کشتی تشبیه کرد که در دریائی بیکران بسوی ساحلی ناپیدا در حرکت است، ا مواج شکننده دریا و طوفانهای مهیب آن دائماً کشتی را از چپ و راست منحرف نموده، از جهتی که انتخاب کرده و ساحلی که به سوی آن حرکت میکند منحرف و دور میسازد. اما اگر ناخدای کشتی بیدار و هشیار بوده مرتباً موضع و موقعیت خود را به مدد نقشه و قطب نما و انعطافی که در زاویه بادبان و سکان میدهد اصلاح نماید، با هر انحراف و خطائی که به دلیل عوامل موج و طوفان بر کشتی وارد میشود میتواند به محور انتخاب شده و مسیر نخستین بازگشت نماید و حرکت خود را در آن امتداد ادامه دهد. این تلاشی است که ناخدای کشتی در تمامی طول سفر باید بکار برد، چرا که لحظه ای غفلت او را از ساحل دورتر میسازد.
به این ترتیب «هدفداری» و «اصلاح مسیر» و «بازگشت به راه مستقیم» جدی ترین و خطیرترین وظیفه کشتی بان محسوب میشود. انسان نیز در حرکت بسوی خدا (آلی المصیر) و در سفر آخرت یکسره باید مراقب هدف و مسیر حرکت باشد و با هر خطا و اشتباهی به راه مستقیم بازگشت نماید. در این سوره نشان میدهد کشتی وجود اکثریت انسانها در حرکت بسوی ساحل فوز و فلاح دائماً از چپ و راست به نیروی بادهای مخالف هوی و هوس و انگیزههای دنیاظلی منحرف میشود. در برابر انحراف عمومی انسانها، در سوره سبأ از دو پیامبر بزرگ نام میبرد که مهم ترین خصلتشان هدفداری و اصلاح مسیر و رجوع دائمی به راه مستقیم بوده است. این خصلت را قرآن در دو کلمه «انابه» و «اوآب» که
- انابه از ریشه «نوب» به معنای رجوع بعد از رجوع یعنی توبه بعد از توبه به درگاه الهی میباشد. به زنبور عدل نوب میگویند به دلیل آنکه یکسره به کندو در حال رفت و آمد و رجعت است. در قرآن ۱۸ بار این کلمه تکرار شده است، از جمله آیه ۱۵ سوره لقمان (…وَٱتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ…سورهٔ لقمان، آیهٔ ۱۵)، صفت «متیب» همچون صفات مؤمن و متفق و... اسم مدحی است برای انسان پیوسته بازگشت کننده بخالق خویش.
- «اوآب» صیغه مبالغه «آب» به معنای بسیار رجوع کننده میباشد، رجوعی به طاعت خدا با اراده و اختیار و آگاهی. این صفت خاص کسانی است که پیوسته با توبه و استغفار و دعا با ترک معاصی به اطاعت خدا بازگشت میکنند. فرق این کلمه با رجوع این است که ایاب رجوع به منتها و غایت مقصد میباشد در حالیکه رجوع میتواند به فاصله معینی از راه (نه الزاماً به انتهای آن) باشد. مثل غاشیه ۱۵ (إِنَّ إِلَيْنَآ إِيَابَهُمْسورهٔ غاشیه، آیهٔ ۲۵)
سَبا
هر دو به معنای رجوع مستمر و توبه و بازگشت به سوی خدا میباشد در مورد این پدر و فرزند پیامبر بیان کرده است.
در مورد داود (ع) واذکر عبدنا داود ذالایه انه اوآب (آیه ۱۷ سوره ۳۸) …وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ…سورهٔ ص، آیهٔ ۲۴ و خرّ راکعاً واناب ۱۷/۳۸ در مورد سلیمان (ع) و وهبنا لداود سلیمان نعم العبد انه اوآب (۳۸/۳۰) وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَٰنَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِۦ جَسَدًۭا ثُمَّ أَنَابَسورهٔ ص، آیهٔ ۳۴
داستان این دو پیامبر به دنبال مقدمه ۹ آیه ای سوره و ذیل جمله «ان فی ذلک لایة لكل عبد منیب» آمده است. گویا مهم ترین مصداق «عبد منیب» که مضمون آیه ۹ برای آنها «آیه» بوده است، داود و سلیمان (علی نبینا و علیهما السلام) میباشند که مشاهده آیات آسمان و زمین آنها را به هدف یابی دقیق تر و حرکت مستقیم تر بسوی خدا رهنمون شده است. نکته شکفت در این است که به دلیل صفت «اوآب» و «انابه» ای که داود نسبت به پروردگار خویش داشت. کوهها و پرندگان نیز چنین صفتی را نسبت به او (یا هماهنگ با او) نسبت به پروردگار عالم (پیدا کرده بودند.
(سبأ ۱۰) ولقد اتینا داود منا فضلاً یا جبال اوبی معه والطیر... (ص ۱۸) إِنَّا سَخَّرْنَا ٱلْجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحْنَ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِشْرَاقِسورهٔ ص، آیهٔ ۱۸. وَٱلطَّيْرَ مَحْشُورَةًۭ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥٓ أَوَّابٌۭسورهٔ ص، آیهٔ ۱۹. خداوند چنین نیرو و امکاناتی را در اختیار این دو بنده خود گذاشته تا «شکر» آنها را آزمایش نماید. آیاتی که پس از مقدمه سوره میآید، تحقق این امر و موفقیت این دو بنده را در شکرگذاری نشان میدهد و بقیه سوره شرح «کفران» بندگان دیگری است که به شرک و ناخالصی در عبادت آلوده شدند.
در این سوره پس از شرح امکانات عجیبی که در اختیار سلیمان گذاشته شده میفرماید: «…ٱعْمَلُوٓا۟ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكْرًۭا ۚ وَقَلِيلٌۭ مِّنْ عِبَادِىَ ٱلشَّكُورُآیهٔ ۱۳» (آیه ۱۳) و به قوم سبأ که بخاطر لیاقت و کاردانی سلیمان و تسلط او بر پدیدههای جوی دارای سرزمینی آباد و پر برکت و برخوردار از امنیت شده بودند میفرماید:
«…كُلُوا۟ مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ…آیهٔ ۱۵ واشکرواله بلدة طيبة و رب غفور» (آیه ۱۵) اما این قوم «کفران» میکنند و نعمتهای بیشمار را از دست میدهند. ذَٰلِكَ جَزَيْنَٰهُم بِمَا كَفَرُوا۟…آیهٔ ۱۷ و هل نجازی الآالکفور. نه تنها در این سوره، بلکه «نمل» نیز محور قرارداشتن موضوع «شکر» در داستان سلیمان (ع) تأکید شده است.
آیه ۱۹ سوره نمل -... …قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِىٓ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ ٱلَّتِىٓ أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلَىٰ…سورهٔ احقاف، آیهٔ ۱۵ والدى و ان اعمل صالحاً ترضيه و ادخلنى …بِرَحْمَتِكَ فِى عِبَادِكَ ٱلصَّٰلِحِينَسورهٔ نمل، آیهٔ ۱۹. آیه ۲۰ سوره نمل -... …قَالَ هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّى لِيَبْلُوَنِىٓ ءَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا…سورهٔ نمل، آیهٔ ۴۰ …يَشْكُرُ لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّى غَنِىٌّۭ كَرِيمٌۭسورهٔ نمل، آیهٔ ۴۰ به اين ترتيب معلوم مى شود ذكر داستان سليمان و قوم ناسپاس «سبا» در اين سوره نشان دادن نتيجه شكر گذارى يا كفران در دو جهت مخالف مى باشد. خداوند امكانات و حكومتى به سليمان مى دهد كه هرگز به بشرى نداده است با اين حال اين بنده «منيب» خدا خود را گم نمى كند و با هر غفلتى بزودى به پروردگار خويش رجعت مى نمايد. اگر سليمان سمبل «شكر» بود، «داود» سمبل «صبر» است و بى جهت نيست كه در سوره سبا پس از نقل داستان اين دو پيامبر و بى ظرفيتى و ناشكرى قوم سبا، اين دو خصلت را با يكديگر جمع كرده مى فرمايد: «…إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّكُلِّ صَبَّارٍۢ شَكُورٍۢآیهٔ ۱۹» در مورد «صبر» حضرت داود در اين سوره (كه سياق آن نمايش شكر و ناشكرى است) آيه اى نيامده است. اما از ساير سوره هاى قرآن براى نشان دادن اين موضوع مى توان مدد گرفت. از جمله: (سوره ص آيه ۱۷) ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلْأَيْدِ…سورهٔ ص، آیهٔ ۱۷ انه اوآب. سوره بقره (آيات ۲۲۹ به بعد)... …قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۴۹ …غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۴۹ والله مع الصابرين و لما برزوا لجالوت و جنوده الوا …رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا…سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۲۶ و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۱ در آيه نخست (آيه ۱۷ سوره ص) با يادآورى سر گذشت حضرت داود به پيامبر اسلام فرمان «صبر» و پايدارى در برابر مشكلات رسالت داده مى شود و در آيه ۲۲۹ سوره بقره دوران قبل از نبوت داود را، كه به عنوان سرباز ساده اى در سپاه طالوت عليه جالوت نبرد مى كرد، نقل مى نمايد. اين جوان برومند در شرايطى كه اكثريت سپاه اعلام مى كنند طاقت نبرد با سپاه نيرومند جالوت را ندارند، به دليل ايمانى كه به ملاقات خدا داشت همراه با ديگر مؤمنين اعلام مى نمايد: «چه بسا گروه اندكى كه بر گروهى بسيار به اذن خدا غلبه مى كنند و
- در شرح آيه ۳۱ سوره لقمان كه عيناً آيه فوق تكرار شده است، گفتيم كه اين عبارت ۲ بار در قرآن آمده است:
بار در عبرت گيرى از حركت كشتى با تمثيل صبر و شكر كشتى كه همانا مقاومت آن در برابر امواج و بهره گيرى اش از نيروى باد مى باشد و ۲ بار ديگر در عبرت گيرى از تجربه تاريخى اقوام (يكبار بنى اسرائيل، يكبار قوم سبا)
سَبا
خدا همراه «صابرین» است. و پس از مصاف با سپاه جالوت اول چیزی که از خدا طلب میکند «صبر» و ثبات قدم است (…رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۰). و با همین پشتوانه است که به قلب سپاه جالوت میزند و داود جالوت (سردار سپاه دشمن) را به قتل میرساند (…وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۱)
پیروزی داود و همزرمان او در سپاه طالوت که همگی مستضعف و آواره از خانه و زن و فرزند بودند (مضمون آیه ۲۴۶ سوره بقره) بر سپاه ظالم و جبار جالوت، قانون الهی را برای سرمشق همه مستضعفان تاریخ تحقق و عینیت میبخشد که به نیروی «صبر» میتوان بر بزرگترین مستکبران پیروز شد.¹
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّٰلِحُونَسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۱۰۵
به این ترتیب روشن میگردد که چرا در سوره سبا برای نشان دادن نمونههای عینی «صبر و شکر» از داود و سلیمان حدیث میآورد و این پدر و فرزند را به رخ مشرکین کم ظرفیت و ناساس تکذیب کننده پیامبر میکشاند.
اکنون از رابطه صبر و شکر با حرکت کشتی در دریا، که در دو سوره قرآن به آن تشبیه شده است (…إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّكُلِّ صَبَّارٍۢ شَكُورٍۢآیهٔ ۱۹) و از بازگشت دائمی به مسیر مستقیم در جهت ساحل به در مفهوم کلمات «اواب» و «منیب» به آن اشاره کردیم. (…إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّكُلِّ عَبْدٍۢ مُّنِيبٍۢآیهٔ ۹)، میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که این دو پیامبر به نیروی صبر و شکر (مقاومت در برابر امواج مخالف هوای نفس و بهره برداری از باد مساعد امکانات و نعمتها) کشتی وجود خود را همواره در جهت مستقیم نگهداشته با هر نیروی مخالفی اصلاح مسیر کرده و در امتداد تعیین شده نخستین قرار گرفتند (معنای منیب).²
***
همانطور که گفته شد، در مقابل کلمه «شکر» که کلید مفاهیم سوره است، و نقش شاکرانه ای که از حضرت سلیمان نشان داده میشود، کلمه «کفر» و ناشکری بیشتر بندگان را تصویر مینماید، بطوری که کلمه «کفروا» ۷ بار در مقاطع مختلف سوره تکرار شده است که با توجه به حجم مختصر سوره رقم بالائی میباشد.³ مصداق روشن این «کفران» برای
- سوره اعراف در بیان پیروزی قوم اسیر و برده و مستضعف بنی اسرائیل بر فرعون و نظام استکباری او همه جا از عامل «صبر» یاد میکند (آیات ۱۲۶ و ۱۲۸ و ۱۳۸) در سه مقطع مختلف نهضت توحیدی موسی، در آغاز حرکت، در رهنمود رهبری و در نتیجه گیری از داستان).
- سورههای لقمان آیه ۳۱ و شوری آیه ۳۳.
- در آیات ۳-۷-۱۷، ۳۱-۳۳، ۴۳-۵۳ (پس از سورههای شماره ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۸ و ۹ از نظر تعداد قرار دارد).
عبرت گیری قوم معاصر پیامبر در سرنوشت قوم سبا، که برخوردار از نعمتهای سرشار الهی بودند، نمایش داده میشود. اما اینکه چرا بندگان به جای شکر و سپاس نعمات الهی راه کفران و ناسپاسی پیشی میگیرند، باید به آیاتی از این سوره توجه نمود که بر مال و اولاد و جاذبههای فریبنده دنیا اشاره مینماید، رزق و روزی و گشایش و تنگی آن که به دست خدا و برای آزمودن بندگان است خود یکی از موجبات غفلت و سرگرمی یا ناامیدی و یأس میباشد. بی جهت نیست که در این سوره برای هشدار کسانی که فریب دنیا و اختلافات طبقات اجتماعی را میخورند دوبار تأکید مینماید: ۱ (قُلْ إِنَّ رَبِّى يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ…آیهٔ ۳۶) (بگو همانا پروردگار من است که روزی را برای هر کس بخواهد گشاده یا تنگ میدارد).
در برابر این دنیاپرستی و مال دوستی که موجب اعراض انسان از خدا و خلق و مسئولیت در برابر بندگان گشته و به ظلم و تجاوز به حقوق دیگران کشیده میشود، در این سوره قویاً عامل «آخرت» را مطرح مینماید، بطوری که این مسئله به عناوین مختلف مثل: ساعة، معاد، یوم الجمع... در آیات متعددی از این سوره تکرار شده است. تنها با اعتقاد به آخرت و ابدیت و باور داشتن حساب و کتاب و جزا و عقاب است که انسان میتواند از جاذبههای دنیا (در برابر ارزشهای عظیم و جاوید آخرت) خود را آزاد نماید، یا آن که از بیم عقاب و نگرانی وقوف در محضر الهی و محکمه عدل او ممکن است از ظلم و تجاوز منصرف شود.
توجهی به گفتار کافران که منکر معاد و نبوت و قرآن شدهاند نشان میدهد که همه این انحرافات از انکار ساعة (لحظه قیامت) آغاز میشود.
آیه ۳ - وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَا تَأْتِينَا ٱلسَّاعَةُ…آیهٔ ۳ قل بلی و ربی لتاتینکم ...
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَا تَأْتِينَا ٱلسَّاعَةُ ۖ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّى لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَٰلِمِ ٱلْغَيْبِ ۖ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَآ أَصْغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكْبَرُ إِلَّا فِى كِتَٰبٍۢ مُّبِينٍۢ
و كسانى كه كافر شدند، گفتند: «رستاخيز براى ما نخواهد آمد.» بگو: «چرا، سوگند به پروردگارم كه حتماً براى شما خواهد آمد. [همان] داناى نهان[ها] كه هموزن ذرهاى، نه در آسمانها و نه در زمين، از وى پوشيده نيست، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن است مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده] است.»
آیه ۷ - …هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍۢ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِى خَلْقٍۢ جَدِيدٍآیهٔ ۷.
آیه ۳۱ - …لَن نُّؤْمِنَ بِهَٰذَا ٱلْقُرْءَانِ…آیهٔ ۳۱ …وَلَا بِٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ…آیهٔ ۳۱ ...
آیه ۴۳ - …لِلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌۭآیهٔ ۴۳.
در این سوره از آنجائی که جنبه اعتقادی و به اصطلاح ایدئولوژیک دارد، بر نقل گفتار کافران و ارائه جواب و دلیل مناسب توجه زیادی شده است تا گرایش بحق از روى آگاهی و اختیار و انتخاب آزادانه بندگان و با علم و بصیرت آنها انجام گردد. مجموعاً ۳۶ بار در این
- آیات ۳۶ و ۳۹.
سَبا
سوره مشتقات کلمه «قال» تکرار شده که تنها ۸ مورد آن فرمان «قل» برای ارائه منطق درست به پیامبر داده شده است.
در همین رابطه مسئله تقلید و پیروی کورکورانه از آباء و اجداد و سنتهای گذشته مورد مذمت قرار گرفته و در آیات ۳۱ تا ۳۳ و ۴۳ تا ۴۶ تبعیت از سران گمراه جامعه و نیز فریب و اغفال توده مردم محکوم گشته است.
آخرین نکته اینکه سوره با حمد خدا شروع میشود (ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلْءَاخِرَةِ ۚ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْخَبِيرُآیهٔ ۱) و با شک کافران خاتمه مییابد (…إِنَّهُمْ كَانُوا۟ فِى شَكٍّۢ مُّرِيبٍۭآیهٔ ۵۴). از یک طرف مالکیت خدا را در آسمانها و زمین نشان میدهد و او را در دنیا و آخرت حمد میکند، از طرف دیگر شک و ناباوری کافران را نسبت به این حقیقت بدیهی نشان میدهد.
جالب است که بدانیم بجز سوره «سبا» ۴ سوره دیگر نیز با حمد آغاز میشوند:
۱- سوره فاتحه الکتاب: الحمدلله رب العالمین ۲- ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَجَعَلَ ٱلظُّلُمَٰتِ وَٱلنُّورَ ۖ ثُمَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَسورهٔ انعام، آیهٔ ۱ ۳- ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ ٱلْكِتَٰبَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُۥ عِوَجَا…سورهٔ کهف، آیهٔ ۱ ۴- ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلْءَاخِرَةِ ۚ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْخَبِيرُآیهٔ ۱ ۵- سوره فاطر: الحمدلله …فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ جَاعِلِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۱...
تقسیمات سوره
برای فهم ساده تر سوره بر حسب سیاق و سال نزول قسمتهای مختلف، آن را به سه بخش به ترتیب ذیل تقسیم مینمائیم:
۱- مقدمه (آیات ۱ - ۹) این قسمت بر طبق محاسبات انجام شده در کتاب «سیر تحول قرآن»، در چهارمین سال هجرت و ۶ سال بعد از قسمتهای دیگر سوره نازل شده است. در همین مقدمه مختصر به اجمال و اختصار پیرامون سه اصل توحید، آخرت و کتاب
- این رقم پس از سورههای اعراف (۴۵ بار)، یونس (۲۴ بار)، آل عمران (۲۳ بار)، اسراء (۲۱ بار)، و زمر (۱۵ بار) قرار دارد.
(نبوت) سخن گفته و چارچوبهای اصلی را مشخص کرده است. دو آیه نخست به «توحید» اختصاص دارد، در اولین آیه انحصار ملک را برای خداوند یکتا و مملو کیت همه موجودات عالم نسبت به او که حکیم و خبیر است بیان مینماید و در دومین آیه علم او را از همه جهات بر مخلوقاتش نشان میدهد. این دو برهان که یکی بر کمال ملک و تصرف او و دیگری بر کمال علم او نسبت به مخلوقاتش میباشد، هم توحید را اثبات میکند و هم زمینه و مقدمه ای برای لزوم قیامت و جزا (بحث بعدی) میگردد.
اما اینکه چرا از علم مطلق خدا نسبت به همه چیز، تنها آگاهی او را به آنچه در زمین فرو میرود و از آن خارج میشود و آنچه از آسمان نازل میشود و آنچه به سوی آن بالا میرود (بخارات)، مثال میزند، به نظر میرسد به دلیل شگفت بودن و پنهان بودن این فعل و انفعالات از دید بشر باشد. در ضمن این پدیده که بصورت جریانی دائره وار و بسته در زمین و آسمان انجام میشود (نفوذ آب در زمین و خروج سبزه مربوط به زمین و نزول آب و صعود بخار مربوط به آسمان است) حیات و حرکت را در انواع و اشکال متعدد خود بوجود میآورد. بنابراین با مثال فوق علم خدا نسبت به هر گونه حیات و حرکتی آشکار میگردد.
علاوه بر آیه فوق، در آیه ۴ سوره حديد (۵۷) نیز علم خدا را بر جریان فوق دلیلی از اعمال مدیریت و (استوای بر عرش) بر جهان آفرینش و علم و اطلاعش بر اعمال انسان میشمارد. ۱ (شو استوی علی العرش یعلم مایلج فی الارض و ما يخرج منها و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها و هو …مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ…سورهٔ حدید، آیهٔ ۴ والله بما تعلمون بصير).
نکته دیگر اینکه در انتهای آیه دوم بر دو صفت «وهو الرحم الغفور» تاکید کرده است. ترکیب این دو صفت ۷۴ بار در قرآن تکرار شده که بجز مورد فوق در ۷۳ مورد دیگر صفت غفور مقدم بر رحیم آمده است (الغفور الرحم). قطعاً این اختلاف و تغییر
- کلمه ابلاج (بلح فی الارض) که به معنای نفوذ آرام و تدریجی چیزی در چیز دیگر است (مثل حرکت نخ در سوراخ سوزن: …حَتَّىٰ يَلِجَ ٱلْجَمَلُ فِى سَمِّ ٱلْخِيَاطِ…سورهٔ اعراف، آیهٔ ۴۰) با نفوذ مخفيانه بيگانه (…وَلَمْ يَتَّخِذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَا رَسُولِهِۦ وَلَا ٱلْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةًۭ…سورهٔ توبه، آیهٔ ۱۶) تنها در مورد نفوذ آب در زمین بکار نرفته است، بلکه نفوذ شب در روز يا روز در شب را در آیات ۳ آل عمران، ۶۱ حج، ۲۹ لقمان، ۱۳ فاطر و ۶ حديد مورد نظر قرار داده است و از این آیات چنین نتیجه گیری کرده است که: ترزق …مَن تَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍۢسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۲۷، …ۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۱۰، …وَٱللَّهُ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَسورهٔ توبه، آیهٔ ۱۶، له الملك، و الله بما تعلمون بصير. بنابراین روزی رسانی (رزق)، سميع، بصير و خبير بودن خدا و ملک او از این جریان دائمی باید استنباط گردد.
سَبا (۳۴) ۲۰۷
حكمتي دارد که بايد آن را بررسي کرد. اگر بظاهر امر قناعت کنيم اين تغيير را شايد بتوانيم به حساب هماهنگ کردن با قافيه انتهایی آيه اول که حرف «ر» بعد از «م» قرار گرفته (و هوالحکيمالخبير) بگذاريم. اين دو آيه بخش توحيدی مقدمه را تشکيل میدهند. در ضمن بايد توجه داشتيم که ۱۲ آيه اين سوره با حرف «ر» ختم میشوند که دليلی خاص خود را دارد.
پس از آيه اول و دوم که در صدد اثبات توحيد و زمينه سازی برای آخرت بود، در آيات ۳ و ۴ و ۵ به مسئله آخرت که نتيجه توحيد است میپردازد. وقتی خداوند مالک همه چيز است و در مخلوقات خود تصرف و بر آنها علم کامل دارد، حکمتش اقتضا میکند که آفرينش باطل و عبث نباشد و حساب و کتاب جزا و عقابی بدنبال داشته باشد تا هر کس به تناسب ظرفيت و تلاشش رشد و کمال يابد. چرا که هم حکيم الخبير است و هم «الرحيم الغفور».
اما کسانی که کافر شدند «ساعت» را انکار میکنند (آيه ۳)، جوابی که به انکار کافران داده میشود تماماً مبتني بر علم خداوند بر نهانیهای آسمانها و زمين است (در ارتباط با آيه ۲). علت حدوث ساعت قيامت را در آيه (۴) بيان میکند، اين امر تنها بخاطر جزا دادن به کسانی است که ايمان آورده و عمل شايسته میکنند، جزاي مغفرت و رزقی گرامی، هدف از قيامت فقط همين است. اما اينکه کسانی هم بخاطر ضديت با راه حق دچار عذاب میشوند، اين نتيجه اعمال خودشان است و گرنه هدف از قيامت عذاب نيست. کما آنکه هدف از تأسيس مدرسه و دانشگاه رشد و تربيت و آموزش است، گرچه عدهای هم مردود و اخراج میشوند.
۴ آيه انتهایی مقدمه به مسئله نبوت و کتاب اختصاص دارد. کافران چون از نظر اعتقادی از توحيد دور گشته و به شرک آلوده شدهاند، آخرت، يعني حساب و کتاب و مسئوليت و علم خدا را بر اعمال بندگان منکر میشوند، نتيجه طبيعی چنين بينشی انکار نبوت و کتاب میباشد و همه اين انحرافات از اينجا ناشی میشود که کافران جاهلند و «علم» و اطلاعی از حقايق و امور عالم ندارند و گرنه کسانی که علم داده شدهاند، نه تنها میفهمند بلکه به چشم بصيرت میبينند که آنچه از پروردگار به سوی پيامبر (ص) نازل شده حق است و مردم را به راه خداوند عزيز حميد هدايت میکند، راهی که به «عزت» و ستودگی (حمد) خودشان منتهی خواهد شد (مضمون آيه ۶). اما کافران مسئله معاد و خلقت تازه در آخرت را انکار میکنند و رسول اکرم را با کلمات سبکی بخاطر بيان اين حقيقت بسخريه و استهزاء میگيرند و او را متهم به افترا و
كذب و دیوانگی مینمایند (آیات ۷ و ۸).
آخرین آیه این مقدمه هشداری تنبیهی و انذاری توبیخی به کسانی است که فراموش میکنند در نظامی که زمین و آسمان را فرا گرفته محبوس و محصوراند و گریز گاهی از ملک خدا ندارند که به آن پناهنده شوند، آیا احتمال نمیدهند که بخاطر نتایج اعمالشان زمین آنها را در خود فرو برده یا آسمان بر سرشان فرود آید!؟...
در این حقیقت، که انسان در ملک خدا (نه ملک خود) که مشیت پروردگار عالم بر آن جاری است، زندگی میکند و در صورت عصیان و تمرد از قوانین حاکم بر این ملک، به دلیل علم و اطلاع دقیق صاحب ملک بر اعمال مملوکین، محکوم و عذاب میشود، بس نشانه هاست برای هر بندهای (عبد خدا نه عبد دیگران) که بازگشت کننده (نه متمرد و عاصی) به درگاه مالک خود و تمکین کننده نسبت به خواست او باشد.
…إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّكُلِّ عَبْدٍۢ مُّنِيبٍۢآیهٔ ۹
انسان معصوم از خطا و اشتباه نیست، بلکه هر لحظه در معرض لغزش و گناه است، مهم بازگشت مجدد و دائمی به سوی خدا است۱ اینست معنای عبودیت و «انابه»!
۲- داود و سلیمان و قوم سبا (آیات ۱۰ تا ۲۱)
پس از آخرین آیه و پیام مقدمه سوره (…إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّكُلِّ عَبْدٍۢ مُّنِيبٍۢآیهٔ ۹)، اینک مصداق و نمونه ای از بندگان منیب باید معرفی گردند. همانطور که صفحات قبل توضیح داده شد، داود و سلیمان مصادیقی از این صفت بشمار میروند. ۲ آیات این بخش نمونه هائی از فضل و برتری این دو بنده خدا را، که مشمول نعمتهای خاص او گردیدند، بیان میدارد، داود و سلیمان مفهوم «صبر و شکر» را در زندگی خود تحقق بخشیدند و دستاورد و حاصل ایمانشان سرزمین آباد و پر برکت و پاکیزه و با امنیت «سبا» را بوجود آورد. ۳ اما قوم سبا از حق اعراض کردند و بجای شکر (واشکروا له)
- وقتی راه فراری برای گریز از ملک خدا نیست، پس از شرک و عصیان به کجا میتوان جز به صاحب ملک پناهنده شد. فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ…سورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۰ …إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ ذاریات، آیهٔ ۵۰ (پس به سوی خدا فرار کنید که من از آن شما را هشدار دهنده آشکاری هستم). ذاریات (۵۱) آیه ۵۰الذاريات · آیه ۵۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ
پس به سوى خدا بگريزيد، كه من شما را از طرف او بيمدهندهاى آشكارم.
- در سوره «ص» مواردی از اشتباه و خطا و انابه و بازگشت فوری این دو بنده منیب را نقل کرده است.
- لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍۢ فِى مَسْكَنِهِمْ ءَايَةٌۭ ۖ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍۢ وَشِمَالٍۢ ۖ…آیهٔ ۱۵، …كُلُوا۟ مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ…آیهٔ ۱۵ (برکت و فراوانی) واشکرواله «بلدة طيبه» (پاکیز گی) و رب غفور... …سِيرُوا۟ فِيهَا لَيَالِىَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَآیهٔ ۱۸. (امنیت و آرامش).
کفران نعمت کردند (ذَٰلِكَ جَزَيْنَٰهُم بِمَا كَفَرُوا۟…آیهٔ ۱۷ و هل نجازی الاالکفور) و در نتیجه ظلم به خویشتن، به جای آبادی و برکت گرفتار خرابی و محرومیت گشتند و آن چنان پریشان و پراکنده شدند که تنها داستانشان برای نقل آیندگان و حدیث داستانسرایان به عنوان مثالی باقی ماند.
اگر زندگی داود و سلیمان نمایشگر مثبت تحقق صبر و شکر است، سرنوشت قوم سبا از جهت منفی فقدان این دو خصلت را به نمایش میگذارد. که فرمود: (…إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّكُلِّ صَبَّارٍۢ شَكُورٍۢآیهٔ ۱۹).
خداوند در این سوره انسانها را به شکر نعمت یعنی توجه به منعم و بکار بستن نعمتها در راهی که معین کرده دعوت میکند، اما ابلیس به راه اعراض و کفران نعمت میکشاند. مصداق عینی و تحقق دعوت خداوند در عملکرد حضرت سلیمان تجلی میکند و مصداق دعوت ابلیس در سرنوشت قوم سبا (وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُۥ فَٱتَّبَعُوهُ…آیهٔ ۲۰) و در خاتمه این بخش برای آن که کسی برای ابلیس استقلال ذاتی و قدرتی مستقل از خدا قائل نشود، و همچون گروهی از مشرکین تدبير عالم را به دو اقنوم خير و شر نسبت ندهد، اضافه مینماید که ابلیس را بر کسی تسلط نبخشیده بلکه آزاد گذاردن او برای فریب و اغفال بندگان تنها برای همین است که معلوم گردد چه کسانی واقعاً به آخرت ایمان دارند و چه کسانی نسبت به آن در شک هستند و گرنه پرودگار بر همه چیز نگهبان است (ابلیس تسلط و حفاظتی بر هیچ چیز ندارد). (آیه)
(۲۱)
موضوع ایمان به آخرت، همانطور که گفته شد، از محورهای اصلی سوره میباشد که نتیجه و حاصل ایمان به «توحید» محسوب میگردد، همچنین «شک» در آخرت (…مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِى شَكٍّۢ…آیهٔ ۲۱) که در آخرین آیه سوره به آن اشاره شده (…إِنَّهُمْ كَانُوا۟ فِى شَكٍّۢ مُّرِيبٍۭآیهٔ ۵۴)، نقطه مقابل ایمان به آخرت را در عملکرد کافران نشان میدهد.
۳- عملکرد مشرکان (آیات ۲۲ تا ۵۴)
این قسمت که بیش از ۶۰٪ سوره را تشکیل میدهد، عمدتاً شکل احتجاج و لحن جدل و جوابگوئی به معتقدات و دعاوی مشرکین دارد و در قالب فرمان «قل» به رسول اکرم که ۱۴ بار در این قسمت (۱۵ بار در کل سوره) تکرار شده نظریات منحرفانه آنها را در باره توحید و قیامت بطور استدلالی رد میکند و حقيقت يکتائی خدا را تبيين مینماید. ذيلاً خلاصه و پيام اصلی هر آیه را (آنطور که به نظر محدود
نویسنده میرسد ) به ترتیب بیان مینماید. مطالب این بخش را میتوان در ۷ گروه فرعی ذیل بررسی کرد:
| آیه (۲۲) | نفی مالکیت و علم و ولایت از غیرخدا |
|---|---|
| آیه اول | له ما فی السموات و ما فی الارض |
| آیه (۲۲) | لا یملکون |
| …عَٰلِمِ ٱلْغَيْبِ ۖ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِ…آیهٔ ۳ | |
| …لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِ…آیهٔ ۲۲ | |
| آیه (۲) | ...و هو الرحیم الغفور |
| آیه (۲۲) | …وَمَا لَهُۥ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍۢآیهٔ ۲۲. |
(۱) در نفی پایههای فلسفه شرک و اثبات مبانی توحید
آیه (۲۳) نفی شفاعت (مگر باذن خدا)
آیه (۲۴) نفی روزی رسانی غیر خدا
آیه (۲۵) اثبات مسئولیت انسان و بازخواست از عملکرد دنیائی.
قُل لَّا تُسْـَٔلُونَ عَمَّآ أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْـَٔلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ
بگو: «[شما] از آنچه ما مرتكب شدهايم بازخواست نخواهيد شد، و [ما نيز] از آنچه شما انجام مىدهيد بازخواست نخواهيم شد.»
آیه (۲۶) لزوم گردآوری انسان در محکمه آخرت و قضاوت عادلانه خداوند فتاح و<br/>علیم بر اختلافات آدمیان در یوم الجمع.
آیه (۲۷) نفی تدبیر فوق (گردآوری انسان در محکمه آخرت) از غیر خدا و اثبات<br/>عزت و حکمت خدا بر انجام اینکار.
آیه (۲۸) نفی تدبیر ارسال رسل برای غیر خدا [پیامبر اسلام برای بشارت و انذار<br/>تمامی انسانها (نه بخشی از آنها) فرستاده شده است.]
اگر کلمه «کافه» (کافة للناس) را به معنای مانع و بازدارنده، که اصل لغت آن چنین<br/>مفهومی دارد، بگیریم، ترجمه آیه به گونه دیگری میشود که رسالت پیامبر را برای ممانعت<br/>مردم از انحراف از طریق بشارت و انذار بیان مینماید.
آیه (۲۹) سئوال انکاری از وعده آخرت.
وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ
و مىگويند: «اگر راست مىگوييد، اين وعده چه وقت است؟»
آیه (۳۰) اثبات قطعیت این میعاد.
آیه (۳۱) انکار قرآن و کتب پیشین و پشیمانی ظالمین از این انکار در محکمه آخرت.
آیه (۳۲) محاجه مستکبران و مستضعفان در آخرت و دیگری را متهم ساختن.
۱. به گفته علامه طباطبائی در المیزان، این آیه بیش از آنکه در صدد اثبات نبوت باشد توحید را نشان میدهد. چرا که اگر به جز خدا خدا بان مؤثر دیگری بودند، ضرورت داشت که آنها نیز رسولانی برای ابلاغ فرامین خود ارسال نمایند.
سَبا
(۳۴) آیه (۳۴) همواره کسانی که منکر رسالت و پیام هشدار دهنده رسولان الهی میشدند «مترفین» یعنی قشر مرفه و برخوردار جامعه بودهاند.
(۳۵) آیه (۳۵) تکیه کافران بر اموال و اولاد موجب انکار و احساس امنیت از عذاب میشد.
(۳۶) آیه (۳۶) تأکید بر اینکه بسط و قدر روزی طبق مشیت الهی است ولیکن اکثر مردم به این امر واقف نیستند.
قُلْ إِنَّ رَبِّى يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
بگو: «پروردگار من است كه روزى را براى هر كس كه بخواهد گشاده يا تنگ مى گرداند؛ ليكن بيشتر مردم نمىدانند.»
(۳۷) آیه (۳۷) تاکید بر اینکه اموال و اولاد مگر برای کسی که اهل ایمان و عمل صالح باشد وسیله تقرب به خدا نمیشود.
(۳۸) آیه (۳۸) تاکید بر اینکه کسانی که خدا را در آیاتش میخواهند به عجز درآورند در عذاب احضار خواهند شد.
(۳۹) آیه (۳۹) (تکرار آیه ۳۵) و تأکید بر اینکه خداوند خیرالرازقین هر انفاقی را جایگزین میکند (انفاق ازدست دادن نیست).
قُلْ إِنَّ رَبِّى يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَيَقْدِرُ لَهُۥ ۚ وَمَآ أَنفَقْتُم مِّن شَىْءٍۢ فَهُوَ يُخْلِفُهُۥ ۖ وَهُوَ خَيْرُ ٱلرَّٰزِقِينَ
بگو: «در حقيقت، پروردگار من است كه روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده يا براى او تنگ مىگرداند. و هر چه را انفاق كرديد عوضش را او مىدهد. و او بهترين روزى دهندگان است.»
وَقَالُوا۟ نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَٰلًۭا وَأَوْلَٰدًۭا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و گفتند: «ما دارايى و فرزندانمان از همه بيشتر است و ما عذاب نخواهيم شد.»
۶ آیه فوق که یک مجموعه را تشکیل میدهد، کلاً روحیه دنیاپرستی و رفاه طلبی کافران را که گشایش روزی خود و تنگی روزی دیگران را به حساب لیاقت و کاردانی خویش و بی لیاقتی زیردستان میگذارند شرح میدهد، این بینش از جهل نسبت به مشیت پروردگار در بسط و قدر رزق حاصل میشود.
(۴۰) آیه (۴۰) پرسش از فرشتگان در روز حشر در مورد عبادت مشرکین مرایشان را (نفی عبادت غیر خدا).
(۴۱) آیه (۴۱) تسبیح ملائک و اعلام اینکه مشرکین نه فرشتگان، که جن را عبادت میکردند.
قَالُوا۟ سُبْحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم ۖ بَلْ كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ ٱلْجِنَّ ۖ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ
مىگويند: «منزّهى تو، سرپرست ما تويى نه آنها بلكه جنّيان را مىپرستيدند؛ بيشترشان به آنها اعتقاد داشتند.»
(۴۲) آیه (۴۲) در روز حشر هیچکس مالک نفع و ضرری بر دیگری نیست، فقط سخن خدا حاکم است که ظالمان بخاطر تکذیبشان باید عذاب آتش را بچشند. مشرکین ملائکه را عبادت میکردند تا وسیله تقرب آنها به درگاه خدا و شفاعتشان گردند. در این سه آیه چنین اعتقادی را که پایه ای نداشته و موجب عبادت غیر حق میشده محکوم نموده و مؤثر بودن همه عوامل جز خداوند یکتا را در آخرت نفی کرده است.
۱. به آیات ابتدای سوره زمر مراجعه شود.
(۶) نقد روحیه تقلید نَقْشِ سران گمراه جامعه و تبلیغات آنها در فریب مردم و بازداشتشان از راه حق، تکیه بر سنتهای گذشته و تکذیب هر سخن تازه. (۴۳) آیه (۴۴) بی سوادی سران گمراه و بی خبری آنها از حقایق الهی. (۴۵) آیه (۴۵) مشابهت تکذیب اقوام مختلف تاریخ و گرفتاری آنها به عاقبت تکذیب خود. (۴۶) دستور کناره گرفتن از غوغای تبلیغات منکرین و تأثیرات اجتماعی آنها، سپس به تنهائی یا دونفری اندیشیدن در صداقت پیام آور و عاقبت تکذیب پیام. (۴۷) آیه (۴۷) تاکید بر اجر نخواستن رسولان و بی نیازی آنها از مردم، بلکه اجر خود را از خداوندی که شاهد بر اعمال آنهاست میطلبند.¹ (۴۸) آیه (۴۸) تاکید بر تضاد حق و باطل و وابسته بودن این درگیری به خداوند علام الغیوب برای تجلی حق.² (۴۹) آیه (۴۹) تاکید بر این که اصالت با حق (قرآن) است. همین که حق بیاید باطل نه آغاز میکند و نه برمیگردد. (نه حرف تازهای دارد و نه حرف گذشتهاش تکرار میگردد.) (۵۰) آیه (۵۰) تاکید بر اصالت و استقلال وحی و قرآن از پیامبر، تا دشمنی با پیامبر منکرین را به انکار وحی و قرآن نکشاند. (۵۱) در میان حالت کافران در صحنه قیامت هنگامی که راه گریزی ندارند و از نزدیک گرفتار عواقب کار خود میشوند. (۵۲) آیه (۵۲) ادعای ایمان در شرایطی که دیگر امکان ندارد. (۵۳) آیه (۵۳) نقل عملکرد کافران در دنیا در انکار معاد و اظهارنظرهای نسنجیده (۵۴) آیه (۵۴) فراگیری یأس و ناامیدی به دلیل فاصله افتادن بین کافران و آرزوهایشان.
وَإِنَّهُۥ لَذِكْرٌۭ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْـَٔلُونَ
و به راستى كه [قرآن] براى تو و براى قوم تو [مايه] تذكّرى است، و به زودى [در مورد آن] پرسيده خواهيد شد.
وَٱلْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ
و شهرها[ى سَدوم و عاموره] را فرو افكند.
إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَنَهَرٍۢ
در حقيقت، مردم پرهيزگار در ميان باغها و نهرها،
- شاید این آیه اشارهای به آیه ۲۳ سوره شوری (۴۲) باشد که در آن «مودة فی القربی» را استثنا کرده بود (قل ما استلکم علیه اجرا الاالمودة فی القربی).
- آیه ۱۸ سوره انبیاء میتواند برای تفسیر فوق مورد استفاده قرار گیرد (بل نقدف بالحق علی الباطل فید معه فاذا هوزاهق.سبأ · آیه ۱۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ ٱلْقُرَى ٱلَّتِى بَٰرَكْنَا فِيهَا قُرًۭى ظَٰهِرَةًۭ وَقَدَّرْنَا فِيهَا ٱلسَّيْرَ ۖ سِيرُوا۟ فِيهَا لَيَالِىَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ
و ميان آنان و ميان آبادانيهايى كه در آنها بركت نهاده بوديم شهرهاى متصل به هم قرار داده بوديم، و در ميان آنها مسافت را، به اندازه، مقرر داشته بوديم. در اين [راه]ها، شبان و روزان آسودهخاطر بگرديد.
سَبا
نامهای نیکوی الهی
در این سوره ۸ بار نام جلاله «الله» و ۱۳ بار رب مضاف (ربهم، ربنا...) به کار رفته است. به جز این موارد اسماء فعل خداوند نیز بشرح ذیل در آیات این سوره آمده است:
- حکیم، غفور، عزیز (هر کدام دوبار).
- خبیر، رحیم، حمید، بصیر، حفظ، علی، کبیر، فتاح، علیم، شهید، سمیع، قریب، (هر کدام یکبار).
البته موارد دیگری مثل: عالم الغیب، علام الغیوب و خیرالرازقین هم آمده که بنظر نمیرسد جزء اسماء فعل محسوب شوند.
آهنگ خاتمه آیات
از ۵۴ آیه سوره سبا، ۲۳ آیه آن با حرف «ن»، که عملکرد و افعال انسان را نشان میدهد، ختم میشود و بقیه با ۶ حرف دیگر به ترتیب ذیل:
| حرف «ر» | حرف «د» | حرف «ب» | حرف «م» | حرف «ل» |
|---|---|---|---|---|
| آیه ۱- خبیر | آیه ۲۳- کبیر | آیه ۶- حمید | آیه ۹- منیب | آیه ۴- کریم |
| آیه ۲- غفور | آیه ۴۴- نذیر | آیه ۷- جدید | آیه ۴۸- غیوب | آیه ۲۶- علیم |
| آیه ۱۱- بصیر | آیه ۴۵- نکیر | آیه ۸- بعید | آیه ۵۰- قریب | آیه ۲۷- حکیم |
| آیه ۱۲- سعیر | آیه ۱۰- جدید | آیه ۱۰- قریب | آیه ۵۱- خفیف | |
| آیه ۱۳ و ۱۹ شکور | آیه ۴۶- شدید | آیه ۴۶- منیب | آیه ۵۴- خفیظ | |
| آیه ۱۵- غفور | آیه ۴۷- شهید | آیه ۴۹- بعید | ||
| آیه ۱۷- کفور | آیه ۴۹- یعید | |||
| آیه ۲۲- ظهیر | آیه ۵۲ و ۵۳- بعید |
- عالم الغیب و علام الغیوب را میتوان مشمول همان صفت «علیم»، که نام برده شده، دانست، در مورد خیرالرازقین بنظر میرسد صفت «رزاق» را باید جزء اسماء الحسنی حساب کرد.
ارتباط سورههای سبا و فاطر (۳۴ و ۳۵)
هر دو سوره با حمد خداوند آغاز میشود، در سوره سبا خدا را به دلیل انحصار مالکیتش نسبت به آسمانها و زمین، که از روی حکمت و آگاهی کامل (نه هوس و ندننام) کاری بعضی صاحبان (املاک) اداره میشود، میسپاید و سرانجام این ملک را با خیر و برکت و رو به رشد و کمال دانسته مالکش را در آخرت حمد میگوید. در سوره فاطر خداوند را بخاطر پدید آوردن آسمانها و زمین و قرار دادن کارگذاران شایسته و دارای تواناییهای مختلف (ملائک در ارای بالها = قوای مختلف) که دلالت بر قدرت او (توانایی قدر و اندازهگذاری و نظم دهندگی به هر چیز) میکند حمد مینماید:
ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَهُ ٱلْحَمْدُ فِى ٱلْءَاخِرَةِ ۚ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْخَبِيرُآیهٔ ۱
سوره فاطر: ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ جَاعِلِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۱ …رُسُلًا أُو۟لِىٓ أَجْنِحَةٍۢ مَّثْنَىٰ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۱ و ثلث و رباع یزید فی الخلق مایشاء …أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ…سورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۲ شی قدیر.
مثل این میماند که صاحب باغ و مزرعهای را یکبار به خاطر وسعت و عظمت ملکش که تماماً به لیاقت و کاردانی و اصول پیشرفته کشاورزی اداره میشود و جزئیات امور تحت کنترل و رسیدگی دائمی قرار داشته هر درختی از مراقبت کامل برای ثمر دادن برخوردار است بستانیم. و بار دیگر او را به دلیل هنر و ابتکار احداث این باغ و عوامل اجرایی و باغبانهایی که با تخصصهای مختلف برای هر گیاه استخدام کرده و قدر و اندازه و نظم و ترتیبی که برای کیفیت رسیدگی به درختان از نظر آبیاری، کود، سمپاشی و غیره قرار داده مورد ستایش قرار دهیم. این دو سوره نیز در بارة باغ و مزرعه هستی است و هر کدام از زاویهای متناسب با مثال فوق به ستایش این «باغبان» پرداخته است.
دومین آیه از هر دو سوره نیز با یکدیگر همآهنگی دارند و از جریان اداره این ملک و علم و اطلاع و دلسوزی باغبان نسبت به آنچه احداث کرده و «ارسال» دائمی نیازهای متنوع هر قسمتی از باغ و هر بخشی از گیاهان سخن میگوید. در سوره سبا که مالکیت خدا مطرح است، علم او را نسبت به آب بارانی که به تدریج و آهستگی در زمین فرو میرود و در سفرههای سطحی زمین قرار میگیرد (اگر به سرعت میرفت خاک و مواد آلی زمین را شسته با خود به اعماق میبرد) و آبی که از طریق چشمهساران (و چاهها و قنوات و غیره) ظاهر میگردد، همچنین بارانی که (روی اندازه) از آسمان نازل میگردد و بخاراتی که به دلیل حرارت خورشید به آسمان صعود میکند و ابرها را تشکیل میدهد، بیان مینماید و همه
سَبا
این تدابیر حکیمانه را که برای استفاده انسان و سایر موجودات دقیقاً برقرار شده، نشانه رحیم و غفور بودن خدا میشمارد. (يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۚ وَهُوَ ٱلرَّحِيمُ ٱلْغَفُورُآیهٔ ۲).
و در سوره فاطر (آیه دوم) که «اداره» ملک هستی (توسط ملائک – کارگزاران) مطرح است، مسئله «ارسال» نیازمندیها (تکوینی و تشریعی) یعنی رزق مادی و هدایتی پدیدهها به صورت مستمر و دائمی از مخزن رحمت الهی را مورد تأکید قرار میدهد تا آشکار گردد اگر «باغبان» این باغ تنها یک روز جریان آب حیات بخش را «امساک» نماید، همه گیاهان از تشنگی خواهند مرد.
مَّا يَفْتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍۢ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۲ و ما یمسک فلا مرسل من بعده وهو العزیزالحکیم – یا ایهاالناس …ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ…سورهٔ مائده، آیهٔ ۱۱ هل من خالق غیرالله یرقکم من السماء والارض لاله الا هو فانی تؤفکون.
«ارسال» این نیازمندیها مستلزم دو توانائی است: ۱- عزت و تسلط، ۲- درست و به موقع و به اندازه و به جا عمل کردن. و به همین دلیل او را به صفت «عزیزالحکیم» ستوده است.
پس از مقدمات فوق (در هر دو سوره)، که در باره «باغبان» بود، به درختان باغ که به دلیل برخورداری دائمی و سبز و خرمی بهار و غرور قد و قامت و زیبائی ظاهری منکر وجود باغبان و مراقبتهای دائمی او، بخصوص وظیفه ای که برای میوه و محصول دادن دارند، و محدود بودن عمر و در پیش بودن زمستان و احیای مجدد در بهار آینده و... شدهاند، میپردازد.
در سوره سبا نشان میدهد چگونه کافران (کسانی که باغبان را ندیده گرفتهاند) منکر ساعت (قیامت) برای رسیدگی به حساب اعمال میشوند. در حالی که خداوند به جزئیات آشکار و پنهان آنها واقف است و نیکوکاران و بدکاران را به جزای اعمالشان خواهد رسانید والبته کسانی که علم داشته باشند حقانیت این راه را به سوی عزت و ستودگی خواهند دید و کافران جز تکذیب و تمسخر پیامبری که زنده شدن مجدد را به آنها هشدار میدهد و مجنون و دروغگو شمردن او عکس العملی نخواهند داشت، آنها به دلیل انکار آخرت، احساس امنیت کامل کرده بیمی از اعمال خود ندارند.
در سوره فاطر (پس از مقدمه فوق در آیات ۴ تا ۱۰) ابتدا تکذیب «رسالت» را از ناحیه کافران بیان مینماید (چون محور سوره نقش ملائک و ارسال کارگذاران است) آنگاه بازگشت به سوی خدا و حقانیت وعده او را تاکید میکند و بندگان را به فریب دنیا و غافل
شدن از خدا و دشمنی شیطان و عذابی که پیروی از او به دنبال خواهد داشت، هشدار میدهد. و سرانجام «ارسال» بادها را برای برانگیختن ابرها و گسیل ابرها را به سوی سرزمینهای خشک و احیای آن نمونه و مثالی برای احیاء مجدد انسانها معرفی مینماید. آنچه گفته شد مقایسه ای بود میان آیات مقدمه هر دو سوره، که محور مشترکی را نشان میداد. اما جزئیات و وجوه دیگری نیز وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره میکنیم. وجه مشترک اصلی میان این دو سوره را همچون سوره «پس» (سومین سوره این مجموعه) از رابطه ای که میان کلمات: رسالت، انذار، تکذیب، خشیت، وعده الهی در آیات آنها وجود دارد، مورد بررسی قرار داده ایم، خداوند برای مردمی که قبلاً پدرانشان بیم داده نشده بودند «رسولی» برای «انذار» آنان میفرستد ولی جز کسانی که از خدا «خشیت» داشتند بقیه او را «تکذیب» نمودند و «وعده الهی» را برای جزای اعمال در روز قیامت و بهشت و جهنم تکذیب کردند. کلمات فوق را که عیناً در هر دو سوره آمده است، زیر هم مینویسیم تا مقایسه و تشخیص ارتباط و هماهنگی آشکار گردد.
الف - رسالت وَمَآ أَرْسَلْنَٰكَ إِلَّا كَآفَّةًۭ لِّلنَّاسِ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَآیهٔ ۲۸ آیه (۳۴) - و ما ارسلناک …فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ…آیهٔ ۳۴ کافرون. وَمَآ ءَاتَيْنَٰهُم مِّن كُتُبٍۢ يَدْرُسُونَهَا ۖ وَمَآ أَرْسَلْنَآ إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍۢآیهٔ ۴۴ …ءَاتَيْنَٰهُمْ فَكَذَّبُوا۟ رُسُلِى ۖ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِآیهٔ ۴۵ سوره فاط آیه (۱) الحمدلله الذی …فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ جَاعِلِ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۱... مَّا يَفْتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍۢ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا ۖ وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۲ وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِكَ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُسورهٔ فاطر، آیهٔ ۴ آیه (۹) وَٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابًۭا…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۹... كذلك النشور. آیه (۲۴) إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا ۚ وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌۭسورهٔ فاطر، آیهٔ ۲۴. وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ وَبِٱلزُّبُرِ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۲۵ بالکتاب المنیر.
أَفَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَىٰ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ ٱلْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّكُلِّ عَبْدٍۢ مُّنِيبٍۢ
آيا به آنچه -از آسمان و زمين- در دسترسشان و پشت سرشان است ننگريستهاند؟ اگر بخواهيم آنان را در زمين فرو مىبريم، يا پارهسنگهايى از آسمان بر سرشان مىافكنيم. قطعاً در اين [تهديد] براى هر بنده توبهكارى عبرت است.
همانطور که ملاحظه میشود، در هر دو سوره بر رسالت جهانی پیامبر برای بشارت و انذار انسانها تاکید میکند و در هر دو به جریان تاریخی تکذیب رسولان اشاره مینماید. در سوره فاطر مسئله رسالت را از ابعاد گسترده تری مورد توجه قرار داده هر نوع رحمتی را (تکوینی و تشریعی) رزق مادی و معنوى بشر و «ارسال» شدنی شمرده است. (از جمله ارسال باد برای انگیزش ابر و تشکیل باران.)
سَبا
(ب - نذير (هشدار دهنده) کلمه «نذير» در سوره فاطر ۶ بار و در سوره سبا ۴ بار به کار رفته است که از نظر آماری به ترتيب اولين و دومين مرتبه را در ميان سورههای قرآن دارد، بنابراين چنين تمرکز و تاکیدی روی اين کلمه اهميت کلیدی آن را در رابطه با اهداف سوره نشان میدهد.
آیه (۲۸) و ما ارسلناک …إِلَّا كَآفَّةًۭ لِّلنَّاسِ بَشِيرًۭا…آیهٔ ۲۸ و نذيراً …وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَسورهٔ روم، آیهٔ ۳۰. آیه (۳۴) و ما ارسلناک …فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ…آیهٔ ۳۴ کافرون. آیه (۴۴) و ما اتيناهم من کتب يدرسونها و ما ارسلناک …إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍۢآیهٔ ۴۴. آیه (۴۶) …قُلْ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍ…آیهٔ ۴۶ ...…إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌۭ…آیهٔ ۴۶ …بَيْنَ يَدَىْ عَذَابٍۢ شَدِيدٍۢآیهٔ ۴۶. آیه (۲۳) إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌسورهٔ فاطر، آیهٔ ۲۳. آیه (۲۴) إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا…سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۱۹ و نذيراً و ان من امة الا خلافيها نذيراً. آیه (۱۸) فلا تزر وازرة وزراخرى... انما تنذرالذين يخشون ربهم بالغيب. آیه (۳۷) ...…أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۳۷ تذكرو جاء كم النذير آیه (۴۲) و …أَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْ…سورهٔ مائده، آیهٔ ۵۳ لئن جاء هم …نَذِيرٌۭ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۴۲ الاهم فلما جاء هم نذير مازادوهم الا نفورا. در هر دو سوره هم به نقش «انذار» پيامبر نسبت به قوم خود اشاره میکند و هم به نقش فراتر هشدار دهندگی او برای بشريت، در ضمن انكار و نديده گرفتن چنين هشداری را نيز نشان میدهد.
۞ قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ قُلِ ٱللَّهُ ۖ وَإِنَّآ أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَىٰ هُدًى أَوْ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢ
بگو: «كيست كه شما را از آسمانها و زمين روزى مىدهد؟» بگو: «خدا؛ و در حقيقت يا ما، يا شما بر هدايت يا گمراهى آشكاريم.»
وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ ٱلْقُرَى ٱلَّتِى بَٰرَكْنَا فِيهَا قُرًۭى ظَٰهِرَةًۭ وَقَدَّرْنَا فِيهَا ٱلسَّيْرَ ۖ سِيرُوا۟ فِيهَا لَيَالِىَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ
و ميان آنان و ميان آبادانيهايى كه در آنها بركت نهاده بوديم شهرهاى متصل به هم قرار داده بوديم، و در ميان آنها مسافت را، به اندازه، مقرر داشته بوديم. در اين [راه]ها، شبان و روزان آسودهخاطر بگرديد.
وَمَآ أَمْوَٰلُكُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُكُم بِٱلَّتِى تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَىٰٓ إِلَّا مَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا فَأُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ جَزَآءُ ٱلضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا۟ وَهُمْ فِى ٱلْغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ
و اموال و فرزندانتان چيزى نيست كه شما را به پيشگاه ما نزديك گرداند، مگر كسانى كه ايمان آورده و كار شايسته كرده باشند. پس براى آنان دو برابر آنچه انجام دادهاند پاداش است و آنها در غرفهها[ى بهشتى] آسوده خاطر خواهند بود.
فَٱلْيَوْمَ لَا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍۢ نَّفْعًۭا وَلَا ضَرًّۭا وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّتِى كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ
اكنون براى يكديگر سود و زيانى نداريد، و به كسانى كه ستم كردهاند مىگوييم: «بچشيد عذاب آتشى را كه آن را دروغ مىشمرديد.»
(ج - تکذيب) آیه (۳) و قال …ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَا تَأْتِينَا ٱلسَّاعَةُ…آیهٔ ۳... آیه (۷) و قال …ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍۢ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِى خَلْقٍۢ جَدِيدٍآیهٔ ۷ آیه (۲۹) و يقولون متى هذا الوعدان كنتم صادقين. آیه (۳۱) و قال …ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَن نُّؤْمِنَ بِهَٰذَا…آیهٔ ۳۱ القرآن …وَلَا بِٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ…آیهٔ ۳۱ ... آیه (۴۳) و اذانتلبي عليهم آياتنا بينات …قَالُوا۟ مَا هَٰذَآ إِلَّا رَجُلٌۭ…آیهٔ ۴۳ يريدان يصدكم عما يعبد آبائكم... آیه (۴۵) و …كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ…سورهٔ یونس، آیهٔ ۳۹ و ما بلغوا معشار ما اتيناهم فكذبوا رسلى فكيف كان نكير. آیه (۴) وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِكَ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۴ …وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُسورهٔ حدید، آیهٔ ۵.
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَا تَأْتِينَا ٱلسَّاعَةُ ۖ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّى لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَٰلِمِ ٱلْغَيْبِ ۖ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَآ أَصْغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكْبَرُ إِلَّا فِى كِتَٰبٍۢ مُّبِينٍۢ
و كسانى كه كافر شدند، گفتند: «رستاخيز براى ما نخواهد آمد.» بگو: «چرا، سوگند به پروردگارم كه حتماً براى شما خواهد آمد. [همان] داناى نهان[ها] كه هموزن ذرهاى، نه در آسمانها و نه در زمين، از وى پوشيده نيست، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن است مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده] است.»
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍۢ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِى خَلْقٍۢ جَدِيدٍ
و كسانى كه كفر ورزيدند، گفتند: «آيا مردى را به شما نشان دهيم كه شما را خبر مىدهد كه چون كاملا متلاشى شديد، [باز] قطعاً در آفرينشى جديد خواهيد بود؟
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَن نُّؤْمِنَ بِهَٰذَا ٱلْقُرْءَانِ وَلَا بِٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ ۗ وَلَوْ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ ٱلْقَوْلَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ ٱسْتُضْعِفُوا۟ لِلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُوا۟ لَوْلَآ أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ
و كسانى كه كافر شدند گفتند: «نه به اين قرآن و نه به آن [توراتى] كه پيش از آن است هرگز ايمان نخواهيم آورد.» و اى كاش بيدادگران را هنگامى كه در پيشگاه پروردگارشان بازداشت شدهاند مىديدى [كه چگونه] برخى از آنان با برخى [ديگر جدل و] گفتگو مىكنند؛ كسانى كه زيردست بودند به كسانى كه [رياست و] برترى داشتند، مىگويند: «اگر شما نبوديد قطعاً ما مؤمن بوديم.»
أيه (۲۵) وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۲۵ جاء تهم رسلهم بالبيتات و بالزبرو بالكتاب المنير. وَأَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْ لَئِن جَآءَهُمْ نَذِيرٌۭ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى ٱلْأُمَمِ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۴۲ فلما جاء هم نذير مازادوهم الا نفوراً. در سوره سبا به ترتيب: ساعت قيامت، احياء مجدد، وعده الهى، قرآن و كتب الهى ديگر، عذاب آتش، رسالت پيامبر تكذيب مى گردد و در سوره فاطر منحصراً رسالت پيامبر. بنابراين دامنه تكذيب در سوره سبا گسترده تر بوده همه چيز را كافران انكار مى كنند.
د- خشيت و علم¹ وَيَرَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ ٱلْحَقَّ وَيَهْدِىٓ إِلَىٰ…آیهٔ ۶ صراط العزيز الحميد. …ۗ إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِٱلْغَيْبِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ ۚ وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۱۸ …يَتَزَكَّىٰ لِنَفْسِهِۦ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِيرُسورهٔ فاطر، آیهٔ ۱۸ …أَلْوَٰنُهُۥ كَذَٰلِكَ ۗ إِنَّمَا يَخْشَى ٱللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ ٱلْعُلَمَٰٓؤُا۟…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۲۸ أيه (۵) يا ايها …ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۵ فلا تغر نكم الحيوه الدنيا ولا يغر نكم بالله الغرور. علاوه بر موضوعات فوق كه اساسى ترين وجوه مشترك ميان دو سوره بود، برخى وجوه ديگر نيز وجود دارد كه تنها به شماره آيات و آدرس آنها اشاره مى كنيم:
| ۱- جزاي مومنين شايسته كار | سبا (۴) | فاطر (۵) |
|---|---|---|
| ۲- جزاي كفار | (۵) | (۷) |
| ۳- شكر | (۱۳ و ۱۵) | (۱۲ و ۳۰) |
| ۴- شناخت دانشمندان | (۶) | (۲۸) |
| ۵- شرك | (۲۲-۲۳-۲۷-۴۰-۲۲) | (۱۳ و ۴۰) |
| ۶- عمل صالح | (۳۷) | (۷) |
| ۷- ابليس | (۲۰ و ۲۱) | (۶) |
| ۸- رزق | (۲۴ و ۳۶) | (۳) |
| ۹- قيامت | (۳۰ تا ۳۳) ۵۱ تا ۵۵ | (۳۳ تا ۳۷) |
| ۳۷ تا ۳۸ | ۴۰ تا ۴۲ |
- رابطه خشيت و علم را آيه ۲۸ سوره فاطر نشان مى دهد... …كَذَٰلِكَ ۗ إِنَّمَا يَخْشَى ٱللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ ٱلْعُلَمَٰٓؤُا۟ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۲۸
غفور.