‹ همهٔ سوره‌ها السجدة
۳۲

السجدة

سجده

مکی۳۰ آیه

«سجده» (۳۲)

سوره سجده آخرین سوره از چهار سوره پشت سر همی است که با حروف مقطعه «الم» آغاز شده و مجموعه مرتبط و متحدی را تشکیل می‌دهند. هر چهار سوره با اختلاف زمانی اندکی در نیمه دوم دوران مکه نازل شده از یک طرف نظر به گرفتاری‌ها و محدودیت‌های مؤمنین در نظام شرک‌آلود حاکم دارد، از طرف دیگر در بعد اعتقادی به مسئله «توحید» یعنی وحدانیت خدا در الوهیت و ربویت، که مشرکین منکر آن بودند، عنایت می‌نماید. علاوه بر توحید که اصلی‌ترین محور این چهار سوره را تشکیل می‌دهد، موضوع بازگشت به سوی خدا که از مهم‌ترین لوازم اعتقاد به توحید است، در این سوره‌ها تجلی می‌کند. این مسئله که تحت عناوین و کلماتی مثل: یوم الاخرة، یوم البعث، یوم القیامة، یوم تقوم الساعة، یوم الفتح، اجل الله، وعده الله، لقاء الله، الیه ترجعون، الیه تقلبون و ... مطرح گشته حدود ۱/۴ سوره روم، ۳/۱ سوره‌های عنکبوت و لقمان و ۱/۲ سوره سجده را تشکیل می‌دهد.

۱. البته این ۴ سوره با سوره‌های بقره و آل عمران نیز که با همین حروف شروع می‌شوند، در ارتباط هستند.
۲. مطابق جدول مربوطه در کتاب سیر تحول قرآن سوره سجده در سال ۸، سوره روم در سالهای ۶ و ۹، سوره لقمان در سالهای ۶ و ۱۲ و سوره عنکبوت در سالهای ۱۱ و ۱۲ بعثت نازل شده‌اند.
۳. آیات ۷-۸-۱۱ تا ۱۶-۲۱-۲۲-۲۴-۲۸-۳۲-۳۳ و کلمات: آخرت، اجل - یوم البعث - یوم تقوم الساعة - یوم الاخرة - خروج، احیاء، رجوع.
۴. سوره لقمان آیات ۴-۶ تا ۹-۱۶-۲۱-۲۲-۲۴-۲۸-۳۲-۳۳ و کلمات: آخرت، وعده الله - مرجع - بعث - ساعت و ...
۵. آیات ۵-۸ تا ۱۰-۱۳-۱۹ تا ۲۷-۳۶-۵۳ تا ۵۸-۶۴ تا ۶۸ و کلمات: لقاء الله - اجل الله - مرجع - یوم القیامة - یعیده، آخرت - تقلبون، عذاب - نار - جهنم و ...
۶. آیات: ۵، ۱۰ تا ۱۷، ۱۳ تا ۲۲، ۲۸، ۱۵ تا ۳۰ و کلمات: لقاء، رجعت، یوم القیامة، یوم الفتح، نار، جهنم، جزاء، جنت و ...

به این ترتیب می‌توان گفت مسئله بازگشت به سوی خدا اساسی‌ترین نتیجه‌ای است که از مسائل توحیدی این ۴ سوره گرفته شده و در همین رابطه سرنوشت نهایی انسان در آخرت در دو جهت جهنم و عذاب جاوید یا بهشت و نعمت‌های آن تبیین و تشریح گشته است.

سوره «سجده» که بصورت یکپارچه در هشتمین سال بعثت نازل گردیده، نسبت به سوره‌های قبل فاصله بیشتری با هجرت دارد. بنابراین بعد اعتقادی آن بر بعد اجتماعی‌اش (در رابطه با سخت‌گیری‌های قریش و آمادگی برای هجرت و جهاد) می‌چربد، بطوری که در مورد مسئله اخیر بجز چند آیه انتهایی آن به یادآوری رسالت حضرت موسی (ع) بر موضوع «صبر» و پایداری انبیاء بنی‌اسرائیل در برابر مخالفین اشاره می‌کند (وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةًۭ يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا۟آیهٔ ۲۴...)، و همچنین آخرین آیه آن (فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَٱنتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَآیهٔ ۳۰) که بر انتظار و عامل زمان تکیه می‌کند، مطلبی نمی‌یابیم. بر عکس به مسائل توحیدی و به خصوص قیامت، بخش بیشتری از سوره اختصاص یافته است.

با اینکه اصلی‌ترین محور این سوره «توحید» است، اما با کمال شگفتی تنها یک بار نام جلاله «الله» در این سوره بکار رفته است (آیه ۴ - ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَآیهٔ ۴...) و این امر در سوره‌های بلند و متوسط قرآن بی‌نظیر است. شاید خود این نکته هم اشاره‌ای به یکتائی باشد. البته می‌دانیم مشرکین منکر «الله» نبودند، بلکه ربوبیت و تدبیر را انکار می‌کردند و بنظر می‌رسد به همین دلیل هم باشد که بر کلماتی که دلالت بر ربوبیت و تدبیر می‌نماید اشاره زیاد می‌کند، از جمله سوره با نام رب العالمین شروع می‌شود (تَنزِيلُ ٱلْكِتَٰبِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۲) و در مقدمه ۹ آیه‌ای آن بر کلمات: خلق، عرش، ولی، شفیع، یدبرالامر، علم، عزیز و رحیم و... که هر کدام جلوه و نتیجه‌ای از ربوبیت و تدبیر است تکیه می‌کند.

۱. حداقل تا سوره ۵۰ چنین است. از آن بعد بدلیل کوچک شدن سوره‌ها در برخی از آنها اصلاً نام جلاله الله وجود ندارد.
۲. عجیب اینکه در سوره‌های طه (۲۰) و حجر (۱۵) هم که نام الله به نسبت بسیار کمی (بترتیب ۳ و ۶ بار) به کار رفته مشتقات کلمه «سجده» زیاد به کار رفته است (بترتیب ۳ و ۶ بار).

مهم‌ترین نتیجه‌ای که از مسئله توحید گرفته می‌شود، همانطور که گفته شد، اعتقاد به «لقاء پروردگار» می‌باشد که در صدر آیات پس از مقدمه (آیات ۹ و ۱۰) به آن تصریح شده و بیش از ۵۰٪ آیات سوره به آن اختصاص یافته است.

تقسیمات سوره

۱- مقدمه (آیات ۱ تا ۹)

این بخش با اشاره به تنزیل کتاب (قرآن) که شکی در آن نیست، از جانب «رب العالمین» شروع می‌شود و نقش این کتاب را، که کافران بافته‌شده‌اش می‌پندارند، هشدار دادن قومی معرفی می‌نماید که قبلاً نذیری بر آنها مبعوث نشده است تا شاید هدایت و رهبری شوند. اصولاً همه سوره‌هایی که با حروف مقطعه آغاز می‌شوند، از همان ابتدا با خطاب مستقیم یا تلویحی به رسول اکرم (ص)، موضوع کتاب (قرآن، وحی، تنزیل و...) را مطرح ساخته بر حکیم، مبین، لاریب فیه، حق، مصدق و... بودن آنها تأکید می‌نماید.

۱. سوره‌های ۲ و ۲۷ و ۳۱ که در ارتباط با هم هستند، خطاب تلویحی به رسول اکرم دارند. همچنین سوره‌های ۱۰ و ۱۱ و ۲۹ و ۳۰ و ۳۸.
۲. به استثنای سوره‌های: مریم (۱۹)، عنکبوت (۲۹)، روم (۳۰) و قلم (۶۸) که بگونه متفاوتی آغاز می‌شوند.

پس از این دو آیه، که بقیه سوره جلوه‌ای از حقانیت و نقش انذاردهندگی آن بشمار می‌رود، ۶ آیه دیگر تماماً به نمودهایی از «ربوبیت» رب العالمین ارتباط پیدا می‌کند. نیمی از این ۶ آیه که ذیل جمله «الله الذی...» آمده بر خلقت و تدبیر عمومی موجودات ناظر است و نیم دیگر، که عطف بر نیمه اول است و با همان کلمه «الذی» آغاز می‌شود، بر خلقت و تدبیر نوع انسان که کامل‌ترین خلائق است.

در نیمه اول از آفرینش آسمانها و زمین و مابین آنها در ۶ مرحله و اداره و تدبیر آنها (استوای بر عرش) یاد کرده نتیجه می‌گیرد هیچ ولی و شفیعی بجز او وجود ندارد و همانطور که از مقام بالا تدبیر زمین را می‌کند، در جهت عکس نیز در روز خاصی (قیامت) از پائین به بالا به سوی او، عروج می‌کنند و این امر دلالت بر عزت و رحمت خداوندی می‌کند که عالِم بر نهان و آشکار است، عزت بدلیل توانائی و قدرتش در برابر ظالمین و عذاب آنها، و رحمت بخاطر عنایتش به مؤمنین و متنعم ساختن آنان در بهشت.

در نیمه دوم این مقدمه، از آفرینش انسان که نمونه کامل و احسن مخلوقات است یاد می‌کند و مراحل گوناگون این موجود را که از گل مخصوصی (طین) آغاز شده و تحول و تطور فراوانی یافته تا شایسته نفحه روح الهی گشته و به ابزار شناخت (سمع و ابصار و افئده) مجهز گردیده ذکر می‌نماید. اما علیرغم حقایق فوق تنها قلیلی از مردم خدا را شکر می‌کنند و از امکاناتی که به آنان بخشیده در جهت او بهره می‌جویند.

۲- مردم‌شناسی (آیات ۱۰ تا ۲۲)

در این بخش دو دسته از مردم معرفی می‌شوند:

۱- گروهی که اکثریت را تشکیل می‌دهند و به نام‌های: کافرون، مجرمون، مستکبرون، فاسقون، مکذبین معرفی شده‌اند.

۲- گروهی که برعکس نسیانگران گروه قبل، اهل توجه و تذکر به آیات خدا هستند و به جای استکبار «سجده» می‌کنند و به حمد پروردگارشان تسبیح می‌نمایند، اتفاقاً نام سوره «سجده» از این گروه اخذ شده است که مهم‌ترین رکن مطالب آن می‌باشد.

اگر خصلت مؤمنین سجده بدرگاه خدا هنگام تذکر به آیات است (إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِـَٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا۟ بِهَا خَرُّوا۟ سُجَّدًۭاآیهٔ ۱۵...)، خصلت مجرمین اعراض از آیات هنگام تذکر به آن می‌باشد (وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَآ ۚ إِنَّا مِنَ ٱلْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَآیهٔ ۲۲ - آیه ۲۲). این بخش با نقل تکذیب لقاءالله، که مهم‌ترین و فوری‌ترین نتیجه اعتقاد به مکتب شرک است، آغاز می‌شود (آیه ۹)، تا ۵ آیه بعد ادامه پیدا می‌کند، در این قسمت پاسخ رسول (ص)، سرافکندگی مجرمین در پیشگاه عدل الهی، اختیار انسان برای پذیرش هدایت، و نتیجه عمل فراموشکاران، که همان عذاب جاوید می‌باشد تشریح گردیده است.

پس از آن نوبت به مؤمنین می‌رسد (آیات ۱۵ تا ۱۹). در آیه (۱۳) با عنایت به مسئله آزادی و اختیار انسان تاکید شده بود که مشیت خداوند بر هدایت اجباری بندگان تعلق نگرفته است (وَلَوْ شِئْنَا لَءَاتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَىٰهَاآیهٔ ۱۳) و هر انسان به میل و اراده خود باید ایمان بیاورد. در اینجا با حرف حصر «انما» ایمان را نتیجه عمل کسانی می‌شناسد که اهل سجده و حمد و تسبیح پروردگار هستند و تکبر نمی‌ورزند (آیه ۱۵). علاوه برآن، شبانگاه از بسترهای خویش دوری گرفته خدا را با خوف و طمع می‌خوانند و در هنگام روز به دیگران انفاق می‌نمایند (آیه ۱۶). برای این گروه بدلیل اعمالشان آنچنان جزا و چشم‌روشنی مقرر گردیده که قابل تصور نیست (آیه ۱۷) این همان عدالتی است که خداوند در متمایز ساختن مؤمن از فاسق وعده داده است (آیه ۱۸)، مؤمنین شایسته کار در بهشتی که بخاطر اعمالشان پیشکش می‌شوند، جای می‌گیرند و فاسقین تکذیب‌کننده در آتشی که راه گریز از آن ندارند مأوى می‌یابند (آیات ۱۹ و ۲۰)، این سرنوشت ناشی از ظلم مجرمین بخودشان است، چه ظلمی بالاتر از اعراض از آیات و نشانه‌های خدا! کسی که در راهی به سوی مقصدی رهسپار است اگر به علامات راه، که همان آیات و نشانه‌های رهیابی می‌باشند توجه نکرده از آنها اعراض نماید، به نفس خود ستم کرده وبه گمراهی وهلاکت افتاده است. مجرمین (بریدگان از خدا - معنای لغوی) که از آیات او اعراض می‌نمایند لامحاله از سیستم هدفدار هستی دفع و طرد می‌گردند (معنای انتقام).

السجدة · آیه ۱۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَلَوْ شِئْنَا لَءَاتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَىٰهَا وَلَٰكِنْ حَقَّ ٱلْقَوْلُ مِنِّى لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ

و اگر مى‌خواستيم، حتماً به هر كسى [از روى جبر] هدايتش را مى‌داديم، ليكن سخن من محقَقَ گرديده كه: «هر آينه جهنم را از همه جنيان و آدميان خواهم آكند.»

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَآ ۚ إِنَّا مِنَ ٱلْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَآیهٔ ۲۲ (آیه ۲۲).

۳- عبرت‌آموزی از تاریخ و طبیعت (آیات ۲۳ تا ۲۷)

در این بخش کوتاه خلاصه و عصاره‌ای از مضمون مقدمه سوره را در جریان رسالت حضرت موسی نمایش می‌دهد. کلمات: کتاب، لقاء و هدایت که در اولین آیه این بخش (وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ فَلَا تَكُن فِى مِرْيَةٍۢ مِّن لِّقَآئِهِۦ ۖ وَجَعَلْنَٰهُ هُدًۭى لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَآیهٔ ۲۳) وارد شده، در واقع اشاره به مهم‌ترین محورهای سوره می‌باشد. در دومین آیه این بخش ظاهراً برای تثبیت قدم و تقویت روحیه رسول، از مراتب «صبر» و پایداری انبیاء بنی‌اسرائیل و یقین آنها به آیات الهی نشانه می‌آورد (آیه ۲۴)، قبلاً از ایمان ساجدین به آیات خدا (إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِـَٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا۟ بِهَا خَرُّوا۟ سُجَّدًۭاآیهٔ ۱۵ ...) و اعراض مجرمین (وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَآآیهٔ ۲۲ ...) یاد کرده بود و اینک از «یقین» بندگان خاص خدا که اوج ایمان است، ذکری به میان می‌آورد. علاوه بر آن، اطمینان می‌دهد که خداوند در روز قیامت در مورد اختلافاتی که اهل کتاب در پیش گرفتند حکم فیصله‌دهنده خواهد کرد (آیه ۲۵).

پس از ذکر ایتاء کتاب به موسی (ع) که بنی‌اسرائیل بجای پیروی از آن دچار اختلاف گشتند، در آیه بعد (۲۶) از هلاکت اقوام گذشته مثال می‌زند، اقوامی که اعراب زمان پیامبر از خرابه‌های آثار آنها عبور می‌کنند ولی عبرت تاریخی نمی‌گیرند و به حقایق دردناک سرنوشت آنها گوش شنوا فرا نمی‌دهند (...إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍ ۖ أَفَلَا يَسْمَعُونَآیهٔ ۲۶). نه تنها توجهی به گذشته تاریخ ندارند، که حتی در پیرامون خود به زمین خشکزار و مرده‌ای که با جریان آب سبز و زنده شده و دامهایشان و خودشان از آن «می‌خورند»، نگاهی توام با بصیرت نمی‌کنند تا رمز خروج و بعثت را دریابند (آیه ۲۷). کافران از سر تکذیب و ناباوری با حالت تهدید و تمسخر می‌گویند این روز فتح اگر راست می‌گوئید! چه وقت است؟ (آیه ۲۸) و خداوند به رسول خود فرمان می‌دهد به آنها همینقدر بگو که در آن روز نه ایمان آوردنشان سودی به حالشان دارد و نه مهلتی برای جبران مافات داده می‌شوند (آیه ۲۹). اما چون خداوند در مدت زندگی دنیا به بندگان خود مهلت و اختیار داده است، رسول اکرم (ص) چاره‌ای جز اعراض و انتظار برای تحقق وعده خداوند ندارد. (آیه ۳۰)

نام‌های نیکوی الهی

در این سوره بجز یکبار نام جلاله «الله»، ۶ بار رب مضاف (رب العالمين، ربک، ربهم، ربنا، ربه) و یکبار نام عزیز و رحیم آمده است (آیه ۶). بنابراین این سوره وحدانیت و یکتائی خداوند را در الوهیت و ربوبیت و آثار این توحید را در عزیز و رحیم بودن او نشان می‌دهد.

لحن انتهایی آیات

از ۳۰ آیه این سوره، آیه اول (الم) و ششم (عزیزالرحیم) با حرف «م» و آیه ۲۳ (بنی اسرائیل) با حرف «ل» و بقیه آن با حرف «ن» ختم شده‌اند، سه مورد استثناء هر کدام اشاره‌ای به کلمات کلیدی سوره دارند.

السجدة · آیه ۲۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ فَلَا تَكُن فِى مِرْيَةٍۢ مِّن لِّقَآئِهِۦ ۖ وَجَعَلْنَٰهُ هُدًۭى لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ

و به راستى [ما] به موسى كتاب داديم. پس در لقاى او [با خدا]ترديد مكن، و آن [كتاب‌] را براى فرزندان اسرائيل [مايه‌] هدايت قرار داديم.

ارتباط سوره‌های سجده و احزاب (۳۲ و ۳۳)

سوره سجده آخرین سوره از مجموعه سوره‌های چهارگانه‌ای است که با یکدیگر هماهنگی کامل داشته و تماماً با حروف مقطع «الم» افتتاح می‌گردند و سوره احزاب نیز (همانطور که در مقایسه و بررسی وجوه ارتباط آن با سوره‌های بعدی گفته‌ایم) سبک و سیاق مستقل و منفردی داشته برای خود واحد کاملی به حساب می‌آید که از روابط خصوصی و خانوادگی پیامبر و مسلمانان سخن می‌گوید و جنبه درون‌گروهی دارد، بطوریکه اگر این استثناء در میان نبود، دو مجموعه مجاور از نظر هماهنگی در موضوع تکذیب رسول منذر و انکار احیاء مجدد مردگان و آخرت و تحقق وعده الهی در ظاهر شکل ساده‌تری پیدا می‌کرد ولی نظم حکیمانه الهی و رموزی که در این ترکیب وجود دارد باطنی را حکایت می‌کند که چه بسا خلاف نظر متعارف و معهود ما باشد. با این حال علیرغم تباین ظاهری دو سوره، ارتباط آنها نیز بسیار دقیق و حساب‌شده صورت گرفته است. قبلاً باید این مقدمه را بگوییم که سوره احزاب حاوی مطالب متنوعی از مسائل خارجی و داخلی امت اسلامی در ارتباط با عکس‌العمل مؤمنین و منافقین و کفار و مشرکین (یهود) در قبال رسول الله می‌باشد که بتدریج در سه مقطع زمانی در سال‌های ۶ بعثت و ۵ و ۱۱ هجرت نازل شده‌اند و سوره سجده نیز در سال ۷ بعثت در مکه نازل گردیده است. اتفاقاً بخشی از سوره احزاب که مربوط به دوران مکه است، همان آیات ناظر به کافران می‌باشد که با آیات سوره سجده همزمان (با یک سال فاصله) نازل شده و کاملاً هماهنگ می‌باشند. ما نیز وجوه ارتباطی این دو سوره را در این بخش از آیات بشرح ذیل مورد جستجو قرار داده‌ایم:

۱- هر دو سوره اشاره گذرائی به رسالت حضرت موسی (ع) دارد که بنظر می‌رسد حاوی یک پیام باشد. در سوره احزاب از آنجایی که آزار و اذیت‌ها و اتهامات منافقین به پیامبر مورد توجه بوده آنها را از اینکه مانند بنی‌اسرائیل نسبت به پیامبرشان باشند، برحذر داشته است (يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ ءَاذَوْا۟ مُوسَىٰ فَبَرَّأَهُ ٱللَّهُ مِمَّا قَالُوا۟ ۚ وَكَانَ عِندَ ٱللَّهِ وَجِيهًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۶۹)، چنین توصیه‌ای با توجه به محور سوره احزاب، که روابط متقابله رسول خدا و مردم است، کاملاً طبیعی می‌باشد. در اواخر سوره سجده نیز (آیات ۲۳ تا ۲۵) سخن از حضرت موسی و انبیاء و امت او به میان آمده است که به نظر می‌رسد دو نکته را مورد نظر داشته باشد، یکی اینکه ما به موسی بخاطر هدایت بنی‌اسرائیل «کتاب» دادیم و از میان آن قوم مردانی را که به مقام «صبر» و «یقین» رسیده بودند، به امامت برگزیدیم. دوم اینکه بنی‌اسرائیل علیرغم چنین مربیانی دچار «اختلاف» شدند. اگر مخاطب سوره احزاب مؤمنین بودند، در اینجا عمدتاً مخاطب پیامبر است که باید بداند جز با صبر و یقین چنین رسالتی را نمی‌تواند به انتها رساند (همچنین امامان بعد از او دارای ویژگی صبر و یقین باید باشند) و همچنین امت او نیز همچون بنی‌اسرائیل دچار اختلاف و تفرقه خواهند شد:

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ فَلَا تَكُن فِى مِرْيَةٍۢ مِّن لِّقَآئِهِۦ ۖ وَجَعَلْنَٰهُ هُدًۭى لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَآیهٔ ۲۳ - وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةًۭ يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا۟ ۖ وَكَانُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَآیهٔ ۲۴ - إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَآیهٔ ۲۵.

منظور از جمله «فَلَا تَكُن فِى مِرْيَةٍۢ مِّن لِّقَآئِهِۦآیهٔ ۲۳» (از ملاقات او در شک و تردید نباش)، با توجه به موضوعیت کتاب در پس و پیش آن، بنظر نمی‌رسد ملاقات در روز قیامت باشد، چرا که نه پیامبر منکر قیامت و ملاقات انبیاء سلف بوده است و نه طرح چنین مسئله‌ای ارتباطی روشن به آیات مورد نظر دارد و نه اصولاً ملاقات حضرت موسی در قیامت رافع مشکلات موجود می‌توانسته باشد، بلکه آنچه منطقی‌تر بنظر می‌رسد (والله اعلم) منظور از ملاقات، رسیدن به چنین موقعیت و تلقی چنین تجربه‌ای است، یعنی همانطور که ما به موسی «کتاب» دادیم برای هدایت بنی‌اسرائیل و او برای پیشبرد اهداف کتاب رنج‌ها و مشکلات فراوانی دید و پیشوایان پس از او نیز مجبور به صبر و پایداری و یقین‌آوری در این راه شدند و با این حال بنی‌اسرائیل راه اختلاف و تفرقه را در پیش گرفتند، تو نیز تردید نکن که به ملاقات چنین مشکلاتی خواهی رسید. این مطلب را با اهمیتی که نقش «کتاب» در سوره سجده دارد، و وظیفه پیامبر برای ابلاغ آن، بهتر می‌توان فهمید. به این ترتیب هر دو سوره از طریق تجربه امت پیشین با یکدیگر ارتباط برقرار کرده‌اند و مشکلات رسولان را در ارتباط با امت‌هایشان مطرح می‌نمایند.

موضوع دیگر که ارتباط دو سوره را نشان می‌دهد، آیات ختم سوره سجده و افتتاح سوره احزاب است که دو سوره را بیکدیگر متصل نموده. سوره سجده با پیش‌بینی سرنوشت سوء «کافران» تمام می‌شود. (قُلْ يَوْمَ ٱلْفَتْحِ لَا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِيمَٰنُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَآیهٔ ۲۹ - فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَٱنتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَآیهٔ ۳۰)، سوره احزاب نیز با توصیه به عدم اطاعت از «کافران» و منافقین آغاز می‌شود (يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ ٱتَّقِ ٱللَّهَ وَلَا تُطِعِ ٱلْكَٰفِرِينَ وَٱلْمُنَٰفِقِينَسورهٔ احزاب، آیهٔ ۱...) که بطور طبیعی مطلب سوره قبل ادامه یافته است. همین توصیه را با تاکید بر عدم اطاعت از آنها و صبر و توکل بر خدا و بی‌اعتنائی به آزار کافران در اواسط سوره احزاب (آیه ۴۸) به پیامبر تکرار کرده است (وَلَا تُطِعِ ٱلْكَٰفِرِينَ وَٱلْمُنَٰفِقِينَ وَدَعْ أَذَىٰهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۴۸) و با همین توصیه و پیش‌بینی شکست نهایی مشرکین و منافقین سوره را خاتمه می‌بخشد (لِّيُعَذِّبَ ٱللَّهُ ٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلْمُشْرِكِينَ وَٱلْمُشْرِكَٰتِ وَيَتُوبَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ ۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًۭا رَّحِيمًۢاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۷۳).

وجه ارتباطی دیگری هم دو سوره دارند که قابل توجه است، در این دو سوره که آیات مربوط به کافران آنها در مکه نازل شده است، دستور تشکیلاتی، صبر و تحمل است و انتظار برای آینده. در ابتدا و متن و انتهایی سوره به پیامبر دستور «عدم اطاعت» (نه درگیری و ستیزه) می‌دهد تا با پیروی از معیارهای کتاب خدا و توکل بر او بی‌اعتنا به آزار و اذیت‌های کافران راه خود را مصممانه ادامه دهد تا یوم‌الفتح معهود برسد. به آیات ذیل از هر دو سوره توجه کنید که چگونه این مسئله را بیان کرده است:

آخرین آیه سوره سجده: فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَٱنتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَآیهٔ ۳۰ (با آنها رویاروئی نکن منتظر باش که آنها نیز منتظرانند)

آیه ۱۳ سوره سجده: وَلَوْ شِئْنَا لَءَاتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَىٰهَا وَلَٰكِنْ حَقَّ ٱلْقَوْلُ مِنِّى لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَآیهٔ ۱۳.

آیه ۴۸ سوره احزاب: وَلَا تُطِعِ ٱلْكَٰفِرِينَ وَٱلْمُنَٰفِقِينَ وَدَعْ أَذَىٰهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۴۸.

آیه دوم احزاب: وَٱتَّبِعْ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۲ وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۳.

سخنی پیرامون حروف مقطعه «الم»

همانطور که قبلاً در بررسی حروف مقطعه طه و طس گفته شد، میان سوره‌هایی که حروف مقطعه مشترکی دارند، پیوند و ارتباطی نزدیک وجود دارد، بطوریکه تک تک این حروف دلالت بر مضمون و مطلب واحدی می‌کنند که در آنها سوره‌ها وارد شده است. اینک پس از مطالعه چهار سوره‌ای که با حروف «الم» آغاز شده‌اند، می‌توانیم به نتیجه‌گیری و جمع‌بندی از محتویات آنها پرداخته موضوعات مشترکشان را استخراج نمائیم. علاوه بر آن بیاد داریم که دو سوره بقره و آل عمران که پشت سرهم قرار گرفته‌اند، با «الم» آغاز می‌شدند. شاید تفکیک این ۶ سوره به ۲ قسمت به دلیل تفاوت زمانی آنها از نظر نزول باشد، ۲ سوره فوق‌الذکر مدنی هستند در حالی که ۴ سوره دیگر تماماً به نیمه دوم دوران مکی تعلق دارند. همچنین دو سوره دیگر هم با یک حرف اضافه نسبت به «الم» در این سری قرار دارند، سوره اعراف (المص) و سوره رعد (المر). بنابر این می‌توان گفت حروف مقطعه «الم» در ۸ سوره بکار رفته است که باید فصل مشترک این ۸ سوره را پیدا کرد. در ضمن از حرف «ص» و حرف «ر» که در حروف مقطعه دو سوره اعراف و رعد اضافه شده‌اند، به عنوان راهنمای ارزنده‌ای برای کشف مفهوم این حروف می‌توان استفاده کرد.

بجز ۸ سوره فوق در ۵ سوره هم حروف مقطعه «الر» بکار رفته (سوره‌های ۱۰ - ۱۱ - ۱۲ - ۱۴ - ۱۵) که در سومین حرف آن بجای «م»، «ر» قرار گرفته است. اگر بتوانیم فصل مشترک این ۵ سوره را استخراج نمائیم و با فصل مشترک ۸ سوره «الم» دار مقایسه کنیم شاید به تفاوت مفهوم حرف «م» با «ر» آگاهی پیدا کنیم (تفاوت الم با الر). سوره رعد (۱۳) که با حروف مقطعه «المر» آغاز شده قاعدتاً باید شامل فصول مشترک هر ۱۳ (۸+۵) سوره باشد.

مطلب دیگر این که حرف «م» علاوه بر ۸ سوره فوق‌الذکر، در ۷ سوره‌ای که با حروف مقطعه «حم» آغاز شده‌اند (سوره‌های ۴۰ تا ۴۶) و ۲ سوره‌ای که با حروف مقطعه «طسم» افتتاح گشته‌اند (سوره‌های ۲۶ و ۲۸) به کار رفته است. بنابراین این ۱۷ سوره نیز باید حداقل در یک موضوع اشتراک داشته باشند.

۱. ناگفته نماند مطابق محاسبات کامپیوتری دکتر رشاد خلیفه، مجموع حروف الف، لام، میم در سوره‌های مورد نظر در مجموع و بصورت جداگانه ضریب ۱۹ می‌باشد. مجموع الف در ۱۳ سوره ۱۷۴۹۹ بار (۱۹ × ۹۲۱) مجموع لام در ۱۳ سوره ۱۱۷۸۰ بار (۱۹ × ۶۲۰) و مجموع «م» در ۱۷ سوره ۸۶۸۳ بار (۱۹ × ۴۵۷).

اینک به بررسی محتویات سوره‌های فوق‌الذکر پرداخته سعی می‌کنیم موضوعات مشترک آنها را استخراج نمائیم.

با بررسی ۶ سوره‌ای که بطور خالص دارای حروف مقطعه «الم» هستند درمی‌یابیم که محور اصلی آنها توحید، یعنی یکتائی خدا در الوهیت و ربوبیت است. چهار سوره ۲۹ تا ۳۱ که مربوط به نیمه دوم دوران مکه است ناظر به اعتقادات شرک‌آمیز مشرکان مکه است و ۲ سوره بقره و آل عمران ناظر به شرک و ناخالصی امت بنی‌اسرائیل در دوران حضرت موسی (سوره بقره) و حضرت عیسی بن مریم (سوره آل عمران). در سوره‌های مکی بدلیل اعتقادات مشرکین که منکر آخرت بودند، روی این مسئله تاکید بسیار شده است، در حالیکه در سوره‌های مدنی بقره و آل عمران که در مورد امت بنی‌اسرائیل می‌باشد، کمتر نیازی به تأکید این مسئله بوده است. بنابراین در رابطه با توحید دو سیاق مختلف در سوره‌های ناظر به مشرکین عرب و مشرکین اهل کتاب به چشم می‌خورد و تفاوت کیفی آنها را نشان می‌دهد. در ۴ سوره (۲۹ تا ۳۱) عمدتاً با تأکید روی موضوعات: خلق، علم، ملک و... تدبیر و ربوبیت خداوند یکتا را نشان می‌دهد و در ۲ سوره مدنی (بقره و آل عمران) انحرافات امت بنی‌اسرائیل را در اختلاف در دین و اتخاذ ارباب غیر خدا سراغ می‌دهد. به نظر می‌رسد سوره‌های دارای حروف مقطعه «الم» استدلالها و برخوردهای توحیدی حضرت محمد (ص) را با مشرکین اهل کتاب یا بت‌پرستان نشان می‌دهد و سوره‌های دارای حروف مقطعه «الر» غالباً بنام رسولان گذشته می‌باشد (سوره‌های یونس، هود، یوسف، ابراهیم)، سوره حجر گرچه بنام رسولی نیست، اما در این سوره نام حضرت ابراهیم و حضرت لوط ذکر شده است و قوم ثمود که حضرت صالح بر آنان مبعوث شده در این شهر زندگی می‌کردند، همچنین سوره رعد (۱۳) که با حروف مقطعه «المر» آغاز می‌شود، هم شامل مطالب سوره‌های دارای «الم» است و هم مطالب سوره‌های دارای «الر». یعنی از یک طرف برخورد پیامبر اسلام (ص) را با مشرکین نقل می‌کند و از طرف دیگر برخورد رسولان را با اقوام معاصر خود (آیه ۳۲ - وَلَقَدِ ٱسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا۟سورهٔ رعد، آیهٔ ۳۲... آیه ۳۸ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًۭا مِّن قَبْلِكَسورهٔ رعد، آیهٔ ۳۸...)

قابل توجه است که مشتقات کلمه «رَسْل» در این ۶ سوره که حرف «ر» در حروف مقطعه آن به کار رفته به وفور تکرار شده است.

۱. آخرین آیه این سوره نیز پیامبر اسلام را بنام «رسول» یاد کرده است (ویقول الذین کفروا است مرسلاً...) که ارتباط حرف «م» را با «و» (رسول) نشان می‌دهد. همچنین آیه ۳۰ این سوره اشاره به «رسالت» حضرت محمد (ص) دارد (كَذَٰلِكَ أَرْسَلْنَٰكَ فِىٓ أُمَّةٍۢ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَآ أُمَمٌۭسورهٔ رعد، آیهٔ ۳۰...).
۲. ۵ بار در سوره ۷، ۱۰ بار در هر یک از سوره‌های ۱۳، ۱۵ و ۸ بار در سوره ۱۲ و ۱۰ بار در هر یک از سوره‌های

اما در مورد حرف «ص» که در حروف مقطعه سوره اعراف به «الم» اضافه شده است (المص). با یک بار مرور سوره براحتی می‌توان دریافت پیامبرانی که نامشان در سوره ذکر شده، تماماً از بعد «نصیحت»خواهی در مورد امتشان و نقش «اصلاح‌طلبی» و «صبر»ی که داشتند معرفی گشته‌اند (برخلاف سوره‌های ۱۰ تا ۱۵ که از بعد رسالت معرفی گشته‌اند و با حروف مقطعه «الر» آغاز شده‌اند).

اینک هر سه کلمه: نصیحت، اصلاح و صبر را که دارای حرف «ص» هستند در سوره اعراف مورد بررسی قرار می‌دهیم.

الف - نصیحت

در مورد حضرت نوح: أُبَلِّغُكُمْ رِسَٰلَٰتِ رَبِّى وَأَنصَحُ لَكُمْسورهٔ اعراف، آیهٔ ۶۲ (آیه ۶۲).

در مورد هود: وَأَنَا۠ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌسورهٔ اعراف، آیهٔ ۶۸ (آیه ۶۸)

در مورد صالح: لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّى وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُحِبُّونَ ٱلنَّٰصِحِينَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۷۹

در مورد شعیب: «رسالات»

باید توجه داشت نزدیک به نیمی از مشتقات کلمه نصیحت (۶ مورد از ۱۳ مورد) در قرآن در این سوره واقع شده است و در مورد حضرت لوط با این که کلمه نصیحت ذکر نشده اما گفتار او خطاب بقومش یکسره نصیحت و خیرخواهی است. جالب توجه است که ابلیس نیز مطابق آیه ۲۱ این سوره، برای حضرت آدم و همسرش سوگند می‌خورد که ناصح آنها است (وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّٰصِحِينَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۲۱).

ب - اصلاح

آیات ۳۵ - ۴۲ - ۵۶ - ۷۳ - ۷۵ - ۷۷ - ۸۵ - ۱۴۲ - ۱۶۸ - ۱۸۹ - ۱۹۰ و ۱۹۶ این سوره به مشتقات کلمه «صلح» مثل: صالح، صالحین، اصلاح، صالحان، صالحون اختصاص یافته است که یکی از محورهای اصلی سوره مشتمل بر حرف «ص» می‌باشد.

ج - صبر

در مورد حضرت موسی در این سوره از صبر بنی‌اسرائیل یاد می‌کند (آیات ۱۲۶ - ۱۲۸ و ۱۳۷) همچنین در آیه ۸۷ سفارش حضرت شعیب را به «صبر» نقل می‌کند. این واژه نیز در رابطه با رسالت رسولان از کلمات کلیدی می‌باشد.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۴ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 4 connected thematic groups.

۱وحی و آفرینش انسانآیات ۱–۹

الٓمٓ

الف، لام، ميم.

تَنزِيلُ ٱلْكِتَٰبِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

نازل شدن اين كتاب -كه هيچ [جاى‌] شك در آن نيست- از طرف پروردگار جهانهاست.

أَمْ يَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰهُ ۚ بَلْ هُوَ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًۭا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٍۢ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ

آيا مى‌گويند: «آن را بربافته است»؟ [نه چنين است‌] بلكه آن حقّ و از جانب پروردگار توست، تا مردمى را كه پيش از تو بيم‌دهنده‌اى براى آنان نيامده است هشدار دهى، اميد كه راه يابند.

ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ

خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، در شش هنگام آفريد، آنگاه بر عرش [قدرت‌] استيلا يافت، براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست؛ آيا باز هم پند نمى‌گيريد؟

يُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍۢ كَانَ مِقْدَارُهُۥٓ أَلْفَ سَنَةٍۢ مِّمَّا تَعُدُّونَ

كار [جهان‌] را از آسمان [گرفته‌] تا زمين، اداره مى‌كند؛ آنگاه [نتيجه و گزارش آن‌] در روزى كه مقدارش -آن چنان كه شما [آدميان‌] برمى‌شماريد- هزار سال است، به سوى او بالا مى‌رود.

ذَٰلِكَ عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

اوست داناى نهان و آشكار، كه شكوهمند مهربان است.

ٱلَّذِىٓ أَحْسَنَ كُلَّ شَىْءٍ خَلَقَهُۥ ۖ وَبَدَأَ خَلْقَ ٱلْإِنسَٰنِ مِن طِينٍۢ

همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده، و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد؛

ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُۥ مِن سُلَٰلَةٍۢ مِّن مَّآءٍۢ مَّهِينٍۢ

سپس [تداوم‌] نسل او را از چكيده آبى پست مقرر فرمود؛

ثُمَّ سَوَّىٰهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِۦ ۖ وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمْعَ وَٱلْأَبْصَٰرَ وَٱلْأَفْـِٔدَةَ ۚ قَلِيلًۭا مَّا تَشْكُرُونَ

آنگاه او را درست‌اندام كرد، و از روح خويش در او دميد، و براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد؛ چه اندك سپاس مى‌گزاريد.

۲انکار بعث و پاسخ قیامتآیات ۱۰–۱۴

وَقَالُوٓا۟ أَءِذَا ضَلَلْنَا فِى ٱلْأَرْضِ أَءِنَّا لَفِى خَلْقٍۢ جَدِيدٍۭ ۚ بَلْ هُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمْ كَٰفِرُونَ

و گفتند: «آيا وقتى در [دلِ‌] زمين گم شديم، آيا [باز] ما در خلقت جديدى خواهيم بود؟» [نه،] بلكه آنها به لقاى پروردگارشان [و حضور او] كافرند.

۞ قُلْ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلْمَوْتِ ٱلَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ

بگو: «فرشته مرگى كه بر شما گمارده شده، جانتان را مى‌ستاند، آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانيده مى‌شويد.»

وَلَوْ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلْمُجْرِمُونَ نَاكِسُوا۟ رُءُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَآ أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَٱرْجِعْنَا نَعْمَلْ صَٰلِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ

و كاش هنگامى را كه مجرمان پيش پروردگارشان سرهاشان را به زير افكنده‌اند مى‌ديدى [كه مى‌گويند:] «پروردگارا، ديديم و شنيديم؛ ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم، چرا كه ما يقين داريم.»

وَلَوْ شِئْنَا لَءَاتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَىٰهَا وَلَٰكِنْ حَقَّ ٱلْقَوْلُ مِنِّى لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ

و اگر مى‌خواستيم، حتماً به هر كسى [از روى جبر] هدايتش را مى‌داديم، ليكن سخن من محقَقَ گرديده كه: «هر آينه جهنم را از همه جنيان و آدميان خواهم آكند.»

فَذُوقُوا۟ بِمَا نَسِيتُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَآ إِنَّا نَسِينَٰكُمْ ۖ وَذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

پس به [سزاى‌] آنكه ديدار اين روزتان را از ياد برديد [عذاب را] بچشيد؛ ما [نيز] فراموشتان كرديم، و به [سزاى‌] آنچه انجام مى‌داديد عذاب جاودان را بچشيد.

۳مؤمنان سجده‌گزار و فاسقانآیات ۱۵–۲۲

إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِـَٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا۟ بِهَا خَرُّوا۟ سُجَّدًۭا وَسَبَّحُوا۟ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ ۩

تنها كسانى به آيات ما مى‌گروند كه چون آن [آيات‌] را به ايشان يادآورى كنند، سجده‌كنان به روى درمى‌افتند، و به ستايش پروردگارشان تسبيح مى‌گويند و آنان بزرگى نمى‌فروشند.

تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ ٱلْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَمِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ يُنفِقُونَ

پهلوهايشان از خوابگاهها جدا مى‌گردد [و] پروردگارشان را از روى بيم و طمع مى‌خوانند، و از آنچه روزيشان داده‌ايم انفاق مى‌كنند.

فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌۭ مَّآ أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍۢ جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ

هيچ كس نمى‌داند چه چيز از آنچه روشنى‌بخش ديدگان است به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادند براى آنان پنهان كرده‌ام.

أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًۭا كَمَن كَانَ فَاسِقًۭا ۚ لَّا يَسْتَوُۥنَ

آيا كسى كه مؤمن است، چون كسى است كه نافرمان است؟ يكسان نيستند.

أَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمْ جَنَّٰتُ ٱلْمَأْوَىٰ نُزُلًۢا بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ

اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادند در باغهايى كه در آن جايگزين مى‌شوند، پذيرايى مى‌گردند.

وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فَسَقُوا۟ فَمَأْوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ ۖ كُلَّمَآ أَرَادُوٓا۟ أَن يَخْرُجُوا۟ مِنْهَآ أُعِيدُوا۟ فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ

و اما كسانى كه نافرمانى كرده‌اند، پس جايگاهشان آتش است. هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند، در آن بازگردانيده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود: «عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‌پنداشتيد بچشيد.»

وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَدْنَىٰ دُونَ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ

و قطعاً غير از آن عذاب بزرگتر، از عذاب اين دنيا [نيز] به آنان مى‌چشانيم، اميد كه آنها [به خدا] بازگردند.

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَآ ۚ إِنَّا مِنَ ٱلْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ

و كيست بيدادگرتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روى بگرداند؟ قطعاً ما از مجرمان انتقام‌كِشنده‌ايم.

۴موسی و انتظار داوریآیات ۲۳–۳۰

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ فَلَا تَكُن فِى مِرْيَةٍۢ مِّن لِّقَآئِهِۦ ۖ وَجَعَلْنَٰهُ هُدًۭى لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ

و به راستى [ما] به موسى كتاب داديم. پس در لقاى او [با خدا]ترديد مكن، و آن [كتاب‌] را براى فرزندان اسرائيل [مايه‌] هدايت قرار داديم.

وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةًۭ يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا۟ ۖ وَكَانُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَ

و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند، برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مى‌كردند.

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ

در حقيقت، پروردگار تو، خود روز قيامت در آنچه با يكديگر در باره آن اختلاف مى‌كردند، ميانشان داورى خواهد كرد.

أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ ٱلْقُرُونِ يَمْشُونَ فِى مَسَٰكِنِهِمْ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍ ۖ أَفَلَا يَسْمَعُونَ

آيا براى آنان روشن نگرديده كه چه بسيار نسلها را پيش از آنها نابود گردانيديم [كه اينان‌] در سراهايشان راه مى‌روند؟ قطعاً در اين [امر] عبرتهاست، مگر نمى‌شنوند؟

أَوَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّا نَسُوقُ ٱلْمَآءَ إِلَى ٱلْأَرْضِ ٱلْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِۦ زَرْعًۭا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَٰمُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ ۖ أَفَلَا يُبْصِرُونَ

آيا ننگريسته‌اند كه ما باران را به سوى زمين باير مى‌رانيم، و به وسيله آن كِشته‌اى را برمى‌آوريم كه دامهايشان و خودشان از آن مى‌خورند؟ مگر نمى‌بينند؟

وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

و مى‌پرسند: «اگر راست مى‌گوييد، اين پيروزى [شما] چه وقت است؟»

قُلْ يَوْمَ ٱلْفَتْحِ لَا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِيمَٰنُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ

بگو: «روز پيروزى، ايمان كسانى كه كافر شده‌اند سود نمى‌بخشد و آنان مهلت نمى‌يابند.»

فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَٱنتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ

پس، از ايشان روى برتاب و منتظر باش كه آنها نيز در انتظارند.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source