‹ همهٔ سوره‌ها الشورى
۴۲

الشورى

شورا

مکی۵۳ آیه

«شوری» (۴۲)

سوره «شوری» آخرین سوره مکی است که در سیزدهمین سال بعثت در آستانه هجرت به مدینه نازل شده است۱ و از آنجائی که در سرفصل دوره‌ای نوین قرار دارد، مبیّن مسائل و موضوعات آینده و متضمن راهنمائی‌های لازم برای ابتلائات آتیه مسلمانان در مدینه می‌باشد.

نامی که (با اتخاذ از آیه ۳۸) برای این سوره معین شده، بیانگر نظامی است که می‌بایست در مدینه حاکم شود و مفاهیم و موضوعاتی که به‌طور اساسی و زیربنائی در سوره مطرح گشته، دقیقاً همانهائی است که مجتمع آینده مسلمانان در شهر نمونه پیامبر (مدینه النبی) به آن نیاز دارد. باید توجه داشته باشیم که در مکه مسلمانان از خود حاکمیت و ولایتی نداشتند و تحت سلطه ظالمانه کافران زندگی می‌کردند ولی اکنون که قرار است با هجرت به مدینه شالوده نوینی را پی‌ریزی نمایند باید حکومت و نظام نمونه‌ای برای مشاهده جهانیان برپا سازند.

ذیلاً مهمترین موضوعاتی را که در رابطه با همین تحول زیربنائی در سوره شوری مطرح گشته ذکر می‌نماییم:

تشریع قانون (نزول قرآن از طریق وحی)

مهمترین لازمه جامعه‌ای که مسلمانان باید پس از هجرت بنا نمایند، قانونی خدائی است که بصورت کتابی خواندنی (قرآن) از طریق وحی وضع می‌گردد و مسلمانان وظیفه


  1. مطابق محاسبات جدول شماره ۱۵ کتاب «سیر تحول قرآن»

شوری (۴۲)/۳۵۵

دارند براساس موازین آن زندگی فردی و اجتماعی خود را تنظیم نمایند. اهمیت این مسئله وقتی آشکار می‌گردد که توجه داشته باشیم آغاز و انتهای سوره که فهرست و نتیجه آن محسوب می‌گردد با همین موضوع افتتاح و اختتام یافته است. در آغاز: كَذَٰلِكَ يُوحِىٓ إِلَيْكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكَ ٱللَّهُ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۳ در خاتمه (آیه ۵۲): وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ رُوحًۭا مِّنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنتَ تَدْرِى مَا ٱلْكِتَٰبُ وَلَاآیهٔ ۵۲ الایمان... و علاوه بر آن در متن سوره و در مقاطع مختلف آن مرتباً بر مسئله «وحی» اشاره شده است¹. آیه (۷): وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ قُرْءَانًا عَرَبِيًّۭا لِّتُنذِرَآیهٔ ۷... آیه (۱۳): شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭاآیهٔ ۱۳ و الذی او حینا الیک و... آیه (۵۱): وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَآئِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًۭاآیهٔ ۵۱ فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِۦ مَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ عَلِىٌّ حَكِيمٌۭآیهٔ ۵۱ حقیقتی که بصورت «وحی»² بر قلب رسول اکرم (ص) برای ابلاغ به مردم نازل گشته آنچنان که در آیه ۱۷ (ٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ وَٱلْمِيزَانَآیهٔ ۱۷) تصریح شده دارای دو جلوه است: ۱- کتاب، ۲- میزان. معنای کتاب، اصول و ضوابط و قوانین نوشته شده ای است که واجب است به آن عمل شود³ و معنای میزان ترازوی عدالتی است که در اختلافات باید حاکم باشد. در جلوه نخست، علاوه بر کلمه «کتاب»⁴ به کلمه «شرع» (راه رسیدن به دین)⁵ برمی خوریم که معنای شریعت و قانون دارد و دوبار در سوره تکرار شده است⁶ و در جلوه دوّم، که بُعد «میزان» بودن وحی منزل مطرح می‌شود نقش حکم بودن را در اختلافاتی که در مدینه یعنی دوران رهائی و برخورداری بروز خواهد کرد مطرح می‌سازد.

الشورى · آیه ۱۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

۞ شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭا وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى ٱلْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ

از [احكام‌] دين، آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: «دين را برپا داريد و در آن تفرقه‌اندازى مكنيد.» بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرا مى‌خوانى، گران مى‌آيد. خدا هر كه را بخواهد، به سوى خود برمى‌گزيند، و هر كه را كه از در توبه درآيد، به سوى خود راه مى‌نمايد.

الشورى · آیه ۱۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

ٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ وَٱلْمِيزَانَ ۗ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ قَرِيبٌۭ

خدا همان كسى است كه كتاب و وسيله سنجش را به حق فرود آورد، و تو چه مى‌دانى شايد رستاخيز نزديك باشد.


  1. جمعاً ۶ بار کلمه «وحی» در سوره شوری بکار رفته که پس از سوره انعام (۸ بار) بیش از سایر سوره‌ها می‌باشد

(مساوی سوره طه)

  1. در این سوره ۳ بار فعل او حینا بکار رفته است که بیش از سایر سوره‌ها می‌باشد (مساوی نساء) و در مجموع ۵

بار فشتقات این کلمه بکار رفته که بعد از سوره انعام (۸ بار) در ردیف دوم قرار دارد. جالب اینکه بخاطر عظمت وحی اغلب با حرف اشاره «ذلک» بکار رفته است: کذلک او حینا الیک، ذلک یوحی الیک، فلذلک فادع...

  1. مثل: کتب علیکم الصیام، کتب علیکم القتال، کتب علیکم القصاص، کتب علیکم... الوصیة و...
  2. که در آیات دیگری مثل آیات ۱۴-۱۵-۱۷-۵۲ هم به آن اشاره شده است
  3. راه‌های فرعی آبی را هم که برود خانه اصلی منتهی می‌شود «شریعه» می‌گویند. در واقع دین که یکی بیش

نیست همان رود خانه است و آئین پیامبران شریعه.

  1. آیه ۱۳ (وشرع لکم من الدین...) و آیه ۲۱ (أَمْ لَهُمْ شُرَكَٰٓؤُا۟ شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِآیهٔ ۲۱)
    الشورى · آیه ۱۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    ۞ شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭا وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى ٱلْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ

    از [احكام‌] دين، آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: «دين را برپا داريد و در آن تفرقه‌اندازى مكنيد.» بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرا مى‌خوانى، گران مى‌آيد. خدا هر كه را بخواهد، به سوى خود برمى‌گزيند، و هر كه را كه از در توبه درآيد، به سوى خود راه مى‌نمايد.

    الشورى · آیه ۲۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    أَمْ لَهُمْ شُرَكَٰٓؤُا۟ شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنۢ بِهِ ٱللَّهُ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةُ ٱلْفَصْلِ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ ۗ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

    آيا براى آنان شريكانى است كه در آنچه خدا بدان اجازه نداده، برايشان بنياد آيينى نهاده‌اند؟ و اگر فرمان قاطع [در باره تأخير عذاب در كار] نبود مسلماً ميانشان داورى مى‌شد؛ و براى ستمكاران شكنجه‌اى پر درد است.

آیه (۱۰) وَمَا ٱخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَىْءٍۢ فَحُكْمُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِآیهٔ ۱۰... و به دنبال آن از اختلاف و تفرقه‌ای که میان علمای بنی اسرائیل بخاطر قدرت طلبی و انحصارگری متجاوزانه (بغی) آنها بوجود آمد و موجب پیدایش فرقه‌های گوناگون و سرگردانی پیروان و نسل‌های بعدی گردید یاد می‌کند تا این حقیقت تصریح شده باشد که کتاب الهی به ذات خود عیبی نداشته اختلاف و ابهامی در آن نیست که موجب اختلاف پیروان گردد بلکه برتری جوئی طبقاتی (بغی) بینهم (علمای دینی است که موجب تفرقه شده مردم را در شک و تردید نسبت به اصل کتاب قرار می‌دهد)¹: آیه (۱۴) وَمَا تَفَرَّقُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْآیهٔ ۱۴... وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِنۢآیهٔ ۱۴ بَعْدِهِمْ لَفِى شَكٍّۢ مِّنْهُ مُرِيبٍۢآیهٔ ۱۴ این تجربه تاریخی در آستانه هجرت به مدینه که آغاز پیدایش مجتمع اسلامی است این اصل را برای نسل‌های بعد اعلام می‌کند که میزان حق «کتاب» است نه اشخاص و رهبران و مدعیان علم و متولیان دین و مذهب.

دنیاطلبی

دوران پس از انقلاب و پیروزی، یا رهائی از چنگال ظالمین و مستکبرین، ابتلاء و آزمایش تازه‌ای برای انقلابیون و مبارزین یا مستضعفان و محرومین می‌باشد. آنطور که تاریخ نشان می‌دهد معمولاً نهضت‌های رهائی بخش پس از رسیدن به هدف و منظور اولیه متوقف یا منحرف شده، مستضعفان بجای مستکبران و مبارزین بجای ظالمین نشسته‌اند. صرفنظر از نمونه‌های فراوان تاریخی از نهضت‌های آزادیبخش تاریخ معاصر، سرگذشت قوم بنی اسرائیل پس از نجات از چنگال فرعون، شاهد مثال کاملی بشمار می‌رود. مسلمانان نیز مستثنی از این قانون نیستند. اکنون که به یاری الهی قرار است با هجرت به مدینه از ظلم و ستم ابوسفیانها آزاد گردند، باید هشدارهای لازم داده شوند و به همین دلیل می‌بینیم در فرازهائی از این سوره از دنیاطلبی بر کنار می‌شوند. آیه (۲۰) من کان یرید حرکت الاخرة نزدله فی حرثه و من کان یرید حرکت الدنیا نوته منها وَمَا لَهُۥ فِى ٱلْءَاخِرَةِ مِن نَّصِيبٍآیهٔ ۲۰ آیه (۳۶) فَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَىْءٍۢ فَمَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ وَأَبْقَىٰ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟آیهٔ ۳۶


¹. سوره قبل (فصلت) نیز عیناً همین مطلب را بیان می‌کند: (آیه ۴۵) وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ فَٱخْتُلِفَ فِيهِسورهٔ فصلت، آیهٔ ۴۵... انهم لَفِى شَكٍّۢ مِّنْهُ مُرِيبٍۢسورهٔ فصلت، آیهٔ ۴۵

شوری (۴۲)/۳۵۷

علی ربهم یتوکلون.¹

آیه (۴۸)... وَإِنَّآ إِذَآ أَذَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِنَّا رَحْمَةًۭ فَرِحَ بِهَا ۖ وَإِنآیهٔ ۴۸ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّآیهٔ ۴۸ الانسان کفور.

الشورى · آیه ۴۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

فَإِنْ أَعْرَضُوا۟ فَمَآ أَرْسَلْنَٰكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا ٱلْبَلَٰغُ ۗ وَإِنَّآ إِذَآ أَذَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِنَّا رَحْمَةًۭ فَرِحَ بِهَا ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ كَفُورٌۭ

پس اگر روى برتابند، ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‌ايم. بر عهده تو جز رسانيدن [پيام‌] نيست، و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانيم، بدان شاد و سرمست گردد، و چون به [سزاى‌] دستاورد پيشين آنها، به آنان بدى رسد، انسان ناسپاسى مى‌كند.

رزق الهی و الگوی مصرف

آنچه در رفاه طلبی و دنیاپرستی بیش از هرچیز مطرح است، گشایش و وسعت «رزق» و روزی می‌باشد و به همین دلیل در مقاطع مختلف این سوره به تناسب موضوع، مسئله «رزق» بندگان و پیوستگی آن به مشیت الهی مطرح گشته است:

آیه (۱۲) لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِآیهٔ ۱۲ یبسط الرزق لمن یشاه و یقدر انه بکل علیم. آیه (۱۹) ٱللَّهُ لَطِيفٌۢ بِعِبَادِهِۦ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْعَزِيزُآیهٔ ۱۹. آیه (۲۷) وَلَوْ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزْقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِآیهٔ ۲۷ و لکن ینزل بقدر ما یشاهانه بعباده خبير بصير.

در سه آیه فوق مسئله «رزق» بندگان در رابطه با مشیت الهی بیان شده است. از آنجائی که کلیدهای خزائن آسمانها و زمین در ید قدرت او است و به بندگان خویش لطیف است، رزق هر موجودی را تضمین کرده است. بنابر این حرص و طمع و دنیاطلبی از بد گمانی به خدا و نابوری لطف او ناشی می‌شود. ثانیاً اندازه گذاری رزق را بر مصلحتی قرار داده که موجب طغیان و زیاده طلبی (بغی) بندگان نگردد. بنابر این اختلاف روزی نیز که (در حالت طبیعی و سالم) ناشی از اختلاف استعدادها و توانائیهای جسمی و فکری است خود موجب ایجاد حرکت و تلاشی سالم و سازنده در جامعه می‌گرد. دو حقیقت فوق، هم انسان را از حرص و طمع برای تأمین آینده بازمی دارد، و هم خصومت و دشمنی او را نسبت به کسانی که (در شرایط سالم اجتماعی) نسبت به او از رزق بیشتری برخوردارند به شکل و شیوه تضاد و تخاصم طبقاتی مارکسیسم بازمی دارد. چرا که بسط و قدر روزی به مشیت الهی وابسته است.

نکته جالب اینکه در انتهای هر سه آیه فوق نامی از نامهای نیکوی الهی ذکر شده است که فلسفه رزق را تبیین می‌نماید: چون «علیم» بر نیازهای بندگان است روزی هرکس را بنا به مصلحتی گشایش می‌دهد یا اندازه می‌نماید.


¹ این آیه را مقایسه کنید با آیه ۹۵ سوره نحل (و حتی از ۹۰ تا ۹۷) که در سالهای ۲ و ۳ هجرت پس از بروز اختلافات نازل شده است.

چون «لطیف» بر بندگان است و صاحب «قوت» و «عزت» می‌باشد، به جزئی‌ترین و ظریف‌ترین نیازهای آنها توانایی (قوت) روزی‌رسانی دارد و هیچ نیروئی او را از اینکار مانع نمی‌شود.

و چون به بندگانش «خبير و بصير» است و مصلحت آنها را بهتر از خودشان تشخیص می‌دهد، حکمت‌های برای تنگی و گشایش روزی قرار داده است.

حال که رزق بندگان به دست خدا است و او روزی‌رسان همه موجودات است، در جامعه ایمانی نمونه‌ای که قرار است با نظام شورائی در مدینه ساخته شود، مؤمنینی که می‌خواهند متخلق به اخلاق الله شوند، باید از آنچه خدا به آنها روزی داده اتفاق نماید:

والدین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوۀ و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون

نگرش به مسئله «الگوی مصرف» و شکل و شیوه گذران معیشت، تابع دیدگاهی است که نسبت به منشأ «رزق» و روزی انتخاب کرده ایم. آیات فوق مسلمانان آماده هجرت را از هم اکنون مسلح به بینش توحیدی در رابطه با اقتصاد و مالکیت و رزق و روزی می‌نماید.

سیاست «صبر و شکر»

گشایش و تنگی رزق (بسط و قدر) درمورد بندرگانی که ایمان و توکل کافی ندارند منجر به ستمگری و برتری جوئی (درصورت گشایش) یا ناامیدی و یأس (درصورت تنگی) می‌گردد درحالیکه مؤمنین واقعی درصورت برخورداری «شکر» نعمت بجای می‌آورند و درصورت تنگی و سخنی «صبر» می‌کنند و می‌دانند زندگی چیزی جز تکرار و تناوب همین راحتی‌ها و ناراحتی‌ها نیست.

گاهی عملکرد خود انسانها، مثل استبداد و استثمار و استعلا، مصیبت‌های بزرگی بوجود می‌آورد (وَمَآ أَصَٰبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍۢ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْآیهٔ ۳۰) و گاهی حوادث و اتفاقاتی مثل زلزله و سیل و امثالهم که در هر حال برای دفع آنها باید «صبر» کرد و مقاومت داشت. پس زندگی یا بر وفق مراد است که باید حداکثر بهره‌برداری را از شرایط و امکانات موجود درجهت هدف و مقصود نهائی نمود (معنای شکر) و یا برخلاف مراد است که باید تا حصول شرایط مناسب پایداری و مقاومت کرد (معنای صبر)

چه مثالی زیباتر از حرکت کشتی در دریا (به نیروی باد) می‌تواند این واقعیت را مجسم نماید؟

حرکت کشتی‌های «کوه پیکر» در دریا، علیرغم حجم و وزن عظیمی که دارند، خود نشانه و آیه ای است (و من آیاتنه ٱلْجَوَارِ فِى ٱلْبَحْرِ كَٱلْأَعْلَٰمِآیهٔ ۳۲)!... نیروی باد که به «مشیت الهی» همواره جریان دارد کشتی را به حرکت درمی‌آورد، اگر باد نمی‌وزید (مشیت الهی بر ارسال باد تعلق نمی‌گرفت) کشتی همچنان متوقف می‌ماند و اگر شدت وزش آن از حد می‌گذشت کشتی با همه عظمت اش با سرنشینان غرق می‌شد. پس تنها مؤثر در جریان کشتی (به عنوان مثال) «مشیت الهی» است که باد را به «اندازه» قرار داده است. خداوند از یک طرف نیروی باد را قرار داده و از طرف دیگر به انسان آموخته که چگونه با تغییر زاویه بادبان و گردش سکان، نیروی باد را، که چه بسا در خلاف جهت می‌وزد، تجزیه کرده مؤلفه آن را به خدمت خود درآورد. اگر باد موافق وزید باید بسرعت بسوی هدف از این نیرو استفاده کند (معنای شکر) و اگر باد مخالف وزید، بجای توقف و عقبگرد «صبر» نماید.

«رزق» برای انسان نیز همانند «باد» برای کشتی است. همچنانکه تاکنون هیچ کشتی بادی بدلیل فقدان باد در دریا معطل نمانده، هیچ بشری بدلیل فقدان «رزق» نباید در دریای زندگی بیکار و عاطل بماند، خداوند رزق هر کسی را مقدر کرده است. اگر کشتی بان نتواند با تنظیم بادبان از نیروی باد استفاده کند و متوقف بماند، بی لیاقتی خود او است و کسی مقصر نیست.

آیا در این حقیقت که اگر باد نمی‌وزید کشتی متوقف می‌شد، برای کسانیکه به مفهوم واقعی صبر و شکر آگاهی یافته و از این دو نیرو مستمراً در زندگی استفاده می‌کنند نشانه‌های فراوانی وجود ندارد؟... «ان فی ذلک لایات لکل صبار شکور»

پس مصیبت عقب ماندن یا غرق شدن کشتی ناشی از عملکرد ناخدای کشتی است و گرنه خداوند عالم راه پیشروی و رسیدن به ساحل را برای همه بیان کرده است (وَمَآ أَصَٰبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍۢ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْآیهٔ ۳۰) و اگر استثمار و محرومیت و اختلاف طبقاتی وجود دارد گناهش به گردن ناخدایان و سرنشینان کشتی اجتماع است.

مختصات جامعه ایمانی

آیات ۳۶ تا ۴۴ این سوره که مجموعه ای مرتبط و منسجم را تشکیل می‌دهد (و نام «شوری» نیز از متن همین آیات که شاید شامل مهمترین پیام‌های سوره باشد استخراج شده)

  1. حرکت درجهت خلاف باد را که با زاویه ۲۲ درجه انجام می‌شود در اصطلاح ملوانان «بیدویند» (بادشکن) می‌گویند.

مختصات جامعه نمونه‌ای را که قرار است در مدینه تشکیل شود، به عنوان دستورالعملی در ۱۰ بند نصب العین مهاجران مؤمن و متوکل می‌نماید: آیه (۳۶) فَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَىْءٍۢ فَمَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ وَأَبْقَىٰآیهٔ ۳۶:

(۱) ایمان (۲) توکل (۳) اجتناب از گناه (۴) تسلط بر نفس (۵) اجابت پروردگار (۶) اقامه صلوه (۷) شورای در امور (۸) انفاق از روزی (۹) انتصار و یاری (۱۰) صبر و بخشش

دربرابر کسانیکه دنبال «متاع زندگی دنیا» هستند ارزش‌ها و بهره‌های بهتر و باقی تری ارائه می‌شود تا شاید با انجام کارهایی که فهرست وار ذکر می‌گردد، نائل به آنچه نزد خدا است گردند. بیشتر این شرایط که در ابتدای فهرست به چشم می‌خورد، جنبه فردی دارد و وظیفه انسان را دربرابر پروردگار خویش نشان می‌دهد. مثل: ایمان، توکل، اجتناب از گناه، تسلط بر نفس هنگام غضب، اجابت دعوت پروردگار و اقامه صلوه. اما چهاربند آخر وظیفه او را در برابر جامعه نشان می‌دهد: انجام امور به شکل شورائی، انفاق از روزی‌ها، یاری جوشی از یکدیگر به هنگام ستم (همیاری اجتماعی) و خویشتن داری دربرابر ناملایمات رفتاری دیگران و بخشش آنها.

ردیف آخر از آنجایی که بسیار سخت است، و رسیدن به آن مستلزم داشتن صبری نیرومند و بهره‌ای عظیم از اراده و ایمان می‌باشد، با شرح و بسط و مقدمه‌ای بیان شده است. قبل از بیان این خصلت، بدنبال ردیف نهم که از «همیاری اجتماعی» به هنگام اصابت ستم (إِذَآ أَصَابَهُمُ ٱلْبَغْىُ هُمْ يَنتَصِرُونَآیهٔ ۳۹) سخن می‌گوید، قصاص و مقابله به مثل را برای کسانی که توانائی تسلط بر نفس و کنترل خوی انتقام و ستیزه گری را ندارند مجاز


  1. مراجعه به سوره قبل (فصلت) آیه ۳۵ (و ما یلقها الا الدین صبروا و ما یلقها الا ذوحظ عظیم).
    الشورى · آیه ۳۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَيَعْلَمَ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِىٓ ءَايَٰتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍۢ

    و [تا] آنان كه در آيات ما مجادله مى‌كنند، بدانند كه ايشان را [روى‌] گريزى نيست.

شوری (۴۲)/۳۶۱

می‌شمارد و البته عفو و آشتی را بخاطر اجر الهی که بدنبال دارد منزلتی عالیتر می‌بخشد (و جزآوا سیئة سیئة مثلها فمن عفی و اصلح فاجره علی الله إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۹۰ الظالمین). بنابراین چون دفاع و مقابله بمثل برای افراد عادی مجاز شمرده شده، بر کسی که مورد ستم قرار گرفته اعتراضی نیست که چرا از دیگران طلب یاری می‌کند و نیرو فراهم می‌نماید (و لمن ٱنتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِۦ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍآیهٔ ۴۱)، بلکه اعتراض باید بر کسانی باشد که به مردم ظلم می‌کنند و در زمین (مملکت) به ناحق برتری جوئی می‌نمایند (إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَآیهٔ ۴۲ يَظْلِمُونَ ٱلنَّاسَ وَيَبْغُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭآیهٔ ۴۲). و به دنبال این مقدمات است که از صاحبان اراده در برخورد با ناملایماتی که در جامعه اسلامی و در چارچوب نظام اسلامی از ناحیه ظالمان سرمی زند یاد می‌کند (وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنْ عَزْمِ ٱلْأُمُورِآیهٔ ۴۳).

سعه صدر و وسعت نظر در رابطه با اهل کتاب آیات ۱۳ تا ۱۷ این سوره که با آیه (شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭاآیهٔ ۱۳) آغاز گشته و مجموعه مستقل و مرتبطی را تشکیل می‌دهد، حاوی پیام بسیار مهمی است به مسلمانانی که پس از هجرت از مکه، با یهودیان حاشیه مدینه آشنا خواهند شد و به‌تدریج ارتباطات نزدیکی با مسیحیان همسایه پیدا خواهند کرد. اگر در مکه با قریش و کفار بت پرست درگیر بودند، در آینده با اهل کتاب که مدعی امت انحصاری خدا و احباء و اولیاء ویژه او هستند، روبرو خواهند شد. از آنجایی که انسان ذاتاً خودخواه و خودبین است، بخاطر آنکه مبادا برخی از تازه مسلمانان، همان‌طور که یهودیان خود را برتر می‌شمردند، در مقام عکس العمل برآمده و تعصبات قومی و دینی بخرج دهند، در همین آستانه هجرت، پیش گیری کرده هشدارهای لازم را می‌دهد: همه شما مثل شاگردان یک مدرسه هستید که معلمین مختلفی (برحسب سن و سال تحصیلی) دارید، همان‌طور که بین شاگردان کلاسهای مختلف، بخاطر معلمین مختلف رقابت و حسادتی نیست، میان پیروان انبیاء مختلف نیز اختلافی نباید باشد. دین یکی بیش نیست۱ اما شریعت‌ها مختلف هستند۲. ما از آن دین واحد همچنانکه برای تو راهی گشودیم، شریعه و شعبه ای برای نوح، ابراهیم، موسی و عیسی نیز گشوده بودیم. بنابر این


  1. إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَٰمُسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۹ – فقط یک دین که همان تسلیم کامل به خداست (اسلام) وجود دارد. آنچنان که ابراهیم

(ع) و موسی (ع) و عیسی (ع) مسلمان بودند

  1. شریعه یعنی نهر و راه آبی که از رودخانه اصلی منشعب می‌شود. دین مثل رودخانه یکی است اما شریعت مانند

راههای آبی متفاوت است.

وظیفه همه بندگان اقامه همان دین واحد و عدم تفرقه از آن است. این دستور خدا است به پیامبر آخرالزمان. و البته مشرکین یعنی همانهائی که با تثلیت و اتخاذ احبار و رهبان به عنوان ارباب و یا ادعای فرزند خدا بودن عیسی (ع) یا «عزیر» از توحید منجرف شدند، وحدت و ائتلاف با مسلمانان را گران خواهند شمرد و نخواهند پذیرفت همان خدائی که موسی (ع) و عیسی (ع) را برانگیخته این بار محمد (ص) را برانگیخته (مضمون آیه ۱۳)

پیامبر باید بداند علت پریشانی و دربدری و تفرقه و صدفرقه شدن بنی اسرائیل بدلیل خوی انحصارطلبی و ستمگری (بغی) علمای دینی آنها می‌باشد که علیرغم علم و آشنائی شان به تورات، راه خودپرستی درپیش گرفتند. بنابراین با اتکاء به این تجربه باید راه وحدت و توحید را درپیش گیرد و آنچنانکه فرمان داده شده، بی اعتنای به نظریات آنها پیش برود و اعلام نماید که من علیرغم انکار شما به قرآن، به همه کتب الهی ایمان دارم و مأمور اجرای عدالت درمیان همه انسانها (نه منحصراً مسلمانان) هستم. پروردگار همه ما یکی است و هرکدام مسئول کار خویش هستیم. بنابراین دلیلی برای حسادت و رقابت و برتری قومی و نژادی و دینی و... وجود ندارد. چرا که سرانجام خداوند همه ما را در روز حساب جمع خواهد کرد و داوری خواهد نمود زیرا همه چیز در حرکت نهائی به او منتهی می‌شود (مضمون آیات ۱۵ و ۱۶)

با مقدمات فوق، وقتی همه امت‌ها عنوان شاگردان کلاسهای مختلف و متعلق به یک مدرسه را پیدا کنند، دیگر اختلاف و دعوای شاگردان کلاس‌های مختلف قابل توجیه نیست. اگر بتوان برای دعوای با یک غریبه محملی پیدا کرد، بهانه و توجیه دو نفر هم مدرسه برای نزاع و درگیری پس از آنکه با مقررات مدرسه آشنا شده‌اند، نزد مدیر مدرسه مسموع و مقبول نخواهد بود. بنابر این بی دلیل نیست که در پایان این بخش تصریح می‌کند: «حجت چنین اشخاصی نزد خدا باطل و بی ارزش خواهد بود»

جهان بینی توحیدی

عملکرد هر انسان تابع نگرشی است که به جهان هستی و نظام حاکم بر آن دارد. بنابر این اگر خواسته باشیم رفتار کسی را اصلاح کنیم مقدمتاً باید بینش او را نسبت به مسئله موردنظر اصلاح نمائیم. اکنون که پیشتازان مسلمان باید جامعه نمونه‌ای را در مدینه بنا سازند و امت شاهد و واسطی برای عالمیان گردند، بیش از هرچیز به آموزشهای اعتقادی و تعلیمات زیربنائی توحیدی نیاز دارند تا همچون امت‌های پیشین در لغزشگاه شرک و ناخالصی سقوط نکنند. در این رابطه در سوره شوری برخی موضوعات اساسی همچون:

شوری (۴۲)/۳۶۳

مالکیت، مشیت، ولایت، عبادت، اجابت و... به‌طور کاملاً چشمگیری مطرح گشته و مشتقات هریک از کلمات فوق بیش از سایر سوره‌ها یا در ردیف بالاترین آنها قرار گرفته است. ذیلاً آیات مربوط به هر موضوع را نقل نموده مختصر توضیحی بر آن می‌دهیم.

الف - مالکیت بر هستی

اولین اصل توحیدی که در همان آغاز سوره (پس از حروف مقطعه و اشاره به جریان وحی) به عنوان پیشدرآمد سوره و خلاصه و عصاره آن مطرح می‌شود و مجدداً در آخرین آبه به عنوان نتیجه گیری و جمع بندی نهایی بر آن تأکید می‌نماید، انحصار مالکیت زمین و آسمان برای خدا است:

در مقدمه سوره: لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْعَظِيمُآیهٔ ۴ در انتهای سوره: صِرَٰطِ ٱللَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۗ أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلْأُمُورُآیهٔ ۵۳ و در متن سوره ۵ بار دیگر جمله «سموات و الارض» (جهان هستی) تکرار می‌گردد ۱ و هربار نقشی در این رابطه به خدا نسبت داده می‌شود.

آیه (۱۱) فاطرالسموات و الارض، آیه (۱۲) لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِآیهٔ ۱۲، آیه (۲۹) و من آیاتة خلق السموات والارض، آیه (۴۹) لله ملک السموات و الارض. اعتقاد به مالکیت جهانشمول الهی و ربوبیت و تدبير دائمی او زیربنای بقیه مسائل توحیدی سوره می‌باشد.

الشورى · آیه ۱۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ ۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ

كليدهاى آسمانها و زمين از آنِ اوست. براى هر كس كه بخواهد روزى را گشاده يا تنگ مى‌گرداند. اوست كه بر هر چيزى داناست.

الشورى · آیه ۲۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦ خَلْقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٍۢ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٌۭ

و از نشانه‌هاى [قدرت‌] اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از [انواع‌] جنبنده در ميان آن دو پراكنده است، و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست.

ب - مشیت

آیه (۸) وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ وَلَٰكِن يُدْخِلُ مَن يَشَآءُ فِى رَحْمَتِهِۦآیهٔ ۸... (مشیت تفاوت قائل شدن در سرنوشت بندگان بر حسب عملکرد)

الشورى · آیه ۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ وَلَٰكِن يُدْخِلُ مَن يَشَآءُ فِى رَحْمَتِهِۦ ۚ وَٱلظَّٰلِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍ

و اگر خدا مى‌خواست، قطعاً آنان را امتى يگانه مى‌گردانيد، ليكن هر كه را بخواهد، به رحمت خويش درمى‌آورد و ستمگران نه يارى دارند و نه ياورى.

آیه (۱۲) لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُآیهٔ ۱۲... (مشیت گشایش و تنگی روزی)

آیه (۱۳)...ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُآیهٔ ۱۳ (مشیت گزینش و بسوی خود جهت دادن بندگان)

الشورى · آیه ۱۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

۞ شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭا وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى ٱلْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ

از [احكام‌] دين، آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: «دين را برپا داريد و در آن تفرقه‌اندازى مكنيد.» بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرا مى‌خوانى، گران مى‌آيد. خدا هر كه را بخواهد، به سوى خود برمى‌گزيند، و هر كه را كه از در توبه درآيد، به سوى خود راه مى‌نمايد.

آیه (۱۹) ٱللَّهُ لَطِيفٌۢ بِعِبَادِهِۦ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْعَزِيزُآیهٔ ۱۹. (مشیت روزی رسانی به بندگان)

آیه (۲۴) أَمْ يَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًۭا ۖ فَإِن يَشَإِ ٱللَّهُ يَخْتِمْ عَلَىٰ قَلْبِكَآیهٔ ۲۴... (مشیت ختم بر قلوب)


  1. در این سوره ۷ بار کلمه سموات و ارض تکرار شده که پس از سوره بقره و آل عمران (هرکدام ۹ بار) و انعام (۸ بار) در ردیف چهارم قرار دارد. البته اگر حجم سوره بقره را که حدود ۷ برابر و سوره آل عمران را که حدود ۴ برابر سوره شوری است در نظر بگیریم به اهمیت نسبی این سوره می‌بریم.

آیه (۲۷) وَلَوْ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزْقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِآیهٔ ۲۷ وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍۢ مَّا يَشَآءُآیهٔ ۲۷... (مشيت نزول روزي باندازه)

آیه (۲۹) وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٍۢ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٌۭآیهٔ ۲۹ (مشيت جمع آوري موجودات در قيامت)

آیه (۳۳) إِن يَشَأْ يُسْكِنِ ٱلرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَىٰ ظَهْرِهِۦٓآیهٔ ۳۳... (مشيت ارسال بادها)

آیه (۴۹)... يخلق ما يشاه يهب لمن يشاه اناثا ويهب لمن يشاه الذكور. (مشيت خلقت موجودات و نرو ماده آفريدن آنها)

الشورى · آیه ۴۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

لِّلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۚ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَٰثًۭا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ

فرمانروايى [مطلق‌] آسمانها و زمين از آنِ خداست؛ هر چه بخواهد مى‌آفريند؛ به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مى‌دهد.

آیه (۵۰) ايزوجهن ذكرانا و اناثا و يجعل من يشاه عقيماً... (مشيت تناسل و عقيم ماندن)

الشورى · آیه ۵۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًۭا وَإِنَٰثًۭا ۖ وَيَجْعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًا ۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۭ قَدِيرٌۭ

يا آنها را پسر[ان‌] و دختر[انى‌] توأم با يكديگر مى‌گرداند، و هر كه را بخواهد عقيم مى‌سازد. اوست داناى توانا.

آیه (۵۱)... أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًۭا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِۦ مَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ عَلِىٌّ حَكِيمٌۭآیهٔ ۵۱. (مشيت وحى به رسولان)

الشورى · آیه ۵۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

۞ وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَآئِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًۭا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِۦ مَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ عَلِىٌّ حَكِيمٌۭ

و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد جز [از راه‌] وحى يا از فراسوى حجابى، يا فرستاده‌اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نمايد. آرى، اوست بلندمرتبه سنجيده‌كار.

آیه (۵۲)... و لكن جعلناه نُورًۭا نَّهْدِى بِهِۦ مَنآیهٔ ۵۲ يشاه من عبادنا... (مشيت هدايت بندگان)

الشورى · آیه ۵۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ رُوحًۭا مِّنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنتَ تَدْرِى مَا ٱلْكِتَٰبُ وَلَا ٱلْإِيمَٰنُ وَلَٰكِن جَعَلْنَٰهُ نُورًۭا نَّهْدِى بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّكَ لَتَهْدِىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ

وهمين گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى كرديم. تو نمى‌دانستى كتاب چيست و نه ايمان [كدام است؟] ولى آن را نورى گردانيديم كه هر كه از بندگان خود را بخواهيم به وسيله آن راه مى‌نماييم، و به راستى كه تو به خوبى به راه راست هدايت مى‌كنى.

در اين سوره فعل «يشاه» (منتسب به خدا) ۱۱ بار به‌کار رفته است كه اين رقم پس از سوره بقره (۱۲ بار) از بقيه سوره هاي قرآن بيشتر است. ۱ و فور چشمگير و بي نظير اين كلمه در اين سوره، كه در مجموعه افعالش ۱۵ بار به‌کار رفته است، اهميت كليدي مسئله «مشيت الهي» را در رابطه با مفاهيم سوره و جهان بيني توحيدي ناشي از آن نشان مي دهد. مشيت همان خواست خدا است كه بصورت قوانين و نظاماتي در ناموس طبيعت جريان داشته مقدم بر اراده، قضا، قدر، اذن، كتاب و اجل قرار مي گيرد.

اين مشيت كه همان نظامات و قوانين حاكم بر هستي است، جلوه هاي مختلفي دارد كه به برخي از آنها به ترتيب ذيل اشاره شده است: (۱) مشيت خدا در اختيار و مهلت دادن به بندگان و عدم يكساني آنها (۲) مشيت او در گشايش رزق يا اندازه گذاري آن (سه بار با اشكال مختلف تكرار شده است). (۳) مشيت او در گزينش رسولان و جهت دادن به استعدادهاي آنها (اجتباه).

  1. باتوجه به حجم بيشتر سوره بقره (۷ برابر شوري) اين رقم چشمگيرتر مي شود.
  2. مطابق حديثي از امام صادق (ع) هيج چيز در جهان خارج از دائره اين هفت موضوع نمي باشد:

لا يكون شي فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فِى ٱلسَّمَآءِسورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۲۲ الا بهذه الخصال السبع، بمشية و اراده و قدر و قضاء و اذن و كتاب و اجل فمن زعم انه يقدر على نفض و احده فقد كفر مشيت، خواست خدا است كه به صورت قوانين و نظاماتي در عالم هستي جريان دارد، «اراده» به‌کارانداختن نظامات فوق است. «قدر» اندازه و مقياس و هندسه هر پديده است «قضاء» زمان جاري ساختن نظامات فوق به ملائكه است و «اذن» رخصت داشتن در كاربرد و استفاده از نظامات است و «كتاب» نقشه و برنامه هائي است كه برطبق آن بايد عمل شود و اجل پايان عمر هر پديده مي باشد (پاورقي صفحه ۵۶ كتاب گزيده كافي) جالب اينكه در سوره شوري هر ۷ مفهوم فوق به‌کار رفته است. مشيت (آيه ۱۵) اراده (آيه ۲۰)، قدر (۱۲ و ۲۷)، قضا (۱۴ و ۲۱)، اذن (۲۱ و ۵۱) كتاب (۱۴-۱۵-۱۷-۵۲)، اجل (۱۴).

(۴) مشیت او در جلوگیری از خیانت در ابلاغ کلامش. (۵) مشیت او در جمع کردن بندگان در روز قیامت. (۶) مشیت او در جریان بادها. (۷) مشیت او در خلقت و نرو ماده آفریدن. (۸) مشیت او در پسر و دختر بخشیدن یا عقیم ساختن. (۹) مشیت او در وحی به رسولان. (۱۰) مشیت او در هدایت بندگان.

علاوه بر «مشیت»، ۲ بار هم بر «قضا»ی الهی در سوره شوری اشاره شده است که در چهارچوب جهان بینی توحیدی مورد تأکید سوره قرار دارد. معنای «قضا» فرمان جاری ساختن مشیت خدا، که همان قوانین و نظامات حاکم بر جهان است، به فرشتگان می‌باشد. یکی از مشیت‌های خدا همان اختیار و مهلت دادن به بندگان در مدت زندگی دنیا می‌باشد و اگر چنین مشیتی وجود نداشت کسانیکه مرتکب ظلم و ستم می‌شدند بلافاصله قضای الهی جاری می‌گشت و گرفتار عواقب اعمالشان می‌شدند: آیه (۱۴) وَمَا تَفَرَّقُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌۭ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَآیهٔ ۱۴ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى لَّقُضِىَ بَيْنَهُمْآیهٔ ۱۴... آیه (۲۱) أَمْ لَهُمْ شُرَكَٰٓؤُا۟ شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنۢ بِهِ ٱللَّهُآیهٔ ۲۱ و لولا كَلِمَةُ ٱلْفَصْلِ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْآیهٔ ۲۱ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭآیهٔ ۲۱.

ج - ولايت

ازجمله موضوعات کلیدی که دررابطه با «جهان بینی توحیدی» (محور و زیربنای) سوره) مورد توجه قرار گرفته، موضوع «ولايت» الهی می‌باشد که ازنظر آماری نیز همچون مشیت در صدر سوره‌های قرآن قرار دارد.¹ توجه به «ولايت الهی» در چارچوب بینش توحیدی، برای کسانیکه قرار است بزودی در مدینه صاحب ولايت و حکومت شوند، معنا و مفهومی ویژه دارد. درضمن تأکید بر اینکه همه چیز تحت ولايت الهی قرار دارد و انسان حق ندارد تحت ولايت بندگان دیگر قرار گیرد، اشاره ای است بیدارکننده به توده عوام الناسی که از ترس پیش آمدهای روزگار، به دامان سردمداران قریش پناه برده و به امید یاری آنها سیاهی لشکرشان می‌شدند.


  1. کلمه «ولی» ۵ بار در سوره شوری تکرار شده که بیش از سایر سوره‌ها می‌باشد (البته فقط در همین هیئت نده در

مجموع مشتقات) کلمه «ولیا» در سوره نساء ۶ بار بکار رفته است.

ذیلاً آیاتی را که در آنها کلمه «ولی» یا «اولیاء» بکار رفته برای عطف توجه و تدبّر و تعمق نقل می‌نماییم:

آیه (۶) وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ ٱللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍۢآیهٔ ۶ آیه (۸) وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭآیهٔ ۸... وَٱلظَّٰلِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍآیهٔ ۸ آیه (۹) أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ ۖ فَٱللَّهُ هُوَ ٱلْوَلِىُّ وَهُوَ يُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢآیهٔ ۹ قدیر.

آیه (۲۸) وَهُوَ ٱلَّذِى يُنَزِّلُ ٱلْغَيْثَ مِنۢ بَعْدِ مَا قَنَطُوا۟ وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُۥ ۚ وَهُوَ ٱلْوَلِىُّ ٱلْحَمِيدُآیهٔ ۲۸ آیه (۳۱)... وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍۢآیهٔ ۳۱.

الشورى · آیه ۳۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَمَآ أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِى ٱلْأَرْضِ ۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍۢ

و شما در زمين درمانده كننده [خدا] نيستيد، و جز خدا شما را سرپرست و ياورى نيست.

آیه (۴۴) وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن وَلِىٍّۢ مِّنۢ بَعْدِهِۦ ۗ وَتَرَى ٱلظَّٰلِمِينَآیهٔ ۴۴...

آیه (۴۶) و ما كَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِيَآءَ يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِآیهٔ ۴۶ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن سَبِيلٍآیهٔ ۴۶ همان‌طور که مشاهده می‌شود بجز آیه (۲۸)، بقیه آیات ازجهت منفی اتخاذ ولایت غیرخدا را که مسئله اصلی کفار و مشرکین بوده است مورد انتقاد قرار می‌دهد. گمراهانی که اطراف ابوسفیانها را گرفته بودند، بخاطر تکیه بر قدرت و نصرت آنها، ولایتشان را پذیرفته بودند. درحالیکه به استدلال آیه (۲۸) منحصراً خداوند که باران مژده دهنده را نازل می‌کند و سایه‌های رحمتش را بر بندگان می‌گستراند، لایق ولایت است (نه ظالمین استثمارگر) و یا به استدلال آیه (۹) از آنجایی که منحصراً خدا حیات بخش موجودات و قادر بر هرچیز است ولایت دارد.

د - صیرووت

آخرین کلام این سوره بیان «صیرووت» هرچیز بسوی خدا است (أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلْأُمُورُآیهٔ ۵۳). در متن سوره نیز در آیه (۱۰) همین معنا را مشاهده می‌کنیم (الله یجمع بیننا و بینکم و الیه المصیر).

معنای صیرووت را در جملاتی مانند: الی الله المصیر، رجعت و بازگشت بسوی خدا ترجمه کرده‌اند. درحالیکه اگر چنین بود بجای کلمه «مصیر» کلمات معاد، مرجع، مقصد و غیره بکار می‌رفت. مصیر هرچیز «شدن» و تحول یافتن آن و به عبارتی حرکت نهائی هر پدیده می‌باشد. وقتی گفته می‌شود «إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلْأُمُورُآیهٔ ۵۳» یا «الیه المصیر» این است که امور و اشیاء در حرکت خود نهایتاً راهی جز بسوی خدا ندارند و از ملک و مشیت او خارج نیستند. در جهان بینی توحیدی مورد تأکید سوره، کلمه صیرووت در کنار کلمات: مشیت و ولایت و قضا و... مجموعه‌ای را تشکیل داده که توحید را در تمامی ابعاد آن تبیین می‌نماید.

اختیار و آزادی انسان

ازجمله رهنمودهای مهمی که دررابطه با استقرار حکومت اسلامی در مدینه داده می‌شود؛ موضوع اختیار و آزادی انسانها و تبیین فلسفه «امهال و املاء» یعنی مهلت کافی و میدان عمل لازم دادن به انسان درمدت زندگی دنیا به منظور آزمایش و ابتلاء می‌باشد.

به این ترتیب برای اکراه و اجبار جائی باقی نمی‌ماند و مأموریت رسول اکرم در ابلاغ رسالت منحصر می‌گردد. در اینصورت هیچکس (حتی رسول اکرم (ص)) مجاز به حفاظت یا وکالت نسبت به بندگان نمی‌باشد و کار هرکس به خدا سپرده می‌گردد:

آیه (۶) وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ ٱللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍۢآیهٔ ۶

آیه (۴۸) فَإِنْ أَعْرَضُوا۟ فَمَآ أَرْسَلْنَٰكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا ٱلْبَلَٰغُآیهٔ ۴۸.

از آنجائی که ممکن است آزاد گذاشتن بندگان برای ارتکاب معاصی، بزعم کسانیکه اطلاع کافی از مشیت حکیمانه الهی در این کار ندارند، غفلت خداوند یا نوعی ضعف و خلل در نظام هستی بشمار آید، توضیح می‌دهد که البته اگر حکمت «مهلت و مدت» بخاطر ابتلاء و امتحان انسان وضع نشده بود، آثار و عواقب هر گناه و عصبانی بمجرد ارتکاب آن، با «قضای الهی» دامنگیر عامل آن می‌شد.

ولی خداوند کلمه (عامل و قانون مؤثری) را قرار داده که این «قضا» را تا اجل معینی که پایان عمر دنیائی می‌باشد (کلمة الفصل) به تأخیر می‌اندازد:

آیه (۱۴) وَمَا تَفَرَّقُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌۭ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى لَّقُضِىَ بَيْنَهُمْآیهٔ ۱۴...

آیه (۲۱) أَمْ لَهُمْ شُرَكَٰٓؤُا۟ شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنۢ بِهِ ٱللَّهُآیهٔ ۲۱ و لولا كَلِمَةُ ٱلْفَصْلِ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْآیهٔ ۲۱...

استجابت

در این سوره ۴ بار موضوع «استجابت» مطرح شده که بینش از بقیه سوره‌های قرآن می‌باشد. بنابر این بدلیل توجه و تمرکز خاصی که روی این کلمه شده است جا دارد تأملی در آن بنمائیم. ذیلاً موارد موردنظر را نقل می‌کنیم:

آیه (۱۶) وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِى ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا ٱسْتُجِيبَ لَهُۥ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْآیهٔ ۱۶...

آیه (۲۶) وَيَسْتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِۦآیهٔ ۲۶.

آیه (۳۸) والدین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوة و امرهم شوری بينهم و ممارزقناهم

آیه (۴۷) ٱسْتَجِيبُوا۟ لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ يَوْمٌۭ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِآیهٔ ۴۷...

معنای لغوی «جاب» برداشتن فاصله بین دوچیز و ارتباط پیداکردن آنهاست و به همین دلیل پاسخ مشبت دادن به دعوت را از آنجائی که فاصله داعی و مدعو را برمی دارد و به یکدیگر می‌رسند «اجابت» می‌گویند. استجابت (در بال استفعال)، آمادگی این کار و تمايل و درخواست آن را می‌رساند. بنابراین اگر در بنده آمادگی حرکت بسوی خدا و تمايل به اجابت دعوت او بوجود بیاید، خداوند نیز آماده اجابت درخواست او می‌گردد. و به همین دلیل است که در آیات فوق «استجابت»، هم به خدا نسبت داده شده و هم نسبت به بنده، کما آنکه توبه نیز چنین است. خداوند توأب است یعنی درصورت بازگشت بنده گناهکار بدرگاهش، او نیز بازگشت توأم بامغفرت و رحمت به بنده می‌نماید.

آخرت

گرچه محور اصلی سوره، توحید و مباحث مربوط به این امر همچون: وحی، مشیت، ولایت، رزق، مالکیت و غیره است، اما موضوع آخرت و قیامت نیز که در اغلب سوره‌های قرآن پایه ای ثابت دارد، فراموش نشده است. درهرحال از مبانی اصولی که جامعه ایمانی مدینه باید درنظر داشته باشد، مسئله اعتقاد به آخرت می‌باشد. ذیلاً اشاراتی را که به این امر شده یادآور می‌شویم:

ساعة | ٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ وَٱلْمِيزَانَ ۗ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ قَرِيبٌۭآیهٔ ۱۷

أيه (۱۸) يَسْتَعْجِلُ بِهَا ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَآیهٔ ۱۸ به... إِنَّ ٱلَّذِينَ يُمَارُونَ فِى ٱلسَّاعَةِ لَفِىآیهٔ ۱۸ |

--- ---
أخرت مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ ٱلْءَاخِرَةِ نَزِدْ لَهُۥ فِى حَرْثِهِۦ ۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَآیهٔ ۲۰

ٱلدُّنْيَا نُؤْتِهِۦ مِنْهَا وَمَا لَهُۥ فِى ٱلْءَاخِرَةِ مِن نَّصِيبٍآیهٔ ۲۰ أيه (۷) وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ قُرْءَانًا عَرَبِيًّۭا لِّتُنذِرَ أُمَّ ٱلْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَآیهٔ ۷ يَوْمَ ٱلْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ فَرِيقٌۭ فِى ٱلْجَنَّةِ وَفَرِيقٌۭ فِى ٱلسَّعِيرِآیهٔ ۷ أيه (۲۹)... وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٌۭآیهٔ ۲۹. ۖ ٱللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُآیهٔ ۱۵ قيامت |

قيامت | خَفِىٍّۢ ۗ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ ٱلْخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَآیهٔ ۴۵

القيمه... |

علاوه بر آیات فوق که به اسامی مختلف، حیات پس از دنیا را مطرح می‌سازد، در آیات دیگری نیز از جمله آیات ۲۲ و ۲۳ و ۴۴ تا ۴۷ بشارتهائی به بهشتی که برای مؤمنین شایسته کار فراهم ساخته، و تهدیداتی درباره آتشی که برای ظالمین مهیا گشته، می‌نماید به‌طوریکه ۶ بار به عذابی که درانتظار منحرفان است هشدار می‌دهد:

شوری (۴۲) / ۳۶۹

آیه (۱۶) وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِى ٱللَّهِآیهٔ ۱۶... و علیهم غضب و لهم عذاب شدید آیه (۲۱)... و إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭسورهٔ ابراهیم، آیهٔ ۲۲ آیه (۲۶)... و الکافرون لهم عذاب شدید آیه (۴۲) إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَظْلِمُونَ ٱلنَّاسَآیهٔ ۴۲... أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۹۱. آیه (۴۴)... وَتَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ لَمَّا رَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَىٰ مَرَدٍّۢ مِّن سَبِيلٍۢآیهٔ ۴۴ آیه (۴۵)... أَلَآ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ فِى عَذَابٍۢ مُّقِيمٍۢآیهٔ ۴۵.

الشورى · آیه ۲۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

أَمْ لَهُمْ شُرَكَٰٓؤُا۟ شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنۢ بِهِ ٱللَّهُ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةُ ٱلْفَصْلِ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ ۗ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

آيا براى آنان شريكانى است كه در آنچه خدا بدان اجازه نداده، برايشان بنياد آيينى نهاده‌اند؟ و اگر فرمان قاطع [در باره تأخير عذاب در كار] نبود مسلماً ميانشان داورى مى‌شد؛ و براى ستمكاران شكنجه‌اى پر درد است.

الشورى · آیه ۲۶ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَيَسْتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِۦ ۚ وَٱلْكَٰفِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ

و [درخواست‌] كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند اجابت مى‌كند و از فضل خويش به آنان زياده مى‌دهد، و[لى‌] براى كافران عذاب سختى خواهد بود.

الشورى · آیه ۴۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن وَلِىٍّۢ مِّنۢ بَعْدِهِۦ ۗ وَتَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ لَمَّا رَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَىٰ مَرَدٍّۢ مِّن سَبِيلٍۢ

و هر كه را خدا بى‌راه گذارد، پس از او يار [و ياور]ى نخواهد داشت، و ستمگران را مى‌بينى كه چون عذاب را بنگرند مى‌گويند: «آيا راهى براى برگشتن [به دنيا] هست؟»

الشورى · آیه ۴۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَتَرَىٰهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَٰشِعِينَ مِنَ ٱلذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِىٍّۢ ۗ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ ٱلْخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۗ أَلَآ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ فِى عَذَابٍۢ مُّقِيمٍۢ

آنان را مى‌بينى [كه چون‌] بر [آتش‌] عرضه مى‌شوند، از [شدت‌] زبونى، فروتن شده‌اند: زيرچشمى مى‌نگرند. و كسانى كه گرويده‌اند مى‌گويند: «در حقيقت، زيانكاران كسانى‌اند كه روز قيامت خودشان و كسانشان را دچار زيان كرده‌اند.» آرى، ستمكاران در عذابى پايدارند.

عملکرد همان‌طور که ملاحظه می‌شود ۴ مورد از تهدیدات فوق متوجه «ظالمین» است که به عذاب الیم و مقیم گرفتار خواهند شد. در مقابل این گروه ستمگر مؤمنین شایسته کاری معرفی شده‌اند که نائل به بهشت و بشارت الهی خواهند گشت. آیه (۲۲)... وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فِى رَوْضَاتِ ٱلْجَنَّاتِ ۖ لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَضْلُ ٱلْكَبِيرُآیهٔ ۲۲. آیه (۲۳) ذَٰلِكَ ٱلَّذِى يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِآیهٔ ۲۳... آیه (۲۶) وَيَسْتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِۦآیهٔ ۲۶... و از مهمترین اعمال صالحی که در نتیجه ایمان بروز می‌کند خودداری از انتقام و مقابله بمثل و عفو و آشتی کردن است: آیه (۴۰) وَجَزَٰٓؤُا۟ سَيِّئَةٍۢ سَيِّئَةٌۭ مِّثْلُهَا ۖ فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِآیهٔ ۴۰... به این ترتیب آشکار می‌گردد دو فرقه ای که در آیه (۷) بر حسب عملکردشان در برابر انذار رسول، وعده بهشت و جهنم داده شده‌اند (فَرِيقٌۭ فِى ٱلْجَنَّةِ وَفَرِيقٌۭ فِى ٱلسَّعِيرِآیهٔ ۷)، فرقه اول مؤمنین شایسته کار و فرقه دوم ظالمین می‌باشند. به این ترتیب آنچه در مجتمع اسلامی‌آینده در مدینه باید از آن در روابط اجتماعی احتراز کرد، «ظلم» است و آنچه توصیه شده ایمان و عمل صالح (صلح و آشتی و گذشت و برادری) می‌باشد. و شگفت اینکه نه تنها گروه «ظالمین» و «ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِآیهٔ ۲۳» در تقابل با یکدیگر قرار گرفته‌اند، بلکه عمده آیات مربوط به «ظالمین» در این سوره در بخشی قرار گرفته است که خصلت‌های شهروندان «مدینه التّبی» را بترتیب ذکر می‌نماید.

الشورى · آیه ۲۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

تَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا۟ وَهُوَ وَاقِعٌۢ بِهِمْ ۗ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فِى رَوْضَاتِ ٱلْجَنَّاتِ ۖ لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَضْلُ ٱلْكَبِيرُ

[در قيامت‌] ستمگران را از آنچه انجام داده‌اند، هراسناك مى‌بينى و [جزاى عملشان‌] به آنان خواهد رسيد، و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند در باغهاى بهشتند. آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان خواهند داشت؛ اين است همان فضل عظيم.

  1. نکته ظریف و جالب توجهی که در آیات انتهائی این بخش وجود دارد، ترکیب دو کلمه ظلم و سبیل می‌باشد که ۴ بار تکرار شده است:

(۴۱) وَلَمَنِ ٱنتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِۦ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَظْلِمُونَ ٱلنَّاسَ وَيَبْغُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْآیات ۴۱–۴۲

[آیه (۴۰)] وَجَزَٰٓؤُا۟ سَيِّئَةٍۢ سَيِّئَةٌۭ مِّثْلُهَا ۖ فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ ۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَآیهٔ ۴۰. [آیه (۴۱)] وَلَمَنِ ٱنتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِۦ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍآیهٔ ۴۱. [آیه (۴۲)] إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَظْلِمُونَ ٱلنَّاسَآیهٔ ۴۲... [آیه (۴۴)] وَتَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ لَمَّا رَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَىٰ مَرَدٍّۢ مِّن سَبِيلٍۢآیهٔ ۴۴. [آیه (۴۵)]... أَلَآ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ فِى عَذَابٍۢ مُّقِيمٍۢآیهٔ ۴۵.

اسماء الهی

در این سوره ۳۲ بار نام جلاله الله، ۱۰ بار نام رب (مضاف) و ۲۷ بار اسماء الحسنای دیگر بکار رفته است که بخصوص ۱۲ آیه ابتدای سوره و آیات ۱۹ تا ۲۹ مشحون از این اسماء می‌باشد. تعداد بسیار زیاد اسماء الحسنی در این سوره اهمیت آن را ازنظر تأکید روی مبانی توحیدی نشان می‌دهد. ذیلاً این اسماء را که شامل ۱۷ نام در ۲۷ مورد مکرر می‌باشد یادآور می‌شویم:

آیه (۳) عزیزالحکیم آیه (۴) علی العظیم آیه (۵) غفورالرحیم
آیه (۶) حفیظ آیه (۹) ولی - قدیر. آیه (۱۱) سمیع البصیر
آیه (۱۲) علیم آیه (۱۹) لطیف - قوی العزیز آیه (۲۳) غفور شکور
آیه (۲۴) علیم آیه (۲۷) خبير بصير آیه (۲۸) ولی الحمید
آیه (۲۹) قدیر آیه (۵۰) علیم قدیر آیه (۵۱) علی حکیم

۱۷ نام موردنظر عبارتند از: علیم و قدیر (هرکدام ۳ بار)، عزیز، حکیم، علی، غفور، ولی، بصیر (هرکدام ۲ بار) عظیم، رحیم، حفیظ، سمیع، لطیف، قوی، شکور، خبير و حمید (هرکدام یک بار)

آهنگ انتهایی آیات

سوره شوری از ۵۳ آیه تشکیل شده است که این آیات با ۹ حرف به شرح ذیل ختم می‌شوند:

ر - ۲۰ آیه ل - ۴ آیه (۳ مورد سبیل)
م - ۱۱ آیه ب - ۵ آیه
ن - ۶ آیه ز - ق - ص - هرکدام یک آیه (عزیز - عسق - محیص)

حروف مقطعه (حم - عسق)

سوره شوری تنها سوره‌ای است که دو نوع حروف مقطعه دارد و دو آیه اول آن به این حروف اختصاص یافته است (حم، عسق). این ترکیب که از ۵ حرف (ح - م - ع - س - ق) تشکیل شده به‌نظر می‌رسد همچون سوره‌های دیگر در ارتباط با مضامین و مقاصد سوره باشد و شاید هم تفصیل آن بدلیل تنوع مطالبی باشد که در آستانه هجرت لازم به یادآوری بوده است.

ابتدا مطلبی را که مفسر عالیقدر مرحوم علامه طباطبائی پیرامون همین حروف بیان کرده ۱ نقل می‌نماییم آنگاه به درک و برداشت خود از آن می‌پردازیم ۲:

... ممکن است آدمی حدس بزند که بین این حروف و مضامین سوره‌هائی که با این حروف آغاز شده ارتباط خاصی باشد... و ای بسا اگر اهل تحقیق در مشترکات این حروف دقت کنند و مضامین سوره‌هائی که بعضی از این حروف در ابتداءش آمده با یکدیگر مقایسه نمایند، رموز بیشتری برایشان کشف گردد. و ای بسا معنای آن روایتی هم که اهل سنت از علی (ع) نقل کرده‌اند همین باشد که:

برای هر کتابی نقاط برجسته و چکیده‌ایست، و چکیده قرآن حروف الفاء است.

در مورد دو حرف «حم» بهتر است پس از مطالعه سوره «احقاف» که هفتمین و آخرین سوره از مجموعه هفت سوره به هم پیوسته‌ای است که با حروف مقطعه «حم» آغاز شده‌اند اظهارنظر نمائیم. فعلاً در همین حد اکتفا می‌کنیم که این هفت سوره در مشتقات دو کلمه حکمت و رحمت (که هردو دارای حروف ح و م هستند) اشتراک دارند ۳ و به‌نظر می‌رسد تبیین اشکال مختلف حکمت و رحمت الهی موضوع مشترک آنها باشد. و اما در مورد سه حرف: ع - س - ق مطالب ذیل را می‌توان مطرح کرد:

  • حرف «ع» تنها در حروف مقطعه دو سوره مریم و شوری می‌توان حرف «ع» را مشاهده کرد. در این دو سوره کلمات مشترکی که از حرف «ع» تشکیل شده باشند، قابل مشاهده‌اند مثل: عذاب، جعل، علم، عمل، عند، علی و غیره... اما تنها مشتقات کلمه «عبادت» است که در مجموع دو سوره به نسبت بالاتری از بقیه کلمات متشکل از حرف «ع» به کار رفته است.

  1. المیزان - جلد ۳۵ - صفحات ۱۴ و ۱۵
  2. لازم به یادآوری است که در تفسیر المیزان به نقل از مجمع البیان طبرسی ۱۱ قول را درباره معنای حروف مقطعه ذکر کرده است.
  3. و اشتراک دیگری هم که شامل این دو حرف باشد ندارند.

به‌طوریکه در سوره شوری ۶ بار و در سوره مریم ۹ بار مشتقات این کلمه تکرار شده است.¹ (البته کلمه «جعل» هم که حرف دوم آن «ع») است در مجموع ۱۵ بار در سوره بکار رفته است)، کلمه عیسی نیز در هر دو سوره بکار رفته است. به‌طور کلی می‌توان گفت سیاق و محتوای هر دو سوره با مسئله «عبادات» هماهنگی دارد. حرف «س» - حرف «س» همان‌طور که قبلاً بررسی کردیم در حروف مقطعه طس، طسم و پس که در افتتاح سوره‌های نمل و شعراء و قصص و پس آمده بکار رفته است. مضمون مشترک سوره‌های فوق موضوع مرسلین به‌طور کلی، و رسالت حضرت موسی و عیسی (علیهم السلام) به‌طور اخص برای قوم بنی اسرائیل می‌باشد. و در سوره شوری نیز به شکل جمله معترضه ای از آیات ۱۳ تا ۱۶ به جریان مرسلین و تجربه تاریخی اختلاف و تفرقه در کتاب الهی پرداخته است: شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭاآیهٔ ۱۳ والدی اوجینای الیک و ما وصیناً به ابراهیم و موسی وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَآیهٔ ۱۳ در این سوره باتوجه به اینکه محور اصلی آن وحی و کتاب است، به جریان مرسلین از زاویه کتابی که آوردند و اختلافی که وارثان کتاب بوجود آوردند پرداخته است: آیه (۱۴)... وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِنۢ بَعْدِهِمْ لَفِى شَكٍّۢ مِّنْهُ مُرِيبٍۢآیهٔ ۱۴. آیه ۱۵ (وَقُلْ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٍۢآیهٔ ۱۵) حرف «ق» - حرف «ق» منحصراً در حروف مقطعه دو سوره «شوری» (۴۲) و «ق» (۵۰) بکار رفته است. اگر کلمات این دو سوره را با یکدیگر مقابله و مقایسه نمائیم، ملاحظه خواهیم کرد برخی کلمات مثل: حق، قال، رزق، خلق، قلب و فوق که حرف «ق» در آنها بکار رفته است در هر دو سوره تکرار شده‌اند. اما مهمتر از این کلمات، موضوع «قرآن» می‌باشد که محور اصلی هر دو سوره محسوب می‌گردد. کلمه «قرآن» در اولین آیه (مقدمه و پیش درآمد) و آخرین آیه (خلاصه و جمع بندی) ________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

الشورى · آیه ۱۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَمَا تَفَرَّقُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌۭ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى لَّقُضِىَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِنۢ بَعْدِهِمْ لَفِى شَكٍّۢ مِّنْهُ مُرِيبٍۢ

و فقط پس از آنكه علم برايشان آمد، راه تفرقه پيمودند [آن هم‌] به صرف حسد [و برترى جويى‌] ميان همديگر. و اگر سخنى [داير بر تأخير عذاب‌] از جانب پروردگارت تا زمانى معيّن، پيشى نگرفته بود، قطعاً ميانشان داورى شده بود. و كسانى كه بعد از آنان كتاب [تورات‌] را ميراث يافتند واقعاً در باره او در ترديدى سخت [دچار]اند.

الشورى · آیه ۱۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

فَلِذَٰلِكَ فَٱدْعُ ۖ وَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَهُمْ ۖ وَقُلْ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٍۢ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ ۖ ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَآ أَعْمَٰلُنَا وَلَكُمْ أَعْمَٰلُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ ٱللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُ

بنابراين به دعوت پرداز، و همان گونه كه مأمورى ايستادگى كن، و هوسهاى آنان را پيروى مكن و بگو: «به هر كتابى كه خدا نازل كرده است ايمان آوردم و مأمور شدم كه ميان شما عدالت كنم؛ خدا پروردگار ما و پروردگار شماست؛ اعمال ما از آنِ ما و اعمال شما از آنِ شماست؛ ميان ما و شما خصومتى نيست؛ خدا ميان ما را جمع مى‌كند، و فرجام به سوى اوست.

  1. سوره شوری (عباده ۵ بار، عبادنا یکبار). سوره مریم (عباده، عبادنا، عبده، عباداً، اعبدوه، عبادته، عبادتهم،

فاعبده، یعبدون).

  1. مطابق محاسبات دکتر رشاد خلیفه حرف «ق» در هر یک از دو سوره مورد نظر ۵۷ بار بکار رفته است که

مجموع آن ۱۱۴ = ۵۷+۵۷ مساوی تعداد سوره‌های قرآن است.

  1. مشترکات این دو سوره عبارتند از:

حق مشتقات قال رزق خلق قلب فوق سوره «ق» ۴ ۹ ۱ ۴ ۲ ۱ سوره «شوری» ۵ ۵ ۳ ۲ ۱ ۱

شوری (۴۲)/۳۷۳

سوره ق به شرح ذیل بکار رفته است: اولین آیه: ق والقرآن المجید آخرین آیه: نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَسورهٔ ق، آیهٔ ۴۵ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍۢ ۖ فَذَكِّرْ بِٱلْقُرْءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِسورهٔ ق، آیهٔ ۴۵. و در سوره شوری نیز مقدمه و مؤخره آن پیرامون موضوع وحی است: كَذَٰلِكَ يُوحِىٓ إِلَيْكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكَ ٱللَّهُ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۳ آیه ماقبل آخر: وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ رُوحًۭا مِّنْ أَمْرِنَاآیهٔ ۵۲... نه تنها کلمه وحی (که ۵ بار در سوره تکرار شده) بلکه کلمات قرآن، کتاب، میزان، نور و... که اسامی مختلف وحی نازل شده بر پیامبر (ص) هستند نیز در سوره شوری بکار رفته‌اند که تأکید این سوره را روی موضوع قرآن نشان می‌دهد. به‌طور کلی همان‌طور که قبلاً نیز گفته شد، موضوع کتاب (قرآن) اصلی ترین محور سوره شوری را تشکیل می‌دهد.

تقسیمات سوره

سوره شوری را می‌توان باتوجه به مضامین آن به ۸ فصل به شرح ذیل تقسیم نمود: (آیات ۱ تا ۶) معرفی وحی. در این فصل جریان وحی را در تاریخ به عنوان یک سنت پایدار الهی برای هدایت انسانها معرفی می‌نماید. (آیات ۷ تا ۱۲) آثار و نتایج وحی. در این فصل هدف از وحی را که انذار مردم درباره توحید ربوبیت و انحصار ولایت و تدبیر برای خدا است بیان می‌کند. (آیات ۱۳ تا ۱۶) تعمیم وحی. در این فصل سعه صدر و وسعت نظری به مسلمانان می‌دهد تا همه انبیاء و امت‌ها را بایک چشم بنگرند و همه را پیرو دین واحد بدانند (آیات ۱۷ تا ۲۶) عملکرد انسانها در برابر وحی. در این فصل عکس العمل مردم و سرنوشت نهایی آنها را در روز قیامت نشان می‌دهد. (آیات ۲۷ تا ۳۵) در این فصل توحید ربوبیت را در تدبیر رزق و حیات انسان و سایر موجودات نشان می‌دهد. (آیات ۳۶ تا ۴۳) ویژگی‌های جامعه نمونه ایمانی – در این فصل مختصات جامعه ای را که باید در مدینه مستقر شود در ۱۰ بند توضیح

  1. آیات ۳-۷-۱۰-۱۳-۱۴-۱۵-۱۷-۵۱-۵۲ سوره شوری که حدود ۱/۶ سوره را تشکیل می‌دهد به‌طور مستقیم

با غیر مستقیم در رابطه با قرآن می‌باشند.

می‌دهد.

فصل هفتم

(آیات ۴۴ تا ۴۹) در این فصل به مسئله قیامت، اختیار انسان و مشیت الهی در خلقت اشاره‌ای می‌کند.

فصل هشتم

(آیات ۵۰ تا ۵۳) در این فصل مجدداً به مسئله وحی که در آغاز سوره به آن اشاره شد برگشت می‌نماید و سوره را ختم می‌کند.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۷ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 7 connected thematic groups.

۱وحی و مالکیت آسمان‌هاآیات ۱–۶

حمٓ

حاء، ميم،

عٓسٓقٓ

عين، سين، قاف.

كَذَٰلِكَ يُوحِىٓ إِلَيْكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكَ ٱللَّهُ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ

اين گونه، خداى نيرومند حكيم به سوى تو و به سوى كسانى كه پيش از تو بودند، وحى مى‌كند.

لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۖ وَهُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْعَظِيمُ

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ اوست و او بلندمرتبه بزرگ است.

تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ ۚ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِى ٱلْأَرْضِ ۗ أَلَآ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ

چيزى نمانده كه آسمانها از فرازشان بشكافند و [حال آنكه‌] فرشتگان به سپاس پروردگارشان تسبيح مى‌گويند و براى كسانى كه در زمين هستند آمرزش مى‌طلبند. آگاه باش، در حقيقت خداست كه آمرزنده مهربان است.

وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ ٱللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍۢ

و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند، خدا بر ايشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نيستى.

۲قرآن عربی و انذار قیامتآیات ۷–۱۲

وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ قُرْءَانًا عَرَبِيًّۭا لِّتُنذِرَ أُمَّ ٱلْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ ٱلْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ فَرِيقٌۭ فِى ٱلْجَنَّةِ وَفَرِيقٌۭ فِى ٱلسَّعِيرِ

و بدين گونه قرآن عربى به سوى تو وحى كرديم تا [مردم‌] مكّه و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى، و از روز گردآمدن [خلق‌] -كه ترديدى در آن نيست- بيم دهى؛ گروهى در بهشتند و گروهى در آتش.

وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ وَلَٰكِن يُدْخِلُ مَن يَشَآءُ فِى رَحْمَتِهِۦ ۚ وَٱلظَّٰلِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍ

و اگر خدا مى‌خواست، قطعاً آنان را امتى يگانه مى‌گردانيد، ليكن هر كه را بخواهد، به رحمت خويش درمى‌آورد و ستمگران نه يارى دارند و نه ياورى.

أَمِ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ ۖ فَٱللَّهُ هُوَ ٱلْوَلِىُّ وَهُوَ يُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ

آيا به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند؟ خداست كه دوست راستين است، و اوست كه مردگان را زنده مى‌كند، و هموست كه بر هر چيزى تواناست.

وَمَا ٱخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَىْءٍۢ فَحُكْمُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبِّى عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

و در باره هر چيزى اختلاف پيدا كرديد، داوريش به خدا [ارجاع مى‌گردد]. چنين خدايى پروردگار من است. بر او توكل كردم و به سوى او بازمى‌گردم.

فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًۭا وَمِنَ ٱلْأَنْعَٰمِ أَزْوَٰجًۭا ۖ يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ ۚ لَيْسَ كَمِثْلِهِۦ شَىْءٌۭ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْبَصِيرُ

پديدآورنده آسمانها و زمين است. از خودتان براى شما جفتهايى قرار داد، و از دامها [نيز] نر و ماده [قرار داد]. بدين وسيله شما را بسيار مى‌گرداند. چيزى مانند او نيست و اوست شنواى بينا.

لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ ۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ

كليدهاى آسمانها و زمين از آنِ اوست. براى هر كس كه بخواهد روزى را گشاده يا تنگ مى‌گرداند. اوست كه بر هر چيزى داناست.

۳تشریع دین و اختلاف اهل کتابآیات ۱۳–۱۹

۞ شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًۭا وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى ٱلْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ

از [احكام‌] دين، آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: «دين را برپا داريد و در آن تفرقه‌اندازى مكنيد.» بر مشركان آنچه كه ايشان را به سوى آن فرا مى‌خوانى، گران مى‌آيد. خدا هر كه را بخواهد، به سوى خود برمى‌گزيند، و هر كه را كه از در توبه درآيد، به سوى خود راه مى‌نمايد.

وَمَا تَفَرَّقُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌۭ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى لَّقُضِىَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِنۢ بَعْدِهِمْ لَفِى شَكٍّۢ مِّنْهُ مُرِيبٍۢ

و فقط پس از آنكه علم برايشان آمد، راه تفرقه پيمودند [آن هم‌] به صرف حسد [و برترى جويى‌] ميان همديگر. و اگر سخنى [داير بر تأخير عذاب‌] از جانب پروردگارت تا زمانى معيّن، پيشى نگرفته بود، قطعاً ميانشان داورى شده بود. و كسانى كه بعد از آنان كتاب [تورات‌] را ميراث يافتند واقعاً در باره او در ترديدى سخت [دچار]اند.

فَلِذَٰلِكَ فَٱدْعُ ۖ وَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَهُمْ ۖ وَقُلْ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٍۢ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ ۖ ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَآ أَعْمَٰلُنَا وَلَكُمْ أَعْمَٰلُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ ٱللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُ

بنابراين به دعوت پرداز، و همان گونه كه مأمورى ايستادگى كن، و هوسهاى آنان را پيروى مكن و بگو: «به هر كتابى كه خدا نازل كرده است ايمان آوردم و مأمور شدم كه ميان شما عدالت كنم؛ خدا پروردگار ما و پروردگار شماست؛ اعمال ما از آنِ ما و اعمال شما از آنِ شماست؛ ميان ما و شما خصومتى نيست؛ خدا ميان ما را جمع مى‌كند، و فرجام به سوى اوست.

وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِى ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا ٱسْتُجِيبَ لَهُۥ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌۭ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌ

و كسانى كه در باره خدا پس از اجابت [دعوت‌] او به مجادله مى‌پردازند، حجّتشان پيش پروردگارشان باطل است، و خشمى [از خدا] برايشان است و براى آنان عذابى سخت خواهد بود.

ٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ وَٱلْمِيزَانَ ۗ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ قَرِيبٌۭ

خدا همان كسى است كه كتاب و وسيله سنجش را به حق فرود آورد، و تو چه مى‌دانى شايد رستاخيز نزديك باشد.

يَسْتَعْجِلُ بِهَا ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا ۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا ٱلْحَقُّ ۗ أَلَآ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُمَارُونَ فِى ٱلسَّاعَةِ لَفِى ضَلَٰلٍۭ بَعِيدٍ

كسانى كه به آن ايمان ندارند شتابزده آن را مى‌خواهند، و كسانى كه ايمان آورده‌اند، از آن هراسناكند و مى‌دانند كه آن حقّ است. بدان كه آنان كه در مورد قيامت ترديد مى‌ورزند، قطعاً در گمراهى دور و درازى‌اند.

ٱللَّهُ لَطِيفٌۢ بِعِبَادِهِۦ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ ۖ وَهُوَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْعَزِيزُ

خدا نسبت به بندگانش مهربان است: هر كه را بخواهد روزى مى‌دهد و اوست نيرومند غالب.

۴کشت آخرت و پذیرش توبهآیات ۲۰–۲۶

مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ ٱلْءَاخِرَةِ نَزِدْ لَهُۥ فِى حَرْثِهِۦ ۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ ٱلدُّنْيَا نُؤْتِهِۦ مِنْهَا وَمَا لَهُۥ فِى ٱلْءَاخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ

كسى كه كِشت آخرت بخواهد، براى وى در كِشته‌اش مى‌افزاييم، و كسى كه كِشت اين دنيا را بخواهد به او از آن مى‌دهيم و[لى‌] در آخرت او را نصيبى نيست.

أَمْ لَهُمْ شُرَكَٰٓؤُا۟ شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنۢ بِهِ ٱللَّهُ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةُ ٱلْفَصْلِ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ ۗ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

آيا براى آنان شريكانى است كه در آنچه خدا بدان اجازه نداده، برايشان بنياد آيينى نهاده‌اند؟ و اگر فرمان قاطع [در باره تأخير عذاب در كار] نبود مسلماً ميانشان داورى مى‌شد؛ و براى ستمكاران شكنجه‌اى پر درد است.

تَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا۟ وَهُوَ وَاقِعٌۢ بِهِمْ ۗ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فِى رَوْضَاتِ ٱلْجَنَّاتِ ۖ لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَضْلُ ٱلْكَبِيرُ

[در قيامت‌] ستمگران را از آنچه انجام داده‌اند، هراسناك مى‌بينى و [جزاى عملشان‌] به آنان خواهد رسيد، و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند در باغهاى بهشتند. آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان خواهند داشت؛ اين است همان فضل عظيم.

ذَٰلِكَ ٱلَّذِى يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ ۗ قُل لَّآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا ٱلْمَوَدَّةَ فِى ٱلْقُرْبَىٰ ۗ وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةًۭ نَّزِدْ لَهُۥ فِيهَا حُسْنًا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ شَكُورٌ

اين همان [پاداشى‌] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند [بدان‌] مژده داده است. بگو: «به ازاى آن [رسالت‌] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى در باره خويشاوندان.» و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد]، براى او در ثواب آن خواهيم افزود. قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است.

أَمْ يَقُولُونَ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًۭا ۖ فَإِن يَشَإِ ٱللَّهُ يَخْتِمْ عَلَىٰ قَلْبِكَ ۗ وَيَمْحُ ٱللَّهُ ٱلْبَٰطِلَ وَيُحِقُّ ٱلْحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦٓ ۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ

آيا مى‌گويند: «بر خدا دروغى بسته است؟» پس اگر خدا بخواهد بر دلت مُهر مى نهد؛ و خدا باطل را محو و حقيقت را با كلمات خويش پا برجا مى‌كند. اوست كه به راز دلها داناست.

وَهُوَ ٱلَّذِى يَقْبَلُ ٱلتَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِۦ وَيَعْفُوا۟ عَنِ ٱلسَّيِّـَٔاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ

و اوست كسى كه توبه را از بندگان خود مى‌پذيرد و از گناهان درمى‌گذرد و آنچه مى‌كنيد مى‌داند.

وَيَسْتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِۦ ۚ وَٱلْكَٰفِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۭ

و [درخواست‌] كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند اجابت مى‌كند و از فضل خويش به آنان زياده مى‌دهد، و[لى‌] براى كافران عذاب سختى خواهد بود.

۵رزق و آیات طبیعتآیات ۲۷–۳۵

۞ وَلَوْ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزْقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍۢ مَّا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرٌۢ بَصِيرٌۭ

و اگر خدا روزى را بر بندگانش فراخ گرداند، مسلماً در زمين سر به عصيان برمى‌دارند، ليكن آنچه را بخواهد به اندازه‌اى [كه مصلحت است‌] فرو مى‌فرستد. به راستى كه او به [حال‌] بندگانش آگاهِ بيناست.

وَهُوَ ٱلَّذِى يُنَزِّلُ ٱلْغَيْثَ مِنۢ بَعْدِ مَا قَنَطُوا۟ وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُۥ ۚ وَهُوَ ٱلْوَلِىُّ ٱلْحَمِيدُ

و اوست كسى كه باران را -پس از آنكه [مردم‌] نوميد شدند- فرود مى‌آورد، و رحمت خويش را مى‌گسترد و هموست سرپرست ستوده.

وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦ خَلْقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٍۢ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٌۭ

و از نشانه‌هاى [قدرت‌] اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از [انواع‌] جنبنده در ميان آن دو پراكنده است، و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست.

وَمَآ أَصَٰبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍۢ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا۟ عَن كَثِيرٍۢ

و هر [گونه‌] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسيارى درمى‌گذرد.

وَمَآ أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِى ٱلْأَرْضِ ۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍۢ

و شما در زمين درمانده كننده [خدا] نيستيد، و جز خدا شما را سرپرست و ياورى نيست.

وَمِنْ ءَايَٰتِهِ ٱلْجَوَارِ فِى ٱلْبَحْرِ كَٱلْأَعْلَٰمِ

و از نشانه‌هاى او سفينه‌هاى كوه‌آسا در درياست.

إِن يَشَأْ يُسْكِنِ ٱلرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَىٰ ظَهْرِهِۦٓ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّكُلِّ صَبَّارٍۢ شَكُورٍ

اگر بخواهد باد را ساكن مى‌گرداند و [سفينه‌ها] بر پشت [آب‌] متوقف مى‌مانند. قطعاً در اين [امر] براى هر شكيباى شكرگزارى نشانه‌هاست.

أَوْ يُوبِقْهُنَّ بِمَا كَسَبُوا۟ وَيَعْفُ عَن كَثِيرٍۢ

يا به [سزاى‌] آنچه [كشتى‌نشينان‌] مرتكب شده‌اند هلاكشان كند، و[لى‌] از بسيارى درمى‌گذرد.

وَيَعْلَمَ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِىٓ ءَايَٰتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍۢ

و [تا] آنان كه در آيات ما مجادله مى‌كنند، بدانند كه ايشان را [روى‌] گريزى نيست.

۶صفات مؤمنان و سیاست صبرآیات ۳۶–۴۳

فَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَىْءٍۢ فَمَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ وَأَبْقَىٰ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ

و آنچه به شما داده شده، برخوردارى [و كالاى‌] زندگى دنياست، و آنچه پيش خداست براى كسانى كه گرويده‌اند و به پروردگارشان اعتماد دارند بهتر و پايدارتر است.

وَٱلَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلْإِثْمِ وَٱلْفَوَٰحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا۟ هُمْ يَغْفِرُونَ

و كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها خود را به دور مى‌دارند و چون به خشم درمى‌آيند درمى‌گذرند.

وَٱلَّذِينَ ٱسْتَجَابُوا۟ لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ يُنفِقُونَ

و كسانى كه [نداى‌] پروردگارشان را پاسخ [مثبت‌] داده و نماز برپا كرده‌اند و كارشان در ميانشان مشورت است و از آنچه روزيشان داده‌ايم انفاق مى‌كنند.

وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَابَهُمُ ٱلْبَغْىُ هُمْ يَنتَصِرُونَ

و كسانى كه چون ستم بر ايشان رسد، يارى مى‌جويند [و به انتقام بر مى‌خيزند].

وَجَزَٰٓؤُا۟ سَيِّئَةٍۢ سَيِّئَةٌۭ مِّثْلُهَا ۖ فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ ۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ

و جزاى بدى، مانند آن، بدى است. پس هر كه درگذرد و نيكوكارى كند، پاداش او بر [عهده‌] خداست. به راستى او ستمگران را دوست نمى‌دارد.

وَلَمَنِ ٱنتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِۦ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ

و هر كه پس از ستم [ديدن‌] خود، يارى جويد [و انتقام گيرد] راه [نكوهشى‌] بر ايشان نيست.

إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَظْلِمُونَ ٱلنَّاسَ وَيَبْغُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

راه [نكوهش‌] تنها بر كسانى است كه به مردم ستم مى‌كنند، و در [روى‌] زمين به ناحق سر برمى‌دارند. آنان عذابى دردناك [در پيش‌] خواهند داشت.

وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنْ عَزْمِ ٱلْأُمُورِ

و هر كه صبر كند و درگذرد، مسلماً اين [خويشتن دارى، حاكى‌] از اراده قوى [در] كارهاست.

۷هدایت و حقیقت وحیآیات ۴۴–۵۳

وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن وَلِىٍّۢ مِّنۢ بَعْدِهِۦ ۗ وَتَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ لَمَّا رَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَىٰ مَرَدٍّۢ مِّن سَبِيلٍۢ

و هر كه را خدا بى‌راه گذارد، پس از او يار [و ياور]ى نخواهد داشت، و ستمگران را مى‌بينى كه چون عذاب را بنگرند مى‌گويند: «آيا راهى براى برگشتن [به دنيا] هست؟»

وَتَرَىٰهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَٰشِعِينَ مِنَ ٱلذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِىٍّۢ ۗ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ ٱلْخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۗ أَلَآ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ فِى عَذَابٍۢ مُّقِيمٍۢ

آنان را مى‌بينى [كه چون‌] بر [آتش‌] عرضه مى‌شوند، از [شدت‌] زبونى، فروتن شده‌اند: زيرچشمى مى‌نگرند. و كسانى كه گرويده‌اند مى‌گويند: «در حقيقت، زيانكاران كسانى‌اند كه روز قيامت خودشان و كسانشان را دچار زيان كرده‌اند.» آرى، ستمكاران در عذابى پايدارند.

وَمَا كَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِيَآءَ يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ ۗ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن سَبِيلٍ

و جز خدا براى آنان دوستانى [ديگر] نيست كه آنها را يارى كنند، و هر كه را خدا بى‌راه كذارد هيچ راهى براى او نخواهد بود.

ٱسْتَجِيبُوا۟ لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ يَوْمٌۭ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ ۚ مَا لَكُم مِّن مَّلْجَإٍۢ يَوْمَئِذٍۢ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِيرٍۢ

پيش از آنكه روزى فرا رسد كه آن را از جانب خدا برگشتى نباشد، پروردگارتان را اجابت كنيد. آن روز نه براى شما پناهى و نه برايتان [مجال‌] انكارى هست.

فَإِنْ أَعْرَضُوا۟ فَمَآ أَرْسَلْنَٰكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا ٱلْبَلَٰغُ ۗ وَإِنَّآ إِذَآ أَذَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِنَّا رَحْمَةًۭ فَرِحَ بِهَا ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ كَفُورٌۭ

پس اگر روى برتابند، ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‌ايم. بر عهده تو جز رسانيدن [پيام‌] نيست، و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانيم، بدان شاد و سرمست گردد، و چون به [سزاى‌] دستاورد پيشين آنها، به آنان بدى رسد، انسان ناسپاسى مى‌كند.

لِّلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۚ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَٰثًۭا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ

فرمانروايى [مطلق‌] آسمانها و زمين از آنِ خداست؛ هر چه بخواهد مى‌آفريند؛ به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مى‌دهد.

أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًۭا وَإِنَٰثًۭا ۖ وَيَجْعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًا ۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۭ قَدِيرٌۭ

يا آنها را پسر[ان‌] و دختر[انى‌] توأم با يكديگر مى‌گرداند، و هر كه را بخواهد عقيم مى‌سازد. اوست داناى توانا.

۞ وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَآئِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًۭا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِۦ مَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ عَلِىٌّ حَكِيمٌۭ

و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد جز [از راه‌] وحى يا از فراسوى حجابى، يا فرستاده‌اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نمايد. آرى، اوست بلندمرتبه سنجيده‌كار.

وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ رُوحًۭا مِّنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنتَ تَدْرِى مَا ٱلْكِتَٰبُ وَلَا ٱلْإِيمَٰنُ وَلَٰكِن جَعَلْنَٰهُ نُورًۭا نَّهْدِى بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّكَ لَتَهْدِىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ

وهمين گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى كرديم. تو نمى‌دانستى كتاب چيست و نه ايمان [كدام است؟] ولى آن را نورى گردانيديم كه هر كه از بندگان خود را بخواهيم به وسيله آن راه مى‌نماييم، و به راستى كه تو به خوبى به راه راست هدايت مى‌كنى.

صِرَٰطِ ٱللَّهِ ٱلَّذِى لَهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۗ أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلْأُمُورُ

راه همان خدايى كه آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ اوست. هش‌دار كه [همه‌] كارها به خدا بازمى‌گردد.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source