‹ موضوع‌ها‹ Explore اکرام مهمانHonoring Guest

اکرام مهمانHonoring Guest

این صفحه برای مرور موضوعی «اکرام مهمان» تنظیم شده و نگاه آن توصیفی و آیه‌لنگر است. تمرکز اصلی بر جایگاه این موضوع در حوزهٔ روابط اجتماعی و ارتباط آن با کلیدواژه‌هایی مانند «اکرام» و «مهمان» است. گزینش آیات از میان نامزدهای ورودی انجام شده و یادداشت‌ها تنها نسبت هر آیه با موضوع را نشان می‌دهند. این متن وارد نقل آیه یا شرح تفصیلی نمی‌شود و برای جست‌وجو و مقایسهٔ سریع در صفحهٔ موضوعی طراحی شده است.

This page is organized as a thematic guide to "Honoring Guest". Its perspective is guide-level metadata rather than verse-by-verse interpretation. Selected references come from the input candidates, with loosely related items left out. The notes show how each verse relates to the topic so users can scan, study, and compare related passages more quickly.

اکراممهمانروابط اجتماعیعدلقسطhonoringguestsocial relationsjusticeequity
هود · ۷۸ ›

وَجَآءَهُۥ قَوْمُهُۥ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ ۚ قَالَ يَٰقَوْمِ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِى هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ ۖ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِى ضَيْفِىٓ ۖ أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌۭ رَّشِيدٌۭ

و قوم او شتابان به سويش آمدند، و پيش از آن كارهاى زشت مى‌كردند. [لوط] گفت: «اى قوم من، اينان دختران منند. آنان براى شما پاكيزه‌ترند. پس از خدا بترسيد و مرا در كار مهمانانم رسوا مكنيد. آيا در ميان شما آدمى عقل‌رس پيدا نمى‌شود؟»

الحجر · ۵۱ ›

وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ

و از مهمانان ابراهيم به آنان خبر ده،

الحجر · ۶۸ ›

قَالَ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيْفِى فَلَا تَفْضَحُونِ

[لوط] گفت: «اينان مهمانان منند، مرا رسوا مكنيد،

الحجر · ۷۰ ›

قَالُوٓا۟ أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ ٱلْعَٰلَمِينَ

گفتند: «آيا تو را [از مهمان كردن‌] مردم بيگانه منع نكرديم؟»

الكهف · ۷۷ ›

فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَيَآ أَهْلَ قَرْيَةٍ ٱسْتَطْعَمَآ أَهْلَهَا فَأَبَوْا۟ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًۭا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُۥ ۖ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًۭا

پس رفتند تا به اهل قريه‌اى رسيدند. از مردم آنجا خوراكى خواستند، و[لى آنها] از مهمان نمودن آن دو خوددارى كردند. پس در آنجا ديوارى يافتند كه مى‌خواست فرو ريزد، و [بنده ما] آن را استوار كرد. [موسى‌] گفت: «اگر مى‌خواستى [مى‌توانستى‌] براى آن مزدى بگيرى.»

المؤمنون · ۲۹ ›

وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِى مُنزَلًۭا مُّبَارَكًۭا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْمُنزِلِينَ

و بگو: «پروردگارا، مرا در جايى پربركت فرود آور [كه‌] تو نيكترين مهمان‌نوازانى.»

الذاريات · ۲۴ ›

هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ ٱلْمُكْرَمِينَ

آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد؟

القمر · ۳۷ ›

وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ

و از مهمان‌[هاى‌] او كام دل خواستند، پس فروغ ديدگانشان را سترديم و [گفتيم:] «[مزه‌] عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد.»