«مؤمنون» (۲۳)
سال نزول
سوره مؤمنون از جمله سوره هائی است که در نیمه اول دوران مکه نازل شده است. مطابق جدول کتاب «سیر تحول قرآن» یازده آیه اول این سوره که شرح ویژگی مؤمنان است، و نام سوره از آن اقتباس شده، مربوط به سال سوم بعثت و بقیه آیات آن مربوط به سال پنجم بعثت میباشد.
تقسیمات سوره
اگر خواسته باشیم بر حسب محتوی و مضمون قسمتهای مختلف سوره، آن را تجزیه و تفکیک نمائیم میتوانیم به بخشهای ذیل برسیم:
۱- آیات ۱-۱۱ - این قسمت که ذیل عنوان «قد افلح المؤمنون» اوصاف برگزیده انسانهای رشد یافته را به ترتیب ذکر میکند، در آغاز سوره قرار گرفته و گوئی هدف و برنامه یا الگو و مدل قابل پیروی انسان را نصب العین میسازد. این آیات با هفت بار تکرار کلمه «الذین»، وظائف فردی و اجتماعی انسان را که تضمین کننده رستگاری (فلاح) او میباشد بیان میکند.
۲- آیات ۱۲-۱۶ (۵ آیه) - این چند آیه اختصاص به خلقت نوع انسان دارد و آیه معروف «…فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحْسَنُ ٱلْخَٰلِقِينَآیهٔ ۱۴» که شاه بیت آیات آفرینش به شمار میرود، در همین قسمت (آیه ۱۴) قرار دارد. در این آیه ۵ بار کلمه خلق تکرار شده که در سراسر قرآن بی نظیر است (ثُمَّ خَلَقْنَا ٱلنُّطْفَةَ عَلَقَةًۭ فَخَلَقْنَا ٱلْعَلَقَةَ مُضْغَةًۭ فَخَلَقْنَا ٱلْمُضْغَةَ عِظَٰمًۭا فَكَسَوْنَا ٱلْعِظَٰمَ لَحْمًۭا ثُمَّ أَنشَأْنَٰهُ خَلْقًا ءَاخَرَ ۚ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحْسَنُ ٱلْخَٰلِقِينَآیهٔ ۱۴). پس از بیان مراحل مختلف خلقت انسان،
در دو آیه بعد قطعیت مرگ او را پس از طی این مراحل (با به کار بردن حروف تأکید آن و لام) در آیه: ثُمَّ إِنَّكُم بَعْدَ ذَٰلِكَ لَمَيِّتُونَآیهٔ ۱۵ و حتمیّت برانگیختن او را تأکید میکند (ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ تُبْعَثُونَآیهٔ ۱۶). قرار گرفتن این آیات به دنبال مقدمه توصیفی مؤمنین، بازگشتی است به آغاز آفرینش انسان و نقل منزلگاه هائی که این موجود از عدم تا آراستگی به قامت فعلی طی کرده است، برای آنکه مغرور نشود و به یاد آورد که خالقش از کجا تا به اینجا او را پرورش داده.
۳- آیات ۱۷-۲۲ (۶ آیه) - به دنبال بیان خلقت نوع انسان، اینک در این سری آیات از خلقت آسمانهای هفتگانه (طبقات جو زمین) که جنبه سیر حفاظتی از حیات مستقر در زمین را در برابر اجرام سماوی و اشعههای کشنده کیهانی و خورشیدی دارد، سخن میگوید. پیدایش جو که در دو مرحله زمانی انجام شده است، پوشش گلخانه ای برای زمین ایجاد نموده موجب میشود هوا و حرارت آن محفوظ بماند و رطوبت و بخارات آن به صورت باران به اندازه (نه سیل آسا و تخریبی) حیات گیاهی و حیوانی را مشروب نماید. آنگاه به زمین آنچنان خصوصیتی بخشید که آبرا در عمق قابل استفاده ای در سفرههای زیرزمینی خود خزینه ساخته به تدریج در فصل گرما به صورت چشمه و رودخانه خارج سازد. در حالیکه اگر زمین غیرقابل نفوذ بود، آب جاری آثار حیات را در سطح زمین میشست و در فصل گرما و تشنگی رطوبتی نداشت. اگر هم زمین یکسره از طبقات قابل نفوذ آبرفتی تشکیل شده بود و لایه ایتی سخت (آمیر مآبل) نمیداشت، به آب های تحت الاراضی دسترسی پیدا نمیشد و حیات به خاموشی میگراید. آنگاه آبی را که در سفرههای زمینی (فاسکنّاه فی الارض) ذخیره ساخته، از طریق رودخانه و چشمه وسیله پیدایش انواع درختان بلند و بوتههای کوتاه قرار داد (فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِۦ جَنَّٰتٍۢ مِّن نَّخِيلٍۢ…آیهٔ ۱۹ و اعناب... ) که انسان از میوههای متنوع آنها روزی بخورد. حیات گیاهی خود موجب حیات چارپایانی میگردد که در مراتع و سبزه زارها لبنیات تازه برای انسان تهیه مینمایند (وَإِنَّ لَكُمْ فِى ٱلْأَنْعَٰمِ لَعِبْرَةًۭ ۖ نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِى بُطُونِهَا…آیهٔ ۲۱) و منافع بیشماری را موجب میشوند که از آن جمله تأمین
- انبیاء ۳۲ (وَجَعَلْنَا ٱلسَّمَآءَ سَقْفًۭا مَّحْفُوظًۭا ۖ وَهُمْ عَنْ ءَايَٰتِهَا مُعْرِضُونَسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۳۲) - نبأ ۱۲ (و بنیا فوقکم سیماً شداداً) ملک ۳ و نوح ۱۵ (…خَلَقَ سَبْعَ سَمَٰوَٰتٍۢ طِبَاقًۭا…سورهٔ ملک، آیهٔ ۳).
- سوره فصلت آیه ۱۱ و ۱۲ - …ثُمَّ ٱسْتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۹ و هی دخان... فَقَضَىٰهُنَّ سَبْعَ سَمَٰوَاتٍۢ فِى يَوْمَيْنِ…سورهٔ فصلت، آیهٔ ۱۲ و اوحی …فِى كُلِّ سَمَآءٍ أَمْرَهَا…سورهٔ فصلت، آیهٔ ۱۲ و …زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِمَصَٰبِيحَ…سورهٔ ملک، آیهٔ ۵ و حفظاً …ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِسورهٔ یس، آیهٔ ۳۸.
- مسئله سفرههای زیرزمینی را قرآن در آیات دیگری ذکر کرده است. از جمله: حجر ۲۲ (…فَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَسْقَيْنَٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمْ لَهُۥ بِخَٰزِنِينَسورهٔ حجر، آیهٔ ۲۲)، زمر ۲۱ (أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَسَلَكَهُۥ يَنَٰبِيعَ فِى ٱلْأَرْضِ…سورهٔ زمر، آیهٔ ۲۱).
- اشاره به اینکه در انعام برای شما «عبرت» است (ان …لَكُمْ فِى ٱلْأَنْعَٰمِ لَعِبْرَةًۭ…آیهٔ ۲۱...) بسیار آموزنده میباشد. انسانی که دنبال لغو و عبث است باید بداند حیوانات نیز محصول و هدفی دارند.
مؤمنون (۲۳) / ۱۳
گوشت برای تغذیه و امکان حمل و نقل میباشد.
۴- آیات ۲۳-۳۰ (۸ آیه) داستان نوح علیه السلام
پس از بیان اوصاف انسان ایده آل و ذکر مراحلی که از آغاز پیدایش بنی آدم در روی زمین گذشته و اشاره به انواع نعماتی که خداوند برای ادامه حیات این موجود از طریق استخدام سایر موجودات به او ارزانی داشته، اینک وارد بحثی تاریخی میشود و عکس العمل انسان را دربرابر خالق و رازق و پروردگار خویش از اولین تجربه نبوت یعنی بعثت نوح علیه السلام که هزار سال به طول انجامید، نشان میدهد.¹
این بخش که با آیه «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦٓ…سورهٔ هود، آیهٔ ۲۵» آغاز میگردد، همانند دو بخش سابق با حرف «و لقد» از فصول قبل و بعد خود جدا میشود (فصل ۲ - وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ…آیهٔ ۱۲... وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَآئِقَ…آیهٔ ۱۷) و در عین حال ارتباط ظریفی با آخرین کلمه آیه قبلی پیدا میکند. میدانیم پایان بخش فصل قبل آیه «وَعَلَيْهَا وَعَلَى ٱلْفُلْكِ تُحْمَلُونَآیهٔ ۲۲» بود که حمل و نقل با کشتی را ازجمله نعمات خدا شمرده بود. اکنون در این فصل مصداق تاریخی آشکاری از فایده کشتی را که وسیله ای برای نجات نوح و مؤمنین به او گشت، نشان میدهد.²
اولین آیه این قسمت اصلی ترین پیام حضرت نوح را که همان «توحید» میباشد، نشان میدهد. این امر ثابت میکند که حتی در دوره حضرت نوح مشکل اساسی بشر شرک و انحراف از توحید بوده است نه بی دینی و بی اعتقادی، انسان به طور فطری از قدیمی ترین ازمنه پیدایش خود، با پرستش زندگی میکرده و این اصل جزء لاینفک وجودش بوده است. اما به دلیل بی تقوائی و ظلم از این راه منحرف میشده است (... …مَا لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ…سورهٔ غافر، آیهٔ ۳۳ …غَيْرُهُۥٓ ۖ أَفَلَا تَتَّقُونَآیهٔ ۲۳). در این سری آیات چند نکته را به طور مشخص میتوان مورد توجه قرار داد:
۱- معمولاً ملّأ، یعنی اشراف و سرکردگان هر قوم در برابر هر فکر و فرهنگ انقلابی که منافع ظالمانه آنها را به خطر میاندازد جبهه گیری میکنند، ۲- این گروه همیشه به مردم چنین القاء مینمایند که او جز بشری عادی مثل خود شما نیست که قصد برتری جوئی دارد و اگر خدا میخواست فرشته ای را برای این کار مأمور میکرد. ۳- این مسئله امری من
- وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًۭا…سورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۱۴
- با توجه به آیه: فَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ أَنِ ٱصْنَعِ ٱلْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا…آیهٔ ۲۷... (به او وحی کردیم که کشتی را زیر نظر و مطابق با وحی ما بساز...) شاید بتوان نتیجه گرفت پایه صنعت کشتی سازی به صورت پیشرفته و دارای گنجایش برای حمل و نقل دریایی از طریق وحی الهی و از زمان نوح (ع) ریخته شده باشد و از آن پس این صنعت معمول شده است.
درآوردی است و ما در این مورد از پدرانمان چیزی نشنیده ایم. ۴- اصلاً او دیوانه است که چنین ادعایی مینماید پس باید با بی اعتنایی منتظر سرآمد کارش شد. ۵- در برابر تبلیغات منفی و مکر و کید ظالمین، نوح تنها به خدا توکل مینماید و از او نصرت میجوید که جزئیات امداد الهی را دنباله آیات نقل مینماید. ۶- تمامی این جریانات وسیله ای برای ابتلاء انسان و آماده شدنش برای طی طریق به سوی کمال میباشد (ان فی ذلك لایات و ان کناً لمبتلین).
۵- آیات ۳۱ تا ۵۰ (۲۰ آیه) ادامه سیر ارسال رسولان تا دوران موسی و عیسی (علیهم السلام)
این بخش خود به ۴ قسمت فرعی که هرکدام با حرف «ثم» شروع میشوند منقسم میگردد:
قسمت اول با آیه ۳۱: «ثُمَّ أَنشَأْنَا مِنۢ بَعْدِهِمْ قَرْنًا ءَاخَرِينَآیهٔ ۳۱» آغاز میگردد. شامل ۱۱ آیه
| دوم | ۴۲ | قروناً | ۲ |
|---|---|---|---|
| سوم | ۴۴ | ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا…آیهٔ ۴۴... | ۱ |
| چهارم | ۴۵ | ثم ارسلنا موسی و هارون... | ۵ |
قسمت اول که نسبتاً مفصل و شامل یازده آیه میباشد، سرگذشت نسل بعدی مردم معاصر نوح، یعنی نجات یافتگان از طوفان را نقل میکند. در این قسمت بدون آنکه نام پیامبری که به سوی این مردم ارسال شده ذکر گردد ۱ عکس العمل مردم را در برابر پیام توحیدی او نقل میکند، عبارات تقریباً مشابه تجربه قبلی، یعنی مردم زمان نوح میباشد؛ تأکید بر توحید، تقوی، کفر و ناسپاسی مردم، مخالفت ملاً، انکار اطاعت از «بشر»ی عادی و طلب یاری رسول از خدا و سرانجام آمدن نصرت الهی و هلاکت قوم... با این تفاوت که در این قسمت، تکذیب «آخرت» اضافه میشود و ایرادها عمدتاً متوجه این وعده رسول میگردد:
أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنتُمْ تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَنَّكُم مُّخْرَجُونَ ۞ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ إِنْ هِىَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَآیات ۳۵–۳۷
مشكل اصلی برای این مردم همانطور که آیه فوق نشان میدهد، ناباوری نسبت
- از ظاهر آیات با نشانههایی که داده، میتوان حدس زد این پیامبر باید «هود» علیه السلام باشد که بر قوم عاد مبعوث گشت.
مؤمنون (۲۳) / ۱۵
به ملاقات خدا، خروج از قبر و بعثت روز قیامت میباشد که نسبت به ایرادات مردم زمان نوح تفصیل بیشتری پیدا کرده است، گویا در زمان نوح که همزمان با دوران طفولیت نوع انسان بوده، درک مسئله قیامت برای بشر مشکل بوده و به این دلیل به اجمال و خلاصه بیان شده است. علاوه بر این، در این قسمت اتهام «افتری» هم به رسول داده میشود. به این قصد که حرفهای او را ساخته شخصی معرفی نمایند (إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ…آیهٔ ۳۸).
قسمت دوم که با آیه «ثُمَّ أَنشَأْنَا مِنۢ بَعْدِهِمْ قُرُونًا ءَاخَرِينَآیهٔ ۴۲» آغاز میگردد، تداوم مسائل فوق را در نسلهای بعدی نشان میدهد (به جای کلمه قرن در آیه ۳۱ کلمه قرون در اینجا آمده است). این امتها مشمول همان قوانین بوده از سرآمد اجل خود نه پیش و نه پس.
افتادهاند.
قسمت سوم (آیه ۴۴) استمرار و پیوستگی ارسال رسولان را در بستر تاریخ با تکذیب امتها نشان میدهد. همه این امتها از یک سرنوشت تبعیت کردند و هرکدام داستان و عبرتی برای آیندگان گشتند (ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا…آیهٔ ۴۴ کلما …جَآءَ أُمَّةًۭ رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ…آیهٔ ۴۴ فاتبعنا) …بَعْضَهُم بَعْضًۭا وَجَعَلْنَٰهُمْ أَحَادِيثَ ۚ فَبُعْدًۭا لِّقَوْمٍۢ لَّا يُؤْمِنُونَآیهٔ ۴۴).
چهارمین قسمت در سلسله تکامل نبوات، به رسالت موسی و هارون (علیهم السلام) و به دنبال موسی، در همان امت به رسالت حضرت عیسی (ع) اشاره میکند. در این مرحله امت تشکیل شده است و این دیگر قوم نیست که او را تکذیب میکند، بلکه دستگاه ملّا و مترفین در سازمان پیشرفته و گستردهای به شکل نظام فرعونی درآمده که مردم را اسیر و برده خود ساخته است. در این مرحله از رشد نوع بشر، که سازمانهای اجتماعی و حکومتی پیشرفته و شهرنشینی و روابط گسترده اجتماعی پدید آمده، قانون و مقررات مورد نیاز میباشد. بنابر این حضرت موسی «کتاب» را به عنوان قانون و ضابطه برای هدایت مردم میآورد (و لقد اتینا) …مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَآیهٔ ۴۹) و حضرت عیسی (ع) آن را تأیید و تصدیق مینماید.۲ ایتاه کتاب به رسولان، سرفصل جدید و حلقه مهمی در سلسله رسولان میباشد.
- نکته مهم اینکه هم منکرین حضرت نوح خود را خداشناس تر میدانستند و برای تکذیب حضرت نوح میگفتند: …وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَٰٓئِكَةًۭ…آیهٔ ۲۴... و هم منکرین رسول بعدی میگفتند «إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ…آیهٔ ۳۸»، گویا همیشه مذهب منحرف شده علیه مذهب خالص و پیام تازه مبارزه میکرده است. آنچنانکه بنی اسرائیل با رسالت حضرت عیسی (ع) مقابله میکنند.
- اینکه در آیه ۵۰ (وَجَعَلْنَا ٱبْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُۥٓ ءَايَةًۭ…آیهٔ ۵۰) فقط به آیه بودن این دو انسان برگزیده اشاره شده نه به رسالت حضرت عیسی، نشان میدهد این برنامه همان تصحیح و تداوم خط منحرف شده حضرت موسی (ع) بوده است.المؤمنون · آیه ۵۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
وَجَعَلْنَا ٱبْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُۥٓ ءَايَةًۭ وَءَاوَيْنَٰهُمَآ إِلَىٰ رَبْوَةٍۢ ذَاتِ قَرَارٍۢ وَمَعِينٍۢ
و پسر مريم و مادرش را نشانهاى گردانيديم و آن دو را در سرزمين بلندى كه جاى زيست و [داراى] آب زلال بود جاى داديم.
۶- آیات ۵۱-۵۴ (۵ آیه) امت واحد رسولان
آیات این بخش خطاب به رسولان آغاز میشود. ابتدا در برابر انتظاری که مردم معاصر آنها از ارسال ملئکه به عنوان رسول داشتند و نمیتوانستند بشری عادی همانند خود را به عنوان رسول خدا بپذیرند، خداوند حکیم برای آنکه فرستادگانش به خاطر این انتظار و تصور مردم رفتاری زاهدانه و غیرمتعارف درپیش نگیرند فرمانشان میدهد: یا ایها …ٱلرُّسُلُ كُلُوا۟ مِنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ…آیهٔ ۵۱ و اعملوا صالحاً انی بما تعملون بصیره. آنگاه امتهای پی درپی را یک امت معرفی کرده و رسولان را به عنوان معلمين کلاسهای مختلف این مدرسه قرار میدهد (وَإِنَّ هَٰذِهِۦٓ أُمَّتُكُمْ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ وَأَنَا۠ رَبُّكُمْ فَٱتَّقُونِآیهٔ ۵۲) ولى پیروان رسولان مختلف، به جای آنکه احساس همکلاسی یا همدرسه ای کنند، با همکیشان خود یا پیروان شریعتهای دیگر بنای ناسازگاری و تفرقه گذاشته و هرکدام به سهمی از حقيقت که میپنداشتند به آن دسترسی پیدا کردهاند میبالیدند. (فَتَقَطَّعُوٓا۟ أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًۭا ۖ كُلُّ حِزْبٍۭ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَآیهٔ ۵۳).
۷- آیات ۵۵ تا ۹۱ (۳۷ آیه) عملکرد کافرین دوران پیامبر اسلام
این بخش که مفصل ترین قسمت سوره بوده و از مسائل تکوینی و تاریخی به مسائل جاری امت همزمان رسول اکرم (ص) تغییر مطلب میدهد، خود به چند قسمت فرعی قابل تقسیم است:
الف: آیات ۵۵ تا ۶۲ - در این قسمت اشتباه انسان را در ارزش پنداشتن ثروت و قدرت (مال و بنین) نشان میدهد. این مسئله ای است که در طول تاریخ همواره باعث فخرفروشیها و ایجاد طبقات شریف و وضعی گشته است. درحالیکه اختلاف انسانها وسیله ابتلاء آنهاست نه اینکه خداوند استثناء و تبعیضی برای بند گانش قائل شده باشد. در این سری آیات نشان داده میشود کسانی توفیق پیشتازی در خیرات را پیدا میکنند که... (آیات ۵۵ تا ۶۱) و توفیق در این امور درحد استطاعت و توانائی انسان میباشد. چرا که خداوند استعدادهای فرق العاده به او بخشیده است (وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا…آیهٔ ۶۲...).
ب - آیات ۶۳ تا ۷۷ - آیات این بخش مشخصات کافرین دوران اسلام را نشان میدهد؛ دل های اینها یکسره و به کلی از حقایق الهی پوشیده شده است به طوریکه فقط با مشاهده عذاب بیدار میشوند، در اینجا به ۴ برهان برای محکوم کردن آنها استناد میشود:
۱- عدم تدبر در قرآن. ۲- انکار رسولی که امانت و صداقت او به طور تجربی برای آنها آشکار بوده. ۳- اتهام دیوانگی به کسی بستن که برای آنها حق را مطرح ساخته و انتظار داشتن پیروی حق از خواستههای ایشان.
۴- عدم درک این مسئله که رسول برای ابلاغ رسالت خود مزدی از آنها نخواسته است.
مؤمنون (۲۳) / ۱۷
با وجود اینکه رسول آنها را به راه مستقیم دعوت میکند (و انک لت دوهم الی صراط المستقیم)، آنها چون به آخرت ایمان ندارند، از این راه کناره میگیرند (وَإِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَٰكِبُونَآیهٔ ۷۴). نه اینکه نعمت هدایت و ارشاد آنها را بیدار نمیکند، بلکه رحمت خدائی و رفع گرفتاری و بیچارگی هم از خیرگی و سرگردانی در طغیان خارجشان نمیسازد (…وَلَوْ رَحِمْنَٰهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّۢ لَّلَجُّوا۟ فِى طُغْيَٰنِهِمْ يَعْمَهُونَآیهٔ ۷۵). با اینکه به عذابهای دنیائی گرفتار میشوند، از تکبر و فخرفروشی دست برنمیدارند و استکانت و تضرع پیدا نمیکنند (وَلَقَدْ أَخَذْنَٰهُم بِٱلْعَذَابِ فَمَا ٱسْتَكَانُوا۟ لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَآیهٔ ۷۶). تا اینکه خداوند درهای نعمت خود را به روى آنها باز میکند تا وقتی که خوب مست قدرت و ثروت شدند، مأیوسشان میکند (حَتَّىٰٓ إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًۭا ذَا عَذَابٍۢ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَآیهٔ ۷۷).
۸- آیات ۷۸ تا ۹۲ - در این بخش ابتدا در سه آیه که با جمله «و هو الذی...» شروع میشود، کافران را متوجه نعمتهای خداوند و ربویت او مینماید شاید تعقل کنند. آنگاه گفتار آنها را در انکار قیامت، که همانند گفتار نسلهای قبل است، بازگو میکند، گوئی با گذشت هزاران سال این مردم هنوز رشدی نکردهاند. به دنبال این مقدمات در ۷ آیه بعد در قالب مجادله و بحث دو طرفه ای، مطالبی را به رسول خود فرمان میدهد تا به آنها بگوید و پاسخ آنها را چون واضح و قطعی است خود نقل کند. (در آیات ۸۱ تا ۹۷ - هشت بار فرمان «قل» و جمعاً ۱۴ بار مشتقات این کلمه به کار رفته است که اهمیت برقرار کردن رابطه منطقی دو طرفه میان رسول و مردم را ثابت میکند).
در آیات ۹۳ تا ۹۷ مخاطب، شخص رسول اکرم است که به او فرمان داده میشود اولاً دعا کند هنگام تحقق وعده الهی بر عذاب قوم، در جرگه «ظالمین» قرار نگیرد. ثانیاً در برابر بد گوئیها و بدرفتاریهای آنها به زیباترین وجه عکس العمل نشان دهد (بهطوریکه بدیهای آنها را با نیکی جبران و تبدیل نماید)، ثالثاً در ادامه این رسالت همواره از شر شیطان به خدا پناه ببرد. این مطلب در واقع پایان بخش قسمت ۷ یعنی عملکرد کافرین دوران پیامبر اسلام میباشد.
۹- آیات ۹۹-۱۱۴ (۱۶ آیه) بحث قیامت آیات این بخش مرحله مرگ و دوران برزخ تا روز بعثت و صحنههای روز قیامت را نشان میدهد که به کلی سیاق مستقلی نسبت به آیات قبل دارد. در این بخش مناظری از محکمه الهی و سنجش اعمال را نشان میدهد و اعترافات ظالمین را بر گمراه بودن خود و آرزویشان را برای بازگشت به دنیا نقل میکند. از طرف دیگر رستگاری بندگان مؤمن را، که در دنیا چشم به مغفرت و رحمت الهی داشتند، تأکید میکند و بهشت را به عنوان جزای
آنها قرار میدهد.
در پایان این قسمت ناگهان گفتاری را نقل میکند که به نظر میرسد مانع اصلی نیل به این فوز و فلاح بوده است و آن چیزی جز تصور غیرممکن و دوربودن زمانی قیامت نمیباشد. در روز قیامت وقتی به کافران گفته میشود چقدر (در قبر) درنگ کرده اید؟ همگی پاسخ خواهند داد یک روز یا قسمتی از یک روز! در حالیکه با نسبی بودن زمان، این مدت کمتر از تصور آنها هم بوده است.
۱۰ - آیات ۱۱۵-۱۱۸ نتیجه گیری
۴ آیه آخر سوره را میتوان به عنوان جمع بندی و نتیجه گیری سوره تلقی کرد؛ در اولین آیه آن بر عبث نبودن خلقت و هدفداری و رجعت آن به سوی خدا اشاره میکند (أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَٰكُمْ عَبَثًۭا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَآیهٔ ۱۱۵). مسئله هدفدار بودن زندگی انسان را در گرایش از لغو (وَٱلَّذِينَ هُمْ عَنِ ٱللَّغْوِ مُعْرِضُونَآیهٔ ۳) و عبرت گیری از انعام که وجودشان یکسره خير و خدمت برای انسانهاست (و ان …لَكُمْ فِى ٱلْأَنْعَٰمِ لَعِبْرَةًۭ…آیهٔ ۲۱...) در آیات ۳ و ۲۱ قبلاً مورد اشاره قرار داده بود. در مورد رجعت نیز علاوه بر آیه فوق در آیات ۶۰ و ۹۹ به این موضوع عنايت شده است، یک بار در مورد مؤمنین که در حیات دنیا چنین اعتقادی داشتند (وَٱلَّذِينَ يُؤْتُونَ مَآ ءَاتَوا۟ وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَىٰ رَبِّهِمْ رَٰجِعُونَآیهٔ ۶۰) و یک بار در مورد ظالمين که روز قیامت وقتی به سوی خدا رجعت میکنند، تمنای رجعت به سوی دنیا مینمایند (حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ ٱلْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ٱرْجِعُونِآیهٔ ۹۹).
آیه بعدی به این بخش (فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ ٱلْمَلِكُ ٱلْحَقُّ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلْعَرْشِ ٱلْكَرِيمِآیهٔ ۱۱۶)، برتری و تعالی خدا را از آنچه بشر در طول تاریخ تصور کرده نشان میدهد و او را به صفت مالکیت به حق (نه باطل و عبث) و ربوبیت و تدبير عرش که همان سیستم و نظام حاکم بر عالم است توصیف مینماید. همانطور که در مباحث تاریخی این سوره مشاهده کردیم، آنچه مورد تکذیب و ایراد منکرین در ادوار مختلف تاریخ بوده همین چهار مسئله به شمار میرفته است:
۱- مالکیت خدا بر زندگی و حیات ما. میدانیم که منحرفین از توحید همواره برای فرشتگان، بت ها، جن ها، قديسين و جباران قائل به مالکیت عالم انسانها بوده و «الله» را رب الارباب و مالک خدایان میدانستهاند.
۲- حق بودن آفرینش. خلقت انسان برخلاف تصور کافرین بیهوده و عبث و باطل نیست بلکه با اعتقاد به قیامت، زندگی دنیائی مقدمه ای برای حیات جاودان دیگر میباشد. چون خدا حق است (ملک الحق) کارهای او مثل پادشاهان باطل و هوس نمیباشد، بلکه
آنچه از حق نشئت گرفته لاجرم حق میباشد.
۳- نفی خدایان. (لاله الاهو). در مباحث تاریخی سوره دیدیم که همواره اولین پیام رسولان دعوت انسانها به توحید و اعراض از شرک بوده است (درمود نوح: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦ فَقَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥٓ ۖ أَفَلَا تَتَّقُونَآیهٔ ۲۳ - درمورد هود: فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًۭا مِّنْهُمْ أَنِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥٓ ۖ أَفَلَا تَتَّقُونَآیهٔ ۳۲).
۴- اثبات ربوبیت. (…هُوَ رَبُّ ٱلْعَرْشِ ٱلْكَرِيمِآیهٔ ۱۱۶). همانطور که در سابق اشاره کردیم کافرین منکر وجود «الله» نبودند، بلکه ربوبیت او را که به معنای اداره تمامی امور عالم به خصوص عالم انسانها باشد، منکر بودند. و او را به صفت رحمن و رحیم که از آن اقاضه دائمی رحمت به همه موجودات و ازجمله انسان مستفاد میشود و امکان ارتباط انسان با خدا را از طریق صلوة ثابت میکند، نمیشناختند. بنابراین در انتهای آیه فوق ربوبیت بر عرش عالم را که به معنای تسلط بر کل سیستم و نظام هستی میباشد و عالم انسانها جزئی از آن است بیان میکند.
در سومین آیه این بخش (وَمَن يَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَٰنَ لَهُۥ بِهِۦ فَإِنَّمَا حِسَابُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦٓ ۚ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلْكَٰفِرُونَآیهٔ ۱۱۷) به چند مسئله اشاره میکند: ۱- بی دلیل و منطق بودن شرک در کلیه وجوه و ابعاد آن. ۲- حساب هر انسانی نزد خدا محفوظ است. بنابر این در روز قیامت به دلیل شرک مورد عقاب قرار میگیرد. ۳- راه رستگاری انسان همانطور که در اولین آیه این سوره گفته شده، ایمان به خدا با التزام به وظائف فردی و اجتماعی در سایه توحید است (قد افلح المؤمنون الذین...) و اکنون در پایان سوره بار دیگر به مسئله «فلاح» که باید هدف انسان باشد، اشاره میکند و نشان میدهد کفر انسان را به رستگاری نمیرساند.
آخرین آیه این سوره (وَقُل رَّبِّ ٱغْفِرْ وَٱرْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ ٱلرَّٰحِمِينَآیهٔ ۱۱۸) که خطاب به رسول اکرم است، درواقع بازگشت به کلامی است که در آیه ۱۰۹ در شأن بندگان واقعی خداوند که به فوز و رستگاری رسیدهاند، گفته شده است (إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٌۭ مِّنْ عِبَادِى يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلرَّٰحِمِينَآیهٔ ۱۰۹). چون تأکید شده که این گروه به رستگاری نائل شدهاند (إِنِّى جَزَيْتُهُمُ ٱلْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوٓا۟ أَنَّهُمْ هُمُ ٱلْفَآئِزُونَآیهٔ ۱۱۱) بنابر این رسول اکرم و هر مسلمانی باید از خدا غفران و رحمت طلب نمایند.
إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٌۭ مِّنْ عِبَادِى يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلرَّٰحِمِينَ
در حقيقت، دستهاى از بندگان من بودند كه مىگفتند: «پروردگارا، ايمان آورديم. بر ما ببخشاى و به ما رحم كن [كه] تو بهترينِ مهربانى.»
اسماء الحسنى
در این سوره نام جلاله «الله» فقط ۱۳ بار تکرار شده است. در صورتیکه نام رب (به صورت مستقل یا مضاف) جمعاً ۲۳ بار به کار رفته که دلالت بر تأکید بیشتر سوره روى
موضوع ربوبيت (و نه الوهیت) مینماید. اصولاً سوره هائی که مطالب آن در رابطه با کفار و مشرکین است، عموماً چنین حالتی دارند. درصورتی که سوره هائی که مخاطب آن مؤمنین هستند (مثل انفال، حج و...) روی نام جلاله «الله» تأکید دارند. علاوه بر «الله» و «رب»، نامهای نیکوی ذیل در این سوره آمده است.
آیه ۱۴ - احسن الخالقین آیه ۹۱ - عالم الغیب و الشهاده ۵۱ - علیم ۱۰۹ و ۱۱۸ - خیرالراحمین. ۷۲ - خیر الرازقین …ٱلْمَلِكُ ٱلْحَقُّ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ ٱلْعَرْشِ ٱلْكَرِيمِآیهٔ ۱۱۶
آهنگ انتهایی آیات
از ۱۱۸ آیه این سوره به استثنای ۴ آیه آن که ذیلاً عنوان میشود، بقیه با حرف «ن» ختم شدهاند و این ۴ آیه با حرف «م» ختم میشوند:
آیه ۵۱ - …إِنِّى بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌۭآیهٔ ۵۱ آیه ۸۶ - …وَرَبُّ ٱلْعَرْشِ ٱلْعَظِيمِآیهٔ ۸۶. ۷۲ - انک …لَتَدْعُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢآیهٔ ۷۳ ۱۱۶ - ۵ الکریم.
از آنجایی که موضوع علم خدا بر جزئیات اعمال رسولان، صراط مستقیمی که نوع بشر در طول تاریخ به آن دعوت شدهاند، همچنین مسئله ربوبيت بر عرش، که حاکمیت و تدبير نظام و سیستم آفرینش را میرساند، از عمدهترین مسائل کلیدی سوره میباشند، به نظر میرسد این تغییر آهنگ در انتهای آیههای فوق به وجود آمده است تا توجه خواننده را به خود جلب نماید (الله اعلم).
واژههای کلیدی
علاوه بر کلماتی که در فصول گذشته مورد بررسی قرار گرفت، چند واژه دیگر نیز اهمیت اساسی در این سوره دارند. ازجمله:
۱ - خلق - مشتقات این کلمه جمعاً ۱۰ بار در سوره مؤمنون به کار رفته است که ۸ مورد آن در آیات ۱۲ تا ۱۷ قرار گرفته و ۲ مورد دیگر در آیه ۹۱ (…وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنْ إِلَٰهٍ ۚ إِذًۭا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهٍۭ بِمَا خَلَقَ…آیهٔ ۹۱) و آیه ۱۱۵ که عنوان نتیجه گیری دارد (أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَٰكُمْ عَبَثًۭا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَآیهٔ ۱۱۵).
مَا ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ مِن وَلَدٍۢ وَمَا كَانَ مَعَهُۥ مِنْ إِلَٰهٍ ۚ إِذًۭا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَٰهٍۭ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ ۚ سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
خدا فرزندى اختيار نكرده و با او معبودى [ديگر] نيست، و اگر جز اين بود، قطعاً هر خدايى آنچه را آفريده [بود] باخود مىبرد، و حتماً بعضى از آنان بر بعضى ديگر تفوّق مىجستند. منزه است خدا از آنچه وصف مىكنند.
۲ - ظالمین - مشتقات این کلمه ۶ بار در سوره به کار رفته است که نشان میدهد محکومیت کافرین به دلیل ظلم آنها بوده است نه صرفاً به خاطر عقیده ذهنی.
۳ - حق - موضوع «حق» که ۷ بار در سوره تکرار شده از مسائل زیربنائی مورد توجه آن میباشد (آیات ۴۱- ۷۰- ۷۱- ۹۰- ۴۱).
۱۰
مؤمنون (۲۳) / ۲۱
(سورههای ۳، ۷، ۵، ۲۸) بالاترین رقم را دارد. ۵- رجعت، آخرت، بعث، وعده - این کلمات که همگی دلالت بر بازگشت به سوی خدا و حیاتی دیگر مینماید جمعاً در ۱۳ آیه آمده است (آیات ۱۶- ۳۳- ۳۷- ۳۵- ۶۰- ۷۴- ۸۲- ۸۳- ۹۳- ۹۹- ۱۱۵- ۱۰۰).
عصاره خلاصه
با توجه به مطالب گفته شده در صفحات قبل، اکنون میتوانیم محور اصلی سوره را در چند خط بیان کنیم: این محور را در ۵ عنوان خلاصه مینماییم. ۱- طرح و برنامه، ۲- گذشته انسان، ۳- وضعیت فعلی، ۴- سرنوشت آینده، ۵- دستورالعمل برای تحقق طرح ایدهآل.
۱۱ آیه اول که توصیف مؤمنین است طرح و برنامه لازم برای رستگاری انسان ایدهآل را ترسیم مینماید و به دنبال آن منشأ پیدایش و مراحل تحولی خلقت انسان را با انواع نعمتهای خدائی بیان میکند - در قسمت دوم تاریخ گذشته نوع انسان را از دوران نوح تا عیسی (علیهم السلام) ورق میزند و انحرافات را نشان میدهد. در قسمت سوم به موضع گیریهای کافران زمان پیامبر اسلام میپردازد. در قسمت چهارم سرنوشت انسانهای نیک و بد را در روز قیامت نشان میدهد و بالاخره در قسمت پنجم خطاب به رسول اکرم توصیههایی برای نیل به فوز و فلاح مینماید.
ارتباط سورههای مؤمنون و نور (۲۴ و ۲۳)
سوره مؤمنون با توصیه به پیامبر برای توسل به مغفرت و رحمت ربویی ختم میشود (وَقُل رَّبِّ ٱغْفِرْ وَٱرْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ ٱلرَّٰحِمِينَآیهٔ ۱۱۸) و سوره نور پس از بیان مصداقی از مجرمیت و گناه در روابط نامشروع جنسی، همین دو صفت را نجات بخش توبه کاران اصلاح کننده معرفی مینمایند (إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۸۹)
به این ترتیب به نظر میرسد موضوع «مغفرت و رحمت» محور مشترک و مرتبط میان دو سوره باشد. جالب اینکه کمی عقبتر در سوره مؤمنون (آیه ۱۰۹) همین دعا و درخواست را از مؤمنین نقل مینماید (إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٌۭ مِّنْ عِبَادِى يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلرَّٰحِمِينَآیهٔ ۱۰۹) و آیات بعدی سوره نور نیز مکرر بر فضل و رحمت خداوند نسبت به بندگان و توبه پذیری و مغفرت او نسبت به گناهکاران تأکید مینماید (از جمله آیات ۱۰- ۱۴- ۲۰- ۲۱- ۲۲)
…وَلْيَعْفُوا۟ وَلْيَصْفَحُوٓا۟ ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ ٱللَّهُ لَكُمْ ۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌسورهٔ نور، آیهٔ ۲۲