«یونس» (۱۰)
سال نزول
سوره یونس را اغلب مفسرین مکی میدانند و برخی چند آیه آن را (بین یک تا سه آیه) مدنی نامیدهاند. مطابق جدول کتاب «سیر تحول قرآن»، آیات این سوره متشکل از دو گروه است که آیات ۱ تا ۷۱ آن در سال چهارم هجری در مدینه و آیات ۷۲ تا ۱۰۹ در سال ۱۱ بعثت در مکه نازل شده است.
این سوره اولین سوره از سورههای ششگانهای است که با حروف مقطعه «الر» به صورت مجموعه مرتبط و منسجمی پشت سرهم و در یک ردیف در قرآن قرار گرفتهاند. این سورهها که به ترتیب به نامهای: یونس، هود، یوسف، رعد، ابراهیم و حجر نامیده شدهاند همآهنگ با یکدیگر بوده، از نقش و رسالت پیامبران الهی در اقوام و ادوار مختلف تاریخی و سرنوشت مخاطبین آنها سخن میگویند.
محتوای سوره
نام این سوره خود کلید گشایندهای برای تشخیص محتوای آن است، بر خلاف تصور، در این سوره اصلاً داستان حضرت یونس (ع) و قوم او ذکر نشده است، بلکه تنها در یک آیه (آیه ۹۸) از قوم یونس به عنوان تنها قومی که مردمش (پس از تکذیب) ایمان آوردند و عذاب خوارکننده از آنان برداشته شد، ذکری به میان آمده است (فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ ءَامَنَتْ فَنَفَعَهَآ إِيمَٰنُهَآ إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّآ ءَامَنُوا۟ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ ٱلْخِزْىِ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢآیهٔ ۹۸)، بنابراین این سؤال مطرح میشود که چرا این سوره «یونس» نامیده شده است؟...
در ثلث آخر این سوره که پس از بیان مسائل کلی و زیربنائی به داستان انبیاء میرسد تنها از حضرت نوح (ع) به عنوان سرسلسله رسولان و حضرت موسی (و هارون) علیهم السلام به عنوان تکمیلکننده مرحلهای خاص از سیر نبوت اشاره میکند و در این میان پس از ذکر تکذیب اقوام، به عنوان استثنائی مشخص و ممتاز به قوم یونس (ع) اشاره میکند، گوئی همین استثناء مورد توجه قرآن بوده و به عنوان محوری در رابطه با مسائل کلیدی سوره مطرح گشته است، اتفاقاً مسئله کشف عذاب یا کشف ضُر (برداشتن عذاب و گرفتاری) سه بار در این سوره تکرار شده که از بقیه سورههای قرآن بیشتر است (آیات ۱۲-۹۸-۱۰۷).
به گفته مرحوم طباطبائی در المیزان: «این سوره را میتوان سوره تهدید به داوری و فیصله قطعی بین پیغمبر و امت نامید». اتفاقاً در مورد اقوام همدوره حضرت نوح (ع) نیز به مسئله هلاکت آنها در این سوره توجه و تأکید مشخصتری شده است تا بقیه جنبههای مربوط به داستان. قابل توجه است که موضوع قضای الهی در فیصله دادن اقوام مجرم و هلاکت آنها، در قالب فعل مجهول «قُضی» در این سوره چهار بار تکرار شده (آیات ۱۱-۱۹-۴۷-۵۴) که از سایر سورههای قرآن بیشتر است. همچنین کلمه «مجرمون» که ناظر به طبقه مقابل و مخالف رسولان است، در این سوره بالاترین رقم را دارد (آیات ۱۷-۵۰-۸۲) به این ترتیب این سوره با مطرح کردن پیام رسولان در دو زمینه مبدأ و معاد و ارائه نشانههائی از عظمت آیات الهی و ناپایداری دنیا، عکسالعمل منفی اقوام را در بیاعتنائی به انذار رسولان و لجاجت و سرسختی در برابر آنها که منتهی به هلاکت خودشان میشود بیان میکند.
علاوه بر محور فوق، محورهای دیگری نیز در این سوره وجود دارد که ویژگی ممتاز و مشخص آن را نشان میدهد. از جمله خصوصیت استدلالی و لحن جدلی آیات میباشد که در برابر اعتقادات منحرفانه مشرکین و دعاوی پندارگرایانه آنان بیان شده است. به این ترتیب سوره جلوهای اعتقادی (ایدئولوژیک) دارد و سراسر مشحون از منطق و دلیل و تعلیمات مبتنی بر تفکر و تعقل میباشد. از این نظر سوره «یونس» بسیار شباهت به سوره «انعام» دارد که ویژگی ممتاز آن (همانطور که قبلاً دیدیم) ارائه برهان و استدلال در زمینههای توحید و نبوت و معاد میباشد. نظریات استدلالی سوره «یونس» در برابر مشرکین مخالف رسول اکرم (ص) میباشد که علیرغم اعتقاد به «الله»، تدبیر عالم و زندگی خود را به دست فرشتگان، الهههای فرضی و بتها میپنداشتند و به این ترتیب از توحید و دین خالص دور شده بودند. قبل از این که به ویژگیهای مستقل و منحصر به فرد سوره یونس بپردازیم لازم است شباهتها و همآهنگیهای آن را با سوره انعام نشان دهیم. این شباهتها در کل قرآن وضعیت مشخص و ممتازی دارند.
۱- آزادی و اختیار انسان
از آنجایی که یکی از محورهای اساسی سوره، جدال اعتقادی با مشرکین میباشد (همانند سوره انعام)، برای آن که مبادا چنین توهم و تصور شود که رسالت مسلمانان قلع و قمع خشونتآمیز مشرکین و پاک کردن زمین از لوث وجود آنها است، به شدت بر اختیار و آزادی انسان در پذیرش دین و ملزومات آن تأکید میشود تا کسی فکر نکند با اکراه و اجبار میتوان حقی را به منکرین قبولاند.
در سوره انعام ۲۳ آیه به این امر اختصاص داشت و در این سوره ۱۵ آیه (۱۴٪ آیات) که تقریباً نسبت مساوی دارند و این نسبت از نظر آماری وضعیت استثنائی و ممتازی دارد. نکته جالب این که فرمان «قل» به رسول اکرم در رابطه با مشرکین و برای ارائه و القاء نظریات محکم توحیدی، ۲۴ بار در این سوره تکرار شده که بعد از سوره انعام (۴۴ مرتبه) در کل قرآن مقام دوم را دارد. این مطلب میرساند که رسالت قرآن فهماندن از طریق مکالمه است.
۲- شرک
مشتقات کلمه شرک در سوره انعام بالاترین رقم را در قرآن داشت (۲۹ کلمه) و در این سوره کلمه «شرکاء» ۶ بار تکرار شده که پس از سوره انعام ردیف دوم در قرآن میباشد. منظور از شرک، انواع پیرایهها و ناخالصیهائی است که در قالب «شرکاء» انسان را از توحید دور میکند.
۳- افترا
مشرکین در برابر منطق محکم و استدلال روشن رسول جوابی جز تکذیب و افترا نداشتند، آنها وحی و کتاب را بافتهشده (افترا) توسط پیامبر و سحر و جادو میدانستند، از این نظر در سوره یونس پس از سوره انعام و هود مشتقات کلمه افتراء بالاترین رقم را در قرآن دارد (۷ بار).
۴- کلمات مشترک
در ارتباط با موضوع مشترک هر دو سوره، که ارائه نظریات استدلالی پیرامون: توحید، نبوت و معاد میباشد، برخی کلمات در هر دو سوره کاربرد ویژهای یافتهاند. از جمله:
«لا یومنون» - زینت - آیات (تفصیل) - صراط مستقیم - جرم (سورههای یونس و هود و انعام بالاترین رقم را دارند) - «ولوشاء»
ویژگیهای مستقل و منحصر
حقّ و ظنّ - کلمه «حق» ۱۷ بار در سوره یونس به کار رفته که پس از سوره بقره (۱۹ بار) بیشترین تعداد را در مقایسه با سایر سورهها دارد. (باتوجه به این که حجم سوره بقره حدود ۳/۵ برابر سوره یونس است، به طور نسبی میتوان گفت از این نظر سوره یونس مشخصتر است). برای رسیدن به «حق»، هدایت و ایمان لازم است. در حالی که مشرکین به پندار و «ظن» تکیه میکنند. اتفاقاً مشتقات کلمه «ظن» نیز در این سوره بیش از سایر سورهها به کار رفته است (۶ بار). این مطلب نشان میدهد مسئله پیروی از «حق» در برابر پیروی از «ظن» و پندار، از محورها و موضوعات اصلی مطرحشده در سوره یونس در زمینه مسائل اعتقادی میباشد. مقصود از کلمه «حق» در این سوره متفاوت میباشد. گاهی به رب و مولی تعلق گرفته (…رَبُّكُمُ ٱلْحَقُّ…آیهٔ ۳۲ - …مَوْلَىٰهُمُ ٱلْحَقِّ…آیهٔ ۳۰) و گاهی به خلقت، وعده قیامت، کتاب و وحی و غیره.
(مثل: …مَا خَلَقَ ٱللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِٱلْحَقِّ…آیهٔ ۵ - …إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّۭ…آیهٔ ۵۵ - …قَدْ جَآءَكُمُ ٱلْحَقُّ…آیهٔ ۱۰۸). گاهی نیز به طور کلی مثل: …فَمَاذَا بَعْدَ ٱلْحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَٰلُ…آیهٔ ۳۲.
جالب این که تنها در یک آیه این سوره ۴ بار کلمه حق و ۵ بار کلمه هدایت به کار رفته و در آیه بعد نیز به تبعیت از ظن (به جای حق) اشاره شده است.
(آیه ۳۵) قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِىٓ إِلَى ٱلْحَقِّ ۚ قُلِ ٱللَّهُ يَهْدِى لِلْحَقِّ ۗ أَفَمَن يَهْدِىٓ إِلَى ٱلْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّىٓ إِلَّآ أَن يُهْدَىٰ ۖ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَآیهٔ ۳۵
(آیه ۳۶) - وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغْنِى مِنَ ٱلْحَقِّ شَيْـًٔا…آیهٔ ۳۶.

به این ترتیب این سوره انسانها را به جای تبعیت از «ظن» که به طرف ضلالت و هلاکت میکشاند، به تبعیت از هدایت الهی که به طرف حق و در نتیجه سعادت و نجات سوق میدهد راهنمایی میکند.
«رب» در این سوره ۲ بار نام رب در اضافه به عالمین (…رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۱۰) و ۲۲ بار در اضافه به ضمائر شخصی مثل: ربک، ربکم، ربنا، ربی، ربهم، ربه، آمده است که به طور نسبی زیاد است (در سوره توبه فقط ۲ بار نام «رب» آمده است). و این در حالی است که کلمه «الله» فقط ۶۲ بار در این سوره آمده که همانند سوره انعام (۸۷ بار) در مقایسه با سایر سورههای بلند قرآن بسیار کم است (توبه ۱۶۹ بار). این آمار نشان میدهد که موضوع «ربوبیت» بیش از مسئله «الوهیت» در این سوره مورد توجه قرار گرفته است، به خصوص در ترکیب «ربک» (خطاب به رسول اکرم) این سوره بعد از سوره انعام بالاترین رقم را دارد (۸ مورد). همانطور که قبلاً گفتیم براهین و استدلالهای این سوره از زبان پیامبر به مخالفین نقل شده است. موضوع غیرعادی دیگر کاهش تعداد «اسماء الحسنى» در این سوره است که به جز الله و رب تنها به پنج نام دیگر (هر کدام فقط یکبار) بر میخوریم. مثل: …ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُآیهٔ ۶۵ - …ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُآیهٔ ۱۰۷ - شهید. گویا از صفات و اسماء نیکوی الهی عمدتاً به «ربوبیت» خداوند در این سوره تأکید شده است (مثل سوره انعام) و به تعلیم و تربیت انسان در این آموزشهای عقیدتی و جدالهای نظری عنایت خاص داشته است.
آهنگ خاتمه آیات
سوره یونس شامل ۱۰۹ آیه میباشد که ۹۸ آیه آن با حرف «ن» ختم میشود، ۹ آیه با «م» و یک آیه با «ل». مواردی که به «ن» ختم میشوند مربوط به اعمال و عوالم انسانی است. در حالی که موارد ختمشده با «م» به صفات خداوند و موضوعاتی که منحصراً از او ناشی میشود مربوط میگردد. مثل: …ٱلْكِتَٰبِ ٱلْحَكِيمِآیهٔ ۱ - …جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِآیهٔ ۹، …عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢآیهٔ ۱۵ - …صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢآیهٔ ۲۵ - …ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُآیهٔ ۶۴ - …ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُآیهٔ ۶۵ - …وَعَذَابٌ أَلِيمٌۢ…آیهٔ ۴ - …ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُآیهٔ ۱۰۷. تنها یک استثناء دارد، آن هم آیه ۷۹ (…سَٰحِرٍ عَلِيمٍۢآیهٔ ۷۹) میباشد که صفت علیم به انسان (نه خدا) نسبت داده شده است. علاوه بر ۹ موردی که با حرف «م» ختم میشوند، یک مورد هم با حرف «ل» ختم شده (آیه ۱۰۸ …وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍۢآیهٔ ۱۰۸) که آن هم برخلاف معمول ناظر به انسان (رسول اکرم) میباشد. دلیل این دو استثناء را باید پیدا کرد. به نظر میرسد استثنای نخست برای جلب توجه خوانندگان به کلمه «سحر» میباشد که در این سوره ۷ بار تکرار شده (مساوی اعراف و شعراء) که بعد از سوره طه (۱۰ بار) بالاترین رقم را در قرآن دارد. و استثنای دوم که عیناً در سوره انعام هم تکرار شده، برای جلب توجه به موضوع اختیار و آزادی انسان بوده است که محور سوره میباشد (…وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍۢآیهٔ ۱۰۸). کلمه «وکیل» گرچه با حرف «ل» ختم شده، ولی در قرائت به دلیل تنوین آخر آن «ن» خوانده میشود. همانطور که در مورد مشابه سوره انعام گفته شد، پیامبر که واسطه میان خالق و مخلوق است از نظر بشری همانند سایرین است. امّا به دلیل وحی، سخن و عملش با سایر انسانها تفاوت دارد. یعنی ظاهر او مثل بقیه انسانها و باطن او ممتاز از آنها است. کلمه «وکیل» نیز ظاهراً مثل بقیه آیات سوره که با «ن» ختم شده قرائت میشود ولی درواقع با «ل» ختم شده است. تغییر آهنگ انتهای آیات و استثناهای معمول در سورهها، همانطور که بارها گفته شده، به نظر میرسد در آیات کلیدی سوره و نقطه عطفهای آن برای جلب توجه خوانندگان و شنوندگان باشد.
وَقَالَ فِرْعَوْنُ ٱئْتُونِى بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٍۢ
و فرعون گفت: «هر جادوگر دانايى را پيش من آوريد.»
دو آیه به رب العالمین و خیر الحاکمین ختم شده که گرچه اشاره به نام خداوند است، ولی کلمات عالمین و حاکمین به طور مستقل به عوالم انسانی و دنیائی مربوط میباشد.
آیات شماره (۱۰۹-۱۰۸-۱۰۲-۱۰۰-۹۹-۷۱-۶۵-۴۳-۴۲-۴۱-۴۰-۲۰-۱۹-۱۴-۱۱)
البته چهارمین ردیف آن سوره «رعد» است که حروف مقطعه آن «المر» میباشد که چهار حرفی است و حرف «م» را اضافه دارد. اتفاقاً نام این سوره هم که پدیدهای طبیعی است (رعد) با نام پنج سوره دیگر که چهار تای آن اسامی پیامبران و یکی نام شهر قوم ثمود (قوم صالح) است تفاوت دارد.
آغاز و انجام
همانطور که قبلاً گفته شد، آیات اول و آخر هر سوره وضع ویژهای دارند که خلاصه و نتیجهگیری آن سوره بوده راهنمای ساده و روشنی برای شناخت محتویات سوره و فهرست مندرجات آن به شمار میروند. سوره یونس با آیه: «الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْحَكِيمِآیهٔ ۱» آغاز میشود که نشان میدهد موضوع کتاب «قرآن» محور اساسی مباحث سوره میباشد و در متن سوره ۱۲ بار (بیش از ۱۰٪ آیات) به مسئله اهمیت کلیدی کتاب در هدایت انسان اشاره شده (آیات ۱-۱۵-۱۷-۳۷-۳۸-۳۹-۴۰-۵۷-۶۱-۹۴-۱۰۸) و دو آیه آخر سوره نیز خطاب به همه انسانها بار دیگر به مسئله هدایت و کتاب و تبعیت از وحی تأکید شده است: (قُلْ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدْ جَآءَكُمُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِى لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا ۖ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍۢآیهٔ ۱۰۸ - وَٱتَّبِعْ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيْكَ وَٱصْبِرْ حَتَّىٰ يَحْكُمَ ٱللَّهُ ۚ وَهُوَ خَيْرُ ٱلْحَٰكِمِينَآیهٔ ۱۰۹)
واژههای به کار رفته در همین دو آیه دقیقاً محورهای عمده سوره و موضوعات اساسی آن را (که در دو آیه اول سوره نیز معرفی شده) نشان میدهد مثل: ناس (آیه دوم و آخر سوره)، حق، رب، هدایت، ضلالت، وکیل (آزادی)، پیروی از وحی (نه شرکاء) و صبر در انجام رسالت. وحی (آیه دوم و آخر)، حکیم و حاکمین (آیه اول و آخر - …ٱلْكِتَٰبِ ٱلْحَكِيمِآیهٔ ۱ - …خَيْرُ ٱلْحَٰكِمِينَآیهٔ ۱۰۹).
ارتباط سورههای یونس و هود (۱۱ و ۱۰)
در آخرین آیه سوره یونس و اولین آیه سوره هود (که حلقه ارتباطی میان دو سوره محسوب میشوند) هرکدام دو مرتبه مشتقات کلمه حکم (یحکم - حاکمین - احکمت - حکیم) به کار رفته است که علامت راهنما و اشارهای است به وجه ارتباط و اتصال دو سوره. از نظر لغوی مفهوم استواری و انسجام و بدون نقص و عیب بودن، که مخالف سستی و خلل و ناقص و معیوب بودن است، در این کلمه وجود دارد. خداوند خیرالحاکمین است. یعنی در داوری میان بندگان به عدل و داد عمل میکند، کتابش محکم است یعنی خلل و نقصی در آن نیست و حکیم است یعنی در کارش عیب و ایرادی وجود ندارد و یکسره خیر و رحمت است. در سوره یونس پیامبر را به پیروی از وحی و صبر و پایداری تا زمان فرارسیدن «حکم» خدائی که خیر الحاکمین است فرا میخواند و در سوره هود بر محکم بودن کتابی که از طرف خداوند حکیم برای هدایت انسانها به توحید نازل شده تصریح مینماید.
یونس (۱۰۹) - وَٱتَّبِعْ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيْكَ وَٱصْبِرْ حَتَّىٰ يَحْكُمَ ٱللَّهُ ۚ وَهُوَ خَيْرُ ٱلْحَٰكِمِينَآیهٔ ۱۰۹
هود (۱) - الٓر ۚ كِتَٰبٌ أُحْكِمَتْ ءَايَٰتُهُۥ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍسورهٔ هود، آیهٔ ۱
نتیجه اجمالی که از این انطباق میگیریم، توجه و تمرکز هر دو سوره روی حکیمانه و استوار بودن راهی است که نشان داده است. امّا برای تفصیل بیشتر لازم است به آیات بیشتری از انتهای سوره یونس و ابتدای سوره هود مراجعه نمائیم:
۱۶ آیه انتهایی سوره یونس، که پس از شرح داستان تکذیب حضرت نوح (ع) و حضرت موسی (ع) و نجات مؤمنین و هلاکت مشرکان آمده است، خطاب به پیامبر و برای نتیجهگیری از داستان انبیاء چند اصل را بیان مینماید:
۱- اولاً خود پیامبر باید به درستی راه و مکتبش صددرصد یقین داشته از شک و تردید، که تکذیب آیات خدا محسوب و موجب خسران میشود، به دور باشد. باید صریحاً از بتهای مشرکان اعلام بیزاری نموده تبعیت خود را از یکتاپرستی اعلام نماید: آنگاه روی خود را به دین حنیف گردانده از مشرکان نباشد. پیامبر بدون ترس و واهمه باید از آنچه بجز خدا میخوانند دوری کند و بداند خیر و شر و نفع و ضرر یکسره به دست خدا است و فضل و رحمت او را کسی مانع نتواند شد.
۲- علیرغم آیات و بینات و انذارهای رسول، اکثریت مردم ایمان نمیآورند. حتی اگر معجزهای هم در کار باشد تا عذاب را نبینند باور نمیکنند.
۳- اگر خدا میخواست همه مردم بتمامه ایمان میآوردند، ولی مشیت او اختیار دادن به بندگان است و برای ایمان اذن و قانونمندی قائل شده است.
۴- پیامبر بدون این که اجبار و اکراهی برای ایمان مردم به کار برد، باید صبر و انتظار درپیش گرفته تنها از وحی پیروی نماید که او بهترین حکمکنندگان است.
۵- خداوند رسولان و مؤمنین را نجات میدهد و این کار را حقی بر خود قرار داده است.
آیات مقدمه سوره هود نیز قابل تجزیه تحلیل و استخراج اصول ذیل میباشد:
۱- کتاب استوار و روشنی که از جانب خداوند حکیم خبیر نازل شده به خاطر هدایت بندگان به «توحید» (یکتاپرستی) و اعراض از شک است
۲- نقش پیامبر انذار و بشارت و دعوت بندگان به استغفار و توبه به درگاه الهی است تا به نیکوئی از زندگی بهرهمند گردند.
۳- پشت کردن بندگان به حقایق موجب عذاب الیم در آخرت خواهد شد.
۴- بازگشت همه بندگان به سوی خدا است و او بر هر کاری توانا است
۵- علیرغم حقایق فوق و علم خدا بر پنهان و آشکار بندگان و به رازهای سینههای آنها، مشرکان برای نشنیدن حق جامه خویش بر سر میکشند.
مقایسه اصول استخراجشده از هر دو سوره همآهنگی و ارتباطی را بر محور «حکمت» نشان میدهد.
نکته قابل توجه دیگر این که در آیه ۹۸ سوره یونس (که نام سوره نیز از آن استخراج گردیده است) ایمان آوردن قوم یونس را پس از آن که به دلیل شرک و کفر، به آستانه عذاب رسیده بودند، موجب نجات و بهرهمندی ایشان تا سرآمد معینی دانسته است. باتوجه به این شاهد تاریخی، در آیه سوم، مشرکین معاصر پیامبر را دعوت مینماید با استغفار و توبه موجبات بهرهمندی و زندگی سالم و سعادتمند خود را (همچون قوم یونس) فراهم سازند.
ذیلاً هر دو آیه را نقل مینمائیم:
یونس: فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ ءَامَنَتْ فَنَفَعَهَآ إِيمَٰنُهَآ إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّآ ءَامَنُوا۟ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ ٱلْخِزْىِ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢآیهٔ ۹۸
هود: وَأَنِ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم…سورهٔ هود، آیهٔ ۳ متاعا …حَسَنًا إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى…سورهٔ هود، آیهٔ ۳ و یزت …كُلَّ ذِى فَضْلٍۢ فَضْلَهُۥ…سورهٔ هود، آیهٔ ۳...