«بینه» (۹۸)
ارتباط با سوره قبل
مطالب دو سوره قبل (قدر و علق) کلاً درباره وحی نازلشده بر پیامبر اسلام و کتابی است که در شب «قدر» فرود آمده و همواره فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از هر امری (برای تفصیل و تفریق آن) در شبهای قدر آینده نازل میشوند. اما این مسئله دوسو دارد و از دو جهت قابل توجه است؛ اول از جهت مخاطبین آن (پیامبر و پیروان او) که چگونه از آن بهره گیرند، دوم از جهت بیگانگان (مشرکین و اهل کتاب) که چگونه تبلیغ شوند و به چه شیوهای دعوت گردند.
از جهت نخست، سوره قدر (و همچنین علق) بر سلامت بودن این شب تا طلوع فجر، و خواندن آثار ربوبیت پروردگاری که انسان و جهان را آفرید و به او (شیوه کاربرد) قلم و آنچه نمیدانست آموخت، اشاره مینماید، همچنین راههای عبادت، صلوة، هدایت و تقوی را به مسلمانان میآموزد تا در معرض هدایت کتاب قرار گیرند، این اصلیترین پیام و محور دو سوره گذشته میباشد. اما از آنجائی که این آئین «کافة للناس» است و ندای نجاتبخش آن به همه آدمیان باید برسد، موضوع در ارتباط با اقوام دیگر، که در آن روز مشرکین و اهل کتاب بودند، باید مطرح میشد، از آن گذشته، از آنجائی که مسلمانان اولین امتی نبودند که صاحب کتاب میشدند، ضروری بود تجربه تاریخی «اهل کتاب» از امتهای گذشته را فراروی خود داشته باشند و از آفاتی که وحدت آنها را به تفرقه و تشتت میکشاند عبرت گیرند و مصونیت یابند. به این دلیل میبینیم بلافاصله پس از سورههای علق و قدر، سوره «بینه» میآید تا موضع مسلمانان را در برابر دیگران روشن نماید و عملکرد اهل کتاب را در اختلاف و انحراف از توحید به پیروان آئین جدید نشان دهد.
درمورد دعوت، تأکید مینماید تا «بینه»ای برای آنها نیاید، از افکار و عقاید رسوبگرفته متحجرشان کنده نمیشوند. و درمورد عبرتگیری از سرنوشت آنها، بخاطر پیشگیری از خطر تفرقه در آینده امت اسلام، یادآور میشود که تفرقه آنها، پس از آمدن بینه و علیرغم دستوری بود که به اخلاص در دین و گرایش به توحید دریافت کرده بودند.
محتوی و مضمون
نام این سوره (بینه)، نشانهای است از محور و محتوای مطالب آن و نوری که مشکلات آنرا روشن مینماید. ریشه اصلی کلمه «بینه»، همچون بقیه مشتقات آن (بیان، تبیان، بینونه) و ... از ریشه «بین» به معنای وسط و میان گرفته شده است، هر نوع وسط قرارگرفتنی مستلزم جداشدن و کنارهگرفتن از جهات دیگر و ظاهر و آشکار شدن درمیان آنها است، بنابراین از یکطرف انقطاع و انفصال از جهات چپ و راست (یا افراط و تفریط، تندروی و کندروی) و ... را تداعی میکند و ازطرف دیگر تعادل و همآهنگی و ظهور و بروز روشن در وسط را. و به همین دلیل هم امت اسلام، «امت وسط» نامیده شده تا از دنیاپرستی افراطی قوم موسی (ع) و رهبانیت قوم عیسی (ع)، (یا مورد غضب قرار گرفتن و گمراهشدن آنها) مصون باشد. به این ترتیب وقتی به چیزی بینه میگویند منظور این است که آن چیز به دلیل روشن و آشکار بودنش در وسط، جهات نامتعادل کناری را نشان میدهد و دلیل و علامت روشنکنندهای برای تشخیص فرق میان مواضع مختلف بشمار میرود.
توضیحات فوق شاید این مطلب را روشن کرده باشد که چرا به محتوای کتاب نازلشده بر پیامبر اسلام و سایر کتب آسمانی «بینه» میگویند، و چرا در اولین آیه این سوره تأکید میشود: «کفار (ناسپاسان) از اهل کتاب و مشرکین (از افکار و اعمال مشرکانه و جاهلانه خود) دستبردار نیستند مگر آنکه «بینه» برای ایشان بیاید. وقتی بینه آمد در زیر نور روشنکننده آن حق و باطل هویدا میگردد و فاصله هرکس، از چپ و راست، تا خط وسط مشخص میشود، کندهشدن خوگرفتگان به زندگی دنیا و گرفتارشدگان در غل و زنجیر اسارتهای آن، هنگامی تحقق خواهد یافت (منفکین)، که جاذبه نیرومند «بینه» آنها را بسوی خود بکشاند، و آنگاه منفک و آزاد خواهند شد که با تمام وجود تلاشی خستگیناپذیر متناسب با وابستگیهای خود انجام دهند. و بیجهت نیست که در تنها مورد دیگری که کلمه «فک» در قرآن بکار رفته، تصویری از تلاش سخت کوهنورد را برای
۱. طه ۱۳۳ - …أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِى ٱلصُّحُفِ ٱلْأُولَىٰسورهٔ طه، آیهٔ ۱۳۳
کندن بندها و موانع حرکت و صعود به گردنه تصویر مینماید: وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْعَقَبَةُسورهٔ بلد، آیهٔ ۱۲، فَكُّ رَقَبَةٍسورهٔ بلد، آیهٔ ۱۳... (بلد ۱۲) وقتی «بینه» چنین نقشی باید ایفا نماید، چه بسا چنین سئوالاتی از ناحیه مخاطبین آن مطرح گردد که: چه کسی و از کجا چنین بینهای آورده است؟ ماهیت آن چیست؟ محتوا و مضمون آن چگونه است؟... و به همین دلیل پس از اولین آیه که نقش دگرگونساز «بینه» را در ارتباط با کافران از اهل کتاب و مشرکین بیان میکند، بلافاصله به سئوالات مقدر فوق پاسخ میدهد. اولاً آورنده بینه (که خود نیز عملکردش بینه است) رسولی از جانب خدا است (رَسُولٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ…آیهٔ ۲). بنابراین نه آنرا خود ساخته است و نه در ارائه آن اجری طلب میکند، ثانیاً ماهیت بینه، پیامهای پاککننده (یا پاکشده)ای است که آن رسول تلاوت مینماید (…يَتْلُوا۟ صُحُفًۭا مُّطَهَّرَةًۭآیهٔ ۲)، هم پاککننده نفوس از چرکهای شرک و کفر و نفاق است و هم پاکشده از افکار و اوهام و اندیشههای آلوده به خودبینی و تعصبات خاک و خون. بنابر این گرایش به آن نه تنها استعفا از عزت و استقلال نیست که عین آزادی از آلودگی و اسارت و کسب عزت است. ثالثاً محتوای این «بینه» نوشتههای استوار است (فِيهَا كُتُبٌۭ قَيِّمَةٌۭآیهٔ ۳)، کتب در اصطلاح قرآنی، به اصول و احکامی گفته میشود که بصورت قانون و مقررات نوشته و ثابت میگردد و جنبه فریضه واجب دینی پیدا میکند، «قیمه» نیز صفت استوارکننده و بپادارنده آن کتاب است که فرد و جامعه را در قیام به حق و عدل برمیانگیزد. بنابر این مجموعه عبادات و احکامی که بصورت شریعت توسط پیامبران برای مردم تلاوت میگردد، بخاطر خود آنها و به مصلحت و نفع خودشان در راستای به فعلیت رساندن و اقامه استعدادهای بالقوهشان میباشد که خداوند هرگز نیازی به این عبادات ندارد. انسانی که در «احسن تقویم» آفریده شده و بهترین استعداد «قیام» در راه حق و پاشیدن بسوی خدا را دارد، لاجرم نیازمند نوشتههای هدایتگر بپادارنده (…كُتُبٌۭ قَيِّمَةٌۭآیهٔ ۳) و آئین استوار نگهدارندهای (…دِينُ ٱلْقَيِّمَةِآیهٔ ۵) است که او را در ادامه «قیام» امدادگر باشند.
علت اعراض از بینه
با آثار و نتایج نیکوئی که از «بینه» شمرده شد، ممکن است این سئوال مقدر مطرح گردد که اگر چنین است، چرا «بینه»های باستان که توسط انبیاء گذشته ارائه گردید پایدار نماند؟ و اگر همه این بیانات از جانب خدای واحدی هستند، چرا امتهای پیشین را به
۱. مثل: کتب علیکم الصیام، کتب علیکم القصاص، کتب علیکم ... الوصیة، کتب علیکم القتال
طهارت و قیام (…صُحُفًۭا مُّطَهَّرَةًۭآیهٔ ۲، …كُتُبٌۭ قَيِّمَةٌۭآیهٔ ۳) نرساند؟... جواب این سئوال را در آیه چهارم این چنین میدهد: کسانی که کتاب به آنها داده شد، دچار تفرقه نشدند، مگر بعد از آنکه «بینه» برای آنها آمد، در حالیکه (علیرغم آنکه) جز به عبادت خالصانه خالی از شرک خدا، اقامه نماز و پرداخت زکوه که مجموعه اینها دین بپادارنده است، امر نشده بودند. وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَةُآیهٔ ۴، وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ ۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِآیهٔ ۵. آیه فوق به وضوح نشان میدهد منظور از دین «بپادارنده» (…دِينُ ٱلْقَيِّمَةِآیهٔ ۵)، آداب و تشریفات ظاهری، یا شکل و شعائر آداب و مناسک نیست، آنچه بپادارنده است (…وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِآیهٔ ۵)، همان روح و محتوی و منظور و مقصود آن اعمال و آداب است که در عبادت خالصانه خدا¹ (…إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ…آیهٔ ۵)، یکتاپرستی و اعراض دائمی از شرک (حنفاء)، ارتباط و توجه به خدا (صلوه) و تزکیه نفسانی از طریق آزادشدن از مال و پرداخت آن به نیازمندان (…وَيُؤْتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ…آیهٔ ۵) تجلی مینماید. و اگر اهل کتاب به قیام و استواری نرسیدند، از این راه نرفتند. البته در این سوره، که با توجه به کوتاهی آیات و آهنگ و انسجام قافیهاش، مکی به نظر میرسد، ضرورتی نبوده تا به تفصیل خصوصیات اخلاقی و اجتماعی اهل کتاب را که ارتباط و آشنائی با آنها بعدها پیش خواهد آمد به تفصیل بیان نماید. بنابراین به همین اکتفا مینماید که آنها علیرغم فرمانی که به آن داده شده بود عمل نکردند (وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا…آیهٔ ۵...) و بجای وحدت توحیدی دچار تفرقه شرک شدند (وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ…آیهٔ ۴...)، فعلاً برای مسلمانان این درس ضرورت دارد که وحدت خود را در سایه توحید حفظ نمایند و البته اگر مجتمعی (بعدها در مدینه) تشکیل دادند آفات اجتماعی را هم درس خواهند گرفت. و به همین دلیل هم در دوران مدینه دلیل این تفرقه را که چیزی جز خوی افزونجوئی و برتریطلبی (بغی) با تجاوز به حقوق دیگران و رقابت بر سر متاع (قدرت و ثروت) دنیا نیست برای آنها تبیین مینماید: …وَمَا ٱخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۱۳...² …وَمَا ٱخْتَلَفَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ…سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۹...³
۱. برای تحقیق در موضوع اخلاص در دین، سورههای زمر (آیات ۱ تا ۱۴) و مؤمن (آیات ۱۴ و ۶۵) بسیار آموزنده میباشد.
۲. بقره ۲۱۳ - در آن (تورات) دچار اختلاف نشدند مگر هم آنها که کتاب به آنها داده شده بود، (آنهم) پس از آنکه آیات روشنی برای آنها آمد. (چرا؟) به دلیل روابط تجاوزکارانهای که میانشان برقرار بود.
۳. آل عمران ۱۹ - کسانی که کتاب داده شدند دچار اختلاف نشدند مگر پس از آنکه علم برایشان آمد، بخاطر تجاوزی که میانشان معمول بود.
و بخاطر همین تجربیات تاریخی و برای عبرت مسلمانان است که آنها را به چنگزدن به ریسمان خدائی (قرآن) و احتراز از تفرقه دعوت مینماید، و از مشابهت با کسانی که پس از دریافت بینات دچار تفرقه و اختلاف شدند برکنار میدارد و به برپاداشتن «دین»، امر و از چنددستگی در آن نهی میکند. مهمتر اینکه رابطه پیامبر را با کسانی که در دین دچار تفرقه و تشیع (گروهگروه) شدند بکلی قطع مینماید.
سرنوشتها
پس از نشاندادن انحراف امتهای اهل کتاب گذشته در آیات قبل، اینک سرنوشت دو دسته را که «شر البریه و خیر البریه» نامیده شدهاند بازگو مینماید. کلمه «بَرِیه» که انحصاراً در این سوره آمده است به خلق خدا ازجهت کمال و بیعیب و نقص بودن آن میگویند، منظور این است که اگر انحرافی حاصل شده ناشی از عملکرد بنده است و گرنه خالقش او را در کمال آراستگی و استعداد برای رشد و رهائی آفریده است.
در این آیات، اهل کتاب و مشرکین را از بعد «کفر»، یعنی ناشکری و ناسپاسی مورد ملامت قرار داده است. کسانی که کتاب خدا (تورات) را جدی نگرفتند و قدر دین بپادارنده و رسول خود را نشناختند، و در واقع «کفران نعمت» کردند و به کفر گرائیدند (إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ وَٱلْمُشْرِكِينَ…آیهٔ ۶...). ذکر این مطلب برای این است که مسلمانان عبرت بگیرند و شکر «کتب قیمه»ای را که رسول برای آنها تلاوت مینماید (رَسُولٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ يَتْلُوا۟ صُحُفًۭا مُّطَهَّرَةًۭآیهٔ ۲، فِيهَا كُتُبٌۭ قَيِّمَةٌۭآیهٔ ۳) و دین خالص توحیدی بپادارنده (...…وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِآیهٔ ۵) را بجای آورند و از کفران چنین نعماتی احتراز نمایند.
۱. آل عمران ۱۰۳ - وَٱعْتَصِمُوا۟ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِيعًۭا وَلَا تَفَرَّقُوا۟…سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۰۳
۲. آل عمران ۱۰۵ - وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ تَفَرَّقُوا۟ وَٱخْتَلَفُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ…سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۰۵
۳. شوری ۱۳ - ... …أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ…سورهٔ شوری، آیهٔ ۱۳.
۴. انعام ۱۵۹ - إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُوا۟ دِينَهُمْ وَكَانُوا۟ شِيَعًۭا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْءٍ…سورهٔ انعام، آیهٔ ۱۵۹...
۵. متناسب با نام سوره و سیاق آن و آیات: …صُحُفًۭا مُّطَهَّرَةًۭآیهٔ ۲، …كُتُبٌۭ قَيِّمَةٌۭآیهٔ ۳، …مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ…آیهٔ ۵ و ... که تماماً پاکی و خلوص و مبری بودن از عیب و نقص و آلودگی را میرساند.
۶. ریشه بریه از برنیه است که برائت و تبرئه و بری نیز از همان ریشه هستند، یعنی پاک و آراسته و برکنار بودن از عیب.
۷. ذکر این مطالب به دنبال سورههای قدر و علق معنای خاصی را افاده میکند
اما سرنوشت چنان کافرانی را که «شر البریه» نامیده شدهاند، در آتش جاوید جهنم سراغ میدهد، و برعکس، مؤمنین شایستهکار را که «خیر البریه» نامشان نهاده است، در بهشت جاوید ابدی که نهرها از زیر آن جاری است نشان میدهد. آنچه جالب توجه است، همان شرط «ایمان و عمل صالح» میباشد که در سوره تین به عنوان ریسمان رهائی از سقوط در اسفل سافلین معرفی شده بود (ثُمَّ رَدَدْنَٰهُ أَسْفَلَ سَٰفِلِينَسورهٔ تین، آیهٔ ۵، إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ…سورهٔ تین، آیهٔ ۶) و در سوره عصر نور نجات از خسران در زندگی (وَٱلْعَصْرِ إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ لَفِى خُسْرٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ…سورهٔ عصر، آیات ۱–۳...).
نکته ظریفی که در مقایسه میان سرنوشت این دو گروه وجود دارد، اضافهکردن کلمه «ابدأ» به جمله «خالدین فیها» در مورد مؤمنین است، که در سورههای دیگر نیز همواره چنین میباشد¹، در مورد کافران به استثنای چند مورد محدود² که کفر با ظلم به مردم و مانعشدن آنها از راه خدا یا اتخاذ ولایت غیرخدا و یا عصیان خدا و رسول توأم شده است در بقیه موارد به ذکر «خالدین فیها» اکتفا شده است³ که روزنه نجاتی را پس از سالیان درازی که آثار گناه آنها با عذاب زائل گردد نشان میدهد⁴ (والله اعلم)
و بالاخره جمله «…رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ…آیهٔ ۸» را که در انتهای سوره آمده است، در سه سوره دیگر نیز عیناً به دنبال وعده بهشت جاوید مییابیم⁵ که همچون سوره «بینه» پاداش عبادت خالصانه خدا و گرایش به توحید و اعراض از شرک معرفی شده است. با این تفاوت که در دو مورد از موارد مذکور، آیه با جمله «ذلک الفوز العظيم» ختم شده و در اینجا با «…ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُۥآیهٔ ۸»، که پاداش فوز عظیم را برای اهل خشیت از پروردگار، از مقایسه این دو درمییابیم.
ختمشدن سوره با تأکید بر خشیت ربوبی، این پیام را در ارتباط با مضامین سوره ابلاغ مینماید که شرط قرارگرفتن در انوار «بینه»ای که از جانب خدا آمده و هدایتیافتن به کتاب و دین برپادارنده او، بیم و نگرانی و اضطرابی است که بنده باید از عواقب اعمال خود در پیشگاه پروردگار داشته باشد: …ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُۥآیهٔ ۸.
۱. نساء ۵۷ و ۱۲۲ - مائده ۱۱۹ - توبه ۲۲ و ۱۰۰، تغابن ۹، طلاق ۱۱
۲. نساء ۱۶۹ - احزاب ۶۵ و جن ۲۳
۳. آیات ۸ و ۹ سوره تغابن عیناً مانند سوره بینه سرنوشت این دو دسته را پشت سر هم با تفاوت ذکر شده در کلمه ابدأ بیان کرده است
۴. در آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره هود توضیح اضافی «…مَا دَامَتِ ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ إِلَّا مَا شَآءَ رَبُّكَ…سورهٔ هود، آیهٔ ۱۰۷» را نیز به سرنوشت هر دو گروه افزوده است
۵. آیه ۱۱۹ سوره مائده و ۱۰۰ سوره توبه
پروردگارا به ما آنچنان خشیتی ببخش که از خوف حساب و شفقت ساعت قیامت، از کفر و شرک و نفاق و سایر آفات توحید اجتناب نمائیم. انک مجیب الدعوات.