‹ همهٔ سوره‌ها الذاريات
۵۱

الذاريات

پراکنده‌کنندگان

مکی۶۰ آیه

«ذاریات» (۵۱)

قسم‌های ابتدای سوره که اشاره ای موجز به بادهای مهاجر ۱ و تشکیل ابر و ریزش باران رحمت دارد، با نتیجه گیری و جواب آن که تأکیدی بر صدق وعده‌های الهی (انما توعدون) و لصادق (اصادق) را وقوع قطعی یوم الدین، یعنی روز رسیدگی به اعمال و جزا و پاداش است (و ان الدین لواقع)، شعر معروف سعدی علیه الرحمه را بیاد می‌آورد که:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری شاید منظور رساندن این معنی باشد که همچنانکه جریان باد و تشکیل ابر با بروز آثار حاصله برای مزارع و مردم به دنبال یک سلسله سوابق و تدارکات و طی مراحل بوده و بالاخره با وجود بُعد مسافت و طول مدّت، نتایج منظور بوقوع و ظهور می‌بندد، جریانهای حوادث این دنیا و سیری که ما و طبیعت محاط در آن هستیم سررسید حتمی و سرانجام مهمی دارد که قیامت موعود است. قیامتی که موقع ظهور اعمال و تقسیم محصولات و محمولات هرکس می‌باشد.۲

همچنانکه اختلاف درجه حرارت موجب پیدایش باد می‌گردد و باد با وزش به سطح اقیانوسها «ذرات رطوبت» و بخارات آب را پراکنده می‌سازد (والذاریات ذرواً) و آب فراوانی


  1. به تعبیر کتاب «باد و باران در قرآن» که تحقیقی علمی و تفسیری پیرامون آیات مربوط به باد و باران و تحولات

جوّی در قرآن است، «توجه در ریشه کلمات و معنی و مورد استعمال هریک (از قسم‌های فوق) کاملاً تناسب و شباهت فوق العاده ای را که با کیفیات و تحولات بادهای مهاجر دریائی وجود دارد واضح می‌نماید (ص ۱۰۱). بادهای مهاجر همان بادهای عمومی هستند که هزاران کیلومتر راه پیمائی می‌کنند و توشه برداری و توشه گذاری می‌نمایند. عامل اصلی سرما و گرما خشکی و رطوبت زمین هستند (ص ۵۵)

  1. توجیه فوق از شرحی پیرامون همین آیات در صفحه ۱۰۱ کتاب «باد و باران در قرآن» نوشته آقای مهندس مهدی بازرگان اخذ شده است

«داريات»(۵۱) / ۷۳

را با خود حمل می‌کند (والحاملات و قرآ) و در مسیری به آرامی حرکت می‌کند (والجاریات) پسرا) تا محموله خود را طبق امر و فرمان الهی بر اراضی و مردم تشنه تقسیم نماید ۱ (والمقسمات امرآ)، آدمی نیز از این تذکار و تمثیل طبیعی باید عبرت گیرد و با کسب روزی حلال از دریای بیکران فضل و نعمت الهی توشه‌ای برگیرد و حیات و حرکت و جریان زندگی خود و دیگران را تداوم بخشد و نیازمندان دورافتاده را بهره مند گرداند (... تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری) اما انسان تنگ‌نظر و خودبین، هماهنگی و اشتراک مساعی پدیده‌های جوی را نمی‌بیند و حاضر نمی‌شود از مال و دارایی خود که رزق خدادادی است انفاق نماید، یا اینکه می‌ترسد اگر از رسولان او تبعیت نماید و راه دین و ایمان درپیش گیرد از دنیا و بهره‌های آن محروم گردد. درحالیکه قدرت و ثروتی جز ازجانب خدا نیست «إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُآیهٔ ۵۸ ذوالقوة المتین ۲» و چه ظریف است رابطه قسم «والمقسمات امرآ» با تأکیدی که در این سوره روی کلمه «رزق» شده است. علاوه بر نام نیکوی «رزاق» ۳ اشاراتی دیگر به این معنا شده است: آیه (۲۲) وَفِى ٱلسَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَآیهٔ ۲۲. آیه (۵۷) مَآ أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍۢ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِآیهٔ ۵۷ - إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلْقُوَّةِآیهٔ ۵۸ المتین. جالب اینکه در وصف متقینی که به بهشت موعود نائل می‌شوند، بر صفت احسان (محبت و نیکوکاری به دیگران) در زندگی دنیا تأکید می‌نماید و در مصداق احسان آنها


  1. این جریان را کتاب «باد و باران در قرآن» در بخش قرآنی به زبانی ساده چنین توضیح داده است: «بادهای مهاجر

از حدبه‌های اقیانوس یا اقیانوس کبیر (و همچنین در مدیترانه و دریاهای بزرگ) آنجا که ستونهای بزرگ هوا از طبقات جوّ بزمین می‌ریزند سرچشمه گرفته در ابتدا یک حرکت فرفره‌ای و پراکنده‌شونده به اطراف دارند. پس از آن عزیمت از حدبه بار گیری شروع گردیده بادها حامل بخارآب فراوانی می‌گردند و با وقار و سنگینی سمتی را در پیش می‌گیرند. درطول هزاران کیلومتر، این بادهای منظم با وزش ملایم خود جریان دهنده آرام و راحت کشتیهای بادی می‌شوند. بالاخره در کناره یا در فراز قاره‌ها نوبت تلاقی جناحهای سرد و مخالف می‌رسد. رطوبت و حرارت می‌آورند و آنچه را قرار و قسمت است یعنی رحمت یا خسارت به مزارع، جنگلها، شهرها، بندرگاهها یا به کشتی‌ها و مسافرین آنها پخش می‌کنند. البته تعبیر به فرشتگان که مأمورین دستگاه خلقت و مبدء و نظیر انرژی‌ها یا عوامل قوای طبیعت هستند نیز می‌توانند صحیح باشد. همچنین تعبیر مستقیم به بادها و ابرها و کشتیها و عواملی که بالاخره امور و آثار حاصله از این جریانها را بروی زمین پخش می‌کنند»(ص ۱۰۰)

  1. آیه ۵۸ (به یقین خداوند همو بسیار روزی دهنده توانای نیرومند است)
    الذاريات · آیه ۵۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلْقُوَّةِ ٱلْمَتِينُ

    خداست كه خود روزى بخش نيرومند استوار است.

  2. کلمه «رزّاق» که صیغه مبالغه رزق است در قرآن فقط یک بار (آیه فوق) بکار رفته است

(علاوه بر شب زنده داری و استغفار که حسن و کمالی رفیع است)، بر احسان و انفاق آنها به نیازمندان و محرومین اشاره می‌نماید:

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢآیهٔ ۱۵ و عیون، اخذین ما اتیهم ربهم إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُحْسِنِينَآیهٔ ۱۶. کانوا قلیلًا من اللیل ما یهجعون - و بالاسحار هم یستغفرون - و فی أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِآیهٔ ۱۹.

و شگفت انگیز تر داستانی است که در این سوره از حضرت ابراهیم علیه السلام و مهمان نوازی کریمانه او، که دقیقاً دررابطه با سیاق اصلی سوره قراردارد، نقل می‌شود. قبلاً (درشرح برخی سوره‌ها) گفته بودیم نام ابراهیم (ع) در هر سوره ای به تناسب مضمون و محتوای آن مطرح گشته و گوشه ای از زندگی این پیامبر عظیم الشأن که اولین امام انسان (إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًۭاسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۲۴) و الگو و اسوه اخلاق کریمه برای مسلمانان می‌باشد (قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ فِىٓ إِبْرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓسورهٔ ممتحنه، آیهٔ ۴)، متناسب و همآهنگ با محورهای هر سوره نقل شده است. اینک در این سوره از آنجائیکه مسئله سخاوت، سعه صدر، بلندنظری و بذل و بخشش کریمانه انسان از رزق الهی مطرح است (مفهوم احسان)، داستان ابراهیم از مهمان نوازی سخاوتمندانه او آغاز می‌گردد. در شرح این جریان جزئیاتی بیان شده است که ظاهراً مغایر سبک خاص قرآن، که ایجاز و اختصار است و نتیجه و پیام را درنظر دارد، به‌نظر می‌رسد، درحالیکه بامختصری دقت می‌بینیم هیچ حرف و کلمه زائدی بکار نرفته و هر واژه ای بیانگر منظوری خاص است. اولاً تصریح بر اینکه مهمانان او غریبه بودند (قوم منکرون) این نکته را روشن می‌سازد که مهمان نوازی او مسبوق به سابقه و در تلافی و جبران خدمتی نبوده و همانند مهمان نوازیهای عادی مردم شکل پایاپای در روابط دوستی و فامیلی نداشته است، آنها بکلی غریبه و بیگانه بودند. ثانیاً با اشاره به حرکت ظریف و زیرکانه «فراغ الی اهله» فهمیده می‌شود ابراهیم نخواست پذیرائی از آنها را با تعارف و تظاهر و تصنع برگزار کرده علناً خوش خدمتی خود را به نمایش بگذارد. بلکه به گونه ای که مهمانان متوجه و مانع پذیرائی او نشوند نزد همسرش رفته گوساله ای چاق و بریان برای آنها فراهم می‌کند. اگر درنقل این ماجرا فقط به طعام آوردن اکتفا شده بود، حق مطلب آنچنان که موردنظر است ایفا نمی‌گشت. امّا اولاً «گوساله ای بریان» آورد که قاعدتاً باید دلچسب ترین و پرهزینه ترین غذاها در آن روزگار بوده باشد، ثانیاً تأکید روی کلمه «سمین» (چاق) نشان می‌دهد هم رعایت کیفیت (بریان کردن) را کرده بود و هم رعایت کمیت را. درحالیکه می‌توانست بزغاله ای پیر برای میهمانان قلیل خود ذبح نماید و منت هم بگذارد ولی

«ذاریات» (۵۱) / ۷۵

به مصداق «لَن تَنَالُوا۟ ٱلْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا۟ مِمَّا تُحِبُّونَسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۹۲»¹، او از بهترین موجودی خود مایه گذاشت. این نکته نیز ناگفته نماند که ابراهیم در اولین برخورد با میهمانان سلام آنها را با سلامی گرمتر و پایدارتر پاسخ گفت² (قالوا سلاماً قال سلام)

ابراهیم (ع) در این سوره الگو و اسوه ارزشهای مطرح شده معرفی گشته است، درجهت مقابل نیز از اقوام مجرم و تنگ نظری که در گذشته تاریخ محکوم عملکرد انحرافی خود شدند یاد می‌کند، مقدم از همه فرعون که باتکیه بر لشگرش، موسی را ساحر و مجنون نامید (فتولی برکنه و قال ساحر اومجنون) و بعد قوم عاد و ثمود (که در منطقه جغرافیایی عربستان قرار داشتند) و قوم نوح که مقدم بر همه اقوام در راه فسق شتافتند (وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَٰسِقِينَآیهٔ ۴۶)

این حقيقت در رابطه با سیاق سوره و جواب قسم‌های آغاز آن که تأکید بر صدق وعده‌های الهی و وقوع قطعی یوم الدین می‌باشد (إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌۭ وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٌۭآیات ۵–۶) بشدت جلب توجه می‌کند که راست بودن وعده‌های الهی و واقع شدن «دین»، که نتیجه و محصول عمل انسان است، در دنیا نیز علاوه بر آخرت (پیوستگی دو عالم) تحقق پیدا می‌کند. یکطرف پیرمرد فرتوت و همسر «عقیمی» در دوران یائسگی شکوفا و باردار می‌گردند، و درطرف دیگر قوم عاد با باد «عقیمی»، که همه چیز را می‌پوساند، هلاک می‌شوند (عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلْعَقِيمَآیهٔ ۴۱)، تمثیل و تشبیه بادهای عقیم به بازتاب عملکرد اقوام منحرف، و بادهای روزی رسان رحمت به عمل ابراهیم، بس آموزنده و بیدار کننده است.

نقش فرشتگان الهی نیز به پدیده‌های طبیعی خارج از وجود انسان منحصر نمی‌گردد، فرشتگان میهمان ابراهیم نیز مانند بادهای بشارت باران³ و بادهای عقیم دو رسالت داشتند؛ بشارت فرزندی علیم برای ابراهیم و ارسال سنگریزه عذاب بر قوم لوط. نتیجه دو نوع عملکرد انسان همان جزا و پاداش اوست که در «یوم الدین» تحقق عینی پیدا می‌کند، این مسئله همان پیام محوری سوره است که بقیه مطالب درخدمت آن قرار


  1. آل عمران ۹۲. هرگز به مرحله نیکی نمی‌رسید مگر از آنچه خود درست دارید انفاق نمائید.
  1. به گفته مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان ابراهیم سلام ملائک را که در جمله ای فعليه آورده بودند، با جمله ای اسمیه پاسخ داد (علامت رفع در سلام به جای فتحه در سلاماً این موضوع را می‌رساند) جمله فعليه تنها بر حدوث فعل دلالت دارد در حالیکه جمله اسمیه دوام و ثبوت را می‌رساند. درحقيقت آنها یک سلام گفتند و ابراهیم سلامی همیشگی داده است.
  1. وَهُوَ ٱلَّذِى يُرْسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشْرًۢا بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِۦسورهٔ اعراف، آیهٔ ۵۷ (او کسی است که بادها را مقدمه بشارت رحمتش - باران - می‌فرستد) اعراف ۵۷ - فرقان ۴۸ نمل ۶۳

گرفته‌اند. به این ترتیب موضوع قیامت نه از جهت حقانیت و برپاشدن آن، بلکه از بُعد رسیدگی به اعمال و جزا و عقاب در قالب کلمه «یوم الدین» معرفی شده است. اتفاقاً منکرین نیز چنین تحولی را از همین بُعد منکر می‌شوند (يَسْـَٔلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلدِّينِآیهٔ ۱۲). همان‌طور که در حیات دنیائی عمل نیک انسان، همانند باد رحمت، بارش برکت ببار می‌آورد، و عمل شر او باد عقیمی که محصول هستی و حیات را می‌سوزاند، در آخرت نیز به مقیاس بسیار گسترده تری نتیجه عمل انسان تحقق و تجلی پیدا می‌کند. متقین در بهشت و مجرمین در آتشی که بدست خود فراهم کرده‌اند قرار می‌گیرند. پس انسان همچنانکه برای رزق خود به آسمان نگاه می‌کند، تا مگر باران رحمتی ریزش کند، باید بداند جایگاه وعده‌های الهی نیز (اعم از عذاب یا پاداش) در آسمان است، همان جایگاه فرشتگانی که مدیر اوامر الهی‌اند: «وَفِى ٱلسَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَآیهٔ ۲۲» (آیه ۲۲)

مثلث: توحید، نبوت، قیامت

گفتیم تمرکز این سوره روی رأس سوم مثلث، یعنی قیامت از بُعد «یوم الدین» بودن آن (ان الدین لواقع - بستلون ایان یوم الدین) است که گاهی نیز با ضمیر به آن اشاره می‌نماید.

مثل:

فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ إِنَّهُۥ لَحَقٌّۭ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ تَنطِقُونَآیهٔ ۲۳ (پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که آن همانند حرف زدن شما حق است) و آیه (۵۰) فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭآیهٔ ۵۰ (پس بسوی خدا بگریزید که من از آن بیم دهنده ای آشکار برای شما هستم) و یا آیه (۸) يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَآیهٔ ۹ (از آن موضوع به دروغ رانده می‌شود آنکه رانده می‌شود). و گاهی نیز به بیم و هشداریکه درباره خطری بودن آن داده شده اشاره می‌کند: فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَآیهٔ ۶۰ اما دو رأس دیگر مثلث نیز در این سوره فراموش نشده‌اند و چه بسا تمرکز روی قیامت برای رفع موانع ذهنی توحید و نبوت بوده باشد. در این رابطه آیات انتهائی سوره پیام‌های آشکاری دارند:


  1. آیه فوق که آخرین آیه سوره است، خلاصه و جمع بندی سوره را در مرحله «يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَآیهٔ ۶۰» نشان می‌دهد.

«ذاریات»(۵۱) / ۷۷

توحید {فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭآیهٔ ۵۰} وَلَا تَجْعَلُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭآیهٔ ۵۱ (آیات ۵۰ و ۵۱) نبوت كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا۟ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌآیهٔ ۵۲ اتواصوا به بَلْ هُمْ قَوْمٌۭ طَاغُونَآیهٔ ۵۳ (آیات ۵۲ و ۵۳)

رهنمود به رسول آیات انتهائی سوره وظیفه و رسالت پیامبر را دربرابر منحرفینی که «یومالدین» و مسئولیت انسان دربرابر کردارش را باور نمی‌کنند روشن می‌سازد. طبق معمول و روال عمومی قرآن، مسئله آزادی و اختیار انسان و مهلت و مدتی را که خداوند در چارچوب مشیتش به منظور ابتلاء و امتحان بنی آدم قرارداده، مطرح و توصیه می‌کند از منکرین روی برتافته مؤمنین را تذکر دهد چه بسا سودمند افتد. و این فراز مهم و اصل بنیادی را یادآور می‌شود که آفرینش جن و انس جز برای عبادت خدا (هموارکردن نفس برای ارزشهای خدائی، خداگونه شدن، صیرویت الی الله) صورت نگرفته که این اراده حکيمانه عين رحمت است (إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ ۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْسورهٔ هود، آیهٔ ۱۱۹ - سوره هود ۱۱۹) و برای رفع این سوءتفاهم که عبادت خواستن از بندگان دلیلی بر نیاز خدا به آنها است، همینقدر توضیح می‌دهد که من نه رزقی از آنان خواسته ام و نه طعامی طلب کرده ام بلکه خود روزی دهنده مطلق و صاحب نیروی استوار هستم. (آیات ۵۷ و ۵۸) و بالاخره در پایان (در رابطه با نتیجه اعمال انسان با سرنوشت نهایی اش)، بر این حقيقت تصریح می‌نماید که ظالمين منکر تو نيز «ذنوبی» دارند که همانند ذنوب (دنباله و عاقبت کار) اقوام پیشین گرفتارشان خواهد کرد: فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ذَنُوبًۭا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَٰبِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِآیهٔ ۵۹ - فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنسورهٔ مریم، آیهٔ ۳۷ يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَآیهٔ ۶۰

اسماء الهی در این سوره فقط ۲ بار نام جلاله الله در کنار نامهای نیکوی «ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلْقُوَّةِ ٱلْمَتِينُآیهٔ ۵۸» آمدہ است، علاوه بر آن ۵ بار رب مضاف (ربهم، ربک، رب السموات) تکرار شده و بغير از آن در آیه ۳۰ پس از نقل جریان فرزنددارشدن همسر ابراهیم بر «حکیم» و «علیم» بودن خداوند تأکید شده است. آهنگ سوره - سوره ذاریات مشتمل بر ۶۰ آیه می‌باشد که بیشتر آیات آن (۴۲ آیه) با

حرف «ن» ختم می‌شوند، پس از آن حرف «م» قرار دارد که ۹ آیه با آن تمام شده‌است. آیاتی که با حرف «ن» و «م» ختم می‌شوند متن اصلی سوره را تشکیل می‌دهند، اما ۹ آیه ابتدای سوره آهنگ متفاوتی داشته با ۵ حرف الف، ق، ع، ک، ف ختم می‌شوند.

این نکته نیز جالب توجه و بررسی و تحقیق است که این سوره همانند سوره «ق» (سوره قبل) و بعضی سوره‌های دیگر درست با ۷ حرف ختم می‌شود.

برخی ملاحظات

۱- میان سوگند «وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلْحُبُكِآیهٔ ۷» و جواب آن «إِنَّكُمْ لَفِى قَوْلٍۢ مُّخْتَلِفٍۢآیهٔ ۸» باید ارتباطی باشد. اگر از اختلاف مردم در اقوال مردم که جواب قسم است، به اصل قسم برگردیم، معنای «حبک» را که راههای آسمان ترجمه کرده‌اند بهتر می‌فهمیم. می‌دانیم به دلیل نیروی جاذبه‌ای که از کرات مختلف ناشی می‌شود، آسمان وضع یکنواختی ندارد و مسیر و مدارات متنوعی برای تعادل حرکت ستاره‌ها بوجود می‌آید. شاید منظور از «ذات الحبک» همین مدارات مختلف باشد (والله اعلم).

۲- «خراصون» - کسانی که یوم الدین را انکار می‌کنند (يَسْـَٔلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلدِّينِآیهٔ ۱۲)، در این سوره «خراصون» نامیده شده‌اند. از آنجاییکه قیامت هنوز واقع نشده است، بشر از طریق علم نمی‌تواند احاطه‌ای به آن پیدا کرده مختصاتش را تعیین نماید. بنابر این جز از طریق وحی راهی برای قبول این خبر باقی نمی‌ماند. اما تکذیب کنندگان قیامت از آنجایی که وحی را منکر می‌شوند، برای اظهارنظر درباره چنین پدیده‌ای راهی جز تخمین و حدس و گمان و تکیه بر تصورات و پندارهای ذهنی خود ندارند. این است معنای «خراصون».

۳- در این سوره در جواب سوگندهای ابتدای آن، جواب «ان الدین لواقع» آمده‌است. اولاً گفته نشده: «ان یوم الدین لواقع»، ثانیاً تحقق آن را با کلمه «لواقع» نشان داده نه فعل «یوقع» که مربوط به آینده باشد! بنابراین وقوع دین یعنی رسیدن انسان به جزای عملش قطعیتی است که از همان لحظه عمل واقع می‌شود. درست مثل درس خواندن که با مطالعه هر سطر و صفحه‌ای علم انسان افزون گشته و نتیجه درس خواندن واقع می‌شود، گرچه در آخر سال آزمایش نهایی مجموعه معلومات هر محصولی را معین می‌نماید، اما این امتحان عینیت بخشیدن به معلوماتی است که قبلاً واقع شده است. همچنین است یوم الدین و تفاوت آن با «دین».

۴- آیه ۱۹ سوره ذاریات (فِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ مَّعْلُومٌۭ لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِسورهٔ معارج، آیات ۲۴–۲۵) با مختصر تفاوتی مشابه آیه ۲۴ سوره معارج در رابطه با آخرت و عذاب است (سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢسورهٔ معارج، آیهٔ ۱). در سوره

«ذاریات» (۵۱) / ۷۹

ذاریات چنین خصوصیتی را به محسنین نسبت می‌دهد و در سوره معارج به «مصلین»

۵- شبیه آیه ۲۶ این سوره (فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجْلٍۢ سَمِينٍۢآیهٔ ۲۶) را در آیه ۶۹ سوره هود (وَلَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُنَآ إِبْرَٰهِيمَ بِٱلْبُشْرَىٰ قَالُوا۟ سَلَٰمًۭا ۖ قَالَ سَلَٰمٌۭ ۖ فَمَا لَبِثَ أَن جَآءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍۢسورهٔ هود، آیهٔ ۶۹) می‌بینیم. با این تفاوت که در سوره ذاریات بر چاق بودن گوساله اشاره شده و در سوره هود بر بریان بودن آن. در ضمن توضیح «قوم منکرون» را در سوره هود حذف کرده است. گویا در سوره ذاریات هدف اصلی نشان دادن مهمان نوازی کریمانه حضرت ابراهیم نسبت به غریبه بوده است.

۶- پس از بشارتی که فرشتگان به ابراهیم و همسرش درباره فرزندی فرزانه دادند، ابراهیم بدون آنکه دچار احساسات و ذوق زدگی شده کنترل خود را از دست بدهد (گرچه همسرش شکفت زده و بی اختیار شده بود)، از آنها می‌پرسد: «پس کار مهم شما چیست ای فرستادگان خدا» (فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَآیهٔ ۳۱). از این پرسش فهمیده می‌شود او فرزنددار شدن خود را امری شخصی و کم اهمیت تر از آن می‌دیده که بخاطر آن فرشتگانی نازل شده باشند و بخاطر همین فروتنی و سعه صدر از آنها می‌پرسد مسئله مهم شما (خطبکم) چیست؟ و آنها عذاب قوم لوط را مطرح می‌سازند. (وقتی گلی در بوستان می‌روید برای رشد آن باید علف‌های هرز را از اطرافش قطع کرد تا میدان نمو و عطرافشانی گسترده گردد).

۷- آیه ۴۷ سوره ذاریات (والسماء بنیناها باید وانا لموسعون) که رشد و توسعه لایزال کیهان را تصریح می‌نماید، با تئوریهای پیشرفته علم کیهان شناسی امروز قابل توجیه و تفسیر است. مطابق فرضیات اخیر، جهان اطراف ما با سرعتی فوق العاده گسترش می‌یابد و ستارگانی با دوربین‌های رادیوئی رصد شده‌اند که با سرعت نزدیک به سه برابر سرعت نور از ما دور می‌شوند!

الذاريات · آیه ۴۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَٱلسَّمَآءَ بَنَيْنَٰهَا بِأَيْي۟دٍۢ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم، و بى‌گمان، ما [آسمان‌]گستريم!

۸- در آیه ۵۴ (فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍۢآیهٔ ۵۴) به پیامبر دستور داده می‌شود که از مشرکین روی برتابد که در این صورت ملامت شده نخواهد بود! در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که مگر پیامبر نگرانی و اضطرابی نسبت به ملامت شدن داشته است؟... شاید چنین احساس و تصوری پس از شنیدن داستان حضرت یونس (ع) و قصه بی صبری و گریز او از قوم خویش برای پیامبر پیدا شده بود، در آن داستان که در سال سوم (یکسال قبل از آیه فوق) نازل شده است، ملامت یونس را نسبت به خویش بخاطر بی صبری حکایت می‌کند (فَٱلْتَقَمَهُ ٱلْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌۭسورهٔ صافات، آیهٔ ۱۴۲).

الذاريات · آیه ۵۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍۢ

پس، از آنان روى بگردان، كه تو در خور نكوهش نيستى.

۹- تنها موردی که «فرار بسوی خدا» در قرآن مطرح شد، آیه ۵۰ این سوره است (ففروا

إِلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭآیهٔ ۵۰). به‌نظر می‌رسد ضمیر «منه» که نسبت به آن انذار داده می‌شود عواقب زیانبار یوم الدین و عذاب دردناک روز قیامت باشد که برای گریز از چنین سرنوشتی باید همچون کسی که از خطری بسوی پناهگاهی می‌گریزد بسوی خدا فرار کرد.

۱۰ - قوم لوط در این سوره قوم مجرم معرف شده است: (إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍۢ مُّجْرِمِينَآیهٔ ۳۲). جرم به گناهانی اطلاق می‌شود که از قطع ارتباط با خدا ناشی می‌شود. این عنوان کاملاً بجا و به موقع انتخاب شده است. دربرابر ابراهیم که پیوسته بیاد خدا و مرتبط با پروردگار خویش بود، درنقطه مقابل قوم لوط معرفی شده است که یکسره ارتباط خود را با خدا و مردم و حساب و کتاب و آینده قطع کرده بود.

ارتباط سوره‌های ذاریات و طور (۵۱ و ۵۲)

وجه مشترک میان این دو سوره، همچون بقیه سوره‌های این مجموعه، حیات پس از دنیا و آخرت وعده داده شده است. ولی زاویه برخورد با این موضوع در هرکدام متفاوت است؛ در سوره ذاریات، همان‌طور که گفته شد، از بُعد پاداش و جزا که در مفهوم «دین» نهفته است، به این مسئله می‌پردازد و آن را «یوم الدین» می‌نامد و در سوره طور از بُعد «عذاب» که جزای کفر و تکذیب است، موضوع را مطرح می‌نماید. جالب اینکه هم در ابتدای هر دو سوره (پس از سوگندها) این مقایسه مشهود است، و هم در آخرین آیات هر دو سوره:

سوره ذاریات (۶) و ان الدین لواقع (۷) و إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ طور، آیهٔ ۷ ذاریات (۵۹) فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ذَنُوبًۭا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَٰبِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِآیهٔ ۵۹

اواخر سوره وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ عَذَابًۭا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَسورهٔ طور، آیهٔ ۴۷ همان‌طور که ملاحظه می‌شود، در هر دو سوره با تأکید از وقوع قطعی دین و عذاب یاد می‌کند و در آخر هم چنین سرانجامی را تصریح می‌نماید (در سوره ذاریات به جای کلمه دین کلمه «ذنوب» به کار رفته که معنای آن کیفر و جزا و دنباله و نتیجه عمل، یعنی همان مفهوم دین می‌باشد).

اگر در سوره ذاریات بر تحقق یوم الدین سوگند می‌خورد و تکذیب کافران را نسبت به یوم الدین مطرح می‌نماید (بستلون ابّان یوم الدین)، در سوره طور همواره چنان روزی را از بُعد «عذاب» معرفی می‌کند. هم تحقق عذاب را قطعی می‌شمرد (و إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٌۭسورهٔ طور، آیهٔ ۷)، هم تکذیب کافران را نسبت به عذاب آتش مطرح می‌نماید (هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِى كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَسورهٔ طور، آیهٔ ۱۴

هم بهشت متقین را همراه با نعمت دورشدن از عذاب توصیف می‌نماید (إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢآیهٔ ۱۵ و نعیم - فَٰكِهِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَىٰهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ ٱلْجَحِيمِسورهٔ طور، آیهٔ ۱۸) و هم دلیل چنین بهشتی را ترس مستمر و مراقبت دائمی متقین در زندگی دنیائی از عذاب الهی می‌شمرد (قَالُوٓا۟ إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِىٓ أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَىٰنَا عَذَابَ ٱلسَّمُومِ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ ۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْبَرُّ ٱلرَّحِيمُسورهٔ طور، آیات ۲۶–۲۸)

تفاوتی که این دو سوره دارند، در بخش تاریخی مسئله است. در سوره ذاریات حدود ۴۰٪ سوره به جریان هلاکت اقوام گذشته، به دلیل انکار یوم الدین اختصاص داده شده است. اما در سوره طور همین نسبت به مذمت معاصرین پیامبر خاتم و محاکمه مکذبین آن دوران اختصاص یافته است.

از جهات دیگری نیز این دو سوره قابل مقایسه و بررسی هستند که ذیلاً به آن اشاره می‌کنیم:

۱- توصیه به پیامبر طَاغُونَ فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍۢ وَذَكِّرْ فَإِنَّ ٱلذِّكْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِينَآیات ۵۳–۵۵
۲- تذکر طور (۴۵ تا ۴۹) فذرهم حتی یلاقوا یومهم الذی فیه یصعقون واصبر لحکم ربک فانک باعیننا و سیح بحمد ربک حین تقوم - و من اللیل فسیحه و ادبار النجوم
۳- اشاره به آسمان ذاریات (۷) وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلْحُبُكِآیهٔ ۷ (۴۷) والسماء بنیناها باید و انا لموسعون.
۴- نقش عمل طور (۹ و ۱۰) يَوْمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوْرًۭا وَتَسِيرُ ٱلْجِبَالُ سَيْرًۭاسورهٔ طور، آیات ۹–۱۰ (۱۴) ذوقوا فتنتکم هذا الذی کنتم به تستعجلون (۱۶) ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمْ رَبُّهُمْ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُحْسِنِينَآیهٔ ۱۶ (۵۹) فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ذَنُوبًۭاآیهٔ ۵۹...
طور (۱۶) إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَسورهٔ طور، آیهٔ ۱۶ (۱۹) کلو و اشربوا هنيئاً بما کنتم تعملون (۲۱)... وَمَآ أَلَتْنَٰهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَىْءٍۢ ۚ كُلُّ ٱمْرِئٍۭ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌۭسورهٔ طور، آیهٔ ۲۱.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۵ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 5 connected thematic groups.

۱سوگندها و وعدهٔ روز دینآیات ۱–۱۴

وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرْوًۭا

سوگند به بادهاى ذره‌افشان،

فَٱلْحَٰمِلَٰتِ وِقْرًۭا

و ابرهاى گرانبار،

فَٱلْجَٰرِيَٰتِ يُسْرًۭا

و سبك سيران،

فَٱلْمُقَسِّمَٰتِ أَمْرًا

و تقسيم‌كنندگان كار[ها]،

إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌۭ

كه آنچه وعده داده شده‌ايد راست است،

وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٌۭ

و [روز] پاداش واقعيت دارد.

وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلْحُبُكِ

سوگند به آسمان مشبّك،

إِنَّكُمْ لَفِى قَوْلٍۢ مُّخْتَلِفٍۢ

كه شما [درباره قرآن‌] در سخنى گوناگونيد.

يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ

[بگوى‌] تا هر كه از آن برگشته، برگشته باشد.

قُتِلَ ٱلْخَرَّٰصُونَ

مرگ بر دروغپردازان!

ٱلَّذِينَ هُمْ فِى غَمْرَةٍۢ سَاهُونَ

همانان كه در ورطه نادانى بى‌خبرند.

يَسْـَٔلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلدِّينِ

پرسند: «روز پاداش كى است؟»

يَوْمَ هُمْ عَلَى ٱلنَّارِ يُفْتَنُونَ

همان روز كه آنان بر آتش، عقوبت [و آزموده‌] شوند.

ذُوقُوا۟ فِتْنَتَكُمْ هَٰذَا ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تَسْتَعْجِلُونَ

عذاب [موعود] خود را بچشيد، اين است همان [بلايى‌] كه با شتاب خواستار آن بوديد.

۲متقین و آیات رزقآیات ۱۵–۲۳

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ

پرهيزگاران در باغها و چشمه سارانند.

ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمْ رَبُّهُمْ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُحْسِنِينَ

آنچه را پروردگارشان عطا فرموده مى‌گيرند، زيرا كه آنها پيش از اين نيكوكار بودند.

كَانُوا۟ قَلِيلًۭا مِّنَ ٱلَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ

و از شب اندكى را مى‌غنودند.

وَبِٱلْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ

و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مى‌كردند.

وَفِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِ

و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معين‌] بود.

وَفِى ٱلْأَرْضِ ءَايَٰتٌۭ لِّلْمُوقِنِينَ

و روى زمين براى اهل يقين نشانه‌هايى [متقاعدكننده‌] است،

وَفِىٓ أَنفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ

و در خود شما؛ پس مگر نمى‌بينيد؟

وَفِى ٱلسَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ

و روزى شما و آنچه وعده داده شده‌ايد در آسمان است.

فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ إِنَّهُۥ لَحَقٌّۭ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ

پس سوگند به پروردگار آسمان و زمين، كه واقعاً او حق است همان گونه كه خود شما سخن مى‌گوييد.

۳مهمانان ابراهیم و قوم لوطآیات ۲۴–۳۷

هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ ٱلْمُكْرَمِينَ

آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد؟

إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَقَالُوا۟ سَلَٰمًۭا ۖ قَالَ سَلَٰمٌۭ قَوْمٌۭ مُّنكَرُونَ

چون بر او درآمدند؛ پس سلام گفتند. گفت: «سلام، مردمى ناشناسيد.»

فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجْلٍۢ سَمِينٍۢ

پس آهسته به سوى زنش رفت و گوساله‌اى فربه [و بريان‌] آورد.

فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ

آن را به نزديكشان برد [و] گفت: «مگر نمى‌خوريد؟»

فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةًۭ ۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ ۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٍۢ

و [در دلش‌] از آنان احساس ترسى كرد. گفتند: «مترس.» و او را به پسرى دانا مژده دادند.

فَأَقْبَلَتِ ٱمْرَأَتُهُۥ فِى صَرَّةٍۢ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌۭ

و زنش با فريادى [از شگفتى‌] سر رسيد و بر چهره خود زد و گفت: «زنى پير نازا [چگونه بزايد]؟»

قَالُوا۟ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ ۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْعَلِيمُ

گفتند: «پروردگارت چنين فرموده است. او خود حكيم داناست.»

۞ قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَ

[ابراهيم‌] گفت: «اى فرستادگان، مأموريت شما چيست؟»

قَالُوٓا۟ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍۢ مُّجْرِمِينَ

گفتند: «ما به سوى مردمى پليدكار فرستاده شده‌ايم،

لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةًۭ مِّن طِينٍۢ

تا سنگهايى از گِل رُس بر [سر] آنان فرو فرستيم.

مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ

[كه‌] نزد پروردگارت براى مسرفان نشان‌گذارى شده است.

فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ

پس هر كه از مؤمنان در آن [شهرها] بود بيرون برديم.

فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍۢ مِّنَ ٱلْمُسْلِمِينَ

و[لى‌] در آنجا جز يك خانه از فرمانبران [خدا بيشتر] نيافتيم.

وَتَرَكْنَا فِيهَآ ءَايَةًۭ لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ

و در آنجا براى آنها كه از عذاب پر درد مى‌ترسند، عبرتى به جاى گذاشتيم.

۴موسی و عاد و ثمود و نوحآیات ۳۸–۴۶

وَفِى مُوسَىٰٓ إِذْ أَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطَٰنٍۢ مُّبِينٍۢ

و [نيز] در [ماجراى‌] موسى، چون او را با حجتى آشكار به سوى فرعون گسيل داشتيم.

فَتَوَلَّىٰ بِرُكْنِهِۦ وَقَالَ سَٰحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌۭ

پس [فرعون‌] با اركان [دولت‌] خود روى برتافت و گفت: «[اين شخص،] ساحر يا ديوانه‌اى است.»

فَأَخَذْنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌۭ

[تا] او و سپاهيانش را گرفتيم و آنان را در دريا افكنديم در حالى كه او [در آخرين لحظه‌] نكوهشگر [خود] بود.

وَفِى عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلْعَقِيمَ

و در [ماجراى‌] عاد [نيز]، چون بر [سر] آنها آن باد مُهلِك را فرستاديم.

مَا تَذَرُ مِن شَىْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَٱلرَّمِيمِ

به هر چه مى‌وزيد آن را چون خاكستر استخوان مرده مى‌گردانيد.

وَفِى ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا۟ حَتَّىٰ حِينٍۢ

و در [ماجراى‌] ثمود [نيز عبرتى بود]، آنگاه كه به ايشان گفته شد: «تا چندى برخوردار شويد.»

فَعَتَوْا۟ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمْ يَنظُرُونَ

تا [آنكه‌] از فرمان پروردگار خود سر برتافتند و در حالى كه آنها مى‌نگريستند، آذرخش آنان را فرو گرفت.

فَمَا ٱسْتَطَٰعُوا۟ مِن قِيَامٍۢ وَمَا كَانُوا۟ مُنتَصِرِينَ

در نتيجه نه توانستند به پاى خيزند و نه طلب يارى كنند.

وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًۭا فَٰسِقِينَ

و قوم نوح [نيز] پيش از آن [اقوام نامبرده همين گونه هلاك شدند]، زيرا آنها مردمى نافرمان بودند.

۵توحید آفرینش و هدف عبادتآیات ۴۷–۶۰

وَٱلسَّمَآءَ بَنَيْنَٰهَا بِأَيْي۟دٍۢ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم، و بى‌گمان، ما [آسمان‌]گستريم!

وَٱلْأَرْضَ فَرَشْنَٰهَا فَنِعْمَ ٱلْمَٰهِدُونَ

و زمين را گسترانيده‌ايم و چه نيكو گسترندگانيم.

وَمِن كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

و از هر چيزى دو گونه [يعنى نر و ماده‌] آفريديم، اميد كه شما عبرت گيريد.

فَفِرُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ

پس به سوى خدا بگريزيد، كه من شما را از طرف او بيم‌دهنده‌اى آشكارم.

وَلَا تَجْعَلُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ ۖ إِنِّى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ

و با خدا معبودى ديگر قرار مدهيد كه من از جانب او هشداردهنده‌اى آشكارم.

كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا۟ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ

بدين سان بر كسانى كه پيش از آنها بودند هيچ پيامبرى نيامد جز اينكه گفتند: «ساحر يا ديوانه‌اى است.»

أَتَوَاصَوْا۟ بِهِۦ ۚ بَلْ هُمْ قَوْمٌۭ طَاغُونَ

آيا همديگر را به اين [سخن‌] سفارش كرده بودند؟ [نه!] بلكه آنان مردمى سركش بودند.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٍۢ

پس، از آنان روى بگردان، كه تو در خور نكوهش نيستى.

وَذَكِّرْ فَإِنَّ ٱلذِّكْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِينَ

و پند ده، كه مؤمنان را پند سود بخشد.

وَمَا خَلَقْتُ ٱلْجِنَّ وَٱلْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ

و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند.

مَآ أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍۢ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ

از آنان هيچ روزيى نمى‌خواهم، و نمى‌خواهم كه مرا خوراك دهند.

إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلْقُوَّةِ ٱلْمَتِينُ

خداست كه خود روزى بخش نيرومند استوار است.

فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ذَنُوبًۭا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَٰبِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ

پس براى كسانى كه ستم كردند بهره‌اى است از عذاب، همانند بهره عذاب ياران [قبلى‌]شان. پس [بگو:] در خواستن عذاب از من، شتابزدگى نكنند.

فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن يَوْمِهِمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ

پس واى بر كسانى كه كافر شده‌اند از آن روزى كه وعده يافته‌اند.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source