‹ همهٔ سوره‌ها الطور
۵۲

الطور

کوه طور

مکی۴۹ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «کوه طور» سوره‌ای گسترده و مکی است و فضای کلی آن پیرامون نشانه‌های آفرینش، توحید و معاد و حسابرسی شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن هشداردهنده، فشرده و بیدارگر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "Mount Sinai" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around signs of creation, tawhid, and resurrection and reckoning. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

نشانه‌های آفرینشتوحیدمعاد و حسابرسیعدالت و روابط اجتماعیدنیا و فرجام انساناخلاق و تزکیه
signs of creationtawhidresurrection and reckoningjustice and social relationsworldly life and the human outcomeethics and purification

ساختار: جریان سوره از معرفی زمینهٔ اصلی به سوی تبیین نمونه‌ها و پیامدها پیش می‌رود و میان نشانه‌های آفرینش و توحید پیوند می‌سازد.

Structure: The flow moves from introducing the main setting toward examples and consequences, building a link between signs of creation and tawhid.

در چینش مصحف، این سوره میان «الذاريات» و «النجم» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از نشانه‌های آفرینش به توحید را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Scatterers and The Star, helping the reader move across adjacent themes such as signs of creation and tawhid.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

وَٱلطُّورِ

سوگند به طور،

وَكِتَٰبٍۢ مَّسْطُورٍۢ

و كتابى نگاشته شده،

فِى رَقٍّۢ مَّنشُورٍۢ

در طومارى گسترده؛

وَٱلْبَيْتِ ٱلْمَعْمُورِ

سوگند به آن خانه آباد [خدا]؛

وَٱلسَّقْفِ ٱلْمَرْفُوعِ

سوگند به بام بلند [آسمان‌]،

وَٱلْبَحْرِ ٱلْمَسْجُورِ

و آن درياى سرشار [و افروخته‌]،

إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٌۭ

كه عذاب پروردگارت واقع‌شدنى است؛

مَّا لَهُۥ مِن دَافِعٍۢ

آن را هيچ بازدارنده‌اى نيست.

يَوْمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوْرًۭا

روزى كه آسمان سخت در تب و تاب افتد،

وَتَسِيرُ ٱلْجِبَالُ سَيْرًۭا

و كوهها [جمله‌] به حركت درآيند.

فَوَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ

پس واى بر تكذيب‌كنندگان در آن روز.

ٱلَّذِينَ هُمْ فِى خَوْضٍۢ يَلْعَبُونَ

آنان كه به ياوه سرگرمند.

يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا

روزى كه به سوى آتش جهنم كشيده مى‌شوند [چه‌] كشيدنى.

هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِى كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ

[و به آنان گويند:] «اين همان آتشى است كه دروغش مى‌پنداشتيد.

أَفَسِحْرٌ هَٰذَآ أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ

آيا اين افسون است؟ يا شما [درست‌] نمى‌بينيد؟

ٱصْلَوْهَا فَٱصْبِرُوٓا۟ أَوْ لَا تَصْبِرُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

به آن درآييد؛ خواه بشكيبيد يا نشكيبيد، به حال شما يكسان است. تنها به آنچه مى‌كرديد مجازات مى‌يابيد.»

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَنَعِيمٍۢ

پرهيزگاران در باغهايى و [در] ناز و نعمتند.

فَٰكِهِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَىٰهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ ٱلْجَحِيمِ

به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند، و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است.

كُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ هَنِيٓـًٔۢا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

[به آنان گويند:] «به [پاداش‌] آنچه به جاى مى‌آورديد بخوريد و بنوشيد؛ گواراتان باد!»

مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ سُرُرٍۢ مَّصْفُوفَةٍۢ وَزَوَّجْنَٰهُم بِحُورٍ عِينٍۢ

بر تختهايى رديف هم تكيه زده‌اند و حوران درشت‌چشم را همسر آنان گردانده‌ايم.

وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَآ أَلَتْنَٰهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَىْءٍۢ كُلُّ ٱمْرِئٍۭ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌۭ

و كسانى كه گرويده و فرزندانشان آنها را در ايمان پيروى كرده‌اند، فرزندانشان را به آنان ملحق خواهيم كرد و چيزى از كار[ها]شان را نمى‌كاهيم. هر كسى در گرو دستاورد خويش است.

وَأَمْدَدْنَٰهُم بِفَٰكِهَةٍۢ وَلَحْمٍۢ مِّمَّا يَشْتَهُونَ

با [هر نوع‌] ميوه و گوشتى كه دلخواه آنهاست آنان را مدد [و تقويت‌] مى‌كنيم.

يَتَنَٰزَعُونَ فِيهَا كَأْسًۭا لَّا لَغْوٌۭ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌۭ

در آنجا جامى از دست هم مى‌ربايند [و بر سرش همچشمى مى‌كنند] كه در آن نه ياوه گويى است و نه گناه.

وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌۭ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌۭ مَّكْنُونٌۭ

و براى [خدمت‌] آنان پسرانى است كه بر گردشان همى‌گردند، انگارى آنها مرواريدى‌اند كه [در صدف‌] نهفته است.

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ

و برخى‌شان رو به برخى كنند [و] از هم پرسند،

قَالُوٓا۟ إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِىٓ أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ

گويند: «ما پيشتر در ميان خانواده خود بيمناك بوديم.

فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَىٰنَا عَذَابَ ٱلسَّمُومِ

پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم [مرگبار] حفظ كرد.

إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْبَرُّ ٱلرَّحِيمُ

ما از ديرباز او را مى‌خوانديم، كه او همان نيكوكار مهربان است.»

فَذَكِّرْ فَمَآ أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍۢ وَلَا مَجْنُونٍ

پس اندرز ده كه تو به لطف پروردگارت نه كاهنى و نه ديوانه.

أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌۭ نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَيْبَ ٱلْمَنُونِ

يا مى‌گويند: «شاعرى است كه انتظار مرگش را مى‌بريم [و چشم به راه بد زمانه بر اوييم‌].»

قُلْ تَرَبَّصُوا۟ فَإِنِّى مَعَكُم مِّنَ ٱلْمُتَرَبِّصِينَ

بگو: «منتظر باشيد كه من [نيز] با شما از منتظرانم.»

أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَٰمُهُم بِهَٰذَآ أَمْ هُمْ قَوْمٌۭ طَاغُونَ

آيا پندارهايشان آنان را به اين [موضعگيرى‌] وا مى‌دارد يا [نه،] آنها مردمى سركشند؟

أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ

يا مى‌گويند: «آن را بربافته.» [نه،] بلكه باور ندارند.

فَلْيَأْتُوا۟ بِحَدِيثٍۢ مِّثْلِهِۦٓ إِن كَانُوا۟ صَٰدِقِينَ

پس اگر راست مى‌گويند، سخنى مثل آن بياورند.

أَمْ خُلِقُوا۟ مِنْ غَيْرِ شَىْءٍ أَمْ هُمُ ٱلْخَٰلِقُونَ

آيا از هيچ خلق شده‌اند؟ يا آنكه خودشان خالق [خود] هستند؟

أَمْ خَلَقُوا۟ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ

آيا آسمانها و زمين را [آنان‌] خلق كرده‌اند؟ [نه،] بلكه يقين ندارند.

أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ ٱلْمُصَۣيْطِرُونَ

آيا ذخاير پروردگار تو پيش آنهاست؟ يا ايشان تسلط [تام‌] دارند؟

أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌۭ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَٰنٍۢ مُّبِينٍ

آيا نردبانى دارند كه بر آن [بر شوند و] بشنوند؟ پس بايد شنونده آنان برهانى آشكار بياورد.

أَمْ لَهُ ٱلْبَنَٰتُ وَلَكُمُ ٱلْبَنُونَ

آيا خدا را دختران است و شما را پسران؟

أَمْ تَسْـَٔلُهُمْ أَجْرًۭا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍۢ مُّثْقَلُونَ

آيا از آنها مزدى مطالبه مى‌كنى و آنان از [تعهّد اداى‌] تاوان گرانبارند؟

أَمْ عِندَهُمُ ٱلْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ

آيا [علم‌] غيب پيش آنهاست و آنها مى‌نويسند؟

أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًۭا فَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ هُمُ ٱلْمَكِيدُونَ

يا مى‌خواهند نيرنگى بزنند؟ و [لى‌] آنان كه كافر شده‌اند، خود دچار نيرنگ شده‌اند.

أَمْ لَهُمْ إِلَٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ

آيا ايشان را جز خدا معبودى است؟ منزّه است خدا از آنچه [با او] شريك مى‌گردانند.

وَإِن يَرَوْا۟ كِسْفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ سَاقِطًۭا يَقُولُوا۟ سَحَابٌۭ مَّرْكُومٌۭ

و اگر پاره‌سنگى را در حال سقوط از آسمان ببينند مى‌گويند: «ابرى متراكم است.»

فَذَرْهُمْ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى فِيهِ يُصْعَقُونَ

پس بگذارشان تا به آن روزى كه در آن بيهوش مى‌افتند برسند.

يَوْمَ لَا يُغْنِى عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْـًۭٔا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ

روزى كه نيرنگشان به هيچ‌وجه به كارشان نيايد و حمايت نيابند.

وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ عَذَابًۭا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

و در حقيقت، غير از اين [مجازات‌]، عذابى [ديگر] براى كسانى كه ظلم كرده‌اند خواهد بود، ولى بيشترشان نمى‌دانند [كه آن عذاب چيست‌].

وَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ

و در برابر دستور پروردگارت شكيبايى پيشه كن كه تو خود در حمايت مايى و هنگامى كه [از خواب‌] بر مى‌خيزى به نيايش پروردگارت تسبيح گوى.

وَمِنَ ٱلَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَٰرَ ٱلنُّجُومِ

و [نيز] پاره‌اى از شب، و در فروشدن ستارگان تسبيح‌گوى او باش.