«حمد» (۱)
قرآنی که میخوانید، با سورههای بلندی همچون: بقره، آل عمران، نساء، مائده و ... آغاز میشود و بهتدریج که به انتهای کتاب نزدیک میشوید، طول متوسط آیات و حجم سورهها کوتاهتر و کمتر میشود. این قاعده تقریباً عمومی را سوره «حمد» که در ابتدای قرآن واقع شده، بهطور استثناء و چشمگیری بههم میزند. سورهای که بهظاهر بهنظر میرسد جایش در میان سورههای کوتاه آخر قرآن باشد، اما قبل از سوره «بقره» با حجمی بیش از دویست برابر خود قرار گرفته و بهعنوان «فاتحة الكتاب»، افتتاحکننده کتاب هدایت گشته است. چنین موضع و موقعیتی مسلماً بیدلیل و حکمت نیست و جا دارد در امتیاز و اختصاص آن اندیشه کنیم.
در شأن این سوره و جامع و کامل بودن آیات و ایجاز و اختصاری که در کلمات آن بهکار رفته، گفتهاند سوره حمد فهرست و جامع اصول و معانی قرآن است و هیچ نمازی بدون «حمد» کامل نیست (لاصلوۀ الا بفاتحة الكتاب). شاید بهدلیل همین فشردگی و جامعیت باشد که خداوند ایتاء این سوره را به رسول اکرم (ص)، مستقل از کل قرآن یادآوری فرموده است:
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ سَبْعًۭا مِّنَ ٱلْمَثَانِى وَٱلْقُرْءَانَ ٱلْعَظِيمَسورهٔ حجر، آیهٔ ۸۷. سوره حجر آیه (۷) ما به تو هفت آیه از عطفشوندهها و قرآن عظیم را دادیم. اکثر مفسرین با استناد به احادیث و روایات، «سبعاً من المثانی» را همان سوره حمد، بهدلیل هفتگانه بودن آیاتش، شمردهاند. هرچند تمامی آیات قرآن بهتصریح آیه ۲۳ سوره «زمر»
(ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِيثِ كِتَٰبًۭا مُّتَشَٰبِهًۭا مَّثَانِىَ…سورهٔ زمر، آیهٔ ۲۳...) ۱ (مثانی) فی باشد، اما تأکید بر مثانی بودن سوره حمد بهنظر میرسد حکم خاصی از قاعده عام و تأکیدی بر مبین بودن پیوند اجزاء این سوره با یکدیگر باشد. بهگونهای که هر آیه مقدمه و سنگ بنای آیه بعدی بوده، ترکیب کاملی از معارف الهی را به نمایش گذارده است. آیات سوره حمد (بهطور اخص و آیات سورههای دیگر بهطور اعم) مانند فصول مختلف یک کتاب، هر فصل مقدمه فصل بعدی بوده و علیرغم استقلال و کمال وجودی، جابجایی آن مفهوم کلی سوره را مخدوش مینماید. مثانی جمع مثنیه و اسم مفعول از ریشه (ثنی) است. این کلمه در اصل به معنای «عطف» میباشد. عدد دو را از آن جهت (ثانی) یا اثنان، میگویند که عطف بر عدد یک است و با آن جمع میشود. با صفر چیزی اضافه نمیشود، اما یک مبنای شمارش و مقدمه افزایش است. مدح و ستایش را نیز بهدلیل آنکه صفات نیکو را به یکدیگر، یا به صاحب صفات، عطف میکند ثنا میگویند. این کلمه در قرآن نیز به مفهوم تغییر جهت دادن و حرکت و گردشی از یک سو به سوئی دیگر بهکار رفته است. که همان «انعطاف» و دلالت بر وجهه دیگر را نشان میدهد. آیات سوره حمد علیرغم اختصار و ایجاز، آنچنان گردشی در آفاق و انفس به ذهن آدمی میدهد که هیچ متنی قدرت چنین انگیزش و انقلاب درونی ندارد.
ملاحظات آماری
نام «رحمن» در قرآن، بهغیر از ۶ موردی که با نام رحیم ترکیب شده (رحمن الرحیم)، در بقیه ۵۱ مورد به صورت تنها و منفرد بهکار رفته است. در حالیکه نام «رحیم» باستثناء ۳ مورد خاص و مربوط به انسان، ۲ در ۱۱۱ مورد دیگر، برعکس نام رحمن، با اسماء دیگری بهترتیب ذیل ترکیب شده است که عمومیت و اشراف کلی نام «رحمن» و انحصار و اختصاص نام «رحیم» را نسبت به نوع انسان یا مؤمنین نشان میدهد:
| ترکیب | شمار |
|---|---|
| غفور رحیم (یا غفوراً رحیماً) | ۶۳ |
| رحمن الرحیم | ۶ |
| تواب الرحیم (یا تواباً رحیماً) | ۱۳ |
| رب رحیم | ۱ |
| عزیز الرحیم | ۱۳ |
| بر رحیم | ۱ |
| رؤف رحیم | ۱۳ |
| رحیم ودود | ۱ |
۱. خداوند زیباترین حدیث (پیام نو) را نازل کرد. کتابی (با اجزائی) شبیه و عطف بر یکدیگر ...
۲. مثل: هود (۵) أَلَآ إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ…سورهٔ هود، آیهٔ ۵... (آگاه باش که آنها سینههایشان را از آن - قرآن - برمیگردانند...) حج (۸) ثَانِىَ عِطْفِهِۦ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ…سورهٔ حج، آیهٔ ۹... (روی خود را برمیگرداند تا از راه خدا گمراه گرداند).
۳. مثل: نساء (۲۹) …إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًۭاسورهٔ نساء، آیهٔ ۲۹ - اسرى (۶۶) …إِنَّهُۥ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًۭاسورهٔ اسراء، آیهٔ ۶۶ - احزاب (۴۳) …وَكَانَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۴۳.
این سوره از هفت آیه¹ تشکیل شده که اولین آن «بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۱»، یعنی جملهای است که در صدر سورههای دیگر قرار دارد. با این تفاوت که تنها در سوره حمد این عنوان یک «آیه» محسوب شده و در سورههای دیگر بدون شماره میباشد. گویا پس از آیات متفرقی که به صورت مجزا در اولین سالهای بعثت بر پیامبر نازل شده بود، معرفی خداوند با صفت «رحمن و رحیم» برای اولین بار در سوره حمد که به صورت یکپارچه در سومین سال بعثت در مکه نازل شده²، انجام شده است.
با این فرض، «بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۱» سورههای دیگر تکرار اولین آیه سوره حمد میباشد.
در این آیه خداوند با دو نام «رحمن و رحیم» که در واقع نگرشی از دو زاویه بر «رحمت» او است، معرفی شده است. مفسرین نام «رحمن» را اشاره به رحمت عام و جهانشمول خداوند و نام «رحیم» را اشاره به رحمت خاص او، که مختص مؤمنین است، شمردهاند. نام رحمن ۵۷ بار در قرآن تکرار شده است. اما نام رحیم ۲ برابر آن که مساوی تعداد سورههای قرآن است، یعنی ۱۱۴ مرتبه³.
برحسب محاسبات آماری پروفسور رشاد خلیفه، دانشمند مصری و استاد کامپیوتر دانشگاه آریزونا، روابط ریاضی دقیقی میان اجزاء جمله «بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۱» وجود دارد، بهطوری که نه تنها مجموع حروف تشکیلدهنده این عبارت عدد ۱۹ میباشد، بلکه تکتک کلمات تشکیلدهنده این جمله نیز در قرآن با ضریبی از عدد ۱۹ بهکار رفتهاند.
| کلمه | شمار | ضریب ۱۹ |
|---|---|---|
| اسم | ۵۷ | ۱۹×۳ |
| الله | ۲۶۹۸ | ۱۹×۱۴۲ |
| رحمن | ۵۷ | ۱۹×۳ |
| رحیم | ۱۱۴ | ۱۹×۶ |
۱. در فرهنگ قرآن عدد «هفت» به صورت سمبلیک دلالت بر کثرت میکند. مثل: آسمانهای هفتگانه، هفت سنبله گندم در تمثیل تکثیر آثار انفاق (بقره ۲۶۱)، هفت سال قحطی، هفت گاو لاغر و هفت گاو چاق (در سوره یوسف)، هفت شب عذاب برای قوم عاد (۶۹/۷)، هفت روز روزهداری در وطن برای کسی که استطاعت قربانی در حج ندارد، هفت در داشتن جهنم (۱۵/۴۴)، هفت تن بودن اصحاب کهف (۲۲/۱۸)، تمثیل هفت دریا برای نوشتن کلمات پروردگار (۳۱/۲۷).
۲. بر حسب جداول آماری کتاب «سیر تحول قرآن» نوشته آقای مهندس مهدی بازرگان، که در این مجموعه مبنای تشخیص سال نزول سورهها میباشد.
۳. البته نام رحیم ۱۱۵ بار در قرآن تکرار شده است. اما ۱۱۴ مورد آن اشاره به خداوند دارد و استثناء در آخرین آیه سوره توبه این نام به پیامبر اکرم نیز اطلاق شده است (……بِٱلْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌۭ رَّحِيمٌۭسورهٔ توبه، آیهٔ ۱۲۸)
در اینجا باید اضافه کنیم که از ۷ آیه این سوره ۴ آیه آن نیز دقیقاً از ۱۹ حرف تشکیل شده و تعداد کلمات سوره ۲۹ و تعداد حروف آن دقیقاً ضریبی از عدد ۹ میباشد (۱۷×۹ = ۱۴۴). به این ترتیب معلوم میشود تعداد: ۱۹، ۲۹، ۱۹ در این سوره از نظر آماری و عددی رمزی قابل توجه میباشند.
ارکان شناخت
سوره حمد را از این نظر فهرست قرآن و جامع اصول و معانی آن شمردهاند که بهطور ایجاز و اختصار و با حداقل کلمات، ارکان و مبانی سهگانه شناخت، یعنی مثلث: توحید، آخرت و نبوت (هدایت و کتاب) را به سادگی ترسیم نموده، تکلیف و تعهد انسان را در برابر آن نشان داده است.
نمودار ذیل این روابط را که در صفحات بعد توضیح داده خواهد شد نمایش میدهد:

۱. آیات ۱-۲-۵-۶ به شرح ذیل:
| کلمات | حروف |
|---|---|
| ۴ کلمه | ۱۹ حرف |
| ۱۴ | ۱۹ حرف |
| ۱۲ | ۱۲ حرف |
| ۱۲ | ۱۲ |
| ۱۹ | ۱۹ |
| ۱۹ | ۱۹ |
| ۱۹ | ۲۵ |
| ۲۹ کلمه | ۱۴۴ حرف (۱۷×۹) |
هر یک از رئوس (اصلی) سهگانه فوق را میتوان به اجزاء سادهتری که هر کدام سرفصل مباحث مفصلی در قرآن است، بهترتیب ذیل تجزیه نمود:
الف - توحید
۱- الوهیت (شناخت خدا و آغاز هر کار بهنام او که دلسوز و مهربان به مخلوق است) بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۱.
۲- ربوبیت (شناخت خدا با آثار سروری و سیادت و گردانندگی دستگاه عظیم خلقت در عوالم گوناگون، با احساس سپاس و ستایش نسبت به زیبائی و کمال آن) ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۲.
۳- رحمانیت (شناخت خدا با آثار فراگیر رحمت عام و خاصاش در جهان هستی و در عالم انسانها) ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۳.
در همین دو آیه مختصر، خدا را نه بهعنوان خالقی که، برحسب اندیشه مشرکین، اداره جهان را به عوامل اجرائی و فرشتگان مدیر امور سپرده، بلکه بهعنوان پروردگاری که گرداننده همه عوالم، از جماد و نبات و حیوان گرفته تا آسمانها و فرشتگان و انسانها است، معرفی مینماید. اگر مشرکین با تنگنظری و تعصب و محدودیت اندیشه، رحمت خدا را درک نکرده و رحمانیت او را منکر میشدند، در اینجا خورشید جهانتاب رحمت او را نشان میدهد.
ب - آخرت
۱- اعتراف به مالکیت خدا در روز جزا (مَٰلِكِ يَوْمِ ٱلدِّينِآیهٔ ۴)
۲- تعهد عبادت خالص و استعانت انحصاری از خدا برای رستگاری (إِيَّاكَ نَعْبُدُ…آیهٔ ۵ …وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُآیهٔ ۵)
۱. تکرار نام «رحمن الرحیم» در آیه سوم ظرافت ویژهای دارد؛ در اولین آیه (بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۱) این دو نام وصف بلاواسطهای از اسم ذات یعنی «الله» است که رحمانیت عام و خاص خداوند را بهعنوان ذات او نشان میدهد. در حالی که در آیه سوم این دو نام در ارتباط با «ربوبیت» جهانشمول او مطرح شده است. در اینجا تلویحاً نشان میدهد سیطره و سیادتش بر جهان هستی و تربیت و مدیریتی که بر مخلوقات دارد، نه از جهت قهر و غلبه، که ناشی از رحمت عام و خاصی است که مخلوقات در سایه آن به کمال وجودی خود میرسند.
پس از شناخت «الله» با صفت «ربوبیت» جهانشمول او، که ناشی از «رحمانیت» عام و خاصاش میباشد، چشم بصیرت، حکمت و حقانیتی در آفرینش مییابد که بیهودگی و بطلانی در آن نیست. حال که جهان هدفدار و حق است، لاجرم حساب و کتاب و رسیدگی و نتیجه و آثاری بر آن مترتب میباشد که نباید از آن غافل ماند.¹ در این صورت باید به دنبال زندگی موقت دنیائی، مرحلهای (یومی) باشد که مکتسبات نیک و بد آدمی محصول خود را تحقق بخشند. این مرحله همان «یوم الدین» است که مالک آن، همان مالک دنیا است.
از کلمه «مالک»، هم مالکیت و سیطره نسبت به دارایی فهمیده میشود و هم پادشاهی و قدرت تصرف (ملک). لازمه تصرف و اعمال قدرت در اداره کشور یا اداره املاک، «علم» میباشد. بنابراین پس از شناخت الوهیت، ربوبیت و رحمانیت (در آیه قبل)، در این آیه مالکیت و علم که دو رکن دیگر شناخت توحیدی میباشند مطرح میگردد.
حال که خداوند علاوه بر دنیا، مالک یوم الدین نیز میباشد و آخرت و آینده و سرنوشت ابدی ما به دست تقدیر او است، پس بهجای تسلیم و تمکین و تعبد نسبت به ارباب متفرق دنیائی، باید منحصراً او را عبادت کنیم و چشم کمک و مساعدت به دست لطف و کرامت او داشته باشیم.
این فراز که پس از مرحله شناخت (نسبت به توحید و آخرت)، میثاق و عهد و پیمانی از ناحیه بنده با خالق خویش محسوب میشود، دو کلمه و مفهوم کلیدی قرآن یعنی «عبادت» و «استعانت» را، که در سورههای مختلف مطرح و محور بسیاری از مطالب قرار گرفته، معرفی مینماید.
ج - نبوت
۱- درخواست هدایت به راه راست (ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَآیهٔ ۶) ۲- آرزوی حرکت در راه برخورداران از نعمت (صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ…آیهٔ ۷)
۱. آیات انتهائی سوره آل عمران (۱۹۰ تا ۱۹۵) مراحل تفکر اندیشمندان (اولو الالباب) در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز را که منتهی به شناخت باطل و بیهوده و بینتیجه نبودن خلقت، و آخرت و آینده داشتن (یعنی عوارض و عذاب برای ظالمین و نتیجه نیکو برای محسنین)، میگردد نشان میدهد. این آیات را بهگونهای میتوان تفصیل آیات سوره حمد شمرد.
۲. در اینجا تأکید روی جزا و پاداش (معنای دین) است بنابراین «یوم الدین» گفته شده نه: یوم القیامه، یوم الاخرة، یوم الفصل، یوم البعث ....
۳. اتفاقاً در دو قرائت مشهور، هم «مَٰلِكِ يَوْمِ ٱلدِّينِآیهٔ ۴» خوانده شده و هم «مَٰلِكِ يَوْمِ ٱلدِّينِآیهٔ ۴».
۳- بیزاری از راه غضبشدگان و گمراهان (…غَيْرِ ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا ٱلضَّآلِّينَآیهٔ ۷)
در فراز فوق، چند اصل اساسی و کلمه کلیدی که پایه بسیاری از مباحث عمومی قرآن میباشد، فهرستوار مطرح شده است؛ هدایت، صراط مستقیم، نعمت، غضب و ضلالت.
پس از حصول آمادگی برای پیمان بستن با خدا در عبادت خالص و استعانت انحصاری از او (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُآیهٔ ۵)، اینک بنده متحول و منقلب شده، از خدا میخواهد راه تحقق این آرزو را به او نشان دهد، از او «هدایت» میطلبد. منظور از هدایت، آنطور که در ترجمههای قرآن مشاهده میشود، «راهنمایی»، یعنی آدرس و نشانه دادن نیست، بلکه راهبردن و رهبری کردن است که مفهوم «تبعیت» و پیروی عملی (نه منحصراً لفظی) در آن ملحوظ میباشد. اعراب قبل از اسلام کسی را «هادی» میشناختند که بهعنوان «بلد» جلو قافله حرکت کند و کاروان را از کویر و بیابانهای بینشان بگذراند. به این ترتیب در این دعا، علاوه بر آگاه و مطلع ساختن ذهنی، دستگیری و مساعدت و رهبری و امامت در طی طریق تقاضا میگردد.
اما صراط؛ در زبان عربی کلمات زیادی معنای «راه» میدهند، مثل: سبیل، طریق، شریعه، مذهب، مسلک، جاده و غیره. اما صراط که اصل آن رومی است، به جادههای اصلی و به تعبیر امروزی اتوبانها و شاهراهها اطلاق میگردد. در مفهوم ریشهای این کلمه که از «سراط» گرفته شده، نوعی جذب و جلب و بلعیدن نهفته است. گوئی رهرو را بهسوی خود میکشد و به مقصد نزدیکتر میکند. حال اگر صراط، مستقیم هم باشد، کوتاهترین فاصله را بین بنده و خالق برقرار میکند.
منظور از «صراط مستقیم»، آنطور که از آیات قرآن استنباط میشود، راه توحید، یعنی شناخت «رب» و عبادت انحصاری او است. عبادتی که کوچکترین شرک و ناخالصی در آن راه نداشته باشد. معنای «عبادت» برخلاف آنچه مترجمین به فارسی برگرداندهاند، پرستش نیست. بلکه حالتی از تسلیم و انقیاد است که انسان دل و جان خویش رام دیگری کرده باشد.
چنین حالتی سزاوار احدی (حتی پیامبران اولوالعزم) جز ذات پروردگار نیست و قرآن در سه مورد، از زبان حضرت عیسی بن مریم، که پیروانش به زیادهروی و غلو در ستایش آن حضرت و مادر گرامیاش مریم مقدس پرداخته و در گمراهی تثلیث، نسبت به آن دو و در نتیجه به احبار و رهبان و ارباب کلیسا «تعبد» ورزیدند، جمله زیر را مورد تأکید قرار داده و «صراط مستقیم» را نشان داده است.
إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ ۗ هَٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۵۱.
عهد خدا نیز با بنیآدم همین «عبادت توحیدی» و احتراز از تعبد نسبت به شیطان، یعنی سهلانگاری و لابالیگری در برابر وسوسهها و تحریکات او و تسلیم شدن و تن دادن به هوای نفس میباشد.
…أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَٰبَنِىٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا۟ ٱلشَّيْطَٰنَ ۖ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ وَأَنِ ٱعْبُدُونِى ۚ هَٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭسورهٔ یس، آیات ۶۰–۶۱.
همانطور که ملاحظه مینمائید، در آیه فوق نیز با ذکر جمله «هذا صراط مستقیم» به روشنی و وضوح راه راست را، که همان «عبادت خالصانه خدا» است، بیان کرده است. الگو و اسوه چنین عبادتی را قرآن در عملکرد حضرت ابراهیم، که «ملة ابراهیم» نامیده شده، نشان داده و آن را «دین استوار» نامیده است:
قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا ۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَسورهٔ انعام، آیهٔ ۱۶۱.
دعای «ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَآیهٔ ۶»، جنبه ذهنی و تجریدی دارد، توضیحاتی هم که درباره «عهد خدائی» و «عبادت خالص» در قرآن آمده، باز هم با عقل و خرد سر و کار دارد و آدمهای کمحوصله را به اصطلاح شیر فهم نمیکند. برای اینکه حجت تمام شود و مصداق عینی و نمونه عملی هم نشان داده شود، بما تعلیم داده راه کسانی را که برخوردار از نعمت شدهاند بجوئیم (صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ…آیهٔ ۷). یعنی اگر اهل علم نیستیم، به عملکرد معلمین نگاه کنیم. این ذکر را در دهان ما گذاشته تا هر روز (حداقل ده بار در نمازهای یومیه) پیمودن راهی را که نعمتدادهشدگان پیمودند آرزو کنیم.
۱. سورهها و آیات: ۳/۵۱ - ۳/۱۹ - ۴۳/۲۳ (همانا خداوند پروردگار من و پروردگار شما است پس او را (نه مرا و دیگران را) عبادت کنید. این است راه راست.
۲. ۳۶/۶۰-۶۱ - ای فرزندان آدم، مگر من با شما عهد نکردم شیطان را که دشمن آشکاری برای شما است عبادت نکنید و اینکه فقط مرا عبادت کنید (که) اینست راه راست؟ (آیات ۱۵۲ و ۱۵۳ سوره انعام نیز رابطه عهد خدا و صراط مستقیم را نشان میدهد).
۳. در آیه ۴۱ سوره حجر نیز خداوند در جواب ابلیس، صراط مستقیم را همان «اخلاص در عبادت» نامیده است: ... إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَسورهٔ حجر، آیهٔ ۴۰. قَالَ هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌسورهٔ حجر، آیهٔ ۴۱. إِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَٰنٌ…سورهٔ حجر، آیهٔ ۴۲ (همچنین آیه ۱۶ سوره اعراف).
۴. انعام ۱۶۱ - بگو (ای پیامبر) همانا مرا پروردگارم به راه راست هدایت کرده است، دینی استوار که همان شیوه ابراهیم حنیف، که هرگز از مشرکین نبود، میباشد.
راستی برخورداران نعمت خدا چه کسانیاند؟... و راه اینها چه راهی است؟ هرچند نعمات پروردگار متنوع و بیشمار و برخورداران آن همه بندگاناند، اما قرآن بهطور اخص، بندگان برگزیدهای را شایسته نعمت پروردگار معرفی کرده است که راهنمای خوبی برای شناخت «صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ…آیهٔ ۷» میباشد. یکی سوره مریم است که پس از یادآوری مراتب ایمان و اخلاص ده تن از پیامبران، آنها را «کسانی که خداوند بر آنها نعمت داده» معرفی مینماید:
أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۦنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ…سورهٔ مریم، آیهٔ ۵۸ ...
دیگری سوره نساء است که علاوه بر پیامبران، صدیقین (تصدیقکنندگان و پیروان راستین انبیاء)، شهداء (گواهان حق و نمونهها و الگوهای عملی مکتب) و صالحین (اصلاحگران اجتماعی علیه مفاسد و شایستهکاران امت) را به آنها منضم نموده است:
وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۦنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُو۟لَٰٓئِكَ رَفِيقًۭاسورهٔ نساء، آیهٔ ۶۹
راستی اگر در نمازهای خود هنگامی که ذکر «صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ…آیهٔ ۷» را تکرار میکنیم، سلسله انبیاء، از پیامبر خاتم (ص) و عیسی و موسی و ... تا نوح و آدم (علیهم السلام) را بهیاد آوریم و تصدیقکنندگان و پیروان راستین آنها، از اصحاب رسول اسلام (مهاجرین و انصار، اصحاب صفه، اصحاب بدر) تا حواریون عیسی بن مریم و مؤمنین همراه موسی و دیگر اصحاب پیامبران را در میدان ذهن به رژه آوریم و شهداء، یعنی شاهدان حق و الگوهای عملی مکتب انبیاء را، از دوازده امام پس از پیامبر اسلام، دوازده حواری تصدیقکننده عیسی (ع)، دوازده نقیبی که خداوند بر بنیاسرائیل برانگیخت.³ تا دستپروردگان و پیروان راستین سایر انبیاء مشاهده نمائیم، و بالاخره صالحین، یعنی مردان عمل صالح و مبارزان با مفاسد اجتماعی و مصلحین امتهای مختلف، از غزالی و سید جمال و عبدو و اقبال و ... و شریعتی و طالقانی و سایر احیاگران امت اسلامی گرفته تا بیدارگران سایر بلاد و بندگان واقعی خدا را در صفحه سینه خود به صف آوریم، چه بهرهای از نماز خود میبریم؟...
۱. ۱۹/۵۸ - آنها کسانی هستند که بر آنها خداوند نعمت داده است از پیامبران نسل آدم و ...
۲. ۴/۶۹ - هر کس از خدا و رسول اطاعت کند، پس چنین کسانی همراه کسانی خواهند بود که خدا به آنها نعمت داده، از پیامبران، صدیقین، شهداء و صالحین. و چه خوب رفیقانی هستند اینها!
۳. اشاره به آیه ۱۲ سوره مائده (…وَلَقَدْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ ٱثْنَىْ عَشَرَ نَقِيبًۭا…سورهٔ مائده، آیهٔ ۱۲). گویا منظور از «نقیب» همان رؤسای اسباط دوازدهگانه بنیاسرائیل باشد. نقیب به کسی میگویند که از گرفتاریها و مشکلات مردم و احوال روزگار آنها آگاه است و سرپرستی و پیشوائی آنها را به عهده دارد. گوئی بر اسرار آنها «نقب» زده و بر احوالشان آگاه شده است.
پس از چنین تصریح و تأکیدی بر راه کسانی که بر آنها نعمت داده شده، طرف مقابل، یعنی محرومین از نعمت هدایت به صراط مستقیم و عبادت خالص خدا را، نیز بهخاطر میآوریم و از راه کسانی که مغضوب درگاه و گمراه از راه راست او شدند دوری مینمائیم. اولی که جنبه ایجابی دارد، از مقوله «ولایت» و دومی که جنبه سلبی دارد، از مقوله «برائت» میباشد. به این ترتیب در همین مختصر دو بعد «تولی و تبری» را بهطور مختصر و فشرده تعلیم میگیریم، تا چه کسانی را دوست بداریم و از چه کسانی دوری نمائیم.
کسانی را که باید دوست داشته و از راه آنها تبعیت کنیم شناختیم، اینک نوبت کسانی است که باید عملکرد سوء آنها را آئینه عبرت خود قرار داده و از گام نهادن در راه آنها احتراز نمائیم. این گروه را در دو دسته قرار داده است: ۱- مغضوب علیهم، ۲- ضالین. هر چند در روایات دسته اول تطبیق بر یهود، و دسته دوم تطبیق بر نصاری شده است، اما بهنظر میرسد این انطباق برای نشان دادن مصادیق واضح و نمونه اخص از قاعدهای عام باشد. البته آیات متعددی دلالت بر مغضوب واقع شدن قوم یهود، به دلیل غرور و دنیاپرستی و خودبینی آنها میکند، اما در آیات دیگر بسیاری از گناهان را، از جمله: قتل عمد مؤمن، فرار از جنگ، تمایل قلبی به کفر، شرک، طغیان در روزیها و ... موجب برانگیختن غضب الهی شمرده است.
در مورد «ضلالت» مسئله عامتر است و نمیتوان «ضالین» را منحصراً مسیحیانی شناخت که در شرک تثلیثی از توحید دور شدند. در فرهنگ قرآن هر نوع خطائی، هر چند کوچک، گمراهی تلقی میشود. گرچه از پیامبر عظیمالشأنی همچون موسی (ع) در دوران قبل از رسالت سر زده باشد، که خود با شجاعت و صراحت لهجه اعتراف میکند به هنگام قتل قبطی از گمراهان بوده است (قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۲۰). این مطلب نشان میدهد که گمراهی امری نسبی است و همه از «صراط مستقیم» در موارد و مواقعی به انحراف رفته و میرویم. حتی آگاهی و عملکرد رسول اکرم که بهترین خلق خدا و «…رَحْمَةًۭ لِّلْعَٰلَمِينَسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۱۰۷» بود و خداوند اخلاقش را به صفت عظیم ستوده است (وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍۢسورهٔ قلم، آیهٔ ۴)، در دوران قبل از رسالت نسبت به بعد از آن گمراهی (البته نسبی، نسبت به خدا) محسوب میشد. هرچند این تعبیر به دل ما خوش نیاید، اما قرآن این حقیقت را به صراحت بیان میکند:
أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًۭا فَـَٔاوَىٰ وَوَجَدَكَ ضَآلًّۭا فَهَدَىٰسورهٔ ضحی، آیات ۶–۷¹
۱. مثل: ۲/۶۱ …وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ٱلذِّلَّةُ وَٱلْمَسْكَنَةُ وَبَآءُو بِغَضَبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۶۱ ...
۲/۹۰ ... …فَبَآءُو بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍۢ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۹۰
۳/۱۱۲ ... …وَبَآءُو بِغَضَبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ٱلْمَسْكَنَةُ…سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۱۲.
۵/۶۰ ... …مَن لَّعَنَهُ ٱللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ ٱلْقِرَدَةَ وَٱلْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ ٱلطَّٰغُوتَ…سورهٔ مائده، آیهٔ ۶۰ ...
۵۸/۱۴ - …أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ تَوَلَّوْا۟ قَوْمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم…سورهٔ مجادله، آیهٔ ۱۴ ...
۲. سورهها و آیات: ۲/۹۳ - ۸/۱۶ - ۸/۱۷؟ - ۷/۷۱ - ۲۰/۸۱.
ما اگر در نماز خود به هنگام ذکر «مغضوب علیهم» و «ضالین»، فقط بنیاسرائیل را در نظر داشته و خود را، که مخاطب اصلی پیام هستیم، فراموش کنیم، همچون آنها دچار غفلت غرور میشویم. گرچه آنها مصادیق مسلم و مشخص تاریخی این حقیقت هستند، اما به تصریح قرآن: آنها مردمانی بودند که صحنه روزگار را ترک کردند. اعمال آنها به حساب خودشان و اعمال شما به حساب خودتان است و شما مسئول کارهای آنها نیستید!² درست است که باید عبرت تاریخی بگیریم، ولی نباید در قصص گذشتگان متوقف شویم و هدف قصه را که در همان مفهوم لغوی آن، حرکت در آثار و پیگیری جای پای رفتگان برای شناخت است، فراموش نمائیم.
نگاهی گذرا به آیات قرآن نشان میدهد که عمدهترین زمینههای ضلالت در شرک و کفر و پیروی از شیطان و نافرمانی از خدا و رسول است.³ به نسبتی که از این انحرافات فاصله گرفته و به توحید و تبعیت از رسول نزدیک شده باشیم از مرز «ضلالت» به مرز هدایت حرکت کردهایم.
بهترین دعا و درخواست در پایان این سوره، قرائت مجدد آن با توجه و تدبری بیشتر است. خداوند حال فردی و اجتماعی ما را در حال و هوای سوره حمد متحول گرداند.
ارتباط سورههای حمد و بقره (۱ و ۲)
شرح همآهنگی و ارتباط میان این دو سوره که یکی در نهایت ایجاز و اختصار همه قرآن را در خود خلاصه کرده و هفت آیهاش بهعنوان هفت بند مرتبط با هم بهطور اخص و مستقلاً در کنار قرآن عظیم ذکر شده است (وَلَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ سَبْعًۭا مِّنَ ٱلْمَثَانِى وَٱلْقُرْءَانَ ٱلْعَظِيمَسورهٔ حجر، آیهٔ ۸۷) و دیگری که مفصل و مبسوطترین سورههای قرآن است، کاری سهل و ممتنع میباشد، سهل است به این دلیل که همه موضوعات مطرح شده در سوره حمد را میتوان با تفصیل بیشتر در سوره بقره یافت، و ممتنع است به این دلیل که درک و فهم و بیان تفصیل آن اجمال، کاری در خور اهل واقعی قرآن است. اما اگر خواسته باشیم بهطور سطحی و ظاهری و در حد فهم ناقص و نارسای خود، حکمت قرار گرفتن این دو سوره را در کنار یکدیگر و وجه ارتباط و اتصالشان را، که تداومدهنده محور بحث از سوره نخست به سوره بعدی میباشد، پیدا کنیم باید به فصل مشترک میان آنها نگاهی بیفکنیم.
۱. آیا تو را یتیمی نیافت و پناهت داد، و تو را گمراهی نیافت و هدایتت کرد؟
۲. ۲/۱۳۴ تِلْكَ أُمَّةٌۭ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْـَٔلُونَ عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۳۴.
۳. مثل: ۴/۱۱۶ …وَمَن يُشْرِكْ بِٱللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَٰلًۢا بَعِيدًاسورهٔ نساء، آیهٔ ۱۱۶.
۴/۱۳۶ …وَمَن يَكْفُرْ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَٰلًۢا بَعِيدًاسورهٔ نساء، آیهٔ ۱۳۶ ۳۳/۳۶ …وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَٰلًۭا مُّبِينًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۳۶.
۴/۶۰ …وَيُرِيدُ ٱلشَّيْطَٰنُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَٰلًۢا بَعِيدًۭاسورهٔ نساء، آیهٔ ۶۰.
در سوره حمد پس از ستایش خداوندی که پروردگار عالمیان و صاحب رحمت عام و خاص و مالک روز جزا است، با او پیمان میبندیم که تنها او را بپرستیم (تسلیم و مطیع مطلق) و نه دیگران باشیم و تنها از او یاری بطلبیم، در عوض میخواهیم ما را به صراط مستقیم «هدایت» کند، راه کسانی که بر آنها نعمت داده (همچون: پیامبران، صدیقین و شهداء و صالحین) نه مورد غضب واقعشدگان (همچون یهود) و گمراهان (همچون نصاری). به این ترتیب آخرین تصویر این سوره در ذهن خواننده «هدایتطلبی» است.
در سوره بقره خداوند بلافاصله به این درخواست جواب میگوید و راه آنرا نشان میدهد: همین کتابی که شک و تردیدی در (حقانیت) آن نیست، هدایتی است (که میخواهید) مشروط بر اینکه تقوی داشته باشید (ذَٰلِكَ ٱلْكِتَٰبُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًۭى لِّلْمُتَّقِينَسورهٔ بقره، آیهٔ ۲). زمینههای تقوی را نیز این چنین شرح میدهد:
۱- ایمان به غیب (باورکردن حقایقی فوق مشهودات عینی و علمی خود).
۲- اقامه صلوة (روکردن به خدا بهجای ارباب دنیائی و متکی و مغرور به خود نبودن).
۳- انفاق از روزیها (بهجای امساک و دنیاپرستی و خودخواهی).
۴- ایمان به همه آنچه بر پیامبران نازل شده (بهجای تعصب دینی و دشمنی و رقابت با متدینین به شرایع دیگر).
۵- یقین به آخرت (در برابر دنیاپرستی)...
آنگاه اضافه مینماید اینها بر راه هدایت ربوبی و رستگار واقعی هستند (أُو۟لَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدًۭى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَسورهٔ بقره، آیهٔ ۵).
در متن سوره نیز «مغضوب علیهم» و «ضالین» را که گفته شده یهود و نصاری هستند به تفصیل معرفی نموده و خصلتهای نیک و بدشان را برای عبرت مؤمنین شرح داده است.