‹ همهٔ سوره‌ها الفيل
۱۰۵

الفيل

فیل

مکی۵ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «فیل» سوره‌ای کوتاه و مکی است و فضای کلی آن پیرامون توحید، نشانه‌های آفرینش و هدایت و گمراهی شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن هشداردهنده، فشرده و بیدارگر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "The Elephant" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around tawhid, signs of creation, and guidance and misguidance. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

توحیدنشانه‌های آفرینشهدایت و گمراهیمعاد و حسابرسی
tawhidsigns of creationguidance and misguidanceresurrection and reckoning

ساختار: ساختار سوره یکپارچه و فشرده است و از آغاز تا پایان بر یک محور معنایی محدود حرکت می‌کند.

Structure: The surah is compact and unified, moving from beginning to end around a limited semantic axis.

در چینش مصحف، این سوره میان «الهمزة» و «قريش» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از توحید به نشانه‌های آفرینش را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Slanderer and Quraysh, helping the reader move across adjacent themes such as tawhid and signs of creation.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَٰبِ ٱلْفِيلِ

مگر نديدى پروردگارت با پيلداران چه كرد؟

أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِى تَضْلِيلٍۢ

آيا نيرنگشان را بر باد نداد؟

وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ

و بر سر آنها، دسته دسته پرندگانى «اَبابيل» فرستاد.

تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍۢ مِّن سِجِّيلٍۢ

[كه‌] بر آنان سنگهايى از گل [سخت‌] مى‌افكندند.

فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍۢ مَّأْكُولٍۭ

و [سرانجام، خدا] آنان را مانند كاه جويده‌شده گردانيد.