«فرقان» (۲۵)
وجه تسميه
نام اين سوره که از اولين آيه آن اخذ شده «فرقان» است که در لغت فارسی «شناخت» میباشد. کلمه فرقان که از «فرق» بليغ تر است. به عنوان محک و معياری که ميانه حق و باطل را تميز میدهد به کار میرود. بنابراين شناخت نيک و بد و تميز و تشخيص ميان خير و شر با «فرقان» که يکي از نام هاي کتاب آسمانی «قرآن» است ممکن میگردد.
آنچه از طريق وحي بر پيامبر اکرم (ص) نازل گرديده است نام هاي متعددي مثل: قرآن، کتاب، نور، ذکر، بيان، حکم، کلام الله و... دارد که هر کدام بدليل و از زاويه خاصي نامگذاری شده است. به همين ترتيب نام «فرقان» از آنجا که جدا کننده و فرق گذارنده ميان حق و باطل است، براي بيان بعد ويزه اي از کتاب خدا که در اين سوره به طور اخص مورد توجه قرار گرفته گزيده شده است.¹
در اين سوره کلمات متضاد و متباين، يا پديده هاي متقارن و مترادفي براي تبيين دوگانگی حق و باطل بکار رفتهاند که در رابطه با نام «فرقان» جالب توجه میباشد. از جمله: ليل و نهار، سبات و نشور، دکر و شکر، موت و حيات، اسراف و اقتار، عذب فرات و ملح اجاج، سيئات و حسنات، بشير و نذير، سايه و گرماي تابش (ظل و حرور)، مد و قبض، ايمان و کفر و...
البته فرقان تنها نام کتابي که بر پيامبر اسلام (ص) نازل شده نيست، بلکه توراة نيز به
¹. اصولاً فرقان به شناخت و ابزار درک مسائل میگويند، همانطور که تقوی نيز وسيله و زمينه فرقان میگردد (ان تنقوا …ٱللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًۭا…سورهٔ انفال، آیهٔ ۲۹ - انفال ۲۹).
همین عنوان نامگذاری شده و سایر کتب آسمانی هم باید فرقان باشند. علاوه بر آیه فوق، در دو آیه دیگر نیز، کتاب نازل شده بر پیامبر اسلام (ص) فرقان نامیده شده است: ۱- بقره ۱۸۵ (…هُدًۭى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٍۢ مِّنَ ٱلْهُدَىٰ وَٱلْفُرْقَانِ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۸۵) ۲- آل عمران ۴ (وانزل التوراة والانجيل مِن قَبْلُ هُدًۭى لِّلنَّاسِ…سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۴ و انزل الفرقان)
محتوى و مضمون
محتوى این سوره و محورهای اصلی آن را از سه آیه اول که جنبه مقدمه و فهرست دارد و آیه آخر آن که به عنوان نتیجه گیری تلقی میشود، میتوان استخراج نمود. برخی از کلماتی که در این چند آیه به کار رفتهاند در کل سوره جنبه کلیدی داشته و از آنها میتوان برای فهم سوره و گشودن معضلات آن مدد گرفت. این کلمات را بر حسب اهمیتی که در سوره دارند فهرست وار ذکر میکنیم:
۱- عبدُهُ (نبوت پیامبر) - مسئله نبوت پیامبر (ص) و تکذیب قوم، اصلی ترین محور سوره است که حداقل در ۲۱ آیه (حدود ۳۰٪ کل سوره) به طور مستقیم به آن پرداخته است. باید توجه داشت این سوره در سالهای ۶ و ۷ بعثت یعنی در اوج تکذیب مشرکین و شکنجه و آزار آنها نازل شده است. بطور کلی ایرادهای مشرکین را، آنطور که در سوره نقل شده، میتوان به ترتیب به چند دسته مستقل تقسیم کرد که از تکذیب حقيقت قرآن و نازل شدنش از جانب خدا شروع میشود و به تکذیب نبوت و قیامت و بالاخره تمسخر رسول و انکار «رحمانیت» خدا میکشد. بررسی این آیات، بترتبيبي که در سوره نقل شده، از نظر روانشناسی انسانها و جامعه شناسی دینی قابل مطالعه و بررسی است و جبهه گیری و برخورد فکری با یک منطق جدید را بنمایش میگذارد. این آیات را بترتیب و برحسب شماره آیه بررسی میکنیم.
۱- آیه ۴ - …إِنْ هَٰذَآ إِلَّآ إِفْكٌ…آیهٔ ۴ افتره و اعانه عليه قوم آخرون ۲- ۵ - قالوا اساطیر …ٱلْأَوَّلِينَ ٱكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلَىٰ عَلَيْهِ…آیهٔ ۵... ۳- ۷ - وَقَالُوا۟ مَالِ هَٰذَا ٱلرَّسُولِ يَأْكُلُ ٱلطَّعَامَ وَيَمْشِى فِى ٱلْأَسْوَاقِ…آیهٔ ۷ …لَوْلَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌۭ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًاآیهٔ ۷ ۴- ۸ - أَوْ يُلْقَىٰٓ إِلَيْهِ كَنزٌ…آیهٔ ۸ …أَوْ تَكُونُ لَهُۥ جَنَّةٌۭ يَأْكُلُ مِنْهَا…آیهٔ ۸
- در آیات: بقره ۵۳ (وَإِذْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَسورهٔ بقره، آیهٔ ۵۳) - انبیاء ۴۸ (ولقد آتینا موسی و
هارون الفرقان و ضیاء و ذکرا للمتقین)
فرقان (۲۵) / ۴۱
…وَقَالَ ٱلظَّٰلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًۭا مَّسْحُورًاآیهٔ ۸
- ۱۱ - بَلْ كَذَّبُوا۟ بِٱلسَّاعَةِ ۖ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِٱلسَّاعَةِ…آیهٔ ۱۱
- ۲۱ - …وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ أَوْ نَرَىٰ رَبَّنَا…آیهٔ ۲۱
- ۳۲ - وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ ٱلْقُرْءَانُ جُمْلَةًۭ وَٰحِدَةًۭ…آیهٔ ۳۲... تکذیب وحی (جبرئیل)
- ۴۱ - وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَٰذَا ٱلَّذِى بَعَثَ ٱللَّهُ رَسُولًاآیهٔ ۴۱
- ۶۰ - وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسْجُدُوا۟ لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا۟…آیهٔ ۶۰ و ما الرحمن. (تکذیب رحمانیت خدا) ریشه اعتقادی تکذیبهای فوق
۲- قرآن - آنچه پیامبر (ص) از طریق وحی برای مردم آورده، که در این سوره به نامهای فرقان، قرآن، ذکر و آیات نامیده شده، حداقل در ۱۱ آیه این سوره مورد بحث قرار گرفته است. از آنجایی که اولین موضوع مورد تکذیب مشرکین حقانیت قرآن و امکان نازل شدنش از طرف خدا بوده است، میتوان این مسئله را از محورهای اصلی سوره تلقی کرد. ذیلا آیاتی که به کتاب خدا مربوط میشود نقل میگردد:
- تَبَارَكَ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِۦ…آیهٔ ۱
- ۴ - وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّآ إِفْكٌ ٱفْتَرَىٰهُ وَأَعَانَهُۥ عَلَيْهِ قَوْمٌ…آیهٔ ۴
- ۵ - و قالوا اساطیر …ٱلْأَوَّلِينَ ٱكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلَىٰ عَلَيْهِ…آیهٔ ۵-
- ۶ - قُلْ أَنزَلَهُ ٱلَّذِى يَعْلَمُ ٱلسِّرَّ…آیهٔ ۶
- ۱۸ -...…وَلَٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَءَابَآءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا۟ ٱلذِّكْرَ…آیهٔ ۱۸...
- ۲۹ - لَّقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ ٱلذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ…آیهٔ ۲۹ جائنى و کان الشيطان للانسان خذولاً
- ۳۰ - و قال الرسول يا رب …إِنَّ قَوْمِى ٱتَّخَذُوا۟ هَٰذَا…آیهٔ ۳۰ القرآن مهجوراً.
- ۳۲ - وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ ٱلْقُرْءَانُ جُمْلَةًۭ وَٰحِدَةًۭ…آیهٔ ۳۲
- ۳۳ - وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًاآیهٔ ۳۳
۳- برکت - کلمه «تبارک» که سوره با آن آغاز شده، جمعاً در سه آیه آمده است که از جهات مختلف این برکت و فرخندگی را نشان میدهد:
- تَبَارَكَ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِۦ…آیهٔ ۱ ليكون للعالمين نذيراً (برکت در نزول فرقان برای انذار همه مردم جهان)
- آیه ۱۰ - تَبَارَكَ ٱلَّذِىٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيْرًۭا مِّن ذَٰلِكَ…آیهٔ ۱۰ …جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ…آیهٔ ۱۰ و يجعل لك قصوراً (برکت در نعمتهای خدا)الفرقان · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
تَبَارَكَ ٱلَّذِىٓ إِن شَآءَ جَعَلَ لَكَ خَيْرًۭا مِّن ذَٰلِكَ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًۢا
بزرگ [و خجسته] است كسى كه اگر بخواهد بهتر از اين را براى تو قرار مىدهد: باغهايى كه جويبارها از زير [درختان] آن روان خواهد بود، و براى تو كاخها پديد مىآورد.
- آیه ۶۱ - تَبَارَكَ ٱلَّذِىٓ إِن شَآءَ جَعَلَ…آیهٔ ۱۰ …فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًۭا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَٰجًۭا وَقَمَرًۭا مُّنِيرًۭاآیهٔ ۶۱
(برکت در خیرات و منافعی که از بروح و سراج و قمر عاید میگردد. علاوه بر موضوعات فوق که از آیات ابتدای انتهای سوره استخراج گشته، میتوان از متن آن، موضوعات دیگری که جنبه محوری و کلیدی در سوره دارند استنباط کرد. از جمله: ۴- رحمن - در این سوره ۵ بار نام رحمن تکرار شده است که پس از سورههای مریم و زخرف بیش از سایر سورههای قرآن میباشد. معمولاً موضوع رحمانیت خدا در سورههایی مطرح میگردد که اعتقادات مشرکین و انحراف آنها از توحید مورد نظر باشد. همانطور که میدانیم مشرکین به «الله» به عنوان خالق هستی اعتقاد داشتند. اما منکر رحمن بودند.¹ از آنجایی که در این سوره به اعتقادات مشرکین و تکذیبشان به نبوت، قرآن و قیامت پرداخته است، مسئله رحمانیت را مورد توجه قرار داده و حتی در ۱۴ آیه آخر سوره ویژگیهای عبادالرحمن را به تفصیل بیان نموده است. آیاتی که به موضوع رحمانیت در این سوره اشاره کرده عبارتند از:
ٱلْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ لِلرَّحْمَٰنِ ۚ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ عَسِيرًۭاآیهٔ ۲۶ ۵۹ - ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ…آیهٔ ۵۹ الرحمن فسئل به خبیرا ۶۰ - وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسْجُدُوا۟ لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا۟ وَمَا ٱلرَّحْمَٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ…آیهٔ ۶۰ نفورا ۶۳ - و عبادالرحمن الذین...
۵- سبیل - نکته شگفتی که در این سوره جلب توجه مینماید، اختلاف قافیه ای است که در انتهای آیه (۱۷) نسبت به سایر آیات سوره وجود دارد. توضیح این که همه آیات این سوره با تنوین روی الف ختم میشوند مگر آیه ۱۷ که با حرف «ل» (ضلوا السبیل) ختم شده، درحالی که کلمه سبیل در انتهای ۶ آیه دیگر این سوره نیز آمده است اما در همه این موارد بشکل «سبیلا» (آیات: ۹ - ۲۷ - ۳۴ - ۴۲ - ۴۴ - ۵۷).
این استثناء (که براحتی ممکن بود مانند ۶ مورد دیگر «سبیلا» نوشته شود تا ریتم سوره هم بهم نخورد) باید عمدی باشد. قبلا نیز در سورههای دیگر مشاهده نمودیم هر گاه قرار بوده موضوعی مورد توجه و تاکید قرار گرفته و باصطلاح «آگراندیسمان» شود، از ریتم و نظام عمومی و لحن و آهنگ سوره خارج شده تا بیشتر جلب توجه کند. موضوع سبیل (راهیابی) نیز از موضوعات اصلی و محورهای عمده سوره میباشد. بنابراین لازم بوده جلوه
۱. این موضوع را میتوان در سورهها و آیات دیگری ملاحظه کرد. مثل: رعد ۳۰ - اسراء ۱۱۰ - مریم ۶۹ - انبیاء
۳۶ - یس ۱۵ - زخرف ۱۷ و ۳۶ - ملک ۲۹ و...
فرষان (۲۵) ۴۳
بیشتری پیدا کند. کلمه «سبیلا» در سوره نساء ۱۱ مرتبه بکار رفته که از همه سورههای قرآن بیشتر است. پس از آن دو سوره «اسراء» و «فرষان» قرار دارند.
در سوره اسراء (بنی اسراییل) هم که مانند این سوره، تمام آیاتش به استثنای یک مورد (آیه ۱ - هو السمیع البصیر) با تنوین روی الف ختم شده، دقیقاً ۶ بار کلمه «سبیلا» و یکبار «سبیل» بکار رفته (درست همانند سوره فرষان). با این تفاوت که در سوره «اسراء» بصیر بودن خدا اگراندیسمان شده، و در اینجا «سبیل». این انطباق در شکل و آهنگ، نوعی ارتباط و اتصال دو سوره را میتواند نشان دهد:
در ۷ موردی که کلمه سبیل در سوره فرষان بکار رفته ۶ مورد آن بطور مستقیم یا غیر مستقیم با «ضلالت» آمده و از بعد منفی گمراه شدن را نشان میدهد. تنها یک مورد به سبیل پروردگار اشاره میکند. (…إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًۭاآیهٔ ۵۷).
۶- آزادی و اختیار
از آنجایی که این سوره مانند سوره انعام جنبه ایدئولوژیک و جدلي دارد و به افکار و نظریات مخالفین پرداخته، موضوع آزادی و اختیار انسان در گرایش بحق و پذیرش شریعت الهی بشدت مورد تاکید قرار گرفته است. همانطور که قبلا گفته شد، مکتبی که بر تفکر و تعقل و عدم اکراه و اجبار در دین تکیه میکند، ناچار است راه گفتگو و بحث و مکالمه منطقی را باز کند و جامعه باز را برای رشد و شکوفایی استعدادها پی ریزی نماید. در چنین مکتبی، رهبرش به جای آن که در صدد مسحور و مقلد کردن پیروانش باشد، با آنها رابطه برقرار میکند و با بحث و مکالمه مستمر، افکار و عقولشان را متحول میسازد.
آیاتی که بر موضوع آزادی و اختیار انسان در این سوره تاکید دارد عبارتند از:
- وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّۭا مِّنَ ٱلْمُجْرِمِينَ ۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًۭا وَنَصِيرًۭاآیهٔ ۳۱
- ۴۳ - أَرَءَيْتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًاآیهٔ ۴۳
- - وَلَقَدْ صَرَّفْنَٰهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا۟…آیهٔ ۵۰... ولو شئنا لبعضنا …فِى كُلِّ قَرْيَةٍۢ نَّذِيرًۭاآیهٔ ۵۱. فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبيرا.
- ۵۶ - و ما ارسلناک الا مبشرا و نذيرا.
- ۵۷ - قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًۭاآیهٔ ۵۷
- ۵۸ - وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْحَىِّ ٱلَّذِى لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِۦ ۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًاآیهٔ ۵۸
- ۶۲ - وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ خِلْفَةًۭ لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًۭاآیهٔ ۶۲
- ۷۳ - وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا۟ عَلَيْهَا صُمًّۭا وَعُمْيَانًۭاآیهٔ ۷۳
۷- انذار - در این سوره موضوع «انذار» (آگاه ساختن و بیم دادن از خطر محتمل الوقوع) بیش از تبشیر مورد نظر قرار گرفته است و علاوه بر اولین آیه آن، در خلال سوره نیز از سرنوشت شوم مجرمین در جهنم انذار فراوان داده شده است. این کلمه در شکل «نذیرا» ۴ بار در این سوره تکرار شده که بیش از بقیه سورهها میباشد: تَبَارَكَ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِۦ لِيَكُونَ لِلْعَٰلَمِينَ نَذِيرًاآیهٔ ۱ …لَوْلَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌۭ فَيَكُونَ مَعَهُۥ نَذِيرًاآیهٔ ۷ وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِى كُلِّ قَرْيَةٍۢ نَّذِيرًۭاآیهٔ ۵۱ آیه ۵۶ - و ما ارسلناک الا مبشراً و نذیرا
***
اسماء الحسنى - در این سوره بجز نام جلاله «الله» که ۸ بار تکرار شده، ۱۴ بار نام رب (به صورت مضاف: ربک ربنا و...) ۵ بار «رحمن»، ۲ بار غفور و رحیم، ۲ بار خبیر و یکبار از هر کدام از نامهای: بصیر، نصیر، قدیر، حی و هادی آمده است که در رابطه با مفاهیم مطرح شده در سوره قابل مطالعه و بررسی میباشد. مجموع این نامها ۳۸ = (۱۹×۲×) میباشد.
حرف انتهایی آیات همانطور که در توضیحات متن این نوشته گفته شد، از ۷۷ آیه این سوره که با الف تنوین دار ختم میشوند تنها آیه ۱۷ با حرف «ل» ختم شده است.
تقسیمات سوره سوره فرقان را برای سهولت بررسی میتوان به ۹ بخش ذیل تقسیم نمود: الف - مقدمه ۳ آیه اول سوره را میتوان فهرست مطالب و خلاصه و مقدمه ای برای مندرجات آن تلقی کرد. در این چند آیه اشاراتی به مفاهیم: برکت، فرقان، نبوت، انذار، ملک، تقدیر، خلق و توحید و شرک شده که به عنوان کلیدی برای بقیه سوره میتواند مورد استفاده قرار گیرد. ب - تکذیب کتاب و نبوت (آیات ۴ تا ۱۰) در این ۷ آیه جمعاً ۷ نظریه مشرکین را در انکار حقانیت کتاب و نبوت پیامبر توضیح میدهد.
فرقال (۲۵)/۴۵
ج - قیامت (آیات ۱۱ تا ۴۳)
در آیات مفصل این بخش، تصویری از جهنم و بهشت و صحنه سوال و جواب در محکمه الهی را به نمایش میگذارد و در آیه ۲۰ نتیجه میگیرد که اصولاً ارسال مرسلین چیزی جز امتحان و ابتلای انسانها نبوده خداوند فتنه مکذبین را وسیله آزمایش صبر مومنین قرار داده است. اگرچه قسمت عمده آیات این بخش مستقیماً صحنههای قیامت را تصویر مینماید، اما گهگاه (مثل آیات ۲۱ تا ۳۲) به گفتار دنیایی آنها در تکذیب قیامت و قرآن برمیگردد و علت و زمینه این سرنوشت را بازگو مینماید. در ضمن آیات ۲۷ تا ۳۰ این سوره از مهم ترین آیات مربوط به «ثقلین» (کتاب و سنت) میباشد.
د - تاریخ (آیات ۳۵ تا ۴۰)
در ۶ آیه این بخش از ایتاه کتاب به موسی برای هدایت قوم مکذب به آیات خدا شروع میکند که ظاهرا شاخص ترین مصداق تکذیب در طول تاریخ بوده است. به دنبال آن از تکذیب قوم نوح به رسولان و غرق شدن آنها سخن میگوید. سپس به اقوام عاد و ثمود و اصحاب الرس و نسلها و تمدنهای مابین آنها اشاره میکند که همگی رسولان را تکذیب کردند و مشمول عذاب گشتند. و در خاتمه به عنوان مصداق عینی و ملموس برای اعراب، از آثار خرابههای قومی که با باران سنگریزه (گدازه آتشفشانی) نابود شدند (قوم لوط در شهر سدوم) شاهد مثال میآورد که در سفرهای خود (بشام) از آن عبور مینمایند و عبرت نمیگیرند.
ر - اوج تکذیب (استهزاء حق، پافشاری بر باطل و هوی پرستی و گمراهی) آیات ۴۱ تا ۴۴
در این بخش کوتاه نشان میدهد عدم عبرت گیری تاریخی از اقوام گذشته و بکار نگرفتن نیروی تفکر و تعقل چگونه انسان را به پرتگاه هوی و هوس سوق داده از مرحله انسانی به پایین تر از چارپایان ساقطش میکند.
ز - آیات تکوینی (آیات ۴۵ تا ۵۴)
همانطور که در وجه تسمیه سوره گفتیم، کلمه فرقال که اشاره ای به معیار و محک بودن کتاب خدا برای تشخیص حق از باطل است، دو گانگیهای دیگری را نیز در عالم طبیعت تداعی مینماید که به برخی از آنها اشاره کردیم. عمده ترین آنها که تمثیلی از حق و باطل است، نور خورشید و سایه آن (فقدان نور) میباشد. اگر این مطلب را با توجه به آیات نور (در سوره قبل) مورد نظر دهیم، هم ربط دو سوره را میفهمیم و هم از تمثیل سایه و قبض و مد آن در آیات این سوره (أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ…آیهٔ ۴۵ مدالظل و لوشاء …لَجَعَلَهُۥ سَاكِنًۭا ثُمَّ جَعَلْنَا…آیهٔ ۴۵
…ٱلشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًۭا ثُمَّ قَبَضْنَٰهُ إِلَيْنَا قَبْضًۭا يَسِيرًۭاآیات ۴۵–۴۶، بی به تدبير و مشيت الهی میبريم. بیان این تمثیل بدنبال بخش قبل (استهزاء حق، پافشاری بر باطل و هوی پرستی و گمراهی) شاید از این نظر باشد که نشان میدهد همانطور که سایه به تدبير خدا حرکت میکند و قبض و بسط آن به حکمت و مشيت او وابسته است، گمراهی کافران نیز مستقل از مشيت او و خلاف تقدیرش نمیباشد. همانطور که از اختلاف تابش خورشید و سایه آن، اختلاف درجه حرارت بوجود میآید و آن نیز بنوبه خود موجب انبساط ذرات هوا و ایجاد باد و تشکیل ابر و ریزش باران و... میگردد، اختلاف مردم در پذیرش حق و باطل و آزادی و اختیاری که در چهارچوب مشيت خدا با مهلت و مدت و اجل مشخص دارند موجب رشد و تکامل انسان میگردد. بنابراین نباید از وجود و حضور منکرین انبیاء و قدرت و سلطه آنها در جهانی که نظامش به دست خدا است تعجب کرد. همانطور که اگر خدا میخواست حرکت سایه را متوقف میکرد (…وَلَوْ شَآءَ لَجَعَلَهُۥ سَاكِنًۭا…آیهٔ ۴۵) میتوانست اختیار کافران را سلب نماید، اما آنرا تابع و حرکت انفعاليشآنرا عکس العملی در برابر مردان حق قرار داد. (…ثُمَّ جَعَلْنَا ٱلشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًۭاآیهٔ ۴۵) و مطمئنا سرانجام بر باز گرداندن آنان در روز قیامت قادر است (ثم قبضناه الیناقبضأ یسیرأ).
- در دومین آیه این قسمت، از شب و روز و خواب و بیداری و آرامش و تحرک سخن میگوید (و هوالذی جعل لكم الليل لباساً والنوم سباتا و جعل النهار نشورا). روز و شب حاصل تابش خورشید و غیبت آن است، همین توالی و تداوم و اختلاف و دوگانگی وسیله ای برای آرامش و تجدید انرژی (در شب) و تلاش و تحرک مجدد در روز میگردد. اگر خورشید همواره میتابید، انسان از خستگی و فرسودگی بی تاب میگشت. اگر میدان عمل برای باطل وجود نمیداشت، اختیار منتفی میگشت و سیر تکامل انسان وصیرورت او بسوی خدا متوقف میگردید.
- در سومین آیه این بخش (وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَرْسَلَ ٱلرِّيَٰحَ بُشْرًۢا بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِۦ ۚ وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ طَهُورًۭاآیهٔ ۴۸) از ارسال بادهای انگیزنده ابرها، که بشارت دهنده باران میباشد، سخن میگوید و سومین مرحله این تحول را که با تابش نور خورشید و سایه آن آغاز شده و موجب پیدایش روز و شب گردیده بیان میکند. این مرحله همان پیدایش باد در اثر انبساط و انقباض ذرات هوا (بخاطر شب و روز) میباشد که مقدمه تشکیل ابر و ریزش باران میگردد. همه این مقدمات برای احیای سرزمین مرده خشک و رفع تشنگی چارپایان و انسانها میگردد (لنحیی به بلدة ميتاً و نسقيه مما خلقنا انعاماً و اناسی کثیرا).
- در خاتمه این بخش به عنوان نتیجه گیری میفرماید: ما آن (باد) را میان این مردم
فرষان (۲۵) ۴۷
به گردش درآوردیم¹ شاید متذکر گردند. اما بیشتر مردم با ناسپاسی و کفران نعمت از ذکر خدا ابا میکنند (وَلَقَدْ صَرَّفْنَٰهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا۟ فَأَبَىٰٓ أَكْثَرُ ٱلنَّاسِ إِلَّا كُفُورًۭاآیهٔ ۵۰). همانطور که گفته شد، باد موجب تشکیل ابر و ریزش باران میگردد. باران نیز بنویه خود ادامه حیات گیاهی، حیوانی و انسانی را تضمین میکند. خداوند گردش باد را که موجب پیدایش حیات و نعمات فراوان شده، به عنوان وسیله تذکر مردم معرفی مینماید. به همین ترتیب «تصریف آیات قرآن» نیز باید استعدادهای بالقوه انسان را در جهت رشد و شکوفایی به انگیزش و فعلیت درآورد و به همین ترتیب تناوب مستمر حق و باطل و تسلط و دولتر گذران باطل را باید به خاطر امتحان و ابتلای مومن تعبیر و تفسیر کرد.
- به دنبال آیه فوق، ناگهان سیاق کلی این بخش، که کلاً به آیات تکوینی اختصاص داشت، تغییر میکند و در جمله معترضه ای (در دو آیه) از مطالب گفته شده نتیجه ای در رابطه با جامعه انسانها (خطاب به پیامبر) گرفته مجدداً به سیاق کلی بحث برمیگردد. ولو شئنا لبغتنا …فِى كُلِّ قَرْيَةٍۢ نَّذِيرًۭاآیهٔ ۵۱. فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهاداً کبیراً.
با توضیحاتی که در فوق پیرامون انگیزش باد و تشکیل ابر و ریزش باران دادیم، معلوم شد که اگر عکس العمل زمین در برابر تابش نور خورشید و اختلاف شب و روز به صورت «باد» ایجاد نشود، هیچ تحولی رخ نمیدهد. بعثت منذرین نیز در جوامع منحط خارج از این قاعده نیست، آنها نیز همانند «باد» موجب انگیزش اندیشهها و عقول و تشکیل مجتمعات ایمانی و ریزش خیر و برکات در جوامع میگردند و این امر مستلزم وجود زمینه مساعد و استعداد و ظرفیت لازم میباشد. بنابراین اگر در قریههای دیگر چنین ظرفیت و زمینه ای وجود نداشته باشد، بعثتی رخ نمیدهد. همانطور که «باد» در یک نقطه متوقف نبوده جریان پیدا میکند (ولقد صرفناه بینهم...) یک منذر مبعوث نیز بر قریههای متعددی اشراف پیدا میکند.
حال که چنین قانونی حاکم است، بی اعتنای به ایراد کافران، باید جهادی قرآنی برای آگاه ساختن آنان برپا کرد. (فَلَا تُطِعِ ٱلْكَٰفِرِينَ وَجَٰهِدْهُم بِهِۦ جِهَادًۭا كَبِيرًۭاآیهٔ ۵۲)
- در چهارمین تمثیلی که در این بخش آمده است، از کنار هم قرار داشتن آب شیرین و گوارا در کنار آب شور ناگوار، بدون آن که با یکدیگر مخلوط شوند، شاهد میآورد. این مثل در ارتباط با جمله معترضه فوق که به عدم اطاعت از کافران عنايت داشت، بیشتر معنای
۱. موضوع گردش باد (تصریف الریاح) را که از کشفیات یکی دو قرن اخیر علم جو شناسی است، در دو آیه دیگر میتوان ملاحظه کرد:
بقره ۱۶۴ و جاثیه ۵ (و تصریف الریاح لایات لقوم یعقلون).
خود را تداعی میکند. مومن در عین حال که در جامعه خود در کنار کافر زندگی میکند، باید مراقب باشد با او همرنگ و همراه نگردد. کنار هم قرار گرفتن در زندگی روزمره و در محل کار و کسب و... اشکالی ندارد. آنچه مهم است ائتلاف اعتقادی است که باید از آن اعراض کند. معنای عدم اطاعت از کافرین (فلا تطع الکافرین) نیز همین است که جنبه دفاعی و اعراضی (نه تعرضی) دارد. البته بی تفاوت هم نباید ماند، بلکه باید با تمام وجود جهادی اعتقادی بر پایه قرآن برای دگرگون ساختن اندیشه گمراهان برپا کرد.
- نکته ظریفی که در انتهای آیه وجود دارد مسئله «حجراً محجوراً» (مانع و حائلی خاص) میباشد. (…وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًۭا وَحِجْرًۭا مَّحْجُورًۭاآیهٔ ۵۳). این کلمه با ترکیب و هیئتی که دارد، فقط دو بار در قرآن بکار رفته و هر دو هم در این سوره میباشد. بجز آیه فوق مورد دیگر آیه ۲۲ (یوم یرون الملائكة لابشری یومئذ للمجرمین و یقولون حجراً محجوراً) میباشد. گرچه مجرمین در دنیا در کنار مومنین قرار داشتند، ولی در قیامت مانند دریای شور و شیرین میان آنها حجر و حاجزی قرار میگیرد.الفرقان · آیه ۲۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
يَوْمَ يَرَوْنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ لَا بُشْرَىٰ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًۭا مَّحْجُورًۭا
روزى كه فرشتگان را ببينند، آن روز براى گناهكاران بشارتى نيست، و مىگويند: «دور و ممنوع [آيد از رحمت خدا].»
- و سرانجام در آخرین آیه این بخش از قدرت خدا (در تقدیر و اندازه گذاری) یاد میکند که از آب بشری خلق کرده و آن را نسب و قرابتی قرار داده است:
و هوالذی خلق من السماء بشرا فجعله نسباً و صهراً و کان ربک قديماً.
به نظر میرسد این آیه که بدنبال تحولات پیوسته و زنجیرهای در طبیعت (از تابش نور خورشید، ایجاد شب و روز و اختلاف درجه حرارت، انگیزش باد، تشکیل ابر، ریزش باران و رشد گیاهان و پیدایش حیوانات) آمده است، عنایتی به منشاء آفرینش انسان از آب داشته باشد که در سلسله تکامل موجودات زنده از مجموعه نسبتها (با سایر موجودات) و پیوندهای قرابتی مختلفی که با آنها دارد (…فَجَعَلَهُۥ نَسَبًۭا وَصِهْرًۭا…آیهٔ ۵۴) شکل تکامل یافته و پیچیده امروزی را پیدا کرده است (والله اعلم)
س - آزادی و اختیار (آیات ۵۵ تا ۶۲)
با آیات تکوینی گویا حجج تمام میشود. همان طور که در سوره بقره بدنبال آیات تکوینی در آسمانها و زمین، از آزادی و اختیار انسان سخن میگوید و بر عدم اکراه در پذیرش دین تاکید میکند (لَآ إِكْرَاهَ فِى ٱلدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشْدُ مِنَ ٱلْغَىِّ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۶) در این بخش از سوره فرقان بدنبال تبیین آیات زمین و آسمان، بر اختیار و آزادی
۱. برای اطمینان بیشتر در این مورد میتوان به نظریات و نوشتههای جناب آقای دکتر یدالله سحابی مراجعه کرد.
فرষان (۲۵) / ۴۹
انسان صريحاً و موکداً تذکر میدهد تا رسول مبلغ پیامش چنین شیوهای را اعمال نماید. در اولین آیه این بخش، ابتدا از بت پرستی بی خاصیت کافران و پشتیبانی و معاضدت آنها با یکدیگر علیه پروردگارشان سخن میگوید تا اوج انحراف و گناه را نشان دهد. چنین انحراف و عصیانی از ناحیه کافران هر انسان موحدی را به عکس العمل و عصیبت سوق میدهد و به همین دلیل در این سری آیات برای پیشگیری از عواقب این امر بترتیب ذیل بر اختیار انسان تاکید مینماید:
آیه ۵۶ و ما ارسلناک الا مبشراً و نذیراً. [تأکید بر رسالت بشارت و انذار (نه جبر و اکراه)] قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًۭاآیهٔ ۵۷ [نفی اجرطلبی در تبلیغ دین و تأکید بر اختیار مردم (الا من شاء) در راهیابی] آیه ۵۸ وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْحَىِّ ٱلَّذِى لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِۦ ۚ وَكَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرًاآیهٔ ۵۸. [توکل بر خدا دربرابر مخالفت کافران و اکتفاکردن به علم و اطلاع خدا از گناه آنان] وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ خِلْفَةًۭ لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًۭاآیهٔ ۶۲ [تداوم شب و روز برای انگیزش «اراده» انسانها برای ذکر یا شکر است] در ضمن در خلال آیات فوق به نمونه دیگری از انکار و تکذیب کافران نسبت به «رحمانیت» خدا اشاره میکند تا از یک طرف به وقاحت و ضلالت این قوم اشاره کرده باشد و از طرف دیگر حلم خدا را (که باید مومنین هم سرمشق بگیرند) نشان دهد. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱسْجُدُوا۟ لِلرَّحْمَٰنِ قَالُوا۟ وَمَا ٱلرَّحْمَٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًۭا…آیهٔ ۶۰ (آیه ۶۰) گر چه اینها منکر رحمانیت و ربوبیت و تدبير جهانشمول خداوند هستند، اما شب پره اگر نور را انکار کند، حقیقت نور انکار شدنی نیست. پس خجسته است پروردگاری که در آسمان بروج و سراج و قمر را قرار داد. (تَبَارَكَ ٱلَّذِى جَعَلَ فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًۭا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَٰجًۭا وَقَمَرًۭا مُّنِيرًۭاآیهٔ ۶۱).
ش - نمونههای برتر (عبادالرحمن) آیات ۶۳ تا ۷۶ پس از بیان انحرافات کافران و تکذیب آنها به حقایق ایمانی، اینکه در انتهای سوره نوبت آن رسیده است که از جهت مثبت ویژگیهای مومنین را ترسیم نماید. از آنجایی که مشخصه اصلی کافران انکار رحمانیت خدا بوده است، در اینجا مومنین را به عنوان
۱. در مورد معنای دقیق و واقعی بروج و سراج (که در ترجمه و تفسیرهای قرآن به غلط بیان شده) میتوانید به کتاب تحقیقی و ارزنده «هفت آسمان» که با استفاده از علوم دقیقه روز تهیه شده مراجعه نمائید.
«عباد الرحمن» توصيف مینماید:
اوصافی که در این بخش از عباد الرحمن نقل میکند، عموماً منطبق است با اوصافی که در ابتدای سوره مومنون ذیل آیه «قَدْ أَفْلَحَ ٱلْمُؤْمِنُونَسورهٔ مؤمنون، آیهٔ ۱» نقل شده است. با این تفاوت که در اینجا این اوصاف در انتهای سوره آمده و در آنجا در ابتدا. همچنین منطبق است با اوصافی که در وسط سوره معارج (۷۰) ذیل آیه: «الا المصلين» آمده است. به این ترتیب مشخص میگردد که سه کلمه: رحمن، ایمان و صلوة هر کدام نگرش خاص به حقيقتي واحد است. يعني مومن کسی است که به رحمانيت خدا معتقد باشد و از طريق صلوة با خالق خود ارتباط برقرار نماید.
در این مجموعه آیات، ویژگیهای چندی طبق نظم و ترتیب و تقدم و تاخری مخصوص بیان شده که بسیار آموزنده و بیدار کننده است.
ع - نتیجه گیری
آخرین آیه این سوره سیاقی کاملاً مستقل از آیات قبلی خود دارد (قُلْ مَا يَعْبَؤُا۟ بِكُمْ رَبِّى…آیهٔ ۷۷ …لَوْلَا دُعَآؤُكُمْ ۖ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًۢاآیهٔ ۷۷
این آیه اعلانی است از ناحیه رسول (ص) به تکذیب کنندگان قرآن و نبوت تا بدانند اگر خدا را نخوانند ارزش و اعتباری نخواهند داشت و به زودی ملازم و گرفتار نتیجه اعمالشان خواهند گشت. این آیه در واقع پاسخ موجز و مختصری به انواع تکذیبها و تمسخرهای کافران میباشد. در ضمن عنایتی هم برای عبرت گیری از دعای خالصانه عباد الرحمن (وَٱلَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ…آیهٔ ۶۸) که ۲ بار در این مجموعه با فعل «يقولون» آمده شده است:
وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًاآیهٔ ۶۵ …هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍۢ وَٱجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًاآیهٔ ۷۴.
ارتباط سورههای شعراء و فرقان (۲۶ و ۲۵)
آخرین آیه این سوره فرقان با تکذیب کافران نسبت به حق و ملازم و معاقب شدن به نتایج و کیفر آن خاتمه میپذیرد (...…فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًۢاآیهٔ ۷۷، يعني تکذیب و گرفتارشدن به نتایج آن در مقدمه سوره شعراء تکرار شده است که ادامه بحث را از
- شرح بیشتر این موضوعات را در جدول ضمیمه سوره مومنون و توضیحات آن آورده ایم
فرقان (۲۵)/۵۱
بُعد دیگری نشان میدهد:
فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۶ (آیه ۶).
۲- آیات انتهائی سوره فرقان (۶۳ تا ۷۶) تماماً توصیف «عبادالرحمن» و شرح ویژگیهای ایمانی آنان است که در ۱۰ بند خلاصه شده است، در برابر این جنبه مثبت و اظهار عبودیت به خداوند «رحمن»، در سوره شعراء موضوع را از جنبه منفی و اعراض و روگردانی از «رحمن» ادامه میدهد تا هر دو وجه تبیین شده باشد:
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۵
۳- در آیه فوق اعراض از «ذکر» یعنی بی اعتنائی و روگردانی کافران را نسبت به حقایق بیان میکند، درحالیکه در سوره فرقان یکی از ویژگیهای عبادالرحمن را برخورد توأم با بصیرت و بررسی آنان نسبت به آیات و عدم سطحی نگری و ظاهربینی ایشان در این امر وصف مینماید، در هر دو مورد مسئله ذکر مطرح است، یکجا توجه و اقبال به آن و تدبر و تفکر درباره آنرا نشان میدهد و در دیگری بی توجهی و روگردانی را، به طور خلاصه ادامه سخن در سوره شعراء از جهت منفی به خوبی مشاهده میشود.
آیه ۷۳ فرقان – وَٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا۟ عَلَيْهَا صُمًّۭا وَعُمْيَانًۭاآیهٔ ۷۳.
موانع راه «ایمان» و مشکلات «حضرت موسی»
در ظلم ستیزی و مبارزه با فساد
مجموعه سورههای شعراء، نمل و قصص (۲۶ - ۲۷ - ۲۸)
سه سوره فوق الذکر که با حروف مقطعه طسم (وطس) افتتاح میشوند، آن طور که از همان آیات اولیه آنها فهمیده میشود، در وجوه مشخصی اشتراک دارند:
۱- مطالب هر سه سوره آیاتی از کتاب مبین نامیده شدهاند.
۲- در هر سه سوره موضوع «ایمان» و تکذیب (اعراض و استهزاء و...) در رسالت پیامبر اسلام (ص) محور اصلی میباشد.
۳- در هر سه سوره به رسالت حضرت موسی (ع) و تلاشهای آن پیامبر برای ظلم ستیزی و مبارزه با فساد و استکباره، به عنوان تجربهای گرانبها و عبرت و آموزش برای پیامبر خاتم (ص) بیشترین توجه و تاکید و تمرکز انجام شده است.
ابتدا آیات مقدمه هر سه سوره را برای مشاهده اجمالی مینویسیم آنگاه در باره هر یک از محورهای سه گانه فوق توضیحی میدهیم:
شعراء - طسم - تلک آیات الکتاب المبین - لعلک باخع …نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۳... و مایاتیهم …مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۵ - فقد کذبوا فسیأتیهم انباء ماکانوا به یستهزون.
نمل - طسم - تلک آیات القرآن و کتاب المبین - هدی و بشری للمومنین - الذین یقیمون الصلوة و... ان الذین لایومنون بالاخرة زینالهم اعمالهم فهم یعمهون... وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى ٱلْقُرْءَانَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍسورهٔ نمل، آیهٔ ۶
قصص - طسم - تلک آیات الکتاب المبین - ملک کاذب الفسین نتلوا علیک من نباه موسی و فرعون بالحق لقوم یومنون. إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِى ٱلْأَرْضِ…سورهٔ قصص، آیهٔ ۴... …إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِينَسورهٔ قصص، آیهٔ ۴
فرঠان (۲۵) / ۵۳
- ۱- منظور از کتاب مبین، با توجه به تفکیک آن از قرآن (در سوره دوم)، به نظر میرسد کتاب مطلق هدایت الهی و منشاء اصلی و اولیه کتابهای آسمانی و به عبارتی لوح محفوظ یا کتاب آفرینش باشد (الله اعلم). یعنی آن چه در این سوره گفته میشود حقایقی آشکار از اصول و قانونمندیهای الهی است (معنای کتاب = معیارها و قوانین نوشته شده).
- ۲- مخاطب هر سه سوره مستقیماً شخص رسول اکرم میباشد. بنابراین آنچه از اصول و قانونمندیها یا تجربیات و تلاشهای انبیاء سلف گفته میشود، برای توجه به آن حضرت به این امر مهم است که «تحقق ایمان» کاملاً تدریجی و طولانی است و اکثریت مردم ایمان را نشان میدهد در قسمت فوق مجدداً ملاحظه گردد.
- ۳- داستان حضرت موسی (ع) در هر سه سوره به عنوان مهمترین مثال و مصداق تاریخی مطالب سوره مطرح شده است. در سوره قصص بدون آن که ذکری از انبیاء شود، بیش از نیمی از سوره اختصاص به رسالت آن حضرت یافته است. و در دو سوره دیگر نیز که اشارهای به سایر انبیاء و امتهایشان شده است، داستان حضرت موسی علیرغم آن که از نظر زمانی نسبت به بقیه متاخر میباشد، مقدم بر آنها مطرح شده است. سوره شعراء با همین داستان شروع میشود و بیش از یک چهارم سوره (که به مراتب بیش از شرح بقیه انبیاء میباشد) در باره رسالت حضرت موسی میباشد. در سوره نمل نیز با این که داستان حضرت سلیمان با تفصیل بیشتری بیان شده، اما سوره با داستان حضرت موسی شروع میشود.
به طور کلی بخش اصلی و عمده این سه سوره پیرامون ابتلاء و گرفتاریهای انبیاء گذشته، بخصوص حضرت موسی، در ظلم ستیزی و دعوت مردم به ایمان میباشد. به طوری که %۸۰ سوره شعراء %۵۶ سوره نمل و %۵۹ سوره قصص اختصاص به این امر یافته است و این مجموعه مشتقات و مصائبی را که انبیاء در ابلاغ رسالت تحمل کردند برای تقویت روحی و دلداری پیامبر (ص) شرح میدهد. و علت تاکید و تمرکز بیشتر روی
۱. آیات ۳ تا ۴۳ که بطور مستقیم و آیات ۴۴ تا ۴۷ که به عنوان نتیجهگیری مربوط به حضرت موسی میباشد. همچنین آیات ۷۶ تا ۸۳ که در باره قارون است وابسته به همین داستان میباشد. مجموعه این آیات (۵۲ آیه) %۵۹ حجم سوره را تشکیل میدهد.
۲. آیات ۱۰ تا ۶۸ (۵۹ آیه که %۲۶ سوره میباشد) اختصاص به حضرت موسی دارد. پس از آن %۲۶ آیه به حضرت ابراهیم، حضرت نوح و حضرت هود هر کدام ۱۸ آیه، حضرت صالح ۱۹ آیه و حضرت لوط و حضرت شعیب هر کدام ۱۶ آیه را بخود اختصاص دادهاند.
۳. آیات ۷ تا ۱۴ (۸ آیه) در باره حضرت موسی در ابتدای سوره است پس از آن %۲۰ آیه در باره حضرت سلیمان ۹ آیه در باره حضرت صالح و ۵ آیه در باره حضرت لوط میباشد.
داستان حضرت موسی و قوم بنی اسراییل، هم بدلیل تشکیل امت و تداوم آن توسط حضرت موسی میباشد و هم بدلیل ارتباطات گسترده ای که مسلمانان با یهود پیدا کردند.
ارتباط با قبل و بعد - آخرین سوره این مجموعه (قصص) با سوره عنکبوت پیوند میخورد که از همان ابتدا روی مسئله «فتنه» به عنوان اصل تفکیک ناپذیر از «ایمان» و سابقه تاریخی آن در باره مومنین گذشته یاد میکند (الم - أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتْرَكُوٓا۟ أَن يَقُولُوٓا۟…سورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۲ امناو هم لایفتنون ولقد فتنا الذین قبلهم فیعلمن الذین صدقوا ولیعلمن الکافرین) بنابراین میتوان گفت سوره عنکبوت با اتکاء به مقدمه چینی این سه سوره مطالب خود را برای امت اسلام مطرح مینماید.
اما اتصال این مجموعه با سوره قبل از آن (فرقان) نیز بسیار ظریف برقرار شده است بطوری که آخرین آیه سوره فرقان دقیقاً با اولین آیات سوره شعراء در موضوع «تکذیب» و گرفتار شدن به عواقب نزدیک آن انطباق دارد.
(۷۷) فرقان ...…فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًۢاآیهٔ ۷۷ فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۶ بنابراین برای تحقق ایمان در جامعه اسلامی پیامبر اکرم از یک طرف با تکذیب اکثریت مردم و از طرف دیگر با انواع مشکلات و موانع مواجه خواهد شد.
مشخصات مستقل هر سوره - سورههای سه گانه این مجموعه در عین آنکه وجه مشترکی را، که همان موانع راه ایمان و مشکلات رسولان (بخصوص حضرت موسی) میباشد، تعقیب مینمایند، برای خود ویژگیهای مستقلی داشته جا دارد مورد توجه و تفکر قرار گیرد. ذیلاً به هر یک از سورههای سه گانه از این نظر نگاهی میافکنیم:
سوره شعراء - در مقدمه این سوره از همان ابتدا به پیامبر تذکر داده میشود که چرا از غصو ایمان نیاوردن مردم خودت را هلاک میکنی؟... ما اگر میخواستیم میتوانستیم معجزه ای از آسمان برای آنها نازل کنیم که همه گردنها در برابر آن خاضع باشند ولی (میخواهیم مردم به نیروی تفکر و تعقل نه خود باختگی در برابر معجزه ایمان بیاورند اما متاسفانه) هر یادآوری و پند تازه ای از جانب خداوند رحمن برای آنها میآید، اعراض مینمایند و آنرا تکذیب میکنند. در همین مقدمه روی ارکان اصلی این سه سوره که ایمان، آزادی، تکذیب و نتیجه آن میباشد، تأکید شده است. پس از آن ابتدا اشاره ای کوتاه به رویش گیاهان زیبا و متنوع در سطح زمین به عنوان «آیه» طبیعی برای ایمان به خالق مینماید، سپس به داستان ۷ رسول گرامی پرداخته مشکلات آنها را در مسیر ابلاغ رسالت و
فرمان (۲۵) ۵۵
سوق دادن مردم به ایمان یادآوری مینماید و در پایان هر بخش ترجیح بند دو آیهای: «ان فی ذلک لایة و ماکان اکثرهم مومنین – و ان ربک لهوالعزیز الرحم» را تکرار مینماید که از یک طرف، عدم ایمان اکثریت مردم را در جریان تاریخی رسالت بیان میکند، از طرف دیگر دو صفت عزیز و رحیم پروردگار را یادآوری مینماید که در برابر مکذبین مشیت اش مغلوب نمیشود (زیرا عزیز و شکست ناپذیر است) و در برابر مومنین رحیم بوده آنها را به سعادت و بهشت جاوید میرساند.
این ترجیح بند ۸ بار تکرار میشود (یک بار پس از نشانهای از طبیعت و هفت بار پس از آیات تاریخی). انبیایی که داستان آنها در این سوره آمده است، در سورههای دیگر نیز معرفی شدهاند. اما در اینجا متناسب با سیاق سوره که ابتلاء و فتنه مومنین و رسولان در طول تاریخ است، گرفتاریها و مصائب و مشکلات آنها را مطرح کرده است. در مورد حضرت موسی جریان فرار از مصر و دریدری و خوف از دستگیری، درگیری با فرعون، آزارها و شکنجههای فرعون نسبت به مومنین، مقابله با سحره، حرکت شبانه از مصر و فرار از سلطه قبطیان و تعقیب لشکر فرعون و غرق شدن آن را میخوانیم. در مورد حضرت ابراهیم درگیری و مقابله با بت پرستی و تعبد به اصنام، در مورد نوح، هود، صالح، شعیب و لوط (علیهم السلام) انواع تهدیدها و تکذیبها را میبینیم.
اولین داستان این سوره با رسالت حضرت موسی به سوی قوم «ظالم» افتتاح میگردد (اذنادی ربک موسی ان اثت القوم الظالمین – قوم فرعون الا یتقون) و آخرین آیه آن همیاری مومنین را علیه ظالمان و سرانجام ظالمان را یادآوری مینماید (الاالدین آمنوا و عملوا …ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ…سورهٔ شعراء، آیهٔ ۲۲۷ ینقلبون). بنابراین رسالت انبیاء و مشکلاتی که تحمل کردند برای ظلم ستیزی و آزاد کردن بندگان از ستم مستکبرین و سوق دادن آنان به تعبد پروردگار بوده است.
علاوه بر واژه ظلم، واژههای تقوی و اطاعت از کلمات کلیدی این سوره به شمار میروند. ۱ در بیشتر این سورهها داستان انبیاء با دعوت آنان بسوی توحید آغاز میشود (أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ…سورهٔ هود، آیهٔ ۲) ولی در این سوره تماماً علیه بی تقوایی قوم است و جنبه عملی دارد (آثار عملی شرک که بدلیل فقدان تقوی موجب ظلم میگردد) و ترجیح بند سه جملهای: «الا
۱. جمعاً ۱۷ بار کلمه تقوی و ۹ بار کلمه اطاعت از رسولان در این سوره بکار رفته است. در مورد رسالت حضرت
موسی به سوی فرعون هر چند این کلمه به کار نرفته، اما همه داستان بر محور تبعیت و اطاعت از فرعون و آثار و عواقب آن میگردد، همچنین در مورد حضرت ابراهیم مسئله تبعیت از نظریات آن حضرت علیه به با مورد نظر است.
تنون، انی لكم رسول مبين، فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۷۹، مرتباً در باره آنها تكرار میشود و مردم را از اطلاعات مسرفین و مستکبرین و مفسدین باز میدارند. منظور این است که وقتی دعوت رسولان از حالت نظری و اعتقادی به جنبههای عملی مبارزه با ظلم و بی تقوایی و اطلاعات از طواغیت کشیده شود، مبارزه ملاء و مستکبرین علیه آنها و شکنجه و آزار مومنین تشدید میگردد. ذیلاً به مواردی که مسئله تقوی و اطلاعات در این سوره در باره رسولان آمده است اشاره میکنیم:
رسالت حضرت موسی: اذنادی ریک انت القوم الظالمین - قوم فرعون الانتقون.
رسالت حضرت ابراهیم: آیه (۹۰) وازلفت الجنة للمتقین
رسالت حضرت نوح: (آیات ۱۰۵ تا ۱۱۰) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ…سورهٔ شعراء، آیات ۱۰۶–۱۰۹ واطیعون
رسالت حضرت موم: (۱۲۴ تا ۱۳۲) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۰۶... فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۷۹... فاتقوا الله وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۳۲
رسالت حضرت صالح: (۱۴۲ تا ۱۳۲) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۰۶... فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۷۹... ولا …تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَسورهٔ شعراء، آیات ۱۵۱–۱۵۲
رسالت حضرت لوط: (۱۶۱ تا ۱۶۳) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ…سورهٔ شعراء، آیات ۱۶۱–۱۶۴ واطیعون
رسالت حضرت شعیب: (۱۷۷) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۰۶... فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۷۹... واتقوا الذی خلقكم والجبلا للاولین.
علاوه بر كلمات: ايمان، اطاعت و تقوی، «تكذيب رسولان» نيز مرتباً تكرار شده است و این کلمه اصولاً از کلیدی ترین کلمات این سوره به شمار میرود. در مورد رسالت پیامبر خاتم آیه (۶) فقد کذبوا فسیأتيهم انباء ماکانوا به یستهزون - رسالت حضرت موسی آیه (۱۲) قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۲. و در مورد بقیه رسولان همواره کلمه کذبت در ابتدای داستان آنها آمده است (كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۰۵ - کذبت …ٱلرَّحِيمُ كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ إِذْ قَالَ لَهُمْ…سورهٔ شعراء، آیات ۱۵۹–۱۶۱
قُلْ أَنزَلَهُ ٱلَّذِى يَعْلَمُ ٱلسِّرَّ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا
بگو: «آن را كسى نازل ساخته است كه راز نهانها را در آسمانها و زمين مىداند، و هموست كه همواره آمرزنده مهربان است.»
فرষان (۲۵)/۵۷