‹ همهٔ سوره‌ها الشعراء
۲۶

الشعراء

شاعران

مکی۲۲۷ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «شاعران» سوره‌ای بسیار گسترده و مکی است و فضای کلی آن پیرامون توحید، قصص و سرگذشت‌ها و عدالت و روابط اجتماعی شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن سامان‌دهنده، حقوقی و اخلاقی است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "The Poets" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around tawhid, narratives and histories, and justice and social relations. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

توحیدقصص و سرگذشت‌هاعدالت و روابط اجتماعینشانه‌های آفرینشهدایت و گمراهیمعاد و حسابرسی
tawhidnarratives and historiesjustice and social relationssigns of creationguidance and misguidanceresurrection and reckoning

ساختار: سوره در چند بخش بلند حرکت می‌کند: طرح مبانی هدایتی، گسترش نمونه‌ها و احکام، و سپس بازگرداندن مخاطب به محورهای توحید و قصص و سرگذشت‌ها.

Structure: The surah moves through several extended sections: it lays out guiding foundations, expands examples and rulings, and then returns the reader to the axes of tawhid and narratives and histories.

در چینش مصحف، این سوره میان «الفرقان» و «النمل» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از توحید به قصص و سرگذشت‌ها را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Criterion and The Ant, helping the reader move across adjacent themes such as tawhid and narratives and histories.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

طسٓمٓ

طا، سين، ميم.

تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ

اين است آيه‌هاى كتاب روشنگر.

لَعَلَّكَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ

شايد تو از اينكه [مشركان‌] ايمان نمى‌آورند، جان خود را تباه سازى.

إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةًۭ فَظَلَّتْ أَعْنَٰقُهُمْ لَهَا خَٰضِعِينَ

اگر بخواهيم، معجزه‌اى از آسمان بر آنان فرود مى‌آوريم، تا در برابر آن، گردنهايشان خاضع گردد.

وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ

و هيچ تذكر جديدى از سوى [خداى‌] رحمان برايشان نيامد جز اينكه همواره از آن روى برمى‌تافتند.

فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ

[آنان‌] در حقيقت به تكذيب پرداختند، و به زودى خبر آنچه كه بدان ريشخند مى كردند، بديشان خواهد رسيد.

أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ

مگر در زمين ننگريسته‌اند كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زيبا رويانيده‌ايم؟

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

قطعاً در اين [هنرنمايى‌] عبرتى است و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نيستند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.

وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ

و [ياد كن‌] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه به سوى قوم ستمكار برو:

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ

قوم فرعون؛ آيا پروا ندارند؟!

قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ

گفت: «پروردگارا، مى‌ترسم مرا تكذيب كنند،

وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَٰرُونَ

و سينه‌ام تنگ مى‌گردد، و زبانم باز نمى‌شود، پس به سوى هارون بفرست.

وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌۭ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ

و [از طرفى‌] آنان بر [گردن‌] من خونى دارند و مى‌ترسم مرا بكشند.»

قَالَ كَلَّا فَٱذْهَبَا بِـَٔايَٰتِنَآ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ

فرمود: «نه، چنين نيست؛ نشانه‌هاى ما را [براى آنان‌] بِبَريد كه ما با شما شنونده‌ايم.»

فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

پس به سوى فرعون برويد و بگوييد: «ما پيامبر پروردگار جهانيانيم،

أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ

فرزندان اسرائيل را با ما بفرست.»

قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًۭا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ

[فرعون‌] گفت: «آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم و ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى؟

وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ

و [سرانجام‌] كار خود را كردى، و تو از ناسپاسانى.»

قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ

گفت: «آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم،

فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًۭا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ

و چون از شما ترسيدم، از شما گريختم، تا پروردگارم به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد.

وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ

و [آيا] اينكه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساخته‌اى نعمتى است كه منّتش را بر من مى‌نهى؟»

قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ

فرعون گفت: «و پروردگار جهانيان چيست؟»

قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ

گفت: «پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است-اگر اهل يقين باشيد.»

قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ

[فرعون‌] به كسانى كه پيرامونش بودند گفت: «آيا نمى‌شنويد؟»

قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ

[موسى دوباره‌] گفت: «پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما.»

قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌۭ

[فرعون‌] گفت: «واقعاً اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده، سخت ديوانه است.»

قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ

[موسى‌] گفت: «پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو است-اگر تعقّل كنيد.»

قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ

[فرعون‌] گفت: «اگر خدايى غير از من اختيار كنى قطعاً تو را از [جمله‌] زندانيان خواهم ساخت.»

قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍۢ مُّبِينٍۢ

گفت: «گر چه براى تو چيزى آشكار بياورم؟»

قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ

گفت: «اگر راست مى‌گويى آن را بياور.»

فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ

پس عصاى خود بيفكند و بناگاه آن اژدرى نمايان شد.

وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ

و دستش را بيرون كشيد و بناگاه آن براى تماشاگران سپيد مى‌نمود.

قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ

[فرعون‌] به سرانى كه پيرامونش بودند گفت: «واقعاً اين ساحرى بسيار داناست.

يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ

مى‌خواهد با سحر خود، شما را از سرزمينتان بيرون كند، اكنون چه رأى مى‌دهيد؟»

قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ

گفتند: «او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست،

يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍۢ

تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بياورند.»

فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ

پس ساحران براى موعدِ روزى معلوم گردآورى شدند.

وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ

و به توده مردم گفته شد: «آيا شما هم جمع خواهيد شد؟

لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ

بدين اميد كه اگر ساحران غالب شدند از آنان پيروى كنيم؟»

فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ

و چون ساحران پيش فرعون آمدند، گفتند: «آيا اگر ما غالب آييم واقعاً براى ما مزدى خواهد بود؟»

قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ

گفت: «آرى، و در آن صورت شما حتماً از [زمره‌] مقرّبان خواهيد شد.»

قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ

موسى به آنان گفت: «آنچه را شما مى‌اندازيد بيندازيد.»

فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَٰلِبُونَ

پس ريسمانها و چوبدستى‌هايشان را انداختند و گفتند: «به عزّت فرعون كه ما حتماً پيروزيم.»

فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ

پس موسى عصايش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعيد.

فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ

در نتيجه، ساحران به حالت سجده درافتادند.

قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

گفتند: «به پروردگار جهانيان ايمان آورديم:

رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ

پروردگار موسى و هارون.»

قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ

گفت: « [آيا] پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ قطعاً او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است. به زودى خواهيد دانست. حتماً دستها و پاهاى شما را از چپ و راست خواهم بريد و همه‌تان را به دار خواهم آويخت.»

قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ

گفتند: «باكى نيست، ما روى به سوى پروردگار خود مى‌آوريم.

إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ

ما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد، [چرا] كه نخستين ايمان‌آورندگان بوديم.»

وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ

و به موسى وحى كرديم كه: «بندگان مرا شبانه حركت ده، زيرا شما مورد تعقيب قرار خواهيد گرفت.»

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ

پس فرعون مأمورانِ جمع‌آورىِ [خود را] به شهرها فرستاد،

إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌۭ قَلِيلُونَ

[و گفت:] «اينها عده‌اى ناچيزند.

وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ

و راستى آنها ما را بر سر خشم آورده‌اند،

وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ

و[لى‌] ما همگى به حال آماده‌باش درآمده‌ايم.»

فَأَخْرَجْنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ

سرانجام، ما آنان را از باغستانها و چشمه‌سارها،

وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ

و گنجينه‌ها و جايگاه‌هاى پر ناز و نعمت بيرون كرديم.

كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ

[اراده ما] چنين بود، و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم.

فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ

پس هنگام برآمدن آفتاب، آنها را تعقيب كردند.

فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ

چون دو گروه، همديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: «ما قطعاً گرفتار خواهيم شد.»

قَالَ كَلَّآ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ

گفت: «چنين نيست، زيرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد.»

فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍۢ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ

پس به موسى وحى كرديم: «با عصاى خود بر اين دريا بزن.» تا از هم شكافت، و هر پاره‌اى همچون كوهى سترگ بود.

وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْءَاخَرِينَ

و ديگران را بدانجا نزديك گردانيديم.

وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ

و موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات داديم؛

ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ

آنگاه ديگران را غرق كرديم.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

مسلماً در اين [واقعه‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

و قطعاً پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.

وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ

و بر آنان گزارش ابراهيم را بخوان.

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ

آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت: «چه مى‌پرستيد؟»

قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًۭا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ

گفتند: «بتانى را مى‌پرستيم و همواره ملازم آنهاييم.»

قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ

گفت: «آيا وقتى دعا مى‌كنيد، از شما مى‌شنوند؟

أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ

يا به شما سود يا زيان مى‌رسانند؟»

قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ

گفتند: «نه، بلكه پدران خود را يافتيم كه چنين مى‌كردند.»

قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ

گفت: «آيا در آنچه مى‌پرستيده‌ايد تأمّل كرده‌ايد؟

أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ

شما و پدران پيشين شما؟

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّۭ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ

قطعاً همه آنها -جز پروردگار جهانيان- دشمن منند.

ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ

آن كس كه مرا آفريده و همو راهنماييم مى‌كند،

وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ

و آن كس كه او به من خوراك مى‌دهد و سيرابم مى‌گرداند،

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ

و چون بيمار شوم او مرا درمان مى‌بخشد،

وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ

و آن كس كه مرا مى‌ميراند و سپس زنده‌ام مى‌گرداند،

وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ

و آن كس كه اميد دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشايد.»

رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّٰلِحِينَ

پروردگارا، به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى،

وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْءَاخِرِينَ

و براى من در [ميان‌] آيندگان آوازه نيكو گذار،

وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ

و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان،

وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ

و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود،

وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ

و روزى كه [مردم‌] برانگيخته مى‌شوند رسوايم مكن:

يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌۭ وَلَا بَنُونَ

روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمى‌دهد،

إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍۢ

مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد.

وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ

و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مى‌گردد.

وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ

و جهنم براى گمراهان نمودار مى‌شود.

وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ

و به آنان گفته مى‌شود: «آنچه جز خدا مى‌پرستيديد كجايند؟

مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ

آيا ياريتان مى‌كنند يا خود را يارى مى‌دهند؟

فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ

پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش‌] افكنده مى‌شوند،

وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ

و [نيز] همه سپاهيان ابليس.

قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ

آنها در آنجا با يكديگر ستيزه مى‌كنند [و] مى‌گويند:

تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ

«سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم،

إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مى‌كرديم،

وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ

و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند،

فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ

در نتيجه شفاعتگرانى نداريم،

وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍۢ

و نه دوستى نزديك.

فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ

و اى كاش كه بازگشتى براىِ ما بود و از مؤمنان مى‌شديم.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

حقاً در اين [سرگذشت درس‌] عبرتى است و[لى‌] بيشترشان مؤمن نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.

كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ

قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ

چون برادرشان نوح به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ

من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم؛

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ

از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد،

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس، از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.»

قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ

گفتند: «آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كرده‌اند؟»

قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ

[نوح‌] گفت: «به [جزئيات‌] آنچه مى‌كرده‌اند چه آگاهى دارم؟

إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى لَوْ تَشْعُرُونَ

حسابشان -اگر درمى‌يابيد- جز با پروردگارم نيست.

وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ

و من طردكننده مؤمنان نيستم.

إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ

من جز هشداردهنده‌اى آشكار [بيش‌] نيستم.»

قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ

گفتند: «اى نوح، اگر دست برندارى قطعاً از [جمله‌] سنگسارشدگان خواهى بود.»

قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ

گفت: «پروردگارا، قوم من مرا تكذيب كردند؛

فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًۭا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ

ميان من و آنان فيصله ده، و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش.»

فَأَنجَيْنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ

پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود، رهانيديم؛

ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ

آنگاه باقى‌ماندگان را غرق كرديم.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

قطعاً در اين [ماجرا درس‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.

كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ

عاديان، پيامبران [خدا] را تكذيب كردند.

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ

من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ

از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.

أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَ

آيا بر هر تپه‌اى بنايى مى‌سازيد كه [در آن‌] دست به بيهوده‌كارى زنيد؟

وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ

و كاخهاى استوار مى‌گيريد به اميد آنكه جاودانه بمانيد؟

وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ

و چون حمله‌ور مى‌شويد [چون‌] زورگويان حمله‌ور مى‌شويد؟

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس، از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.

وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ

و از آن كس كه شما را به آنچه مى‌دانيد مدد كرد پروا داريد:

أَمَدَّكُم بِأَنْعَٰمٍۢ وَبَنِينَ

شما را به [دادن‌] دامها و پسران مدد كرد،

وَجَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ

و به [دادن‌] باغها و چشمه‌ساران؛

إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ

من از عذاب روزى هولناك بر شما مى‌ترسم.

قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ

گفتند: «خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما يكسان است.

إِنْ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ

اين جز شيوه پيشينيان نيست.

وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ

و ما عذاب نخواهيم شد.»

فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَٰهُمْ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

پس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم. قطعاً در اين [ماجرا درس‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.

كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ

ثموديان، پيامبران [خدا] را تكذيب كردند؛

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ

من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ

از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.

أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ

آيا شما را در آنچه اينجا داريد آسوده رها مى‌كنند؟

فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ

در باغها و در كنار چشمه‌ساران،

وَزُرُوعٍۢ وَنَخْلٍۢ طَلْعُهَا هَضِيمٌۭ

و كشتزارها و خرمابنانى كه شكوفه‌هايشان لطيف است؟

وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا فَٰرِهِينَ

و هنرمندانه براى خود از كوهها خانه‌هايى مى‌تراشيد.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ

از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.

وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ

و فرمان افراطگران را پيروى مكنيد:

ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ

آنان كه در زمين فساد مى‌كنند و اصلاح نمى‌كنند.»

قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ

گفتند: «قطعاً تو از افسون‌شدگانى.

مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ

تو جز بشرى مانند ما [بيش‌] نيستى. اگر راست مى‌گويى معجزه‌اى بياور.

قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٌۭ لَّهَا شِرْبٌۭ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ

گفت: «اين ماده‌شترى است كه نوبتى از آب او راست و روزى معين نوبت آب شماست.

وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ

و به آن گزندى مرسانيد كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مى‌گيرد.

فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَٰدِمِينَ

پس آن را پى كردند و پشيمان گشتند.

فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت. قطعاً در اين [ماجرا] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ

قوم لوط فرستادگان را تكذيب كردند.

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ

من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ

از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.

أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَٰلَمِينَ

آيا از ميان مردم جهان، با مردها در مى‌آميزيد؟

وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ

و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده وامى‌گذاريد؟ [نه،] بلكه شما مردمى تجاوزكاريد.

قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ

گفتند: «اى لوط، اگر دست برندارى، قطعاً از اخراج‌شدگان خواهى بود.»

قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ

گفت: «به راستى من دشمن كردار شمايم.

رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ

پروردگارا، مرا و كسان مرا از آنچه انجام مى‌دهند رهايى بخش.»

فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ

پس او و كسانش را همگى، رهانيديم-

إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ

جز پيرزنى كه از باقى‌ماندگان [در خاكستر آتش‌] بود.

ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ

سپس ديگران را سخت هلاك كرديم.

وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ

و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم. و چه بد بود باران بيم‌داده‌شدگان.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

قطعاً در اين [عقوبت‌] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.

كَذَّبَ أَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ

اصحاب ايكه فرستادگان را تكذيب كردند.

إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنگاه كه شعيب به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ

من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ

از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.

أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ

پيمانه را تمام دهيد و از كم‌فروشان مباشيد.

وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ

و با ترازوى درست بسنجيد.

وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

و از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد.

وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ

و از آن كس كه شما و خلق [انبوه‌] گذشته را آفريده است پروا كنيد.»

قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ

گفتند: «تو واقعاً از افسون‌شدگانى.»

وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ

«و تو جز بشرى مانند ما [بيش‌] نيستى، و قطعاً تو را از دروغگويان مى‌دانيم.

فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ

پس اگر از راستگويانى، پاره‌اى از آسمان بر [سر] ما بيفكن.»

قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ

[شعيب‌] گفت: «پروردگارم به آنچه مى‌كنيد داناتر است.»

فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ

پس او را تكذيب كردند، و عذابِ روزِ ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت. به راستى آن، عذاب روزى هولناك بود.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

قطعاً در اين [عقوبت درسِ‌] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان آورنده نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.

وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

و راستى كه اين [قرآن‌] وحى پروردگار جهانيان است.

نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ

«روح الامين» آن را بر دلت نازل كرد،

عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ

تا از [جمله‌] هشداردهندگان باشى؛

بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّۢ مُّبِينٍۢ

به زبان عربى روشن،

وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ

و [وصف‌] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است.

أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ

آيا براى آنان، اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنى‌اسرائيل از آن اطّلاع دارند؟

وَلَوْ نَزَّلْنَٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ

و اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مى‌كرديم،

فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ

و پيامبر آن را برايشان مى‌خواند به آن ايمان نمى‌آوردند.

كَذَٰلِكَ سَلَكْنَٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ

اين گونه در دلهاى گناهكاران، [انكار را] راه مى‌دهيم:

لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ

كه به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببينند،

فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

كه به طور ناگهانى -در حالى كه بى‌خبرند- بديشان برسد.

فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ

و بگويند: «آيا مهلت خواهيم يافت؟»

أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ

پس آيا عذاب ما را به شتاب مى‌خواهند؟

أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَٰهُمْ سِنِينَ

مگر نمى‌دانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم،

ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ

و آنگاه آنچه كه [بدان‌] بيم داده مى‌شوند بديشان برسد،

مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ

آنچه از آن برخوردار مى‌شدند، به كارشان نمى‌آيد [و عذاب را از آنان دفع نمى‌كند]؟

وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ

و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود.

ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ

[تا آنان را] تذكر [دهند]؛ و ما ستمكار نبوده‌ايم.

وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ

و شيطانها آن را فرود نياورده‌اند.

وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ

و آنان را نسزد و نمى‌توانند [وحى كنند].

إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ

در حقيقت آنها از شنيدن، معزول [و محروم‌]اند.

فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ

پس با خدا، خداى ديگر مخوان كه از عذاب‌شدگان خواهى شد.

وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ

و خويشان نزديكت را هشدار ده.

وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ

و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‌اند، بال خود را فرو گستر.

فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ

و اگر تو را نافرمانى كردند، بگو: «من از آنچه مى‌كنيد بيزارم.»

وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ

و بر [خداىِ‌] عزيزِ مهربان توكل كن،

ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ

آن كس كه چون [به نماز] برمى‌خيزى تو را مى‌بيند،

وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ

و حركت تو را در ميان سجده‌كنندگان [مى‌نگرد].

إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ

او همان شنواى داناست.

هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ

آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مى‌آيند؟

تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍۢ

بر هر دروغزن گناهكارى فرود مى‌آيند،

يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَٰذِبُونَ

كه [دزدانه‌] گوش فرا مى‌دارند و بيشترشان دروغگويند،

وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ

و شاعران را گمراهان پيروى مى‌كنند.

أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍۢ يَهِيمُونَ

آيا نديده‌اى كه آنان در هر واديى سرگردانند؟

وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ

و آنانند كه چيزهايى مى‌گويند كه انجام نمى‌دهند.

إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ يَنقَلِبُونَ

مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفته‌اند يارى خواسته‌اند. و كسانى كه ستم كرده‌اند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت.