«فصلت» (۴۱)
وجه تسمیه
نام «فصلت» که بیانگر پیام کلی و محور اصلی سوره میباشد از آیات سوم و چهل و چهارم آن اخذ شده است:
(۳) کتاب فصلت آیات هرآنآ عربیآ لقوم یعلمون
(۴۴) وَلَوْ جَعَلْنَٰهُ قُرْءَانًا أَعْجَمِيًّۭا لَّقَالُوا۟ لَوْلَا فُصِّلَتْ ءَايَٰتُهُۥٓ…آیهٔ ۴۴، ء اعجمی و عربی...
از مقایسه همین دو آیه میتوان به معنای «فصلت» پی برد، آنچه ازجانب خداوند رحمن و رحیم بهتدریج بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده (تَنزِيلٌۭ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۲)، نه خواب و خیال است و نه الهام و القائی که فقط گیرندهاش از آن مطلع باشد، قرآنی (خواندنی) است بزبان مردم (عربی) تا بسادگی و روشنی آن را درک نمایند. اگر قرآن (مطلب خواندنی) بزبانی غیر از زبان مردم معاصر پیامبر بود میگفتند چرا آیاتش واضح و آشکار و قابل فهم با فکر و فرهنگ ما نیست؟ (ولو جعلناه قرآنآ …أَعْجَمِيًّۭا لَّقَالُوا۟ لَوْلَا فُصِّلَتْ…آیهٔ ۴۴ آیات). بنابراین معنای کلمه «فصلت» (که از ریشه فصل = جدائی و مباینت میان دو چیز گرفته شده) تفصیل و شرح و بسط دادن مطلب ازطریق تجزیه و تحلیل و تبیین و جداکردن قسمتهای مختلف آن به گونههای است که برای خواننده براحتی قابل فهم باشد و بتواند شناختی برا تشخیص حق
فصلت (۴۱) / ۳۴۷
از باطل، خیر از شر، حلال از حرام، حسنه از سیثه و... پیدا کند.۱
به این ترتیب «تفصیل» معنای مقابل اجمال و ابهام و اختصار پیدا میکند و قرآن به دلیل آنکه آیاتش در نهایت وضوح و روشنی حقایق را بیان میکند «کتاب مفصل» نامیده شده است.۲ این تعبیر وقتی روشنتر میشود که به معنی اصلی کلمه «عربی» یعنی سخن فصیح و واضح و «اعجمی» به معنی سخن گیجکننده و دشوار توجه کنیم.
انعام (۱۱۴) هوالذی …أَنزَلَ إِلَيْكُمُ ٱلْكِتَٰبَ مُفَصَّلًۭا…سورهٔ انعام، آیهٔ ۱۱۴
اعراف (۵۲) لقد …جِئْنَٰهُم بِكِتَٰبٍۢ فَصَّلْنَٰهُ عَلَىٰ عِلْمٍ…سورهٔ اعراف، آیهٔ ۵۲
همچنین این کتاب (قرآن) از آنجایی که تکمیل کننده و تفصیل دهنده حقایق کتب پیشین است و اجمال کلیات آنها را شرح و بسط میدهد، هم تصدیق کننده آنها میباشد و هم تفصیل دهنده:
…وَلَٰكِن تَصْدِيقَ ٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ ٱلْكِتَٰبِ لَا رَيْبَ فِيهِ…سورهٔ یونس، آیهٔ ۳۷
گرچه تورات نیز در زمان خود نسبت به درک مردم تفصیل دهنده همه چیز بود:
وَكَتَبْنَا لَهُۥ فِى ٱلْأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْعِظَةًۭ وَتَفْصِيلًۭا لِّكُلِّ شَىْءٍۢ…سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۴۵
این را هم اضافه میکنیم که نزول قرآن در شب قدر (یا روز بعثت) بر قلب پیامبر بصورت کلی و مرکب و ناگهانی (دفعه واحده) بوده بعداً و بهتدریج در طول ۲۳ سال بصورت کلامی خواندنی (قرآن) شرح و بسط و تفصیل داده شده است:
سوره هود - الر - کتاب احکمت آیاتنه …ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍسورهٔ هود، آیهٔ ۱
با توضیحات فوق که با عنايت به نام سوره داده شد، به اهمیت زیربنائی موضوع «قرآن» در این سوره پی میبریم. سوره فصلت با اشاره به تنزیل این کتاب تفصیل داده شده خواندنی.۳ از جانب خداوند رحمن رحیم بخاطر بشارت و انذار مردم آغاز میگردد:
(حم - تَنزِيلٌۭ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۲ - كِتَٰبٌۭ فُصِّلَتْ ءَايَٰتُهُۥ قُرْءَانًا عَرَبِيًّۭا لِّقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَآیهٔ ۳ - بَشِيرًۭا…آیهٔ ۴
- به این دو آیه توجه کنید که معنای تفصیل چقدر نزدیک به تبیین و تشریح است: انعام ۱۱۹ (قد فصل علیکم ما حرّم علیکم). در اینجا شناخت پیداکردن به جدایی حلال و حرام تفصیل داده شده است. ۲- اسراء ۱۲ (…وَلِتَعْلَمُوا۟ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَىْءٍۢ فَصَّلْنَٰهُ تَفْصِيلًۭاسورهٔ اسراء، آیهٔ ۱۲) در اینجا شناخت اوقات روز و هفته و ماه از طریق حالات مختلف کره ماه مصداقی از تفصیل اشیاء معرفی شده است.
- نه آنکه قرآن آیاتش فقط قابل درک و فهم است، بلکه این آیات وسیله درک و فهم همه چیز است: اسراء (۱۲) و کل شی فصّلناه تفصیلاً - یوسف (۱۱۱) …وَلَٰكِن تَصْدِيقَ ٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَىْءٍۢ…سورهٔ یوسف، آیهٔ ۱۱۱.
- علت اینکه صفت قرآن (خواندنی) برای کتاب نازل شده بر پیامبر قرار داده شده این است که معنای کتاب بر خلاف آنچه درمیان ما فارسی زبانان معمول است، الزاماً صحیفه ای کاغذی و خواندنی نیست، هر آنچه ظرف علم و اطلاعاتی باشد کتاب است، فرضاً کامپیوتر در زمان ما کتابی است جامع اطلاعات فراوان، اما قابل خواندن و درک و فهم مردم عادی نیست. کتاب مبین نیز چنین است.
نذیراً...)
و در متن آن (آیات ۲۶ و ۴۱ و بهطور غیرمستقیم آیات ۲۸ و ۳۰) و پایان سوره (آیات ۵۲ و ۵۳ و بهطور غیرمستقیم آیه ۴۵) مرتبا به این موضوع توجه شده است.
این کتاب به نامها و صفات مختلفی در سوره فصلت معرفی شده است که ذیل به آن اشاره میکنیم:
| نامها | ۱- کتاب | آیه (۳) کتاب فصلت آیاتِه... |
|---|---|---|
| ۲- قرآن | «(۴۱) و انه لکتاب عزیز... | |
| «(۳) قرآن عریبا | ||
| «(۴۴) ولو جعلناه قرآنا اعجمیا - (وآیه ۲۶) | ||
| ۳- ذکر | «(۴۱) إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِٱلذِّكْرِ لَمَّا جَآءَهُمْ…آیهٔ ۴۱ | |
| صفات | ۱- بشارت و انذار دهندگی | «(۴) بشیرا و نذیرا فاعرض اکثرهم... |
| ۲- هدایتگری و شفاه | «(۴۴) قل هولذین آمنوا هدی و شفاه... | |
| ۳- عزت بخشی | «(۴۱) و انه لکتاب عزیز | |
| ۴- حقانیت | «(۵۳)…حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ…آیهٔ ۵۳ | |
| ۵- نزول تدریجی | «(۲) تَنزِيلٌۭ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۲ | |
| «(۴۲) …تَنزِيلٌۭ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍۢآیهٔ ۴۲ |
نزول تدریجی (تنزیل) این کتاب، در ابتدای سوره نشئت گرفته شده از منشأ رحمت عام و خاص الهی معرفی شده است (تَنزِيلٌۭ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِآیهٔ ۲) و در اواخر سوره (آیه ۴۲) از منشأ حکمت پسندیده او (…تَنزِيلٌۭ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍۢآیهٔ ۴۲).
خدواند بدلیل رحمت جهانگسترش همه بندگان را در معرض تابش انوار هدایت خود قرار میدهد (رحمن) و برحسب نورپذیری و جذب و انجذاب بندگان نور بیشتری بر آنان میتابد (رحیم). تفصیل این آیه گویا آیه ۱۸۵ سوره بقره باشد: «هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان». قرآن برای توده مردم (ناس) هدایت است اما علاوه بر آن، دلائل روشنی از هدایت و شناخت (فرقان) نیز دارد که برحسب تدبر و تفکر اهل خرد و خواص قابل درک و دسترسی خواهد بود.
و اما قرآن نشئت گرفته از منشأ حکمت پسندیده پروردگار نیز میباشد (تنزیل من
فصل (۴۱) / ۳۴۹
حکیم حمید). یعنی نزول این کتاب باطل و بیهوده و عبث نیست، حکمیبر آن مقرر است تا بندگان هدایت شده به کمال خویش درجهت خدا برسند، پس کاری است درخور ستایش و حمد بسیار برای خالقی که چنین حکم فرموده:
لَّا يَأْتِيهِ ٱلْبَٰطِلُ مِنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِۦ ۖ تَنزِيلٌۭ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍۢآیهٔ ۴۲
چهار صفت: رحمن، رحیم، حکیم و حمید در دو حرف «ح» و «م» که تشکیل دهنده حروف مقطعه سوره (حم)، هستند اشتراک دارند. آیا ارتباطی میان «حم» و مضامین سوره که نشت گرفته از چهار صفت فوق میباشند وجود ندارد؟
روگردانی
گرچه این کتاب ازجانب «رحمن الرحیم» و «حکیم حمید» برای هدایت و سعادت مردم نازل شده است، اما بیشتر آنها از آن روی میگردناند و گوش دل به آن نمیسپارند (…فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَآیهٔ ۴) و در مقام توجیه اعراض خود (علیرغم روشني و وضوح آیات کتاب = فصل آیات) میگویند:
- قلوبنا فی اکتی مما تدعونا الیه
- و فی اذاننا وقر
- و من بیننا و بینک حجاب
- فاعمل انا عاملون
(پوشیدگی و پرده قلبی برای درک حقایق) (سنگینی گوش برای شنیدن حرف حق) (موانع و حجابهای فردی و اجتماعی) (بی اعتنایی و احساس امنیت و آسودگی)
گویا مهمترین عاملی که مانع تصدیق آنها به نبوت و کتاب گشته، همچون سایر اقوام پیشین، انتظار غیربشربودن رسول خدا، ناباوری وحی، آلودگی به شرک و عدم پذیرش توحید و استکبار از اعتراف به اشتباه و استغفار به درگاه خدا میباشد که به دنبال آیه فوق توضیح میدهد:
قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٌۭ…سورهٔ کهف، آیهٔ ۱۱۰ مشکلم …يُوحَىٰٓ إِلَىَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌۭ…سورهٔ کهف، آیهٔ ۱۱۰ واحد فاستقیموا الیه و استغفروه و ویل للمشرکین.
و انگیزه و علت اصلی این انحرافات را در دنیاپرستی که نتیجه اش خودداری از پرداخت حقوق اجتماعی و انکار زندگی وراء زندگی مادی دنیائی میباشد معرفی مینماید: (ٱلَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلْءَاخِرَةِ هُمْ كَٰفِرُونَآیهٔ ۷)
این گروه همانطور که از آیه فوق هم هویدا است، «کافران» نامیده شدهاند. کفر یعنی ناسپاسی و پوشاندن حقیقت. اینها از آنجایی که نسبت به نزول قرآن که بالاترین نعمت و
وسيله هدايت است ناسپاسي میکنند و اين حقيقت را ناديده انگاشته سرپوش میگذارند كافر ناميده شدهاند.
كفر اين گروه هم به آخرت است (و هم بالاخره هم كافرون)، و هم به قرآن (قال الذين) …كَفَرُوا۟ لَا تَسْمَعُوا۟ لِهَٰذَا ٱلْقُرْءَانِ…آیهٔ ۲۶ - إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِٱلذِّكْرِ…آیهٔ ۴۱ - …ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِۦ…آیهٔ ۵۲). بنابراين همه حقايق را سرپوش میگذارند.
البته «مشرك» هم ناميده شدهاند (و ويل للمشركين - آيه ۶) ولى فقط يكبار (دربرابر ۹) بار كافر) بخاطر انحراف از توحيد و انكار ربوبيت و انداد گرفتن براى خدا (آيه ۱۹۱... و …وَتَجْعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادًۭا ۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَآیهٔ ۹) و آيه (۴۸) وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَدْعُونَ مِن قَبْلُ…آیهٔ ۴۸... خصلت اين گروه پندارگرايى و تبعيت از نظريات و تصورات ذهنى خود است كه راهى بسوى حقيقت ندارد.
…وَلَٰكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ ٱللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًۭا مِّمَّا تَعْمَلُونَآیهٔ ۲۲ وَذَٰلِكُمْ ظَنُّكُمُ ٱلَّذِى ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَىٰكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنَ ٱلْخَٰسِرِينَآیهٔ ۲۳ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَدْعُونَ مِن قَبْلُ ۖ وَظَنُّوا۟ مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍۢآیهٔ ۴۸ …لِى وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةًۭ…آیهٔ ۵۰ و نتيجه چنين كفران و پندارگرايى آنچنان كه در سوره نشان داده شده است، هلاكت و خسران و آتش جهنم و انواع عذاب (عذاب خوارى دنيا و آخرت، صاعقه عذاب، تحقق قول) عذاب، عذاب شديد، عذاب غليظ و...) میباشد.
…لِّنُذِيقَهُمْ عَذَابَ ٱلْخِزْىِ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَلَعَذَابُ ٱلْءَاخِرَةِ أَخْزَىٰ ۖ وَهُمْ…آیهٔ ۱۶ لا ينصرون.
…ٱلْهُدَىٰ فَأَخَذَتْهُمْ صَٰعِقَةُ ٱلْعَذَابِ ٱلْهُونِ بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَآیهٔ ۱۷ آيه (۱۹) يحشر... الى النار آيه (۲۳)... …أَرْدَىٰكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنَ ٱلْخَٰسِرِينَآیهٔ ۲۳. آيه (۲۴) - فالنّار مترى لهم آيه (۲۵)... و حق عليهم القول... انهم من الخاسرين. آيه (۲۷) فَلَنُذِيقَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ عَذَابًۭا شَدِيدًۭا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ…آیهٔ ۲۷ …أَسْوَأَ ٱلَّذِى كَانُوا۟ يَعْمَلُونَآیهٔ ۲۷ …جَزَآءُ أَعْدَآءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُ…آیهٔ ۲۸ آيه (۴۰) يلقى فى النار آيه (۵۰)... …وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍۢآیهٔ ۵۰.
فصل (۴۱) / ۳۵۱
علم و احاطه خدا
از جمله مسائلی که در این سوره به وضوح به چشم میخورد و از جهاتی میتوان آن را از مهمترین محورهای سوره شمرد، مسئله علم و احاطه خداوند به اعمال بندگان است. کافران که پندارگرایی و ظن و گمان روال کارشان است، چنین میپندارند که حساب و کتابی در کار نبوده اعمالشان پنهان از علم خدا است. (…وَلَٰكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ ٱللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًۭا مِّمَّا تَعْمَلُونَآیهٔ ۲۲)
در این سوره مرتباً تأکید میشود که خداوند نسبت به اعمال بندگان «بصیر» و بر هر چیز «محیط» و «شهید» است. (آیات ۴۰-۵۳ و ۵۴)
مکانیسم این علم و شهود دقیق نیز شهادت دادن گوش و چشم و پوست کافران است که در روز حساب به نطق درآمده و شگفتی و حیرت صاحبان خود را برمی انگیزند و به جزئیات اعمال آنها خبر و گواهی میدهند. این مطلب در آیات ۲۰ تا ۲۳ این سوره توضیح داده شده است.
در آیات دیگری نیز به علم خداوند اشاره شده که از آن جمله در آیات ۱۲ و ۳۶ خداوند به صفت علم ستایش گشته است:
آیه (۱۲) عزیز العلم و آیه (۳۶) …إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُآیهٔ ۳۶ و در آیه (۴۷) علم او را بر ساعت قیامت، رسیدن میوهها، باروری و حمل و زایمان هر ماده ای نشان میدهد:
الیه برد علم الساعة،
و ما …تَخْرُجُ مِن ثَمَرَٰتٍۢ مِّنْ أَكْمَامِهَا…آیهٔ ۴۷،
…وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِۦ…آیهٔ ۴۷
این آیه که مشابهت نزدیکی با آخرین آیه سوره لقمان (إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلْمُ ٱلسَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ ٱلْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلْأَرْحَامِ ۖ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌۭ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًۭا ۖ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌۢ بِأَىِّ أَرْضٍۢ تَمُوتُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۢسورهٔ لقمان، آیهٔ ۳۴) دارد. علم الهی را در سه زمینه: ۱- ساعت و پیدایش قیامت، ۲- نزول باران و پیدایش میوه و محصول، ۳- شکل گیری و پیدایش حیات در رحمه نشان میدهد که هرسه زمینه استمرار ربوبیت و تدبير او را (که مشرکین علیرغم اعتقاد به الوهیت منکر آن بودند) نشان میدهد.
آخرت
از موضوعات مهم دیگری که در این سوره مورد توجه قرار گرفته مسئله آخرت است که در ابتدای سوره (آیه ۷) به اجمال به آن اشاره شده است (... و هم بالاخره هم کافرون). به این
موضوع بخش مهمی از آیات این سوره (آیات ۱۹ تا ۳۲) اختصاص یافته است. علاوه بر آیات فوق (۱۴ آیه) که بصورت پیوسته و مجموعه به حیات پس از دنیا اختصاص یافته، در لابلای آیات دیگر نیز اشاراتی به آخرت، عقاب، ساعت، لقاء و... که مفاهیمی مربوط به آخرت هستند شده است. از جمله آیات ۱۶-۴۰-۴۲-۴۷-۴۸-۵۰-۵۴-۴۰ بهطوریکه میتوان ۴۰٪ سوره را مرتبط با موضوع آخرت شمرد.
ایمان و عمل صالح
همانطور که گفته شد در این سوره به «اعمال و مکتسبات» انسان عنايت و يزهای شده است. بهطوریکه ۱۱ بار این واژه در سوره فصلت تکرار شده است. عمدتا عمل کافران از جهت منفی مورد بررسی قرار گرفته اما سه بار هم عمل صالح مؤمنان ستوده گشته است:
آیه (۸) إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍۢآیهٔ ۸.
آیه (۳۳) وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًۭا مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا وَقَالَ إِنَّنِى مِنَ ٱلْمُسْلِمِينَآیهٔ ۳۳
آیه (۴۶) مَّنْ عَمِلَ صَٰلِحًۭا فَلِنَفْسِهِۦ…آیهٔ ۴۶ و من اساء فعليها
مَّنْ عَمِلَ صَٰلِحًۭا فَلِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَنْ أَسَآءَ فَعَلَيْهَا ۗ وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٍۢ لِّلْعَبِيدِ
هر كه كار شايسته كند، به سود خود اوست؛ و هر كه بدى كند، به زيان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمكار نيست.
جالب اینکه هم کافران به پیامبر میگویند تو عمل کن که ما هم عمل کننده ایم (فاعمل)
اننا عاملون و هم پیامبر از قول خدا به کافران (…ٱعْمَلُوا۟ مَا شِئْتُمْ ۖ إِنَّهُۥ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌآیهٔ ۴۰).
اسماء الهی
در این سوره نام جلاله «الله» ۱۱ بار و نام «رب» (به صورت مضاف یا با ضمیر) ۱۲ بار به کار رفته است از اسماء الحسنی نیز ۱۳ نام (۱۵ مورد) به شرح ذیل در سوره فصلت آمده است:
رحیم و علیم (هر کدام ۲ بار)، رحمن، واحد، عزیز، غفور، سمیع، قدیر، بصیر، حکیم، حمید، شهید و محیط اگر اسامی فوق را جمع کنیم ضریب ۱۹ خواهد شد.
(۲×۱۹ = ۳۸ + ۵ + ۱۲ + ۱۱)
نکته قابل توجه اینکه اسماء الحسنی در این سوره عمدتاً در آیات ۳۲ تا ۴۲ آمده است. بنابراین ثلث آخر سوره مشحون از آیات توحیدی میباشد.
اسماء الحسنی در این سوره ۵ بار به صورت مزدوج (ترکیب دو اسم) و ۳ بار با جمله «انه بکلشی» (یا علی کل شی) آمده است.
مثل: رحمن الرحیم - عزیز العلیم - غفور رحیم - سمیع العلیم - حکیم حمید.
انه علی کل شی قدیر - انه بکلشی محیط - انه علی کلشی شهید.
فصلت (۴۱) / ۳۵۳
آهنگ آیات
سوره فصلت دارای ۵۴ آیه است که این آیات با ۱۰ حرف مختلف ختم میشوند، دو ثلث ابتدای سوره تقریباً یکنواخت است و آیات آن به جز ۸ مورد که با حرف «م» ختم میشود بقیه به حرف «ن» منتهی میگردد. اما ثلث آخر سوره همانطور که مشحون از آیات توحیدی و اسماء الحسنی است آهنگ متفاوتی پیدا میکند بهطوریکه در ثلث آخر سوره آیات آن با ۸ حرف ختم میشوند (دو ثلث اول سوره با ۲ حرف) و تنوع زیادی پیدا میکند. تعداد حروف انتهایی آیات در سوره فصلت به قرار ذیل است:
حرف «ن» ۳۰ بار، «م» ۸ بار، «د» ۷ بار، «ر»، «ط» هر کدام ۲ بار «ز»، «ب»، «ص»، «ظ»، «ض»، هر کدام یکبار.
سال نزول
مطابق محاسبات کتاب سیر تحول قرآن (جدول شماره ۱۵) آیات این سوره در ۳ مقطع زمانی به شرح ذیل نازل شدهاند:
آیات ۱ تا ۷ سال ۵ بعثت، آیات ۸ تا ۳۶ سال ۹ بعثت، آیات ۳۷ تا ۵۴ سال ۲ هجرت.
تقسیمات سوره
آیات این سوره به موضوعات متنوع و فراوانی اختصاص یافته است که تقسیمات آن را زیاد کرده است، بهطوریکه در هر چند آیه موضوع به ظاهر عوض میشود. باتوجه به مطالب و مضامین آن میتوانیم این تقسیمات را قائل شویم:
آیات ۱ تا ۴ مقدمه (درباره قرآن) آیات ۵ تا ۸ اعراض کافران و معرفی مشرکین آیات ۹ تا ۱۲ آیات تکوینی (آفرینش زمین و جو آن) آیات ۱۳ تا ۱۸ تاریخ اقوام پیشین آیات ۱۹ تا ۲۵ بحث قیامت آیات ۲۶ تا ۲۹ تلاش کافران برای غلبه بر قرآن آیات ۳۰ تا ۳۶ مؤمنین و عکس العمل آنها در برخورد با مخالفین آیات ۳۷ تا ۳۹ ارائه آیات تکوینی آیات ۴۰ تا ۴۶ وصف قرآن و مخالفت کافران با آن آیات ۴۷ تا ۵۱ توحید و انسان شناسی آیات ۵۲ تا ۵۴ قرآن - لقاء الهی