«حشر» (۵۹)
تسبیح خداوند عزیز و حکیم
سوره «حشر» با تأکید بر تسبیح همه موجودات آسمانها و زمین برای خداوند «عزیز و حکیم» آغاز و ختم میشود. در افتتاح دو سوره حدید و صف نیز که هر کدام با یک سوره فاصله، قبل و بعد از سوره حشر قرار گرفتهاند، عیناً آیه «سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ…آیهٔ ۱» قرار گرفتهاست. اگر مضامین این سه سوره را که علاوه بر نزدیک بودن به یکدیگر، از نظر سال نزول مقارن نیمه اول² دوران هجرت هستند، بایکدیگر مقابله و مقایسه نمائیم، هم به فصل مشترک آنها پی میبریم و هم رابطه بین تسبیح خداوند عزیز و حکیم (اولین آیه هر سه سوره) را با مفاهیم و موضوعات مطرحشده در آنها درک مینمائیم، بنابراین ابتدا لازم است چنین مقایسهای را انجام دهیم:
با یک نگاه اجمالی به آیات هر سه سوره علاوه بر آیه آغاز آن، فصل مشترکهای ذیل را بدست میآوریم:
۱- قتال - محور هر سه سوره همانطور که از نام سورهها (حدید، حشر، صف) هویدا است،³ در رابطه با «جنگ» (قتال) میباشد. با این تفاوت که در سوره حدید، تکیه عمده روی بُعد تدارک جنگ است و بر جنبههای اقتصادی آن (انفاق، صدقات، بخل و ...) برای تأمین
۱. با یک اختلاف کوچک در آیه افتتاحیه سوره حدید که به جای جمله «ما فی الارض»، فقط کلمه «ارض» قرار گرفتهاست.
۲. سوره صف در سال ۲ هجری، حشر در سال ۴ هجری و حدید در سال ۵ هجری به صورت یکپارچه نازل شدهاند (با اختلاف ۳ سال).
۳. ترتیب قرار گرفتن این سورهها نیز در قرآن جالب توجه است. ابتدا مسلح شدن (حدید) آمده، بعد گردآمدن و بسیج نیرو (حشر)، سپس به «صف» قتال درآمدن.
نیازهای جبهه توجه دارد و در دو سوره دیگر علاوه بر این جنبه¹، به اصل درگیری و قتال عنایت بیشتری شده است.
۲- نفاق - بخش عمدهای از هر سه سوره درباره کسانی است که علیرغم اسلامآوردن حاضر به شرکت در جهاد نیستند و به نحوی از آن شانهخالی کرده یا با دشمنان ارتباط خائنانه برقرار مینمایند. در سوره «حدید» عدم مشارکت آنان را در تدارک هزینههای جنگ با بخل از «انفاق فی سبیل الله» نشان میدهد و در این سوره (حشر) روابط پنهانی و وعدههای دروغین آنها را با یهودیان «بنیالنضیر» که در موضع دشمنی با خدا و رسول قرار داشتند برملا میکند (آیات ۱۰ تا ۱۷) و بالاخره در سوره صف، بدون اینکه نام منافق روی آنها گذاشته شود²، روحیه منافقانه آنها را در عملنکردن به آنچه میگویند (شرکت در جهاد) به وضوح نشان میدهد.
۳- صدق ایمان - در برابر چنین منافقینی که ایمان زبانی و ادعایی دارند، در هرسه سوره از مؤمنین راستینی نام میبرد که با جان و مال در راه خدا جهاد میکنند و به این وسیله صدق ایمان خود را ثابت مینمایند. در سوره «حدید» از آنان به عنوان صدّیقون (آیه ۱۹) یاد میکند که با انفاق …فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَوِ…سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۶۷ قرض به خدا در راه جهاد، در زمره «مصدّقین و مصّدّقات» درآمدهاند. در این سوره (حشر) مهاجرین را به خاطر جانبازی با مال و جان «صادقون» نامیده است (آیه ۸) و انصار را به خاطر ایثار مالی و سعه صدر و تسلط بر بخل و مالدوستی «مفلحون» شمرده است. همچنین در سوره «صف» صداقت آنان را در پیکار صفبسته در راه خدا، که همچون بنایانی از سرب است، نشان میدهد.
۴- رسول الله - در هر سه سوره نقش «رسول الله» از بُعد ولایت در امور امت، بخصوص مسئله جنگ و رهبری سیاسی جامعه مورد توجه قرار گرفته است. بطوریکه کلمه «رسوله» و مشتقات کلمه رسول در این سورهها به نسبت بسیار بالایی به کار رفته است³. آنچه توصیه شده اطاعت از خدا و رسول در اینگونه امور و عدم عصیان و سرپیچی و شقاق در برابر دستورات حضرتش میباشد. آیه (۷) سوره حشر در مورد تقسیم غنائم توصیه مؤکدی
۱. در سوره حشر آیات ۶ تا ۹ مربوط به غنائم جنگی (فیء)، سلسلهمراتب اجتماعی تقسیم ثروتهای عمومی، فقر و نیاز مهاجرین و ایثار مالی انصار علیرغم احتیاج خودشان، میباشد و در سوره صف آیات ۱۰ تا ۱۲ به تجارت با خدا از طریق ایمان به خدا و رسول و جهاد با جان و «مال» شده است.
۲. سوره صف از آنجایی که در اوائل هجرت (سال ۲) نازل شده است هنوز موضعگیریها صریح و آشکار نبوده و صفبندیها تحقق نیافته است.
۳. ۸ بار در سوره حدید، ۷ بار در سوره حشر و ۴ بار در سوره صف (این ارقام با توجه به کمی تعداد آیات این سورهها جالب توجه است).
به مسلمانان شده است که تسلیم حکم و نظر رسول الله باشند و زیادهطلبی نکنند و انصار را در آیه بعد به خاطر بلندنظری ستوده است.
۵- کافران - در تمامی سورههای مورد نظر اشارهای به «الذین کفروا» شده است، آنچنان که از سیاق این سورهها برمیآید منظور از کسانی که کافر شدند ناسپاسان اهل کتاب میباشند. گویا جبهه مقابل مسلمین در هر سه سوره یهودیان اطراف مدینه و قبائل سهگانه بنیقریظه، بنینضیر و بنیقینقاع بودهاند. از آیات (۱۵ و ۱۶ و ۱۹ و ۲۹) سوره حدید بطور ضمنی چنین معنایی استنباط میشود و از آیات ۲ و ۱۱ و ۱۶ سوره حشر بطور صریح (هُوَ ٱلَّذِىٓ أَخْرَجَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ…آیهٔ ۲ - …يَقُولُونَ لِإِخْوَٰنِهِمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ…آیهٔ ۱۱) همچنین آیات (۸ و ۹ و ۱۴) سوره «صف» بطور آشکار نسبت کفر را به ناسپاسان بنیاسرائیل (از امت موسی و عیسی علیهما السلام) میدهد.
۶- فاسقین - در هر سه سوره کافران اهل کتاب را به دلیل خارجشدن از دائره محرمات الهی و نقض قوانین و مقررات دینی «فاسق» نامیده است. مهمترین فسق آنها دشمنی با خدا و رسول و تلاش برای ممانعت از نهضت توحیدی اسلام میباشد. گرچه در رابطه با دین خودشان نیز مرتکب خلاف و خیانتهای فراوانی شدهاند. ذیل آیات مربوط به این مسئله را در سورههای مورد نظر نقل مینمائیم:
حدید (۱۶) ... …وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَسورهٔ حدید، آیهٔ ۱۶.
حشر (۵) مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ ٱللَّهِ وَلِيُخْزِىَ ٱلْفَٰسِقِينَآیهٔ ۵ (منظور یهودیان بنینضیر هستند).
(۱۹) وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ نَسُوا۟ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمْ أَنفُسَهُمْ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَآیهٔ ۱۹
صف (۵) وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ يَٰقَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِى وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّى رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيْكُمْ ۖ فَلَمَّا زَاغُوٓا۟ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمْ ۚ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْفَٰسِقِينَسورهٔ صف، آیهٔ ۵
۷- نام جلاله «الله» - تعداد نام «الله» باتوجه به تعداد آیات یا کلمات این ۳ سوره بطور نسبی رقم بسیار بالائی را نشان میدهد، بطوریکه در سوره «حدید» به ازای هر ۱۷ کلمه، سوره «حشر» به ازای هر ۱۵ کلمه و سوره «صف» به ازای هر ۱۳ کلمه یک بار نام جلاله «الله» تکرار شده است.¹ در مقایسه با سایر سورهها، این سه سوره در جرگه ۲۰ سوره مقدم هستند.² علت این امر به نظر میرسد متوجهساختن مسلمانان به حاکمیت خدا در جریانات اجتماعی و برخورد با دشمنان در جنگ است، تا امیدوار به پیروزی حق برباطل و غلبه دین الهی باشند.
اکنون باتوجه به فصل مشترک سه سوره یاد شده که در ۷ موضوع مشخص گردید به ابتدای سخن برمیگردیم و رابطه «تسبیح» عالم هستی برای خداوند عزیز و حکیم را با مضامین فوق درنظر میگیریم. معنای «تسبیح»، منزّه و مبری شناختن خداوند از عیب و نقص و ایراد است. در این سوره از دشمنی یهود با خدا و رسول (آیه ۴) و خیانت منافقین نشان میآورد و با تأکید بر «تسبیح» عالم هستی برای خداوند، این حقیقت را القاء مینماید که تلاشهای منحرفانه آنها کوچکترین لطمهای به مشیت حکیمانه الهی نمیزند و او منزهتر از آن است که درنظام به غایت پاک و پیچیده خود چنین انحرافاتی را بپذیرد و عکسالعمل نشان ندهد. یا آنکه آنها را موفق و پیروز درکید و مکرشان نماید.
اما دونام نیکوی «عزیز الحکیم» نیز دررابطه با همین دشمنیها و توطئهها معنا میدهد. معنای «عزیز» شکستناپذیر است. خداوند چنین نوشتهکه او و رسولانش بدون شک و تردید پیروز خواهند شد (كَتَبَ ٱللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا۠ وَرُسُلِىٓ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭسورهٔ مجادله، آیهٔ ۲۱ - مجادله ۲۱) بنابراین مؤمنینی که درشرایط سخت و سهمگینی قراردارند، باید امیدوار باشند به راه خدائی میروند که شکستناپذیر و پیروز مطلق است و علاوه برآن، خداوند «حکیم» نیز هست. حکیم به کسی میگویند که کارش محکم و استوار و به اصطلاح حسابشده و اصولی است. خداوند «عزیزی» نیست که همانند جباران و سلاطین، عزت و اقتدارش برپایه اهداف پوچ و باطل باشد، «عزیزی» است که عزتش توأم با حکمت است و اگر انسانها را اختیار و مهلت داده تا بتوانند علیرغم رسولانش، همانند یهود و منافقین، به توطئه و خیانت بپردازند، ناشی از ضعف و ناتوانی یا عدم علم و اطلاع او نیست، بلکه مشیت حکیمانهاش چنین اقتضاء کرده که انسانها در کوره فتنه و امتحان و ابتلاء قرار گیرند تا جوهر وجودی خویش را بروز دهند.
نکته قابل توجه در بخش اول سوره که جریان اخراج یهودیان را از دیارشان بیان
۱. تعداد نام الله در سوره حدید ۳۲ بار، حشر ۲۹ بار و صف ۱۷ بار میباشد.
۲. سوره حدید ردیف بیستم، حشر پانزدهم و صف هفتم - موقعیت و ترتیب این سورهها را در جدول ضمیمه سوره «نور» میتوانید ملاحظه نمائید.
میکند، نسبتدادن کلیه اعمال به خداوند میباشد.
اسماء الحسنى
همانطور که ذکر آن رفت، در این سوره ۲۹ بار نام جلاله الله به کار رفته است. علاوه بر آن، تعداد زیادی از اسماء الحسنى، بخصوص در اواخر سوره تکرار شده است که جمع آن به شرح ذیل به ۲۴ نام میرسد:
| نام | شمار |
|---|---|
| عزیز | ۳ |
| حکیم | ۲ |
| رحیم | ۲ |
| قدیر | ۱ |
| رؤف | ۱ |
| خبیر | ۱ |
| رحمن | ۱ |
| ملک | ۱ |
| قدوس | ۱ |
| سلام | ۱ |
| مؤمن | ۱ |
| مهیمن | ۱ |
| جبار | ۱ |
| متکبر | ۱ |
| خالق | ۱ |
| باری | ۱ |
| مصور | ۱ |
تعداد این اسماء، به جز نام «الله» ۱۹ میباشد.² جالب اینکه در سه آیه آخر سوره که این اسماء پشت سرهم قرار گرفتهاند نیز با رعایت دفعات تکرار هر نام، بازهم به رقم ۱۹ میرسیم (البته با احتساب ۴ بار نام الله). علاوه بر آن، در این سه آیه ۷ بار کلمه «هو» به کار رفته است.³ که اشاره به ذات باریتعالی دارد.
آهنگ آیات
آیات این سوره به ترتیب ذیل با چهار حرف ختم میشوند:
حرف «ن» (۱۴ آیه)، «م» (۵ آیه)، «ر» (۳ آیه)، «ب» (۲ آیه).
تقسیمات سوره
این سوره از سه بخش عمده تشکیل شده است که هرقسمت سیاق مستقلی دارد:
۱- بخش اول آیات (۱) تا (۱۰) درباره اخراج کفاراهل کتاب از دیارشان.
۲- آیات (۱۱) تا (۱۷) درباره منافقین و خیانتهای آنها.
۳- آیات (۱۸) تا (۲۴) آیات اخلاقی و توحیدی خطاب به مؤمنین.
۱. مثل: هُوَ ٱلَّذِىٓ أَخْرَجَ…آیهٔ ۲ - …وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ ٱللَّهِ…آیهٔ ۲ - …فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا۟…آیهٔ ۲ - …وَقَذَفَ فِى قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعْبَ…آیهٔ ۲ - …كَتَبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمُ ٱلْجَلَآءَ…آیهٔ ۳ - …لَعَذَّبَهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا…آیهٔ ۳ - …فَبِإِذْنِ ٱللَّهِ وَلِيُخْزِىَ ٱلْفَٰسِقِينَآیهٔ ۵ - وَمَآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ…آیهٔ ۶ - …وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُۥ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ…آیهٔ ۶
۲. در این سوره ۲ بار «شدید العقاب» و یک بار «عالم الغیب و الشهاده» به کار رفته است که در ردیف اسماء محسوب نشده است. این عناوین که حالت وصفی دارد و از یک کلمه بیشتر ترکیب شده صفت خدا را نشان میدهد.
۳. در کل سوره ۹ بار کلمه «هو» به کار رفته است (آیات ۱ و ۲ و سه آیه آخر سوره)
ارتباط سورههای حشر و ممتحنه (۵۹ و ۶۰)
وجه مشترک میان این دو سوره، موضوع تولی و تبری (ولایت و برائت) است. با این تفاوت که در سوره «حشر» برائت از یهود را مطرح میسازد و منافقین را به خاطر دوستی پنهان با آنها و روابط برادرانه با دشمن مذمت مینماید و در سوره «ممتحنه» برائت از کفار (قریش، مردم مکه) موردنظر است و مسلمانان سادهلوح و سستعنصر را بخاطر ادامه روابط دوستی و خویشاوندی با کسانی که اکنون در جبهه مخالف آنها قرار گرفته و دشمن خدا محسوب میشوند (در جریان ارسال پیک برای مطلعساختن خویشاوندان از حمله مسلمانان به مکه) مورد سرزنش قرار میدهد.
در سوره حشر آیه (۱۱) […أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نَافَقُوا۟ يَقُولُونَ لِإِخْوَٰنِهِمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًۭا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَٰذِبُونَآیهٔ ۱۱.]
و در سوره ممتحنه (۱) [يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ عَدُوِّى وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَآءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِٱلْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا۟ بِمَا جَآءَكُم مِّنَ ٱلْحَقِّ…سورهٔ ممتحنه، آیهٔ ۱ ...]
با اینکه تمامی آیات سوره ممتحنه در برائت از مشرکین مکه است، ولی در آخرین آیه آن اشارهای نیز به پرهیز از روابط دوستی با یهود میکند تا هر دو جناح دشمن را معرفی کردهباشد:
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَوَلَّوْا۟ قَوْمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا۟ مِنَ ٱلْءَاخِرَةِ كَمَا يَئِسَ ٱلْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْقُبُورِسورهٔ ممتحنه، آیهٔ ۱۳.
سوره حشر در سال چهارم هجرت، که اوج اختلاف و درگیری با همسایگان یهودی مدینه است، نازل شدهاست و سوره ممتحنه در سال دهم هجرت در جریان فتح مکه. در این زمان قبائل یهودی به کلی تار و مار شده و مسئلهای برای مسلمانان محسوب نمیشدند. بنابر این به نظر میرسد توصیه آخرین آیه سوره ممتحنه در احتراز از روابط دوستی (بطوریکه ایجاد ولایت نماید) با یهود برای نسلهای آینده مسلمانان باشد (والله اعلم).