مجادله (۵۸)
سوره «مجادله» در آخرین سالهای هجرت پیامبر (ص) به مدینه (۹ هجری) نازل شده است. از اینرو حاوی یک سلسله ضوابط و مقررات تشریحی در رابطه با مسائل درونی جامعه اسلامی میباشد و به همین دلیل خطاب «یا ایها الذین آمنوا» همانند سوره حجرات در این سوره زیاد به چشم میخورد. تبیین این مقررات که درآیه (۵) آنرا «آیات بینات» نامیده¹ و نادیده گیرندگان آنرا به دلیل حق پوشی «کافر» شمرده است (... …وَقَدْ أَنزَلْنَآ ءَايَٰتٍۭ بَيِّنَٰتٍۢ ۚ وَلِلْكَٰفِرِينَ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭآیهٔ ۵) به خاطر تحکیم اخلاقی امتی است که باید نمونه و الگو باشد.
از آنجایی که هشدارهای شدید اللحن این سوره ناظر به زمینههای انحراف اخلاقی در جامعه ای است که «خدا» را رب خود میداند، نام جلاله «الله» به تعداد بسیار چشمگیری درآن به کار رفته است (۴۰). بطوری که در هر آیه حدود دوبار این نام تکرار گشته (و به ازای هر ۱۲ کلمه یک بار). علاوه بر آن، اسمائی که دلالت بر علم و اطلاع خداوند از جزئیات اعمال انسانها میکند، همچون: خیبر (۳ بار)، علیم، شهید، سمیع، بصیر... زیاد به کار
- در سوره «نور» نیز که برخی مقررات اخلاقی را شرح میدهد، آنها را «آیات بینات» نامیده است (آیات شماره ۱-۱۸-۴۶-۵۸-۶۱)
- در عوض نام «رب» اصلاً به کار نرفته است. معمولاً ربویت خدا در سوره هائی که اعتقادات مشرکین مطرح میباشد به کار میرود.
- البته در برخی آیات ۴،۳ یا ۵ بار نام الله تکرار شده است. (آیه ۲۲ پنج بار - آیه ۱ چهاربار و آیات ۶ و ۱۱ و ۱۳ سه بار)
رفته است¹ تا مسلمانان در هر عملی خدا را حاضر و ناظر بر اعمال خود بدانند. در این سوره نقش «رسول الله» به عنوان ولی امر و پیشوائی که باید به رسالت او ایمان آورده دستوراتش را اطاعت نمایند² زیاد مورد تأکید قرار گرفته است³ و درجهت مخالف، نافرمانی و عصیان (معصیت الرسول)⁴ یا دشمنی و مخالفت با او (یخادون الرسول)⁵ به شدت نکوهش شده است. این امر بسیار بدیهی و طبیعی است که اگر در جامعه اطاعت و انضباطی نسبت به رهبری که با او بیعت کردهاند وجود نداشته باشد، کاری انجام نمیشود. شاخص ترین کلمه ای که در این سوره به کار رفته و کاربرد آن به تنهایی بیش از بقیه سورههای قرآن میباشد، کلمه «نجوی» است که ۱۰ بار در آیات مختلف تکرار شده است⁶ نجوی یعنی سخن سری و در گوشی. چنین عملی در جامعه ای که براساس یکدلی و برادری و حسن نیت برپا شده و باید افرادش همدل و هم راز و محرم اسرار یکدیگر باشند، خلاف انتظار و نوعی بیگانگی و ایجاد رابطه ای خصوصی تلقی میگردد. بنابراین جز در موارد ضروری که نجوی به نیت خیر انجام گردد، این کار مجاز شمرده نمیشود و جز از منافقان که خودخواهی و دشمنی با دیگران و نافرمانی رسول را در پیش گرفتهاند انتظار نمیرود.
انواع انحرافات
بطور کلی در این سوره پیرامون ۵ نوع انحراف که زمینه آن در جامعه مدینه وجود داشته بحث کرده است. این انحرافات تماماً شکل اجتماعی دارد. امّا از اجتماع ساده دونفر در پیوند زناشوئی شروع میشود تا نجوای سه نفر و چهارنفر و مجالس چندین نفری و بالاخره در شکل گسترده تر، نزدیک شدن به زمامدار برای پیداکردن موقعیت ممتاز اجتماعی. و از آن گسترده تر، ارتباط برقرار کردن با خارج جامعه مطرح میگردد. و جالب اینکه این انحرافات را به ترتیب به همین نظم که بتدريج تعداد نفرات بیشتر میشوند مطرح ساخته است.
- البته اسماء: عفو و غفور و رحیم، همچنین قوی و عزیز هم در این سوره به کار رفته است تا از یک طرف بخشندگی و از طرف دیگر قدرت او را در برابر گناهان بندگان نشان دهد.
- آیهها (ذلک لتوم نوا بالله و رسوله...) - آیه ۱۳ (اطیعو الله و رسوله).المجادلة · آیه ۱۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
ءَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا۟ بَيْنَ يَدَىْ نَجْوَىٰكُمْ صَدَقَٰتٍۢ ۚ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا۟ وَتَابَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ
آيا ترسيديد كه پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقههايى تقديم داريد؟ و چون نكرديد و خدا [هم] بر شما بخشود، پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد و از خدا و پيامبر او فرمان بريد، و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است.
- ۹ بار مشتقات کلمه رسول در آیات ۴-۵-۸-۹-۱۲-۱۳-۲۰-۲۱-۲۲ به کار رفته است.
- آیات ۸ و ۹
- آیات (۵-۲۰-۲۲) یخادون از ریشه حد (مرز) به معنای کنار کشیدن و موضعگیری کردن و به اصطلاح مرزبندی مخالفت آمیز میباشد.
- آیات ۷-۸-۹-۱۰-۱۲-۱۳ (در برخی آیات ۲ یا ۳ بار این کلمه تکرار شده است).
۱- اختلافات زناشوئی
ساده ترین انحراف مسلمانان از واحد خانواده و درروابط دو نفری زناشوئی ممکن است آغاز گردد و ۶ آیه ابتدای سوره که نام آن (مجادله) نیز از اولین آیه اش اتخاذ گردیده، دررابطه با این مسئله قرار دارد. مسئله ای که در اینجا مطرح میگردد «طلاق جاهلیت» (ظهار) است که به عنوان سنتی خرافی از دوران جاهلیت، علیرغم ظهوردینی مبین و گرایش مردم به آن، هنوز تأثیر مسموم خود را بر فرهنگ جامعه حفظ کرده است. البته این مثالی است که نه در جوامع مسلمان غیرعرب گذشته مرسوم بوده و نه امروز کاربرد دارد. منظور تنها ذکر رابطه ناپسند و ناحوی (…مُنكَرًۭا مِّنَ ٱلْقَوْلِ وَزُورًۭا…آیهٔ ۲) در مناسبات زوجین است که کار را به جدائلی میکشد و اولین پیوند جامعه را میگسلد. در اینجا بیش از آنکه روی زورگوئی و اجحاف مرد خواسته باشد انگشت بگذارد، تبعیت از فرهنگ و آداب و رسومی را که مغایر ارزشهای شرعی باشد محکوم میکند. امروز نیز با اینکه قرنها از نزول این آیات میگذرد در جامعه اسلامی خودمان شاهد حاکمیت سنتها و سلیقههای جاهلانه ای در روابط خانوادهها هستیم که مغایرت آشکار با ضوابط اسلامی دارد.¹
در این قسمت تأکید روی جمله «منکراً من القول و زوراً» مینماید تا هرگونه گفتار و رفتاری را که از نظر عُرف یا شرع ناشایسته و غیرواقع (زور) باشد محکوم کرده باشد. علاوه بر آن جریمه ای هم قائل میشود² که افراد حدود الهی را بطور جدی مراعات نمایند و به خدا و رسولش صادقانه ایمان آورده بدانند سرپیچی از این ضوابط مساوی کفر (سرپوش گذاشتن برحق) تلقی میشود. کافرین هم عذاب دردناکی خواهند داشت (...…ذَٰلِكَ لِتُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ ۗ وَلِلْكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌآیهٔ ۴) آیه ۴ و به دنبال آن، به دلیل اهمیت بنیادی موضوع و نقشی که کانون خانواده در اجتماع دارد، کسانی را که با دشمنی کردن با خدا و رسول (مرزبندی کردن و موضع گیری خصمانه نمودن) مانع پیاده شدن این اصول در جامعه میگردند، به سرنگونی تاریخی و عذاب
- همچون فرهنگ مرد سالاری و تحقیر زن در برخی خانوادهها و ارزش افزون قائل شدن برای نوزاد پسر، تشریفات پر هزینه کمر شکن عقد و عروسی، انتظارات بیجاداشتن از یکدیگر و ... و انحرافات فرهنگ غربی مثل: استنکاف برخی زنان از پذیرش مدیریت مرد بر کانون خانواده به مصداق «ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ…سورهٔ نساء، آیهٔ ۳۴ ...» به خاطر القائات غربی و کناره گیری آنان از انجام وظائف خانوادگی و تربیت اولاد به دلیل کار و اشتغالات خارجی.
- این جریمه مطابق آیات ۳ و ۴ در مرحله اول بند «آزاد کردن، در صورت نیافتن، دو ماه پی درپی روزه گرفتن و در صورت عدم استطاعت، اطعام ۶۰ مسکین میباشد.
خوارکننده تهدید کرده است (آیه ۵) و با یادآوری صحنه قیامت و آگاهی خداوند از گناهانی که مرتکب شدهاند و ارائه دقیق آمار اعمالی که به نسیان سپردهاند، آنهارا به «شهادت» خدا نسبت به هرچیز هشدار میدهد. «يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعًۭا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓا۟ ۚ أَحْصَىٰهُ ٱللَّهُ…آیهٔ ۶ و …وَنَسُوهُ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ شَهِيدٌآیهٔ ۶. (آیه ۶)
مثالی که ازطلاق جاهلیت (ظهار) در این بخش نقل گشته، درواقع سست ترین پیوندی را که دراولین و ساده ترین واحد اجتماعی (خانواده) ممکن است منعقد گردد، مطرح نموده است. پیوندی که بایک کلام مرد ۱ دراثر عصبانیت موقتی که ممکن است به زودی فرو نشیند، تا ابد گسیخته میگردد. این بدترین حالت ممکن است که ممثل گشته و لی حالتهای ساده تر و فروتر آن بطور نسبی برای هر زوجی ممکن است وجود داشته باشد.
۲- نجوی (روابط بسته در جامعه باز) آیات ۷ تا ۱۰
از انحرافات اخلاقی دونفره در روابط زناشوئی فراتر، روابط خصوصی غیراصولی سه یا پیهارنفره (کمتر یا بیشتر) است که در مجتمع اسلامی ممکن است واقع شود. همانطور که گفتیم، لازم است مسلمانان همچون تنی واحد محرم اسرار یکدیگر بوده همدل و همراز باشند. بنابراین نجوی کردن در چنین جمعی علامت بی اعتمادی و سوء نیت نجواکنندگان نسبت به جمع تلقی میشود که نمیخواهند مذاکراتشان به گوش دیگران برسد. البته نجوی ممکن است به خاطر نیکوکاری و احسان به دیگران (انفاق و کمک مالی) یا بازداشتن از کار ناشایسته ای باشد که علنی گفتن آن آبروی مسلمانی را بریزد. در چنین حالتی نجوی کردن مجاز است. اما نجوائی مذموم شمرده میگردد که انگیزه اش گناه خودخواهی (اشم) یا دشمنی و تعدی به دیگران (عدوان) و یا نافرمانی نسبت به رسول (ص) باشد. آیه (۸) و بخصوص (۹) این مسئله را تصریح میکند:
أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نُهُوا۟ عَنِ ٱلنَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا۟ عَنْهُ وَيَتَنَٰجَوْنَ بِٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَمَعْصِيَتِ ٱلرَّسُولِ وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ وَيَقُولُونَ فِىٓ أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُ ۚ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا ۖ فَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ
آيا كسانى را كه از نجوا منع شده بودند، نديدى كه باز بدانچه از آن منع گرديدهاند، برمىگردند و با همديگر به [منظور] گناه و تعدّى و سرپيچى از پيامبر، محرمانه گفتگو مىكنند و چون به نزد تو آيند، تو را بدانچه خدا به آن [شيوه] سلام نگفته سلام مىدهند و در دلهاى خود مىگويند: «چرا به آنچه مىگوييم خدا ما را عذاب نمىكند؟» جهنم براى آنان كافى است؛ در آن درمىآيند، و چه بد سرانجامى است.
یا ایها الذین آمنوا …إِذَا تَنَٰجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَٰجَوْا۟…آیهٔ ۹ بالاتر و العدوان و معصیت الرسول و تناجوا بالبر و التقوی و …وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِىٓ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَآیهٔ ۹ آیه فوق به روشنی تقابل اثم (خودمحوری) را با «بر» (توجه و احسان به دیگران)، عدوان (دشمنی و تعدی به دیگران) را با تقوی (خویشتن داری)، نافرمانی نسبت به رسول را با پرهیز از این کار نشان میدهد.
و به دنبال بیان این مطلب اضافه مینماید که «نجوی» جز وسوسه ای شیطانی نیست
- انت کظهر امی (تو مانند پشت مادر من هستی)
که موجب رنجش مؤمنين میگردد. البته شيطان جز به اذن خدا (وجود آمادگي و زمينه ای در وسوسه شوندگان و تحقق مشيت الهي) توانايي زيان رساندن به آنها را ندارد، پس مؤمنين بايد همواره به خدا توكل كنند و از شيوههای نكوهيدهای همچون نجوی برای پيشبرد فرضی مسائل خود احتراز نمايند (إِنَّمَا ٱلنَّجْوَىٰ مِنَ ٱلشَّيْطَٰنِ لِيَحْزُنَ ٱلَّذِينَ…آیهٔ ۱۰ آمنوا و ليس بضارهم شيئاً الا باذن الله و على الله فليتوكل المؤمنون).
در ضمن برای آنکه مسلمانان فراموش نکنند که خدا همواره بآتها است و گفتگوهای علني يا در گوشی آنها را میشنود، در اولين آيه اين بخش بر علم خداوند نسبت به آنچه در آسمانها و زمين است و به طريق اولي نسبت به نجواي انسانها، تأكيد میکند. چرا که او بسيار دانا است.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِى…آیهٔ ۷ السموات و ما في الارض مايكون من نجوی ... …إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا۟…آیهٔ ۷ …ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا۟ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ…آیهٔ ۷ ان الله بكلشي عليم و کسانی که عليرغم نهي از نجوی بر اين کار اصرار میورزند و مستمراً به انگيزههای خودخواهی و دشمنی و نافرمانی نسبت به رسول روابط خصوصی در گوشی با همفكران خود برقرار میسازند، عليرغم آنکه در ظاهر به صورت منافقانه درود و تملق چاپلوسانه ای نسبت به رسول (ص) ابراز میدارند و باوجود آنکه با لحن انكارآميز و تمسخر آمیزی اظهار میدارند «پس چرا خدا ما را به خاطر آنچه میگوئيم عذاب نمیکند»، گرفتار جهنم که بدترين سرنوشت نهائی انسان است خواهند شد (مضمون آيه ۸).
۳- آداب حضور در مجلس
از سطح نجوی که معمولاً در حلقههای سه چهار نفره انجام میشود بالاتر، مجلس و محفل قرار دارد که به جمع بيش از اين تعداد، تا گنجايش مکان معيني اطلاق میگردد. مجلس هم برای خود آدابی دارد که مسلمانان بايد آنرا فراگيرند، از جمله جمع وجور نشستن و جابازکردن برای تازه واردين يا بلندشدن و ترک به موقع آنست تا مزاحمتي برای صاحب مجلس فراهم نگردد. عدم رعايت اين مقررات نشانه خودخواهی و بي توجهي به حقوق اجتماعی است که دون شأن يک مسلمان میباشد. اظهار تواضع و فروتنی در چنين مجالسي که معمولاً برای درس و بحث و سخنرانی بريا میگردد و رعايت حقوق ساير شرکت کنندگان نشانه ايمان و آگاهي علمی محسوب میگردد که خداوند خبير (مطلع از جزئیات اخبار) وعده رفعت مقام و درجه به رعايت کنندگان آن داده است.
... …يَرْفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ دَرَجَٰتٍۢ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭآیهٔ ۱۱
۴- نزدیک شدن به مرکز قدرت
شکل گسترده تر از تضییع حقوق مردم در مجالس عمومی، پایمال کردن منافع آنها با سوءاستفاده از نزدیک شدن منافقانه به رهبری دینی و سیاسی مردم میباشد. معمولاً تودههای عادی مردم که اطلاع چندانی از سوابق افراد وروابط سیاسی ندارند، موردفریب فرصت طلبانی قرار میگیرند که باظاهرسازیهای ریاکارانه ای چنین وانمود مینمایند که بارهبری یا مقامات بالا روابطی بسیار نزدیک و صمیمانه دارند و مورداعتماد و حمایت آنها هستند. نجوی کردن با رهبر موردعلاقه مردم نیز ازجمله شیوههای منافقانه ای است که میتواند اعتباری برای نجواکننده نزد عوام بوجود آورد.
دریک جامعه اسلامی که اساسش بر صداقت و ولایت همگانی است (المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض) و به گفته پیامبرش مؤمنین آئینه یکدیگر هستند (المومن مرآت المومن)، نه تنها ایجاد رابطه ای خصوصی درجمعی عمومی به شکل نجوی خلاف اعتماد و همدلی به شمار میآید، بلکه نجوای با رهبر نیز نوعی بی اعتمادی به دیگران یا تکبر و خودخواهی تلقی میگردد. بنابراین بخاطر اینکه هم آثار سوء نفسانی را در نجوی کننده خنثی نماید و هم بدبینی و نگرانی دیگران را برطرف سازد، توصیه شده است قبل از نجوی صدقه ای پرداخت شود که خیر معنوی اش به شخص و خیر مادی اش به مردم برسد. چنین ضابطه ای علاوه براینکه موجب منافعی خواهد شد، از آنجائی که فرصت طلبان کمتر حاضر هستند مخارجی را متحمل شوند، خودبه خود جلوی این عمل تحریک کننده را خواهد گرفت. البته این دستوری عمومی است ولی برای اینکه چنین بابی مطلقاً و در هر شرایطی بسته نشود، راهحلی هم گذاشته شده که به اقامه صلوة و ایتاء زکوة و اطاعت از خدا و رسول مفید شده است (آیه ۱۳) و مسلماً کسانی که حائز چنین شرایطی باشند غیر از منافقین فرصت طلب خواهند بود.
۵- ایجاد رابطه با بیگانگان
گسترده ترین شکل انحراف در جامعه اسلامی که دامنه اش به خارج از امت نیز سرایت میکند، دوستی با دشمنان خدا و رسول است. انگیزه چنین عملی که به اصطلاح «دو» دوزء بازی کردن» و «سیاسی کاری» شمرده میگردد، نگرانی از حوادث روزگار و
مصون ماندن از ضربه هریک از دو جناح درصورت پیروزی میباشد. ۱. معمولاً آدمهایی که هم ایمان و اعتقاد سستی نسبت به خدا و آرمانهای دینی دارند و هم برخوردار از مال و مقام و مکنتی هستند ۲. دلواپس و مضطرب از دست دادن موقعیت خود میگردند و طبیعی است که به گونه ای منافقانه با هردو طرف رابطه برقرار کرده پشتوانه و حامیانی برای خود به خاطر روز مبادا تدارک نمایند. درواقع اینها به هیچ یک از دو گروه اعتقاد ندارند و جز به منافع خود به چیز دیگری نمیاندیشند، ولی ناچاراً برای فریب دو طرف مجبور به سوگندهای دروغ هم میشوند (…ما هم منکم و لا منهم و یحلفون علی الکذب و هم یعلمون) و شگفت اینکه صفت دروغگویی که ملکه و جودیشان گشته روز قیامت هم تظاهر میکند و دربرابر خداوند علیم نیز به آن متوسل میشوند:
(يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعًۭا فَيَحْلِفُونَ لَهُۥ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ ۖ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَىٰ شَىْءٍ ۚ أَلَآ إِنَّهُمْ هُمُ ٱلْكَٰذِبُونَآیهٔ ۱۸)
اینها درلباس دوست و پشت ماسک اسلام و به تعبیر قرآن «پشت سیر پیمانهای اجتماعی» (اتخذوا ایمانهم جنه) خود را محافظت مینمایند تا ازپشت بر دوست خنجر بزنند ۳. و مانع پیشرفت راه خدا گردند (…فَصَدُّوا۟ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ…آیهٔ ۱۶). منظور از کلمه «ایمان» در آیه (۱۵) تعهدات و پیمانهایی است که به نام خدا انجام شده است، همین که فردی شهادتین خود را ادا کند مسلمان شمرده میگردد و از مزایای جامعه اسلامی بهره مند میگردد و کسی حق ندارد با تفتيش عقاید و بازجویی صداقت او را مورد تردید قرار دهد. ایمان امری قلبی و مربوط به خدا است که حسابی جدای از مسئولیتهای حکومتی دارد. بدیهی است که از چنین آزادی و اختیاری که موهبتی الهی است منافقین سوءاستفاده کرده و پشت سیر این پیمانها منافع خود را تعقیب نمایند ۴. گرچه سلب آزادی این گونه فرصت طلبان به دلیل
- آیه ۵۲ سوره مائده به روشن ترین وجه چنین روحیه ای را نشان میدهد: فَتَرَى ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ يُسَٰرِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰٓ أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌۭ ۚ فَعَسَى ٱللَّهُ أَن يَأْتِىَ بِٱلْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍۢ مِّنْ عِندِهِۦ فَيُصْبِحُوا۟ عَلَىٰ مَآ أَسَرُّوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ نَٰدِمِينَسورهٔ مائده، آیهٔ ۵۲.
- آیه (۱۷) این معنا را میرساند: لَّن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَٰلُهُمْ…آیهٔ ۱۷ و لا اولادهم من الله شیئاً ... (اولاد معمولاً سمبل قدرت در آن روزگار شناخته میشده).
- همانند حزب توده در روزگار خودمان که علیرغم اعتقادات مارکسیستی خود را مدافع جمهوری اسلامی ایران و پیرو خط امام معرفی میکرد.
- شیوه این افراد درجامعه اسلامی مثل عمل میکرب «ایدز» (مربوط به بیماران همجنس باز) است که باعقیم ساختن دسته ای از گلبولهای سفید که نقش شناسائی میکرب را دارند به عنوان دوست در کنار بغیه گلبولها قرار گرفته و با تغذیه از سلولها، همانها را باردار از نوع خویش و تبدیل به مولد میکربی نماید. (فرمول DNA میکرب منتقل به سلول میگردد)
مهلت و مدتی که خداوند حکیم بخاطر آزمایش بندگان مقرر فرموده مجاز نیست. امّا تهدیدهای شدیدی نسبت به سرنوشت ابدی آنها در آخرت شده است که ذیلاً ملاحظه مینماید:
آیه ۱۵ (اعدّالله لهم عذاباً شدیداً)، آیه ۱۶ (فلههم عذاب مهین)، آیه ۱۷ (اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون)، آیه ۱۹ (اولئک حزب الشیطان …أَلَآ إِنَّ حِزْبَ ٱلشَّيْطَٰنِ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَآیهٔ ۱۹)، آیه ۲۰ (اولئک فی الاذلین).
أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمْ عَذَابًۭا شَدِيدًا ۖ إِنَّهُمْ سَآءَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ
خدا براى آنان عذابى سخت آماده كرده است. راستى كه چه بد مىكردند.
ٱتَّخَذُوٓا۟ أَيْمَٰنَهُمْ جُنَّةًۭ فَصَدُّوا۟ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭ
سوگندهاى خود را [چون] سپرى قرار داده بودند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند و [در نتيجه] براى آنان عذابى خفتآور است.
لَّن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَٰلُهُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ
در برابر خداوند نه از اموالشان و نه از اولادشان هرگز كارى ساخته نيست. آنها دوزخىاند [و] در آن جاودانه [مىمانند].
ٱسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ ٱلشَّيْطَٰنُ فَأَنسَىٰهُمْ ذِكْرَ ٱللَّهِ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ حِزْبُ ٱلشَّيْطَٰنِ ۚ أَلَآ إِنَّ حِزْبَ ٱلشَّيْطَٰنِ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ
شيطان بر آنان چيره شده و خدا را از يادشان برده است؛ آنان حزب شيطانند. آگاه باش كه حزب شيطان همان زيانكارانند.
إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ٱلْأَذَلِّينَ
در حقيقت، كسانى كه با خدا و پيامبر او به دشمنى برمىخيزند، آنان در [زمره] زبونان خواهند بود.
و برای آنکه بی ثمری تلاشهای منافقین مسلمان نمائی را که پشت سیر تعهدات جامعه ایمانی توطئه میکنند تأکید کرده باشد، ذلیل شدن محقق آنها را علیرغم مرزبندیهای کینه توزانه باخدا و رسول بیان میکند (إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ…آیهٔ ۲۰ و …وَرَسُولَهُۥٓ أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ٱلْأَذَلِّينَآیهٔ ۲۰) و در مقابل، قطعیت پیروزی راه خدا و رسولانش را برای دلداری و القاء امید به مؤمنان تصریح مینماید (كَتَبَ ٱللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا۠…آیهٔ ۲۱ و رسلی …إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭسورهٔ حدید، آیهٔ ۲۵).
و سرانجام در آخرین آیه این سوره، این حقیقت و اصل کلی را تأکید مینماید که هرگز ممکن نیست مردمی به خدا و قیامت ایمان داشته باشند و علیرغم آن با کسانی که راه خود را با دشمنی از خدا و رسول جدا کردهاند دوستی کنند، هرچند پدران، پسران، برادران یا خویشاوندان آنها هم باشند. کسانی که به چنین مقامی نائل شوند، نشانه آن است که ایمان (راستین) در دلشان نوشته (ثابت و حک) شده است و به روحی از جانب خدا تأیید گشتهاند. اینها به بهشتهای جاویدی داخل خواهند شد که از زیر آن نهرها جاری است، هم خدا از آنها راضی است و هم آنها از خدا. اینها حزب الله هستند! آگاه باشید که قطعاً حزب الله رستگارانند.
اسماء الحسنى
همانطور که گفته شد نام جلاله «الله» به نسبت بسیار چشمگیری در این سوره به کار رفته است. بطوریکه به جز سورههای کوچک اخلاص و نصر (که به دلیل مختصر و کوتاه بودن استثناء و خارج از قاعده به نظر میرسد)، این سوره و سوره طلاق که هردو اشاراتی به مسائل داخلی خانواده دارند، از نظر نسبی و آماری بالاتر از بقیه سورههای قرآن هستند (سوره طلاق به ازای هر ۱۱/۴۸ کلمه و سوره مجادله به ازای هر ۱۱/۸۲ کلمه یک «الله» دارد). گویا مهمترین و مؤثرترین لحظه ذکر خدا در اختلافات زناشوئی و مسئله طلاق باشد.
پس از نام «الله» نامهای نیکوی: خبیر (۳ مرتبه)، غفور (۲ مرتبه)، سمیع، بصیر، عفوّ:
شهید، علیم، رحیم، قوی و عزیز (هرکدام یک مرتبه) در این سوره به کار رفتهاند که درمقدمه این بحث به دلائل آن اشاراتی شد.
آهنگ سوره
سوره مجادله از ۲۲ آیه تشکیل شده است که این آیات با ۵ حرف ختم شدهاند: حرف ن (۱۲ آیه)، حرف ه (۵ آیه)، حرف م (۳ آیه) و حروف ه (۲، ۵) و حروف د (۵ آیه).
ارتباط سورههای مجادله و حشر (۵۸ و ۵۹)
وجه مشترک میان این دو سوره، همچون بقیه سورههای این مجموعه، موضوع رسالت است. اما در اینجا تأکید و تمرکز بیشتری روی این مسئله شده است. بطوریکه ۱۶ بار مشتقات کلمه رسالت در آن به کار رفته و تنها کلمه «رسله» (رسول او) ۹ بار در دو سوره تکرار شده است. اما مسئله رسالت نه از بُعد حقانیت یا آثار حاصله، بلکه از بعد اطاعت یا عصیان نسبت به آن و عاقبت و سرانجام هردو راه در این دو سوره مطرح شده است. اطاعت کنندگان از رسول را که هرگز حاضر نبودند با دشمنان خدا و فرستادهاش دوستی کنند، هرچند پدران، فرزندان، برادران و خویشان آنان باشند، در سوره مجادله «حزب الله» نامیده و به آنها وعده تأیید و بهشت جاوید و رضایت و رستگاری داده است و در سوره حشر سراغ آنان را در میان مجاهدان فقیری داده است که از وطن و اموالشان به دیار غربت رانده شده، فضل و خوشنودی را از خدا طلب میکنند و او فرستادهاش را صادقانه یاری مینمایند.
اما عصیان کنندگان و دشمنان رسول را در دو جبهه سراغ داده است که در هر دو سوره نیز به افشای آنها پرداخته است؛ یکی دشمن داخلی، یعنی منافقین که نقش ستون پنجم دشمن خارجی را ایفا میکنند، یکی هم یهودیان همسایه مدینه. در مورد منافقین در سوره مجادله آنها را «الذین یحادون الله و رسوله» ۱ مینامد و در مورد یهود در سوره حشر میفرماید: «بأنهم شاقوا الله و رسوله». یکی راه مخالفت را در پیش
- در کل این مجموعه (۸ سوره) جمعاً ۴۳ بار مشتقات کلمه رسول به کار رفتهاست.
- آخرین آیه سوره مجادله
- آیه ۸ - للفقراء …ٱلْمُهَٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَٰرِهِمْ…سورهٔ حشر، آیهٔ ۸ و اموالهم …يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ…سورهٔ فتح، آیهٔ ۲۹ و رضواناً و ینصرون الله و رسوله و اولئك هم الصادقونالمجادلة · آیه ۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نُهُوا۟ عَنِ ٱلنَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا۟ عَنْهُ وَيَتَنَٰجَوْنَ بِٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَمَعْصِيَتِ ٱلرَّسُولِ وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ وَيَقُولُونَ فِىٓ أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُ ۚ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا ۖ فَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ
آيا كسانى را كه از نجوا منع شده بودند، نديدى كه باز بدانچه از آن منع گرديدهاند، برمىگردند و با همديگر به [منظور] گناه و تعدّى و سرپيچى از پيامبر، محرمانه گفتگو مىكنند و چون به نزد تو آيند، تو را بدانچه خدا به آن [شيوه] سلام نگفته سلام مىدهند و در دلهاى خود مىگويند: «چرا به آنچه مىگوييم خدا ما را عذاب نمىكند؟» جهنم براى آنان كافى است؛ در آن درمىآيند، و چه بد سرانجامى است.
- کسانی که با خدا و رسولش به سختی مخالفت میکنند.
- آیه ۴ - (این جلاء وطن) برای این بود که آنها راه جدائی و شقاق با خدا و رسول در پیش گرفتند (خلف عهد کر دند و قطع پیمان همز یستی نمودند - جدا شدند)المجادلة · آیه ۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَآسَّا ۖ فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًۭا ۚ ذَٰلِكَ لِتُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ ۗ وَلِلْكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ
و آن كس كه [بر آزادكردن بنده] دسترسى ندارد، بايد پيش از تماس [با زن خود] دو ماه پياپى روزه بدارد؛ و هر كه نتواند، بايد شصت بينوا را خوراك بدهد. اين [حكم] براى آن است كه به خدا و فرستاده او ايمان بياوريد، و اين است حدود خدا. و كافران را عذابى پردرد خواهد بود.
گرفته و دیگری راه جدائی و شقاق را.
إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ كُبِتُوا۟ كَمَا كُبِتَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ…آیهٔ ۵
{ (۲۰) « « « اولثک فی الاذلین
حشر { (۴) ذلک بانهم شاقواالله و رسوله و …وَمَن يُشَآقِّ ٱللَّهَ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِسورهٔ حشر، آیهٔ ۴
نافرمانی منافقین را (که عمدتاً در سوره مجادله مطرح نموده) ۱ در سخنان در گوشی
(ایجاد رابطه خصوصی با نجواهای خودخواهانه علیه دیگران در جامعه ای که همه برادر و
صمیمی و خوش بین نسبت به یکدیگر هستند و مسئله ای پنهان از یکدیگر ندارند) و
تشکیل محافل سری (از طریق همین نجواها)، علیرغم نهی پیامبر از چنین شیوههای
رذیلانه، که موجب حزن و پریشانی خاطر دیگران میگردد، تمجید و تحنیت غلوآمیز پیامبر
در ظاهر ولی دشمنی باطنی، در مجالس عمومی مکان بالاتر و نزدیکتر به پیامبر را برگزیدن
و خود را مقرب تر نشان دادن، جای زیاد گرفتن و جا خوش کردن، سئوالات بیجا از پیامبر
برای مطرح کردن خود، خودداری از پرداخت صدقه قبل از نجوی به دلیل بخل و لثامت،
برقرار کردن روابط حسنه دوستی با یهود که در موضع دشمنی با مسلمانان قرار دارند و خدا
برآنها غضب کرده، احساس بی نیازی و تکبر با تکیه بر قدرت و ثروت (اموال و اولاد)،
به راحتی سوگندهای دروغ خوردن... و بالاخره در سوره حشر که جنبه خیانت و توطئه
بیشتری پیدا کرده، ایجاد رابطه سری با دشمن مسلمین و قول و قرارهای همکاری و حمایت
از آنها درصورت بروز جنگ (آیه ۱۱).
درمورد یهودیان، در این دو سوره مطلب باجمال و اختصار برگزار شده است، در سوره
مجادله به «مغضوب» واقع شدن آنان اشاره نموده (…أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ تَوَلَّوْا۟ قَوْمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم…آیهٔ ۱۴
...) و در سوره حشر به «شقاق» و جداطلی آنها نسبت به مسلمین (ذلک بانهم شاقواالله و
رسوله ...) و به کفر و فسق آنها ۲ و عدم تفقه و تعقل ۳ و ظلم آنها ۴ از همین چند اشاره و با
توجه به شناخت تاریخی که از یهودیان همسایه مدینه (بنی قریضه، بنی نضیر و بنی قینقاع)
- در هر دو سوره معرفی منافقین را با جمله: «الم الی الذین ...» آورده است تا پیامبر و مؤمنین خوب آنها را ببینند و
بشناسند:
أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نُهُوا۟ عَنِ ٱلنَّجْوَىٰ…آیهٔ ۸
…تَوَلَّوْا۟ قَوْمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم…آیهٔ ۱۴
…نَافَقُوا۟ يَقُولُونَ لِإِخْوَٰنِهِمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ…سورهٔ حشر، آیهٔ ۱۱
- آیات ۱ و هُوَ ٱلَّذِىٓ أَخْرَجَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ…سورهٔ حشر، آیهٔ ۲ ... و لیخزی الفاسقین
- آیات ۱۳ و ۱۴ ... ذلک بانهم قوم لایفقهون ... ذلک بانهم قوم لایعقلون.
- آیه (۱۷) ... و ذلک جزاء الظالمین.المجادلة · آیه ۱۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
لَّن تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوَٰلُهُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ
در برابر خداوند نه از اموالشان و نه از اولادشان هرگز كارى ساخته نيست. آنها دوزخىاند [و] در آن جاودانه [مىمانند].
موجود است، مال پرستی و خیانت و توطئه دائمی آنها را، علیرغم پیمانی که پیامبر برای همزیستی مسالمت آمیز و عدم تعارض با آنها، به هنگام ورود به مدینه بسته بود، میتوانیم دلیل درگیری و جلاء وطن آنها را بیابیم.
دربرابر این دو دسته از دشمنان، در هر دو سوره با اطمینان و قاطعیت از نصرت و یاری الهی نسبت به رسولان و سرکوب دشمنان آنها به عنوان یک اصل مسلم و قطعی یاد میکند:
إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ كُبِتُوا۟ كَمَا كُبِتَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ…آیهٔ ۵ (۲۰) « اولئک فی الاذلین. كَتَبَ ٱللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا۠ وَرُسُلِىٓ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِيزٌۭآیهٔ ۲۱ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ ۖ وَمَن يُشَآقِّ ٱللَّهَ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِسورهٔ حشر، آیهٔ ۴ لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةًۭ فِى صُدُورِهِم مِّنَ ٱللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌۭ لَّا يَفْقَهُونَسورهٔ حشر، آیهٔ ۱۳ (۱۴) لَا يُقَٰتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِى قُرًۭى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن…سورهٔ حشر، آیهٔ ۱۴ وراء جدر ... روشن تر از آیات فوق، آیات ابتدای سوره حشر است که مصداق چنین پیروزی و غلبه ای را در اولین بسیج و یورش نظام یافته (حشر) مسلمانان علیه کفار اهل کتاب به نمایش میگذارد. نه مؤمنین با توجه به ظواهر امر، یعنی نیروها و نفرات و امکانات موجود و تجزیه تحلیل شرایط فکر میکردند بتوان آنها را شکست داد، نه یهودیان با توجه به برج و باروها و قلاع نظامی باور میکردند شکست بخورند. اما ضربه خدائی را از جائی که هرگز تصور نمیکردند خوردند و با تخریب خانهها به دست خویش عامل تسریع شکستشان شده مجبور به جلاء وطن گردیدند.
در پایان همین فراز است که برای عبرت همه مسلمانان در نسلهای آینده نتیجه گیری مینماید: «فاعتبروا یا اولی الابصار» تا بدانند اگر بر خدا تکیه کنند، علیرغم تمامی محاسبات دشمن و امیدهای خودشان، به چنان موفقیتی خواهند رسید که در آمالشان هم نمیرفته است.
امروز نیز اگر مسلمانان با اتحاد و اتفاق و توکل بر خدا علیه اسرائیل غاصب حشر دیگری را برپا کنند، خواهند دید کوچکترین کاری از زرادخانه عظیم نظامی صهیونیسم و هم پیمانان غربی اش ساخته نخواهد بود.
به امید آن روز انشاءالله