«جن» (۷۲)
سوره جن علاوه بر نام آن که ناشناخته و پوشیده است، دارای مضامین شگفتی از عکس العمل و اقوال این طائفه در قبال قرآن میباشد که تماماً حیرت آور و عجیب مینماید. معلوم نیست آیا منظور از «جن»، انسانهای بیگانه و ناشناس و پوشیده از علم و اطلاع ظاهری مردم مکه و مدینه، یعنی مخاطبین پیامبر میباشد، یا آنکه موجود دیگری غیر از انسان مورد نظر است؟ از طرفی ترجمه و تفسیرهای موجود توضیح روشن و قانع کننده ای برای معضلات این سوره ارائه ندادهاند تا روح تشنه و کنجکاو جویندگان حقیقت را با منطقی که توجیه علمی داشته باشد سیراب نماید، گذشته از آنکه معلومات بشر امروزی نیز در حدی نیست که شناخت علمی و قابل مشاهده و تجربه ای درباره این پدیده پوشیده از ذهن عرضه نماید. بنابراین چاره ای نمیماند جز آنکه اولاً به عجز خود در فهم بسیاری از مسائل که در پرده غیب علمی ما قرار دارند اعتراف کنیم، که خداوند چنین اعترافی را ستوده و رسوخ در علم نامیده¹، ثانیاً در حدّ خود و با علم و اطلاع مختصری که داریم به قرآن مراجعه و از آن استمداد نمائیم، با این امید و اعتقاد که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر و تبیین مینمایند² و تماماً در مجموعه و سیستمی قرار گرفتهاند که اجزاء آن مشابه و عطف بر یکدیگر میباشند³.
- نهج البلاغه خطبه شماره ۹۰ (معروف به اشباح)... و اعلم انّ الراسخین فی العلم هم الذین اغناهم عن اقتحام السّدّد المضروبه دون الغیوب، الاقرار بجملة ما جهلوا تفسیره من الغیب المحجوب، فمدح الله تعالى اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم یحیطوا به علماً، و سمّی ترکهم التعمق فیما لم یکلفهم البحث عن کنهه رسوخاً...
۲. ان القرآن یفسر بعضاً بعضاً.
۳. ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِيثِ كِتَٰبًۭا مُّتَشَٰبِهًۭا مَّثَانِىَ…سورهٔ زمر، آیهٔ ۲۳...
بررسی سورههای دیگر
خوشبختانه قرآن که تدبّر در آن فرمان داده شده ۱ هر موضوع و مسئلهای را چندین بار از ابعاد و زوایای مختلف به تناسب مضمون و محتوای سورهها مطرح ساخته است که با مطالعه و مقایسه آنها میتوان به فهم موضوع، برحسب علم و آشنائی، نزدیک شد. درباره مضامین پیچیده این سوره نیز زمینههای مقایسه و انطباق چندی وجود داد که باید از آنها کمک گرفت.
اولاً ازنظر محتوای آیات، آزمایش استماع قرآن توسط گروهی از جن و عکس العمل آنها، علاوه بر این سوره، در سوره «احقاف» نیز آمده است که با تفاوتهایی در بیان مطلب، عیناً همین واقعه را شرح میدهد. ثانیاً ازنظر شکل ظاهری و فرم و قالب خارجی، آیات این سوره بطور شگفتانگیزی با آیات سوره «کهف» که آن نیز مشتمل بر غرائب حیرتآوری از اصحاب کهف که در غار مخفی خود بیش از سیصد سال پوشیده و پنهان از دید مردم ۲ زنده ماندند میباشد ۳، که با بررسی انطباقی مضامین این دو سوره میتوان به حقایق مهمی دست یافت. ثالثاً در موضوع حضور جن در آسمان و مسئله تلاش آنها برای استماع آنچه در زمین میگذرد، در سورههای صافات و حجر و شعراء اشاراتی شده است که با مطالعه مجموعه آنها باید تلاش کنیم گامی به خواست خدا به سوی فهم این موضوع عجیب برداریم.
به این ترتیب قبل از آنکه وارد سوره جن شویم و محورهای آنرا موردبحث قرار دهیم، از دید کلی تری با بررسی سورههای فوق به مسئله مینگریم:
۱. نساء ۸۲ - محمد ۲۴ - ص ۲۹
۲. اتفاقاً معنای لغوی جن، پوشیده و پنهان بودن از حواس انسان میباشد.
- داستان موسی و بنده صالح خدا که کارهای عجیب و شگفتآوری پوشیده از علم و دانش حضرت موسی انجام میداد و داستان ذوالقرنین و بأجوح و مأجوج نیز در این سوره واقعاند.
سوره احقاف (آیات ۲۹ تا ۳۲)
وَإِذْ صَرَفْنَآ إِلَيْكَ نَفَرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقُرْءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓا۟ أَنصِتُوا۟ ۖ فَلَمَّا قُضِىَ وَلَّوْا۟ إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِينَسورهٔ احقاف، آیهٔ ۲۹ قَالُوا۟ يَٰقَوْمَنَآ إِنَّا سَمِعْنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعْدِ مُوسَىٰ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِىٓ إِلَى ٱلْحَقِّ وَإِلَىٰ طَرِيقٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢسورهٔ احقاف، آیهٔ ۳۰. يَٰقَوْمَنَآ أَجِيبُوا۟ دَاعِىَ ٱللَّهِ وَءَامِنُوا۟ بِهِۦ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢسورهٔ احقاف، آیهٔ ۳۱. وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِىَ ٱللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءُ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍسورهٔ احقاف، آیهٔ ۳۲. مطرح شدن آیات فوق در سوره احقاف برای نشان دادن آزمایش عرضه قرآن بر گروهی از جن است. مقدم بر این آیات در سوره فوق، از بی اعتنائی و اعراض کافران مشرک معاصر پیامبر اسلام یاد میکند که چگونه همچون گمراهان امتهای پیشین به انکار و استهزای کلام الهی میپرداختند و در اعتقادات جاهلانه خود خدایانی از جنس جن و ملک به عنوان تکیه گاه و وسیله تقرب قائل بودند و به این ترتیب از توحید به چند خدائی (شرک) منحرف میشدند (فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرْبَانًا ءَالِهَةًۢ…سورهٔ احقاف، آیهٔ ۲۸...). در آیات فوق میخواهد ثابت نماید خدایانی که مشرکین از جن و ملک برای یاری در زندگی و تقرب به «الله» اتخاذ کردهاند خودشان در برابر قرآن خاضع هستند و اگر در معرض استماع آن قرار بگیرند ایمان میآورند. پس چگونه است که موجود پوشیده ای (یا مردم بیگانه ای) به کتاب آنها ایمان میآورد ولی خود آنها از آن اعراض مینمایند؟. از مقایسه آیات فوق با آیات ابتدای سوره جن نکات چندی دستگیر میشود:
۱- اولاً اگر منظور از جن موجود ناشناخته ای غیر از انسان باشد، باید گفت جن و
انس عوالم جداگانه ای دارند که در یکدیگر دخالت نمینمایند. در سوره جن به پیامبر اکرم
(ص) میفرماید: «بگو به من وحی شد که گروهی از جن قرآن را شنیدند»، معنای این سخن
این است که شخص رسول اکرم علیرغم مقام رفیعی که داشته تماس و ارتباطی نمیتوانسته
۱. هنگامی که تنی چند از جن ها را بسوی تو روآور ساختیم تا قرآن را بشنوند، پس زمانیکه حضورش یافتند
(بخاطر عظمت آن) گفتند خاموش باشید. تا گاهی که پایان یافت به حالت هشدار دهند گی نزد قوم خویش
باز گشتند، گفتند ای قوم ما، ما کتابی را که پس از موسی نازل شده و تصدیق کنند. (کتب) پیش رو است
شنیدیم. (این کتاب مردم را) بسوی حق و به سوی راه راست هدایت میکند. ای مردم، (ندای) دعوت کننده
خدا را پیذیرید و به او ایمان بیاورید تا از گناهانتان بیامدزد و از عذاب دردناک نجاتتان دهد. و هر کس دعوت
کننده خدا را اجابت نکند پس هرگز عاجز کننده خدا در زمین نیست و جز او اولیائی نخواهد داشت. آنها در
گمراهی آشکاری هستند.
۲. احقاف ۲۸
با جنها برقرار نماید تا از عوالم آنها باخبر شود و جریان فوق را از طریق وحی مطلع شده است. همچنین درجهت مقابل، نیز جنها کاری به انسانها ندارند. اگر در آیه فوق حضور آنها را نزد پیامبر به هنگام تلاوت قرآن توضیح میدهد، به خاطر تغییر حالتی بوده است که خداوند ایجاد نموده. معنای کلمه «صرف» در جمله «وَإِذْ صَرَفْنَآ إِلَيْكَ…سورهٔ احقاف، آیهٔ ۲۹...» چیزی را از حالت خود به حالت دیگری درآوردن میباشد. خلاصه آنکه عوالم جن و انس مثل دو دریای شور و شیرین است که به دلیل مانع و برزخی که در میانشان کشیده شده با یکدیگر مخلوط نمیشوند. این تعبیر را در سوره «رحمن» به دنبال مطرح ساختن آفرینش جن و انس آورد. است:
خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍۢ كَٱلْفَخَّارِسورهٔ رحمن، آیهٔ ۱۴ وَخَلَقَ ٱلْجَآنَّ مِن مَّارِجٍۢ مِّن نَّارٍۢسورهٔ رحمن، آیهٔ ۱۵... مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِسورهٔ رحمن، آیهٔ ۱۹، بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌۭ لَّا يَبْغِيَانِسورهٔ رحمن، آیهٔ ۲۰. گذشته از آن، در هر دو سوره تنها استماع قرآن توسط گروهی از جن را به عنوان ارتباطی آزمایشی میان دو عالم جن و انس مطرح مینماید. بنابراین از قرآن نمیتوان ادعای احضار ارواح و ارتباط با اجنه! را اثبات نمود.
۲- تاکید روی کلمه «نفراً» در هر دو سوره نشان میدهد که این آزمایش بسیار محدود
و موقت بوده است.
۳- عکس العمل جن ها در هر دو سوره در قبال قرآن بسیار مثبت توصیف شده است. در
سوره احقاف کتاب و دعوت کننده به سوی خدا (نبوت) را صادقانه تصدیق میکنند و در
سوره جن شکفتی کتاب و اعتقاد توحیدی را اعتراف مینمایند.
۴- در هر دو سوره موضوع «ناتوانی در عاجز ساختن خدا در زمین» به گونه ذیل مطرح
شده است:
احقاف (۳۲) و من لم …يُجِبْ دَاعِىَ ٱللَّهِ فَلَيْسَ…سورهٔ احقاف، آیهٔ ۳۲ بمعجر فی الارض و لیس …لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءُ…سورهٔ احقاف، آیهٔ ۳۲ وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعْجِزَ ٱللَّهَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُۥ هَرَبًۭاآیهٔ ۱۲
در آیات فوق بدون آنکه نام آسمان برده شود مشخصاً از زمین (ارض) اسم برده شده،
گویا منظور عجز جن ها از دخالت در نظام و سیستمی است که خداوند برای حیات مادی و
معنوی زمینی تدبیر فرموده است. این مطلب نیز به گونه دیگری بطلان خرافات دخالت جن
را در زندگی انسانها نشان میدهد.