‹ همهٔ سوره‌ها نوح
۷۱

نوح

نوح

مکی۲۸ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «نوح» سوره‌ای میانه و مکی است و فضای کلی آن پیرامون توحید، قصص و سرگذشت‌ها و نشانه‌های آفرینش شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، نمایاندن الگوهای پذیرش و سرپیچی در مسیر هدایت است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن روایی، عبرت‌آموز و مقایسه‌گر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "Noah" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around tawhid, narratives and histories, and signs of creation. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

توحیدقصص و سرگذشت‌هانشانه‌های آفرینشهدایت و گمراهیاخلاق و تزکیهدنیا و فرجام انسان
tawhidnarratives and historiessigns of creationguidance and misguidanceethics and purificationworldly life and the human outcome

ساختار: جریان سوره از معرفی زمینهٔ اصلی به سوی تبیین نمونه‌ها و پیامدها پیش می‌رود و میان توحید و قصص و سرگذشت‌ها پیوند می‌سازد.

Structure: The flow moves from introducing the main setting toward examples and consequences, building a link between tawhid and narratives and histories.

در چینش مصحف، این سوره میان «المعارج» و «الجن» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از توحید به قصص و سرگذشت‌ها را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Ascending Stairways and The Jinn, helping the reader move across adjacent themes such as tawhid and narratives and histories.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

إِنَّآ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦٓ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

ما نوح را به سوى قومش فرستاديم كه: «قومت را، پيش از آنكه عذابى دردناك به آنان رسد، هشدار ده.»

قَالَ يَٰقَوْمِ إِنِّى لَكُمْ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ

[نوح‌] گفت: «اى قوم من، من شما را هشدار دهنده‌اى آشكارم،

أَنِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ

كه خدا را بپرستيد و از او پروا داريد و مرا فرمان بريد.

يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ إِذَا جَآءَ لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

[تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و [اجل‌] شما را تا وقتى معين به تأخير اندازد. اگر بدانيد، چون وقت مقرر خدا برسد، تأخير بر نخواهد داشت.

قَالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوْتُ قَوْمِى لَيْلًۭا وَنَهَارًۭا

[نوح‌] گفت: «پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم،

فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَآءِىٓ إِلَّا فِرَارًۭا

و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود.

وَإِنِّى كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوٓا۟ أَصَٰبِعَهُمْ فِىٓ ءَاذَانِهِمْ وَٱسْتَغْشَوْا۟ ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا۟ وَٱسْتَكْبَرُوا۟ ٱسْتِكْبَارًۭا

و من هر بار كه آنان را دعوت كردم تا ايشان را بيامرزى، انگشتانشان را در گوشهايشان كردند و رداى خويشتن بر سر كشيدند و اصرار ورزيدند و هر چه بيشتر بر كبر خود افزودند.

ثُمَّ إِنِّى دَعَوْتُهُمْ جِهَارًۭا

سپس من آشكارا آنان را دعوت كردم.

ثُمَّ إِنِّىٓ أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًۭا

باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت [و] پوشيده نيز به ايشان گفتم.

فَقُلْتُ ٱسْتَغْفِرُوا۟ رَبَّكُمْ إِنَّهُۥ كَانَ غَفَّارًۭا

و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است.

يُرْسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًۭا

[تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد.

وَيُمْدِدْكُم بِأَمْوَٰلٍۢ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّٰتٍۢ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَٰرًۭا

و شما را به اموال و پسران، يارى كند، و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد.

مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًۭا

شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد؟

وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا

و حال آنكه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است.

أَلَمْ تَرَوْا۟ كَيْفَ خَلَقَ ٱللَّهُ سَبْعَ سَمَٰوَٰتٍۢ طِبَاقًۭا

مگر ملاحظه نكرده‌ايد كه چگونه خدا هفت آسمان را تُوبرتُو آفريده است؟

وَجَعَلَ ٱلْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًۭا وَجَعَلَ ٱلشَّمْسَ سِرَاجًۭا

و ماه را در ميان آنها روشنايى‌بخش گردانيد و خورشيد را [چون‌] چراغى قرار داد.

وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ نَبَاتًۭا

و خدا[ست كه‌] شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد؛

ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًۭا

سپس شما را در آن بازمى‌گرداند و بيرون مى‌آورد بيرون‌آوردنى [عجيب‌]!

وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ بِسَاطًۭا

و خدا زمين را براى شما فرشى [گسترده‌] ساخت،

لِّتَسْلُكُوا۟ مِنْهَا سُبُلًۭا فِجَاجًۭا

تا در راههاى فراخ آن برويد.»

قَالَ نُوحٌۭ رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِى وَٱتَّبَعُوا۟ مَن لَّمْ يَزِدْهُ مَالُهُۥ وَوَلَدُهُۥٓ إِلَّا خَسَارًۭا

نوح گفت: «پروردگارا، آنان نافرمانى من كردند و كسى را پيروى نمودند كه مال و فرزندش جز بر زيان وى نيفزود.

وَمَكَرُوا۟ مَكْرًۭا كُبَّارًۭا

و دست به نيرنگى بس بزرگ زدند.

وَقَالُوا۟ لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّۭا وَلَا سُوَاعًۭا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًۭا

و گفتند: زنهار، خدايان خود را رها مكنيد، و نه «وَدّ» را واگذاريد و نه «سُواع» و نه «يَغُوث» و نه «يَعُوق» و نه «نَسْر» را.

وَقَدْ أَضَلُّوا۟ كَثِيرًۭا وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا ضَلَٰلًۭا

و بسيارى را گمراه كرده‌اند. [بار خدايا،] جز بر گمراهى ستمكاران ميفزاى.»

مِّمَّا خَطِيٓـَٰٔتِهِمْ أُغْرِقُوا۟ فَأُدْخِلُوا۟ نَارًۭا فَلَمْ يَجِدُوا۟ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَنصَارًۭا

[تا] به سبب گناهانشان غرقه گشتند و [پس از مرگ‌] در آتشى درآورده شدند و براى خود، در برابر خدا يارانى نيافتند.

وَقَالَ نُوحٌۭ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى ٱلْأَرْضِ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ دَيَّارًا

و نوح گفت: «پروردگارا، هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار،

إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا۟ عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوٓا۟ إِلَّا فَاجِرًۭا كَفَّارًۭا

چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‌كنند و جز پليدكار ناسپاس نزايند.

رَّبِّ ٱغْفِرْ لِى وَلِوَٰلِدَىَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِىَ مُؤْمِنًۭا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا تَبَارًۢا

پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى كه در سرايم درآيد، و بر مردان و زنان با ايمان ببخشاى، و جز بر هلاكت ستمگران ميفزاى.»