کوثر (۱۰۸)
ارتباط با سوره قبل
نام این سوره که از اولین آیه آن گرفته شده است، با نام سوره قبل که از آخرین آیه آن گرفته شده، حقیقت واحدی را از دو بعد نشان میدهد. به این ترتیب پیوند این دو سوره با حلقهای که از یکطرف به «ماعون» (آخرین کلمه سوره قبل) و ازطرف دیگر به «کوثر» متصل است آشکار میگردد.
دو کلمه ماعون و کوثر ازنظر لغوی معنایی مشابه دارند بطوریکه اهل لغت تعریف واحدی برای هر دو کردهاند:
ماعون: «مبالغه معن = چشمه جوشان، خیر بسیار، افزاینده سرشار».
در سوره ماعون نشان داده میشود که چگونه دنیاپرستان قریش نعمتهای رزق و امنیت را که از منابع فیاض خیر و رحمت الهی سرچشمه میگیرد از محرومین و یتیمان دریغ میکنند و مانع بهرهمندی آنان میگردند (وَيَمْنَعُونَ ٱلْمَاعُونَسورهٔ ماعون، آیهٔ ۷). آنها به این وسیله «سرچشمههای خیر و رحمت» را در جامعه میخشکانند و فقر و محرومیت و ظلم و جور را توسعه میدهند. در سوره «کوثر» علیرغم تلاش کافران در خشکاندن این چشمه، از کوثر فیاضی که به پیامبر (ص) عطا شده سخن میگوید، کوثری که لایزال میجوشد و تشنگان حقیقت را سیراب مینماید. (إِنَّآ أَعْطَيْنَٰكَ ٱلْكَوْثَرَآیهٔ ۱).
۱. مسئله «ممانعت کردن» عمدتاً در آیات قرآن درباره «خیر» (منافع مادی)، پس از آن ذکر خدا و سجده او که خیر معنوی است آمده است. از جمله:
(۷۰/۲۱) وَإِذَا مَسَّهُ ٱلْخَيْرُ مَنُوعًاسورهٔ معارج، آیهٔ ۲۱، (۵۰/۲۵) مَّنَّاعٍۢ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍۢ مُّرِيبٍسورهٔ ق، آیهٔ ۲۵، (۶۸/۱۲) مَّنَّاعٍۢ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍسورهٔ قلم، آیهٔ ۱۲، (۲/۱۱۴) وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا ٱسْمُهُۥ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۱۴، (۷/۱۲) قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ…سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۲.
علاوه بر نام دو سوره که بر محوری مشترک قرار دارد، مضامین آنها نیز بر موضوعات مشابهی تعلق گرفته است. ازجمله موضوع «صلوه» و «اطعام گرسنگان» میباشد که عیناً در هر دو سوره مورد عنایت قرار گرفته است. در سوره ماعون از کسانی یاد میکند که نسبت به نمازشان حالت غفلت و فراموشکاری و اعراض دارند (ٱلَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَسورهٔ ماعون، آیهٔ ۵). در سوره کوثر علیرغم چنان بیتوجهی از ناحیه کافران، به پیامبر اکرم فرمان میدهد برای پروردگار نمازگذارد (…لِرَبِّكَ…آیهٔ ۲). در سوره ماعون بیرغبتی کافران را نسبت به اطعام گرسنگان مورد مذمت قرار میدهد (وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلْمِسْكِينِسورهٔ ماعون، آیهٔ ۳) و در این سوره برای جبران چنان بخل و بیمایگی، پیامبر را توصیه مینماید که شتر (عزیزترین مایملک عرب را برای اطعام گرسنگان) قربانی نماید.
به این ترتیب همانطور که نام «ماعون» یادآور تلاش کافران برای خشکاندن چشمه خیر (وَيَمْنَعُونَ ٱلْمَاعُونَسورهٔ ماعون، آیهٔ ۷) است، نام «کوثر» یادآور چشمه فیاض فضل و رحمت الهی در وجود پرخیرو برکت رسول اکرم میباشد. آنچه در متن دو سوره نیز آمده است گویای این دوگانگی و تضاد میباشد.
تکاثر و کوثر (حرکت از برون به درون و از درون به برون)
دو سوره تکاثر و کوثر که هردو در اولین سال بعثت در مکه نازل شدهاند، دو بعد فزونی و افزایش را در دو زمینه مادیات و معنویات نشان میدهد. تکاثر (در باب تفاعل) رقابت بیدریغ و نامحدود افراد را برای کسب منافع مادی بصورت متقابل و بدون هدف و برنامهای عقلانی نشان میدهد. این عمل که در انعکاس با محیط و مردم دائماً حالت تصاعدی پیدا میکند، حرکتی عقیم از برون به درون است و جز مصرف و اسراف نتیجهای ندارد. درحالیکه کوثر حرکتی زاینده و خودجوش و جریانی از درون به بیرون است که لایزال ادامه دارد. انسانهای دنیاطلب تا دم مرگ دنبال اولی هستند (أَلْهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُسورهٔ تکاثر، آیهٔ ۱ حَتَّىٰ زُرْتُمُ ٱلْمَقَابِرَسورهٔ تکاثر، آیهٔ ۲)، در حالیکه حقطلبان تشنگی خود را از چشمهای که پروردگار از وجود پاک پیامبر جاری ساخته است سیراب مینمایند. و درهرحال بدلیل اختیاری که خداوند به انسان عنایت کرده، درمدت زندگی دنیا هر دودسته را در راهی که برگزیدهاند مدد مینماید و از دریای کرم و عطای خویش به هر کدام هرآنچه از مادیات یا معنویات طلب نمایند و شایستگی آنرا کسب نمایند میبخشد:
كُلًّۭا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنْ عَطَآءِ رَبِّكَ ۚ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحْظُورًاسورهٔ اسراء، آیهٔ ۲۰.
آیه فوق نشان میدهد که «عطای» پروردگار، اعم از دنیوی یا اخروی، در دسترس بندگان است و هرکس بر حسب قابلیت و ظرفیتش از آن بهره میگیرد. از آنجائیکه به تناسب لیاقتها و شایستگیها این «عطا» افزایش مییابد، در مورد شخص رسول اکرم (ص) که خیر خلق الله و شایسته و رشدیافتهترین انسانها بود، میبایست مقدار «عطا» متناسب با قدر آن حضرت باشد و به دلیل آنکه وجود پرخیرو برکت پیامبر تا قیام قیامت آثاری جاری و جاودان دارد و سیره و سنت او هدایتگر نسلهای متوالی میباشد، خداوند به آن حضرت کوثر را عطا فرموده است که همچون چشمه جوشان، لایزال فیض و فائدهاش به همگان میرسد.
در مورد اینکه کوثر چیست، مفسرین اقوال مختلفی عرضه داشتهاند که بیشتر مصداق و موردی از کوثر میباشد. بنظر میرسد همه آنچه گفته شده فرع بر هدایتی باشد که از طریق وحی بصورت کتابی خواندنی (قرآن) بر آن حضرت نازل شده. این هدایت که بصورت نوری بر قلب پیامبر تابیدن گرفت، حجابهای گمراهی را کنار زد و آثار فراوانی بجای گذاشت که هرکدام شعبه و شاخهای از جریان اصلی کوثر میباشد. اگر اثر این کوثر را در وجود پیامبر (ص) درنظر بگیریم، شاید تحقق «علم و حکمت» باشد که قرآن در مورد انبیاء مختلف از آن یاد کرده است.
نکته قابل توجه اینکه در این سوره بصورت ماضی از اعطای کوثر به آن حضرت یاد میکند: (إِنَّآ أَعْطَيْنَٰكَ ٱلْكَوْثَرَآیهٔ ۱) و در سوره «ضحی» بصورت مضارع مستقبل از اعطای چیزی که ماهیت آن نامشخص است: (وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰٓسورهٔ ضحی، آیهٔ ۵).
۱. اسراء ۲۰ - ما هرکدام را، هم اینان و هم آنان را از عطای پروردگارت امداد میرسانیم و عطای پروردگار تو (از کسی) بازداشته نیست.