کافرون (۱۰۹)
ارتباط با سوره قبل
سوره «کوثر» با آیه: «إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلْأَبْتَرُسورهٔ کوثر، آیهٔ ۳»، (همانا دشمن تو دنباله بریده است) ختم میشود و سوره «کافرون» با ندای: «…يَٰٓأَيُّهَا ٱلْكَٰفِرُونَآیهٔ ۱...» آغاز میگردد، انتها و ابتدائی که هردو ناظر به منکرین رسالت پیامبر، یعنی همان سران مستکبر و متموّل قریش میباشد، کسانی که بخاطر حفاظت و پاسداری از نظام شرک، که بهرهمند از آن بودند، متوسل به هر شیوهای برای نابودی نهضت توحیدی میشدند. بااین تفاوت که در سوره کوثر به دشمنی آنها با شخص پیامبر اشاره میکند (إِنَّ شَانِئَكَ…سورهٔ کوثر، آیهٔ ۳...) و در سوره کافرون به ناسپاسی و قدرناشناسی آنها نسبت به خدا.
در سوره قبل آثار وجودی پیامبر را با کلمه «کوثر»، که جوشیدن و جریان یافتن دائمی است توصیف کرده است و آثار وجودی کافران را با کلمه «ابتر» که بریده و مقطوع بودن میباشد. این دو تعریف، دو نتیجه کاملاً متفاوت و متضاد را در پایان تلاشهای انسان نشان میدهد. با این مقدمه، که در سوره کوثر آمده است، سوره کافرون با مرزبندی قاطع و روشنی میان این دو راه، هرگونه مماشات و مصلحتجوئی سازشکارانه را میان مؤمنین با کافران مردود میشناسد و به پیامبر مؤکداً فرمان میدهد چنین موضعی را صریحاً اعلام دارد. درضمن اختیار و آزادی آنها را نیز ملحوظ داشته در انتخاب راه و روش (دین) مخیرشان میسازد: (لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِىَ دِينِآیهٔ ۶).
مرزهای تعبد
بنظر میرسد موضوع «عبادت» که مشتقات لغوی آن علیرغم کوتاهی سوره ۸ بار تکرار شده است، محور اصلی سوره باشد. نسبت کاربرد این کلمه به تعداد کل کلمات سوره حدود ۱/۳ میباشد که بیسابقه و بینظیر در قرآن است. بنابراین ضرورت دارد برای درک دقیقتر پیام سوره که بصورت مؤکدی روی موضوع «عبادت» متمرکز شده است، اجمالاً توضیحاتی پیرامون مفهوم این کلمه بدهیم.
عبادت را در زبان فارسی «پرستش» معنا کردهاند و آنچه در این ترجمه از فرهنگ عربی و قرآن به فرهنگ ما منتقل شده، حالتی است که انسان دربرابر آفریننده خود که عالیترین آرمان او است ابراز میدارد. درحالیکه در زبان عربی «عبادت» حالتی از تسلیم و تبعیت و شیفتگی و خودباختگی انسان دربرابر امور خارج از وجودش میباشد، که ممکن است خدا، فرشتگان، انسانها، اشیاء و امور دیگر باشد. مثلاً وقتی در قرآن گفته میشود «…لَّا تَعْبُدُوا۟ ٱلشَّيْطَٰنَ…سورهٔ یس، آیهٔ ۶۰» منظور این نیست که شیطان را نپرستید، چرا که شیطان منفور انسانها است و کسی او را معشوق و معبود خود نمیداند! بلکه منظور این است که «تسلیم» او نشوید و از وساوس او «پیروی» نکنید و خودباخته تزیینات و جلوهدادنهای او نگردید. یا وقتی شبانه روز ده بار در نمازهای یومیه خود میگوئیم «إِيَّاكَ نَعْبُدُ…سورهٔ فاتحه، آیهٔ ۵» مسلماً منظورمان پرستش خدای دیگری نیست، ولی معمولاً کمتر کسی از خود سئوال میکند که چرا این عبارت را مرتباً به خود تلقین میکند، مگر قرار است خدای دیگری را بپرسند که میگوید «فقط ترا عبادت میکنم»!
ازنظر لغوی، اصل کلمه عبودیت «خضوع و تذلل» است. اگر به برده نیز «عبد» میگویند بدلیل ذلّت و انقیاد و اطاعتی است که دربرابر ارباب خود دارد و اگر به راهی که با رفتن پیدرپی رهروان هموار شده است «طریق معبّد» میگویند، آن نیز بخاطر سهولت رفت و آمد در آن و صاف شدن مسیر از سنگ و کلوخ میباشد، بطوریکه گوئی هیچگونه مقاومت و ممانعتی دربرابر راهپیما از خود نشان نمیدهد. به این ترتیب در کلمه «عبادت» مفهوم اطاعت و تسلیم وجود دارد. پس اگر کسی چنین حالتی را علاوه بر خدا (یا بجای خدا) نسبت به مخلوقی پیدا کند همانرا عبادت کرده است. به فرمایش پیامبر (ص): «هرکس با حالت پذیرش به گویندهای گوش دهد درحقیقت او را عبادت کرده است. پس اگر سخن او از خداوند عزّوجل باشد (بطور غیر مستقیم) خدا را عبادت کرده ولی اگر از ابلیس باشد او را عبادت کرده است»¹. با چنین توضیحی معلوم میشود که چرا خداوند فرمان داده شیطان را عبادت نکنید و چرا باید مرتباً به خود تلقین نمائیم که: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُسورهٔ فاتحه، آیهٔ ۵».
بسیاری از مردم نمیدانند که مشرکین نیز منکر وجود خدا نبودند بلکه اگر حالت تعبدی نسبت به فرشتگان یا بتهائی که به نشانه آنها میساختند، داشتند، اینکار را برای «تقرب» به درگاه خدا انجام میدادند نه آنکه اصالتی برای آنها قائل باشند. این حقیقت را آیات ابتدای سوره زمر با نفی هرگونه تعبد، گرچه به نیت خدائی، نسبت به غیرخدا نشان میدهد و تأکید مینماید که دین صددرصد و خالصانه باید برای خدا باشد:
إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ فَٱعْبُدِ ٱللَّهَ مُخْلِصًۭا لَّهُ ٱلدِّينَسورهٔ زمر، آیهٔ ۲
أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلْخَالِصُ ۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلْفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِى مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ كَٰذِبٌۭ كَفَّارٌۭسورهٔ زمر، آیهٔ ۳²
حرف همه انبیاء و دعوای تاریخی ادیان برسر همین بوده است که بجز «الله»، نسبت به هیچ عامل دیگری نباید احساس تعبد داشت، حتی نسبت به خودشان³ یا مقدسین و متولیان مذهب. پیام اصلی پیامبران «أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ…سورهٔ هود، آیهٔ ۲» بوده است و بندگان را از تعبد نسبت به «من دون الله» نهی میکردند. اختلاف در این نبوده است که چرا خدا را عبادت نمیکنید، بلکه چرا خالصانه و تنها او را عبادت نمیکنید و نسبت به غیر او نیز احساس تسلیم و اطاعت و تبعیت دارید. اعتراض مشرکین نیز به پیامبران در این بوده است که آیا آمدهاید ما را به عبادت انحصاری خدا بخوانید:
قَالُوٓا۟ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ ٱللَّهَ وَحْدَهُۥ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَا…سورهٔ اعراف، آیهٔ ۷۰...⁴
مشرکین به چنین ایراد و اعتراضی اکتفا نکرده هرگاه بندهای موحد (نه بند ارباب زر و زور) قیام میکرد تا خدا را بخواند همه علیه او اجتماع میکردند:
وَأَنَّ ٱلْمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا۟ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدًۭاسورهٔ جن، آیهٔ ۱۸ وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبْدُ ٱللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا۟ يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًۭاسورهٔ جن، آیهٔ ۱۹ قُلْ إِنَّمَآ أَدْعُوا۟ رَبِّى وَلَآ أُشْرِكُ بِهِۦٓ أَحَدًۭاسورهٔ جن، آیهٔ ۲۰⁵
۱. بحارالانوار ج ۷ ص ۳۳۲ چاپ کمپانی: من اصغی الی ناطق فقد عبده...
۲. زمر آیات ۲ و ۳
۳. آل عمران ۷۹ - مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ ٱللَّهُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحُكْمَ وَٱلنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا۟ عِبَادًۭا لِّى مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِن كُونُوا۟ رَبَّٰنِيِّۦنَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ ٱلْكِتَٰبَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۷۹
۴. اعراف ۷۰ - قوم عاد خطاب به هود (ع) گفتند: آیا آمدهای که ما خدا را به تنهائی عبادت کنیم و آنچه را پدرانمان میپرستیدند رها کنیم...
۵. جن (۱۹) — آیات ۱۸ تا ۲۰
فرعونهای روزگار نیز برای آنکه بهتر بتوانند مردم را به عبادت خود یعنی به تسلیم و تبعیت وادارند آنها را به ذلت و عبودیت میکشاندند (وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَسورهٔ شعراء، آیهٔ ۲۲)¹ و خداوند نیز برای رهائی از چنگال چنین «طاغوت»هائی، بندگان خود را به اجتناب از طاغوت و انابه سوی خدا فراخوانده و به کسانیکه (بجای سرسپردگی به خط فکری طاغوت) «قول» را میشنوند و بهترین را تبعیت میکنند بشارت داده و آنها را بندگان خود (نه بندگان طاغوتها) و هدایتشده خدائی و صاحب خرد خوانده است:
وَٱلَّذِينَ ٱجْتَنَبُوا۟ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِسورهٔ زمر، آیهٔ ۱۷
ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمْ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِسورهٔ زمر، آیهٔ ۱۸²
با اینحال بندگان ناسپاس خدا برای آنکه قدرت و عزتی در دنیا کسب نمایند (نه آنکه واقعاً ایمان و اعتقادی قلبی به اینکار داشته باشند) الههای برای خود میگیرند اما بزودی (در آخرت) به چنین عبادتهائی کافر میشوند و همانها ضد ایشان خواهند گردید:
وَٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةًۭ لِّيَكُونُوا۟ لَهُمْ عِزًّۭاسورهٔ مریم، آیهٔ ۸۱ كَلَّا ۚ سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّاسورهٔ مریم، آیهٔ ۸۲³
به این ترتیب برای آنکه بندگان خدا بخاطر جهل و نادانی مطیع و سرسپرده ارباب دنیائی نشوند و صاحبان زر و زور و تزویر نیز فکر سازش و کنار آمدن با نهضت توحیدی و منحرف کردن آن بسوی شرک را از سر بدر کنند، در سوره کافران که در دومین سال بعثت نازل شده است، به پیامبر اکرم صریحاً فرمان داده میشود از همان آغاز میان دو نوع «تعبد» که به ظاهر یکسان مینماید، مرزبندی و موضعگیری نماید. و در سالهای بعد نیز چنین فرمانی را که اغلب با امر «قل» آغاز شده تأکید و تکرار مینماید:
قُلْ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمْ فِى شَكٍّۢ مِّن دِينِى فَلَآ أَعْبُدُ ٱلَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِنْ أَعْبُدُ ٱللَّهَ ٱلَّذِى يَتَوَفَّىٰكُمْ ۖ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَسورهٔ یونس، آیهٔ ۱۰۴⁴
…قُلْ إِنَّمَآ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱللَّهَ وَلَآ أُشْرِكَ بِهِۦٓ ۚ…سورهٔ رعد، آیهٔ ۳۶⁵
قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱللَّهَ مُخْلِصًۭا لَّهُ ٱلدِّينَسورهٔ زمر، آیهٔ ۱۱⁶
۱. شعراء ۲۲- این چه نعمتی است که منتّش را بر من مینهی که بنی اسرائیل را به بندگی گرفتهای (خطاب موسی (ع) به فرعون)
۲. زمر ۱۷ و ۱۸
۳. مریم ۸۱ و ۸۲
۴. یونس ۱۰۴
۵. رعد ۳۶
۶. زمر ۱۱
قُلِ ٱللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًۭا لَّهُۥ دِينِىسورهٔ زمر، آیهٔ ۱۴¹
قُلْ أَفَغَيْرَ ٱللَّهِ تَأْمُرُوٓنِّىٓ أَعْبُدُ أَيُّهَا ٱلْجَٰهِلُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۴²
قُلْ إِنِّى نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ…سورهٔ انعام، آیهٔ ۵۶³
اگر پیروان این آخرین امت توانستند خدا را درحالیکه دین (اطاعت و انقیاد) را برای او «خالص» کرده باشند عبادت کنند رستگار میشوند وگرنه همچون امت پیشین دچار تفرقه و گمراهی خواهند گردید:
وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَةُسورهٔ بینه، آیهٔ ۴ وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ…سورهٔ بینه، آیهٔ ۵...
۱. زمر ۱۴
۲. زمر ۶۴
۳. انعام ۵۶ و مؤمن ۶۶