‹ همهٔ سوره‌ها المدثر
۷۴

المدثر

پوشاننده

مکی۵۶ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «پوشاننده» سوره‌ای گسترده و مکی است و فضای کلی آن پیرامون توحید، نشانه‌های آفرینش و معاد و حسابرسی شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن بیدارگر، تصویری و دعوتگر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "The Cloaked One" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around tawhid, signs of creation, and resurrection and reckoning. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

توحیدنشانه‌های آفرینشمعاد و حسابرسیوحی و رسالتپایداری و مواجههدنیا و فرجام انسان
tawhidsigns of creationresurrection and reckoningrevelation and messengershipsteadfastness and confrontationworldly life and the human outcome

ساختار: جریان سوره از معرفی زمینهٔ اصلی به سوی تبیین نمونه‌ها و پیامدها پیش می‌رود و میان توحید و نشانه‌های آفرینش پیوند می‌سازد.

Structure: The flow moves from introducing the main setting toward examples and consequences, building a link between tawhid and signs of creation.

در چینش مصحف، این سوره میان «المزمل» و «القيامة» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از توحید به نشانه‌های آفرینش را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Enshrouded One and Resurrection, helping the reader move across adjacent themes such as tawhid and signs of creation.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

يَٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ

اى كشيده رداى شب بر سر،

قُمْ فَأَنذِرْ

برخيز و بترسان.

وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ

و پروردگار خود را بزرگ دار.

وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ

و لباس خويشتن را پاك كن.

وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ

و از پليدى دور شو.

وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ

و منّت مگذار و فزونى مطلب.

وَلِرَبِّكَ فَٱصْبِرْ

و براى پروردگارت شكيبايى كن.

فَإِذَا نُقِرَ فِى ٱلنَّاقُورِ

پس چون در صور دميده شود،

فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍۢ يَوْمٌ عَسِيرٌ

آن روز [چه‌] روز ناگوارى است!

عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍۢ

بر كافران آسان نيست.

ذَرْنِى وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًۭا

مرا با آنكه [او را] تنها آفريدم واگذار.

وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالًۭا مَّمْدُودًۭا

و دارايى بسيار به او بخشيدم،

وَبَنِينَ شُهُودًۭا

و پسرانى آماده [به خدمت، دادم‌]،

وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِيدًۭا

و برايش [عيش خوش‌] آماده كردم.

ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ

باز [هم‌] طمع دارد كه بيفزايم.

كَلَّآ إِنَّهُۥ كَانَ لِءَايَٰتِنَا عَنِيدًۭا

ولى نه، زيرا او دشمن آيات ما بود.

سَأُرْهِقُهُۥ صَعُودًا

به زودى او را به بالارفتن از گردنه [عذاب‌] وادار مى‌كنم.

إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ

آرى، [آن دشمن حق‌] انديشيد و سنجيد.

فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ

كشته بادا، چگونه [او] سنجيد؟

ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ

[آرى،] كشته بادا، چگونه [او] سنجيد.

ثُمَّ نَظَرَ

آنگاه نظر انداخت.

ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ

سپس رو ترش نمود و چهره در هم كشيد.

ثُمَّ أَدْبَرَ وَٱسْتَكْبَرَ

آنگاه پشت گردانيد و تكبّر ورزيد،

فَقَالَ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ يُؤْثَرُ

و گفت: «اين [قرآن‌] جز سحرى كه [به برخى‌] آموخته‌اند نيست.

إِنْ هَٰذَآ إِلَّا قَوْلُ ٱلْبَشَرِ

اين غير از سخن بشر نيست.»

سَأُصْلِيهِ سَقَرَ

زودا كه او را به سَقَر در آورم.

وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سَقَرُ

و تو چه دانى كه آن سَقَر چيست؟

لَا تُبْقِى وَلَا تَذَرُ

نه باقى مى‌گذارد و نه رها مى‌كند.

لَوَّاحَةٌۭ لِّلْبَشَرِ

پوستها را سياه مى‌گرداند.

عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ

[و] بر آن [دوزخ‌]، نوزده [نگهبان‌] است.

وَمَا جَعَلْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةًۭ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَٰنًۭا وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًۭا كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِىَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ

و ما موكّلان آتش را جز فرشتگان نگردانيديم، و شماره آنها را جز آزمايشى براى كسانى كه كافر شده‌اند قرار نداديم، تا آنان كه اهل كتابند يقين به هم رسانند، و ايمان كسانى كه ايمان آورده‌اند افزون گردد، و آنان كه كتاب به ايشان داده شده و [نيز] مؤمنان به شك نيفتند، و تا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و كافران بگويند: «خدا از اين وصف‌كردن، چه چيزى را اراده كرده است؟» اين گونه، خدا هر كه را بخواهد بيراه مى‌گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى كند، و [شماره‌] سپاهيان پروردگارت را جز او نمى‌داند، و اين [آيات‌] جز تذكارى براى بشر نيست.

كَلَّا وَٱلْقَمَرِ

نه چنين است [كه مى‌پندارند!] سوگند به ماه،

وَٱلَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ

و سوگند به شامگاه چون پشت كند،

وَٱلصُّبْحِ إِذَآ أَسْفَرَ

و سوگند به بامداد چون آشكار شود،

إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْكُبَرِ

كه آيات [قرآن‌] از پديده‌هاى بزرگ است.

نَذِيرًۭا لِّلْبَشَرِ

بشر را هشداردهنده است.

لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ

هر كه از شما را كه بخواهد پيشى جويد يا بازايستد.

كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ

هر كسى در گرو دستاورد خويش است،

إِلَّآ أَصْحَٰبَ ٱلْيَمِينِ

بجز ياران دست راست:

فِى جَنَّٰتٍۢ يَتَسَآءَلُونَ

در ميان باغها. از يكديگر مى‌پرسند،

عَنِ ٱلْمُجْرِمِينَ

درباره مجرمان:

مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ

«چه چيز شما را در آتش [سَقَر] درآورد؟»

قَالُوا۟ لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّينَ

گويند: «از نمازگزاران نبوديم،

وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِينَ

و بينوايان را غذا نمى‌داديم،

وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلْخَآئِضِينَ

با هرزه‌درايان هرزه‌درايى مى‌كرديم،

وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ

و روز جزا را دروغ مى‌شمرديم،

حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلْيَقِينُ

تا مرگ ما در رسيد.»

فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ

از اين رو شفاعت شفاعت‌كنندگان به حال آنها سودى نمى‌بخشد.

فَمَا لَهُمْ عَنِ ٱلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ

چرا آنها از تذكر روى گردانند؟!

كَأَنَّهُمْ حُمُرٌۭ مُّسْتَنفِرَةٌۭ

گويى گورخرانى رميده‌اند،

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍۭ

كه از (مقابل) شيرى فرار كرده‌اند!

بَلْ يُرِيدُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًۭا مُّنَشَّرَةًۭ

بلكه هر كدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه‌اى (از سوى خدا) براى او فرستاده شود!

كَلَّا بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلْءَاخِرَةَ

چنين نيست كه آنان مى‌گويند، بلكه آنها از آخرت نمى‌ترسند!

كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذْكِرَةٌۭ

چنين نيست كه آنها مى‌گويند، آن (قرآن) يك تذكر و يادآورى است!

فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ

هر كس بخواهد از آن پند مى‌گيرد؛

وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ

و هيچ كس پند نمى‌گيرد مگر اينكه خدا بخواهد؛ او اهل تقوا و اهل آمرزش است!