‹ همهٔ سوره‌ها القيامة
۷۵

القيامة

رستاخیز

مکی۴۰ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «رستاخیز» سوره‌ای میانه و مکی است و فضای کلی آن پیرامون نشانه‌های آفرینش، توحید و معاد و حسابرسی شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن هشداردهنده، فشرده و بیدارگر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "Resurrection" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around signs of creation, tawhid, and resurrection and reckoning. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

نشانه‌های آفرینشتوحیدمعاد و حسابرسیدنیا و فرجام انسانعدالت و روابط اجتماعیهدایت و گمراهی
signs of creationtawhidresurrection and reckoningworldly life and the human outcomejustice and social relationsguidance and misguidance

ساختار: جریان سوره از معرفی زمینهٔ اصلی به سوی تبیین نمونه‌ها و پیامدها پیش می‌رود و میان نشانه‌های آفرینش و توحید پیوند می‌سازد.

Structure: The flow moves from introducing the main setting toward examples and consequences, building a link between signs of creation and tawhid.

در چینش مصحف، این سوره میان «المدثر» و «الإنسان» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از نشانه‌های آفرینش به توحید را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Cloaked One and The Human Being, helping the reader move across adjacent themes such as signs of creation and tawhid.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

لَآ أُقْسِمُ بِيَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ

سوگند به روز قيامت،

وَلَآ أُقْسِمُ بِٱلنَّفْسِ ٱللَّوَّامَةِ

و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بيدار و ملامتگر (كه رستاخيز حقّ است)!

أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُۥ

آيا انسان مى‌پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد؟!

بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّىَ بَنَانَهُۥ

آرى قادريم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب كنيم!

بَلْ يُرِيدُ ٱلْإِنسَٰنُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُۥ

(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مى‌خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر گناه كند!

يَسْـَٔلُ أَيَّانَ يَوْمُ ٱلْقِيَٰمَةِ

(از اين‌رو) مى‌پرسد: «قيامت كى خواهد بود»!

فَإِذَا بَرِقَ ٱلْبَصَرُ

(بگو:) در آن هنگام كه چشمها از شدّت وحشت به گردش در آيد،

وَخَسَفَ ٱلْقَمَرُ

و ماه بى‌نور گردد،

وَجُمِعَ ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ

و خورشيد و ماه يك جا جمع شوند،

يَقُولُ ٱلْإِنسَٰنُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ ٱلْمَفَرُّ

آن روز انسان مى‌گويد: «راه فرار كجاست؟!»

كَلَّا لَا وَزَرَ

هرگز چنين نيست، راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد!

إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ ٱلْمُسْتَقَرُّ

آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است؛

يُنَبَّؤُا۟ ٱلْإِنسَٰنُ يَوْمَئِذٍۭ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ

و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مى‌كنند!

بَلِ ٱلْإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ بَصِيرَةٌۭ

بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است،

وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ

هر چند (در ظاهر) براى خود عذرهايى بتراشد!

لَا تُحَرِّكْ بِهِۦ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِۦٓ

زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن [= قرآن‌] حركت مده،

إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُۥ وَقُرْءَانَهُۥ

چرا كه جمع‌كردن و خواندن آن بر عهده ماست!

فَإِذَا قَرَأْنَٰهُ فَٱتَّبِعْ قُرْءَانَهُۥ

پس هر گاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروى كن!

ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُۥ

سپس بيان (و توضيح) آن (نيز) بر عهده ماست!

كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ ٱلْعَاجِلَةَ

چنين نيست كه شما مى‌پنداريد (و دلايل معاد را كافى نمى‌دانيد)؛ بلكه شما دنياى زودگذر را دوست داريد (و هوسرانى بى‌قيد و شرط را)!

وَتَذَرُونَ ٱلْءَاخِرَةَ

و آخرت را رها مى‌كنيد!

وُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍۢ نَّاضِرَةٌ

(آرى) در آن روز صورتهايى شاداب و مسرور است،

إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌۭ

و به پروردگارش مى‌نگرد!

وَوُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍۭ بَاسِرَةٌۭ

و در آن روز صورتهايى عبوس و در هم كشيده است،

تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌۭ

زيرا مى‌داند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مى‌شكند!

كَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلتَّرَاقِىَ

چنين نيست (كه انسان مى‌پندارد! او ايمان نمى‌آورد) تا موقعى كه جان به گلوگاهش رسد،

وَقِيلَ مَنْ رَاقٍۢ

و گفته شود: «آيا كسى هست كه(اين بيمار را از مرگ) نجات دهد؟!»

وَظَنَّ أَنَّهُ ٱلْفِرَاقُ

و به جدائى از دنيا يقين پيدا كند،

وَٱلْتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ

و ساق پاها (از سختى جان دادن) به هم بپيچد!

إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ ٱلْمَسَاقُ

(آرى) در آن روز مسير همه بسوى (دادگاه) پروردگارت خواهد بود!

فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ

(در آن روز گفته مى‌شود:) او هرگز ايمان نياورد و نماز نخواند،

وَلَٰكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ

بلكه تكذيب كرد و روى‌گردان شد،

ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ يَتَمَطَّىٰٓ

سپس بسوى خانواده خود باز گشت در حالى كه متكبّرانه قدم برمى‌داشت!

أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰ

(با اين اعمال) عذاب الهى براى تو شايسته‌تر است، شايسته‌تر!

ثُمَّ أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰٓ

سپس عذاب الهى براى تو شايسته‌تر است، شايسته‌تر!

أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَن يُتْرَكَ سُدًى

آيا انسان گمان مى‌كند بى‌هدف رها مى‌شود؟!

أَلَمْ يَكُ نُطْفَةًۭ مِّن مَّنِىٍّۢ يُمْنَىٰ

آيا او نطفه‌اى از منى كه در رحم ريخته مى‌شود نبود؟!

ثُمَّ كَانَ عَلَقَةًۭ فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ

سپس بصورت خون‌بسته در آمد، و خداوند او را آفريد و موزون ساخت،

فَجَعَلَ مِنْهُ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰٓ

و از او دو زوج مرد و زن آفريد!

أَلَيْسَ ذَٰلِكَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحْۦِىَ ٱلْمَوْتَىٰ

آيا چنين كسى قادر نيست كه مردگان را زنده كند؟!