‹ همهٔ سوره‌ها النازعات
۷۹

النازعات

کشنده‌ها

مکی۴۶ آیه

«نازعات» (۷۹)

تقسیمات سوره

سوره نازعات را باتوجه به موضوعات و مباحث مطرح شده در آن می‌توان به ۶ بخش بشرح ذیل تقسیم کرد. جالب اینکه آیات هر بخش با حرف مستقلی ختم می‌شود که خود راهنمای دیگری برای این تقسیم بندی می‌باشد.

  • بخش اول (آیات ۱ – ۵) سوگندها و نتایج آن
  • بخش دوم (آیات ۶ – ۱۴) آغاز دگرگونی عظیم و حالت انسان در صحنه قیامت
  • بخش سوم (آیات ۱۵ – ۲۶) اشاره ای اجمالی به حدیث موسی و طغیان فرعون
  • بخش چهارم (آیات ۲۷ – ۳۳) آیات تکوینی در زمین و آسمان
  • بخش پنجم (آیات ۲۴ – ۴۱) روز تعیین سرنوشت و تحقق بهشت و جهنم
  • بخش ششم (آیات ۴۲ – ۴۶) گنجکاوی معاصرین پیامبر درباره ساعت قیامت

قبلاً در شرح سوره‌های گذشته گفته بودیم که معمولاً سوره‌های قرآن از ۵ بخش عمده و اساسی: ۱- گذشته (تاریخ انبیاء و امت‌ها)، ۲- حال (عکس العمل معاصرین پیامبر در برابر دعوت)، ۳- آینده (سرنوشت ابدی و بهشت و جهنم)، ۴- طبیعت (آیات تکوینی در زمین و آسمان)، ۵- تشریع (ارزشها، اصول، اخلاق و آرمانهای معنوی) تشکیل شده‌اند که بخش‌های فوق به نحو خاص برحسب هدف سوره با یکدیگر ترکیب شده‌اند.

تقسیم بندی فوق با نسبت‌های متفاوت در غالب سوره‌های بلند قابل مشاهده است ولی در سوره‌های کوچک استثناء چنین روالی دیده می‌شود و سوره نازعات نیز در ردیف همین سوره‌ها است. سوگندهای بخش اول آن در صدد بیان اصول و قانونمندیهایی در صحنه هستی است. بخش دوم و پنجم بگونه مستقلی از «آینده» و سرنوشت نهایی انسان سخن می‌گویند. بخش سوم خلاصه ای از «تاریخ» موسی و فرعون است و بخش چهارم از

آیات تکوینی در «طبیعت» مشهود و بالاخره بخش ششم از معاصرین پیامبر یعنی «حال و حاضر» سخن می‌گویند.

پنج آیه بخش اول را می‌توان به دو قسمت: سوگندها (سه آیه اول) که با «واو» قسم آغاز شده‌اند، و نتایج آنها (۲ آیه بعد) که با «فاء تفریع» شروع می‌شوند، تقسیم کرد. سوگندها سه مرحله:

۱- کنده شدن با تمام نیرو (نزع)؛ وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرْقًۭاآیهٔ ۱ ۲- خارج شدن از جاذبه؛ (نشط) ۳- حرکت منظم و هدفدار بسوی مقصد؛ (سبح)

را نشان می‌دهند

آهنگ انتهایی آیات

همانطور که در قسمت «تقسیمات سوره» گفته شد، آیات هریک از بخشهای مستقل این سوره با حرف جداگانه ای بترتیب ذیل ختم می‌شوند:

بخش اول (سوگندها) با «تنوین الف»: غرقاً، نشطاً، سبحاً، سبقاً، امراً بخش دوم (آینده) با حرف «ه»: راجعه، راده، واجعه، خاشعه، حافره، نخره، خاسره، واحده، ساهره.

بخش سوم (تاریخ) با حرف «ی» (الف مقصوره): موسی، طوی، طغی، - تزکی، فتخشی، کبری، عصی، یسعی، فنادی، اعلی، اولی، یخشی.

بخش چهارم (طبیعت) تماماً با الف، باستثنای آیه ۳۳ که با حرف «م» (متاعاً لکم ولانعامکم) ختم می‌شود: بناها، فسویها، ضحيها، دحيها، مرعيها، ارسيها.

بخش پنجم (آینده) با حرف ی (الف مقصوره): کبری، سعی، یری، طغی، دنیا، مأوى، هدى، مأوى.

بخش ششم (حال) با حرف «الف»: مرسیها، ذکریها، منتهیها، یخشیها، ضحيها.

همانطور که ملاحظه می‌شود آیاتیکه با الف (ساکن یا با تنوین) و یاه ختم می‌شوند هماهنگ هستند. تنها آیات آیات بخش دوم (۹ آیه) که با حرف «ه» تمام می‌شوند آهنگ جداگانه ای دارند نکته قابل توجه تک آیه ۳۳ می‌باشد که بطور ناگهانی و استثناء با حرف «م» ختم شده است: در بررسی سوره‌های دیگر باین تجربه رسیده بودیم که هرگاه استثنائی در آهنگ انتهایی آیات پیش می‌آید، موضوعی اگراندیسمان شده و تصویری در تابلو قرار می‌گیرد و باین ترتیب اذهان به آیتی که لازم است تذکر داده شود عمداً هدایت می‌گردد. در این سوره آیه «مَتَٰعًۭا لَّكُمْ وَلِأَنْعَٰمِكُمْآیهٔ ۳۳» جمله‌ای عبرت‌آموز در ارتباط با نعمات بیكران آسمان و زمین است که پروردگار كریم «متاع» و بهره انسان قرار داده تا در مسیر شکر، رشد و کمال یابد. هرچند با ناسپاسی منكر منعم و مسئولیت خویش در قبال نعمت می‌گردد.

اسماء الحسنى

در این سوره در مقابل یکبار که نام جلاله «الله» (فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلْءَاخِرَةِ وَٱلْأُولَىٰٓآیهٔ ۲۵) بکار رفته، ۵ بار نام «رب» بصورت مضاف در آیات ۱۶ (ربه)، ۱۹ (ربک)، ۲۳ (ربکم)، ۴۰ (ربه)، ۴۴ (ربک) تكرار شده است که تأکید و تمرکز سوره را روی موضوع «ربویت» نشان می‌دهد. فرعون که با تکذیب و تمرد، به گردآوری نیرو و نفرات پرداخته بود، ادعای ربوبیت اعلی (أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلْأَعْلَىٰآیهٔ ۲۴) می‌کرد. اما حضرت موسی او را متوجه رب حقیقی اش می‌نماید (وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰآیهٔ ۱۹) و به هدایتش می‌خواند. در مورد پیامبر اسلام ص و حضرت موسی نیز که آگاهی از موقعیت «رب» خویش داشتند، خداوند عناوین افتخارآمیز «ربک» و «ربه» را بکار برده و در پایان سوره بهشت را مأوای کسی معرفی کرده که از «مقام پروردگار» خویش بیم داشته و نفس را از هوى وهوس نهی نماید: و اما مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦآیهٔ ۴۰ وَنَهَى ٱلنَّفْسَ عَنِ ٱلْهَوَىٰآیهٔ ۴۰ فَإِنَّ ٱلْجَنَّةَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰآیهٔ ۴۱.

ارتباط با سوره قبل

آیات انتهائی سوره نبأ اشاره به «روز» خاصی می‌کند که روح و فرشتگان به صف قیام کرده و هر کسی دستاورد خویش را می‌نگرد: يَوْمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ صَفًّۭاسورهٔ نبا، آیهٔ ۳۸... ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمُ ٱلْحَقُّسورهٔ نبا، آیهٔ ۳۹... يَوْمَ يَنظُرُ ٱلْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُسورهٔ نبا، آیهٔ ۴۰ همانطور که مشاهده می‌کنید مرتب از «یوم» بخصوصی، بدون آنکه ویژگی‌های آن سراغ داده شود، یاد می‌شود. «در سوره نازعات» نیز اشاراتی اجمالی به تحولاتی که در آستانه آن «یوم» در زمین و آسمان رخ می‌دهد می‌نماید: يَوْمَ تَرْجُفُ ٱلرَّاجِفَةُآیهٔ ۶، تَتْبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُآیهٔ ۷، قُلُوبٌۭ يَوْمَئِذٍۢ وَاجِفَةٌآیهٔ ۸... فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭآیهٔ ۱۳ فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِآیهٔ ۱۴ شرح حال انسان‌ها برحسب عملکرد آنها در هر دوسوره مورد عنایت قرار گرفته است.

کلمات کلیدی

در این سوره، علیرغم کوتاهی آن، کلماتی با تكرار و تمرکز بکار رفته‌اند که توجه

به آنها می‌تواند به فهم مقاصد سوره کمک کند. از جمله:

۱- خشیت. معنای خشیت بیم و نگرانی و اضطرابی است که از شناخت حقیقت و بی‌بردن به عواقب خطی غافل ماندن از آن، یعنی گرفتار شدن به نتایج سوء اعمال، حاصل می‌گردد. آدم‌های بی‌خبر و مشغول به آرزوها، از عواقب آینده بیم و اضطرابی ندارند. نگرانی آنها عمدتاً از اموری است که منافع و لذات دنیائی آنها را تهدید می‌کند. اما به نسبتی که آگاهی و شناخت انسان نسبت به جهان و قوانین حاکم بر آن افزون گردد، مسئولیت و مراقبتش بر عملکرد خویش افزایش می‌یابد. و چنین است که می‌بینیم «خشیت» و «شناخت» رابطه‌ای مستقیم در قرآن دارند و خداوند این حالت را در انحصار «علماء» قرار داده است:

إِنَّمَا يَخْشَى ٱللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ ٱلْعُلَمَٰٓؤُا۟سورهٔ فاطر، آیهٔ ۲۸

منحصراً از خدابندگان دانشمندش خشیت دارند (۲۸/۳۵)

در این سوره نیز سه بار کلمه «خشیت» بکار رفته است که هر سه بار در ارتباط با ابزار شناخت یعنی «هدایت»، «عبرت» و «انذار» (هشدار آگاهی بخش نسبت به خطر) می‌باشد:

آیه (۱۹) فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰآیهٔ ۱۸ و وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰآیهٔ ۱۹

(به فرعون) بگو مایل هستی که تزکیه نفس بپذیری و بسوی پروردگارت راهنما شوم تا خشیت یابی؟

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةًۭ لِّمَن يَخْشَىٰٓآیهٔ ۲۶

همانادرا این (داستان موسی و فرعون) عبرت بزرگی است برای کسیکه خشیت داشته باشد.

آیه (۴۵) إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَىٰهَاآیهٔ ۴۵

منحصراً تو (ای رسول) هشدار دهنده کسی هستی که از آن خشیت داشته باشد.

موضوع خشیت ارتباط عبرت آموزی با محور اصلی سوره «نازعات»، یعنی قیامت و بهشت و جهنم آخرت دارد. تکبر و تفرعن مانع تن دادن به حقایق و تسلیم در برابر قوانین الهی می‌گردد. هرگاه فروتنانه از قله غرور پائین آمده و به حقایق چشم دوختیم، نسبت به خطرات سقوط واقف می‌گردیم. و چه خطر و خسرانی بالاتر از مأوى گزیدن در جهنم اعمال! (فَإِنَّ ٱلْجَحِيمَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰآیهٔ ۳۹).

طغیان

«طغیان» حالت کسی است که احساس بی‌نیازی و اعتمادبنفس مطلق می‌کند. این

صفت در قرآن عمدتاً درباره «فرعون» بكار رفته است.¹ كسيكه خود را برتر از بندگان ديگر و ارباب واله و مالك الرقاب آنها مي دانست. نتيجه مستقيم بيم نداشتن از عواقب اعمال، پاره كردن بندهاي اخلاقي و انساني و زير پاگذاشتن قوانين و اصول و ارزشهاي پذيرفته شده ديگران است؛

آيه (۱۷) ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰسورهٔ طه، آیهٔ ۲۴ (برونزد فرعون كه او طغيان كرده است)

آيه (۳۷–۳۹) فَأَمَّا مَن طَغَىٰآیهٔ ۳۷ وَءَاثَرَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَاآیهٔ ۳۸ فَإِنَّ ٱلْجَحِيمَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰآیهٔ ۳۹

پس كسيكه طغيان كرده و زندگي دنيا رابرگزيند، پس همانا دوزخ جايگاهش خواهد بود.

حقايق «قيامت» را نيز، كه سوره نازعات آنرا هشدار داده است، كساني باور مي كنند كه سيل خروشان نفس را از طغيان نسبت به عهود و تجاوز به حدود، به بستر اصلي بندگي بازگردانند.

۳- ذكر

منظور از «ذكر»، كه مفهومي مقابل «نسيان» و فراموشي دارد، خودآگاهي و بخاطر آوردن حقيقتي است كه ريشه در «فطرت» و نهاد آدمي دارد. اگر امروز مسئوليت‌ها و موقعيت هاى انجام وظيفه را فراموش كرده و به «خود» و «دنيا» مشغول مي شويم، روزى خواهد آمد كه از خواب غفلت بيدار شده متذكر تلاشهاى نيك و بد خويش مي گرديم:

فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلْكُبْرَىٰآیهٔ ۳۴، يَوْمَ يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰآیهٔ ۳۵

عظمت آن «ساعت» و ابهام موقعش آنچنان است كه حتي رسول مكرم (ص) را آگاهي بزمان وقوعش نيست:

همينقدر بايد دانست كه لنگرگاه اين كشتي در درياي بيكران حيات بسوي پروردگار است و هشدار پيامبر، در مورد خطرات اين سفر، تنها كسي را فايدت خواهد بخشيد كه از آن بيم داشته باشد:

يستلونك عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَىٰهَاسورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۸۷. فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَىٰهَآآیهٔ ۴۳. إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآآیهٔ ۴۴. إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَىٰهَاآیهٔ ۴۵.


  1. ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰآیهٔ ۱۷... (ٱذْهَبَآ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰسورهٔ طه، آیهٔ ۴۳... (قَالَا رَبَّنَآ إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفْرُطَ عَلَيْنَآ أَوْ أَن يَطْغَىٰسورهٔ طه، آیهٔ ۴۵

فجر (۱) و فرعون ذي الاوتاد. ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَٰدِسورهٔ فجر، آیهٔ ۱۱

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۶ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 6 connected thematic groups.

۱سوگندها و نتایج آنآیات ۱–۵

وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرْقًۭا

سوگند به فرشتگانى كه [از كافران‌] به سختى جان ستانند،

وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشْطًۭا

و به فرشتگانى كه جان [مؤمنان‌] را به آرامى گيرند،

وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبْحًۭا

و به فرشتگانى كه [در درياى بى‌مانند] شناكنان شناورند،

فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبْقًۭا

پس در پيشى گرفتن [در فرمان خدا] سبقت‌گيرنده‌اند،

فَٱلْمُدَبِّرَٰتِ أَمْرًۭا

و كار [بندگان‌] را تدبير مى‌كنند.

۲آغاز دگرگونی عظیم و حالت انسان در صحنه قیامتآیات ۶–۱۴

يَوْمَ تَرْجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ

آن روز كه لرزنده بلرزد،

تَتْبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ

و از پى آن لرزه‌اى [دگر] افتد،

قُلُوبٌۭ يَوْمَئِذٍۢ وَاجِفَةٌ

در آن روز، دلهايى سخت هراسانند.

أَبْصَٰرُهَا خَٰشِعَةٌۭ

ديدگان آنها فرو افتاده.

يَقُولُونَ أَءِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِى ٱلْحَافِرَةِ

گويند: «آيا [باز] ما به [مغاك‌] زمين برمى‌گرديم؟

أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمًۭا نَّخِرَةًۭ

آيا وقتى ما استخوان‌ريزه‌هاى پوسيده شديم [زندگى را از سر مى‌گيريم‌]؟»

قَالُوا۟ تِلْكَ إِذًۭا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌۭ

[و با خود] گويند: «در اين صورت، اين برگشتى زيان‌آور است.»

فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ

و[لى‌] در حقيقت، آن [بازگشت، بسته به‌] يك فرياد است [و بس‌].

فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ

و بناگاه آنان در زمين هموار خواهند بود.

۳داستان موسی و طغیان فرعونآیات ۱۵–۲۶

هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ

آيا سرگذشت موسى بر تو آمد؟

إِذْ نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلْوَادِ ٱلْمُقَدَّسِ طُوًى

آنگاه كه پروردگارش او را در وادى مقدس «طوى» ندا درداد:

ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ

«به سوى فرعون برو كه وى سر برداشته است؛

فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ

و بگو: آيا سر آن دارى كه به پاكيزگى گرايى،

وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ

و تو را به سوى پروردگارت راه نمايم تا پروا بدارى؟»

فَأَرَىٰهُ ٱلْءَايَةَ ٱلْكُبْرَىٰ

پس معجزه بزرگ [خود] را بدو نمود.

فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ

و[لى فرعون‌] تكذيب نمود و عصيان كرد.

ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ

سپس پشت كرد [و] به كوشش برخاست،

فَحَشَرَ فَنَادَىٰ

و گروهى را فراهم آورد [و] ندا درداد،

فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلْأَعْلَىٰ

و گفت: «پروردگار بزرگتر شما منم!»

فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلْءَاخِرَةِ وَٱلْأُولَىٰٓ

و خدا [هم‌] او را به كيفر دنيا و آخرت گرفتار كرد.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةًۭ لِّمَن يَخْشَىٰٓ

در حقيقت، براى هر كس كه [از خدا] بترسد، در اين [ماجرا] عبرتى است.

۴آیات تکوینی در زمین و آسمانآیات ۲۷–۳۳

ءَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُ ۚ بَنَىٰهَا

آيا آفرينش شما دشوارتر است يا آسمانى كه [او] آن را برپا كرده است؟

رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّىٰهَا

سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معين‌] درست كرد،

وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَىٰهَا

و شبش را تيره و روزش را آشكار گردانيد،

وَٱلْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ

و پس از آن، زمين را با غلتانيدن گسترد،

أَخْرَجَ مِنْهَا مَآءَهَا وَمَرْعَىٰهَا

آبش و چراگاهش را از آن بيرون آورد،

وَٱلْجِبَالَ أَرْسَىٰهَا

و كوهها را لنگر آن گردانيد،

مَتَٰعًۭا لَّكُمْ وَلِأَنْعَٰمِكُمْ

[تا وسيله‌] استفاده براى شما و دامهايتان باشد.

۵روز تعیین سرنوشت و تحقق بهشت و جهنمآیات ۳۴–۴۱

فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلْكُبْرَىٰ

پس آنگاه كه آن هنگامه بزرگ دررسد،

يَوْمَ يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ

[آن‌] روز است كه انسان آنچه را كه در پى آن كوشيده است به ياد آورد

وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ

و جهنم براى هر كه بيند آشكار گردد.

فَأَمَّا مَن طَغَىٰ

اما هر كه طغيان كرد،

وَءَاثَرَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا

و زندگى پست دنيا را برگزيد،

فَإِنَّ ٱلْجَحِيمَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ

پس جايگاه او همان آتش است.

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفْسَ عَنِ ٱلْهَوَىٰ

و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد، و نفس خود را از هوس باز داشت...

فَإِنَّ ٱلْجَنَّةَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ

پس جايگاه او همان بهشت است.

۶کنجکاوی معاصرین پیامبر درباره ساعت قیامتآیات ۴۲–۴۶

يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَىٰهَا

در باره رستاخيز از تو مى‌پرسند كه فرارسيدنش چه وقت است؟

فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَىٰهَآ

تو را چه به گفتگو در آن.

إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ

علم آن با پروردگار تو است.

إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَىٰهَا

تو فقط كسى را كه از آن مى‌ترسد هشدار مى‌دهى.

كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوٓا۟ إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَىٰهَا

روزى كه آن را مى‌بينند، گويى كه آنان جز شبى يا روزى درنگ نكرده‌اند.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source