«نور» (۲۴)
مضمون و محتوى
محور اصلی و موضوع اساسی سوره «نور» حریم «خانه و خانواده» میباشد که از زوایا و ابعاد مختلفی به آن پرداخته است. این مطلب به طور مستقیم و آشکار در نیمه اول سوره (۳۲ آیه از ۶۴ آیه) و در آیات بلند آخر آن (۴ آیه ۵۸ تا ۶۱) تبیین گشته است. به طوریکه کلمه «بیوت» در این مجموعه به طور چشمگیری جلب توجه مینماید و تنها در یک آیه (۶۱) که پایان بخش آیات خانواده در این سوره میباشد، ۱۰ بار این واژه تکرار شده است. مسئله «خانواده» به عنوان اولین و ساده ترین کانون اجتماعی، و «خانه» که پایگاه و محل استقرار این کانون میباشد، از جنبههای متعددی مورد نگرش این سوره قرار گرفته است، ازجمله: حفظ و حراست از آن در برابر دزدان ناموس و تیرهای مسموم افک و بهتان، حجاب و رعایت حد و مرز محارم، پوشاندن چشم و حفظ فروج، سختگیری در شهادت به زنا برای حفظ حرمت و آبروی مردم و عدم اشاعه فحشاه، هشدار جدی و مکرر به مؤمنین برای خوش بین بودن به یکدیگر و باورنکردن شایعات و اقاویل بی پایه منافقان، موضوع نکاح زنان بی شوهر، بندگان و کنیزان، رعایت عفت به هنگام تجرد، تنظیم قرارداد کتبی برای آزاد ساختن اسیرانی که در خانوادههای مسلمان تحت تعلیم و تربیت قرار گرفتهاند، خودداری از وادار کردن کنیزان عفیفه به روسپیگری برای کسب منافع دنیائی، بی خبر و بی اجازه وارد خانههای مردم نشدن و...
همچنین در ۴ آیه ۱۰ که اواخر سوره میآید، به ضوابط و مقررات مربوط به «خانه» که
- بهطور کلی در این سوره کلمه «بیوت» با ۴۱ بار تکرار از سایر سورههای قرآن بیشتر به کار رفته است و ازنظر نسبی ۲۰٪ کل این کلمه در قرآن به این سوره اختصاص دارد.
نور (۲۴) / ۲۳
مکان خانواده و پایگاه این هسته اجتماعی میباشد، میپردازد و دستورالعمل هائی در مورد مسائل ذیل صادر مینماید:
اجازه گرفتن اطفال و کنیتان برای ورود به اطاق پدر و مادر در سه هنگام مختلف، اجازه گرفتن همه وقت اطفال بالغ برای ورود به اطاق، جواز کشف حجاب مشروط برای زنان بازنشسته (یائسه)، غذاخوردن فردی یا دسته جمعی در خانه خود یا خانههای خویشان و دوستان، سلام کردن به اهل خانه هنگام ورود به آن و...
در بخش دیگر سوره نیز که به ظاهر موضوع عوض شده و به آیات تکوینی پرداخته و از «نور» و مشکوة و مصباح سخن میگوید، باز هم به خانه و خانواده برمیگردد و «نور» هدایت را در «خانه» هائی سراغ میدهد که نام خدا را یاد میکند و صبح و شب او را تسبیح مینمایند.
فِى بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرْفَعَ…آیهٔ ۳۶ و یذکر …فِيهَا ٱسْمُهُۥ يُسَبِّحُ لَهُۥ فِيهَا بِٱلْغُدُوِّ…آیهٔ ۳۶ والاصال. در آیه بعد اضافه مینماید در چنین خانه و خانواده هائی مردانی هستند (یا تربیت میشوند) که تجارت و بیع آنها را از یاد خدا سرگرم نمیسازد و نماز برپا میدارند و زکوة میدهند و از روز قیامت خوف دارند (رِجَالٌۭ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَٰرَةٌۭ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ ۙ يَخَافُونَ يَوْمًۭا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلْقُلُوبُ وَٱلْأَبْصَٰرُآیهٔ ۳۷)
باز هم در سومین بخش سوره که به نظر غریبه و بی ارتباط با دو بخش فوق (موضوع خانواده و آیات تکوینی) میآید، و موضوع «مردم شناسی» و نفاق و سست ایمانی برخی از مسلمانان مطرح میشود، «رجال» دیگری از مسلمانان معرفی میشوند که گویا به دلیل عدم رشد و تربیت خانوادگی و محرومیت از «انوار» هدایت الهی، برعکس رجال مؤمن که فکر و ذکرشان خدا است و به تجارت و بیع سرگرم و غافل نمیشوند، تمام حواسشان زندگی خود و منافع فردی دنیائی میباشد و در حالیکه اظهار میدارند به خدا و رسول ایمان آورده و مطیع هستند، یکسره پشت میکنند و روی میگردانند (آیات ۴۷-۵۰) و به خاطر وابستگی هایشان به دنیا و منافع آن (همان تجارت و بیع) و اشتغال دائمی فکرشان به این موضوع، وقتی هم که برای یک کار اجتماعی (امر جامع) منافقانه و از روی ناچاری و نمایش و ریا، همراه سایر مسلمانان نزد رسول جمع میشوند، از هر فرصتی استفاده کرده مخفیانه و
- موضوع ورود به خانه، هم در آیات نیمه اول سوره که مربوط به «خانواده» است مطرح شده و هم در آیات آخر سوره که مربوط به مقررات «خانه» میباشد، با این تفاوت که در قسمت اول ورود به خانواده برای کشف زنا و روابط نامشروع یا سردرآوردن از اسرار شخصی میباشد که «به خانواده» مربوط میباشد. اما در قسمت بعد موضوع «سلام» کردن به اهل «خانه» مطرح شده که جنبه دیگری دارد.
بدون اینکه کسی متوجه باشد، با حالت خزیده فرار میکنند و به سوی کار خود میروند (آیات ۶۲ و ۶۳). اگر در بخش آیات تکوینی از رجالی نام میبرد که نماز بریا میدارند و زکوة میدهند (رِجَالٌۭ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَٰرَةٌۭ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ…آیهٔ ۳۷)، در این بخش که از مردان رشد نیافته جامعه مسلمین که رنگ نفاق دارند یاد میکند، باز هم دستور نماز و زکوة میدهد (وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَآیهٔ ۵۶ ۵۶). این انطباق ثابت میکند بخشهای مختلف سوره علیرغم آنکه ظاهری متفاوت داشته تصور میرود مستقل از یکدیگر باشند، پیوندی ظریف و تکمیل کننده دارند. پس به طور خلاصه میتوان گفت سوره نور از سه دسته آیات مستقل ازنظر محتوی و مضمون، به شرح ذیل تشکیل شده که در عین استقلال و ظاهر مختلف و بیگانه ای که بایکدیگر دارند، برخوردار از ارتباط و انسجام دقیق و ظریف و پیوندی تنگاتنگ میباشند:
۱- آیات مربوط به حریم «خانه و خانواده» [آیات ۱-۳۴ (نیمه مقدم سوره)] [آیات ۵۸-۶۱ (۴ آیه اواخر سوره)]
۲- آیات تکوینی (در قالب تمثیل و تشبیه) [آیات ۳۵-۴۶ (۱۱ آیه)]
۳- آیات مردم شناسی و ایمانی [آیات ۴۷-۵۷] [آیات ۶۲-۶۴ (خاتمه و جمع بندی سوره)]
همانطور که ملاحظه میشود، سه دسته آیات فوق در ۵ مقطع مختلف سوره قرار گرفتهاند و دستههای ۱ و ۳ با اینکه هر کدام شامل دو ردیف آیات میباشند به یکدیگر منضم نشده به دلیل سال نزول و مکی و مدنی بودن آن و تفصیل بیشتری که به تدریج حاصل شده، مخلوط شدهاند.
سال نزول
جدول سال نزول سورهها در کتاب «سیر تحول قرآن» (جلد اول جدول ۱۵) که عمدتاً مبنای استفاده ما در این مورد میباشد، این سوره را برحسب سال نزول به ۴ گروه تقسیم کرده که اتفاقاً با تقسیم بندی موضوعی که فوقاً شرح دادیم تا حدود زیادی انطباق پیدا میکند.
۱- آیات ۱-۳۴ موضوع آیات افک (خانواده) سال نزول ۵ هجری
۲- ۳۵ و ۴۶ موضوع تشریحی
۳- ۵۶-۴۷ مردم شناسی ۱۰ بعثت (مکی)
۴- ۶۴-۵۷ ایمانی و تشریحی ۱۰ هجری
نور (۲۴) / ۲۵
سوره با آیات مربوط به حریم خانواده که بیش از نیمی از کل سوره را تشکیل میدهد (و در سال ۵ هجرت نازل شده) شروع میشود. این آیات، آیات تشریحی هستند که با آیه ۳۴ (و لقد انزلتا الیکم آیات مبینات...) ختم میشود. بخش دوم سوره که آیات تکوینی به شمار میرود و از نور و ظلمات و تسبیح عمومی موجودات و باد و باران و شب و روز و خلقت تکاملی موجودات سخن میگوید، با آیه ۶۴ (و لقد انزلتا آیات مبینات...) ختم میشود و این مجموعه به عنوان تفصیل و تبیین مجموعه قبل و نگرش دیگری از زاویه طبیعت، در سال ۱۰ هجرت (۵ سال بعد) نازل شده است.
وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ ءَايَٰتٍۢ مُّبَيِّنَٰتٍۢ وَمَثَلًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوْا۟ مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةًۭ لِّلْمُتَّقِينَ
و قطعاً به سوى شما آياتى روشنگر و خبرى از كسانى كه پيش از شما روزگار به سر بردهاند، و موعظهاى براى اهل تقوا فرود آوردهايم.
أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ قَدْ يَعْلَمُ مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا۟ ۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۢ
هشدار كه آنچه در آسمانها و زمين است از آنِ خداست. به يقين آنچه را كه بر آنيد مىداند، و روزى كه به سوى او بازگردانيده مىشوند آنان را [از حقيقت] آنچه انجام دادهاند خبر مىدهد، و خدا به هر چيزى داناست.
سومین گروه سوره که به آیات مردم شناسی تعلق دارد، در سال دهم بعثت در مکه نازل شده است و آثار و عوارض سستی و سطحی بودن ایمان را که در ارتباط با تربیتهای خانوادگی نیز قرار دارد، نشان میدهد. این گروه آیات گرچه مقدم بر سایر آیات سوره نازل شده، اما در نیمه دوم آن قرار گرفته است.
در چهارمین گروه (ازنظر سال نزول) مجدداً به آیاتی در زمینه خانواده و مردم شناسی برخورد میکنیم که باز هم ارتباط تربیت خانوادگی را با عملکرد افراد در جامعه نشان میدهد. این سری آیات نیز به طور تفصیلی و به عنوان خلاصه و جمعبندی سوره در سال ۱۰ هجرت (آخرین سال) نازل شده است.
تقسیمات سوره
سوره «نور» تنها «سورهای» است که مشخصاً در قرآن «سوره» نامیده شده¹ و اولین کلمه در اولین آیه آن «سوره» میباشد.
سوره انزلتاها و فرضناها و انزلتا فیها آیات بینات لعلکم تذکرون. معنای لغوی «سُور» حصار و دایره محدود کننده میباشد. به همین دلیل دیوار بلند دور شهر را سُور مینامند² و دستبند و حلقه دست را که زیستی دائره شکل است سوار (جمع آن آساور و آسُورۃ) میخوانند. و به همین ترتیب مجموعه مطالب و بیاناتی که پیرامون
- البته به مجموعه آیات دیگری که موضوع واحد دارند، در قرآن سوره گفته شده است. اما این مجموعهها الزاماً
مشمول تقسیم بندیهای فعلی قرآن که سوره نامیده شده و در ۱۱۴ ترکیب آمده است نمیباشد. با این بیان میتوان گفت هر «سوره» در شکل فعلی قرآن، از سورههای متعددی (به معنای وحدت موضوعی) تشکیل شده است.
- آیه ۱۳ سوره رعد (…فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍۢ لَّهُۥ بَابٌۢ…سورهٔ حدید، آیهٔ ۱۳... میان آنها حصاری زده شود که آن را دروازهای است...) بر این
معنا دلالت میکند
یک موضوع بوده و یک حقیقت را از زوایای مختلف بررسی میکند در اصطلاح قرآن «سوره» میگویند. کتاب نازل شده بر رسول اکرم از ۱۱۴ سوره تحت عناوین و اسامی مختلفی تشکیل شده است که برخی از آنها خود مجموعه ای از سورههای کوچک تر (به معنای قسمتهای هم آهنگ و هم سیاق) میباشد. به طوری که هر سوره را میتوان دائره ای فرض کرد که در آن دوائر کوچکتری رسم شده است و میان آنها با دائره اصلی ارتباط و انسجام دقیقی وجود دارد.¹
درست است که تقسمات ۱۱۴ گانه قرآن را سوره مینامیم، اما خود قرآن تنها مجموعه آیاتى را که «نور» نامیده شده، مشخصاً و به صراحت «سوره» نامیده است. شاید این تأکید و تصریح به دلیل هماهنگی و ارتباط واضح و آشکار بخشهای مختلف سوره «نور» باشد. یا علامت و نشانه ای که آیات به ظاهر بیگانه و مستقل آن را در رابطه با یک محور و موضوع معنا و تفسیر نمائیم. و یا وحدت نور در برابر کثرت ظلمات و یا... (الله اعلم). قدر مسلم این است که در کمتر سوره ای چنین وحدت و هماهنگی مشاهده میکنیم.
به نظر میرسد دائره اصلی این مجموعه که نام «سوره» بر آن تعلق گرفته، موضوع حریم «خانه و خانواده» باشد. اما دوائر فرعی دیگری به عنوان سورههای کوچکتر (یا بخشها و تقسمات داخلی) آن وجود دارد که در عین ارتباط محوری با موضوع اصلی سوره، وحدت و استقلال فردی نیز دارند. شناخت این سورههای کوچکتر، که بخشها و تقسیمات سوره اصلی را تشکیل میدهند، از یک طرف به فهم کل سوره کمک میکند، از طرف دیگر در رابطه با محور اصلی سوره، موقعیت و موضع بخشهای فرعی، که در ظاهر بریده و بیگانه از بقیه آیات به نظر میرسند، تبیین میگردد. بنابر این مفید به نظر میرسد اگر با چنین تفکیک و تجزیه تحلیلی به تدبر در سوره بپردازیم.
همانطور که گفته شد، این سوره از ۵ دسته آیات در ۳ موضوع مختلف: ۱- (آیات تشریعی درباره حریم خانه و خانواده). ۲- (آیات تکوینی درباره نور و ظلمات و...) ۳- (مردم شناسی) تشکیل شده است که به ترتیب دستههای پنجگانه را شرح میدهیم:
- در برخی از سورهها به آیاتى که پیرامون یک موضوع نازل شده «سوره» گفته شده است. مثل: توبه آیات ۶۴-۸۶-۱۲۴ و ۱۲۷ در رابطه با منافقین (یحذر المنافقون …أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌۭ…سورهٔ توبه، آیهٔ ۶۴... و اذا انزلت سوره...) و همچنین سوره محمد آیه ۲۰ در شأن همین گروه (و يقول الذین آمنوا لولا نزلت سوره فاذا انزلت سوره محكم و ذکر فيه القتال …رَأَيْتَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم…سورهٔ محمد، آیهٔ ۲۰ مرضین نظرون الیک...
نور (۲۴) / ۲۷
۱- آیات ۱-۳۴ «حریم خانواده»
این بخش که کمی بیش از نصف سوره را تشکیل میدهد، با آیه: «سوره انزلناها و فرضناها و انزلنا فیها ایات بینات لعلکم تذکرون» آغاز شده و با آیه ۳۴ (و لقد انزلنا الیکم آیات مبینات... و موعظة للمتقین) ختم میشود. همانطور که ملاحظه میشود. در آغاز و ختم این بخش از «نزول آیات بینات» سخن میگوید. این آیات بینات که جنبه تشریعی دارد، در خلال ۳۴ آیه این بخش تبیین میگردد تا مؤمنین «متذکر» گردند و «تقوی» پیشه گیرند. علاوه بر آن، در وسط این بخش نیز مجدداً از تبیین آیات (تشریعی) سخن میگوید:
وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ ءَايَٰتٍۢ مُّبَيِّنَٰتٍۢ وَمَثَلًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوْا۟ مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةًۭ لِّلْمُتَّقِينَ
و قطعاً به سوى شما آياتى روشنگر و خبرى از كسانى كه پيش از شما روزگار به سر بردهاند، و موعظهاى براى اهل تقوا فرود آوردهايم.
آیه ۱۸ (وَيُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْءَايَٰتِ ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌآیهٔ ۱۸).
وَيُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْءَايَٰتِ ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
و خدا براى شما آيات [خود] را بيان مىكند، و خدا داناى سنجيدهكار است.
این آیات تشریعی شامل ۲۰ بند اصلی به قرار ذیل میباشد که البته فروغ و نتیجه گیری هائی بر آن مترتب میگردد:
۱-۱- حد تازیانه برای زن و مرد زناکار (هریک یکصد ضربه شلاق).
۱-۲- حاکم نساختن احساسات و عواطف در دین (قانون) خدا و اجرای احكام او.
۱-۳- حضور مؤمنین در صحنه اجرای حکم و مشاهده آن (برای عبرت).
۱-۴- زن و مرد زناکار جز با مانند خود یا مشرک ازدواج نمیکنند (یا نباید بکنند) و تحریم ازدواج مؤمنین با آنها.
۱-۵- حد تازیانه برای کسانی که به زنان پاکدامن بدون آنکه ۴ شاهد داشته باشند، بهتان میزند (۸۰ ضربه)
۱-۶- نپذیرفتن همیشگی شهادت این فاسقین (قانون شکنان) مگر اینکه توبه کنند و اصلاح (جبران اتهام) نمایند.
۱-۷- روشن کردن تکلیف مردانی که به زنان خود نسبت بد میدهند و جز خودشان شاهد دیگری ندارند.
۱-۷-۱- مرد چهار بار باید به خدا سوگند بخورد که راست میگوید.
۱-۷-۲- پنجمین بار باید بر خود لعنت خدا را قرار دهد اگر دروغگو باشد.
۱-۷-۳- زن نیز با ۴ بار شهادت بر اینکه شوهر دروغگو است حد تازیانه را از خود دفع مینماید.
۱-۷-۴- پنجمین بار غضب خدا را بر خود قرار میدهد اگر مرد راستگو باشد.
۱-۸- کسانی که (به زنان پارسا) تهمت میزنند گروهی مرتبط باهم و متشکل هستند (از روی اغراض سیاسی به چنین شیوه هائی متوسل میشوند) فکر نکنید این کار (اجرای ضوابط و حدود تعزیرات تا افشای تهمت زنندگان) برای جامعه
مضر است، بلکه مفید است (به دلیل تنبیه آنها و ممانعت از تکرار یا شناخته شدن آنها برای مردم) و هر کدام از این منافقین به تناسب سهمی که در اشاعه این تهمت داشته مجرم شناخته میشود و عامل اصلی مشمول عذاب عظیمی خواهد شد.
۹-۱ مردان و زنان مؤمن وظیفه دارند در برخورد با چنین شایعاتی به یکدیگر حسن ظن داشته و موضوع را تهمت آشکار تلقی نمایند.
۱۰-۱ مردان و زنان مؤمن وظیفه دارند تهمتی را که ۴ شاهد بر آن آورده نمیشود دروغ تلقی نمایند.
۱۱-۱ مؤمنین نباید از گامهای شیطان پیروی کنند که شیطان همواره انسان را به فحشاء و منکر فرمان میدهد. خداوند آن را که بخواهد (با عدل و احسان) تزکیه میکند.
۱۲-۱ توانگران نباید انفاق و دستگیری خود را به کسانی که مرتکب چنین خطاهائی شدهاند قطع کنند (انفاق بیشتر برای تزکیه نفس است و جنبه فردی آن مهم تر از جنبه اجتماعی آنست)
۱۳-۱ مؤمنین حق ندارند در غیر خانههای خود بدون آشنائی و سلام وارد شوند (احتمالاً در ارتباط با کنجکاوی و کشف انحرافات)
۱۴- اگر کسی در خانه نبود حق ورود ندارند تا اجازه یابند و اگر اجازه نیافتند باید برگردند.
۱۵- گناهی برای ورود بی اجازه در اماکن عمومی که منافعی در آن است (مثل بازارها، مساجد، حمامها و غیره) نمیباشد.
۱۶- مردان مؤمن باید چشم خود را فروپوشند و عورت خود را حفظ نمایند.
۱۷- زنان مؤمنه و زینت خود را جز آنچه هویدا است آشکار نسازند و مقنعههای خود را بر گریبان بیندازند و زینت خود را جز بر محارم ۱۲ گانه ای که استثناء شده آشکار نسازند.
۱۸- مسلمانان باید در جامعه خویش زنان بی همسر و برده و کنیزان شایسته را هرچند فقیر و مستمند باشند، به نکاح درآورند.
۱۹- کسانی که در شرایط فعلی خود امکان ازدواج ندارند باید عفت پیشه سازند تا خداوند آنها را بینیاز ساخته امکان چنین امری را برایشان مهیا سازد.
۲۰- اسرائی که در خانوادههای مسلمان تحت سرپرستی و تربیت قرار دارند، اگر خواستار انعقاد پیمانی برای آزادی خود (در ازاء خدمت و کار و فعالیت)
نور (۲۴) / ۲۹
رسیده و رهاشدن در جامعه به مصلحت خودشان و مردم میباشد) باید چنین پیمانی منعقد سازند و حتی از مال خدا (بیت المال عمومی مسلمین) به آنها بدهند (به عنوان سرمایه کار یا خرج سفر و بازگشت به شهر و دیار خود).
۱-۲۱- هیچ مسلمانی حق ندارد با زن اسیری (فتیاه) که در خانه خود تحت سرپرستی و تربیت دارد، علیرغم میل و اراده او، اگر قصد تحصّن (خویشتن داری) داشته باشد، به اکراه و اجبار به شیوه روسپیگرانه برای کسب درآمد رفتار نماید. اگر چنین کند زنی که مورد تجاوز قرار گرفته نزد خداوند غفور و رحیم گناهکار شمرده نمیشود.
در آیات این بخش که ۲۰ حکم تشریعی از آن استخراج نمودیم (ممکن است بیش از این باشد) نکات ظریف و دقیقی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
- الف - در متن این احكام و در مقاطع مختلف آن ۳ بار مسلمانان سست عنصر را مورد انتقاد قرار میدهد و ۳ بار فضل و رحمت خدا را بر آنها، علیرغم این بی توجهیها، خاطرنشان میسازد. نکته قابل توجه اینکه تمامی این موارد که در یک مجموعه ۱۰ آیه ای قرار دارد، با جمله «ولو لا...» شروع میشود.
آیه ۱۰ …وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ…سورهٔ نساء، آیهٔ ۸۳ و رحمته و …وَأَنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌآیهٔ ۱۰. …فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِى مَآ أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌآیهٔ ۱۴ …وَأَنَّ ٱللَّهَ رَءُوفٌۭ رَّحِيمٌۭآیهٔ ۲۰. لَّوْلَآ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ ٱلْمُؤْمِنُونَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًۭا وَقَالُوا۟ هَٰذَآ إِفْكٌۭ مُّبِينٌۭآیهٔ ۱۲ لَّوْلَا جَآءُو عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ ۚ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا۟ بِٱلشُّهَدَآءِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ عِندَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلْكَٰذِبُونَآیهٔ ۱۳ وَلَوْلَآ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَٰنَكَ هَٰذَا بُهْتَٰنٌ عَظِيمٌۭآیهٔ ۱۶ باید توجه داشت مطالبی که بعد از عبارت «وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُۥ…آیهٔ ۲۰» در ۳ آیه نخست آمده است، در رابطه با انتقاد وارد شده به مسلمانان و ۳ آیه بعدی میباشد.
- در این بخش ۵ بار کلمه عذاب در آیات ۱-۱۱-۱۴-۱۹-۲۳ در رابطه با انحرافات اخلاقي مسلمانان آمده است که ۳ بار آن با صفت عظیم و یک بار با الیم ترکیب شده.
- در این بخش ۴ بار کلمه «تزکیه» به کار رفته است که در رابطه با سیاق آیات جالب توجه میباشد مثل:
آیه ۲۱-... …وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ…سورهٔ نساء، آیهٔ ۸۳ و رحمته …مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًۭا…آیهٔ ۲۱ و لکن الله یزگی من یشاء و الله سمیع علیم.
- ۲۷- يا ايها الذين آمنوا …لَا تَدْخُلُوا۟ بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ…آیهٔ ۲۷... …هُوَ أَزْكَىٰ لَكُمْ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ…آیهٔ ۲۸
عليم.
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا۟ مِنْ أَبْصَٰرِهِمْ وَيَحْفَظُوا۟ فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرٌۢ…آیهٔ ۳۰ بما يصنعون.
- آیه ۲۱ (…يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ ۚ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ فَإِنَّهُۥ…آیهٔ ۲۱)النور · آیه ۲۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ ۚ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ فَإِنَّهُۥ يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنكَرِ ۚ وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُۥ مَا زَكَىٰ مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًۭا وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُزَكِّى مَن يَشَآءُ ۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، پاى از پى گامهاى شيطان منهيد، و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد [بداند كه] او به زشتكارى و ناپسند وامىدارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هيچ كس از شما پاك نمىشد، ولى [اين] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مىگرداند و خدا[ست كه] شنواى داناست.
…يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنكَرِ…آیهٔ ۲۱...) را میتوان با آیه ۹۰ سوره نحل و آیه ۲۵ سوره عنكبوت مقایسه کرد و تقابل عدل و احسان را با فحشاء و منكر دریافت کرد. خدا به عدل و احسان امر میکند و نماز انسان را به این راه سوق میدهد، اما شيطان خلاف آن عمل میکند.
۲- آیات ۳۵- ۳۱ (۱۲ آیه) آیات تکوینی
دومین بخش سوره نور که به دنبال آیات تشریعی در مورد «حريم خانه و خانواده» قرار گرفته است از آیات تکوینی سخن میگوید، در یک نگاه سطحی به نظر میرسد این سری آیات مستقل از آیات قبل و بی ارتباط با آن باشد. ولی واقعیت این است که هر دو بخش از یک حقيقت سخن میگوید. با این تفاوت که بخش اول از آیات تشریعی و بخش دوم از آیات تکوینی برای اثبات موضوعی واحد نشانه میآورد. همانطور که قبلاً گفته شد، در ابتدا و انتهای بخش نخست از نزول آیات یاد میکرد (آیه ۱- و انزلنا فيها آیات مبینات لعلكم تذکرون - آیه ۳۴- وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ ءَايَٰتٍۢ مُّبَيِّنَٰتٍۢ…آیهٔ ۳۴...) و سياق آيات بخش فوق الذكر نشان داد که منظور از آیات، آیات تشریعی هستند. اينك در بخش دوم ملاحظه میكنيم كه ۱۲ آیه آن درست در میان دو آیه ای قرار گرفتهاند كه باز هم از نزول آیات مبین سخن میگوید (آیه ۳۴- وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ ءَايَٰتٍۢ مُّبَيِّنَٰتٍۢ…آیهٔ ۳۴... آیه ۳۷- لقد انزلنا آيات مبينات و الله...) كه در اينجا به نظر میرسد منظور آیات تکوینی باشد (به آیه ۳۷ توجه شود كه كلمه «اليكم» حذف شده و شمول و عمومیت آیات را نشان میدهد).
رِجَالٌۭ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَٰرَةٌۭ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَإِقَامِ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءِ ٱلزَّكَوٰةِ ۙ يَخَافُونَ يَوْمًۭا تَتَقَلَّبُ فِيهِ ٱلْقُلُوبُ وَٱلْأَبْصَٰرُ
مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، به خود مشغول نمىدارد، و از روزى كه دلها و ديدهها در آن زيرورو مىشود مىهراسند.
مهمترین آیات این بخش همان ۴ آیه (۳۵ تا ۳۸) مربوط به «نور» میباشد که با تمثیلی بسیار زیبا و لطیف خداوند را نور آسمانها و زمین نامیده است. آنچنانکه همه اشیاء عالم از طريق نور بروز و ظهور یافته و در معرض مشاهده و رؤيت قرار گرفتهاند، بروز و ظهور اجزاء آسمانها و زمین و همه موجودات عالم، که در حقيقت همان وجود آنها در صحنه هستی و خلقت و حیات آنها میباشد، به مشیت الهی انجام یافته است، همچنانکه در فقدان نور و در دل ظلمات هیچ چیز تجلی و تظاهر نمیکند، اگر مشیت الهی بر خلق عالم تعلق نمیگرفت، هیچ چیز حیات نمییافت.
نور (۲۴) / ۳۱
در این ۴ آیه ۲ بار به تمثیلی بودن تشبیه خداوند به نور آسمانها و زمین اشاره میکند تا کسی گمان نبرد که واقعاً خدا از جنس نور است! (آیه ۳۴... مَثَل نوره کمشکوه... و …وَيَضْرِبُ ٱللَّهُ ٱلْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ…سورهٔ ابراهیم، آیهٔ ۲۵...). با آیه ۳۶ و ۳۷ (فِى بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرْفَعَ…آیهٔ ۳۶... رِجَالٌۭ لَّا تُلْهِيهِمْ…آیهٔ ۳۷ تجاره ولا بیع...) این تمثیل کامل میشود و نشان میدهد منظور از نوری که در خانههای چنین مردانی میتابد همان نور هدایت و ایمان است. در ضمن این دو آیه، این سری آیات را به آیات بخش اول پیوند میدهد و اجرای آیات تشریعی بخش قبل در مورد حریم خانه و خانواده را مشروط به جذب نور هدایت در چنین بیوتی مینماید. در دو مثال دیگر که به دنبال آیات نور میآید، به نتیجه عملکرد کافران (ناسپاسان نسبت به نور) میپردازد. در اولی حاصل تلاشهای دنیائی آنها را به سراب که محصول تابش نور به صحرا است، تشبیه مینماید که جلوه ای از آب است ولی واقعیت ندارد. این نوعی گمراهی است که شخص به گمان خودش آن را هدایت تصور میکند. و در دومی موضع و موقعيت آنها را با تاریکیهای دریائی زرف که امواج بلند و متعدد با ابر تیره آنها را فراگرفته، مقایسه میکند و نتیجه این تمثیل را در عالم واقعیت چنین بیان میدارد که: «و من …لَّمْ يَجْعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورًۭا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍآیهٔ ۴۰» کسی را که خدا نوری قرار نداده نوری برای او نیست. تفاوت این نوع گمراهی با گمراهی قبلی در شدت آن و تصور شخص گمراه از عمل خود میباشد. در اولی اوهام و تصورات باطل حق جلوه نموده و در دومی شخص گمراه غرق گمراهیهای خویش گشته است. پس از بیان آیات نور و تاریکی (۶ آیه)، اندیشه را متوجه آیات تکوینی دیگری در طبیعت مینماید. در ۶ آیه بعد نشانههای دیگری ارائه میدهد: ۱- تسبیح عمومی موجودات عالم و آگاهی آنها به صلاه و تسبیح خود و آگاهی دقیق خدا از اعمال آنها (أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱلطَّيْرُ صَٰٓفَّٰتٍۢ ۖ كُلٌّۭ قَدْ عَلِمَ…آیهٔ ۴۱ …صَلَاتَهُۥ وَتَسْبِيحَهُۥ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِمَا يَفْعَلُونَآیهٔ ۴۱). از این آیه چنین نتیجه گیری مینماید که چون همه موجودات عالم تسبیح گوی پروردگار هستند و به صلاه و تسبیح خود هم علم و آگاهی دارند، پس مُلک آسمانها و زمین از آن خدا است و کمال همه پدیدهها به سوی او است (و الله …مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِيرُآیهٔ ۴۲) آیه ۴۲ ۲- نقش باد به عنوان عامل تحرک و تألیف و ترکیب ابر که همه این مراحل و مقدمات
برای نزول بارانی است که به صورت مایع یا جامد (برگ و تگرگ) به زمین نازل میشود.¹ أَلَمْ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُزْجِى سَحَابًۭا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُۥ ثُمَّ يَجْعَلُهُۥ رُكَامًۭا فَتَرَى ٱلْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَٰلِهِۦ…آیهٔ ۴۳ آنگاه از این آیه تکوینی چنین نتیجه گیری مینماید که در تداوم و تقلب شب و روز (پشت سرهم آمدن آن) که موجب پیدایش اختلاف درجه حرارت و در نتیجه ایجاد جریان باد و طوفان میشود (و باد خود مقدمه ریزش باران و باران مقدمه حیات است) آیاتی برای عبرت اهل بصیرت میباشد.²
يُقَلِّبُ ٱللَّهُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةًۭ لِّأُو۟لِى ٱلْأَبْصَٰرِآیهٔ ۴۴
۳- خلقت عمومی موجودات، سومین آیه ای است که در این بخش تذکر داده میشود. پس از جریان یافتن بادها و تشکیل ابرها و ریزش باران و برف که در آیه قبل تشریح گردید، این مقدمات موجب پیدایش آب در سطح زمین و رشد و نمو گیاهان و خلقت انواع جانوران میگردد که در رشد تکاملی خود از خزندگان (سوسمارها، مارها) تا دو پایان (دایناسورها) و چهار پایان (انواع پستانداران) تنوع یافتهاند. وَٱللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَآبَّةٍۢ مِّن مَّآءٍۢ…آیهٔ ۴۵ …فَمِنْهُم مَّن يَمْشِى عَلَىٰ بَطْنِهِۦ…آیهٔ ۴۵ و منهم …مَّن يَمْشِى عَلَىٰ رِجْلَيْنِ…آیهٔ ۴۵ و …وَمِنْهُم مَّن يَمْشِى عَلَىٰٓ أَرْبَعٍۢ…آیهٔ ۴۵ نتیجه ای که از چنین آیه ایتی میگیرد، قدرت خدا و مشیت او بر استمرار خلقت است: …يَخْلُقُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭآیهٔ ۴۵ به این ترتیب در سه آیه ای که در این بخش توضیح داده شد، بر سه اصل ۱: - علم و ملک خدا، ۲ - تدبیر خدا، ۳ - خلقت و قدرت خدا، اشاره شده است. نکته جالب اینکه در پایان این بخش همانند بخش قبلی بر روشن بودن این آیات (تکوینی) تأکید میکند (همانطور که در ابتدای بخش - آیه ۳۴ - بر این امر تأکید نمود). لقد انزلنا آیات مبینات و …ٱللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ…سورهٔ قصص، آیهٔ ۵۶ الی صراط مستقیم.
وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ ءَايَٰتٍۢ مُّبَيِّنَٰتٍۢ وَمَثَلًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ خَلَوْا۟ مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةًۭ لِّلْمُتَّقِينَ
و قطعاً به سوى شما آياتى روشنگر و خبرى از كسانى كه پيش از شما روزگار به سر بردهاند، و موعظهاى براى اهل تقوا فرود آوردهايم.
۳- آیات ۴۷-۵۷ (۱۱ آیه) مردم شناسی
در این بخش بدون اینکه کلمه «نفاق» را به کار برده باشد، از خصوصیتی این چنین در میان مسلمانان یاد میکند، کسانی که ادعای ایمان به خدا و رسول و اطاعت از رهبری
- در مورد این آیه توضیحات علمی و ارزنده ای در کتاب «باد و باران در قرآن» آمده است.
- جالب اینکه در انتهای آیه ۴۴ میفرماید: «…يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِۦ يَذْهَبُ بِٱلْأَبْصَٰرِآیهٔ ۴۳» و در آیه بعد با اشاره مجدد به ابصار
میفرماید: …إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةًۭ لِّأُو۟لِى ٱلْأَبْصَٰرِآیهٔ ۴۴. یعنی چشمی که نور خیره کننده برق آسمان را میبیند باید عبرت بگیرد و بصیرت پیدا کند.
میکنند، در حالیکه عملاً پایبند «حرف» خود نیستند و حاضر نمیشوند به حکم رسول اگر خلاف امیال و هواهای آنها باشد، گردن نهند اما اگر مطمئن باشند حق به طرف آنها بوده و رسول به نفعشان حکم خواهد کرد سرسپرده خواهند شد. قرآن این دسته را که مرضی در دلشان ریشه دوانده یا شک دارند و یا میترسند خدا و رسول حق آنها را پایمال کند، «ظالم» (به نفس خود و به دیگران) نامیده است. گویا تشریح ویژگیهای چنین گروهی درمیان مسلمانان، به خصوص پس از بیان حریم خانه و خانواده (در آیات ۱ تا ۳۴) و آیات عظیم الشأن نور، که تابش هدایتی آن را در «بیوتی» معرفی کرده که در آن نام خدا ذکر میشود (فِى بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرْفَعَ…آیهٔ ۳۶ و یذکر فیها اسمه... رِجَالٌۭ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَٰرَةٌۭ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ…آیهٔ ۳۷) به خاطر بیان آثار فقدان نور در برخی خانوادههای مسلمان است که ضایعات تربیتی آن چنین عوارض سوئی در شکل اجتماعی به بار میآورد. به این ترتیب این بخش با دو بخش سابق مربوط بوده یک حقیقت را بیان میکند. در سری آیات فوق ۸ بار مشتقات کلمه «اطاعت» به کار رفته که از این جهت در قرآن بی نظیر یا کم نظیر میباشد. پس از ذکر سست ایمانی این دسته از مؤمنین، در آیات ۵۰ و ۵۱ نشانههای معکوسی در جهت مثبت از مؤمنین واقعی ارائه میدهد و پس از آن مجدداً به مصادیقی از عملکرد سوء منافقین به هنگام بسیج و خروج برای مأموریت جنگی میپردازد که در عین نافرمانی و عصیان قسمهای شداد و غلاظی هم برای اثبات مراتب اطاعت و فرمانبری خود میخورند. علیرغم این شیوههای منافقانه، از آنجایی که انسان مختار و آزاد است و هرکسی بار عمل خود را (چه خوب و چه بد) به دوش میکشد، خداوند سرنوشتشان را به دست خودشان میسپارد و اعلام میدارد رسول وظیفه ای جز ابلاغ آشکار ندارد! (اکراه و اجباری در کار نیست)... …فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا۟ ۚ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ…آیهٔ ۵۴ الا البلاغ المبین. سه آیه بعد خطاب به مؤمنین واقعی است و پیروزی و رستگاری نهایی آنها را مشروط بر آنکه ناخالصی شرک و کفران نعمت از صراط مستقیم دورشان نکند، رقم میزند. گویا بیان این پیش بینی به دنبال تشریح عملکرد منافقین و روگردانی و پشت کردن آنها به حقایق قرآنی، نوعی دلگرمی و تقویت روحیه باشد که مطمئن گردند سرانجام حق پیروز میشود و آنها جانشینان کافرین در زمین شده امکان دینداری مییابند و ترسشان به امنیت تبدیل خواهد شد
(وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ…آیهٔ ۵۵ …لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ كَمَا ٱسْتَخْلَفَ…آیهٔ ۵۵ …ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ ٱلَّذِى ٱرْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّنۢ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًۭا…آیهٔ ۵۵ …يَعْبُدُونَنِى لَا يُشْرِكُونَ بِى شَيْـًۭٔا ۚ وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَآیهٔ ۵۵
دو شرط: عدم شرك و عدم كفران جنبه سلبي و نفي و نهى داشته، ازجهت مثبت و در جنبه ايجابي هم مسلمانان وظيفه دارند پايبد سه وظيفه: صلوة، زكوة و اطاعت از رسول (ولايت) باشند (وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَآیهٔ ۵۶) و اگر چنين نشدند، يعني از شرك و كفر دورى كردند و به صلوة و زكوة و اطاعت از رسول (ولايت) ملزم گشتند میتوانند مطمئن باشند كفار هرگز قادر نخواهند بود آنها را به عجز و ناتواني بكشانند. به اين ترتيب اين سرى آيات با آيه ۵۷ كه چنين اطميناني را القاء میكند ختم میشود: لَا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مُعْجِزِينَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ وَمَأْوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ ۖ وَلَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُآیهٔ ۵۷.
۴- آيات ۵۸ تا ۶۱ (حريم خانه)
در اين بخش بازگشتی به بخش اول سوره مینمايد. با اين تفاوت كه در اين قسمت بيشتر احكامي درباره «خانه» صادر میشود تا «خانواده»، گرچه هردو موضوع به يك هدف منتهی میشود، درضمن اين ۴ آيه ۵ سال بعد از ۳۴ آيه بخش نخست، يعني در سال ۱۰ هجری نازل شده است كه تكميل كننده آيات حريم خانواده میباشد. در اين ۴ آيه ۴ حكم به شرح ذيل صادر میشود:
۱- اشخاص نامحرمی كه (به عنوان كنيز يا غلام) در خانه هستند، يا اطفال نابالغ، حتماً بايد در سه وقت مشخص (كه نامبرده شده) براى ورود به اطاق سرپرست خانواده (پدر و مادر) اجازه بگيرند.
۲- اطفال بالغ بايد همچون ديگران اجازه بگيرند.
۳- بر زنان بازنشسته (يائسه) كه ديگر اميدى به ازدواج ندارند گناهي نيست كه پوشش خود را بردارند، مشروط بر اينكه قصد خودنمائي و زينت آرائي نداشته باشند، البته اگر تمايل به عفت داشته باشند به نفع خود ايشان است.
۴- غذاخوردن فردی يا دسته جمعی افراد عليل يا سالم در خانههای خود و خانههای اقوام و دوستان و... (كه محدوده آن در آيه مشخص شده) اشكالي ندارد، پس هنگام داخل شدن در خانهها بايد بر اهل آن، كه همه يك نفس را تشكيل میدهند، سلام كرد. در آيات چهارگانه فوق چند نكته مهم جلب توجه میكند: اولاً سه بار عبارت «…كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْءَايَٰتِ…آیهٔ ۶۱» در انتهای آيات ۵۸ و ۵۹ و ۶۱ تكرار شده كه اهميت اين آيات تشريعي را كه
خداوند برای هدایت خانوادهها «تبیین» فرموده نشان میدهد. ثانیاً در آیه ۶۱ که آخرین آیه این بخش و در ضمن آخرین آیه مربوط به مسائل خانه و خانواده در سوره نور میباشد، ۱۰ بار کلمه «بیوت» تکرار شده است، گویا همانطور که عدد ۱۰، تمام محسوب میشود، در این آیه با ذکر جزئیات، ضوابط و مقررات خانه و خانواده تمام شده و خداوند نعمت هدایت خود را به اتمام رسانده است.
در ضمن آیه ۶۱ قابل مقایسه با آیه ۳۱ میباشد که هر دو آیه طولانی ترین آیات این سوره بوده و به طور کاملاً مشخصی از بقیه آیات بلندتر میباشند. هر دو آیه طبقاتی از خویشان نسبی را ذکر میکند که آشکارکردن زینت یا غذا خوردن در خانههای آنها مانعی ندارد.
۵- آیات ۶۲ تا ۶۴ (جمع بندی).
سه آیه آخر سوره به نظر میرسد مطالب آن را جمع بندی و نتیجه گیری مینماید. در آیه اول مؤمنین واقعی را که رشد یافته در همان «بیوت» نور هستند. با تأکید و انحصار «انما» معرفی نموده مراتب ایمانشان را به خدا و رسول و اطاعتشان را در مسئولیتهای اجتماعی نشان میدهد (إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَإِذَا كَانُوا۟ مَعَهُۥ عَلَىٰٓ أَمْرٍۢ جَامِعٍۢ لَّمْ يَذْهَبُوا۟ حَتَّىٰ يَسْتَـْٔذِنُوهُ ۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ…آیهٔ ۶۲).
در آیه دوم به سست ایمان هائی که نافرمانی و مخالفت با رسول میکنند میپردازد و سهل انگاری و راحت طلبی آنها را به باد هشدار و تهدید میگیرد و علم خدا را بر شانه خالی کردنشان یادآور میشود.
لَّا تَجْعَلُوا۟ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَآءِ بَعْضِكُم بَعْضًۭا ۚ قَدْ يَعْلَمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًۭا ۚ فَلْيَحْذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌآیهٔ ۶۳
در آخرین آیه این سوره، بر مالکیت خدا بر آسمانها و زمین و علم او بر اعمال انسانها تأکید میکند و با یادآوری رجعت به سوی خدا که روز حساب و جزا محسوب میشود، انسان را نسبت به آگاهی دقیق خداوند بر جزئیات اعمال واقف میسازد:
أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ قَدْ يَعْلَمُ مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا۟ ۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۢآیهٔ ۶۴
لحن و آهنگ انتهائی آیات
سوره نور دارای ۶۴ آیه است که ۳۲ آیه (نصف) آن با حرف «ن» که اشاره به عملکرد و
توصیف انسان است¹ ختم میشود و بقیه آیات سوره ۲۲ بار با «م»، ۷ بار با «ر»، ۲ بار با «ب» و یکبار با «ل» ختم میشوند. این موارد خارج از عملکرد انسان میباشد.²
تقسیم سوره به دو بخش مساوی (که نمونههای دیگری در برخی سورهها دارد) به نظر میرسد بی دلیل و اتفاقی نباشد (الله اعلم).
نامهای نیکوی الهی
در این سوره نام جلاله «الله» ۸۰ بار تکرار شده که رقم بسیار بالائی است و تکیه سوره را بر «الوهیت» نشان میدهد. شگفت اینکه حتی یکبار هم نام «رب» (به صورت مستقل یا با ضمائر) در این سوره به کار نرفته است. به نظر میرسد این موضوع در سورههای بلند قرآن (تا اینجا که مطالعه کرده ایم) بی نظیر باشد. نامهای دیگری که در سوره به کار رفته به نسبت تعداد کاربرد آن عبارتند از:
| ۱- علیم ۱۰ بار | ۲- رحیم ۵ بار |
|---|---|
| ۳- غفور ۴ بار | ۴- حکیم ۴ بار |
| ۵- خبیر ۲ بار | ۶- سمیع ۲ بار |
| ۷- قدیر ۱ بار | ۸- تواب ۱ بار |
| ۹- رؤف ۱ بار | ۱۰- واسع ۱ بار |
که در آیات ذیل به کار رفتهاند:
| آیات ۵ و ۲۲ و ۳۳ و ۶۲ (…فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۹۲) | آیه ۱۰ (…وَأَنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌآیهٔ ۱۰) |
|---|---|
| ۱۸ و ۵۸ و ۵۹ (…وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭآیهٔ ۵۹) | ۲۰ و رؤف رحیم |
| ۳۵ و ۳۶ (…وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۢسورهٔ نساء، آیهٔ ۱۷۶) | …وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌۭآیهٔ ۲۸ |
| ۲۱ و ۶۰ (…وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭآیهٔ ۶۰) | ۳۲ و الله واسع علیم. |
مجموع اسماء با احتساب «بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِسورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱» اول سوره مساوی تعداد سورههای قرآن و ضریبی از عدد ۱۹ میباشد:
(۱۹/۷×۱۱۴ = ۳۱+۳۱+۸۰)
¹ مثل: تذکّرون - مؤمنین - فاسقون - صادقین - کاذبین - کاذبون - مبین - تعلمون - تعملون - یعملون - تکتمون - یصنعون - تفلحون - مفلحون - فائزون - متقین - یفعلون - معرضون - مذعنین - ظالمون - ترحمون - تعقلون.
۲ مثل: آصال - ابصار - حساب - نور - مصیر - قدیر - علیم - رحیم - حکیم - عظیم - کریم - مستقیم - الیم.
نور (۲۴) /۳۷
کلمات کلیدی
برخی از کلمات در این سوره جنبه کلیدی و تعیین کننده دارند که توجه به آنها به فهم
دقیق تر سوره کمک میکند.
۱- «بیوت» - همانطور که قبلاً گفته شد، کاربرد این کلمه در سوره نور به دلیل توجهی
که به مسائل خانه و خانواده دارد، از بقیه سورههای قرآن بیشتر است (۱۴ بار- ۲۰٪ کل قرآن)
۲- «علیم» در این سوره ۱۰ بار خداوند به صفت «علیم» ستوده شده است که این رقم
پس از سورههای بقره (۲۱ بار) و توبه (۱۱ بار) و نساه (۱۷ بار مجموع علیم و علیماً) بیش
از سایر سورههای قرآن میباشد. این امر نشان دهنده علم و آگاهی خداوند بر جزئیات
عملکرد انسان و به خصوص در کانون خانواده میباشد.
۳- «بیان»، مشتقات کلمه «بَیْن» (مثل مبین، ببین، مبینات، بینات) ۱۰ بار در این سوره
به کار رفته، که در رابطه با «نور» که روشن کننده و بیانگر همه چیز میباشد، قابل دقت و
بررسی است.
۴- «اولئک» - از آنجایی که بخشهایی از این سوره به مردم شناسی تعلق دارد، ۹ بار در
آن کلمه «اولئک» که اشاراتی به گروههای مختلف میباشد به کار رفته است که رقم بسیار
بالایی میباشد.
ارتباط سورههای فرقان و نور (۲۵ و ۲۴)
۱- سوره نور با آگاهی بخشیدن به بندگان از اینکه تمامیآنچه در آسمانها و زمین
است منحصراً ملک خدا است، ختم میشود (أَلَآ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ…آیهٔ ۶۴ و الارض...) و سوره
فرقان نیز با انحصار مالکیت کسیکه فرقان را برای هشدار به جهانیان بر بنده اش نازل فرمود،
نسبت به آسمانها و زمین، افتتاح میگردد:
تَبَارَكَ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِۦ لِيَكُونَ لِلْعَٰلَمِينَ نَذِيرًا ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ…سورهٔ فرقان، آیات ۱–۲
…وَٱلْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًۭا وَلَمْ يَكُن لَّهُۥ شَرِيكٌۭ فِى ٱلْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَىْءٍۢ فَقَدَّرَهُۥ تَقْدِيرًۭاسورهٔ فرقان، آیهٔ ۲
باين ترتيب موضوع «ملک وجود» و تعلق مطلق آن به خداوند، دو سوره را به یکدیگر
متصل و مرتبط نموده انسجام طبیعی و ادامه مطلب را برقرار ساخته است. با این تفاوت که
سوره نور نتیجه ای که از مالکیت انحصاری خداوند بر آسمانها و زمین گرفته، علم و آگاهی
خدا بر اعمال بندگان و آگاه ساختنشان در روزی که به سوی او رجعت مینمایند، از
کردارشان میباشد. که تأکیدی است بر قیامت. و سوره فرقان از چنین نتیجه ای، نتیجه دومی
میگیرد که نزول فرقان برای هدایت آنها و هشدارشان نسبت به عواقب سوء اعمال، معیار و
میزان تشخیص حق و باطلی بنام فرقان (وسیله شناخت تفاوتها و فرق نیک و بد) نازل
کرده تا راه سعادت از شقاوت مشخص گردد. باين ترتيب تداوم مطلب بهطور طبیعی از سوره
نور به سوره فرقان دیده میشود.
۲- بعد از موضوع «مُلک» با فاصلهای بیشتر، موضوع «رسالت» در انتهای سوره نور و ابتدای سوره فرقان مطرح شده است که ارتباط درجه دومی میان دو سوره بشمار میآید. با این اختلاف که در سوره نور برخورد مؤمنین را نسبت به این امر مورد بررسی قرار میدهد و در سوره فرقان تکذیب کافران را.
معدل سوره
تعداد کلمات تعداد اله | تعداد کلمات | نام سوره | رَضَی | معدل سوره تعداد کلمات تعداد اله | تعداد کلمات | نام سوره | رَذِی |
| --- | --- | --- | --- | --- | --- | --- | --- |
| ۱۴/۳۷ | ۱۶۹ | ۲۴۹۷ | (۹) توبه | ۱۲ | ۷/۵ | ۱۵ | (۱۱۲) اخلاص |
| ۱۴/۵۸ | ۱۲ | ۱۷۵ | (۶۲) جمعه | ۱۳ | ۹/۵ | ۱۹ | (۱۱۰) نصر |
| ۱۵/۳۴ | ۲۹ | ۴۴۵ | (۵۹) حشر | ۱۴ | ۱۱/۴۸ | ۲۵ | (۶۵) طلاق |
| ۱۶/۳۵ | ۲۰۹ | ۴۴۸۰ | (۳) آل عمران | ۱۵ | ۱۱/۸۲ | ۴۰ | (۵۸) مجادله |
| ۱۶/۳۵ | ۲۲۹ | ۳۷۴۵ | (۴) نساء | ۱۶ | ۱۲/۵۰ | ۲۰ | (۶۴) تغابن |
| ۱۶/۴۵ | ۸۰ | ۱۳۱۶ | (۴) نور | ۱۷ | ۱۲/۷۸ | ۱۴ | (۶۳) منافقون |
| ۱۶/۵۹ | ۲۱ | ۳۴۷ | (۶۰) ممتحنه | ۱۸ | ۱۳ | ۱۷ | (۶۱) صف |
| ۱۷ | ۳۲ | ۵۴۴ | (۶۰) حديد | ۱۹ | ۱۳/۱۹ | ۲۶ | (۴۹) حجرات |
| ۱۷/۱ | ۳۲ | ۵۴۷ | (۳۱) لقمان | ۲۰ | ۱۳/۶۹ | ۸۸ | (۸۲) انفال |
| ۱۷/۲۱ | ۷۵ | ۱۲۹۱ | (۲۲) حج | ۲۱ | ۱۴/۳۱ | ۹۰ | (۳۳) احزاب |
| ۱۸/۳۹ | ۱۳ | ۲۴۹ | (۶۶) فتح | ۲۲ | ۱۴/۳۵ | ۳۹ | (۴۸) فتح |
(کاربرد نام جلاله «الله» در ۲۲ سوره که بالاترین رقم را به طور نسبی دارا هستند).
نکته قابل توجه این است که ۱۰ سوره پشت سر هم؛ حديد (۵۷) تا تحریم (۶۶) در لیست فوق قرار دارند و این مجموعه ۱۰ سوره ای را میتوان در ارتباط با یکدیگر و متمرکز روی مسئله «الوهیت» دانست.