‹ همهٔ سوره‌ها القارعة
۱۰۱

القارعة

کوبنده

مکی۱۱ آیه

«قارعه» (۱۰۱)

ارتباط با سوره قبل

سوره قارعه هرچند با سوره قبل (عاديات) در موضوع برانگیخته شدن از قبر و جزای اعمال اشتراک دارد و به گونه ای دنباله آن بشمار می‌رود، با اینحال مشابهت ظاهری آن با سوره زلزال بیشتر است و مشترکات روشن تری دارد. البته اگر ترتیب قرار گرفتن سوره‌ها در قرآن منحصراً تابع وجوه اشتراک بود، شاید سوره قارعه بدنبال سوره زلزال قرار می‌گرفت. اما از آنجایی که مسئله ابعاد مختلف و پیچیدگی‌های ظریفی دارد، لازم است علاوه بر وجوه اشتراک، محور اصلی سوره‌ها را درنظر داشته باشیم. چنین بنظر می‌رسد که سوره عاديات عالماً عامداً، بنا به حکمتی در وسط دو سوره مشابه و ناظر به حوادث هولناک قیامت قرار گرفته است تا موقعيت انسان را دربرابر چنین آینده ای انذار دهد. آدمی با اینکه در مسائل و منافع دنیائی اش بسیار جدّی و کوشا است، نسبت به سرنوشت نهایی و خطراتی که آینده ای را تهدید می‌کند و نسبت به پروردگارش کند و کاهل است، غافل از اینکه وقتی قبرها برانگیخته شوند و آنچه در سینه‌ها است محصول خود را ببار آورد، هرکس برحسب سنگینی میوه اعمالش جزا می‌بیند.

نگاهی اجمالی به سه سوره زلزال، عاديات و قارعه، محور سرنوشت ابدی انسان را در


۱. در سوره عاديات از تحصّل و تحقق خصلت‌های مکتبسیه دنیائی در آخرت سخن می‌گوید (وَحُصِّلَ مَا فِى ٱلصُّدُورِسورهٔ عادیات، آیهٔ ۱۰) و در سوره قارعه از سنجش و جزای آن (فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥآیهٔ ۶ فَهُوَ فِى عِيشَةٍۢ رَّاضِيَةٍۢآیهٔ ۷).
۲. از جمله در روانه شدن از قبرها (زلزال: يَوْمَئِذٍۢ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًۭا لِّيُرَوْا۟سورهٔ زلزله، آیهٔ ۶ اعمالهم - قارعه: يَوْمَ يَكُونُ ٱلنَّاسُ كَٱلْفَرَاشِآیهٔ ۴ المبثوت) و در سنگینی و سبکی اعمال (زلزال: فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًۭا يَرَهُۥسورهٔ زلزله، آیهٔ ۷ و من يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ شَرًّۭا يَرَهُۥسورهٔ زلزله، آیهٔ ۸ - قارعه: فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥآیهٔ ۶... و اما من خفت موازینه...)

آخرت نشان می‌دهد: در سوره زلزال از روانه شدن مردم بصورت پراکنده برای «مشاهده اعمال» یاد می‌کند ۱، در سوره عادیات حاصل شدن و تحقق یافتن خصلت‌های درونی را در قیامت متذکر می‌گردد ۲ و بالاخره در سوره قارعه سرنوشت انسان‌ها را برحسب سنگینی اعمالشان رقم می‌زند ۳.

آثار و نشانه‌های قیامت

نام سوره و سه آیه ابتدای آن از حادثه کوبنده ای یاد می‌کند که با وقوع آن، همه چیز، حتی زمین و کوه‌ها، با ضربه ناگهانی خردکننده ای درهم شکسته و متلاشی می‌شوند. این فشار رانشی و نیروی انفجاری فوق العاده که سنگین ترین اجرام را بصورت ذرات شناور در هوا پراکنده می‌سازد، در این سوره «قارعه» خوانده شده است، قارعه ای که کوه‌ها را همچون پشم حلاّجی شده منفجر می‌سازد.

نیمه اول سوره از آثار و نشانه‌های سهمگین این واقعه در زمین یاد می‌کند و نیمه دوم از سرنوشت انسان پس از چنان انقلابی. و اتفاقاً در سوره‌های دیگر نیز وقتی مسئله قیامت با تحولات شگفت آن در آسمان و زمین مطرح می‌گردد، غالباً این دو مطلب در کنار هم قرار گرفته‌اند. یا اصلاً بیان چنان تحرک و تحولی در طبیعت برای نشان دادن جوهر حرکت در عالم و سررسیدن اجل پدیده‌های بظاهر جاودان است تا آدمی نیز به خود آید و به پایان پرونده خویش بیندیشد و آمادگیهای لازم را برای مواجه شدن با چنان احوالی فراهم سازد. به این ترتیب بشر به عنوان جزئی کوچک از عالم بزرگتر مشمول قوانینی می‌گردد که آسمانها را دربر گرفته است و قیامت او همزمان و همآهنگ با قیامت آسمانها و زمین می‌باشد نامی که در این سوره از بُعد «کوبندگی» بر آن حادثه عظیم گذاشته شده است، تنها نام قیامت نیست، در سوره‌های دیگر نیز از ابعاد و زوایای مختلف، نامهای متنوعی برآن نهاده شده است. به پروازدرآمدن انسان همچون پروانه‌های سبکبالی که در آسمان از این سو به آن سو می‌رود، در شرایط بی وزنی با کاهش جاذبه زمینی که پس از چنان تحولاتی در زمین و آسمان پدید می‌آید، در سوره‌های دیگر نیز موردنظر قرار گرفته است که چگونگی آن با تدبر در آیات و به کمک علم قابل فهم می‌گردد، علاوه بر آن، متلاشی شدن کوه‌ها، همچون پشم حلاّجی شده، تنها گوشه ای از چنان واقعه ای سهمگین، است، در سوره‌های دیگر نیز،

۱. يَوْمَئِذٍۢ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًۭا لِّيُرَوْا۟ أَعْمَٰلَهُمْسورهٔ زلزله، آیهٔ ۶
۲. أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِى ٱلْقُبُورِ وَحُصِّلَ مَا فِى ٱلصُّدُورِسورهٔ عادیات، آیات ۹–۱۰
۳. فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥآیهٔ ۶ فَهُوَ فِى عِيشَةٍۢ رَّاضِيَةٍۢآیهٔ ۷ وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَٰزِينُهُۥآیهٔ ۸ فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٌۭآیهٔ ۹

سرنوشت ماه و خورشید و آسمان و ستاره‌ها را نیز نشان داده است که مطالعه جامع این موارد تصویری کلی از صحنه قیامت را ترسیم می‌نماید. به این ترتیب بنظر رسید اکنون که به آخرین سوره ناظر به انقلابات جهانی در آستانه قیامت رسیده‌ایم، ضروری است نگاهی اجمالی به آیاتی که تاکنون در این زمینه خوانده‌ایم بیفکنیم و جمع‌بندی و نتیجه‌گیری ساده‌ای، در حد فهم و درک ناچیز خود، بنمائیم، باشد تا در پرتو عنایات ربویی و به کمک انوار آیات کتابش که «کتابا متشابهًا مثانی» است و هر آیه، آیه دیگر را تفسیر می‌نماید به گوشه‌ای از این «راز بزرگ» که بسوی آن حرکت می‌کنیم پی ببریم.

مقدمتاً آیاتی را که در این زمینه خوانده‌ایم بر حسب سال نزول در جدول می‌نظم می‌نمائیم، توجه به ترتیب نزول آیات و تدبر در ارتباط آنها با یکدیگر این کمک را می‌نماید که می‌فهمیم نازل کننده کتاب با چه شیوه‌ای و با چه مقدماتی این موضوع عظیم را به مسلمانان آموزش و انذار داده و از کجا شروع کرده است. البته آنچه در جدول پیوست آورده‌ایم تمامی آیات مربوط به قیامت و بهشت و جهنم و حساب و کتاب اعمال نیست، بلکه عمدتاً آیاتی را گرد آورده‌ایم که به نوعی به حوادثی که در آسمان و زمین رخ می‌دهد مربوط می‌شود. شگفت اینکه این مسئله در سوره‌های دیگر نیز غالباً، همچون سوره قارعه، از دو بخش: ۱- تحولات در آسمانها و زمین ۲- تحولات در عالم انسان‌ها، ترکیب شده است که بخش اول آن مستقیماً از چنان تحولاتی در طبیعت سخن می‌گوید یا به دنبال عنوانی از واقعه، قارعه، قیامت، ساعت و... آنرا مطرح می‌سازد و بخش دوم آن سرنوشت انسان‌ها را به گونه‌های مختلف بیان می‌کند.

خوب است ابتدا نگاهی به جدول ضمیمه بیفکنیم و پس از بررسی و مقایسه آیات، کلیات آنرا اجمالاً استخراج نمائیم:

نام سورد سال نزول اعلام موضوع تحولات و دگرگونیهای در زمین و اسعال جزای اهمال (سرنوشت انسان)
۱ غاشیه سوال نزول
۲ انفطار سوال نزول
۳ تکرور سوال نزول
۴ نازعات سوال نزول
۵ مصارع سوال نزول
۶ مرسلات سوال نزول
۷ نبأ سوال نزول
۸ انشقاق سوال نزول
۹ عیس سوال نزول
۱۰ قیام سوال نزول
۱۱ واقف سوال نزول
۱۲ نازعات سوال نزول
۱۳ نهر سوال نزول
۱۴ زوال سوال نزول
۱۵ فارغه سوال نزول
۱۶ حاکم سوال نزول
۱۷ مطفلب سوال نزول
۱۸ مصارع سوال نزول
۱۹ طور سوال نزول
۲۰ مؤسون سوال نزول
۲۱ مراحل سوال نزول
۲۲ ق سوال نزول
۲۳ نازع سوال نزول
۲۴ سخن سوال نزول
۲۵ مؤسون سوال نزول
۲۶ یواسون سوال نزول
۲۷ کوف سوال نزول
۲۸ نام سوال نزول
۲۹ کوف سوال نزول
۳۰ مغز سوال نزول

نام‌های حادثه

همانطور که گفته شد نام «قارعه» بدلیل کوبندگی شدید آن حادثه که کوه‌ها را همچون پشم حاتجی شده درهوا پراکنده می‌سازد بر این سوره نهاده شده است. درجدولی که ملاحظه کردید، اولین ستون آیات آن شامل نام‌های متنوع دیگری می‌باشد که هرکدام به دلیل خاصی برآن حادثه گذاشته شده است ازجمله:

حاقه (بدلیل حق و حتمی و ثابت بودن) ٱلْحَآقَّةُسورهٔ حاقه، آیهٔ ۱، مَا ٱلْحَآقَّةُسورهٔ حاقه، آیهٔ ۲ وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْحَآقَّةُسورهٔ حاقه، آیهٔ ۳^{۱}
قارعه (بدلیل کوبندگی و فشار) ٱلْقَارِعَةُآیهٔ ۱، مَا ٱلْقَارِعَةُآیهٔ ۲ وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْقَارِعَةُآیهٔ ۳
غاشیه (بدلیل فراگیر بودن و احاطه کنندگی آن) هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلْغَٰشِيَةِسورهٔ غاشیه، آیهٔ ۱
قیامة (بدلیل بریانی و حیات مجدد) یسئل ایان یوم القیمه^{۲}
آخرت (بدلیل آمدن پس از دنیا) در قرآن ۱۱۵ بار آخرت بکار رفته است
یوم الوعید (بدلیل وعده داده شدن آن) ذاک یوم الوعید، حتی یلاقوا یومهم الذی یوعدون.
صاخه (بدلیل صوت گوش بخراش آن) فاذا جاءت الصاخه یوم بفرالمره من اخیه.
یوم البعث (بدلیل برانگیخته شدن) در قرآن ۳۴ بار از بعثت مردگان نام برده است
طامه (بدلیل غلبه و تجاوز و برتری قاهر آن) فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلْكُبْرَىٰسورهٔ نازعات، آیهٔ ۳۴.

بطور کلی اسامی متنوعی بر حسب زاویه نگرش بر آن حادثه نهاده شده است که برخی از آنها عبارتند از:

یوم الحساب، یوم الدین، یوم التغابن، یوم الازفه، یوم یحشرهم، یوم الخروج، یوم الجمع، یوم کبیر، یوم الوقت المعلوم، یوم التلاق، یوم الفصل، یوم مشهود، يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِسورهٔ طه، آیهٔ ۱۰۲، یوم عظیم، یوم الخلود، یوم الموعود، یوم یقوم الساعه و...

این حادثه با دمیده شدن در صور (يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِسورهٔ طه، آیهٔ ۱۰۲) که خروش کرکننده غیرقابل تصوری است و با کلمات صیحه، زجره، صاخه و... توصیف شده آغاز می‌گردد. با خروش نخستین همه زندگان مگر آنچه خدا خواسته باشد می‌میرند و با خروش بعدی قیامت آغاز می‌گردد:

وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۸

فَإِذَا هُمْ قِيَامٌۭ يَنظُرُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۸


۱. این کلمه در قرآن ۵ بار بکار رفته است که سه مورد آن در سوره قارعه و دومورد دیگر در سوره‌های حاقه (كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌۢ بِٱلْقَارِعَةِسورهٔ حاقه، آیهٔ ۴) و رعد (وَلَا يَزَالُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُوا۟ قَارِعَةٌسورهٔ رعد، آیهٔ ۳۱) می‌باشد. گویا منظور از قارعه در سوره‌های فوق الذکر عذاب و مصیبت درهم کوبنده شدیدی باشد که بدلیل کفر نازل می‌شود
۲. حق آن خداست و القابله بکار رفته است

سیر نهایی آسمان و زمین

دومین ستون قائم جدول ضمیمه (در قسمت آیات)، تحولاتی را که در آسمان و زمین دنیائی و یا بطور کلی در جهان مشهود ما، از منظومه شمسی تا کهکشان، رخ می‌دهد، بیان می‌نماید. از آنجایی که قبلاً نیز در شرح و توضیح سورهای نجم و زلزال وضعیتی را که در آسمان و زمین، کوه و دریا، ماه و خورشید و ستارگان پیش می‌آید، اجمالاً فهرست کردیم، ضرورتی ندارد مجدداً به این کار مبادرت نمائیم، خوانندگان محقق درصورت نیاز می‌توانند به سورهای مربوطه مراجعه نمایند، در اینجا منحصراً به یادآوری نکاتی می‌پردازیم که قبلاً وارد آن نشده ایم. با این حال اشارهوار عمده ترین تحولاتی را که در پدیده‌های آسمانی و زمین واقع می‌شود در ابتدا یادآور می‌شویم:

زمین

اذا الارض مدّت (انبساط و ادامه یافتن)، و القت ما فیها و تخلت (بیرون ریختن اثقال درونی)، إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭاسورهٔ واقعه، آیهٔ ۴، إِذَا زُلْزِلَتِ ٱلْأَرْضُ زِلْزَالَهَاسورهٔ زلزله، آیهٔ ۱، اذا دگّت الارض دکّا (کوبیده و غبارشدن)، و حملت ٱلْأَرْضُ وَٱلْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةًۭسورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۴ واحدة، يَوْمَ تَرْجُفُ ٱلْأَرْضُسورهٔ مزمل، آیهٔ ۱۴... (لرزش شدید)،... و تری الارض بارزه (آشکار و صاف شدن سطح زمین)،...فَيَذَرُهَا قَاعًۭا صَفْصَفًۭاسورهٔ طه، آیهٔ ۱۰۶، لاتری فیها عوجا ولاامتاً (صاف و هموارشدن سطح زمین بدون هیچگونه اختلاف سطح)، وَأَشْرَقَتِ ٱلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَاسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۹

کوه‌ها

اذاالجبال سیرت، وَكَانَتِ ٱلْجِبَالُسورهٔ مزمل، آیهٔ ۱۴، وَتَسِيرُ ٱلْجِبَالُ سَيْرًۭاسورهٔ طور، آیهٔ ۱۰، (راه افتادن و حرکت) وَتَرَى ٱلْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةًۭ وَهِىَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِسورهٔ نمل، آیهٔ ۸۸... (حرکت ابرماند کوه‌ها) تکون الجبال کالعهن، وَتَكُونُ ٱلْجِبَالُ كَٱلْعِهْنِ ٱلْمَنفُوشِآیهٔ ۵ (پراکنده شدن همچون پشم) و اذا الجبال نسفت، یستلونک عَنِ ٱلْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّى نَسْفًۭاسورهٔ طه، آیهٔ ۱۰۵ فَيَذَرُهَا قَاعًۭا صَفْصَفًۭاسورهٔ طه، آیهٔ ۱۰۶ لاتری فیها عوجاً و لاامتاً (از ریشه کنده شدن کوه‌ها و صاف شدن زمین) وَبُسَّتِ ٱلْجِبَالُسورهٔ واقعه، آیهٔ ۵ فَكَانَتْ هَبَآءًۭ مُّنۢبَثًّۭاسورهٔ واقعه، آیهٔ ۶ (کوبیده و نرم شدن همچون غبار هوا) و حملت ٱلْأَرْضُ وَٱلْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةًۭسورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۴ واحدة، جعله دکّاء و کان وعد ربی حقاً (ازجاکنده شدن و به هوایفتن و کوبیده و نرم شدن) يَوْمَ تَرْجُفُ ٱلْأَرْضُسورهٔ مزمل، آیهٔ ۱۴ والجبال و کانت الجبال کثیبا مهیلا. (حرکت شدید و ریزش ذرات آن همچون تپه لغزنده)

ماه خورشید آسمان آزاد السـماء انفطرت، يَوْمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلْمُهْلِسورهٔ معارج، آیهٔ ۸، و اذا السـماء فرجت، و فتحت السـماء فکانت ابواباً، اذا السـماء انشقت، و انشقت ٱلسَّمَآءُ فَهِىَ يَوْمَئِذٍۢ وَاهِيَةٌۭسورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۶يَوْمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوْرًۭاسورهٔ طور، آیهٔ ۹، السـماء منفطر به، اذا السـماء کشطت، یوم تشقق السـماء بالغمام، یوم نطوی السـماء

سـتارگان آزاد الکواکب انتثرت، اذا النجوم انکدرت، فاذا النجوم طمست، دریاها آزاد البخار سجرت، اذا البخار سجرت، والبحر المسجور،

نقش فرشتگان در قضایای قیامت

فجر ۲۲ كَلَّآ إِذَا دُكَّتِ ٱلْأَرْضُ دَكًّۭا دَكًّۭاسورهٔ فجر، آیهٔ ۲۱ و جاء ربک و الملک صفا صفا

حاقه ۶۹ فَإِذَا نُفِخَ فِى ٱلصُّورِ نَفْخَةٌۭسورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۳ واحدة و حملت الارض و الجبال فدکتا دکه واحده، فیومئذ وقعت الواقعه، و انشقت ٱلسَّمَآءُ فَهِىَ يَوْمَئِذٍۢ وَاهِيَةٌۭسورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۶، والملک علی ارجائها و يحمل عرش ربک یومئذ ثمانیه.

نبأ ۳۸ عَمَّ يَتَسَآءَلُونَسورهٔ نبا، آیهٔ ۱، عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلْعَظِيمِسورهٔ نبا، آیهٔ ۲... يَوْمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ صَفًّۭاسورهٔ نبا، آیهٔ ۳۸ لا ینکلمون إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحْمَٰنُسورهٔ نبا، آیهٔ ۳۸...

فرقان ۲۵ و یوم تشقق السـماء بالغمام و نُزل الملکک تنزیلًا. ٱلْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ لِلرَّحْمَٰنِسورهٔ فرقان، آیهٔ ۲۶...

معارج ۴ تعرج الملکک وَٱلرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍۢ كَانَ مِقْدَارُهُۥ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍۢسورهٔ معارج، آیهٔ ۴... يَوْمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلْمُهْلِسورهٔ معارج، آیهٔ ۸ و تکون الجبال العهن

زمر ۷۵ و تری الملکک حَآفِّينَ مِنْ حَوْلِ ٱلْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْسورهٔ زمر، آیهٔ ۷۵ و قضی بینهم بالحق و قيل الحمدلله رب العالمين.

برانگیخته شدن از قبور (خروج، حشر)

يَوْمَ يَكُونُ ٱلنَّاسُ كَٱلْفَرَاشِ ٱلْمَبْثُوثِآیهٔ ۴
زازال ۶ يَوْمَئِذٍۢ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًۭا لِّيُرَوْا۟ أَعْمَٰلَهُمْسورهٔ زلزله، آیهٔ ۶.
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ سِرَاعًۭا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍۢ يُوفِضُونَسورهٔ معارج، آیهٔ ۴۳
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍۢ نُّكُرٍسورهٔ قمر، آیهٔ ۶، خشّعاً ابصارهم يخرجون من

ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌۭ مُّنتَشِرٌۭسورهٔ قمر، آیهٔ ۷ مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ ۖ يَقُولُ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌۭسورهٔ قمر، آیهٔ ۸

يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًۭاسورهٔ نبا، آیهٔ ۱۸
نازعات ۶ تا ۱۴ یوم ترجف الراجفه، تتبعها الرادفه... فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭسورهٔ نازعات، آیهٔ ۱۳ فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِسورهٔ نازعات، آیهٔ ۱۴
يَوْمَ يَسْمَعُونَ ٱلصَّيْحَةَ بِٱلْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْخُرُوجِسورهٔ ق، آیهٔ ۴۲، يَوْمَ تَشَقَّقُ ٱلْأَرْضُ عَنْهُمْسورهٔ ق، آیهٔ ۴۴

سِرَاعًۭا ۚ ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌۭسورهٔ ق، آیهٔ ۴۴... وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ٱلْأَجْدَاثِ إِلَىٰسورهٔ یس، آیهٔ ۵۱ ربهم ينسلون، الوا يا ويلنا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَاسورهٔ یس، آیهٔ ۵۲... إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةًۭسورهٔ یس، آیهٔ ۲۹ وَٰحِدَةًۭ فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌۭ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۵۳

کهف ۹۸ و ۹۹ فاذا جاء وعد ربى جعله دكاء و كان وعد ربى حقاً و تركنا بعضهم يومئذ
کهف ۴۷. یموج فی بعض و نفخ فی الصور فجمعنا هم جمعاً.

و يوم نسيرالجبال و تری الارض بارزة و حشرناهم فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًۭاسورهٔ کهف، آیهٔ ۴۷، و عرضوا على ربک صفاً... |

ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌۭ يَنظُرُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۸
انفطار ۴ و اذا القبور بعثرت، عَلِمَتْ نَفْسٌۭ مَّآ أَحْضَرَتْسورهٔ تکویر، آیهٔ ۱۴
۞ أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِى ٱلْقُبُورِ وَحُصِّلَ مَا فِى ٱلصُّدُورِسورهٔ عادیات، آیات ۹–۱۰
وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ ءَاتِيَةٌۭ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ ٱللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِى ٱلْقُبُورِسورهٔ حج، آیهٔ ۷

مرگ عمومی موجودات و حیات مجدد آنها با نفخه در صور

نحل ۸۷ تا

وَيَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ ۚسورهٔ نمل، آیهٔ ۸۷ کل اتوه و اخرین. و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمر مرالسحاب صُنْعَ ٱللَّهِ ٱلَّذِىٓ أَتْقَنَ كُلَّ شَىْءٍ ۚ إِنَّهُۥ خَبِيرٌۢ بِمَا تَفْعَلُونَسورهٔ نمل، آیهٔ ۸۸ مَن جَآءَ بِٱلْحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيْرٌۭ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍۢ يَوْمَئِذٍ ءَامِنُونَسورهٔ نمل، آیهٔ ۸۹ بِٱلسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِى ٱلنَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَسورهٔ نمل، آیهٔ ۹۰

زمرد ۶۷ تا

وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦ وَٱلْأَرْضُ جَمِيعًۭا قَبْضَتُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۷ مطویات بیمینه سبحانه و تعالی عما یشركون وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ ۖ ثُمَّسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۸ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌۭ يَنظُرُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۸ و وَأَشْرَقَتِ ٱلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَاسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۹ و وضع الكتاب وجی بالنبیین والشهداء و وَقُضِىَ بَيْنَهُم بِٱلْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۶۹

پس

وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ٱلْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ قَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَا مَنۢسورهٔ یس، آیات ۵۱–۵۲ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَاسورهٔ یس، آیهٔ ۵۲، هَٰذَا مَا وَعَدَ ٱلرَّحْمَٰنُسورهٔ یس، آیهٔ ۵۲ و صدق المرسلون ان کانت الا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌۭ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَسورهٔ یس، آیهٔ ۵۳

ق

و نفخ فی الصور ذلک یوم الوعید و جاءت كُلُّ نَفْسٍۢ مَّعَهَا سَآئِقٌۭسورهٔ ق، آیهٔ ۲۱ و شهید يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ ۚ وَنَحْشُرُ ٱلْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍۢ زُرْقًۭاسورهٔ طه، آیهٔ ۱۰۲

طه

آخرین ستون قائم جدول، سرنوشت انسان‌ها را برحسب عملکرد آنها نشان می‌دهد. این بخش که مفصلتر از بخش قبلی می‌باشد، نتیجه گیری و منظور اصلی آن نیز بشمار می‌رود. اصولاً اشاراتی که در قرآن به تحولات کیهانی و انقلابات اساسی در نظام آسمان و زمین در آستانه قیامت شده است برای همین است که انسان را از سرانجام طبیعتی که به آن خو گرفته، به سرانجام خویش آگاه سازد. سبک قرآن برای تبیین و تفهیم مسئله قیامت به کلی با شیوه‌های مبتنی بر استدلال‌های ذهنی و منطق مجرد عقلی مغایر است، قرآن برای اثبات این موضوع بجا ی اینکه متوسل به دلائل فلسفی و کلامی شده، فقه و اصول را مبنای استدلال قرار دهد، از طبیعت مشهود و زمین و آسمان محسوس شاهد می‌آورد و نشان می‌دهد پدیده‌های عظیمی همچون زمین و خورشید و ستارگان و کهکشان‌ها، گرچه ابدی و ثابت بنظر می‌رسند، درحقیقت عمر محدودی دارند و سرانجام به اجل محتوم خود که توأم با تحولات و فعل و انفعالاتی زیرورو کننده می‌باشد می‌رسند و در آن روز که همه چیز دگرگون و متحول می‌گردد، قیامت انسان، که جزئی کوچک از طبیعت بزرگ است فرا

می‌رسد و اعمال و مکتسبات دنیایی اش تحقق می‌یابد¹.

بنابراین اگر در قرآن از تحولات نهایی آسمان و زمین در قیامت نشانه می‌آورد، نه قصد تعلیم زمین شناسی و نجوم دارد و نه به زبان استعاره و تمثیل آسمان و زمین را وسیله و بهانه‌ای برای بیان مسائلی دیگر قرار داده است، بلکه بیان این تغییرات عظیم بخاطر متوجه ساختن انسان‌ها به انقلابی فراگیر است که تحت تأثیر آثار و عوارض آن قیامت انسان فرا می‌رسد و اعمال و مکتسباتش بمنصه ظهور می‌رسد. به این ترتیب بجای آنکه قیامت را به شیوه کلامی، مثلاً با نتیجه‌گیری از «عادل» بودن خدا اثبات نماید!، آدمی را متوجه «آیات» و علامت‌های طبیعی می‌کند و از مجردات ذهنی و بافته‌های فلسفی و کلامی به «علم» حاصل از مشاهده و تجربه رهنمون می‌سازد.

متأسفانه کسان دیگری که تصور درستی از جهان مادی و علم و اطلاعی کافی از تحولات نهایی پدیده‌های آن ندارند، وقتی با چنین آیاتی مواجه می‌شوند می‌کوشند مسئله قیامت و نشانه‌های وعده‌داده شده آنرا با ذهنیات و خیالات و هم‌انگیز بشری به ظاهر عرفانی عوام فهم توجیه نموده و منظور و مفهومی به میل و تشخیص خود برای آن بتراشند. گرچه در مواردی هم اتفاقاً توجیهاتی به ظاهر سازگار با آیات عنوان می‌کنند، اما وقتی همان توجیه را با آیات مشابه مقابله می‌دهیم، به تناقض آشکار آن پی می‌بریم. اصولاً چنین توجیهاتی، هرچند با حسن‌نیت و به قصد هدایت هم باشد، از آنجایی که خود بافته و متکی به مجردات ذهنی است گمراه‌کننده بوده، به دلیل جابجاکردن معنای آیات از مصادیق بارز «تحریف آیات» بشمار می‌رود. بنظر نمی‌رسد راه دیگری برای فهم آیات معضله قرآن در امور مربوط به قیامت، بغیر از مراجعه به خود قرآن (نه خود) و استفاده از شیوه تفسیری آیه با آیه و چراغ علم وجود داشته باشد. در زمینه شناخت خدا و قیامت، که فراتر از دستاوردهای علمی و ذهنی بشری است، جز امداد از کتاب الهی، هرگونه توجیه و تفسیر فلسفی و عرفانی و اشراقی و احساسی و... خطر شرک و انحراف در کمین دارد و باید از آن حذر کرد. همچنانکه توحید با توجیهات بشری به شرک آلوده می‌گردد، مراقب باشیم قیامت را با عینک احساسات خود قالب نزنیم!


¹. زندگی پروانه کرم ابریشم مثال مناسبی برای این مسئله است. کرم ابریشم پس از چند هفته تغذیه از برگ درخت توت، وقتی قابلیت و قدر طبیعی خود را تحقق بخشد، به «اجل» مرحله‌ای خود نزدیک می‌شود و سرانجام بصورت جسدی خشکیده و بی حرکت در پوسته و پیله‌ای که به عنوان قبر برای خود تنیده از دنیای سابق خود جدا می‌شود و به خوابی طولانی می‌رود. بزرگی و بالندگی این پروانه و حیات و حرکت و مدت تخم‌گذاری و عمر آن ارتباطی مستقیم با کیفیت و کمیت تغذیه در دوران کرم بودن (لارو) دارد. هرچه در آن دوران سلامت تر زندگی کرده باشد در دوران پروانگی سلامت تر خواهد بود

در آیات این ستون چند مطلب اساسی که ذیلاً اشاره می‌شود مورد تأکید قرار گرفته است:

۱- حساب و کتاب داشتن اعمال: انهم کانوا لایرجون حساباً و کل شیء احصیناه کتاباً ۱، فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦسورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۹ فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًۭا يَسِيرًۭاسورهٔ انشقاق، آیهٔ ۸ ۲ إِنِّى ظَنَنتُ أَنِّى مُلَٰقٍ حِسَابِيَهْسورهٔ حاقه، آیهٔ ۲۰ ۳... ولم ادرما حسابیه ۴، یا ویلنا ما لهذا الکتاب لایغادر صغیره و لاکبیره ۵ ان علیکم لحافظین کراماً کاتبین ۶، و...

۲- تقدیم اعمال برای آخرت

ینبشوا ٱلْإِنسَٰنُ يَوْمَئِذٍۭ بِمَا قَدَّمَسورهٔ قیامه، آیهٔ ۱۳ و اخّر ۷، يَوْمَ يَنظُرُ ٱلْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُسورهٔ نبا، آیهٔ ۴۰، عَلِمَتْ نَفْسٌۭ مَّا قَدَّمَتْسورهٔ انفطار، آیهٔ ۵ و اخرت ۹، عَلِمَتْ نَفْسٌۭ مَّآ أَحْضَرَتْسورهٔ تکویر، آیهٔ ۱۴، وَوَجَدُوا۟ مَا عَمِلُوا۟سورهٔ کهف، آیهٔ ۴۹ حاضراً ۱۱، يقوم يا ليتني قدمت لحيوتي ۱۲

۳- آگاه شدن انسان به نتایج سعی و تلاش خویش

یوم يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰسورهٔ نازعات، آیهٔ ۳۵ ۱۳، یومئذ یتذكر الانسان و انی له الذکری ۱۴، لسعيها راضيه ۱۵

۴- مشاهده اعمال

يَوْمَئِذٍۢ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًۭا لِّيُرَوْا۟ أَعْمَٰلَهُمْسورهٔ زلزله، آیهٔ ۶، فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًۭا يَرَهُۥسورهٔ زلزله، آیهٔ ۷ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ شَرًّۭا يَرَهُۥسورهٔ زلزله، آیهٔ ۸ ۱۶. يَوْمَ يَنظُرُ ٱلْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُسورهٔ نبا، آیهٔ ۴۰ ۱۷...، برزت الجحيم لَّقَدْ كُنتَ فِى غَفْلَةٍۢ مِّنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌۭسورهٔ ق، آیهٔ ۲۲ الانسان علی نفسه یبصّراً ۲۱

۵- جزای عادلانه

هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَسورهٔ نمل، آیهٔ ۹۰، من يعمل من الصالحات و هو مؤمن فلا يخاف ظلمماً و لا هضمناً ۲۳، فَٱلْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌۭسورهٔ یس، آیهٔ ۵۴ شيئاً ۲۴ و قضى بينهم بالحق و هم لا يظلمون و وفيّت كُلُّ نَفْسٍۢ مَّا عَمِلَتْسورهٔ نحل، آیهٔ ۱۱۱ و هو اعلم بما يفعلون ۲۵، و وجدوا ما عَمِلُوا۟ حَاضِرًۭا ۗ وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًۭاسورهٔ کهف، آیهٔ ۴۹

۱. نباء ۲۷ و ۲۹ ۷. قیامه ۱۳. نازعات ۳۵ ۱۹. ق ۲۲ ۲۵. زمر ۶۹ و ۷۰
۲. انشقاق ۷ و ۸ ۸. نباء ۴۰ ۱۴. فجر ۲۳ ۲۰. معارج ۱۱ ۲۶. کَهْف ۴۹
۳. حاف ۲۰ ۹. انفطار ۵ ۱۵. غاشیه ۹ ۲۱. عبس ۱۴
۴. حاف ۲۰ ۱۰. تکویر ۱۴ ۱۶. زلزال ۶ تا ۸ ۲۲. نمل ۹۰
۵. کَهْف ۴۸ ۱۱. کَهْف ۴۹ ۱۷. نباء ۴۰ ۲۳. طه ۱۱۲
۶. انفطار ۱۱ ۱۲. فجر ۲۴ ۱۸. نازعات ۳۶ ۲۴. یس ۵۴

۲۳۷ / عاديات

۶- تفکیک انسان‌ها برحسب اعمال. براینکه سرنوشت انسان‌ها برحسب مکتسبات آنها متفاوت خواهدبود، آیات متعددی دلالت می‌نماید. ازجمله آیه ۲۱ سوره جائیه (أَمْ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجْتَرَحُوا۟سورهٔ جاثیه، آیهٔ ۲۱ السیئات ان نجعلهم کالذین آمنوا و عملوا الصالحات سواء محیاهم و مماتهم) و آیه ۳۶ سوره قلم (افنجعل المسلمين کالمجرمین مالکم کیف تحکمون) که بوضوح این تفاوت را نشان می‌دهد. در قیامت مجرمین با فرمان الهی از متقین متمایز خواهند شد (و امتازوا اليوم ايها المجرمون) و هرکدام بسوی سرنوشت خویش رهسپار خواهند گشت. آیات ذیل این دوگانگی‌ها را با عناوین و عبارات متنوعی نشان می‌دهد:

وجوه یومئذ خاشعه و وجوه یومئذ ناعمه طاغین متقین
وجوه یومئذ مسفره و وجوه یومئذ علیها غبره من جاء بالحسنه من جاء بالسیئه
ان الابرار لفی نعیم و ان الفجار لفی جحیم عاملة ناصبه لسعيها راضية
من اوتی کتابة بیمینه من اوتی کتابة بشماله مکذبین متقین
من اوتی کتابة بیمینه... من اوتی کتابة وراء ظهره اصحاب المیمنه اصحاب المشتمه
من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره من ثقلت موازینه من خفت موازینه
من طغی و اثر الحیوه الدنیا و من خاف مقام ربه و نهی النفس فاولئک هم المفلحون فاولئک الذین خسروا انفسهم
۱. غاشیه ۸ و ۸ ۶. غاشیه ۳ و ۳ ۱۱. زلزال ۷ و ۸
--- --- ---
۲. نبأ ۲۲ و ۲۲ ۷. حاقه ۱۹ و ۲۵ ۱۲. قارعه ۶ و ۸
۳. عبس ۳۸ و ۴۰ ۸. طور ۱۱ و ۱۷ ۱۳. نازعات ۳۷ و ۴۰
۴. نمل ۸۹ و ۹۰ ۹. انشقاق ۷ و ۱۰ ۱۴. مؤمنون ۱۰۲ و ۱۰۳
۵. انفطار ۱۳ و ۱۴ ۱۰. واقعه ۸ و ۹

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۳ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 3 connected thematic groups.

۱طرح محور و فضای اصلی سورهآیات ۱–۳

ٱلْقَارِعَةُ

كوبنده،

مَا ٱلْقَارِعَةُ

چيست كوبنده؟

وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْقَارِعَةُ

و تو چه دانى كه كوبنده چيست؟

۲گسترش مضمون و شواهدآیات ۴–۷

يَوْمَ يَكُونُ ٱلنَّاسُ كَٱلْفَرَاشِ ٱلْمَبْثُوثِ

روزى كه مردم چون پروانه‌[هاى‌] پراكنده گردند،

وَتَكُونُ ٱلْجِبَالُ كَٱلْعِهْنِ ٱلْمَنفُوشِ

و كوه‌ها مانند پشم زده‌شده رنگين شود.

فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥ

اما هر كه سنجيده‌هايش سنگين برآيد،

فَهُوَ فِى عِيشَةٍۢ رَّاضِيَةٍۢ

پس وى در زندگى خوشى خواهد بود!

۳جمع‌بندی و فرجامآیات ۸–۱۱

وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَٰزِينُهُۥ

و اما هر كه سنجيده‌هايش سبك بر آيد،

فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٌۭ

پس جايش «هاويه» باشد.

وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا هِيَهْ

و تو چه دانى كه آن چيست؟

نَارٌ حَامِيَةٌۢ

آتشى است سوزنده.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source