‹ همهٔ سوره‌ها ص
۳۸

ص

ص

مکی۸۸ آیه

(ص) (۳۸)

حرف مقطعه (ص)

حرف (ص) در حروف مقطعه ۳ سوره به کار رفته است: سوره اعراف (المص)، سوره مريم (کهیعص) و سوره ص (ص).

مطابق محاسبات آماری دکتر رشاد خلیفه مجموع حرف (ص) در سه سوره فوق الذکر همانند سایر حروف مقطعه در بقیه سوره‌ها، ضریبی از عدد ۱۹ می‌باشد:

$$ \text{اعراف}^۱ (\mathbf{۹۷}) + \text{مريم}^۲ (۲۶) + \text{ص}^۳ (۲۸) = ۱۵۲ \times ۸ = ۱۹ $$


  1. کلماتی که در سوره اعراف مشتمل بر حرف (ص) می‌باشند به ترتیب از ابتدای سوره عبارتند از: المص - صدرک - نقص - صورناکم - صاغرین - صراطک - ناصحین - یخصفان - مخلصین - خالصه - نفصل - یقصون - اصلح - اصحاب - نصیبهم - صالحات - اصحاب - صدورهم - اصحاب - اصحاب - یصدون - اصحاب - صرفت - ابصارهم - اصحاب - اصحاب - اصحاب - فصاناه - اصلاحها - نصرف - انصح - ناصح - صادقین - صالحاً - قصوراً - صالحاً - صالح - فاصبحوا - نصحت - ناصحین - اصلاحها - صراط - تصدون - فاصبروا - فاصبحوا - نصحت - اصباهم - نقص - صادقین - عصاه - عصاک - صاغرین - لاصلینکم - صبراً - اصبروا - نقص - تصبهم - مفصلات - صبروا - یصنع - اصنام - اصلح - صعقاً - اصطفیتک - تفصیلاً - ساصرف - اصیب - اصرهم - نصروه - عصاک، صالحون - صلوة، مصلحین - نفصل - فاقصص (۲ بار) - قصص (۲ بار) - یبصرون - صاحبانهم - صالحاً - صالحاً - نصراً - ینصرون - صامتون - صادقین - ینصرون - صالحین - نصرکم - ینصرون - یبصرون - مبصرون - یقصرون - بصائر - انصتواً - أصال. (جمعاً ۹۷ کلمه)
  1. به ترتیب از ابتدای سوره: کهیعص - صبیاً - عصیاً - قصیاً - صوماً - صبیاً - اوصانی - صلوة - صراط - ابصر - صدیقاً - یبصر - صراطاً - عصیاً - صدق - مخلّصاً - صادق - صلوة - صدیقاً - صلوة - صالحاً - اصطبر - صلیاً - صالحات - احصیهم - صالحات (جمعاً ۲۶ کلمه).
  1. به ترتیب از ابتدای سوره: ص - مناص - اصبروا - اصحاب - صیحه، اصبر - فصل - خصم، خصمان - صراط - صالحات - صالحات - صافنات - اصحاب - غواص - اصفاد - بنصب - صابراً - ابصار - خالصة - مصطفین - قاصرات - یصلونها - صالوا - ابصار - تخاصم - یختصمون - مخلصین، که جمعاً ۲۸ کلمه می‌باشد.

جالب اینکه در دو سوره اعراف و مریم نیز که حروف مقطعه ترکیبی دارند (المص - ۱)

کهیعص، مجموع حروف مقطعه هر سوره ضریب ۱۹ می‌باشد؛

سوره اعراف (المص) مجموع حروف چهارگانه (۱ - ل - م - ص) = ۵۳۲۰ = ۲۸۰ (۱۹)

سوره مریم (کهیعص) مجموع حروف پنجگانه (ک - ه - ی - ع - ص) = ۷۹۸ = ۴۲ (۱۹)

نظم آماری فوق که در مورد سایر سوره‌ها و سایر حروف مقطعه هم صادق است، نشانگر ارتباط مفهومی و موضوعی این سه سوره می‌باشد که باید به درک و فهم آن نزدیک شویم.

اتفاقاً شماره ترکیبی سوره مریم در قرآن ۱۹ و شماره سوره ص ۳۸ = ۲ × ۱۹ می‌باشد. اگر خواسته باشیم فصل مشترکی برای سه سوره به دست آوریم، مهم تر از هر چیز به نظر می‌رسد جریان رسالت انبیاء باشد که موضوع اصلی هر سه سوره را تشکیل می‌دهد. به طوریکه در سوره اعراف نام ۷ تن از پیامبران، ۳ در سوره مریم نام ۱۰ تن و در سوره ص ۹ تن از آنان و رسالتشان ذکر گشته است. و عجیب اینکه اگر نام‌های تکراری را حذف کنیم، دقیقاً به ۱۹ رسالت می‌رسیم!! اسامی این رسولان که گویا همان «اصحاب الاعراف» سوره اعراف باشند عبارتست از:

نوح، هود، صالح، شعیب، ابراهیم، لوط، یعقوب، اسمعیل، اسحق، موسی (و هارون)


  1. مجموع این حروف مقطعه در سه سوره فوق الذکر، ۹ حرف می‌باشد که مطابق تعبیر ریاضی رشاد خلیفه معنای بخصوصی دارد.
  1. شاید دلیل اینکه حروف مقطعه دو سوره مریم و اعراف ضریب ۱۹ هستند ولی تعداد حرف ص در سوره ص ضریب ۱۹ نیست در این باشد که حروف مقطعه دو سوره اعراف و مریم یک آیه مستقل حساب شده‌اند، ولی حرف مقطعه ص در ابتدای سوره ص یک آیه محسوب نگشته است.
  1. نوح، هود، صالح، لوط، شعیب، موسی و هارون.
  1. زکریا، یحیی، عیسی، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، موسی، اسمعیل، ادریس، هارون (نام اسرائیل هم آمده که لقب حضرت یعقوب می‌باشد).
  1. داود، سلیمان، ایوب، ابراهیم، اسحق، یعقوب، اسمعیل، الیسع، ذالکفّل.

ص

داود، سليمان، ايوب، اليسع، ذا الكفل، زكريا، يحيى، عيسى و ادريس. ۱ و ۲

نكته مشترک دیگری که در ابتدای هر سه سوره به چشم می‌خورد، کلمه «ذکر» می‌باشد.

سوره اعراف: المص، كتاب أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُن فِى صَدْرِكَ حَرَجٌۭ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِۦسورهٔ اعراف، آیهٔ ۲ و ذكری

لِلْمُؤْمِنِينَ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُمسورهٔ اعراف، آیات ۲–۳... قَلِيلًۭا مَّا تَذَكَّرُونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۳.

سوره مریم: ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُۥ زَكَرِيَّآسورهٔ مریم، آیهٔ ۲.

سوره ص: ص والقرآن ذی الذكر.

مشتقات کلمه «ذکر» مجموعاً ۳۶ بار در این سه سوره به کار رفته است ۳ که وفور

کاربرد آن را در این مجموعه نشان می‌دهد. بسیاری از این موارد مستقیماً در رابطه با رسولان

قرار دارد که ذیلاً یادآور می‌شود:

سوره مریم آیه (۴۱) و اذكر فی الكتاب ابراهیم.

( ۵۱) و اذكر فی الكتاب موسی

( ۵۴) و اذكر فی الكتاب اسمعیل

( ۵۶) و اذكر فی الكتاب ادریس

( ۱۷) و اذكر عبدنا داود

( ۴۱) وَٱذْكُرْ عَبْدَنَآ أَيُّوبَآیهٔ ۴۱

( ۴۵) و اذكر عبادنا ابراهیم واسحق و یعقوب.

( ۴۸) وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِآیهٔ ۴۸

در سوره اعراف نیز از زبان رسولان مرتباً با تكرار کلمه «واذكروا» تاكید بر كلمه «ذكر»

می‌گردد:

سوره اعراف آیه (۶۹) أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَآءَكُمْ ذِكْرٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍۢ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْسورهٔ اعراف، آیهٔ ۶۳

وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍۢ وَزَادَكُمْ فِى ٱلْخَلْقِ بَصْۜطَةًۭ ۖ فَٱذْكُرُوٓا۟ ءَالَآءَ ٱللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۶۹

( ۷۴) وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَآءَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۷۴

  1. تعداد رسولان ۲۰ تن می‌باشد. امّا از آنجائیکه موسی و هارون (علیهما السلام) یک رسالت داشتند مجموع

رسالت‌ها را ۱۹ گرفته ایم.

در ضمن در سوره مریم نام «اسرائیل» آمده است که لقب حضرت یعقوب می‌باشد. جالب اینکه در قرآن ۴۱ بار

بینی اسرائیل آمده است اما فقط ۲ بار نام اسرائیل برده شده و هردو در سوره‌های با حروف مقطعه می‌باشد: ۱-

بقره (الم) آیه ۹۳، ۲- مریم (کهیعض) آیه ۵۸. اگر به جای «اسرائیل» در این دو سوره نام «یعقوب» آمده بود

ص · آیه ۵۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَءَاخَرُ مِن شَكْلِهِۦٓ أَزْوَٰجٌ

و از همين گونه، انواع ديگر [عذابها]!

حساب آماری آن مختل می‌شد.

  1. البته نام حضرت مریم هم در سوره مریم برده شده چون رسالتی نداشته آن را ذکر نکردیم.
  1. ۱۶ بار در سوره اعراف، ۱۳ بار در سوره ص و ۷ بار در سوره مریم.

» » » (۸۶)... واذكروا اذكتم قليلا فكتر كم... » » » خُذُوا۟ مَآ ءَاتَيْنَٰكُم بِقُوَّةٍۢ وَٱذْكُرُوا۟ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۷۱ به این ترتیب پی می‌بریم که باید رابطه ای میان رسالت انبیاء الهی و كلمه «ذكر»، که قرآن را دارای آن دانسته (ص والقرآن ذی الذكر) و برای مؤمنین مفیدش خوانده (كتاب انزل الیک... لتنذربه و ذكری للمؤمنین)، وجود داشته باشند. اكنون برای اینکه رابطه حرف «ص» را، که در هر سه سوره به کار رفته، با رسالت انبیاء توصیف شده در این سوره‌ها پیدا کنیم، باید ببینیم کدام ویژگی از انبیاء فوق الذكر «تذكر» (توجه به تكرار كلمه «واذكر» در سوره‌های مریم و ص) داده شده است که با حرف «ص» ارتباط دارد؟ با بررسی ساده ای می‌بینیم اتفاقاً همه جا صفاتی که از انبیاء توصیف شده با حرف «ص» ترکیب شده است. ذیلاً این موارد را در سه سوره مورد نظر بررسی می‌کنیم:

  • سوره مریم

آیه (۴۱) وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِبْرَٰهِيمَسورهٔ مریم، آیهٔ ۴۱ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّاسورهٔ مریم، آیهٔ ۴۱. صداقت » مُوسَىٰٓ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ مُخْلَصًۭا وَكَانَ رَسُولًۭا نَّبِيًّۭاسورهٔ مریم، آیهٔ ۵۱ » وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِسْمَٰعِيلَ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًۭا نَّبِيًّۭاسورهٔ مریم، آیهٔ ۵۴ » (۵۶) وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَٰبِ إِدْرِيسَسورهٔ مریم، آیهٔ ۵۶ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّاسورهٔ مریم، آیهٔ ۴۱. صداقت » وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّۭاسورهٔ مریم، آیهٔ ۵۰ (درباره اسمحق ویعقوب)

نه تنها از جهت مثبت، بلکه از جهت منفی نیز صفات آنها با حرف «ص» ارتباط دارد: مثل: آیه (۱۴) و برا بوالدیه وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّۭاسورهٔ مریم، آیهٔ ۱۴. عدم عصيان از صفات دیگری که از انبیاء نام برده در سوره مریم می‌توانیم مشاهده کنیم، توصیه آنها به «صلوة» بوده است که با حرف «ص» نوشته می‌شود: درباره عیسی بن مریم آیه (۳۱)... وَأَوْصَٰنِى بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱلزَّكَوٰةِ مَا دُمْتُ حَيًّۭاسورهٔ مریم، آیهٔ ۳۱ درباره اسمعیل آیه (۵۵) و كان یامر اهله بالصلوة و كان عند ربه مرضیاً صلاوة به این ترتیب می‌توان گفت در سوره مریم از صداقت، اخلاص و صلوة ۷ پیامبر نام برده است.

ص · آیه ۳۱ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِٱلْعَشِىِّ ٱلصَّٰفِنَٰتُ ٱلْجِيَادُ

هنگامى كه [طرف‌] غروب، اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند،

ص · آیه ۵۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

هَٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍۢ

اين است [حال بهشتيان‌] و [اما] براى طغيانگران واقعاً بد فرجامى است.

ص (۳۸) / ۲۷۳

* سوره اعراف

درباره نوح، ابلغکم رسالات ربی و انصح لکم... درباره هود: و انا لکم ناصح امین. صالح، فتولی عنهم و قال يَٰقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَٰلَٰتِ رَبِّىسورهٔ اعراف، آیهٔ ۹۳ و نصحت لَكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُحِبُّونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۷۹ الناصحین. شعب: و فکیف اسی علی قوم کافرین نصیحت

به این ترتیب تبلیغ رسالت‌های الهی و «نصیحت» و خیرخواهی برای مردم، عمده ترین صفتی است که از انبیاء چهارگانه فوق در سوره اعراف نقل شده است (و صفت دیگری نیز از انبیاء فوق در سوره اعراف ذکر نگردیده).¹ به نظر می‌رسد «اصحاب الاعراف» که در آیات ۴۶ و ۴۷ به نقش آنان اشاره شده:² پیامبرانی باشند که مبلغ رسالات الهی و خیرخواه مردم بودند.

* سوره ص

آیه (۱۷) ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلْأَيْدِ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌآیهٔ ۱۷³ (۴۴) وَٱذْكُرْ عَبْدَنَآ أَيُّوبَآیهٔ ۴۱)...إِنَّا وَجَدْنَٰهُ صَابِرًۭا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌۭآیهٔ ۴۴ (۴۵) وَٱذْكُرْ عِبَٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَٰرِآیهٔ ۴۵ آیات (۴۶ و ۴۷) إِنَّآ أَخْلَصْنَٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِآیهٔ ۴۶ وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِآیهٔ ۴۷

در مورد سه پیامبر نام برده در آیه ۴۸ (وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِآیهٔ ۴۸) گرچه منحصراً به تعلق آنها به سلسله «اخیار» (نیکان) اکتفا شده و صفتی که مشتمل بر حرف «ص» باشد از آنها ذکر نگردیده⁴ ولی همانند حضرت داود (ع) «صبر» این پیامبران را

ص · آیه ۴۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِ

و اسماعيل و يسع و ذوالكفل را به ياد آور [كه‌] همه از نيكانند.


  1. از آیه ۱۴۴ (قال یا موسی انی اصطفیتک...) می‌توان صفت «صفا» را نیز برای حضرت موسی (ع) دریافت کرد.
  2. کلمه اصحاب ۹ بار در سوره اعراف تکرار شده که بعد از سوره واقعه از سایر سوره‌های قرآن بیشتر است (۴

بار اصحاب النار - ۴ بار اصحاب الجنة - یکبار اصحاب الاعراف)

  1. در آیه فوق با تذکر به داستان حضرت داود، به پیامبر اسلام توصیه به صبر شده است. گرچه در این سوره

مستقیماً صفت صبر به داود (ع) نسبت داده نشده، اما از سوره‌های دیگر می‌توان این ویژگی داود را دریافت کرد. از جمله آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱ بقره (...قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِسورهٔ بقره، آیهٔ ۲۴۹ وَلَمَّا بَرَزُوا۟ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَاسورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۰ عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَسورهٔ بقره، آیات ۲۵۰–۲۵۱

  1. اگر به جای کلمه «اخیار» در آیه ۴۸ صفت صابرین که در آیه ۸۵ سوره انبیاء در شأن پیامبران فوق به کار رفته
    ص · آیه ۸۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ

    هرآينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگى‌شان، خواهم انباشت.»

تکرار می‌شد نظم آماری حرف «ص» به هم می‌خورد و قابل تقسیم بر عدد ۱۹ نبود.

می‌توان از آیات دیگر قرآن دریافت نمود. این مطلب را به روشنی می‌توانیم در آیه ۸۵ سوره انبياء مشاهده کنیم:

ص · آیه ۸۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ

هرآينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگى‌شان، خواهم انباشت.»

واسمعیل و ادریس و ذالکف كل من الصابرین. اتفاقاً این آیه که با جمله «كل من الصابرین» ختم می‌شود، به دنبال داستان نوح و داود و سلیمان و ایوب و اسمعیل و ادریس و ذالکف به عنوان جمع بندی بیان شده است که صفت صبر را برای انبياء فوق، که اتفاقاً نام همه آنها در سوره ص تکرار شده است، تعمیم می‌دهد. ۲۸۱ به این ترتیب می‌توان گفت مشخصه اصلی ۷ تن از ۱۰ پیامبری که نامشان در سوره ص «آمد» است (نوح - داود - سلیمان - ایوب - اسمعیل - الیسع - ذالکف) صبر و مشخصه ۳ تن دیگر (ابراهیم، اسحق و یعقوب) باتوجه به آیات ۴۵ تا ۴۷ سوره ص « بصیرت»، «خلوص» و «صفا» می‌باشد.

*

اینک باتوجه به مطالب فوق درباره رسولان و «ذكر» صفات آنها شاید بتوان گفت که مقصود از حرف «ص» در حروف مقطعه سوره‌های اعراف، مریم و ص «صفت» رسولان می‌باشد که عمدتاً با حرف «ص» به شرح ذیل بیان شده است:

  1. به جای ادریس در سوره ص «الیسع» آمده است که به نظر می‌رسد هر دو مربوط به یک پیامبر باشد، بخصوص

مقايسه ۲ آیه ۸۵ انبياء و ۴۸ ص این مطلب را نشان می‌دهد (والله اعلم).

ص · آیه ۸۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ

هرآينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگى‌شان، خواهم انباشت.»

  1. در سوره انبياء که اتفاقاً داستان همان ۱۰ پیامبری که در سوره ص بیان شده نقل گردیده ۷ پیامبر را با صفت

صبر یاد می‌کند و ۳ پیامبر را با صفت صالح. قبل از داستان انبياء هفتگانه فوق که صفت مشترکشان به دلیل آیه «كل من الصابرین» صبر می‌باشد از ۳ پیامبر دیگر نام می‌برد که صفت مشترکشان به دلیل آیه جمع بندی: کلاً جعلنا صالحین. صالح می‌باشد. (... و سلاماً علی ابراهیم... و نجیناه و لوطأ... و وهبنا له اسحق و یعقوب نافلة و کلاً جعلنا صالحین... و لوطأ... انه من الصالحین).

  1. در سوره انبياء که اتفاقاً داستان همان ۱۰ پیامبری که در سوره ص بیان شده نقل گردیده ۷ پیامبر را با صفت

صبر یاد می‌کند و ۳ پیامبر را با صفت صالح. قبل از داستان انبياء هفتگانه فوق در سوره انبياء که صفت مشترکشان به دلیل آیه كل من الصابرین» صبر می‌باشد از ۳ پیامبر دیگر نام می‌برد که صفت مشترکشان به دلیل آیه كل من الصابرین» صبر می‌باشد. از ۳ پیامبر دیگر نام می‌برد که صفت مشترکشان به دلیل آیه جمع بندی: کلاً جعلنا صالحین «صالح» می‌باشد (... و سلاماً علی ابراهیم... و نجیناه و لوطأ... وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةًۭسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۷۲ و کلاً جعلنا صالحین... و لوطأ... انه من الصالحین).

ص (۳۸) / ۲۷۵

$$ \begin{array}{l l} \text{صداقت} & \text{درباره: ابراهیم، اسمعیل، ادریس، اسحق و یعقوب.} \\ \text{صفا و خلوص} & : \text{موسی، ابراهیم، اسحق، یعقوب.} \\ \text{: (اهل) صلوة} & : \text{عیسی و اسمعیل، سلیمان}^۱ \\ \text{: نصیحت} & : \text{نوح، هود، صالح، شعیب.} \\ \text{: صبر} & : \text{داود، ایوب، اسمعیل، ادریس، ذالکفل، نوح، سلیمان} \\ \text{: بصیرت} & : \text{ابراهیم و اسحق و یعقوب} \end{array} $$

ذکر این مطلب نیز قابل توجه و بررسی است که ۶ کلمه «صبر»، «صراط»، «صالحات»، «ابصار»، «اخلاص» در هر سه سوره مشترکاً به کار رفته است که محورهای مرتبط این سه سوره را نشان می‌دهد.۲

محتوای سوره

سوره «ص» همانند سوره قبل (صافات)، مشتمل بر نظریات مشرکین و تکذیب پیامبر (ص) می‌باشد و از انبیاء گذشته برای تقویت روحیه آن حضرت یاد می‌کند، با این تفاوت که در سوره صافات عمدتاً جریات نجات رسولان و هلاک اقوام تکذیب کننده را مطرح می‌سازد و پایان کار طرفین را نشان می‌دهد و در سوره «ص» از صبر و پایداری آنها در زمینه‌های مختلف نشانه می‌آورد و متن جریان را نشان می‌دهد.

مقدمه سوره و مؤخره آن۳ در ارتباط با سرکشی و امتناع مشرکین و دعاوی گمراهانه آنان برای تکذیب پیامبر (ص) می‌باشد و متن سوره از ۳ بخش عمده:

  1. داستان انبیاء [داود، سلیمان، ایوب (به‌طور تفصیلی) و ابراهیم و اسحق و یعقوب و اسمعیل و الیسع و ذالکفل (به اجمال)] ۳۷ آیه
  2. بهشت متفقین و جهنم طاغین (وصف ویژگی‌ها) ۱۶ آیه (آیات ۴۹ تا ۶۴).
  3. داستان آفرینش انسان (سجده ملائک، استکبار ابلیس و مهلت برای اغوای انسان‌ها) ۱۵ آیه (۷۱ تا ۸۵)

تشکیل شده که بخش مربوط به داستان انبیاء بیشترین آیات را به خود اختصاص داده


  1. داستان حضرت سلیمان در سوره ص توجه آن حضرت را به وقت نماز نشان می‌دهد.
  2. صبر در سوره‌های: اعراف، مریم و ص (۴ + ۱ + ۳) صراط (۲ + ۲ + ۱)، صالحات (۳ + ۳ + ۲)، ابصار (۶ + ۲ + ۲)، اخلاص (۲ + ۱ + ۳) مرتبه به کار رفته است.
  3. مقدمه شامل ۱۱ آیه و مؤخره شامل ۳ آیه می‌باشد. البته در متن نیز (آیات ۶۵ تا ۷۰) خطاب هائی به مشرکین زمان پیامبر اسلام وجود دارد.

است.

در این بخش از ۹ پیامبر (در سه گروه سه تائی) یاد می‌کند که داستان سه نفر نخست (داود، سلیمان و ایوب) را در قالب قضایانی به تفصیل بیان می‌کند و در مورد بقیه به ذکر صفتی از آنها اکتفا می‌نماید.

از مضمون و محتوای سه قضیه ای که برای ابتلاء و آزمایش این سه پیامبر نقل شده، چنین استنباط می‌شود که غرض نشان دادن «صبر» آنها در سه زمینه مختلف به شرح ذیل بوده است: (ویژگی این سه پیامبر صبر و اواب بودن می‌باشد).

۱- داود (ع): صبر در حکمیت و قضاوت در اختلافات. (اصبر على يقولون واذكر)

۲- سلیمان (ع): «صبر» در عبادت (مراقبت بر وقت نماز) و نعمت (خود را گم نکردن و مغرور قدرت و امکانات نشدن)

۳- ایوب (ع): «صبر» در مصیبت و محنت. (إِنَّا وَجَدْنَٰهُ صَابِرًۭا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌۭآیهٔ ۴۴)

گرچه از دو داستانی که در باره داود و سلیمان (علیهما السلام) نقل شده، به روشني خطائي از آنها را در حکم کردن و از دست دادن وقت نماز می‌توان دریافت کرد که ظاهراً دلالت بر بی صبری می‌کند، اما بلافاصله از استغفار و بازگشت فوری آنها و اصلاح و جبران خطايشان نام می‌برد که توفيق آنها را در فتنه و آزمایش الهی به نمایش می‌گذارد. جالب اینکه ویژگی هائی که از هر کدام نام می‌برد (اواب، اناب، استغفار، ان له عندنا لزلفی...) مشترک است:

در مورد داود (ع): واذكر عبدنا داود ذالایه انه اواب...

و ظن دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥآیهٔ ۲۴ و خر راکعاً و اناب.

فَغَفَرْنَا لَهُۥ ذَٰلِكَ ۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢآیهٔ ۲۵

در مورد سلیمان (ع): وَوَهَبْنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيْمَٰنَ ۚ نِعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌآیهٔ ۳۰.

وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَٰنَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِۦ جَسَدًۭا ثُمَّ أَنَابَآیهٔ ۳۴

وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢآیهٔ ۴۰

همچنین در مورد سومین پیامبر این گروه، یعنی حضرت ایوب (ع) نیز صفت «اواب» را به کار برده است که معنای بازگشت مکرر و توبه مستمر به درگاه خدا دارد (إِنَّا وَجَدْنَٰهُ صَابِرًۭا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌۭآیهٔ ۴۴). از ذکر این صفت و نیز اشاراتی که به اجمال و ابهام به بیم شکستن سوگند شده (فَٱضْرِب بِّهِۦ وَلَا تَحْنَثْآیهٔ ۴۴)، همچنین از مضمون احادیث و روایاتی که در مورد این

ص (۳۸) / ۲۷۷

آیات و احساس رضایت ایوب در انجام عبادت نقل شده، مجموعاً این تصور به ذهن خطور می‌کند که شاید (والله اعلم) حضرت ایوب نیز همانند دو پیامبر دیگر در جریان فتنه و ابتلاء الهی مرتکب خطای کوچکی گردیده که بلافاصله استغفار و جبران کرده است. ۱ به این ترتیب با ذکر تفصیلی جریان فتنه و ابتلاء سه پیامبر بزرگ، به رسول اکرم حضرت خاتم النبین (ص) این پیام القاء می‌گردد که در ابلاغ رسالت خود باید در تمامی زمینه‌ها «صبر» نماید؛ صبر در برابر گفتارهای مغرضانه مردم (ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَآیهٔ ۱۷)، صبر در برابر طاعت و مکت و بالاخره صبر در برابر محنت و مصیبت.

در مورد سه پیامبر گروه دوم به اختصار و اجمال از بصیرت و خلوص و صفای آنها یاد می‌کند:

وَٱذْكُرْ عِبَٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَٰرِآیهٔ ۴۵

إِنَّآ أَخْلَصْنَٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِآیهٔ ۴۶.

وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِآیهٔ ۴۷

نیرومندی و بصیرت، خالصانه یاد خانه جاوید بودن و صفا و خوبی، خصلت‌های ممتاز دیگری است که پیامبر اسلام (ص) باید یادآور آن گردد.

و اما سه پیامبر گروه سوم در یک آیه و منحصراً با صفت «اخیار» معرفی شده‌اند:

وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِآیهٔ ۴۸

همان‌طور که قبلاً گفته شد (در آیه ۸۵ سوره انبیاء) ۲ تن از سه پیامبر فوق به صفت صبر ستوده شده‌اند. بنابراین این صفت در رابطه با صفت سه پیامبر گروه اول (داود، سلیمان و ایوب) می‌باشد:

ص · آیه ۸۵ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ

هرآينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگى‌شان، خواهم انباشت.»

واسمعیل وادریس و ذالکفل کل من الصابرین.

*

آنچه در بارة انبیاء سلف گفته شد، «ذکری» است برای رسول اکرم و مؤمنین تا صبر پیشه سازند و در راه اهداف پایداری نمایند. این سوره با اشاره به خاصیت ذکر داشتن قرآن آغاز می‌گردد (ص و القرآن ذی الذکر) و مجموعاً مشتمل بر ۱۳ مورد مشتقات کلمه ذکر


  1. این مطلب معصومیت انبیاء را نقض نمی‌کند، آنها هرگز گناهان انسان‌های عادی را مرتکب نمی‌شدند. اما از آنجائی که خدا بی نهایت است و صفات او حد و حصری ندارد، در تخلق به اخلاق الله درجه و مرتبه وجود دارد و معصومیت نسبی می‌گردد.
  1. این مطلب قابل مطالعه است که چرا به جای نام الیسع در آیه ۴۸ سوره ص، در سوره انبیاء نام ادریس قرار گرفته است. (همچنین وجود حرف «واو» در آیه «وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِآیهٔ ۴۸»)
    ص · آیه ۴۸ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

    وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِ

    و اسماعيل و يسع و ذوالكفل را به ياد آور [كه‌] همه از نيكانند.

می‌باشد که پس از سوره اعراف از بقیه سوره‌های قرآن بیشتر است (به‌طور نسبی بالاترین رقم را دارد). خود قرآن به دلیل مشتمل بودنش بر تذکرات فراوان «ذکر» نامیده شده (آیات ۱ و ۸ و ۲۹ و ۴۹ و ۸۷ به همین معنا اشاره دارد) و ۴ بار در این سوره عبارت «واذکر» به منظور یادآوری سرگذشت بندگان خالص خدا تکرار شده است که نشان می‌دهد قرآن متضمن ذکری از انبیاء می‌باشد. همچنین در آخرت نیز از مهم ترین مسائلی شمرده شده که باید به یاد آن بود (إِنَّآ أَخْلَصْنَٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِآیهٔ ۴۶). نکته مهم اینکه منحصراً اولوالالباب از داستان انبیاء و پندهای سوره متذکر می‌شوند:

آیه (۲۹) كِتَٰبٌ أَنزَلْنَٰهُ إِلَيْكَ مُبَٰرَكٌۭ لِّيَدَّبَّرُوٓا۟آیهٔ ۲۹ آیاته و لیتذکر اولوالالباب.

آیه (۴۴) ووهبنا له (ایوب) أَهْلَهُۥ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةًۭ مِّنَّا وَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِآیهٔ ۴۳.

اولوالالباب خردمندانی هستند که علم را با تقوی درهم آمیخته‌اند و پس از شناخت هر حقیقتی متذکر گشته خود را اصلاح می‌نمایند. ۲ در این سوره داستان سلیمان و ایوب را که پس از شناخت و آگاهی نسبت به خطای خود، بلافاصله به سوی خدا رجعت و استغفار کردند، به عنوان تذکری برای اولوالالباب نقل می‌نماید. تدبر در آیات برای هر کسی که اهل نظر و دقت باشد میسر است، اما تذکر از آن اولوالالباب است (لیدبروا آیاته و لیتذکر اولوالالباب).

نکته‌های قابل توجه

۱- پنجمین آیه این سوره که اصلی ترین ایراد مشرکین به پیامبر (ص) را در یگانه شمردن خدا می‌شمارد (أَجَعَلَ ٱلْءَالِهَةَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌۭآیهٔ ۵) دقیقاً چهارمین آیه سوره قبل (ص) را تداعی می‌نماید که خطاب به کافران صادر شده است. (ان الهکم لواحد).

۲- معنای «عزت» را در مقابله؛ دو آیه: ۲- بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى عِزَّةٍۢ وَشِقَاقٍۢآیهٔ ۲ ۲۳- «عزنی فی الخطاب» می‌توان بهتر فهمید.

۳- معنای کلمه «شطط» در آیه ۲۲ (فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِآیهٔ ۲۲) با توجه به دو مورد دیگری که در قرآن آمده است، حرف بی ربط و یاوه و

ص · آیه ۲۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ ۖ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ

وقتى [به طور ناگهانى‌] بر داوود درآمدند، و او از آنان به هراس افتاد، گفتند: «مترس، [ما] دو مدّعى [هستيم‌] كه يكى از ما بر ديگرى تجاوز كرده، پس ميان ما به حق داورى كن، و از حق دور مشو، و ما را به راه راست راهبر باش.»


  1. سوره اعراف با حجم حدود ۵ برابر سوره ص مشتمل بر ۱۷ مورد مشتقات کلمه ذکر است. در سوره انبیاء هم ۱۳ مورد کلمه ذکر آمده است.
  1. کسانی که حق را می‌شناسند و به آن عمل نمی‌کنند، مانند پزشکانی هستند که مضرات مسکرات را به خوبی می‌دانند ولی خود به آن آلوده هستند. یا عالمان بی عمل و ناصحان از خود غافل، امّا اولوالالباب با هر شناختی خدا را «ذکر» کرده به نیروی تقوی خود را از خطا بر کنار می‌دارند.

ص (۳۸) / ۲۷۹

قضاوت سطحی و نیندیشیده می‌باشد که کار سفیهان است: سوره کهف آیه ۱۴ - لَن نَّدْعُوَا۟ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهًۭاسورهٔ کهف، آیهٔ ۱۴ لَّقَدْ قُلْنَآ إِذًۭا شَطَطًاسورهٔ کهف، آیهٔ ۱۴. سوره جن آیه ۴ - وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطًۭاسورهٔ جن، آیهٔ ۴.

۴- از ۵ موردی که کلمه «اواب» در قرآن به کار رفته است ۴ مورد آن در این سوره قرار دارد ( دو مورد دیگر آیه ۱۴ آل عمران و ۳۶ رعد می‌باشد. ) کلمه «اواب» در این سوره به داود و سلیمان و ایوب (ع) نسبت داده شده است و یک مورد آن در آیه ۱۹ به پرندگان (وَٱلطَّيْرَ مَحْشُورَةًۭ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥٓ أَوَّابٌۭآیهٔ ۱۹).

۵- کلمه «حساب» ۴ بار در این سوره به کار رفته است که بیش از سایر سوره‌های قرآن می‌باشد ( مساوی آل عمران و رعد ). در سه آیه اشاره به یوم الحساب شده است: آیه (۱۶) عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ ٱلْحِسَابِآیهٔ ۱۶. آیه (۲۶) لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۢ بِمَا نَسُوا۟ يَوْمَ ٱلْحِسَابِآیهٔ ۲۶.

۶- کلمه «نار» ۵ بار در این سوره به کار رفته است که پس از سوره‌های ۲، ۳، ۴، ۴۰، ۱۱، ۹، ۷ در ردیف بعد قرار دارد.

اسماء الحسنی در این سوره فقط ۲ بار نام جلاله «الله» تکرار شده که بسیار کم می‌باشد، در عوض ۱۰ بار نام «رب» به صورت مضاف الیه یا در اتصال با ضمائر به کار رفته است، به جز این دونام هیچیک از اسماء الحسنی در این سوره به کار نرفته است.

آهنگ انتهائی آیات آیات سوره «ص» با ۱۰ حرف (ب، ن، ر، د، ق، م، ص، ج، ط و ل) خاتمه پیدا می‌کند که بر حسب تعداد به ترتیب عبارتند از: $$ ۸۸ = (۱ + ۱) + ۱۰ + ۶ + ۶ + ۳ + ۲ + ۱ + ۱ + ۱ $$ حرف «ب» نسبت به سایر حروف و سایر سوره‌ها بسیار زیاد است.

ارتباط سوره‌های «ص» و «زمر» وجه مشترک میان این دو سوره نیز همچون دو سوره قبل، «توحید» است که در آیات ابتدای هر کدام هویدا می‌باشد. در پنجمین آیه سوره ص تعجب کافران را از اینکه یک خدا به جای خدایان متعدد باشد ذکر می‌نماید (أَجَعَلَ ٱلْءَالِهَةَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌۭآیهٔ ۵) و در سومین آیه سوره «زمر» علت اتخاذ بت ها را ادعای کافران برای تقرب به خدا از طریق این

واسطه‌ها ذکر می‌کند (أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلْخَالِصُ ۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآسورهٔ زمر، آیهٔ ۳ إِلَى ٱللَّهِ زُلْفَىٰٓسورهٔ زمر، آیهٔ ۳...) و تنفرشان را نسبت به عقیده یک خدائي (توحید) نشان می‌دهد. سوره ص مسئله اعتقادی (توحید) را برای ارائه مصداق تحقق یافته و نمونه عملي با معرفی سه تن از پیامبران بزرگ یعنی داود، سلیمان و ایوب (و در قالب آزمایش و تجربه ای که برای هر کدام پیش آمد) نشان می‌دهد و چگونگی بازگشت دائمی این بندگان خالص شده را پس از هر نسیان و دور شدنی بیان می‌کند. در حالی که در سوره «زمر» مسئله توحید را در «خالص کردن دین برای خدا» و «تعبد» انحصاری به درگاه او مطرح می‌نماید، منظور از دین، راه و رسم و آئین زندگی و قانون و مقررات آن در روابط فردی و اجتماعی است و منظور از عبادت و تعبد، تن دادن و تسلیم شدن قلبی به آن. پس منظور از خالص کردن دین برای خدا بعنی در تمامی شئون زندگی برطبق خواست و اراده و قانون او عمل کردن و قلباً تسلیم و راضی باشد. در این سوره علیرغم کوتاه بودن نسبی آن ۱۴ مرتبه مشتقات کلمه «عبادات» در رابطه با توحید به کار رفته است که تمرکز محوری سوره را روی این مسئله نشان می‌دهد. ۲ و سه بار جمله «مُخْلِصًۭا لَّهُ ٱلدِّينَسورهٔ زمر، آیهٔ ۲» را به کار برده که بی نظیر در قرآن می‌باشد. یکی در همان اول سوره (إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ فَٱعْبُدِ ٱللَّهَ مُخْلِصًۭا لَّهُ ٱلدِّينَسورهٔ زمر، آیهٔ ۲. أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلْخَالِصُسورهٔ زمر، آیهٔ ۳... - فَٱعْبُدُوا۟ مَا شِئْتُمسورهٔ زمر، آیهٔ ۱۵...) که عبادت خدا را تنها موقعی قابل قبول می‌شمارد که دین برای او خالص شده و بنده تسلیم کامل باشد. نام نیکوی «واحد القهار» جمعاً ۶ بار در قرآن آمده است که ۳ مورد آن در این دو سوره و سوره بعدی (مؤمن) قرار دارد و این امر ارتباط آنها را با یکدیگر در موضوع توحید نشان می‌دهد: سوره ص (آیات ۶۵ و ۶۶) قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌۭ ۖ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُآیهٔ ۶۵ - خلق السموات والارض بالحق... رب السموات والارض و ما بینهما العزیز الغفار. سوره زمر (آیات ۴ و ۵) لَّوْ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًۭا لَّٱصْطَفَىٰ مِمَّا يَخْلُقُ مَاسورهٔ زمر، آیهٔ ۴ هُوَ ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُسورهٔ زمر، آیهٔ ۴ - خلق السموات والارض بالحق... أَلَا هُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّٰرُسورهٔ زمر، آیهٔ ۵. در آیات فوق «واحد القهار» بودن خدا را در آفرینش آسمان‌ها و زمین و اداره آنها و آنچه

  1. در این سوره نیز نه تنها تعجب، بلکه اشمئزاز قلبی کافران را از یکی بودن خدا و خوشحالی آنها را از چند

خدائي نشان می‌دهد: (آیه ۴۵) واذا ذکر ذکر الله وحده اشمئزاز قلوب الدين لا يؤمنون بالا خره و اذا ذکر الدين من دُونِهِۦٓ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۴۵

  1. آیات ۲-۳-۷-۱۱-۱۴-۱۵-۱۶-۱۷-۱۸-۱۷-۱۷-۴۴-۵۳-۶۴-۶۶

ص (۳۸) / ۲۸۱

میان آنها است و گردش شب و روز و حرکت حساب شده ماه و خورشید تا سرآمد معین می‌شمارد که هر دو سوره در یک زمینه بوده و هر دو با صفات «عزیزالغفار» که تاکید روی برتر بودن قدرت چنین پروردگار نظام دهنده و بخشایندگی او است ختم می‌گردد.

محور اتصال و ارتباط این دو سوره نیز جالب است. سوره «ص» با سوگند ابلیس برای گمراه کردن تمامی ابناء بشر، به جز «بندگان مخلص» و پاسخ خداوند به چنین ادعایی ختم می‌شود (قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَآیات ۸۲–۸۳) و سوره زمر با تاکید بر اینکه همان خداوند عزیز و حکیم (که ابلیس به عزتش سوگند می‌خورد) کتاب را نازل کرده است تا هر انسانی بداند چگونه می‌توان «بنده خالص» شد تا از شر شیطان در امان ماند. این راه که در کتاب تبیین شده، چیزی جز تعبد انحصاری به درگاه خدا، درحالی که دین برای او خالص شده باشد، نیست.

موضوع «کتاب» و جنبه ذاکر بودن آن در هر دو سوره از محورهای اساسی می‌باشد، سوره زمر که با جمله «تَنزِيلُ ٱلْكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَكِيمِسورهٔ زمر، آیهٔ ۱» آغاز می‌گردد، از ابتدا روی کتاب به عنوان راهنمای عمل توحیدی و نشان دهنده دین خالص تاکید می‌نماید و آن را نوری از جانب پروردگار و وسیله بیداری بشر «ذکر» می‌شمارد که می‌تواند به این وسیله راه خود را تشخیص دهد:

أَفَمَن شَرَحَ ٱللَّهُ صَدْرَهُۥسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۲ للاسلام فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍۢ مِّن رَّبِّهِۦسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۲ فَوَيْلٌۭ لِّلْقَٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّنسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۲ ذکرالله أُو۟لَٰٓئِكَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍسورهٔ احقاف، آیهٔ ۳۲ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِيثِسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۳ كِتَٰبًۭا مُّتَشَٰبِهًۭا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۳ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۳ و قلوبهم الى ذکرالله ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهْدِى بِهِۦ مَن يَشَآءُسورهٔ انعام، آیهٔ ۸۸ و من يضل ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍۢسورهٔ رعد، آیهٔ ۳۳.

و اضافه می‌نماید در این کتاب برای «تذکر» مردم از هر مثلى زده شده است (وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِى هَٰذَاسورهٔ اسراء، آیهٔ ۸۹ القرآن مِن كُلِّ مَثَلٍۢ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۷قُرْءَانًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِى عِوَجٍۢ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَسورهٔ زمر، آیهٔ ۲۸). بنابراین چون جنبه تذکر دارد، به میل قلبی بندگان بستگی پیدا می‌کند (إِنَّآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ لِلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ ۖ فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا ۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍسورهٔ زمر، آیهٔ ۴۱) که بهتر است قبل از مرگ و حسرت از گذشته از آن پیروی نمایند (وَٱتَّبِعُوٓا۟ أَحْسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلْعَذَابُ بَغْتَةًۭ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ أَن تَقُولَ نَفْسٌۭ يَٰحَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِى جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَسورهٔ زمر، آیات ۵۵–۵۶).

سوره ص نیز با آیه «وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِآیهٔ ۱» افتتاح می‌شود که بر ماهیت «ذاکر بودن» کتاب از همان نخست تاکید می‌نماید. در متن سوره نیز هر کجا داستان پیامبران را نقل می‌نماید، با فرمان: واذکر عبدنا داود، واذکر عبدنا ایوب، واذکر عبادنا ابراهیم و اسحق و یعقوب،

وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِآیهٔ ۴۸... آنها را یاد می‌کند. اعتراض كافران را نیز به عنوان این که چرا از میان ما ذکر بر او نازل شده نقل می‌نماید (أَءُنزِلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ مِنۢ بَيْنِنَا ۚ بَلْ هُمْ فِى شَكٍّۢ مِّن ذِكْرِىآیهٔ ۸) نزول کتاب را برای تذکر اولوا الالباب می‌شمرد (کتاب انزلناه مبارک لید بُروا و آیاته ولیتذکر اولوا الالباب) فراموشی سلیمان را از ذکر رب می‌داند (فَقَالَ إِنِّىٓ أَحْبَبْتُ حُبَّ ٱلْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّىآیهٔ ۳۲) داستان ایوب را برای ذکر خردمندان می‌داند (رَحْمَةًۭ مِّنَّا وَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِآیهٔ ۴۳)، یاد دائمی خانه آخرت را ویژگی انبیاء می‌داند (إِنَّآ أَخْلَصْنَٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِآیهٔ ۴۶) و بالاخره درآیه ۴۹ این کتاب را ذکر می‌نامد (همچون اول سوره) هَٰذَا ذِكْرٌۭ ۚ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَـَٔابٍۢآیهٔ ۴۹.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۷ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 7 connected thematic groups.

۱تکذیب و سرکشی مخالفانآیات ۱–۱۶

صٓ ۚ وَٱلْقُرْءَانِ ذِى ٱلذِّكْرِ

صاد. سوگند به قرآن پراندرز!

بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى عِزَّةٍۢ وَشِقَاقٍۢ

آرى، آنان كه كفر ورزيدند در سركشى و ستيزه‌اند.

كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍۢ فَنَادَوا۟ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٍۢ

چه بسيار نسلها كه پيش از ايشان هلاك كرديم كه [ما را] به فرياد خواندند، و[لى‌] ديگر مجال گريز نبود.

وَعَجِبُوٓا۟ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌۭ مِّنْهُمْ ۖ وَقَالَ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٌۭ كَذَّابٌ

و از اينكه هشداردهنده‌اى از خودشان برايشان آمده درشگفتند، و كافران مى گويند: «اين، ساحرى شيّاد است.

أَجَعَلَ ٱلْءَالِهَةَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌ عُجَابٌۭ

آيا خدايان [متعدد] را خداى واحدى قرار داده؟ اين واقعاً چيز عجيبى است.»

وَٱنطَلَقَ ٱلْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ ٱمْشُوا۟ وَٱصْبِرُوا۟ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَىْءٌۭ يُرَادُ

و بزرگانشان روان شدند [و گفتند:] «برويد و بر خدايان خود ايستادگى نماييد كه اين امر قطعاً هدف [ما]ست.

مَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِى ٱلْمِلَّةِ ٱلْءَاخِرَةِ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا ٱخْتِلَٰقٌ

[از طرفى‌] اين [مطلب‌] را در آيين اخير [عيسوى هم‌] نشنيده‌ايم، اين [ادّعا] جز دروغ‌بافى نيست.

أَءُنزِلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ مِنۢ بَيْنِنَا ۚ بَلْ هُمْ فِى شَكٍّۢ مِّن ذِكْرِى ۖ بَل لَّمَّا يَذُوقُوا۟ عَذَابِ

آيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است؟» [نه!] بلكه آنان در باره قرآنِ من دودلند. [نه،] بلكه هنوز عذاب [مرا] نچشيده‌اند.

أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ ٱلْعَزِيزِ ٱلْوَهَّابِ

آيا گنجينه‌هاى رحمت پروردگار ارجمندِ بسيار بخشنده تو نزد ايشان است؟

أَمْ لَهُم مُّلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ فَلْيَرْتَقُوا۟ فِى ٱلْأَسْبَٰبِ

آيا فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آنِ ايشان است؟ [اگر چنين است‌] پس [با چنگ زدن‌] در آن اسباب به بالا روند.

جُندٌۭ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌۭ مِّنَ ٱلْأَحْزَابِ

اين سپاهك دسته‌هاى دشمن در آنجا [=بَدْر] در هم شكستنى‌اند.

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ وَعَادٌۭ وَفِرْعَوْنُ ذُو ٱلْأَوْتَادِ

پيش از ايشان قوم نوح و عاد و فرعونِ صاحب [عمارت و] خرگاهها تكذيب كردند.

وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍۢ وَأَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلْأَحْزَابُ

و ثمود و قوم لوط و اصحاب ايكه [نيز به تكذيب پرداختند] آنها دسته‌هاى مخالف بودند.

إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ

هيچ كدام نبودند كه پيامبران [ما] را تكذيب نكنند، پس عقوبت [من بر آنان‌] سزاوار آمد.

وَمَا يَنظُرُ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍۢ

و اينان جز يك فرياد را انتظار نمى‌بَرند كه هيچ [مجال‌] سر خاراندنى در آن نيست.

وَقَالُوا۟ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ ٱلْحِسَابِ

و گفتند: «پروردگارا، پيش از [رسيدن‌] روز حساب، بهره ما را [از عذاب‌] به شتاب به ما بده.»

۲داود و داوری حکیمانهآیات ۱۷–۲۹

ٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلْأَيْدِ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ

بر آنچه مى‌گويند صبر كن، و داوود، بنده ما را كه داراى امكانات [متعدّد] بود به ياد آور؛ آرى، او بسيار بازگشت‌كننده [به سوى خدا] بود.

إِنَّا سَخَّرْنَا ٱلْجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحْنَ بِٱلْعَشِىِّ وَٱلْإِشْرَاقِ

ما كوهها را با او مسخّر ساختيم [كه‌] شامگاهان و بامدادان خداوند را نيايش مى‌كردند.

وَٱلطَّيْرَ مَحْشُورَةًۭ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥٓ أَوَّابٌۭ

و پرندگان را از هر سو [بر او] گرد [آورديم‌] همگى [به نواى دلنوازش‌] به سوى او بازگشت‌كننده [و خدا را ستايشگر] بودند.

وَشَدَدْنَا مُلْكَهُۥ وَءَاتَيْنَٰهُ ٱلْحِكْمَةَ وَفَصْلَ ٱلْخِطَابِ

و پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلام فيصله‌دهنده عطا كرديم.

۞ وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ

و آيا خبر دادخواهان -چون از نمازخانه [او] بالا رفتند- به تو رسيد؟

إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ۖ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ ۖ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ

وقتى [به طور ناگهانى‌] بر داوود درآمدند، و او از آنان به هراس افتاد، گفتند: «مترس، [ما] دو مدّعى [هستيم‌] كه يكى از ما بر ديگرى تجاوز كرده، پس ميان ما به حق داورى كن، و از حق دور مشو، و ما را به راه راست راهبر باش.»

إِنَّ هَٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ

«اين [شخص‌] برادر من است. او را نود و نه ميش، و مرا يك ميش است، و مى‌گويد: آن را به من بسپار، و در سخنورى بر من غالب آمده است.»

قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ ۖ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ ۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ ۩

[داوود] گفت: «قطعاً او در مطالبه ميش تو [اضافه‌] بر ميش‌هاى خودش، بر تو ستم كرده، و در حقيقت بسيارى از شريكان به همديگر ستم روا مى‌دارند، به استثناى كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، و اينها بس اندكند، و داوود دانست كه ما او را آزمايش كرده‌ايم. پس، از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه كرد.

فَغَفَرْنَا لَهُۥ ذَٰلِكَ ۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ

و بر او اين [ماجرا] را بخشوديم؛ و در حقيقت براى او پيش ما تقرّب و فرجامى خوش خواهد بود.

يَٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلْنَٰكَ خَلِيفَةًۭ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱحْكُم بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌۭ شَدِيدٌۢ بِمَا نَسُوا۟ يَوْمَ ٱلْحِسَابِ

اى داوود، ما تو را در زمين خليفه [و جانشين‌] گردانيديم؛ پس ميان مردم به حق داورى كن، و زنهار از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند. در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مى‌روند، به [سزاى‌] آنكه روز حساب را فراموش كرده‌اند عذابى سخت خواهند داشت!

وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَٰطِلًۭا ۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنَ ٱلنَّارِ

و آسمان و زمين و آنچه را كه ميان اين دو است به باطل نيافريديم، اين گمان كسانى است كه كافر شده [و حق‌پوشى كرده‌]اند، پس واى از آتش بر كسانى كه كافر شده‌اند.

أَمْ نَجْعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَٱلْمُفْسِدِينَ فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ ٱلْمُتَّقِينَ كَٱلْفُجَّارِ

يا [مگر] كسانى را كه گرويده و كارهاى شايسته كرده‌اند، چون مفسدان در زمين مى‌گردانيم، يا پرهيزگاران را چون پليدكاران قرار مى‌دهيم؟

كِتَٰبٌ أَنزَلْنَٰهُ إِلَيْكَ مُبَٰرَكٌۭ لِّيَدَّبَّرُوٓا۟ ءَايَٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ

[اين‌] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‌ايم تا در [باره‌] آيات آن بينديشند، و خردمندان پند گيرند.

۳سلیمان و آزمون قدرتآیات ۳۰–۴۰

وَوَهَبْنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيْمَٰنَ ۚ نِعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ

و سليمان را به داوود بخشيديم. چه نيكو بنده‌اى. به راستى او توبه‌كار [و ستايشگر] بود.

إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِٱلْعَشِىِّ ٱلصَّٰفِنَٰتُ ٱلْجِيَادُ

هنگامى كه [طرف‌] غروب، اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند،

فَقَالَ إِنِّىٓ أَحْبَبْتُ حُبَّ ٱلْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّى حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِٱلْحِجَابِ

[سليمان‌] گفت: «واقعاً من دوستى اسبان را بر ياد پروردگارم ترجيح دادم تا [هنگام نماز گذشت و خورشيد] در پس حجاب ظلمت شد.»

رُدُّوهَا عَلَىَّ ۖ فَطَفِقَ مَسْحًۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلْأَعْنَاقِ

[گفت: « اسبها] را نزد من باز آوريد.» پس شروع كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف كردن آنها در راه خدا].

وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَٰنَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِۦ جَسَدًۭا ثُمَّ أَنَابَ

و قطعاً سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى بيفكنديم؛ پس به توبه باز آمد.

قَالَ رَبِّ ٱغْفِرْ لِى وَهَبْ لِى مُلْكًۭا لَّا يَنۢبَغِى لِأَحَدٍۢ مِّنۢ بَعْدِىٓ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْوَهَّابُ

گفت: «پروردگارا، مرا ببخش و مُلكى به من ارزانى دار كه هيچ كس را پس از من سزاوار نباشد، در حقيقت، تويى كه خود بسيار بخشنده‌اى.»

فَسَخَّرْنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجْرِى بِأَمْرِهِۦ رُخَآءً حَيْثُ أَصَابَ

پس باد را در اختيار او قرار داديم كه هر جا تصميم مى‌گرفت، به فرمان او نرم، روان مى‌شد.

وَٱلشَّيَٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٍۢ وَغَوَّاصٍۢ

و شيطانها را [از] بنّا و غواص،

وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِى ٱلْأَصْفَادِ

تا [وحشيان‌] ديگر را كه جفت جفت با زنجيرها به هم بسته بودند [تحت فرمانش درآورديم‌].

هَٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ

[گفتيم:] «اين بخشش ماست، [آن را] بى‌شمار ببخش يا نگاه دار.»

وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ

و قطعاً براى او در پيشگاه ما تقرّب و فرجام نيكوست.

۴ایوب و صبر در ابتلاآیات ۴۱–۴۴

وَٱذْكُرْ عَبْدَنَآ أَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَسَّنِىَ ٱلشَّيْطَٰنُ بِنُصْبٍۢ وَعَذَابٍ

و بنده ما ايوب را به ياد آور، آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه: «شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد.»

ٱرْكُضْ بِرِجْلِكَ ۖ هَٰذَا مُغْتَسَلٌۢ بَارِدٌۭ وَشَرَابٌۭ

[به او گفتيم:] «با پاى خود [به زمين‌] بكوب، اينك اين چشمه‌سارى است سرد و آشاميدنى.»

وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ أَهْلَهُۥ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةًۭ مِّنَّا وَذِكْرَىٰ لِأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ

و [مجدداً] كسانش را و نظاير آنها را همراه آنها به او بخشيديم، تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد.

وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًۭا فَٱضْرِب بِّهِۦ وَلَا تَحْنَثْ ۗ إِنَّا وَجَدْنَٰهُ صَابِرًۭا ۚ نِّعْمَ ٱلْعَبْدُ ۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌۭ

[و به او گفتيم:] «يك بسته تركه به دستت برگير و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشكن.» ما او را شكيبا يافتيم. چه نيكوبنده‌اى! به راستى او توبه‌كار بود.

۵برگزیدگان اهل اخلاصآیات ۴۵–۴۸

وَٱذْكُرْ عِبَٰدَنَآ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ أُو۟لِى ٱلْأَيْدِى وَٱلْأَبْصَٰرِ

و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده‌ور بودند به يادآور.

إِنَّآ أَخْلَصْنَٰهُم بِخَالِصَةٍۢ ذِكْرَى ٱلدَّارِ

ما آنان را با موهبت ويژه‌اى -كه يادآورى آن سراى بود- خالص گردانيديم.

وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ ٱلْمُصْطَفَيْنَ ٱلْأَخْيَارِ

و آنان در پيشگاه ما جداً از برگزيدگان نيكانند.

وَٱذْكُرْ إِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَذَا ٱلْكِفْلِ ۖ وَكُلٌّۭ مِّنَ ٱلْأَخْيَارِ

و اسماعيل و يسع و ذوالكفل را به ياد آور [كه‌] همه از نيكانند.

۶بهشت و گفت‌وگوی دوزخیانآیات ۴۹–۶۴

هَٰذَا ذِكْرٌۭ ۚ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَـَٔابٍۢ

اين يادكردى است، و قطعاً براى پرهيزگاران فرجامى نيك است.

جَنَّٰتِ عَدْنٍۢ مُّفَتَّحَةًۭ لَّهُمُ ٱلْأَبْوَٰبُ

باغهاى هميشگى در حالى كه درهاى [آنها] برايشان گشوده‌است.

مُتَّكِـِٔينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ وَشَرَابٍۢ

در آنجا تكيه مى‌زنند [و] ميوه‌هاى فراوان و نوشيدنى در آنجا طلب مى‌كنند.

۞ وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ أَتْرَابٌ

و نزدشان [دلبران‌] فروهشته‌نگاه همسال است.

هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ ٱلْحِسَابِ

اين است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مى‌شد.

إِنَّ هَٰذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ

[مى‌گويند:] «در حقيقت، اين روزىِ ماست و آن را پايانى نيست.»

هَٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍۢ

اين است [حال بهشتيان‌] و [اما] براى طغيانگران واقعاً بد فرجامى است.

جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ

به جهنّم درمى‌آيند، و چه بد آرامگاهى است.

هَٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌۭ وَغَسَّاقٌۭ

اين جوشاب و چركاب است، بايد آن را بچشند.

وَءَاخَرُ مِن شَكْلِهِۦٓ أَزْوَٰجٌ

و از همين گونه، انواع ديگر [عذابها]!

هَٰذَا فَوْجٌۭ مُّقْتَحِمٌۭ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًۢا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُوا۟ ٱلنَّارِ

اينها گروهى‌اند كه با شما به اجبار [در آتش‌] درمى‌آيند. بدا به حال آنها، زيرا آنان داخل آتش مى‌شوند.

قَالُوا۟ بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًۢا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ ٱلْقَرَارُ

[به رؤساى خود] مى‌گويند: «بلكه بر خود شما خوش مباد! اين [عذاب‌] را شما خود براى ما از پيش فراهم آورديد، و چه بد قرارگاهى است.»

قَالُوا۟ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًۭا ضِعْفًۭا فِى ٱلنَّارِ

مى‌گويند: «پروردگارا، هر كس اين [عذاب‌] را از پيش براى ما فراهم آورده، عذاب او را در آتش دو چندان كن.»

وَقَالُوا۟ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًۭا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلْأَشْرَارِ

و مى‌گويند: «ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از [زمره‌] اشرار مى‌شمرديم نمى‌بينيم؟

أَتَّخَذْنَٰهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ ٱلْأَبْصَٰرُ

آيا آنان را [در دنيا] به ريشخند مى‌گرفتيم يا چشمها[ى ما] بر آنها نمى‌افتد؟»

إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّۭ تَخَاصُمُ أَهْلِ ٱلنَّارِ

اين مجادله اهل آتش قطعاً راست است.

۷توحید و داستان آدم و ابلیسآیات ۶۵–۸۸

قُلْ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٌۭ ۖ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلْوَٰحِدُ ٱلْقَهَّارُ

بگو: «من فقط هشداردهنده‌اى هستم، و جز خداى يگانه قهار معبودى ديگر نيست.

رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ٱلْعَزِيزُ ٱلْغَفَّٰرُ

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، همان شكست‌ناپذير آمرزنده.

قُلْ هُوَ نَبَؤٌا۟ عَظِيمٌ

بگو: «اين خبرى بزرگ است،

أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ

[كه‌] شما از آن روى برمى‌تابيد.

مَا كَانَ لِىَ مِنْ عِلْمٍۭ بِٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰٓ إِذْ يَخْتَصِمُونَ

مرا در باره ملاء اعلى هيچ دانشى نبود آنگاه كه مجادله مى‌كردند.

إِن يُوحَىٰٓ إِلَىَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ

به من هيچ [چيز] وحى نمى‌شود، جز اينكه من هشداردهنده‌اى آشكارم.

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى خَٰلِقٌۢ بَشَرًۭا مِّن طِينٍۢ

آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گِل خواهم آفريد.

فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَٰجِدِينَ

پس چون او را [كاملاً] درست كردم و از روح خويش در آن دميدم، سجده‌كنان براى او [به خاك‌] بيفتيد.»

فَسَجَدَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ

پس همه فرشتگان يكسره سجده كردند.

إِلَّآ إِبْلِيسَ ٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ

مگر ابليس [كه‌] تكبر نمود و از كافران شد.

قَالَ يَٰٓإِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَىَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ

فرمود: «اى ابليس، چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى؟ آيا تكبر نمودى يا از [جمله‌] برترى‌جويانى؟»

قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌۭ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍۢ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍۢ

گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريده‌اى و او را از گِل آفريده‌اى.»

قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ

فرمود: «پس، از آن [مقام‌] بيرون شو، كه تو رانده‌اى.

وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ

و تا روز جزا لعنت من بر تو باد.»

قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ

گفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى‌شوند مهلت ده.»

قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ

فرمود: «در حقيقت، تو از مهلت‌يافتگانى،

إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ

تا روز معين معلوم.»

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ

[شيطان‌] گفت: «پس به عزّت تو سوگند كه همگى را جداً از راه به در مى‌برم،

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ

مگر آن بندگان پاكدل تو را.»

قَالَ فَٱلْحَقُّ وَٱلْحَقَّ أَقُولُ

فرمود: «حق [از من‌] است و حق را مى‌گويم:

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ

هرآينه جهنّم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند، از همگى‌شان، خواهم انباشت.»

قُلْ مَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍۢ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُتَكَلِّفِينَ

بگو: «مزدى بر اين [رسالت‌] از شما طلب نمى‌كنم و من از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم.

إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَٰلَمِينَ

اين [قرآن‌] جز پندى براى جهانيان نيست.

وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعْدَ حِينٍۭ

و قطعاً پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست.»

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source