‹ همهٔ سوره‌ها الصافات
۳۷

الصافات

صف‌کشیدگان

مکی۱۸۲ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «صف‌کشیدگان» سوره‌ای بسیار گسترده و مکی است و فضای کلی آن پیرامون توحید، معاد و حسابرسی و نشانه‌های آفرینش شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن سامان‌دهنده، حقوقی و اخلاقی است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "Those Set in Ranks" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around tawhid, resurrection and reckoning, and signs of creation. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

توحیدمعاد و حسابرسینشانه‌های آفرینشهدایت و گمراهیعدالت و روابط اجتماعیقصص و سرگذشت‌ها
tawhidresurrection and reckoningsigns of creationguidance and misguidancejustice and social relationsnarratives and histories

ساختار: سوره در چند بخش بلند حرکت می‌کند: طرح مبانی هدایتی، گسترش نمونه‌ها و احکام، و سپس بازگرداندن مخاطب به محورهای توحید و معاد و حسابرسی.

Structure: The surah moves through several extended sections: it lays out guiding foundations, expands examples and rulings, and then returns the reader to the axes of tawhid and resurrection and reckoning.

در چینش مصحف، این سوره میان «يس» و «ص» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از توحید به معاد و حسابرسی را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between Ya-Sin and Sad, helping the reader move across adjacent themes such as tawhid and resurrection and reckoning.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭا

سوگند به صف بستگان -كه صفى [با شكوه‌] بسته‌اند-

فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجْرًۭا

و به زجركنندگان -كه به سختى زجر مى‌كنند-

فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكْرًا

و به تلاوت‌كنندگان [آيات الهى‌]!

إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَٰحِدٌۭ

كه قطعاً معبود شما يگانه است!

رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ ٱلْمَشَٰرِقِ

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، و پروردگار خاورها!

إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِزِينَةٍ ٱلْكَوَاكِبِ

ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم!

وَحِفْظًۭا مِّن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ مَّارِدٍۢ

و [آن را] از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم!

لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍۢ

[به طورى كه‌] نمى‌توانند به انبوه [فرشتگان‌] عالَم بالا گوش فرا دهند، و از هر سوى پرتاب مى‌شوند.

دُحُورًۭا وَلَهُمْ عَذَابٌۭ وَاصِبٌ

با شدت به دور رانده مى‌شوند، و برايشان عذابى دايم است.

إِلَّا مَنْ خَطِفَ ٱلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ ثَاقِبٌۭ

مگر كسى كه [از سخن بالاييان‌] يكباره استراق سمع كند، كه شهابى شكافنده از پى او مى‌تازد!

فَٱسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَآ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّن طِينٍۢ لَّازِبٍۭ

پس، [از كافران‌] بپرس: آيا ايشان [از نظر] آفرينش سخت‌ترند يا كسانى كه [در آسمانها] خلق كرديم؟ ما آنان را از گِلى چسبنده پديد آورديم.

بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ

بلكه عجب مى‌دارى و [آنها] ريشخند مى‌كنند!

وَإِذَا ذُكِّرُوا۟ لَا يَذْكُرُونَ

و چون پند داده شوند عبرت نمى‌گيرند.

وَإِذَا رَأَوْا۟ ءَايَةًۭ يَسْتَسْخِرُونَ

و چون آيتى ببينند به ريشخند مى‌پردازند!

وَقَالُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌ

و مى‌گويند: «اين جز سحرى آشكار نيست.»

أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ

«آيا چون مرديم و خاك و استخوانهاى [خُرد] گرديديم، آيا راستى برانگيخته مى‌شويم؟

أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ

و همين طور پدران اوّليه ما؟!»

قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَٰخِرُونَ

بگو: «آرى! در حالى كه شما خواريد!»

فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ

و آن تنها يك فرياد است و بس! و بناگاه آنان به تماشا خيزند!

وَقَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَا هَٰذَا يَوْمُ ٱلدِّينِ

و مى‌گويند: «اى واى بر ما! اين است روز جزا!»

هَٰذَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ

اين است همان روز داورى كه آن را تكذيب مى‌كرديد!

ٱحْشُرُوا۟ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَأَزْوَٰجَهُمْ وَمَا كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ

كسانى را كه ستم كرده‌اند، با همرديفانشان و آنچه غير از خدا مى‌پرستيده‌اند،

مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْجَحِيمِ

گِرد آوريد و به سوى راه جهنم رهبرى‌شان كنيد!

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْـُٔولُونَ

و بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند!

مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ

شما را چه شده است كه همديگر را يارى نمى‌كنيد؟!

بَلْ هُمُ ٱلْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ

[نه!] بلكه امروز آنان از در تسليم درآمدگانند!

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ

و بعضى روى به بعضى ديگر مى‌آورند [و] از يكديگر مى‌پرسند!

قَالُوٓا۟ إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ ٱلْيَمِينِ

[و] مى‌گويند: «شما [ظاهراً] از درِ راستى با ما درمى‌آمديد [و خود را حق به جانب مى‌نموديد]!»

قَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ

[متّهمان‌] مى‌گويند: «[نه!] بلكه با ايمان نبوديد.

وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَٰنٍۭ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًۭا طَٰغِينَ

و ما را بر شما هيچ تسلطى نبود، بلكه خودتان سركش بوديد.

فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ إِنَّا لَذَآئِقُونَ

پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد؛ ما واقعاً بايد [عذاب را] بچشيم!

فَأَغْوَيْنَٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ

و شما را گمراه كرديم، زيرا خودمان گمراه بوديم!»

فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍۢ فِى ٱلْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ

پس، در حقيقت، آنان در آن روز در عذاب شريك يكديگرند!

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَ

[آرى،] ما با مجرمان چنين رفتار مى‌كنيم!

إِنَّهُمْ كَانُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ

چرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مى‌شد: «خدايى جز خداى يگانه نيست»، تكبر مى‌ورزيدند!

وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓا۟ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍۢ مَّجْنُونٍۭ

و مى‌گفتند: «آيا ما براى شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم؟!»

بَلْ جَآءَ بِٱلْحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلْمُرْسَلِينَ

ولى نه! [او] حقيقت را آورده و فرستادگان را تصديق كرده است.

إِنَّكُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِيمِ

در واقع، شما عذاب پر درد را خواهيد چشيد!

وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و جز آنچه مى‌كرديد جزا نمى‌يابيد!

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ

مگر بندگان پاكدل خدا!

أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ رِزْقٌۭ مَّعْلُومٌۭ

آنان روزىِ معيّن خواهند داشت.

فَوَٰكِهُ وَهُم مُّكْرَمُونَ

[انواع‌] ميوه‌ها! و آنان مورد احترام خواهند بود.

فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ

در باغهاى پر نعمت!

عَلَىٰ سُرُرٍۢ مُّتَقَٰبِلِينَ

بر سريرها در برابر همديگر [مى‌نشينند].

يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۭ

با جامى از باده ناب پيرامونشان به گردش درمى‌آيند؛

بَيْضَآءَ لَذَّةٍۢ لِّلشَّٰرِبِينَ

[باده‌اى‌] سخت سپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص‌] مى‌دهد؛

لَا فِيهَا غَوْلٌۭ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ

نه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به بدمستى [و فرسودگى‌] مى‌افتند!

وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ عِينٌۭ

و نزدشان [دلبرانى‌] فروهشته‌نگاه و فراخ‌ديده باشند!

كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌۭ مَّكْنُونٌۭ

[از شدّت سپيدى‌] گويى تخم شتر مرغ [زير پَرَ]ند!

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ

پس برخى‌شان به برخى روى نموده و از همديگر پرس‌وجو مى‌كنند.

قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ إِنِّى كَانَ لِى قَرِينٌۭ

گوينده‌اى از آنان مى‌گويد: «راستى من [در دنيا] همنشينى داشتم،

يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُصَدِّقِينَ

[كه به من‌] مى‌گفت: «آيا واقعاً تو از باوردارندگانى؟

أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ

آيا وقتى مُرديم و خاك و [مشتى‌] استخوان شديم، آيا واقعاً جزا مى‌يابيم؟»

قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ

[مؤمن‌] مى‌پرسد: «آيا شما اطلاع داريد [كجاست‌]؟»

فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِى سَوَآءِ ٱلْجَحِيمِ

پس اطلاع حاصل مى‌كند، و او را در ميان آتش مى‌بيند!

قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ

[و] مى‌گويد: «به خدا سوگند، چيزى نمانده بود كه تو مرا به هلاكت اندازى.

وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّى لَكُنتُ مِنَ ٱلْمُحْضَرِينَ

و اگر رحمت پروردگارم نبود، هرآينه من [نيز] از احضارشدگان بودم.»

أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ

[و از روى شوق مى‌گويد:] «آيا ديگر روى مرگ نمى‌بينيم،

إِلَّا مَوْتَتَنَا ٱلْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ

جز همان مرگ نخستين خود؟ و ما هرگز عذاب نخواهيم شد؟!

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ

راستى كه اين همان كاميابى بزرگ است!»

لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ ٱلْعَٰمِلُونَ

براى چنين [پاداشى‌] بايد كوشندگان بكوشند.

أَذَٰلِكَ خَيْرٌۭ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ

آيا از نظر پذيرايى اين بهتر است يا درخت زقوم؟!

إِنَّا جَعَلْنَٰهَا فِتْنَةًۭ لِّلظَّٰلِمِينَ

در حقيقت، ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانيديم.

إِنَّهَا شَجَرَةٌۭ تَخْرُجُ فِىٓ أَصْلِ ٱلْجَحِيمِ

آن، درختى است كه از قعر آتش سوزان مى‌رويد،

طَلْعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّيَٰطِينِ

ميوه‌اش گويى چون كله‌هاى شياطين است،

فَإِنَّهُمْ لَءَاكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ

پس [دوزخيان‌] حتماً از آن مى‌خورند و شكمها را از آن پر مى‌كنند،

ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًۭا مِّنْ حَمِيمٍۢ

سپس ايشان را بر سر آن، آميغى از آب جوشان است؛

ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى ٱلْجَحِيمِ

آنگاه بازگشتشان بى‌گمان به سوى دوزخ است.

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا۟ ءَابَآءَهُمْ ضَآلِّينَ

آنها پدران خود را گمراه يافتند،

فَهُمْ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمْ يُهْرَعُونَ

پس ايشان به دنبال آنها مى‌شتابند!

وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ ٱلْأَوَّلِينَ

و قطعاً پيش از آنها بيشتر پيشينيان به گمراهى افتادند.

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ

و حال آنكه مسلماً در ميانشان هشداردهندگانى فرستاديم.

فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُنذَرِينَ

پس ببين فرجام هشدارداده‌شدگان چگونه بود!

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ

به استثناى بندگان پاكدل خدا!

وَلَقَدْ نَادَىٰنَا نُوحٌۭ فَلَنِعْمَ ٱلْمُجِيبُونَ

و نوح، ما را ندا داد، و چه نيك اجابت‌كننده بوديم!

وَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ

و او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم.

وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلْبَاقِينَ

و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم.

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ

و در ميان آيندگان [آوازه نيك‌] او را بر جاى گذاشتيم.

سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٍۢ فِى ٱلْعَٰلَمِينَ

درود بر نوح در ميان جهانيان!

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ

ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‌دهيم.

إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ

به راستى او از بندگان مؤمن ما بود.

ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ

سپس ديگران را غرق كرديم.

وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبْرَٰهِيمَ

و بى‌گمان، ابراهيم از پيروان اوست.

إِذْ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍ

آنگاه كه با دلى پاك به [پيشگاه‌] پروردگارش آمد.

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَاذَا تَعْبُدُونَ

چون به پدر[خوانده‌] و قوم خود گفت: «چه مى‌پرستيد؟

أَئِفْكًا ءَالِهَةًۭ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ

آيا غير از آنها، به دروغ، خدايانى [ديگر] مى‌خواهيد؟!

فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

پس گمانتان به پروردگار جهانها چيست؟»

فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ

پس نظرى به ستارگان افكند،

فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ

و گفت: «من كسالت دارم!»

فَتَوَلَّوْا۟ عَنْهُ مُدْبِرِينَ

پس پشت‌كنان از او روى برتافتند!

فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ

تا نهانى به سوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت: «آيا غذا نمى‌خوريد؟

مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ

شما را چه شده كه سخن نمى‌گوييد؟!»

فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًۢا بِٱلْيَمِينِ

پس با دست راست، بر سر آنها زدن گرفت!

فَأَقْبَلُوٓا۟ إِلَيْهِ يَزِفُّونَ

تا دوان دوان سوى او روى‌آور شدند.

قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ

[ابراهيم‌] گفت: «آيا آنچه را مى‌تراشيد، مى‌پرستيد؟

وَٱللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ

با اينكه خدا شما و آنچه را كه برمى‌سازيد آفريده است!»

قَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ لَهُۥ بُنْيَٰنًۭا فَأَلْقُوهُ فِى ٱلْجَحِيمِ

گفتند: «برايش [كوره‌]خانه‌اى بسازيد و در آتشش بيندازيد»

فَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَسْفَلِينَ

پس خواستند به از نيرنگى زنند؛ و[لى‌] ما آنان را پست گردانيديم.

وَقَالَ إِنِّى ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّى سَيَهْدِينِ

و [ابراهيم‌] گفت: «من به سوى پروردگارم رهسپارم، زودا كه مرا راه نمايد!»

رَبِّ هَبْ لِى مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ

«اى پروردگار من! مرا [فرزندى‌] از شايستگان بخش.»

فَبَشَّرْنَٰهُ بِغُلَٰمٍ حَلِيمٍۢ

پس او را به پسرى بردبار مژده داديم.

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ يَٰبُنَىَّ إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ

و وقتى با او به جايگاه «سعى» رسيد، گفت: «اى پسرك من! من در خواب [چنين‌] مى‌بينم كه تو را سَرْ مى‌بُرم، پس ببين چه به نظرت مى‌آيد؟» گفت: «اى پدر من! آنچه را مأمورى بكن! ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت.»

فَلَمَّآ أَسْلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلْجَبِينِ

پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند،

وَنَٰدَيْنَٰهُ أَن يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ

او را ندا داديم كه اى ابراهيم!

قَدْ صَدَّقْتَ ٱلرُّءْيَآ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ

رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى! ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم!

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْبَلَٰٓؤُا۟ ٱلْمُبِينُ

راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود!

وَفَدَيْنَٰهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍۢ

و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم.

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ

و در [ميان‌] آيندگان براى او [آوازه نيك‌] به جاى گذاشتيم.

سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ

درود بر ابراهيم!

كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ

نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم.

إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ

در حقيقت، او از بندگان با ايمان ما بود.

وَبَشَّرْنَٰهُ بِإِسْحَٰقَ نَبِيًّۭا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ

و او را به اسحاق كه پيامبرى از [جمله‌] شايستگان است مژده داديم.

وَبَٰرَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَىٰٓ إِسْحَٰقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌۭ وَظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ مُبِينٌۭ

و به او و به اسحاق بركت داديم، و از نسل آن دو برخى نيكوكار و [برخى‌] آشكارا به خود ستمكار بودند.

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ

و در حقيقت، بر موسى و هارون منت نهاديم.

وَنَجَّيْنَٰهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ

و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانيديم.

وَنَصَرْنَٰهُمْ فَكَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ

و آنان را يارى داديم تا ايشان غالب آمدند.

وَءَاتَيْنَٰهُمَا ٱلْكِتَٰبَ ٱلْمُسْتَبِينَ

و آن دو را كتاب روشن داديم.

وَهَدَيْنَٰهُمَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ

و هر دو را به راه راست هدايت كرديم.

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِى ٱلْءَاخِرِينَ

و براى آن دو در [ميان‌] آيندگان [نام نيك‌] به جاى گذاشتيم.

سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ

درود بر موسى و هارون!

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ

ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم،

إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ

زيرا آن دو از بندگان با ايمان ما بودند.

وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ

و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود.

إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ

چون به قوم خود گفت: «آيا پروا نمى‌داريد؟

أَتَدْعُونَ بَعْلًۭا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ ٱلْخَٰلِقِينَ

آيا «بعل» را مى‌پرستيد و بهترين آفرينندگان را وامى‌گذاريد؟!

ٱللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ

[يعنى:] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست؟!

فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

پس او را دروغگو شمردند، و قطعاً آنها [در آتش‌] احضار خواهند شد-

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ

مگر بندگان پاكدين خدا.

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ

و براى او در [ميان‌] آيندگان [آوازه نيك‌] به جاى گذاشتيم.

سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلْ يَاسِينَ

درود بر پيروان الياس!

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ

ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‌دهيم،

إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ

زيرا او از بندگان با ايمان ما بود.

وَإِنَّ لُوطًۭا لَّمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ

و در حقيقت، لوط از زمره فرستادگان بود.

إِذْ نَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ

آنگاه كه او و همه كسانش را رهانيديم-

إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ

جز پيرزنى كه در ميان باقى‌ماندگان [و خاكسترشدگان‌] بود-

ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ

سپس ديگران را هلاك كرديم.

وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ

و در حقيقت، شما بر آنان صبحگاهان

وَبِٱلَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

و شامگاهان مى‌گذريد! آيا به فكر فرو نمى‌رويد؟!

وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ

و در حقيقت، يونس از زمره فرستادگان بود.

إِذْ أَبَقَ إِلَى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ

آنگاه كه به سوى كشتى پر، بگريخت!

فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلْمُدْحَضِينَ

پس [سرنشينان‌] با هم قرعه انداختند و [يونس‌] از باختگان شد.

فَٱلْتَقَمَهُ ٱلْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌۭ

[او را به دريا افكندند] و عنبرماهى او را بلعيد در حالى كه او نكوهشگر خويش بود!

فَلَوْلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُسَبِّحِينَ

و اگر او از زمره تسبيح‌كنندگان نبود،

لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ

قطعاً تا روزى كه برانگيخته مى‌شوند، در شكم آن [ماهى‌] مى‌ماند!

فَنَبَذْنَٰهُ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ سَقِيمٌۭ

پس او را در حالى كه ناخوش بود به زمين خشكى افكنديم!

وَأَنۢبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةًۭ مِّن يَقْطِينٍۢ

و بر بالاى [سرِ] او درختى از [نوع‌] كدوبُن رويانيديم.

وَأَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ مِا۟ئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ

و او را به سوى يكصدهزار [نفر از ساكنان نينوا] يا بيشتر روانه كرديم.

فَـَٔامَنُوا۟ فَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢ

پس ايمان آوردند و تا چندى برخوردارشان كرديم.

فَٱسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ ٱلْبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلْبَنُونَ

پس، از مشركان جويا شو: آيا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است؟!

أَمْ خَلَقْنَا ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثًۭا وَهُمْ شَٰهِدُونَ

يا فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند؟

أَلَآ إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ

هش‌دار كه اينان از دروغ پردازى خود قطعاً خواهند گفت:

وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَٰذِبُونَ

«خدا فرزند آورده!» در حالى كه آنها قطعاً دروغگويانند!

أَصْطَفَى ٱلْبَنَاتِ عَلَى ٱلْبَنِينَ

آيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيده است؟

مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ

شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌كنيد؟

أَفَلَا تَذَكَّرُونَ

آيا سرِ پند گرفتن نداريد؟!

أَمْ لَكُمْ سُلْطَٰنٌۭ مُّبِينٌۭ

يا دليلى آشكار [در دست‌] داريد؟

فَأْتُوا۟ بِكِتَٰبِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

پس اگر راست مى‌گوييد كتابتان را بياوريد.

وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا وَلَقَدْ عَلِمَتِ ٱلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

و ميان خدا و جن‌ها پيوندى انگاشتند و حال آنكه جنيان نيك دانسته‌اند كه [براى حساب پس‌دادن،] خودشان احضار خواهند شد.

سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ

خدا منزه است از آنچه در وصف مى‌آورند.

إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ

به استثناى بندگان پاكدل خدا.

فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ

در حقيقت، شما و آنچه [كه شما آن را] مى‌پرستيد،

مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَٰتِنِينَ

بر ضد او گمراه‌گر نيستيد،

إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ ٱلْجَحِيمِ

مگر كسى را كه به دوزخ رفتنى است!

وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٌۭ مَّعْلُومٌۭ

و هيچ يك از ما [فرشتگان‌] نيست مگر [اينكه‌] براى او [مقام و] مرتبه‌اى معيّن است.

وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلصَّآفُّونَ

و در حقيقت، ماييم كه [براى انجام فرمان خدا] صف بسته‌ايم.

وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلْمُسَبِّحُونَ

و ماييم كه خود تسبيح‌گويانيم.

وَإِن كَانُوا۟ لَيَقُولُونَ

و [مشركان‌] به تأكيد مى‌گفتند:

لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًۭا مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ

«اگر پند [نامه‌ا]ى از پيشينيان نزد ما بود،

لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ

قطعاً از بندگان خالص خدا مى‌شديم!»

فَكَفَرُوا۟ بِهِۦ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ

ولى [وقتى قرآن آمد] به آن كافر شدند، و زودا كه بدانند!

وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلْمُرْسَلِينَ

و قطعاً فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پيش [چنين‌] رفته است:

إِنَّهُمْ لَهُمُ ٱلْمَنصُورُونَ

كه آنان [بر دشمنان خودشان‌] حتماً پيروز خواهند شد.

وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلْغَٰلِبُونَ

و سپاه ما هرآينه غالب‌آيندگانند.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ

پس تا مدتى [معيّن‌] از آنان روى برتاب.

وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ

و آنان را بنگر كه خواهند ديد.

أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ

آيا عذاب ما را شتابزده خواستارند؟

فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلْمُنذَرِينَ

[پس هشدارداده‌شدگان را] آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است!

وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ

و از ايشان تا مدتى [معيّن‌] روى برتاب.

وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ

و بنگر كه خواهند ديد!

سُبْحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ

منزه است پروردگار تو، پروردگار شكوهمند، از آنچه وصف مى‌كنند.

وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلْمُرْسَلِينَ

و درود بر فرستادگان!

وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

و ستايش، ويژه خدا، پروردگار جهانهاست.