‹ همهٔ سوره‌ها التغابن
۶۴

التغابن

زیان‌دیدگی

مدنی۱۸ آیه

تغابن (۶۴)

موقعیت زمانی

سوره تغابن باتوجه به سبک و سیاق و مضمون و محتوای آیاتش و نیز برحسب تحقیقات و بررسیهای انجام شده علمی و آماری ۱، در سالهای میانی بعثت (سالهای ۷ و ۸) درمکه نازل شده است. گرچه بسیاری از مفسرین آنرا مربوط به دوران هجرت و سوره‌ای مدنی شمرده‌اند. مکی بودن این سوره، هم از مقدمات آن که درباره اصول توحیدی و هدف آفرینش و تفکیک انسانها برحسب ایمان و کفر می‌باشد، آشکار است. و هم از متن آن که درباره قبول مصیبت‌های پیوستن به جبهه ایمانی و آمادگی برای اطاعت و انضباط و انفاق و آزادی از وابستگی به اموال و اولاد می‌باشد.

سالهای ۷ و ۸ بعثت به گفته مورخین مقارن با آغاز دوران حبس و حصر رسول خدا (ص) و مؤمنین در دره تنگی درمکه (شعب ابیطالب) می‌باشد که گفته می‌شود سه سال بطول انجامید. در این مدّت که سختی و فشار، فقر و گرسنگی، بیماری و محرومیت به اوج خود رسیده بود، پیامبر (ص) و ابوطالب و خدیجه همه دارایی خود را برای جبران «مصیبت»های وارده بر جمع قلیل مؤمنینی که نتوانسته بودند به «حبشه» هجرت نمایند ازدست دادند و خود متحمل شدیدترین مصائب گشتند، بطوریکه تنها دوماه پس از خلاص شدن از این انزوای اجباری ابوطالب و خدیجه به فاصله سه روز وفات یافتند (رمضان سال دهم).


  1. در این مورد می‌توانید به جداول شماره ۱۴ و ۱۵ جلد اول کتاب سیر تحول قرآن نوشته آقای مهندس مهدی بازرگان مراجعه نمائید.

رهنمودها

سختی‌ها و محرومیت‌های سه ساله مؤمنین در چنین تنگنالتی که همچون زندان، امکانات و ارتباطات آنها را سلب کرده بود، آزمایش بزرگی برای تبلور ایمان و خالص و پایدار شدن آن بشمار می‌رفت، گویا برخی از مؤمنین تصور می‌کردند همینکه به خداوند قادر قاهر ایمان آورده و از رسول او تبعیت می‌نمایند، باید درپناه قدرت او محفوظ از گزند حوادث و مصون از تعرضات کافران باشند، بنابراین از مصیبت‌های غیرمنتظره متعددی که برآنها و پیامبرشان وارد می‌شد شگفت زده و حیران می‌شدند و در تضمین موفقیت و پیروزی چنین راهی دچار شک و تردید می‌گشتند. و همینجا است که خداوند حکیم آگاهشان می‌کند که هیچ اتفاقی خارج از مشیت او نمی‌افتد و هیچ مصیبتی جز «باذن» او نمی‌رسد و هرکس به خدا ایمان بیاورد دلش (درجهت درک و فهم چنین حکمتی) هدایت می‌گردد:

مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِآیهٔ ۱۱ و وَمَن يُؤْمِنۢ بِٱللَّهِآیهٔ ۹ يهد قلبه و الله بكلشئ عليم (ايه ۱۱). وقتی سختی و مصیبتی به جمعی وارد می‌گردد، مهمترین عامل برای حفظ وحدت و جلوگیری از گسیختگی، از یکطرف اطاعت و انضباط نسبت به آرمانهای مشترک و رهبری و فرماندهی واحد است (و اطبعوالله و اطبغواالرسول...) از طرف دیگر، توجه به یکتائی خدا (نفی عوامل دیگر و اعراض از تمسک به اسباب شرک آمیز) و توکل به او می‌باشد (ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَآیهٔ ۱۳ و وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَآیهٔ ۱۳). کسانیکه ایمانی راستین داشته باشند منحصراً او را مؤثر در وجود می‌دانند و بجز او معبودی نمی‌شناسند و تنها بر او تکیه و توکل می‌کنند.

اما قوی ترین عامل و انگیزه ای که در این شرایط زانوی مقاومت مؤمن را ممکن است به لرزه درآورد، عشق و عاطفه به زن و فرزند می‌باشد. یا خود به چنین حال و هوائی دچار می‌گردد و یا آنها که به تبع گرفتاریهای او دچار سختی و محرومیت شده‌اند، تحت فشارش قرار داده و ادارش می‌نمایند از ایمان و عقیده دست بردارد و به زندگی آرام بی دردسر و راحت و رفاه خانوادگی بازگشت نماید. گرچه رسیدگی به همسر و فرزند از بدیهی ترین وظائف مرد است، اما اگر همین فریضه مانع انجام فرائض مهمتری گردد و در تعارض با فرمان الهی قرار گیرد، «شرک» محسوب می‌شود و اینجاست که اصرار همسر و فرزند برای بازگرداندن

۱۳ آیه ۱۲ ۲ آیه ۱۳

مرد ۱ از راه خدا دشمنی با او محسوب می‌شود، چرا که سعادت ابدی و رضوان الهی را برای او نمی‌پسندد. امّا مخالفت و ممانعت همسر و فرزند نمی‌تواند موجب بدرفتاری و ترک آنها باشد، گرچه آنها از راه خدا دور شده‌اند، ولی اختلاف عقیده و آرمان جواز بداخلاقی و خشونت بدست کسی نمی‌دهد. شگفت اینکه علیرغم شیوه‌های رایج درمیان بیشتر مسلمانان و برخلاف انتظار، دربرابر چنین همسران و فرزندانی دستور سه مرحله ای عفو و صفح و غفران می‌دهد. «عفو»، صرفنظر کردن و ترک انتقام است، «صفح» مرتبه ای بالاتر از عفو است که با ترک ملامت و زدودن خاطره رفتار ناپسند از صفحه صورت یا صفحه دل توأم می‌باشد و بالاخره «غفران» که افضل از آن دو می‌باشد، نیکوئی کردن دربرابر بدی است، همچنانکه خداوند با غفران ذنوب گناهکاران پرده رحمت خود را بر آنان می‌گستراند و با محو آثار گناه نورانیتی به آنها می‌بخشد.

یا ایها الذین آمنوا انّ من از واجکم و وَأَوْلَٰدِكُمْ عَدُوًّۭا لَّكُمْ فَٱحْذَرُوهُمْآیهٔ ۱۴ و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭسورهٔ نحل، آیهٔ ۱۱۵ (آیه ۱۴)

شأن نزول آیه فوق گواهی می‌دهد که درآن اوضاع و احوال مصیبت بار، همسران و فرزندانی مانع پیوستن شوهر و پدر ۴ خود به همراهان پیامبر و یا هجرت آنان می‌شدند، بنابراین تعیین تکلیف مسلمانان درچنین حالتی ضروری بنظر می‌رسیده است. علاوه برآن، دلبستگی به «اموال» نیز درکنار پیوند با «اولاد» انگیزه نیرومند دیگری برای بازداشتن مؤمنین از راه دشوار ایمان محسوب می‌شده است. در نتیجه تذکر به «فتنه» (آزمایش) بودن اموال و اولاد و تأکید بر عظمت پاداش خدائی (درصورت دورشدن از اولاد با مهاجرت و مسافرت و ازدست دادن اموال با انفاق) بسیار ضروری بوده است (انّما اموالکم و اولادکم فتنه وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجْرٌ عَظِيمٌۭآیهٔ ۱۵) آیه ۱۵

  1. البته ممکن است قضیه بر عکس باشد یعنی مرد مانع پیوستن زن به راه خدا گردد. کما آنکه در آیه موردنظر کلمه «از واجکم» (همسرا ننان) بکار رفته است نه «نسائکم».
  1. شایسته است درچنین موقعیت هائی همسر مؤمن در راه خدا گام بردارد و دوشادوش یکدیکر برای اعتلای حق مبارزه نمایند. گرچه درصورت امتناع زن، شوهر وظیفه دارد درحد توان خود نفقه او را بپردازد و به زندگی او و فرزندانش رسیدگی نماید.
  1. مراحل سه گانه فوق در سوره‌های دیگر مورد تأکید قرار گرفته است. ازجمله: سوره نور آیه ۲۲ (و لیعفوا و لیمصفعوا الا تحبون ان يغفرالله لکم والله غفور رحیم)، و یا سوره مائده آیه ۱۳ (فاعف عنهم و ۛ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۹۵) و همچنین بقره ۱۰۹ - ناگفته نماند بالاتر از غفران، رحمت (دلسوزی) است که به عنوان مرحله چهارم دربرخی سوره‌ها آمده است.
  1. همانطور که گفته شد مواردی را تاریخ سراغ می‌دهد که قضیه برعکس بوده است یعنی زن علیرغم میل شوهر به جبهه ایمان پیوسته و مهاجرت کرده است.

به این ترتیب پرهیز از خدا (تقوی) باتمام نیرو دربرابر گرایشات و انگیزه‌های مخالف پیوستن به جبهه توحید، و گوش به فرمان ولایت رسول خدا بودن و خرج کردن (انفاق) در راه اهداف الهی، توصیه‌های لازمی بوده است که درچنین شرایطی باید به مؤمنین داده می‌شده:

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ مَاآیهٔ ۱۶ ٱسْتَطَعْتُمْ وَٱسْمَعُوا۟ وَأَطِيعُوا۟ وَأَنفِقُوا۟ خَيْرًۭا لِّأَنفُسِكُمْ ۗآیهٔ ۱۶ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦآیهٔ ۱۶

فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَآیهٔ ۱۶.

و بخصوص سومین آن (انفاق)، که با مهارزدن بربخل موجب رستگاری می‌گردد (و وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَٰٓئِكَسورهٔ حشر، آیهٔ ۹ هم المفلحون)، به دلیل ضرورت و نیاز به آن در شرایط مورد ذکر ۱ قرض الحسنه‌ای به خدا شمرده می‌گردد که علاوه بر افزایش اصل و فرع سرمایه، وسیله آمرزش بنده می‌شود. چرا که خداوند بسیار سپاسگزار بردبار است؛

إِن تُقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا يُضَٰعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَٱللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌآیهٔ ۱۷ (آیه ۱۷).

و بالاخره آخرین آیه این سوره، خداوند را به صفات دانای نهان و آشکار و عزیز و حکیم معرفی می‌نماید تا از یکطرف علم و آگاهی او را به مراتب تقوی، اطاعت و انفاق مؤمنین مورد تأکید قرار دهد و ازطرف دیگر شکست ناپذیر (عزیز) بودن او را در اجرای مشیت حکیمانه‌ای که با آفرینش انسان اراده فرموده نشان دهد. (عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۱۸).

مثلث توحید، قیامت و نبوت

نیمه ابتدای سوره بر تبیین اصول سه گانه فوق بناشده و بر این اساس رهنمودهای نیمه دیگر سوره خطاب به مؤمنین صادر گشته است.

در آغاز از حرکت جوهری عالم که تسبیح عمومی موجودات آسمانها و زمین را برای خداوند نشان می‌دهد سخن می‌گوید، خدائی که ملک وجود منحصراً از آن اوست و حمد و ستایش تنها او را سزد و همو بر همه چیز قدیر (توانای اندازه گذار) است:

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِآیهٔ ۱ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۖ لَهُ ٱلْمُلْكُ وَلَهُ ٱلْحَمْدُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌآیهٔ ۱ پس از آن، از آفرینش انسان برای متوجه ساختنش به آفریننده خود، سخن می‌گوید و از مشیت او در اختیار و مهلت دادن به انسان در زندگی دنیائی تا عده‌ای راه کفر در پیش گیرند و


  1. ضرورت چنین انفاقی باتوجه به فقر و محرومیت مؤمنین در دوران حبس و حصر در شعب ابیطالب و گرسنگی و بیماری بسیاری از آنان روشن تر می‌گردد.
  1. خداوند به این دلیل شکور است که پاس احسان بندگان را می‌دارد و نعمتشان افزون می‌نماید و حلیم است به این دلیل که بخاطر بخل بندگان در عقوبت آنان تعجیل نمی‌نماید.

عده ای راه ایمان، که در هر حال خداوند به اعمال بندگان بس بینا است: هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌۭ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌۭ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌآیهٔ ۲ و در همین رابطه، از آفرینش به حق (هدفدار نه باطل و بیهوده) آسمانها و زمین یاد می‌کند و از اینکه انسان را نیکوترین و کامل ترین نوع قرار داده تا متناسب با رشد و کمال بسوی خدا باشد: (خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّآیهٔ ۳ و صورکم فاحسن صورکم و الیه المصیر). معنای «صورکم فاحسن صورکم»، همانا پیچیدگی و تکمیل جهازات جسمی و روحی انسان است ۱ که فضیلت نوعی او را نسبت به سایر موجودات ۲ و ظرفیت وجودی او را برای تسلط برطبیعت ۳ و برتر آمدن از مخلوقات دیگر ثابت می‌نماید. خداوند چنین ظرفیتی به انسان بخشیده تا خود را بسوی خدا گونه شدن بسازد (و الیه المصیر ۴). چنین خالقی که آفریننده مراحل مختلف مخلوقات خویش است، مسلماً برجزئیات حالات و حرکات پنهان و آشکار آنها واقف است و چنین است که «علیم» بودن خدا نتیجه یا لازمه آفرینندگی او می‌باشد (يَعْلَمُ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِآیهٔ ۴ و الارض و یعلم ما تسرّون و ما تعلنون) وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۵۴). آیه (۴). چهار آیه اول مبانی توحید و ربوبیت جهانشمول الهی را بیان می‌دارد. سه آیه بعد گریزی به تاریخ گذشتگان می‌زند تا از یک طرف کفر و بی اعتنایی کافران گذشته را نشان دهد و از طرف دیگر دو رکن دیگر مثلث یعنی قیامت و نبوت را مطرح سازد. در این آیات، هم به جریان مستمر رسالت اشاره می‌کند (تأتیهم رسلهم بالبینیات) و هم به انکار کافران نسبت به بعث و برانگیختگی در روز قیامت که گویا مهمترین دلیل برای انکار رسالت پیامبران بوده است (زَعَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَن لَّن يُبْعَثُوا۟ ۚ قُلْ بَلَىٰآیهٔ ۷ و ربی لتبعتَن ثم لتنبتون بما عملتم

  1. خداوند «مصور» است (هوالله الخالق الباری المصور) به آن دلیل که خلقت او یک نوع و ساده و متوقف نبوده

انواع و اشکال متنوع دارد و آنها را بتدريج درجهت کمال تفصیل و پیچیدگی بیشتر می‌بخشد. همانند تکمیل نطفه در رحم (هُوَ ٱلَّذِى يُصَوِّرُكُمْ فِى ٱلْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَآءُسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۶) یا تکمیل نوع انسان در مرحله خلقت اولیه تا مرحله شایستگی برای سجود ملائک (و لقد خَلَقْنَٰكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَٰكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِسورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۱ اسجدووآلام) و یا مراحل سه گانه تسویه، تعدیل و ترکیب خلقت انسان (ٱلَّذِى خَلَقَكَ فَسَوَّىٰكَ فَعَدَلَكَ فِىٓ أَىِّ صُورَةٍۢ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَسورهٔ انفطار، آیات ۷–۸) که تصویر همان ترکیب موزون و متعادل عناصر مختلف وجودی می‌باشد.

  1. به نیکوتر بودن خلقت انسان علاوه بر آیه فوق، در آیات دیگری نیز اشاره شده است. از جمله: غافر ۶۴ (و

صورکم فاحسن صورکم و رزقکم من الطیبات)،

  1. اصولاً هدف از خلقت آسمانها و زمین چیزی جز جزا دادن به انسان به میزان مکتبستاتش (تسلط یافتن بر

طبیعت با پیشرفت علم و اسباب برای شناخت نشانه‌های الهی) نیست. جاثیه ۲۲ (و خلق الله السموات وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ وَلِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَسورهٔ جاثیه، آیهٔ ۲۲

  1. معنای «مصور»، شدن می‌باشد. این کلمه با «مسیر» به معنای راه سیر و حرکت تفاوت دارد.

و ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭسورهٔ حج، آیهٔ ۷۰). آیه ۷. نتیجه ای که از این جریان مستمر تاریخی برای عبرت مؤمنین ذکر می‌نماید دعوت آنها به ایمان به خدا و فرستاده اش و نوری (کتابی) که نازل کرده می‌باشد (فامنوا بالله و رسوله و النورالذی انزلتا و ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭسورهٔ لقمان، آیهٔ ۲۹). آیه ۸. دو آیه بعد (۹ و ۱۰) اختصاص به «قیامت» که یوم الجمع و یوم التغابن خوانده شده (رأس سوم مثلث) پیدا کرده است. در این آیات از یک طرف آینده ایمان آورند گانی را که عمل صالح کرده‌اند در بهشت‌های جاوید و رستگاری عظیم تصویر می‌نماید، و از طرف دیگر سرنوشت زیانبار کافران تکذیب کننده نشانه‌های خدا را در آتش جاوید مجسم می‌نماید ۱: يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ ٱلْجَمْعِ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلتَّغَابُنِآیهٔ ۹ (۱) و من يؤمن بالله و يعمل صالحاً يكفرعنه سيئاته و يُدْخِلْهُ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًۭاسورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۱ ذلك الفوز العظيم (۲) والذين كفروا و كذبوا بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ خَٰلِدِينَ فِيهَاآیهٔ ۱۰ و بئس المصير.

مفاهيم و كلمات كليدي سوره در اين سوره مفاهيم و موضوعاتي در قالب كلماتي مشخص مورد توجه و تمركز قرار گرفته است كه دقت و تدبر در آنها می‌تواند رهگشاي در ك دقيق تر پيام هاي آن گردد. ذيلاً به برخي از آنها اشاره می‌كنيم:

۱- مؤمن و كافر از همان آغاز سوره (آيه دوم) دو گانگي انسانها را در برابر خدا بر حسب كفرو ايمان آنها نشان می‌دهد. چنين تفكيك و تمايزي ناشي از مشيت حكيمانه اي است كه در ساير آيات سوره به آن اشاره می‌كند (هوالذي خلقكم فمنكم كافر و وَمِنكُم مُّؤْمِنٌۭ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌآیهٔ ۲) بطور كلي اين سوره (به دليل مكي بودن) دو نوع موضع گيري كفر و ايمان (نه شرك و نفاق) را در برابر پيامبري كه برانگيخته شده نشان می‌دهد.

  1. كلمه «مصير» (شدن، سرنوشت نهائي) دوبار در اين سوره تكرار شده است. يكي در آيه سوم (و اليه المصير) و يكي هم در آيه دهم (و بشس المصير). انساني كه بايد خدا گونه شود و اسماء او را فراگيرد چه زشت است اگر محروم از اين فيض و مخلد در عذاب گردد.

ذیلاً این دوحالت را در آیات مختلف سوره متذکر می‌شود:

الف (ایمان) ب (کفر)

[آیه (۲)... و منكم مؤمن] [۸] فامنوا بالله و رسوله و وَٱلنُّورِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلْنَاآیهٔ ۸ [۹] و من يؤمن بالله و يعمل صالحا... [۱۱] وَمَن يُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُۥآیهٔ ۱۱ [۱۳] و على الله فليتوكَل المؤمنون [۱۴] یا ایها الذین آمنوا ان من ازواجكم...

آیه (۲)... فمنكم كافر... [۵] أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا۟ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَبْلُآیهٔ ۵ [۶] فکفروا و تولوا [۷] زَعَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَن لَّن يُبْعَثُوا۟آیهٔ ۷... [۱۰] والذین كفروا و كذبوا بآیاتنا...

التغابن · آیه ۲ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌۭ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌۭ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

اوست آن كس كه شما را آفريد؛ برخى از شما كافرند و برخى مؤمن و خدا به آنچه مى‌كنيد بيناست.

۲- نقش عمل

در این سوره مرتباً بر علم و بصیرت خداوند بر اعمال انسانها تأکید می‌نماید: آیه (۲) وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۵۶ آیه (۴) بعلم ماتسرّون و ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۵۴. آیه (۷) ثم لتنبئون بماعملتم. آیه (۸) والله بماتعلمون خبير.

التغابن · آیه ۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

زَعَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَن لَّن يُبْعَثُوا۟ ۚ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّى لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ ۚ وَذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭ

كسانى كه كفر ورزيدند، پنداشتند كه هرگز برانگيخته نخواهند شد. بگو: «آرى، سوگند به پروردگارم، حتماً برانگيخته خواهيد شد، سپس شما را به [حقيقت‌] آنچه كرده‌ايد قطعاً واقف خواهند ساخت، و اين بر خدا آسان است.»

منظور از این تصریحات جز این نیست که نشان‌دهد هرکسی درگرو اعمال خویش است و خداوند حساب ویژه‌ای با بندگان ندارد، نه کسی را بدون استحقاق به بهشت می‌برد و نه دیگری را بی‌جهت و ظالمانه عذاب می‌کند. حتی درمود کافرین نیز تأکید می‌نماید که فرجام کار خودشان را چشیدند (فذاقوا وبال امرهم و لهم عذاب اليم).

و امّا اعمالیکه از کافران و مؤمنان توصیف نموده می‌تواند هدایتگر انسانها باشد: درمورد کافران: آیه (۶) فكفروا و تولوا... آیه (۱۰) وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآآیهٔ ۱۰... (كفر و روگردانی و تكذیب)

التغابن · آیه ۶ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

ذَٰلِكَ بِأَنَّهُۥ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرٌۭ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا۟ وَتَوَلَّوا۟ ۚ وَّٱسْتَغْنَى ٱللَّهُ ۚ وَٱللَّهُ غَنِىٌّ حَمِيدٌۭ

اين [بدفرجامى‌] از آن روى بود كه پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان مى‌آوردند و[لى‌] آنان [مى‌]گفتند: «آيا بشرى ما را هدايت مى‌كند؟» پس كافر شدند و روى گردانيدند و خدا بى‌نيازى نمود، و خدا بى‌نياز ستوده‌است.

التغابن · آیه ۱۰ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ خَٰلِدِينَ فِيهَا ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ

و كسانى كه كفر ورزيده، و آيات ما را تكذيب كرده‌اند، آنان اهل آتشند [و ] در آن ماندگار خواهند بود، و چه بد سرانجامى است.

مؤمنین: آیه (۹) و من يؤمن بالله و يعمل صالحا... آیه (۱۲) اطبعوا الله و اطبعوا الرسول... آیه (۱۳) و على الله فليتوكَل المؤمنون آیه (۱۴) و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا... آیه (۱۶) فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ مَا ٱسْتَطَعْتُمْآیهٔ ۱۶ و اسمعوا و اطبعوا و انفقوا... و من یوق شح نفسه... آیه (۱۷) ان تقرض الله قرضاً حسناً... (ایمان - عمل صالح - اطاعت از خدا و رسول - توكل - عفو و صفح و غفران - تقوا - گوش به فرمان رسول داشتن - انفاق - مهاربخل - قرض الحسنه).

التغابن · آیه ۹ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ ٱلْجَمْعِ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلتَّغَابُنِ ۗ وَمَن يُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعْمَلْ صَٰلِحًۭا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّـَٔاتِهِۦ وَيُدْخِلْهُ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًۭا ۚ ذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ

روزى كه شما را براى روز گردآورى، گرد مى‌آورد، آن [روز]، روز حسرت [خوردن‌] است، و هر كس به خدا ايمان آورده، و كار شايسته‌اى كرده باشد، بديهايش را از او بسترد، و او را در بهشتهايى كه از زير [درختان‌] آن جويبارها روان است درآورد. در آنجا بمانند. اين است همان كاميابى بزرگ.

التغابن · آیه ۱۳ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ

خدا[ست كه‌] جز او معبودى نيست، و مؤمنان بايد تنها بر خدا اعتماد كنند.

التغابن · آیه ۱۴ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ مِنْ أَزْوَٰجِكُمْ وَأَوْلَٰدِكُمْ عَدُوًّۭا لَّكُمْ فَٱحْذَرُوهُمْ ۚ وَإِن تَعْفُوا۟ وَتَصْفَحُوا۟ وَتَغْفِرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، در حقيقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمايند، از آنان بر حذر باشيد، و اگر ببخشاييد و درگذريد و بيامرزيد، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.

التغابن · آیه ۱۷ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند

إِن تُقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا يُضَٰعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَٱللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ

اگر خدا را وامى نيكو دهيد، آن را براى شما دو چندان مى‌گرداند و بر شما مى‌بخشايد، و خدا[ست كه‌] سپاس‌پذير بردبار است.

اسماء الحسنى

در این سوره علیرغم کوتاهی آن، ۲۰ بار نام جلاله «الله» (بازاء هر ۱۲ کلمه یکبار) و ۱۵ بار اسماء نیکوی الهی به شرح ذیل تکرار شده است:

و هو علی کل شی قدیر والله غنی حمید فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭسورهٔ نحل، آیهٔ ۱۱۵ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۵۶ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭآیهٔ ۸ والله شکور حلیم. وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۵۴ والله بکل شی علیم عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۱۸. مجموع إسماء فوق به اضافه نام «رب» بصورت مضاف (قل بلی و ربی) در آیه (۷) و با احتساب «بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِسورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱» ۳۸ نام می‌شود ۱۹ × ۲ = ۳۸ + ۱۴ + ۱ + ۳ = ۲۰

آهنگ انتهائی آیات

۱۸ آیه این سوره با ۴ حرف به شرح ذیل ختم می‌شود: حرف «ر» آیه، حرف «م» (۷ آیه)، حرف «ن» ۳ آیه و حرف «د» یک آیه.

ارتباط سوره‌های تغابن و طلاق (۶۴ و ۶۵)

برای بهتر فهمیدن روابط میان دو سوره فوق، ابتدا مقدمه هفت آیه ای سوره تغابن را که بیان کننده هفت اصل اساسی است مورد توجه قرار می‌دهیم آنگاه با توجه به این اصول، وجوه مشترک را جستجو می‌کنیم. ترجمه و توضیح مختصر مقدمه مورد نظر به قرار ذیل است:

۱- همه آنچه در آسمانها و زمین است، در حال تسبیح خداونداند (حیات و حرکت تکوینی همه موجودات در مسیری است که او تعیین کرده و همه مخلوقات به زبان فطرت، او را ستایش می‌کنند). ملک هستی تنها از آن اوست (پادشاه و مالک دیگری حکومت ندارد)، حمد و ستایش منحصر به او است (زیبائیها و کمالات مختص او است) و او بر هر کاری توانا است (نیرومندی و اندازه گذاری مطلق).

۲- او بنی آدم را (به عنوان احسن و اکمل مخلوقات) بیافرید و لی بندگان برخی چنین استعدادی را در خود نادیده می‌گیرند و حقیقت را با عمل خود سرپوش می‌گذارند (کافر می‌شوند) و برخی نیز ایمان می‌آورند. در هر حال خدا به اعمال بندگان کاملاً بینا است.

۳- او آسمانها و زمین را روی هدف و برنامه ای حکیمانه و به حق (غیرباطل) آفرید و (به عنوان رشد یافته ترین خلق عالم در جریان سلسله تکامل موجودات زنده) انسان را در بهترین صورت (استعدادهای جسمی و روحی) آفرید تا به سوی او، «شدن» خود را تحقق بخشند (خداگونه گردند).

۴- او آنچه را که در آسمانها و زمین است و آنچه را که مردم در پنهان یا آشکار انجام می‌دهند، می‌داند و حتی به اسرار دلهای خلق آگاه است.

۵- مجتمعات انسانی (اقوام و تمدنها) در طول تاریخ به دلیل نادیده گرفتن حقایق فوق (کفر به آیات)، نتیجه عمل خود را در دنیا چشیدند و (گرفتار عذاب شدند). علاوه بر آن، عذاب دردناکی در آخرت در پیش دارند (انکار توحید و کفر به آن).

۶- اولین دلیل عذاب اقوام فوق انکار رسولانی بود که همراه با ادله و معجزات برای هدایت آنها می‌آمدند ولی آنها به بهانه بشر بودن رسولان، پشت کرده و از قبول حق تکبر می‌ورزیدند (انکار نبوت).

۷- دومین دلیل عذاب آنها انکار و محال دانستن بعثت و حساب و کتاب داشتن عالم بود، در حالیکه احیای مجدد برای خالق آسانتر از ابداع اولیه است (انکار آخرت). در مقدمه فوق ۴ اصل اول مربوط به خداوند است و ۳ اصل بعدی مربوط به بنی آدم. در ۴ فصل اول، تسبیح و حمد و تکبیر را مختص به خداوند شمرده آفرینش انسان را به عنوان کاری شگفت از او مطرح می‌نماید، سپس جدی و هدفدار بودن نظام هستی و آسمانها و زمین را مورد تأکید قرار داده بالاخره علم و اطلاع دقیق خدا را بر تمامی آفریده‌ها نشان می‌دهد.

در برابر چنین حقایقی، بیشتر انسانها راه کفر و انکار را در پیش گرفته‌اند، هم یکتائی خدا را در جمیع امور فوق منکر شده‌اند، هم هدایت و نبوت را، به بهانه بشربودن رسولان (ولی در واقع استکبار از اطاعت آنها و ترک منافع طبقاتی) تکذیب کرده‌اند. هم آخرت را به خاطر فرار از مسئولیت اعمال و حساب و کتاب غیر ممکن شمرده‌اند. بنابر این گرفتار نتایج اعمال خود (وبال امرهم) یعنی عذاب دنیا و آخرت شده‌اند.

با چنین مقدمه‌ای، از آیه هشتم، مسلمانان (معاصرین رسول الله یا هر مسلمانی در آینده این امت) را مخاطب قرار داده مسئله توحید، نبوت (کتاب) و آخرت را به آنها گوشزد می‌نماید و هر دو راه سعادت و شقاوت را به آنها نشان می‌دهد. آنگاه در صحنه عمل، مسائل مربوط به مصیبت‌ها، اطاعت از خدا و رسول، توکل بر خدا، تحمل و بردباری در برابر ازواج و اولاد، فتنه اموال و اولاد، تقوی، انفاق، قرض الحسنه و ... را به عنوان دستورالعمل‌های ضروری برای حرکت تبیین می‌نماید.

مسائل فوق مشکلاتی است که جامعه اسلامی به صورت برونی و درونی با آن مواجه است. اما چهار آیه انتهای سوره به نظر می‌رسد مختص به مسائل درونی یعنی خانواده، به عنوان کانون اولیه جامعه باشد. این آیات با هشداری به مؤمنین برای آگاهی یافتن از اینکه ممکن است در درون خانواده آنها، از همسر گرفته تا فرزند، موانعی برای راه حق ایجاد نمایند، شروع می‌شود که با توصیه به عفو و غفران این مانع را با مدارا و مهربانی و ملایمت

(۶۴) تغابن

برمی دارد و نشان می‌دهد اگر کسی در فتنه اموال و اولاد (امتحان و آزمایش تقوی در حلقه بسته خانواده) موفق نباشد و نتواند در جهاد اکبر موفق شود، در جهاد خارجی به طریق اولی شکست خواهد خورد. بنابر این تمسک به تقوی در این روابط و شنیدن سخن حق و اطاعت از آن و انفاق (که بسیاری از مشکلات خانوادگی ریشه مالی دارد) مشکل گشای مسائل درونی خواهد گردید.

با چنین زمینه سازی و مقدمه ای است که وارد سوره طلاق می‌شویم، اگر در سوره تغابن با اشاره از کنار اختلاف با همسران و فرزندان گذشته است، در اینجا مسئله را کاملاً باز می‌کند و به آخرین مرحله آن یعنی طلاق می‌پردازد. محور این سوره ناسازگاری‌ها و نافرمانی هائی است که از بی تقویانی ناشی شده آثار و عوارض گسترده ای پیدا می‌کند. خطاب این سوره متوجه پیامبر (ص) است. ولی آن حضرت را مخاطب قرار داده تا عملکرد و سنت اش در این مسئله الگوی مسلمانان گردد. هرچند مسئله اصلی و نام این سوره طلاق است و به مسائل مربوط به نگهداری عده طلاق، عدم اخراج زنان در هنگام عده، شیردادن نوزاد و امثالهم پرداخته است (که به نظر مسائل فرعی کم اهمیت می‌آید)، ولی به خوبی نشان می‌دهد خانواده هسته اولیه جامعه است، اگر در اینجا نفس آدمی درست کنترل نشود عوارضش در ابعاد دیگر ظاهر می‌گردد. جالب اینکه درست بعد از آیات مربوط به اختلافات خانوادگی است که نتیجه می‌گیرد: «جوامعی که از امر پروردگار و رسولان سرپیچی کردند حساب سختی از آنها کشیدیم و به عذاب شدیدی دچارشان ساختیم، آنها کیفر عملشان را چشیدند و عاقبت کارشان زیان و حسرت گردید. (این تازه عذاب دنیائی آنها بود) و عذاب شدیدی نیز در آخرت برای آنها مهیا کرده ایم» (آیات ۸ تا ۱۰).

آخرین آیه سوره تغابن تأکیدی است بر آگاهی خداوند بر پنهان و آشکار و عزتمند و حکیم بودن او (عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآیهٔ ۱۸). چنین پیش آگاهی قبل از سوره طلاق وجدانهای بیدار را در جریان اختلافات زناشوئی و طرق نگهداری زنان مطلقه به هنگام عده در منزل و پرداخت نفقه به آنها، با حاضر و ناظر دانستن خدا در حریم ایمان حفظ می‌نماید. مطالب فوق کلیاتی از وجوه مشترک میان دو سوره و محورهای ارتباطی آن را موردنظر داشت. اما بطور مشخص و اخص می‌توان به موارد و موضوعاتی اشاره کرد که دقیقاً در هر دو سوره به آنها عنایت شده است. ذیلاً برخی از این موارد را مطرح می‌نمائیم:

۱- «وبال امر». این اصلاح فقط ۴ بار در قرآن به کار رفته است که دو موردش در این دو سوره است، «وبال امر» یعنی کیفر کردار. از آنجائی که با کلمه «ذاقت» (چشیدند) به کار رفته است، نشان می‌دهد منظور همان عذاب دنیائی است و همانطور که چشیدن غذا با

کامل خوردن آن تفاوت اساسی دارد، عذابهای هلاک کننده اقوام در مقایسه با عذاب آخرت در حکم همان چشیدن است. آیات ذیل از هر دو سوره این ارتباط را روشن می‌نماید.

(۵) الغابن أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا۟ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَبْلُ فَذَاقُوا۟ وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭآیهٔ ۵ (۸) طلاق وکاین من قریة عتنت عن امر ربها و رسله فحاسیناها حساباً شدیداً و عذیناها عذاباً نكراً - فذاقت وبال امرها و کان عاقبه امرها خسراً اعدالله لهم عذاباً شدیداً.

۲- ایمان و عمل صالح شرط نجات و نائل شدن به بهشت. هرچند نتیجه طبیعی خطاها «عذاب» است، اما با ایمان و عمل اصلاحی می‌توان آثار بدیها را زدود و به بهشت جاوید که رستگاری عظیمی است، نائل گردید. این مطلب را هر دو سوره مورد تأکید قرار داده‌اند.

(۹) تغابن و وَمَن يُؤْمِنۢ بِٱللَّهِآیهٔ ۹ و یعمل صالحاً یکفرعنه سیئاته و يُدْخِلْهُ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًۭاسورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۱ ذلک الفوز العظیم. (۱۱) طلاق و من یومن بالله و یعمل صَٰلِحًۭا يُدْخِلْهُ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآسورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۱ قَدْ أَحْسَنَ ٱللَّهُ لَهُۥ رِزْقًاسورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۱.

۳- کتاب، نور هدایت و رستگاری است. در این سفر دور و دراز از بیابانهای هولناکی باید گذشت که از تاریکی آن جز به مدد نورافکن‌های رهگشا به سلامت نمی‌توان عبور کرد. توحید و نبوت و آخرت نیز که نقشه و راهنمای این مسیر است، تنها در پرتو انوار روشنی بخش کتاب قابل مشاهده می‌گردد و چنین است که در هر دو سوره بر این حقیقت تصریح می‌نماید:

(۸) تغابن فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلنُّورِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلْنَا ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭآیهٔ ۸ (۱۱) طلاق رسولاً یتلوا علیکم آیات ٱللَّهِ مُبَيِّنَٰتٍۢ لِّيُخْرِجَ ٱلَّذِينَسورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۱ آمنوا و عملوا ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِسورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۱.

۴- تقوی در روابط زناشوئی. داشتن نورافکن برای عبور از بیابان تاریک کفایت نمی‌کند. چراغ شرط لازم است، ولی با گام‌نهادن در راه کامل می‌گردد. قرآن نیز کتاب هدایت است. اما نه برای حافظان و عالمان، بلکه برای متقین (ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین). بنابر این نور هدایت هنگامی اثر می‌بخشد که اراده و نیروی «تقوی» به میدان آید. در دو سوره موردنظر که عنایت به اختلافات زناشوئی دارد، تنها علم و اطلاع داشتن از ضوابط و حدود و حریم کتاب را کافی نمی‌داند، بلکه تقوی را کفایت کننده آن معرفی می‌نماید. آیات ذیل شاهد این معنا است:

تغابن (۱۵ و ۱۶) انما اموالکم و اولادکم فتنه وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجْرٌ عَظِيمٌۭآیهٔ ۱۵ فاتقواالله ما استطعتم و اسمعوا و اطیعوا و انفقوا خیراً لانفسکم...

طلاق (۱) ... احصوا العدة و اتقواالله ...

(۲) فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢسورهٔ طلاق، آیهٔ ۲ (۳) ... وَأُو۟لَٰتُ ٱلْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مِنْ أَمْرِهِۦسورهٔ طلاق، آیهٔ ۴ یسراً (۴) ذلک امرالله انزله الیکم و وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّـَٔاتِهِۦسورهٔ طلاق، آیهٔ ۵ و یعظم له اجرا (۱۰) اعدالله لهم عذاباً شديداً فاتقواالله یا يَٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ۚ قَدْ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيْكُمْسورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۰

ذكراً

۵- تقوی را عامل دیگری تکمیل می‌نماید که «توکل» نامیده می‌شود. در آیات ۲ و ۴ سوره طلاق اطمینان داده شده است که با تقوی کارها آسان می‌گردد و راه خروج از بن بست‌ها هویدا می‌شود. اما چنین نیست که این کار به فوریت و سرعت انجام شود: کار خدا روی عجله و شتاب نیست، بلکه هر کاری را روی قدر و اندازه و به موقع خود جریان می‌دهد. بنابر این به جای شتابزدگی باید وظیفه را انجام داده نتیجه را به خدا واگذار کرد. چه در مشکلات روابط زناشوئی چه در مصیبت‌های اجتماعی.

تغابن (۱۱ تا ۱۳) مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِآیهٔ ۱۱ ... و اطیعوا الله و اطیعو الرسول ... ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَآیهٔ ۱۳ (۲ و ۳)

طلاق (۲ و ۳)

فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْسورهٔ طلاق، آیهٔ ۲ حسبه إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمْرِهِۦسورهٔ طلاق، آیهٔ ۳ قَدْ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّسورهٔ طلاق، آیهٔ ۳ شئ قدراً

۶- ریشه بسیاری از اختلافات زناشوئی، همچنین مسائل مهم اجتماعی را باید در امور مالی و ابعاد اقتصادی جستجو کرد، تنگ نظر و بخیل بودن مرد و محدود کردن نفقه زن، از عوامل بسیار مؤثر کشمکش‌های درونی است. همچنانکه فقر و محرومیت طبقات مستمند نیز شیرازه جوامع را ازهم می‌باشد. بنابر این آزادشدن از تعلق به «مال» و «انفاق» آن به همسر، یا نیازمندان، هم باعث تزکیه نفس انفاق کننده می‌گردد، هم ایجاد محبت و صمیمیت کرده روابط اخلاقی و اقتصادی جامعه را بهبود می‌بخشد.

در این مورد نیز هر دو سوره اشارتی دارند:

تغابن (۱۵ و ۱۶ و ۱۷) انما اموالکم و اولادکم فتنه ... و انفقوا خیراً لانفسکم و من يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَآیهٔ ۱۶ - إِن تُقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭاآیهٔ ۱۷ يضاعفه لكم ...

طلاق (۶ و ۷)

... و ان کن اولاد حمل فانفقوا عليهن ... لينفق ذوسعه من

سعت و من قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُۥ فَلْيُنفِقْ مِمَّآسورهٔ طلاق، آیهٔ ۷ اتيه الله...

۷ - و بالاخره در هر دو سوره مسئله دشمنی و اختلاف زن و شوهر از محورهای اصلی

و وجوه مشترک می‌باشد:

تغابن (۱۴) یا ایهاالذین آمنوا ان من ازواجکم و اولادکم عدووا لکم فاحذروهم و ان

تَعْفُوا۟ وَتَصْفَحُوا۟ وَتَغْفِرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌآیهٔ ۱۴

طلاق (آیات ۱ تا ۷ که تماماً درباره طلاق و مسائل مربوط به آن است).

مجموعه سوره‌های تبیین کننده عذاب

میان سوره‌های دهگانه ۶۵ تا ۷۴ (طلاق - تحریم - ملک - قلم - حاقه - معارج - نوح - جن - مزمل - مدثر) چنین به نظر میرسد که وجه مشترکی در مسئله «عذاب» وجود داشته باشد. تمامی این سوره‌ها پیرامون جزای نیک و بد عمل انسانها در دنیا و آخرت و حساب و کتاب داشتن جهان آفرینش سخن میگویند. اما هرکدام از زاویه‌ای و به شکل خاصی؛ در سوره طلاق ریشه‌های عذاب (به معنای گرفتاری و درد و رنج و ناراحتی و غم و غصه چه در دنیا یا در ابعاد گسترده‌تر آخرت) را از هسته اولیه خانواده و در روابط زناشوئی به دلیل بی تقوائی‌ها و خودخواهی‌های زن و شوهر نشان می‌دهد و دامنه آنرا به جامعه کشانده ثابت می‌کند «وبال و عاقبت امر» چنین نابسامانی هائی چگونه اساس یک جامعه را به هم می‌ریزد و آنها را گرفتار عذاب می‌نماید:

و وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَاسورهٔ طلاق، آیهٔ ۸ و رسله فحاسبناها حساباً شديداً و عذبناها عذاباً نكراً فذاقت وبال امرها و كان عاقبة امرها خسراً

أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمْ عَذَابًۭا شَدِيدًۭا ۖ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ يَٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ۚ قَدْ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيْكُمْسورهٔ طلاق، آیهٔ ۱۰ ذكراً.

در سوره بعدی (تحریم) ابعاد دیگری از این گرفتاری‌های خانوادگی را مطرح نموده با نشان دادن انواع خطاها و لغزشگاههایی که در مسیر انسان قرار دارد، مسئولیت هر فرد را نسبت به سرنوشت خود و خانواده اش برای پرهیز از آتش جهنم گوشزد می‌نماید:

یا ایها الذين آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً و قودها الناس و الحجاره ... (آیه ۶)

و اضافه می‌نماید، عذرخواهی روز قیامت فائده‌ای برای نجات از عذاب ندارد. زیرا هرکس جزای عمل خودش را می‌بیند، در دنیا است که باید توبه خالصانه به درگاه الهی کرد تا آثار بدیها زدوده شده آدمی شایسته بهشت گردد:

(یا ایها الذین آمنوا لا تعتذروا الیوم إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَسورهٔ تحریم، آیهٔ ۷ – یا ایها الذین آمنوا تُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ تَوْبَةًۭ نَّصُوحًا عَسَىٰسورهٔ تحریم، آیهٔ ۸ ان یکفر عنکم سیثاتکم و یدخلكم جنات تجری من تحتهاالانهار...)

و در همین سوره است که تصریح می‌نماید نه همسر پیامبر خدا بودن دلیل نجات از عذاب آتش می‌شود و نه همسر فرعون بودن موجب دخول درجهتم. بلکه هرکسی در گرو عمل خویش است.

چون ممکن است چنین سئوال مقداری برای آدمی پیدا شود که اصلاً خداوند چرا عذاب می‌کند و چه اشکالی دارد که همه داخل بهشت شوند؟ در سوره بعدی (ملک) نظم حیرت آور آسمانها و حساب دقیق و حکیمانه آنرا مطرح می‌سازد و نشان می‌دهد چگونه کوچکترین خلل و بی نظمی و فرار و رانده شدن از مدار تعیین شده، مواجه با دفع و طرد عناصر دفاعی پدیده‌های دیگر شده، «عذاب سوزان» را موجب می‌گردد. یعنی عذاب مختص عوالم انسانی نیست، بلکه نتیجه طبیعی دورشدن هر پدیده‌ای از طبیعت ذاتی خویش می‌باشد، همانطور که برای اجرام سماوی و اشعه‌های مرگبار نفوذی به جو زمین، «عذاب السعیبر» قرار داده شده، برای ناسیاسان نقش پروردگار نیز عذاب جهنم مهیا گشته است. (آیات ۵ و ۶)

و لقد زینا السماء الدنيا بمصایبح و جعناها رجوعاً للشیاطین واعتدنالهم عذاب السعیبر

وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُسورهٔ ملک، آیهٔ ۶

ممکن است چنین تمثیلی از طبیعت برای کسانی که ذوق یا آشنائی علمی لازم با این امور ندارند، آموزندگی کافی نداشته باشد. بنابر این می‌توان به جای آسمان، مثال دیگری از زمین زد تا قابل فهم برای همگان باشد. آنهم از کشاورزی و باغداری که برای اشخاص بی سواد و روستائیان نیز محسوس باشد. داستانی که از باغداران بخیل در سوره بعدی (قلم) آمده است، در همین رابطه می‌باشد. در این قضیه خودخواهی‌های جمعی باغدار را نشان می‌دهد که چگونه موجب محرومیت و عذاب دنیائی آنها می‌گردد و در پایان نتیجه می‌گیرد: «عذاب همین است و البته عذاب آخرت به مراتب بزرگتر است).

کذلک العذاب و لعذاب الاخرة اکبر لوکانوا یعلمون.

با وجود ساده بودن مسئله و طبیعی بودن رابطه عمل انسان با سرنوشت آینده دنیائی و

اخروی او، و ارتباط تنگاتنگ عمل انسان با طبیعت اطراف، همواره اقوام و تمدن‌های گذشته (و حال) منکر «عذاب الهی» و مسئولیت خویش در قبال خدا و مردم شده‌اند. بهمین خاطر در سوره «حاقه» از تکذیب اقوام: عاد، ثمود، فرعون، مؤتفکات و قوم نوح نسبت به «عذاب الهی» یاد می‌کند و فرودآمدن آنرا به اشکال مختلف نشان می‌دهد:

الحاقه، ما الحاقه، و ما ادريک ما الحاقه، کذبت ثمود و عاد بالقارعه، فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا۟ بِٱلطَّاغِيَةِسورهٔ حاقه، آیهٔ ۵، و امّا عاد فاهلکوا بريج صرصر عاتيه.

تکذیب عذاب (عذاب هلاک امت‌ها در دنیا یا عذاب آخرت) مختص امت‌های پیشین نبوده‌است، بلکه امت معاصر پیامبر اسلام (ص) نیز با وجود گذشت هزاران سال از تجربه بشر در طول نسل‌های منقرض شده، هنوز با حالت انکار و تعجب از این قضیه سئوال می‌کردند: «سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍۢ وَاقِعٍۢسورهٔ معارج، آیهٔ ۱» و در سوره معارج چنین پاسخشان داده می‌شود: لِّلْكَٰفِرِينَ لَيْسَ لَهُۥ دَافِعٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ ذِى ٱلْمَعَارِجِسورهٔ معارج، آیات ۲–۳، ...

و به پیامبر می‌فرماید هرچند آنها آنرا دور می‌بینند، ولی ما آنرا نزدیک می‌بینیم. روزی که آسمان سرخ رنگ گردد و کوهها همچون پشم در هوا منتشر گردند، در آن روز کسی سراغ دوستش را نمی‌گیرد، بلکه آرزو می‌کند کاش می‌توانست برای رهائی از آتش فرزند، همسر، برادر و خویشاوندش، بلکه همه مردم روی زمین را عوض بدهد.

در آخر همین سوره نیز بار دیگر به آن «روز وعده داده شده» اشاره می‌کند و حالات گناهکاران را در آن شرایط تصویر می‌نماید.

در سوره نوح (سوره بعدی) غرق شدن قوم آن پیامبر را به عنوان بارزترین مصداق تاریخی برای کافرانی که منکر عذاب انقراض ملت‌ها هستند، مطرح می‌سازد، تا به خود آیند و ببینند چگونه ظلم و استکبار به عذاب استیصال منجر می‌گردد. با وجود این همه شواهد و دلائل تاریخی، اگر باز هم کسی تردید درباره جزای اعمال و عذاب دنیا و آخرت داشته از همنوع خود عبرت نمی‌گیرد، لااقل به قضیه استماع قرآن توسط طائفه‌ای از جن و اعترافات آنها توجه کند که چگونه ایمان آورده و «عذاب» را نتیجه اعراض از یاد پروردگار شناختند:

و انّا منا المسلمون و وَمِنَّا ٱلْقَٰسِطُونَ ۖ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ تَحَرَّوْا۟ رَشَدًۭاسورهٔ جن، آیهٔ ۱۴ و اما ٱلْقَٰسِطُونَ فَكَانُوا۟ لِجَهَنَّمَ حَطَبًۭاسورهٔ جن، آیهٔ ۱۵، و ان لواستقاموا لاسقیناهم ماء غدقاً لنفتنهم فیه و من يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِۦ يَسْلُكْهُ عَذَابًۭا صَعَدًۭاسورهٔ جن، آیهٔ ۱۷. (سوره جن آیات ۱۴ تا ۱۷)

اگر باز هم ایمان نیاورده وهمه آیات و نشانه‌ها را تکذیب می‌نمایند، پیامبر چاره‌ای

جز صبر و تحمل و كناره گیری به نیکوئی از آنها ندارد. این صاحبان ثروت را باید به پروردگارشان بسپارد که همو شکنجه و تنبیه و غذائی گلوگیر و عذابی دردناک برای آنها مهیا کرده است:

واصبر علی يقولون و وَٱهْجُرْهُمْ هَجْرًۭا جَمِيلًۭاسورهٔ مزمل، آیهٔ ۱۰ و ذرني و وَٱلْمُكَذِّبِينَ أُو۟لِى ٱلنَّعْمَةِسورهٔ مزمل، آیهٔ ۱۱ و مهلهم قليلاً ان لدينا انكالاً و جحيماً و طعاماً ذاغصة و عذاباً اليماً. (مزمل آیات ۱۰ تا ۱۳)

و بالاخره در آخرين سوره (مدثر)، بر دشواربودن چنان روز و عذاب سختی که برای کافران مهیا شده، اشاره می‌کند و در آیات ۲۶ تا ۳۱ دوزخ وعده داده شده را با تمامی نشانه‌های وحشت آور آن، که ۱۹ فرشته موکل بر آن گمارده شده، تصوير می‌نمايد و با اين مثال شگفت از تعداد خازنان جهنم، فتنه ای برای کافران قرار می‌دهد که موجب يقين اهل كتاب و افزايش ايمان مؤمنان می‌گردد. سرانجام مطلب را با اين سخن که مثال فوق تنها تذکر و یادآوری برای بشر است خاتمه می‌دهد:

ساصليه سقر و ما ادريک ما سقر لاتبقي و لاتذر لواحه للبشر عليها تسعه عشر

و ما جَعَلْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةًۭسورهٔ مدثر، آیهٔ ۳۱ و ما جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟سورهٔ مدثر، آیهٔ ۳۱ الكتاب و وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَٰنًۭا ۙ وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَسورهٔ مدثر، آیهٔ ۳۱ و ليقول ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭسورهٔ مدثر، آیهٔ ۳۱ و الكافرون ما ذا أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًۭاسورهٔ مدثر، آیهٔ ۳۱ كذلك يصل الله من يشاء و يهدى من يشاء و ما يعلم جنود ربك الاهو و ما هي الاخراي للبشر.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۴ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 4 connected thematic groups.

۱مقدمهٔ توحید و بعثآیات ۱–۷

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۖ لَهُ ٱلْمُلْكُ وَلَهُ ٱلْحَمْدُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ

هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است خدا را تسبيح مى‌گويند. او راست فرمانروايى و او راست سپاس و او بر هر چيزى تواناست.

هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌۭ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌۭ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

اوست آن كس كه شما را آفريد؛ برخى از شما كافرند و برخى مؤمن و خدا به آنچه مى‌كنيد بيناست.

خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ ۖ وَإِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُ

آسمانها و زمين را به حق آفريد و شما را صورتگرى كرد و صورتهايتان را نيكوآراست، و فرجام به سوى اوست.

يَعْلَمُ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ

آنچه را كه در آسمانها و زمين است مى‌داند، و آنچه را كه پنهان مى‌كنيد و آنچه را كه آشكار مى‌داريد [نيز] مى‌داند، و خدا به راز دلها داناست.

أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا۟ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَبْلُ فَذَاقُوا۟ وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

آيا خبر كسانى كه پيش از اين كفر ورزيدند، و فرجام بد كارشان را چشيدند و عذاب پر دردى خواهند داشت، به شما نرسيده است؟

ذَٰلِكَ بِأَنَّهُۥ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرٌۭ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا۟ وَتَوَلَّوا۟ ۚ وَّٱسْتَغْنَى ٱللَّهُ ۚ وَٱللَّهُ غَنِىٌّ حَمِيدٌۭ

اين [بدفرجامى‌] از آن روى بود كه پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان مى‌آوردند و[لى‌] آنان [مى‌]گفتند: «آيا بشرى ما را هدايت مى‌كند؟» پس كافر شدند و روى گردانيدند و خدا بى‌نيازى نمود، و خدا بى‌نياز ستوده‌است.

زَعَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَن لَّن يُبْعَثُوا۟ ۚ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّى لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ ۚ وَذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٌۭ

كسانى كه كفر ورزيدند، پنداشتند كه هرگز برانگيخته نخواهند شد. بگو: «آرى، سوگند به پروردگارم، حتماً برانگيخته خواهيد شد، سپس شما را به [حقيقت‌] آنچه كرده‌ايد قطعاً واقف خواهند ساخت، و اين بر خدا آسان است.»

۲ایمان به خدا و نور نازل‌شدهآیات ۸–۱۰

فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلنُّورِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلْنَا ۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ

پس به خدا و پيامبر او و آن نورى كه ما فرو فرستاديم ايمان آوريد، و خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است.

يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ ٱلْجَمْعِ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلتَّغَابُنِ ۗ وَمَن يُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعْمَلْ صَٰلِحًۭا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّـَٔاتِهِۦ وَيُدْخِلْهُ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًۭا ۚ ذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ

روزى كه شما را براى روز گردآورى، گرد مى‌آورد، آن [روز]، روز حسرت [خوردن‌] است، و هر كس به خدا ايمان آورده، و كار شايسته‌اى كرده باشد، بديهايش را از او بسترد، و او را در بهشتهايى كه از زير [درختان‌] آن جويبارها روان است درآورد. در آنجا بمانند. اين است همان كاميابى بزرگ.

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ خَٰلِدِينَ فِيهَا ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ

و كسانى كه كفر ورزيده، و آيات ما را تكذيب كرده‌اند، آنان اهل آتشند [و ] در آن ماندگار خواهند بود، و چه بد سرانجامى است.

۳مصیبت و توکل بر خداآیات ۱۱–۱۳

مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۗ وَمَن يُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ

هيچ مصيبتى جز به اذن خدا نرسد، و كسى كه به خدا بگرود، دلش را به راه آورد، و خدا[ست كه‌] به هر چيزى داناست.

وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلْبَلَٰغُ ٱلْمُبِينُ

و خدا را فرمان بريد و پيامبر [او] را اطاعت نماييد، و اگر روى بگردانيد، بر پيامبر ما فقط پيام‌رسانى آشكار است.

ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ

خدا[ست كه‌] جز او معبودى نيست، و مؤمنان بايد تنها بر خدا اعتماد كنند.

۴خانواده و انفاق و تقواآیات ۱۴–۱۸

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ مِنْ أَزْوَٰجِكُمْ وَأَوْلَٰدِكُمْ عَدُوًّۭا لَّكُمْ فَٱحْذَرُوهُمْ ۚ وَإِن تَعْفُوا۟ وَتَصْفَحُوا۟ وَتَغْفِرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، در حقيقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمايند، از آنان بر حذر باشيد، و اگر ببخشاييد و درگذريد و بيامرزيد، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.

إِنَّمَآ أَمْوَٰلُكُمْ وَأَوْلَٰدُكُمْ فِتْنَةٌۭ ۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجْرٌ عَظِيمٌۭ

اموال شما و فرزندانتان صرفاً [وسيله‌] آزمايشى [براى شما]يند، و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ مَا ٱسْتَطَعْتُمْ وَٱسْمَعُوا۟ وَأَطِيعُوا۟ وَأَنفِقُوا۟ خَيْرًۭا لِّأَنفُسِكُمْ ۗ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِۦ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ

پس تا مى‌توانيد از خدا پروا بداريد و بشنويد و فرمان ببريد، و مالى براى خودتان [در راه خدا] انفاق كنيد، و كسانى كه از خسّت نفس خويش مصون مانند، آنان رستگارانند.

إِن تُقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا يُضَٰعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَٱللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ

اگر خدا را وامى نيكو دهيد، آن را براى شما دو چندان مى‌گرداند و بر شما مى‌بخشايد، و خدا[ست كه‌] سپاس‌پذير بردبار است.

عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ

داناى نهان و آشكار [و] ارجمند سنجيده‌كار است.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source