طلاق (۶۵)
محتوى و مضمون
سوره طلاق مشتمل بر مواعظ واحکامی درباره طلاق است که مراحل و مسائل و شرایط و ضوابط این امر را دقیقاً بیان مینماید. این آیات مشابهت بسیاری با آیات ۲۲۲ تا ۲۳۸ سوره بقره دارد که درهمین باب نازل شده است.¹ گویا آیات اولیه این سوره که با فاصله اندکی از آیات مربوطه در سوره بقره درسال دهم هجرت نازل شده² با تفصیل بیشتر و ذکر جزئیاتی درباره نگهداشتن دوران عده برای حالات مختلف، جنبه تکمیل و توضیح نسبت به سوره بقره داشته باشد.
مسائلی که پیرامون طلاق در مقدمات این سوره بیان شده عبارتند از:
وجوب نگهداشتن عده قبل از قطعیت طلاق، ممنوعیت اخراج یا خروج زنان از خانه در این مدت، نگهداری به خوبی و خوشی یا جدائی به خوبی و خوشی هنگام سرآمدن مدت عده، گواهی گرفتن دو شاهد عادل به هنگام طلاق و برپاداشتن شهادت برای خدا، تعیین مدت عده برای زنان یائسه و زنان باردار (نامشخص درابتدای بارداری و مشخص و آشکار درماههای بعد)، اسکان زنان به نیکوئی و عدم سختگیری بر آنان، پرداخت هزینه و مخارج آنان دردوران بارداری و حقوق مادی آنها برای شیردادن نوزاد، مشورت و همفکری و سازش بایکدیگر درامر نوزاد، دادن خرج و نفقه زن در کلیه مراحل فوق به تناسب استطاعت و
- کلیات مربوط به طلاق فقط در همین دو سوره بیان شده است. گرچه در آیه ۵ سوره تحریم و ۴۹ سوره احزاب هم اشارهای به این مسئله شده است.
- مطابق جداول کتاب «سیرتحول قرآن» آیات مربوطه در سوره بقره اواخر سال نهم هجرت و هفت آیه ابتدای این سوره اواسط سال دهم هجرت نازل شده است.
امکانات.
آنچه در آیات تشریعی مربوط به مسائل فوق که «آیات مبینات» (آیات روشنگر تبیین کننده)¹ نامیده شده² جلب توجه میکند عبارتند از:
۱- نام جلاله «الله» – در این سوره ۲۵ بار نام «الله» تکرار شده است، در حالیکه تعداد آیات آن فقط ۱۲ آیه میباشد (در هر آیه بیش از ۲ بار و در ازاء هر ۵/۱۱ کلمه یکبار)، و اتفاقاً در سورههای بقره، نساء، نور، احزاب، مجادله، ممتحنه و تحریم نیز که به نوعی مسائل مربوط به روابط با زنان در آنها بیان شده، نام «الله» به نسبت بسیار بالائی بکار رفته است. گویا این امر به دلیل اهمیت به یادداشتن خدا در روابطی است که بخاطر اختلاف قدرت و امکانات زن و مرد به شدت در معرض ظلم و ستم و زور گوئی میباشد. همینکه طرفین بخاطر داشته باشند در محضر و منظر خداوند علیم و قدیر قرار دارند خود میتواند عاملی برای کنترل آنها و مهار احساسات خشم و انتقام باشد.
این نکته نیز قابل توجه است که تعداد نام «الله» در این سوره بهطور نسبی از تمامی سورههای قرآن (بجز دوسوره کوچک اخلاص و نصر)³ بیشتر است. همچنین دسوره حید (۵۷) تا تحریم (۶۶) تماماً از این نظر نسبت به بقیه سورههای قرآن وضعیت شاخصی دارند.⁴ بهطوریکه به نظر میرسد این ۱۰ سوره مجموعه مرتبطی را در محور نام «الله» تشکیل میدهند.
۲- حدودالله – در اولین آیه این سوره پس از بیان حکم نگهداشتن عده برای زنان مطلقه و ممنوعیت اخراج یا خروج آنها از خانه، این ضوابط را حدود الهی میشمرد و تجاوز کنندگان از آن را ظالم بر نفس مینامد:
…وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ…آیهٔ ۱
آنگاه به دنبال این آیه کلی که در صدر سوره قرار گرفته حالات و شرایط و جزئیات مسئله طلاق وعده و عوارض آن را در آیات بعد شرح میدهد. جمله «حدودالله» در قرآن
- آیه (۱۱) رسولاً يتلوا علیکم آیات الله مبینات لپخرج الدین آمنوا و عملوا …ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ…آیهٔ ۱۱...
- در سوره نور نیز توضیحات تشریعی درباره نکاح با زنان را «آیات مبینات» نامیده است (لقد انزلنا الیکم آیات مبینات...) آیه ۳۴.
- در هر کدام از سورههای اخلاص و نصر فقط ۲ بار نام «الله» بکار رفته ولی به دلیل کم حجم بودن آنها، نسبت این نام به تعداد کلمات آنها بالارفته است.
- در شرح سوره نور لیست ۲۰ سوره ای را که نام «الله» بهطور نسبی در آنها بیشتر بکار رفته است آورده ایم. د. سوره فوق در آن میان قرار دارند.
به تعداد محدودی بکار رفته است¹ و اتفاقاً بیشترین کاربرد آن درمورد «طلاق» میباشد.²
۳- امرالله – شاید مهمترین کلمه ای که بهطورنسبی در این سوره به تعداد چشمگیرتری
به کار رفته «امر» باشد که علیرغم کوچکی سوره ۹ بار تکرار شده است.³ امر یا به صورت
قول است یا فعل. اگر قولی باشد معنای دستور و فرمان میدهد (ضدنهی) و اگر فعلی باشد
معنی کار و چیز میدهد که جمع آن امور است و در این سوره هر دو حالت آن به کار
رفته است، وقتی درمورد بشر به کار میرود معنای کار میدهد و آنگاه که درمورد خدا بکار
میرود معنای امر و فرمان. ذیلاً به موارد موردنظر اشاره میکنیم:
آیه (۱)... …لَا تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًۭاآیهٔ ۱
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا۟ ٱلْعِدَّةَ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ رَبَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ ۚ لَا تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًۭا
اى پيامبر، چون زنان را طلاق گوييد، در [زمانبندى] عدّه آنان طلاقشان گوييد و حساب آن عدّه را نگه داريد، و از خدا، پروردگارتان بترسيد. آنان را از خانههايشان بيرون مكنيد، و بيرون نروند مگر آنكه مرتكب كار زشت آشكارى شده باشند. اين است احكام الهى. و هر كس از مقررات خدا [پاى] فراتر نهد، قطعاً به خودش ستم كرده است. نمىدانى، شايد خدا پس از اين، پيشامدى پديد آورد.
( (۳)... و من …يَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُۥٓ…آیهٔ ۳ …إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمْرِهِۦ…آیهٔ ۳...
( (۴) …وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مِنْ أَمْرِهِۦ يُسْرًۭاآیهٔ ۴
( (۵) ذَٰلِكَ أَمْرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَيْكُمْ ۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ…آیهٔ ۵
( (۸) وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا…آیهٔ ۸.
( (۶)... و اتمروا بینکم بالمعروف
( (۹) فذاقت و بال امرها و کان عاقبة امرها خسراً
( (۱۲) الله الذی... یتنزل الامر بینهن.
به نظر میرسد مواردی که کلمه «امر» با ضمیر (امره – امرها) آمده است درمورد کارهای
انسان باشد (آیات ۳ و ۴ و ۶ و ۹) و مواردی که بانام «الله» ترکیب شده (ذلك امرالله، امر
ربها)، یا به صورت معرفه و نکره آمده (بعد ذلك امراً، یتنزل الامر بینهن) درمورد خداوند. امر
خداوند گاهی به عنوان فرامین تشریحی به انسانها صادر میگردد (ذَٰلِكَ أَمْرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَيْكُمْ…آیهٔ ۵ – آیه
۵) و گاهی به عنوان فرامین تکوینی به آسمانها و زمین (یتنزل الامر بینهن – آیه ۱۲). گویا
به همراه آمدن امر خدا با امر انسانها در این سوره متضمن این پیام باشد که مؤمنین باید امر
خود (مسائل طلاق و غیره) را با امر خدا (ذَٰلِكَ أَمْرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَيْكُمْ…آیهٔ ۵) که در کتاب مشخص
گردیده منطبق نمایند.
در ضمن کلمه «اتمروا» در آیه (۶) نیز از ریشه «امر» میباشد. «ایتمار» به معنای قبول امر
- جمعاً ۱۴ بار در سورههای بقره (۱۸۷–۲۲۹/۲۳۰)، نساء (۱۳ و ۱۴)، توبه (۱۱۲–۹۷) – مجادله ۴ و طلاق ۱
- از جمله بقره ۲۲۹ و ۲۳۰، مجادله ۴ و طلاق ۱ (آیه ۱۸۷ سوره بقره درباره نزدیک شدن به زنان در شب های ماه
رمضان و آیات سوره نساء درباره وصیت است)
- به نظر میرسد این نسبت بی نظیر در قرآن باشد.
و مشورت میباشد، چرا که مشورت کنندگان امر یکدیگر را قبول میکنند (…وَأْتَمِرُوا۟ بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍۢ ۖ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُۥٓ أُخْرَىٰآیهٔ ۶).
۴- تقوی الله
از آنجایی که محور این سوره طلاق و عوارض ناشی از آن است و بروز آن معمولاً به دنبال مشاجره و اختلاف و کینه و دشمنی اتفاق میافتد، نقش «تقوی» به عنوان ترمز و عامل مهار کننده نامهربانیها بسیار مهم میباشد. اصولاً کاربرد این کلمه در قرآن عمدتاً در آیات مربوط به قتال و جهاد یا روابط زناشوئی و طلاق میباشد که در این دو زمینه میدان تحریکات شیطانی گسترده تر است و احساسات امکان غلبه بیشتری بر عقل انسان دارد. اگر مهار تقوی در این دو امر نباشد تجاوز و تعدی و زیاده روی از حدود انصاف و عدالت جوامع انسانی را متلاشی میسازد.
در این سوره ۵ بار کلمه «تقوی» تکرار شده است که عمدتاً ناظر به مسئله نگهداری عده و خوشرفتاری با زنان میباشد. در کلیه این موارد کلمه تقوی با «الله» ترکیب شده و به چنین رابطه ای تأکید شده است (۳ بار «من یتق الله» و ۲ بار «اتقوا الله»).
آیه (۱)... …وَأَحْصُوا۟ ٱلْعِدَّةَ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ رَبَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ…آیهٔ ۱
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا۟ ٱلْعِدَّةَ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ رَبَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ ۚ لَا تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًۭا
اى پيامبر، چون زنان را طلاق گوييد، در [زمانبندى] عدّه آنان طلاقشان گوييد و حساب آن عدّه را نگه داريد، و از خدا، پروردگارتان بترسيد. آنان را از خانههايشان بيرون مكنيد، و بيرون نروند مگر آنكه مرتكب كار زشت آشكارى شده باشند. اين است احكام الهى. و هر كس از مقررات خدا [پاى] فراتر نهد، قطعاً به خودش ستم كرده است. نمىدانى، شايد خدا پس از اين، پيشامدى پديد آورد.
(۲) فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَأَشْهِدُوا۟…آیهٔ ۲
(۳) …وَأُو۟لَٰتُ ٱلْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ…آیهٔ ۴
(۵) ذَٰلِكَ أَمْرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَيْكُمْ ۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّـَٔاتِهِۦ وَيُعْظِمْ لَهُۥٓ أَجْرًاآیهٔ ۵
(۱۰) أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمْ عَذَابًۭا شَدِيدًۭا ۖ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ يَٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ۚ قَدْ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًۭاآیهٔ ۱۰
چهار آیه نخست مستقیماً درباره طلاق و مسائل مربوط به آن است و آخرین آیه به عنوان نتیجه گیری و عبرت آموزی از اقوامی که بخاطر عدم توجه به قوانین الهی در روابط فیمابین دچار عذاب شدند خطاب به «اولی الالباب» نازل شده است. ۲ و اما «اولی الالباب»
- در سوره قصص آیه ۲۰ نیز این کلمه بکار رفته است (ان الملّا یا تمرون بک ان يقتلو ک - همانا اشراف قوم درباره قتل تو باهم مشورت میکنند).
- در قرآن معمولاً «اولوا الالباب» به همراه دو کلمه «تقوی» و «ذکر» بکار رفته است و در اینجا نیز این ترکیب سه گانه به چشم میخورد. لازمه «تقوی» (پرهیز از گناه) دو چیز است، اول پایبندی به حدود و حریم الهی، دوم بخاطر داشتن این تعهد و پایبندی و عدم «نسیان» آن. اولوا الالباب (صاحبان مغز) همانند همه حبوبات مغز داری که پوسته محافظی دارند دارای حدود و حریم محافظی به نام وجدان هستند و معنای «ذکر» نیز بخاطر داشتن این پوسته میباشد.
(صاحبان خرد، وجدان، تعهد و پایبندی به قانون) از طریق «ذکر» (قرآن) که برییامبر نازل شده و حضرتش بخاطر خارج ساختن مردم از تاریکیها بسوی نور برآنها تلاوت مینماید به آیات روشنگر الهی (آیات الله مبینات) آگاهی مییابند و آن را همانند نورافکنی فراراه زندگی خود قرار میدهند (رسولاً يتلوا علیکم آیات الله مبینات لیخرج الدین آمنوا و عملو …ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ…آیهٔ ۱۱...).
نامهای الهی - همانطور که گفته شد در این سوره ۲۵ بار نام جلاله «الله» بکار رفته است. بجز این نام، ۲ بار نام رب (ربکم - ربها) و یکبار نام «قدیر» نیز در این سوره آمده است. در سوره قبل (تغابن) تعداد زیادی از اسماء الحسنی آمده بود. اما تأکید انحصاری روی نام «قدیر» در این سوره معنای خاصی در رابطه با سیاق سوره دارد. گویا از آنجایی که در مسئله طلاق، زورگوئی و رفتار از موضع قدرت موجب ظلم و ستم میگردد، در اینجا قدرت بی نهایت خدا را به رخ کشیده تا مگر مانعی محسوب شود (…لِتَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ…آیهٔ ۱۲).
آهنگ انتهایی آیات - همه آیات این سوره با «الف» ختم میشوند (آیه ۶ همان آهنگ را دارد ولى يا ياء مقصوره ختم شده) اتفاقاً سورههای نساء و احزاب نیز که بخشی از آنها مربوط به روابط با زنان است عمدتاً با حرف «الف» ختم شدهاند.
ارتباط سورههای طلاق و تحریم (۶۶ و ۶۵)
وجه ارتباطی میان این دو سوره و حلقه پیوندشان از همان ظواهر آنها آشکار است و نیاز چندانی به شرح و توضیح نمیباشد. اولاً هردو سوره با ندای «یا ایها النبی» خطاب به پیامبر (ص) نازل شدهاند تا چگونگی عملکرد و سنت او را مؤمنین الگو قرار دهند، ثانیاً موضوع محوری هر دو سوره اختلافات زناشوئی و بیگومگوی زوجین و مسائل مربوط به آن است. با این تفاوت که در سوره طلاق، تمرکز اصلی روی مرحله جداشدن و موضوعات وابسته به آن است و در سوره تحریم، هرچند مرحله طلاق مطرح شده، اما مسئله ناسازگاری و نافرمانی مورد نظر میباشد. ثالثاً موضوع «عذاب» که محور مشترک میان این دو سوره با چهار سوره بعدی است، به عنوان وبال امر، عاقبت امر و حساب شدید ربط دو سوره را با یکدیگر نشان میدهد.
اما زاویه برخورد با مسئله عذاب در این دو سوره با سورههای بعدی تفاوت دارد. در اینجا موضوع را از بُعد خانوادگی مطرح مینماید و زمینه عذاب را در بی تقوائی هائی که در
روابط زناشوئی اتفاق میافتد سراغ میدهد. در سوره طلاق بلا فاصله پس از تبیین مسائل مربوط به طلاق و عده و نگهداری زنان و شیردادن نوزاد و غیره، نتیجه گیری میکند اختلافات زناشوئی در کانون خانواده اگر عمومیت داشته باشد کل جامعه را به عذاب سخت میکشاند:
وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِۦ فَحَاسَبْنَٰهَا حِسَابًۭا شَدِيدًۭا وَعَذَّبْنَٰهَا عَذَابًۭا نُّكْرًۭاآیهٔ ۸ - فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَٰقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًاآیهٔ ۹ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمْ عَذَابًۭا شَدِيدًا…سورهٔ مجادله، آیهٔ ۱۵ …فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ يَٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟…آیهٔ ۱۰ …قَدْ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًۭاآیهٔ ۱۰.
و در سوره تحريم نيز به دنبال آيه مربوط به طلاق، مؤمنين را مخاطب قرار داده وظيفه آنها را براى مراقبت از خود و اهل خانواده دربرابر آتش هشدار میدهد:
يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ قُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًۭا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَٰٓئِكَةٌ…سورهٔ تحریم، آیهٔ ۶ …غِلَاظٌۭ شِدَادٌۭ لَّا يَعْصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمْ…سورهٔ تحریم، آیهٔ ۶ …وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَسورهٔ تحریم، آیهٔ ۶.
زمينه هاى مشترك ديگرى نيز در هر دو سوره وجود دارد كه هماهنگى و پيوند آنها را با يكديگر به خوبى آشكار مىسازد. ذيلاً به مواردى از آنها اشاره مىكنيم.
۱- نام جلاله «الله» در هر دو سوره به دفعات زيادى به كار رفته است. بهطوريكه بازاى تقريبى هر ۱۰ كلمه در سوره طلاق و ۱۹ كلمه در سوره تحريم، يكبار اين نام تكرار شده است كه ازنظر نسبى و آمارى قابل توجه مىباشد. اين امر احتمالاً به دليل طرح اختلافات زناشوئی و قضيه جداى و طلاق و دشمنى هاى حاصله است كه جز ياد «الله» و بخاطر داشتن مقام و موقعيت او ترمز ديگرى نمىتواند مانع بروز كينهها و دشمنىها باشد. همچنين موضوع «تقوى» به دليل همين زمينه مساعد براى تحريكات شيطانى در هر دو سوره نقش كليدى دارد.
۲- احاطه علم خداوند به جزئيات رفتار زن و شوهر از جمله مسائلى است كه در هر دو سوره مورد تأكيد قرار گرفته، مؤمنين را هشدار مىدهد تا همواره خدا را حاضر و ناظر در روابط با همسران بينند.
آخرين آيه سوره طلاق ( …وَأَنَّ ٱللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ عِلْمًۢاآیهٔ ۱۲) كه حلقه اتصال با سوره تحريم را تشكيل مىدهد، بلا فاصله در دومين و سومين آيه اين سوره با اسماء «…وَهُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُسورهٔ تحریم، آیهٔ ۲» و «العليم الخبير» پيوند مىخورد و هماهنگى را برقرار مىسازد.
۳- در هر دو سوره مسئله تكفير ذنوب (پاك كردن و پوشاندن گناهان) ازطريق تقوى و توبه و خروج از تاريكىها به سوى نور بوسيله كتاب و رسول، و دخول در بهشت با جملات تقريباً مشابه مطرح گرديده كه همسوئى هر دو سوره را نشان مىدهد.