تحریم (۶۶)
برملا ساختن روابط خصوصی پیامبر
سوره تحریم همچون سوره قبل (طلاق) و نیز سوره احزاب (۳۳)، با خطاب «یا ایها النبی» آغاز میگردد. مضامین این سوره، همچنین نیمی از سیزده آیه ۱ثی که درکل قرآن با چنین خطابی آغاز میگردد. ۱ در ارتباط با «زنان» است. ۲ و بقیه آن مربوط به منافقین و کفار. این عنایت مخصوص به مسئله ای شخصی مربوط به همسران پیامبر (ص) ممکن است در برخوردی ابتدائی و قضاوتی سطحی، باتوجه به ابدی و عمومی بودن قرآن، غیرعادی و غیرضروری به نظر برسد. اما اگر توجه داشته باشیم که به تصریح قرآن شخص پیامبر «اسوه» ۳ و شاهد ۴ (الگوی قابل مشاهده و اقتباس) مسلمانان بوده و رفتار و رویه و سیره او به اصطلاح دینی «سنت» شمرده میشود و مسلمانان وظیفه دارند عملکرد او را به عنوان ملاک و معیار حق تبعیت نمایند، به اهمیت این امر بهتر پی میبریم. نه تنها زندگی عادی و روزمره پیامبر و رفتار طبیعی او با همسران و فرزندانش مورد الهام و اقتباس پیروان قرار میگرفته، بلکه منافقین و کفار نیز کوچکترین رفتار او را زیر
- انفال آیات ۶۴-۶۵-۷۰، توبه آیه ۷۳، احزاب آیات ۱-۲۸-۴۵-۵۰-۵۹، ممتحنه آیه ۱۲، طلاق آیه ۱ و تحریم
آیات ۱ و ۹
- احزاب آیات ۲۸-۵۰-۵۹، ممتحنه آیه ۱۲- طلاق آیه ۱ و تحریم آیه ۱
- احزاب آیه ۲۱- لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ ٱللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌۭ…سورهٔ احزاب، آیهٔ ۲۱ (هر آینه در رسول خدا برای شما اسوه نیکوئی است)
- بقره ۱۴۳ (…لِّتَكُونُوا۟ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ…سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۴۳ و …وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًۭا…سورهٔ بقره، آیهٔ ۱۴۳ و حج ۷۸ (هوسماکم المسلمین من قبل و
…وَفِى هَٰذَا لِيَكُونَ ٱلرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ…سورهٔ حج، آیهٔ ۷۸
ذره بین کنجکاوی قرار میدادند تا مگر موجبی برای توطئههای رذیلانه خود بیابند. ۱. بنابر این به دلیل آثار گسترده اجتماعی که روابط خصوصی پیامبر ایجاب میکرده، ضرورت داشته است ازنظر وحی مهر تأیید یا تنقید برآن بخورد تا پیروان او درحال و آینده دچار سردرگمی و بلاتکلیفی نشوند.
پیامها
علاوه بر خطاب «یا ایها النبی»، خطاباهای دیگری همچون «یا ایها الذین آمنوا» و «یا ایها الذین کفروا» نیز در این سوره بکار رفته است. علاوه بر آن همسران پیامبر نیز مخاطب ارشاد الهی قرار گرفتهاند. بنابر این برای فهم دقیق تر مضامین پیامهای سوره، آنها را بر حسب مخاطب آن به چهاردسته به شرح ذیل تقسیم مینماییم:
۱- خطاب به پیامبر - در این سوره دو خطاب مستقیم (در آیات ۱ و ۹) به پیامبر شده است. اولین آن دررابطه با محدودیت و محرومیت است که آن حضرت بخاطر رضایت برخی همسرانش برخود اعمال نموده بود (یا ایها …ٱلنَّبِىُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ…آیهٔ ۱ تبتغی مرضات ازواحک والله غفور رحیم). ظاهراً درمقایسه با عرف و عادت انسانهای عادی اشتباه و خطائی به نظر نمیرسد که خداوند اسماء غفور و رحیم را برای دعوت به توبه مطرح کرده است. آنچه اتفاق افتاده نه صدمهای به کسی خورده و نه حق کسی پایمال شده است، بلکه محرومیت است که پیامبر برخود تحمیل کرده و آزادی اش را درمواردی خاص محدود نموده است. اما همانطور که گفته شد حرکات پیامبر زیرذره بین قضاوت واظهارنظر دوست و دشمن قرار داشته و به دلیل آثار اجتماعی آن درمکان و زمانی گستردهتر از آن مکان و زمان، نمیتوانسته است همچون رفتار خصوصی سایر مردم درخلوت خانه به بوته فراموشی سپرده گردد. حتی همسران او نیز میتوانستند رویه او را درزمان حیات یا مماتش برای دیگران نقل نمایند و ازآن به عنوان سنت رسول الله ضابطه و قانونی برای روابط درونی سایر مسلمانان بسازند. بنابر این پیامبر (ص) که پیام رسان خداوند بسوی مردم است باید خود دقیقاً مطابق موازین و معیارها و حدود و حریم الهی رفتار نماید و برای خوشایند دیگران، هرچند همسرانش، مجاز نیست با حرام کردن چیزی که خداوند حالل کرده مماشاتی در اصول نماید و حقوق و آزادی خود را محدود سازد. گرچه مخاطب این پیام، پیامبر است ولی درحقیقت همه مؤمنان مخاطب آن هستند. به این ترتیب هیچ مسلمانی سزاوار نیست بخاطر
- به عنوان مثال به داستان افک (اتهام به عایشه) و همچنین ازدواج پیامبر به فرمان خدا با همسر مطلقه زید که موجب سوءاستفاده منافقین شد میتوان اشاره کرد.
برخی ملاحظات غیراصولی که احیاناً بر حسادت و خودخواهی همسرش مبتنی است از عملی، اگر حق است، صرف نظر نماید و این درس ظریف و بزرگی است که در قالب تجربهای خصوصی از زندگی داخلی پیامبر برای مسلمانان باقی مانده است.۱
۲-۱ - سعه صدر - در رابطه با قضیه فوق، که قرآن از ذکر اصل ماجرا (برخلاف راویان) خودداری کرده و تنها به نقل کلیات و نتایج عبرت انگیز آن پرداخته است، نکات آموزنده دیگری نیز وجود دارد که از آن جمله است: پی گیری نکردن پیامبر از تقصیر همسرانی که در افشای آن، علیرغم توصیه و تأکیدش، کوشیده بودند. عادت و علاقه بیشتر مردم در چنین مواردی کنجکاوی و کندوکاو برای کشف جزئیات قضیه برای محکوم کردن مقصدین است، اما پیامبر با کرامت نفس و بزرگ منشی به همان حد شناخت اجمالی اکتفا نمود و از تعقیب مسئله صرف نظر کرد (…فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِۦ وَأَظْهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُۥ…آیهٔ ۳ و …وَأَعْرَضَ عَنۢ بَعْضٍۢ…آیهٔ ۳) و اینهم درس بزرگی است که در کسب اطلاعات در چنین روابطی تنها به حد مورد نیاز باید اکتفا کرد.
۳-۱ - لزوم شکستن سوگندهای بیهوده - پیام دیگر، فرض بودن شکستن سوگندهایی است که مبنای اصولی ندارند (قَدْ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَٰنِكُمْ…آیهٔ ۲...) انسان حق ندارد به اصطلاح کاسه داغتر از آش بوده دست و پای خود را با غل و زنجیرهای خرافی سنتی یا فرهنگهای منحط ببندد و آزادی خود را در مواردی که خداوند روا شمرده محدود نماید.۲ حلال و حرام و حد۳ و حریم را خداوند تعیین میکند و بشر سطحی نگر جاهل تر از آن است که بتواند قانون شرعی وضع نماید. قرآن از مشرکین و نیز از گمراهان اهل کتاب موارد زیادی را نقل مینماید که با وضع قوانینی من درآوردی قسمتهایی از زراعت و مواردی از چارپایان را با فقاهت خاص، برخود یا دیگران حرام میکردند.۴
- این نکته نیز جالب توجه است که خداوند پیامبر گرامی اش را بخاطر پی جویی رضایت همسران ملامت میکند (تبتغی مرضات از واجک) به این دلیل که توحید ایجاب میکند فقط رضایت خدا مطرح باشد و در قرآن همواره، بجز مورد فوق، ابتغاء رضایت فقط در مورد خدا بکار رفته است، مثل آیات: ۲۰۷ و ۲۶۵ بقره، ۱۱۴ نساء، ۱ ممتحنه، ۲ مائده و ۲۱ لیل (ابتغاء مرضات الله - ابتغاء مرضایی - …يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّن رَّبِّهِمْ…سورهٔ مائده، آیهٔ ۲ و رضواناً)
- قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ…سورهٔ اعراف، آیهٔ ۳۲ و الطیبات من الرزق... (اعراف ۳۲)
- …تِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا…سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۲۹
- بخصوص در سورههای نساء، مائده، انعام، بقره، آل عمران، اعراف و توبه در این مورد آیات زیادی آمده است.
۲- خطاب به همسران پیامبر
پس از پیامبر (ص)، نوبت دو تن از همسران متخلف آن حضرت است که موعظه الهی را پذیرا گردند، آن دو به انگیزه حسادت و خودخواهی توصیه رسول خدا را زیرپا گذاشتند و موضوع سربسته ای را افشاء نمودند و خواستند بر آن حضرت مسلط و چیره گردند (تظاهراعلیه). در حالیکه خداوند مولای او و جبرئیل و صالحان از مؤمنین و فرشتگان پشتیبان او هستند (آیه ۴). توصیه نخست به آن دو، بازگشت بسوی خدا (توبه) از گرایش انحرافی است (فقد صغت قذویکما)، و دیگر دعوتشان، در تهدیدی تلویحی به طلاق و به برگزیده ترین خصال انسانی. در تسلیم، ایمان، فروتنی، توبه، تعبد و سیاحت... عسى ربه ان طلفکنّ …أَن يُبْدِلَهُۥٓ أَزْوَٰجًا خَيْرًۭا مِّنكُنَّ مُسْلِمَٰتٍۢ مُّؤْمِنَٰتٍۢ قَٰنِتَٰتٍۢ…آیهٔ ۵ تاثبات عابدات سائحات ثبات و ابکارا.
در ضمن با مثالی که در اواخر سوره از همسران حضرت نوح (ع) و حضرت لوط (ع) میزند، این هشدار را به آنها میدهد که درصورت خیانت همچون آنان روانه جهنم خواهند شد و همسر پیامبر خدا بودن آنها را بی نیاز از عمل خود نمیکند. (آیه ۱۰)
خطای اصلی آن دوزن، سرکشی و عصیان در برابر رسول خدا بوده است که مفهوم مخالف این امر در کلمه «قانتات» (زنان فروتن برای خدا)، که درآیه (۵) به آن دعوت شدهاند تجلی میکند. جالب اینکه آخرین جمله این سوره با نمایش صفتی از حضرت مریم با کلمه «قانتین» خاتمه مییابد... و صدّقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین.
۳- خطاب به مؤمنین
در این سوره دو پیام مهم به مؤمنین خطاب شده است که در رابطه با سیاق اصلی سوره بسیار قابل توجه میباشد. ابتدا آن دو را نقل مینمائیم آنگاه توضیح مختصری عرضه میداریم.
آیه (۶) یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً و قودها الناس والحجارة... توبوا الی الله (۸) و توبه (۹) از …تَوْبَةًۭ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ…آیهٔ ۸ سیئاتکم خطاب نخست که بلافاصله پس از پنج آیه مقدمه سوره (مربوط به پیامبر و همسران آن حضرت) آمده است، نتیجه گیری و عبرتی عمومی را برای تمامی مسلمانان بیان میدارد. در برابر آتش سهمگینی که به دلیل گناه و عصیان اوامر الهی در کمین انسان است، هرکس وظیفه دارد نه تنها شخص خود، که اهل خود را نیز از خطرات آن بر کنار دارد (قوا انفسکم و اهلیکم ناراً). منظور از «اهل»، در آیه فوق تنها همسر و فرزند نیستند که این تنها یک نوع
«اهلیت» است، و اتفاقاً کلمه اهل درقرآن بیشتر در مواردی غیر از اهلیت خونی و خانوادگی بکار رفته است. مثل: اهل الکتاب (۳۱ بار)، اهل قریه (۷ بار) و همچنین اهل الذکر، اهل التقوی ۱ اهل النار، اهل الانجیل، اهل مدین و غیره. بنابراین اهل هر فرد تنها اهل بیت او نیستند، بلکه همفکران، همکیشان و هم شهریان (اهل قریه، اهل مدین) او نیز اهل او محسوب میشوند. کمآنکه خداوند ایمان آورندگان به نوح (ع) را اهل او معرفی مینماید درحالیکه همسر و فرزند او را که به واقع از اهل بیت او بودند بیگانه میشمرد:۲
و نادی …نُوحٌۭ رَّبَّهُۥ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ٱبْنِى مِنْ أَهْلِى…سورهٔ هود، آیهٔ ۴۵ و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین قال یا …يَٰنُوحُ إِنَّهُۥ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ۖ إِنَّهُۥ عَمَلٌ غَيْرُ صَٰلِحٍۢ…سورهٔ هود، آیهٔ ۴۶ ... (هود ۴۵ و ۴۶)
باتوجه به مقدمات فوق میتوان به خطیربودن وظیفهای که هر مؤمن به مقتضای اصل «ولایت ایمانی» (المؤمنون …وَٱلْمُؤْمِنَٰتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍۢ…سورهٔ توبه، آیهٔ ۷۱) نسبت به سایر مسلمانان، اعم از همسر و فرزند تا همفکر و همسایه و همشهری و همسفر و ... دارد پی برد. هیچ کس حق ندارد تنها به فکر بیرون کشیدن گلیم خود ازآب بوده منحصراً به نجات خود بیندیشد. سرنوشت جامعه ایمانی آنچنان درهم گره خورده است که بخاطر تأثیرات متقابل افراد بر سرنوشت یکدیگر، تلاش و تمهیدی همگانی برای نجات کل مجتمع، نجات تک تک را میسر میسازد. و اتفاقاً در دو آیه قرآن زیانکاران واقعی کسانی را میشمرد که هم خودشان را به خسران افکندند و هم موجب خسران «اهل» خود شدند.
... …قُلْ إِنَّ ٱلْخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ…سورهٔ زمر، آیهٔ ۱۵ و اهلیهم یوم القیمه الذالک هو الخسران المبین ۳ افراد یک خانواده، کارمندان یک اداره، محصلین یک مدرسه، کارگران یک کارخانه، کشاورزان یک مزرعه، مردم یک محله، اعضای یک حزب یا جمعیت و ... اهل یکدیگر هستند و دربرابر عذابی که درنتیجه گناه عارض هریک میشود مسئول میباشند:
یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً ...
دومین خطاب به مؤمنین، فرمانی است برای توبه خالصانه به درگاه خدا از گناهانی که چه بسا همان عدم خویشتن داریهای خود و اهل خود موجب آن شده باشد (یا ایها الذین آمنوا …تُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ تَوْبَةًۭ نَّصُوحًا…آیهٔ ۸ ...). توبه «نصوح» توبه خالصانه ای است که کوچکترین شائبه
- سوره فتح آیه ۲۶ (والزمهم کلمه التقوی و کانوا احق بها و اهلها)
- علاوه بر موارد فوق، درقرآن اهلیتهای دیگری نیز شمرده است. ازجمله: اهل مکر (…وَلَا يَحِيقُ ٱلْمَكْرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِۦ…سورهٔ فاطر، آیهٔ ۴۳)، اهل زمین (…يَرِثُونَ ٱلْأَرْضَ مِنۢ بَعْدِ أَهْلِهَآ…سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۰۰)، اهل کشتی (…قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا…سورهٔ کهف، آیهٔ ۷۱)، اهل امانت (…تُؤَدُّوا۟ ٱلْأَمَٰنَٰتِ إِلَىٰٓ أَهْلِهَا…سورهٔ نساء، آیهٔ ۵۸) و ...
- (زمر ۱۵) و با تفاوتو در (شوری ۴۵)
شرك و ريا درآن نباشد و توبه كننده باتمام وجود پشيمان گشته و قصد جبران داشته باشد. كلمه «نصوح» منحصراً همين يك مورد در قرآن بكار رفته است و شايد تأكيد روي خالص و بی شائبه بودن آن دررابطه با سياق سوره كه ناظر به مناسبات زناشوئی است به دليل حساسيت اين امر میباشد كه بر زوایای آن كسی بجز خدا آگاهی ندارد. پيام دیگری كه درقالب مثال برای مؤمنين (بخصوص زنان مؤمن) در اين سوره آمده است، اوج ايمان و كمال زن را مستقل از همسرش دربرابر خدا نشان میدهد (آیه ۱۲). يک نمونه همسر فرعون است كه عليرغم شوهر جبارش، راه ايمان را درپيش گرفت و دیگری مریم كه سمبل پاكي و فروتنی شد (و مريم ابنت عمران …ٱلَّتِىٓ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا…آیهٔ ۱۲ و صدقت بكلمات ربها و كانت من القائتين.
۴- خطاب به کافران
و بالاخره خطاب کوتاهی هم در اين سوره به کافران بكار رفته است (يا ايها الذين كفروا …لَا تَعْتَذِرُوا۟ ٱلْيَوْمَ ۖ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَآیهٔ ۷). اگر منظور از «كافران» همان منكرين قرآن و رسالت بوده باشد، ارتباط اين خطاب با سياق كلي سوره ممكن است دشمنیها و سوءاستفادههای كافران از روابط خانوادگی شخص پيامبر باشد، اما اگر منظور از «كفر» همان معنای لغوی آن یعنی ناسپاسی و ناشکری نعمت باشد، «الذين كفروا» صفت مسلمانان سست ايمانی خواهد بود كه قدر نعمت حضور پيامبر و كتاب روشنگری كه برا و نازل شده نشناختند و كفران نعمت كردند. عذرخواهی چنين ناسپاسانی روز قیامت پذیرفته نخواهدشد و به جزای اعمالشان خواهند رسید (... لاتعتذروا اليوم انما تجزون ماكنتم تعلمون)
علاوه بر خطاب فوق، مثالی هم برای کافران (بخصوص زنان کافر) زده شده است (ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًۭا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟…آیهٔ ۱۰...) اين مثال همانطور كه گفته شد از همسر نوح و همسر لوط (عليهما السلام) است كه قدرنعمت همسر پيامبر خدابودن را نشناختند و با كفران اين موقعيت كه میتوانست بهترين عامل هدايت آنان باشد، راه خيانت درپيش گرفتند و به سزای اعمالشان رسيدند.
جهاد با کافران و منافقان
دهمين آيه اين سوره ظاهراً بطور ناگهانی تغيير سبک و سياق میدهد و از مسائل درونی بيت پيامبر و توصيههای اخلاقي به مؤمنين، به جهاد با كفار و مؤمنين و سخت گیری
بر آنها میپردازد و به همین اشاره اجمالی و کوتاه که همچون جمله معترضهای وسط یک بحث مستقل و منسجم آمده بسنده کرده مجدداً دنباله مطلب را در همان سیاق سابق (مسئولیت زنان) ادامه میدهد.
آیه مورد بحث که عیناً در سوره توبه (آیه ۷۳) نیز تکرار شده است خطاب به پیامبر این چنین فرمان میدهد:
یا ایها النبی جاهد الكفار و المنافقین واغلظ علیهم و مأویهم جهنم و بش المصیر سئوال اصلی در این است که آیه فوق چه رابطهای با بقیه سوره دارد و مسئله جهاد با کفار و منافقین چگونه با مسائل درونی اهل بیت رسول خدا در کنار هم مطرح شده است؟
شگفت اینکه در سوره احزاب نیز که با خطاب «یا ایها النبی» (همچون سوره طلاق و تحریم) آغاز شده و بیش از یک سوم خطابهای قرآن به پیامبر را شامل است (۵) بار از ۱۳ بار) و نیمی از سوره به مسائل درونی بیت پیامبر و ازواج او ارتباط دارد، هم در اولین آیه سوره، هم در متن آن و هم در آخرین آیه آن خطر کفار و منافقین را یادآوری مینماید و به پیامبر فرمان میدهد باتقوای الهی از اطاعت آنها بپرهیزد و تنها از وحی پیروی و برخدا توکل نماید.
اول سوره: یا ایها …ٱلنَّبِىُّ ٱتَّقِ ٱللَّهَ وَلَا تُطِعِ…سورهٔ احزاب، آیهٔ ۱ الكافرین والمنافقین …إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًۭاسورهٔ انسان، آیهٔ ۳۰ - وَٱتَّبِعْ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ…سورهٔ احزاب، آیهٔ ۲ خبیراً - و توکل علی الله و كفی بالله وكیلاً.
وسط سوره: (آیه ۴۸) ولا تطع الكافرین و المنافقین ودع اذیهم و توکل علی الله و كفی بالله وكیلاً.
آیه (۶۱) لئن لم ینه المنافقون والدین فی قلوبهم مرض لنغرینک بهم ...
آخر سوره: لِّيُعَذِّبَ ٱللَّهُ ٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلْمُشْرِكِينَ وَٱلْمُشْرِكَٰتِ…سورهٔ احزاب، آیهٔ ۷۳ و ...
براستی چه رابطهای میان مسائل درونی بیت پیامبر و جهاد با کفار و منافقین وجود دارد که در این دوسوره (احزاب و تحریم) در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؟ ... همانطور که قبلاً اشاره رفت کفار و منافقین که دشمنان خارجی و داخلی پیامبر و پیام او بودند کوچکترین
- و نیز ۱۵ بار از ۴۳ باری که کلمه «نبی» در قرآن آمده به آن اختصاص دارد.
- حداقل آیات ۱ تا ۲۹، ۷۹ تا ۶۲ سوره احزاب ارتباط مستقیم به این امور دارد.
- (پس از ذکر این مقدمه، در آیات ۵ و ۶ و ۷ مسائل مربوط به پدر خواندگی و ولايت پیامبر و مادر مؤمنین بودن همسران او، اعطا حمر نماید).
حرکت او را زیر ذره بین داشتند تا مگر موجب ومحملی برای ترور شخصیت او بیابند و برای این مقصود راه نفوذی به حریم قدس آن حضرت از طریق همسرانش میجستند تا او را لکه دار نمایند و آبرویش را به زعم خود بریزند. در سوره احزاب مرتباً از آزار و اذیت رسول و بهتان زدن به او نهی میکند ۱ و با یادی تاریخی از پیروان حضرت موسی (ع) که با حرفهای بی اساس موجب رنجش آن حضرت میشدند، مؤمنین را از چنین شیوهای نهی میکند و علیرغم تلاش پیروان حضرت موسی برای بیآبروکردن آن حضرت بر وجاهت و آبروی او نزد خدا تأکید مینماید.
(یا ایها الذین آمنوا لاتکونوا کالذین اذوا موسی فبراه …ٱللَّهُ مِمَّا قَالُوا۟…سورهٔ احزاب، آیهٔ ۶۹ و کان عندالله)
وجیهاً
درهمان سوره (احزاب) منافقین و کسانی را که در دلشان مرض است و کسانی را که درشهر «شایعه پراکنی (علیه پیامبر) میکنند تهدید به تبعید مینماید»۲
باتوجه به مقدمات فوق، علت و انگیزه جهاد با دشمنان داخلی و خارجی (بخاطر شایعه پراکنیها، تهمتها، اذیتها، بهتانها و ...) توجیه میگردد. امّا مسئله مهمتری که وجود دارد «نوع جهاد» است که به کلی باجهاد مسلحانهای که به ذهن خطور مینماید مغایرت دارد. چرا که اگر منظور از فرمان جهاد در آیه فوق، جهاد مسلحانه باشد به این اشکال و تناقض برمیخوریم که پیامبر تا پایان عمرش هرگز جهادی علیه منافقین به راه نینداخت و حتی یک منافق را هم نکشت! آیا پیامبر فرمان الهی را ندیده گرفته است یا جهاد مفهوم کلی تری از جنگ و وسیله دیگری بجز شمشیر دارد؟ حداقل آیه ۵۲ سوره فرقان نشان میدهد که با «قرآن» نیز میتوان جهادی کبیر علیه کافران برپا کرد، یعنی کاری فرهنگی و اعتقادی بنا به ضرورت و مصلحت (فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهاداً کبیراً). اصولاً جهاد دامنه بسیار گستردهای دارد که نوع نظامی آن تنها یکی از انواعش میباشد. معنای لغوی این کلمه نیز تلاش درحد طاقت با قبول مشقت و محرومیت تا مرحله جانبازی میباشد. بنابر معنای جهاد با کافران و منافقان در سورههای احزاب و تحریم، مقابله با توطئههای آنها و جدی بودن دربرابر مکر و حیلههایشان میباشد، در این راه به مقتضای اقدام آنها نوع جهاد تعیین میشود. اگر تلاشهایشان درحد حرف و آزار بود با صبر و توکل تحملشان کرد و جهادی اعتقادی برای اصلاحشان به راه انداخت و اگر دست به اسلحله
- بخصوص آیات ۵۴ تا ۶۲
- آیه ۶۱ سوره احزاب (…لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ ٱلْمُنَٰفِقُونَ…سورهٔ احزاب، آیهٔ ۶۰ …وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْمُرْجِفُونَ فِى ٱلْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلًۭاسورهٔ احزاب، آیهٔ ۶۰)
بردند با اسحله باید متوقفشان ساخت.
جالب اینکه آیه «یا ایها …ٱلنَّبِىُّ جَٰهِدِ ٱلْكُفَّارَ وَٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱغْلُظْ عَلَيْهِمْ…آیهٔ ۹ و مأویهم جهنم و
بشس المصیر» علاوه بر سوره تحریم، عیناً در سوره توبه (آیه ۷۳) نیز تکرار شده است و در
آنجا نیز چنین فرمانی به دنبال ذکر مختصات جامعه ایمانی که درآن افرادش نسبت
به یکدیگر ولایت دارند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند، نماز برپا میدارند، زکوة
میدهند و ازخدا و رسولش اطاعت میکنند، آمده است. مشخصات فوق تماماً مربوط
به روابط درونی جامعه اسلامی میباشد.
درپایان این مبحث خوب است نظری هم به تفسیر مرحوم علامه فقید طباطبائی
(رضوان الله علیه) برآیه فوق که عیناً در سورههای توبه و تحریم تکرار شده بیفکنیم که مؤید
عرایض فوق میباشد.
جلد ۱۸ صفحه ۲۳۹ - «جهاد ومجاهدت، به معنای سعی و بذل نهایت کوشش در مقاومت
است، چه اینکه به زبان باشد، و چه به دست، تا آنجا که منتهی به کارزار
شود... و هرجا که استعمال شده تنها کفار منظورند، که تظاهر به مخالفت و
دشمنی دارند، و اما منافقین هرچند درواقع کافر و حتی از کفار
خطرناکترند... لیکن آیات جهاد ایشان را شامل نمیشود... و لذا چه بسا از
استعمال جهاد درخصوص منافقین این معنا به ذهن برسد که مراد به آن هر
رفتاری است که مطابق مقتضای مصلحت باشد. اگر مصلحت اقتضا داشت
معاشرتشان تحریم و ممنوع شود، اگر اقتضا داشت نصیحت و موعظه شوند،
اگر اقتضاء داشت به سرزمین دیگر تبعید شوند، و یا اگر ردهای از ایشان
شنیده شد کشته گردند¹ و اگر طور دیگری اقتضاء داشت درحقشان عملی
گردد. خلاصه معنای جهاد با منافقین مقاومت دربرابر کارشکنیها و
نقشههای ایشان است، به هر وسیله ای که مصلحت باشد.»
جلد ۲۸ صفحه ۳۲۴ (در تفسیر آیه مذکور در سوره تحریم)
«مرادبه جهاد با کفار و منافقین بذل جهد و کوشش در اصلاح امر از ناحیه
این دو طائفه است، و خلاصه منظور این است که با تلاش پیگیر خود جلو
شر و فسادی که این دو طائفه برای دعوت دارند بگیرد، و معلوم است که این
- مسئله کشتن مرتد شدگان نظریه ای است که علامه طباطبائی همچون بیشتر فقهاء اظهار داشتهاند. به نظر این
حقیر آیات قرآن چنین نظریه ای را تأیید نمیکند. اولاً ارتداد را عملی معرفی مینماید نه قولی، ثانیاً عقوبت
آنرا به قیامت محول مینماید (به فصل ارتداد و آزادی از کتاب «آزادی در قرآن» از همین قلم مراجعه فرمائید)
جلوگیری در ناحیه کفار به این است که حق را برای آنان بیان نموده، رسالت خود را به ایشان برساند، اگر ایمان آوردند که هیچ، و اگر نیاوردند با ایشان جنگ کند ۱، و در ناحیه منافقین به این است که از آنان دلخوئی کند، و تألیف قلوب نماید، تا بتدريج دلهایشان بسوی ایمان گرایش یابد، و اگر همچنان به نفاق خود ادامه دادند، در نفاق خود بمیرند، و امّا جنگ با منافقان (که شاید ظاهر آیه شریفه هم همین باشد)، سنت رسول خدا (ص) بر آن جاری نشده، و آن جناب در تمام عمر با هیچ منافقی نجنگیده، ناگزیر باید کلمه (جاهد) را به همان معنای که کردیم بگیریم.»
دو مَثَل برای مؤمنین و کفار
آیات انتهای این سوره، همانطور که در متن به آن اشاره شد، با دو مثال درباره چهار زن ختم میشود، دو زن برای مؤمنین و دو زن برای کفار. از آنجایی که سیاق سوره درباره زنان است و جریانی هم که از همسران پیامبر نقل شده در این رابطه قرار دارد، در جمع بندی نهائی سوره استقلال زن را در بُعد ایمان و اعتقاد و در محکمه عدل الهی از نظر حساب اعمال از همسرش نشان میدهد و اتفاقاً این استقلال را در دومورد کاملاً متضاد به نمایش میگذارد، حالت اول از بُعد منفی برای نشان دادن این حقيقت که حتی همسر رسول خدا بودن چیزی به زن اضافه نمیکند و او در برابر اعمال خویش مسئول و در برابر خداوند مستقل محسوب میگردد. حالت دوم برای جلوه دادن این اصل که حتی همسر بزرگترین دشمن خدا بودن (همسر فرعون) و یا اصلاً همسر نداشتن (مریم) نیز نمیتواند توجیه کننده تبعیت زن از خواست شوهر، تحمیل محیط، جوّ روزگار و یا محملی به بهانه نداشتن مربی و معلم و سرپرست گردد.
درحالت اول از همسر نوح و لوط (علیهمالسلام) برای کافران (ناسپاسان نسبت به نعمت همسری با آنان، و بقیه قدرنشناسان نعمات خدا و پیامبری آنان) مثال میزند تا بدانند خداوند جز عمل شخصی هیچ رابطه و نسبتی را ملحوظ نمیدارد و هیچگونه پارتی بازی و رابطه ای جای ضابطه و قانون را، حتی در مورد نزدیکترین وابستگان نمیگیرد.
- البته قرآن تنها جنگ با کفاری را مجاز میشمارد که تجاوزی به مسلمانان کرده باشند، و گرنه برای مسلمان کردن کفاری که هیچگونه جنگ و تجاوزی علیه مسلمانان نکردهاند، هرگز نمیتوان متوسل به اسلحه شد. شاید منظور مرحوم طباطبائی نیز از توضیحات فوق درحالت تجاوز کفار بوده باشد (برای توضیحات بیشتر میتوانید به فصل آزادی در قلمرو جهاد و قتال از کتاب آزادی در قرآن، از همین قلم، مراجعه نمائید)
این حقیقت هشداری است به همسران رسول خدا و بقیه زنان. درحالت دوم، از همسر فرعون یاد میکند که علیرغم زندگی در کاخ سلطنتی و مقیدبودن به روابط و مهمانهای درباره و تحت سلطه جبارترین دیکتاتور تاریخ قرار داشتن، آنهم در روز گاری که زن اسیر و برده مرد محسوب میشده و از خود استقلال رأی و شخصیتی نداشته، توانست فطرت توحیدی خود را حفظ نماید و دلش را از زرق و برقهای کاخ فرعون برگردانده متوجه خانه آخرت نزد خدا نماید و از فرعون و اعمالش و از ظالمین تمنای نجات به درگاه خدا نماید. (ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًۭا لِّلَّذِينَ…آیهٔ ۱۰ آمنوا امرات …فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ٱبْنِ لِى عِندَكَ بَيْتًۭا فِى ٱلْجَنَّةِ…آیهٔ ۱۱ و نجنی من فرعون و عمله و …نَجِّنِى مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّٰلِمِينَسورهٔ قصص، آیهٔ ۲۱).
این پیام بلندی است به همه زنان درهمه مقاطع زمانی و مکانی تاریخ که نمایش ایمان و اراده یکی از همجنسان خود را که بر تمامی جبرهای سنگین و خردکننده خانواده، حکومت، جامعه، زمان و ... فائق شد بیینند و عبرت بگیرند. علاوه بر همسر فرعون، از حضرت مریم نیز نام میبرد، اولی همسر یک ظالم بود و دومی اصلاً همسری نداشت. با این حال به تنهایی به مقامی رسید که انبیاء میرسند. مریم آنچنان عفت خود را در حصن تقوی نگهداشت که شایسته نفخه روح الهی و پذیرای کلمهای از خدا ۳ به نام عیسی (ع) گشت، مریم با تمام وجود و عملاً (نه فقط به زبان) تصدیق کننده کلمات ۴ پروردگارش گردید و بالاخره اینکه مریم از قانتین بود ۵. و مریم ابنت عمران …ٱلَّتِىٓ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا…آیهٔ ۱۲ و صدّقت بکلمات ربها و کانت من القانتین.
نامهای نیکوی الهی
در این سوره ۱۳ بار نام جلاله «الله» و ۱۴ بار اسماء نیکوی دیگر الهی بکار رفته است که
- برحسب روایات گویا سرانجام فرعون این بانوی گرانقدر را که سمبل ایمان بود شهید ساخت.
- مریم آنچنان حالاتی از عبادت و عرفان داشت که مشاهده مراتب اشراق و انجذاب او، پیامبری همچون زکریا
را منقلب ساخت و از خدا آرزوی فرزندی شایسته (همچو مریم) نمود. آیات ۳۳ تا ۳۹ سوره آل عمران.
- نساء (۱۷۱) …إِنَّمَا ٱلْمَسِيحُ عِيسَى ٱبْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ ٱللَّهِ…سورهٔ نساء، آیهٔ ۱۷۱ و کلمته القیها الی مریم و روح منه (همچنین در آیات ۳۹ و
۴۵ سوره آلی عمران عیسی (ع) را کلمه خدا نامیده است)
- منظور از «کلمه» در اینجا لفظ و نوشته نیست بلکه مفاهیم و ارزشهای ناشی از اسماء الهی است. همچنان که
تقوی کلمه است (والزمهم کلمة التقوی و کانوا احق بها و اهلها)
- تأکید روی قانت بودن مریم در رابطه با انتقادی که از برخی همسران پیامبر در این سوره شده معنای ظریفی
دارد.
جمعاً ۹ اسم ۲۷ بار تکرار شدهاند. الله (۱۳ بار)، رب (۵ بار)، علیم (۲ بار)، مولی (۲ بار) و غفور، رحیم، حکیم، خبیر و قدیر (هرکدام یک بار) نامهای فوق در رابطه با مفاهیم و مضامین این سوره بسیار قابل توجه میباشد
آهنگ انتهایی آیات
آیات این سوره با چهارحرف ختم شدهاند. بیش از همه حرف «ن» (۵ بار)، پس از آن «ر» (۴ بار)، سپس «م» (۲ بار) و بالاخره «الف با تنوین» (یکبار). سال نزول - مفسرین متفقاً این سوره را مدنی میدانند. در کتاب «سیر تحول قرآن» نیز سال نزول این سوره دهمین سال هجرت محاسبه شده است. مطالب تشریحی تفصیلی سوره هم بخوبی نشان میدهد که آیات آن مربوط به آخرین سال رسالت پیامبر باشد که باذکر جزئیات شریعت و ابلاغ آن به امت وظیفه خود را به انجام رسانده است.
ارتباط سورههای تحریم و ملک (۶۶ و ۶۷)
آنچه از ابتدا تا انتهایی سوره تحریم به چشم میخورد، تصویری است از انواع خطرات و لغزشگاهها و مهالکی که در مسیر آدمی قرار دارد و خطاها و خطاها و انحرافات و اشتباهاتی که ممکن است دانسته یا ندانسته مرتکب آن شود. و هشداری است برای مراقبت دائمی از خود و خانواده و نزدیکان در برابر این خطرات و حراست مستمر از حریم ایمان. عظمت مسئله به دلیل ارتباطی که با سرنوشت ابدی آدمی دارد، و جدّی بودن آن، به حدّی است که هیچکس را نمیتوان از آن استثناء کرد. به همین دلیل در ابتدای سوره از شخص رسول اکرم که بهترین خلق خدا و دارای خُلق عظیم بود، شروع میکند و بعد همسران او، سپس مؤمنین و خانواده آنها. تا نشان دهد همه در معرض این مصیبت هستند. این خطاها که همه روزه به اشکال مختلف تکرار میگردد، آثار طبیعی خود (ذنوب) را به جای میگذارد و طبق قوانین علت و معلولی، هر کسی گرفتار جزا و نتیجه عمل خودش میگردد.
امّا از آنجایی که خداوند غفور و رحیم است، باب «توبه» را (که به فرموده امام زین العابدین اگر هیچ نعمتی خداوند به بنی آدم عنايت نفرموده بود و تنها همین نعمت توبه بود، برای عبادت او کافی بود) گشوده است تا امکان جبران و جایگزینی عمل صالح به جای گناه و جود داشته باشد. بنابر این انسان مسئولیت خطیری در برابر نفس خود و همسر و فرزندانش دارد تا با مراقبت در برابر وساوس نفسانی و تحریکات شیطانی از خود حراست
تأیید و درصورت لغزش، با توبه و استغفار به درگاه الهی خود را اصلاح نماید.
در این سوره سه بار مؤمنین را مخاطب قرار داده سه مطلب اساسی را هشدار میدهد:
۱- مؤمنین موظفند نفس خویش و خانواده را از آتش دوزخ حفظ نمایند.
۲- راه توبه و بازگشت منحصراً در دنیا است و از حالا باید بدانند که در آخرت عذری
پذیرفته نمیشود و هرکس جزای عملش را میبیند.
۳- همگی باید توبه خالصانه به درگاه الهی نمایند. باشد که گناهانشان مستور و محو
گرداد و به بهشت نائل گردند.
در چنین مسیر خطیری، زن و مرد مسئول خویشاند و عمل هیچکس به پای دیگری
نوشته نخواهد شد. نه همسر پیامبر خدا بودن وسیله ای برای نجات محسوب میگردد و نه
همسر فرعون بودن دلیلی بر سقوط و هلاکت به شمار میآید.
این خلاصه ای است از مطالب سوره تحریم که حاوی ۴ رکن اساسی میباشد.
۱- همه در معرض خطا و گناه هستند.
۲- آثار طبیعی گناه حتماً دامنگیر انسان میشود.
۳- راه اصلاح و جبران این خطاها از طریق توبه و استغفار همواره گشوده است.
۴- همگان مسئول خویش و وابستگان هستند.
اما در سوره ملک مطلب به گونه ای دیگر مطرح شده است. در آنجا نظم حیرت آور
جهان هستی را نشان میدهد که چگونه هر پدیده ای در جایگاه خویش مطابق مشیت الهی
هدف و مقصدی معین را تعقیب مینماید. بطوریکه اگر ذره ای از مسیر تعیین شده عدول
نماید، به سرعت گرفتار «عذاب سوزان» شده دفع و طرد میگردد.
انسان نیز همچون سایر مخلوقات، لامحاله مشمول همین قانونمندی و قدر الهی است
و طغیانش از حدود و حریم تعیین شده، «عذاب سوزان» به دنبال خواهد داشت.
به این ترتیب هر دو سوره از یک مطلب سخن میگویند. اما هرکدام از زاویه ای معین،
سوره تحریم خطاها را معین مینماید و سوره ملک عذاب آنرا (توضیح مفصل تر درباره
سوره ملک را در بخش بعدی در مقایسه سورههای ملک و قلم میتوانید ببینید).
موضوعات مشترکی نیز در هر دو سوره وجود دارد که دلالت بیشتری بر ارتباط آنها
میکند ازجمله:
۱- علیم بودن خدا بر سر و نهان اعمال آدمی (تا معلوم شود در مسئولیت اعمال و
عذاب مترتب بر آنها چیزی فراموش نمیگردد)؛
تحريم (۳) و وَإِذْ أَسَرَّ ٱلنَّبِىُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَٰجِهِۦ حَدِيثًۭا فَلَمَّا نَبَّأَتْ…آیهٔ ۳ به و اظهرّه …ٱللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُۥ…آیهٔ ۳ و اعرض عن بعض فلمّا نبأهابه قال من انباک هذا قال نبأتى العليم الخبير
ملک (۱۳) و اسرّوا قولكم اواجهروا به …إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِسورهٔ ملک، آیهٔ ۱۳ - أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ…سورهٔ ملک، آیهٔ ۱۴ و هو اللطيف الخبير.
۲- فرشتگان موكل بر آتش (در هر دو سوره جدى و سخت گير بودن نگهبانان آتش را مطرح مینمايد تا کسی گمان نبرد میتواند احساس ترحم آنها را برانگيزد و تخفیفی بگیرد).
تحريم (۶) ... عليها ملبكة …غِلَاظٌۭ شِدَادٌۭ لَّا يَعْصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمْ…آیهٔ ۶ و …وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَآیهٔ ۶.
ملک (۸) تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلْغَيْظِ…سورهٔ ملک، آیهٔ ۸ …كُلَّمَآ أُلْقِىَ فِيهَا فَوْجٌۭ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَآ أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌۭسورهٔ ملک، آیهٔ ۸.