«توبه» (۹)
ارتباط سورههای انفال و توبه (۹ و ۸)
پیوستگی و ارتباط این دو سوره با یکدیگر و نقش تکمیل کننده ای که نسبت بهم دارند، آنچنان است که توصیه شده این دو سوره را باهم تلاوت نمایند. به طور خلاصه سوره انفال جنبه درونی داشته به اصلاح روابط داخلی جامعه اسلامی و انتقاد از عملکردهای بدور از نشانه ایمانی میپردازد و سوره توبه جنبه بیرونی داشته روابط مسلمانان را با طیف دشمنان، اعم از مشترک و منافق و یهود تبیین مینماید. یعنی اولی درون گروهی است و دومی برون گروهی. سوره انفال در اواخر سال اول هجرت نازل شده و در آستانه تشکیل «مدینه النبی» (شهر نمونه پیامبر) و حکومت اسلامی، پیش بینی و پیشگیریهای لازم را برای مبارزه با رشد مفاسد در داخل مجتمع ایمانی مینماید و سوره توبه در سه مقطع زمانی در سالهای ۴ و ۶ و ۸ هجری نازل شده و به معرفی سه گروه: اهل کتاب، منافقین، مشرکین، و شیوه دفع دشمنیها و تجاوزات آنها میپردازد.
همانطور که پیامبر و پیروان او دارای دو ویژگی «…أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلْكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيْنَهُمْ…سورهٔ فتح، آیهٔ ۲۹» در رابطه با خودی و بیگانه (دشمن) بودند، پیروان آنها در نسلهای بعد نیز باید از این خصوصیت گلو بگیرند و پیامبر را در چنین موضعی اسوه قرار دهند. و این دو سوره نیز دقیقاً این مسئله را در قالب دو اصل «تولى و تبری» یا «برائت و ولایت» بیان میکرده و مرزهای هر کدام را مشخص مینماید، مرز «ولایت» (یا تولى) را در ۴ آیه انتهایی سوره انفال پیرامون مؤمنین حقیقی قرار میدهد و آنها را (…أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ حَقًّۭا…سورهٔ انفال، آیهٔ ۷۴) اینگونه توصیف میکند که پس از ایمان، مهاجرت و مجاهدت با مال و جان در راه خدا کرده یا مجاهدان مهاجر را پناه داده و یاری کردهاند، یعنی همان مهاجرین و انصاراولیه. هرچند پیوستگان بعدی در هجرت و جهاد را در صف آنان قرار داده است ولى مؤمنینی را که از ترس یا تنبلی و عافیت طلبی و سازشکاری با مشرکان حاضر نشدهاند صف خود را با هجرت و جهاد از کافران جدا سازند، خارج از مرز ولایت قرار داده و تنها در صورت مددخواهی از مؤمنین (استنصار در دین) حق یاری برای آنها قائل شده است.
در این ۴ آیه ۴ بار کلمات اولیاء، ولایت و اولى به کار رفته است که بیانگر همان بعد «تولى» (ولایت) میباشد.
إِلَّا ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْـًۭٔا وَلَمْ يُظَٰهِرُوا۟ عَلَيْكُمْ أَحَدًۭا فَأَتِمُّوٓا۟ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُتَّقِينَ
مگر آن مشركانى كه با آنان پيمان بستهايد، و چيزى از [تعهّدات خود نسبت به] شما فروگذار نكرده، و كسى را بر ضدّ شما پشتيبانى ننمودهاند. پس پيمان اينان را تا [پايان] مدّتشان تمام كنيد، چرا كه خدا پرهيزگاران را دوست دارد.
اما در سوره توبه به طور واضح و آشکاری طرف دیگر سکه یعنی بُعد براثت (تبری) مطرح شده است و تا ۱۷ آیه ابتدای سوره مرزهای این مسئله را دقیقاً مشخص مینماید. چنین نیست که هر غیر مسلمان یا مشرک و منافقی درون مرز براثت قرار گیرد، بلکه تنها مشرکینی مورد براثت واقع شدهاند که عهد شکنی کرده و میثاق خود را شکستهاند. در همین آیات تأکید مینماید آن دسته از مشرکین که به عهد خود وفادار مانده و احدی را علیه مسلمانان پشتیبانی نکردهاند، عهدشان محترم بوده و مؤمنین تا پایان مدت باید به آن وفادار باشند. که چنین عهدی نشانه تقوی است و خدا متفقین را دوست دارد. بنابراین مادامی که آنان مستقیم در معاهدات خود با مسلمانان هستند، مسلمانان نیز باید مستقیم و متعهد نسبت به آنان باشند. حتی اگر پناه خواستند، آنها را پناه دهند تا کلام خدا را بشنوند، سپس به مأمنشان برسانند تا کسی برآنها آسیبی نرساند! اما در مورد سرکردگان و پیشوایان كفر که عامل اصلی نقض عهد و طعنه در دین و اخراج کننده رسول از شهر و دیار و آغاز کننده جنگ بودهاند، باید پیکار کنند تا آنجا که دست از توطئه بردارند. همانطور که ملاحظه میشود حدود و ثغور مرزهای تولی و تبری به طور آشکاری در هر دو سوره مشخص گردیده است و پیوند دو سوره در راستای چنین محوری قرار دارد.
(۹) سوره «توبه»
محتوای سوره
سوره توبه که به نامهای دیگری از قبیل «برائت» و «فاضحه» نیز معروف شده¹، در سالهای میانی دوران هجرت، یعنی در بحبوحه در گیری با دشمنان داخلی و خارجی نازل شده است، از یک طرف کفار و مشرکین با عهدشکنی و فتنه انگیزی، در برابر نهضت نوپای توحیدی موضع گرفته بودند و از طرف دیگر منافقین عصیانگر از داخل موجبات تضعیف جبهه خودی را فراهم میساختند، بنابراین روح کلی سوره و سیاق آیات آن، مربوط به «مردم شناسی» یعنی تشریح و تبیین موضعگیری گروههای مختلف مردم در برابر «رسول» اکرم و پیام الهی او میباشد. تعدد گروهها و تنوع موضوعات و موضعگیریهای مربوط به آنها باعث شده که سوره ظاهری غیر یکنواخت و درهم پیداکند، رنگها و تصاویر مختلفی به خود بگیرد، به طوری که حتی مفسّر مطلع و مبرزی همچون علاوه طباطبائی را به ذکر این مطلب (در بیان خلاصه سوره) ناچار ساخته است که:
«آیات این سوره راجع به یک غرض نیست، و هرچه هم در پیرامون آن بحث شود غرض واحدی که مانند سایر سورههای قرآن آیاتش همه آن غرض را منظور داشته باشد به دست نمیآید (آری)، از سوره قرآن است که هر غرضی را که اوائل سوره درنظر دارد اواخر آن نیز همان غرض را میرساند، و سوره مورد بحث اینطور نیست»
اما با دقت بیشتری در آیات این سوره متوجه میشویم که نه تنها آیات اول و آخر
¹. برائت یعنی بیزاری و فاضحه یعنی برملا کننده فضاحت (منافقین).
(فهرست و نتیجه گیری) سوره همانند سایر سورههای بلند قرآن غرض واحدی را میرساند بلکه کل سوره سیاق واحدی داشته و از محور مشخص و مشترکی پیروی مینماید که نظم بسیار دقیق و ظریفی را میان آیات آن به سبک و سیستم خاص قرآن به نمایش میگذارد. برای بررسی محورهای مشترک و پایههای اصلی سوره ناچار هستیم آنها را جداگانه مورد مطالعه قرار دهیم. نمودار ذیل روابط و سلسله مراتب مسائل مطروحه در سوره را نشان میدهد.
نمودار محورهای اصلی مسائل مطروحه در سوره «توبه»
الف-الوهیّت
نام جلاله «الله» ۱۶۹ بار در سوره توبه تکرار شده است که با توجه به تعداد کلمات این سوره (۲۴۹۷ کلمه) میتوان گفت که حدوداً در هر ۱۵ کلمه آن یکبار نام «الله» آمده است. این نسبت فوق العاده نشان میدهد که موضوع «الوهیّت» اصلی ترین محور مسائل مطروحه در سوره میباشد و اشراف این موضوع را بر سایر مسائل آن به خوبی نشان میدهد.
ب- رسالت
در این سوره ۲۶ بار کلمه «رسوله» تکرار شده است که این تعداد نزدیک به یک سوم کاربرد این کلمه در کل قرآن است (۸۴ بار)، در حالی که حجم سوره توبه حدود یک سی ام کل قرآن میباشد. ملاحظه میکنید نسبت به معدل متوسط، تعداد کاربرد این کلمه در سوره توبه ۱۰ برابر میباشد. البته سایر مشتقات کلمه «رَسْل» در سورههای دیگر قرآن بوفور آمده است، اما در ترکیب با ضمیر «سوره» (رسوله) این سوره اختلاف فاحشی با سایر سورهها دارد، به عنوان مثال در سورههای بقره و آل عمران که از سوره توبه نیز بلندتر هستند، تنها یک بار این کلمه به کار رفته است و سوره احزاب که بعد از سوره توبه از نظر کاربرد این کلمه در ردیف دوم قرار دارد، تنها شامل ۱۰ مورد تکرار این کلمه میباشد.
این آمار و ارقام نشان میدهد که موضوع «رسالت» از محورهای اصلی سوره میباشد. این سوره میخواهد نشان دهد گروههای مختلف مردم در برابر فرستاده خدا (رسوله) چه عکس العملی از خود بروز دادند.
علاوه برآن، نکته بسیار ظریف و دقیقی که در این رابطه وجود دارد، ارتباط اولین آیه سوره (در رابطه با رسول الله) با دو آیه آخر سوره (باز هم در رابطه با رسول الله) میباشد. میدانیم اولین آیه هر سوره معمولاً خلاصه وفهرست مندرجات آن سوره محسوب میشود و آخرین آیه جمعبندی و نتیجهگیری سوره، اکنون به اولین و آخرین آیات سوره توبه توجه نمائید.
آیه اول:
براءة من الله وَ رَسُولُه …إِلَى ٱلَّذِينَ عَٰهَدتُّم مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَآیهٔ ۱
دو آیه آخر:
لَقَدْ جَآءَكُمْ رَسُولٌۭ مِّنْ…آیهٔ ۱۲۸ الْفُسْكِم …عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِٱلْمُؤْمِنِينَ…آیهٔ ۱۲۸ رَؤُفٌ رَحِيمٌ
فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقُلْ حَسْبِىَ ٱللَّهُ…آیهٔ ۱۲۹ لالله …إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ…سورهٔ رعد، آیهٔ ۳۰ و …هُوَ رَبُّ ٱلْعَرْشِ ٱلْعَظِيمِ…سورهٔ نمل، آیهٔ ۲۶.
همانطور که ملاحظه میشود، کلمه «رسول» در ابتدا و انتهای سوره آمده است. با این تفاوت که در اولین آیه، رسالت او را با ضمیر «سوره» به خدا مربوط میسازد و در آخرین آیات با
دلسوزی نسبت به آنها نشان میدهد.
نکته جالب دیگر، اینکه در آخرین آیه بر «آزادی» و «اختیار» انسانها در تبعیت یا پشت کردن به رسول الله اشاره میکند و به رسول خود توصیه مینماید: «اگر پشت کردند اعلام کن خدا مرا بس است، خداوندی جز او نیست، بر او توکل کردم و او پروردگار عرش عظیم است.»
«ج» و «د» و «ر» - نقش مردم (مواضع و صفات)
دومین محوری که در این سوره مطرح است، «نقش مردم» و موضعگیری و عملکرد آنها در برابر «رسول الله» (محور نخست) میباشد. این نکته را علاوه بر دقت در مضمون آیات، از طریق آماری نیز میتوان دریافت. به طور خلاصه این سوره از سه گروه مشخص نام میبرد:
۱- مؤمنون (متقین) ۲- کافرون (مشركین) ۳- منافقون (فاسقین)
جالب این که نام هر یک از گروههای سه گانه فوق، همچنین صفت آنها (متقین، مشركین، فاسقین) از نظر آماری در سوره توبه بیش از سایر سورههای قرآن به کار رفته است!
مؤمنون (۴ بار از ۳۵ بار) متقین (۵ بار از ۴۳ بار) كافرون (۴ بار از ۳۶ بار) مشركین (۹ بار از ۳۶ بار) منافقون (۳ بار از ۸ بار) فاسقین (۴ بار از ۱۸ بار)
به این ترتیب این سوره از سه گروه مؤمن، کافر و منافق یاد میکند. علاوه بر آن، صفت و مشخصه هر کدام را نشان میدهد: صفت مؤمن را در تقوی، کافر را در شرک و منافق را در فسق (خروج از مقررات و حدود الهی) مشخص مینماید.
- ذکر این نکته مهم نیز آموزنده است که علاوه بر کلمه «رسوله»، تک تک مفردات اولین آیه نیز جایگاه ممتازی در قرآن دارند. به طوری که این کلمات از نظر آماری و تعداد کاربرد در کل قرآن مقام اول را دارند مثل:
۱-۱- «الله» - این کلمه ۱۶۹ بار در سوره تکرار شده است که به طور نسبی بسیار زیاد است و از نظر تعداد بعد از سوره نساء در ردیف دوم قرار دارد.
۲-۱- براءة - مشتقات این کلمه در این سوره بیشتر از سایر سورهها به کار رفته است.
۳-۱- عاهدتم - مشتقات و ازاء «عهد» (در ارتباط با مردم نه خدا) در این سوره بالاترین رقم را دارد (۸ مرتبه).
۴-۱- مشركین - در این سوره کلمه «مشركین» ۹ بار تکرار شده که این تعداد یک چهارم کل قرآن میباشد و از همه سورهها بیشتر است. بنابراین اولین آیه این سوره خلاصه ای از مهمترین مسائلی است که در این سوره به طور اختصاصی مطرح گشته است.
ز- میدان آزمایش
زمینه و بستر اصلی آزمایش گروههای سه گانه «جهاد» میباشد، در این سوره به طور کاملاً مشخص وواضحی موضع مؤمنین، منافقین و مشرکین را در برابر «جهاد» نشان میدهد، گوئی جهاد معیار و محک شناخت هر یک از این گروهها میباشد. قبل از توضیح بیشتر این مطلب لازم است یادآوری نمائیم که از نظر آماری نیز تعداد مشتقات این کلمه نشان میدهد محور اساسی و مهم دیگر این سوره «جهاد» میباشد. به طوری که بیش از یک چهارم تمامی مشتقات جهاد در قرآن، در این سوره قرار گرفته است (۱۱ بار از ۴۱ بار). این تعداد وقتی اهمیت خود را بیشتر نشان میدهد که بدانیم در هیچیک از سورههای قرآن بیش از ۳ بار این کلمه به کار نرفته است (سورههای انفال، نساء، عنکبوت، مائده). علاوه بر جهاد، کلمه «قاتلوا» (فعل امر) ۴ بار در این سوره تکرار شده که بالاترین رقم را در قرآن دارد.
نکته مهمی که باید توجه داشت، این است که جهاد و قتالی که در این سوره توصیه شده منحصراً در راه خدا میباشد. به طوری که کلمه سبیل در این سوره از نظر تعداد دفعات در قرآن (پس از سوره نساء) دوم است (۱۶ بار) و در ترکیب با الله (سبیل الله) مقام نخست را دارد (۱۲ مرتبه). جهاد فی سبیل الله، پیاده کردن نظام توحیدی در جامعه و تحقق بخشیدن به ارزشهای الهی در مجتمع اسلامی میباشد که درست در مقابل «سبیل الطاغوت» قرار دارد.
عملکرد مؤمنین واقعی در برابر «جهاد»، آنچنان که سوره نشان میدهد، اطاعت از فرمان رسول در خروج از شهر و دیار و هجرت میباشد. این گروه با جان و مال در راه خدا جهاد میکنند و تسلیم دستور الهی میباشند (آیات ۲۰ تا ۲۲ - ۴۴ - ۵۲ - ۷۱ - ۸۸ - ۸۹ - ۹۲ - ۹۹ - ۱۱۱ - ۱۱۲ - ۱۲۱ - عملکرد این گروه را به روشنی نشان میدهد).
مشرکین و کافرین که خود موضوع و هدف جهاد میباشند، در آیات مختلف این سوره، به خصوص آیات اولیه آن (۱ - ۳۷) مطرح شدهاند، منظور از مشرکین و کافرین تنها بت پرستان شبه جزیره نیستند، بلکه در این سری آیات اهل کتاب را نیز به دلیل شرک و غلو در تشلیت و انحرافات احبار و رهبانشان کافر و مشرک خوانده است. علاوه بر آن، منافقین را در موارد زیادی «کافر» خوانده و عمل آنها را کفر شمرده است. به این ترتیب «کفر» مورد نظر این سوره اختصاص به طبقه خاص ندارد و در معنای عام و وسیع کلمه به کار رفته است که در طیف وسیع خود مشمول «جهاد» میباشد و مؤمنین وظیفه دارند در تمامی
زمینهها در برابر آن تلاش دفاعی نمایند.
اما عملکرد منافقین (به طور اخص) در برابر «جهاد» موضوع اصلی و عمده سوره میباشد و بیش از نیمی از آن به این مسئله اختصاص دارد. همانطور که گفته شد، منافقین در برابر جهاد مواضعى مثل: عذر و بهانه تراشى، اجازه خواهی برای عدم شرکت، سرگندهای دروغین برای توجیه کناره گیری خود، بازنشستن و قعود از جهاد، مخالفت با رسول در خروج از شهر و دیار برای حرکت به سوی دشمن، عدم مشارکت در مخارج جهادی (انفاق)، استهزاه و مسخره مؤمنین، ایرادگیری و درافتادن با رسول الله در سهمیه بندی و بسیج مردم و ... اتخاذ نمودند.
آیات این قسمت طیف وسیعی از منافقین تمام عیار را که با باطنی کفرآلود و با فرصت طلبی ماسک اسلام به چهره زدهاند، تا مسلمانان نیم بند سست عنصر بی اراده ضعیف الايمان را دربر میگیرد که به تناسب مورد با آنها برخورد شده است.
س - نتیجه
هر یک از گروههای سه گانه (مؤمن، کافر، منافق) در رابطه با «جهاد»، که «بستر» آزمایش به شمار میرود، عملکردهایی از خود بروز میدهند که به ترتیب عبارتند از:
مؤمن (با صفت تقوی) ← توبه
کافر (با صفت شرک) ← عهدشکنی
منافق (با صفت فسق) ← فسق
سه نامی که سوره به آن معروف شده است، هر کدام در رابطه با سه گروه فوق میباشد: نام «توبه» در رابطه با مؤمنین، نام «برائت» در رابطه با کافرین و نام «فاضحه» در رابطه با منافقین.
۱ - توبه
در برابر دو صفت عمدوفسق و پیمان شکنی دو گروه منافقین و مشرکین، صفت ممتازی در این سوره برای مؤمنین ذکر شده است که همان «توبه» میباشد. بی جهت نیست که این سوره توبه نامیده شده است. چرا که از محورهای ممتاز و مشخص آن همین بازگشت بندگان به خدا و خدا به بندگان میباشد. تعداد مشتقات کلمه «توبه» در این سوره به مراتب بیشتر از سایر سورههای قرآن میباشد (۱۷ مرتبه) و سوره بقره که از نظر آماری در ردیف دوم قرار دارد با حجم ۲/۵ برابر سوره توبه فقط شامل ۱۱ مورد میباشد.
۲۲۱/(۹)
توبه فقط شامل ۱۱ مورد میباشد.
برخلاف تصور عمومی، عمل «توبه» به گناهکاران اختصاص ندارد، بلکه صفت ممتاز مؤمنین شمرده میگردد. در آیات ۱۱۷ - ۱۱۸ - ۱۰۴ - ۱۱۲ و ۲۷ این سوره از توبه مؤمنین به درگاه خدا و توبه خدا بر رسول و مؤمنین یاد میکند و اولین ویژگی مؤمن را در آیه ۱۱۲ «توبه» توصیف مینماید:
ٱلتَّٰٓئِبُونَ ٱلْعَٰبِدُونَ ٱلْحَٰمِدُونَ ٱلسَّٰٓئِحُونَ ٱلرَّٰكِعُونَ ٱلسَّٰجِدُونَ ٱلْءَامِرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَٱلنَّاهُونَ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَٱلْحَٰفِظُونَ لِحُدُودِ ٱللَّهِ ۗ وَبَشِّرِ ٱلْمُؤْمِنِينَ
[آن مؤمنان،] همان توبهكنندگان، پرستندگان، سپاسگزاران، روزهداران، ركوعكنندگان، سجدهكنندگان، وادارندگان به كارهاى پسنديده، بازدارندگان از كارهاى ناپسند و پاسداران مقرّرات خدايند. و مؤمنان را بشارت ده.
ٱلتَّٰٓئِبُونَ ٱلْعَٰبِدُونَ ٱلْحَٰمِدُونَ ٱلسَّٰٓئِحُونَ…آیهٔ ۱۱۲ الراكون الساجدون الامرون بالمعرّف و الناهون عن المنكر و الحافظون لحدودالله و بشر المومنین.
۲- پیمان شکنی
اگر صفت «فسق» به عنوان مهمترین خصلت منافقین معرفی شده، درمورد گروه دیگر یعنی کافران مشرک، پیمان شکنی آنها مورد انتقاد قرار گرفته است. بنابراین موضوع «عهد» به عنوان یکی از محورهای اصلی این سوره مطرح میباشد. قابل توجه است که مشتقات این کلمه مثل: عاهدتم، عهدهم، عاهد ۸ بار در این سوره تکرار شده که پس از سوره بقره (۱۱ مرتبه) مقام دوم را دارد. با این تفاوت که در سوره بقره به عهد انسان با خدا توجه شده و در اینجا به عهد انسانها با یکدیگر (مؤمنین با مشرکین) و از این جهت سوره توبه در مقام نخست قرار دارد.
نکته ای که حائز اهمیت میباشد، این است که سختگیریهای این سوره درباره مشرکین، منحصراً درباره پیمان شکنان این گروه میباشد و هرگز نمیتوان آن را به بقیه مشرکین که به پیمان خود وفادار مانده یا بی طرف هستند، تسّری داد. این سوره فقط درباره این دسته از مشرکین گفتگو و در روابط سیاسی و قراردادهای اجتماعی بحث میکند (برخلاف سوره انعام که مربوط به مشرکین به صورت عام و ازدیدگاه نظریات و افکار و اعتقادات آنها میباشد).
۳- فسق
از گروههای سه گانه ذکر شده، «منافقین» بیشتر از همه در این سوره مطرح شدهاند. به طوری که بیش از نصف سوره (حدود ۶۰٪) به توصیف این گروه و بیان خلقیات منفی و منحرفانه آنها اختصاص دارد. تعداد دفعاتی که مشتقات «نفق» در این سوره به کار رفته (۱۱ بار) با اختلاف زیادی از سایر سورههای قرآن بیشتر است (قابل توجه است که در سوره منافقین که به نام این گروه اختصاص یافته تنها ۴ بار مشتقات نفق به کار رفته است)،
کلمات: نفاق، منافقون و منافقات نیز از نظر آماری در این سوره بالاترین رقم را دارند.
ویژگیهای اخلاقی این گروه نیز مانند: فسق، عذرتراشی، اجازه خواستن برای عدم شرکت در جهاد، سوگند خوردن برای جلب رضایت مؤمنین، عدم تفقه در مسائل، بازنشستن از جهاد (قعود)، مخالفت با رسول، عدم شرکت در مخارج جهادی و موارد دیگر از نظر تعداد کاربرد مشتقات به ترتیب ذیل در قرآن اول است.
فسق: این کلمه که جامع تمامی ویژگیهای منافقین است، ۷ بار به صورت فاسقون و فاسقین در این سوره به کار رفته که بالاترین رقم را در قرآن دارد. در تمامی موارد در این سوره صفت فاسق به منافقین نسبت داده شده است.
عذر - در مجموع ۴ بار مشتقات کلمه عذر در رابطه با منافقین در این سوره به کار رفته که یک سوم کل قرآن میباشد.
اذن - مشتقات این کلمه ۸ بار در این سوره به کار رفته است که بالاترین نسبت را در قرآن دارا میباشد.
حلف - (سوگند) بیش از نیمی از کاربرد این کلمه در قرآن به این سوره اختصاص دارد (۷ بار از ۱۳ بار).
عدم تفقه (اندیشه نکردن در امور) یک چهارم کل کاربرد کلمه تفقه در قرآن به صورت منفی (لایفقهون) در این سوره و در رابطه با منافقین آمده است.
قعود (باز نشستن از جهاد) حدود یک چهارم کل کاربرد قعود در این سوره میباشد (۸ بار از ۳۱ بار)
مخالفت. بارزترین ویژگی منافقین مخالفت با رسول در عدم شرکت در جهاد میباشد که مشتقات این کلمه ۸ بار در این سوره به کار رفته و بالاترین رقم را دارد.
علاوه بر کلمات فوق، کلمات دیگری مانند «انفاق» (از جهت منفی - عدم شرکت در تأمین مخارج دفاعی) در این سوره بوفور به کار رفته است.
ش - سرنوشتها
عملکرد سه گروه یاد شده، مسلماً بدون عارضه و عاقبت نمیباشد. کسانی که در «سبیل الله» گام برداشته و با تبعیت از رسول الله به هجرت و جهاد اقدام نمودهاند، آنچنان که در سوره توصیف شده، به «فوز العظيم» نائل میشوند و کسانی که از راه او منحرف شدهاند (اعم از کافر و مشرک و منافق) به «عذاب الیم» گرفتار میشوند. جالب این که هر دو سرنوشت یاد شده از نظر آماری و تعداد تکرار کلمات در این سوره بالاترین رقم را در کل
قرآن دارا میباشد. (فوزالعظیم ۴ بار تکرار شده که ۱/۴ کل قرآن میباشد و عذاب الیم ۷ بار تکرار شده که ۶ بار آن ناظر به منافقین میباشد). مشتقات کلمه «عذاب» ۱۹ بار در این سوره تکرار شده که از تمامی سورههای قرآن بیشتر است (بقره هم ۱۹ میباشد) و به جز عذاب الیم به: عذاب عظیم، عذاب مقیم و عذاب من عنده هم اشاره شده است.
اما مؤمنین، به جز «فوزالعظیم» به: اجر عظیم، نعیم مقیم، جناب النعیم، جنات عدن، …جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا…آیهٔ ۸۹ الانهارو... وعده داده شدهاند (کلمه جنات به صورت جمع ۵ بار در این سوره تکرار شده که بالاترین رقم را دارد).
قرآن گروه کافران را اصحاب الجحیم معرفی مینماید که جایگاه و تحول نهایی آنها
جهنم است: (ماواهم جهنم وبس المصیر - ماواهم جهنم جزاء بما کانوایکسبون) و برای آنها ولی و نصیری وجود ندارد (مالهم من ولی ولانصیر). بر عکس، جایگاه مؤمنین را در بهشت در جوار رحمت الهی قرار میدهد (…سَيُدْخِلُهُمُ ٱللَّهُ فِى رَحْمَتِهِۦٓ…آیهٔ ۹۹ - اولئک سیر حمهم الله) و آنها را رستگارانی (هم الفائزون - اولئک هم المفلحون) معرفی مینماید که برای آنها اجر نیکوئی است (لهم الخیرات - …لِيَجْزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَآیهٔ ۱۲۱) و درجات عظیمی دارند (اعظم درجه).
نامهای نیکوی الهی
علاوه بر «الله» که نسبت بسیار بالائی در این سوره از نظر آماری دارد، اسماء نیکوی دیگری در آن سوره آمده است که روح کلی سوره و محور مطالب آن را نمایان میسازد. از جمله صفت ترکیبی «علیم حکیم» در این سوره بیش از سایر سورههای قرآن به کار رفته است. این نکته آشکار میسازد که اولاً خداوند آگاه به جزئیات اعمال بندگان (سه گروه موردنظر) میباشد. ثانیاً اختیاری که به مخالفین داده و بهشت و جهنم او مطابق حکمت و موافق صفت «حکیم» میباشد. (این ترکیب ۸ بار در سوره توبه تکرار شده است). صفت «رحیم» نیز ۹ بار تکرار شده که پس از سوره بقره بالاترین رقم را دارد (۵ بار غفور رحیم، ۲ بار تواب رحیم و ۲ بار رؤف رحیم). وفور کاربرد کلمات: رحیم، غفور، تواب، رؤف، نشان میدهد که سیمای این سوره بر خلاف آنچه معروف شده به «رحمت» نزدیکتر میباشد. همچنین صفت «عزیز» در ترکیب با حکیم «عزیز الحکیم»، ۲ مرتبه به کار رفته که توانائی خدا
را که آمیخته با حکمت میباشد در رفتار با بندگان نشان میدهد.
از دیگر اسماء نیکوی الهی که در این سوره آمده میتوان به نامهای ذیل اشاره نمود:
قدیر، علام الغیوب، سمیع العلیم (۲ بار)، تواب الرحیم (۲ بار)
و در مجموع:
| الله ۱۶۹ بار | عزیز ۲ بار | سمیع ۲ بار |
|---|---|---|
| رحیم ۹ بار | تواب ۲ بار | رب ۱ بار |
| غفور ۵ بار | رؤف ۲ بار | خبير ۱ بار |
| علیم ۱۱ بار | قدیر ۱ بار | |
| حکیم ۸ بار | علام الغیوب ۱ بار |
نکته قابل توجه این است که نام «رب» فقط یکبار در این سوره آمده و در ترکیب با ضمائر نیز فقط یکبار (ربهم) و به صورت جمع نیز یکبار (ارباباً). این مطلب در مقایسه با سایر سورههای بلند قرآن بسیار عجیب است. یکباری هم که کلمه رب در این سوره آمده در رابطه با انسان نمیباشد (رب العرش العظيم).
آهنگ سوره
این سوره ۱۲۹ آیه دارد که درست ۲/۳ آن به عملکرد «انسان» و ۱/۳ بقیه (۴۳ آیه) به نامهای الهی و بهشت و جهنم او مربوط میباشد.
تمامی آیاتی که به عملکرد انسان مربوط میشود، به حرف «ن» ختم میشوند. مثل: یکسبون، مجرمین، قاعدین، مدبرین... و تمامی آیاتی که با حرف دیگری غیر از «ن» ختم میشوند به خدا مربوط میباشد: مثل:
از نامهای خدا: رحیم - حکیم - قدیر - نصیر - علام الغیوب - علیم - حلیم (استثنائاً درباره حضرت ابراهیم با تنوین «ن»)
از بهشت و جهنم او: عذاب الیم - اجرعظیم - نعیم مقیم - عذاب مقیم - خزی العظیم - فوز العظیم - اصحاب الجحیم - عرش العظیم.
از ۱۲۹ آیه، ۸۶ آیه آن با «ن» ختم میشود - ۳۸ آیه با «م» - ۳ آیه با «ر» و یک آیه با «ل» اتفاقاً در سوره «مائده»، نیز درست ۲/۳ آیات به عملکرد انسان و ۱/۳ آن به عملکرد خداوند مربوط میگردید (۸۰ آیه و ۴۰ آیه)
سال نزول
همه مفسرین این سوره را متعلق به دوران مدینه و حوالی جنگ تبوک میدانند، بر طبق جدول شماره ۱۵ کتاب «سیر تحول قرآن» این سوره از نظر سال نزول در سه گروه قرار گرفته است که در سالهای ۴ و ۷ و ۸ هجرت نازل شدهاند.
| گروه ۱ | آیات ۱ - ۳۷ | موضوع | اعلام جنگ به مشرکین | سال نزول ۸ هجری |
|---|---|---|---|---|
| گروه ۲ | آیات ۳۸ - ۷۱ | موضوع | منافقین | سال نزول ۴ هجری |
| گروه ۳ | آیات ۷۲ - ۱۳۰ | موضوع | مؤمنین، منافقین و کفار | سال نزول ۷ هجری |
همانطور که ملاحظه میشود مانند سایر سورههای قرآن ترتیب زمانی در قرار گرفتن آیات رعایت نشده و گویا عمداً این آرایش انجام گرفته است.
ارتباط سورههای توبه و یونس (۱۰ و ۹)
دو آیه آخر سوره توبه و دو آیه ابتدای سوره یونس وظیفه ارتباط و اتصال میان این دو سوره را به عهده گرفتهاند. با یک نگاه گذرا به خوبی میتوان دریافت که هر دو متن درباره پیامبر (ص) است، در سوره توبه خصوصیات آن حضرت را از نظر دلسوزی و غمخواری و عشق به سلامت و سعادت مردم بیان میکند و در سوره یونس انکار همان مردم را نسبت به کسی که جز خیرخواهی و لطف و محبت نظر دیگری به آنها ندارد، و ساحر نامیدن بشارت و انذار دهنده ای که مصلحت آنها را بهتر از خودشان تشخیص میدهد. و این دو ویژگی دقیقاً مقابل هم قرار گرفته است. در هر دو سوره او را از خود مردم و از جنس و جمع خودشان معرفی مینماید (لقد جائكم رسول من انفسكم - رجل منهم) تا آشنائی و انس و الفت و سوابق مصاحبت و معاشرت او را با کسانی که تکذیبش میکنند نشان دهد، چرا که اگر غریبه و بیگانه بود، انکار و عناد با او تا حدودی قابل توجیه بود.
در سوره توبه او را کسی معرفی مینماید که آنچه مردم را به رنج و سختی افکنده، یعنی فقر و جهل و گمراهی و شرک و ... بر او سخت گران میآید و غمخوار و دلسوز و دردمند نسبت به مردم است و برای نجات آنها از گرفتاریهای دین و دنیا، حریص و هیجان زده (نه بیتفاوت و خونسرد) و نسبت به کسانی که ایمان آوردهاند بسیار رثوف و مهربان است. علاوه برآن، فرمان یافته است نسبت به کسانی که از خیرخواهیها و نصایح او رومی گردانند، به جای اعتراض و دشانم و دشمنی، موضع دفاعی آزاد منشانه داشته به آنان اعلام نماید خدایی که جز او خدایی نیست برای من (نسبت به انکار و دشمنی و مکر شما) کفایت کننده است. بر او توکل کرده ام که همو پروردگار عرش عظیم (مدیر و رئیس و همه کاره عالم هستی) است. لقد جاه کم …رَسُولٌۭ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِٱلْمُؤْمِنِينَ…آیهٔ ۱۲۸ رؤف رحیم.
فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقُلْ حَسْبِىَ ٱللَّهُ…آیهٔ ۱۲۹ لاله …إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ…سورهٔ رعد، آیهٔ ۳۰ و هورب العرش العظيم. در سوره یونس شگفتی و تعجب کافران را از این که یک بشر عادی از میان خودشان مخاطب وحى الهى قرار گرفته و مأموريت انذار و بشارت۱ يافته، بيان مى نمايد و قضاوت مؤكد آنها را که چنین شخصى حتماً ساحر آشكاری است نشان مى دهد. أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَآ إِلَىٰ رَجُلٍۢ مِّنْهُمْ أَنْ…سورهٔ یونس، آیهٔ ۲ انذراناس و بشر الذين امنوا …أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ…سورهٔ یونس، آیهٔ ۲ عندربهم و …قَالَ ٱلْكَٰفِرُونَ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌۭ مُّبِينٌسورهٔ یونس، آیهٔ ۲. در جهان بينى مشرکین از آنجائى که فرشتگان نقش واسطه میان خالق و انسانها را ايفا مى نمودند، امكان ارتباط مستقيم بنده با خالق (همانند ملاقات یک روستائی با پادشاه) محال مى نمود. امّا در جهان بينى توحیدی خدا از رگ گردن به انسان نزديكتر بوده واسطه ای دركار نمى باشد.
- جمله «…إِنَّ هَٰذَا لَسِحْرٌۭ مُّبِينٌۭسورهٔ یونس، آیهٔ ۷۶» به صورت عادی «هذا ساحر» مى باشد که سه بار مورد تأكيد و تصريح با ان لام
(لساحر) و مبين قرار گرفته است.
- در مورد «انذار» مسئله با جمال برگزار شده، فقط «ان انذار الناس» گفته شده و صحبتى از عذاب و عقوبتى که
به آن انذار داده مى شود نشده است. امّا در مورد بشارت، از آنجائى که جهات مثبت مسئله و خير خواهاى پیامبر مورد نظر است، تفصيل بيشتری با جمله «و بشر الذين آمنوا …أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ…سورهٔ یونس، آیهٔ ۲ عندربهم» داده شده است.