‹ همهٔ سوره‌ها الواقعة
۵۶

الواقعة

رویداد

مکی۹۶ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «رویداد» سوره‌ای گسترده و مکی است و فضای کلی آن پیرامون نشانه‌های آفرینش، معاد و حسابرسی و توحید شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن سامان‌دهنده، حقوقی و اخلاقی است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "The Event" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around signs of creation, resurrection and reckoning, and tawhid. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

نشانه‌های آفرینشمعاد و حسابرسیتوحیدعدالت و روابط اجتماعیهدایت و گمراهیاخلاق و تزکیه
signs of creationresurrection and reckoningtawhidjustice and social relationsguidance and misguidanceethics and purification

ساختار: سوره در چند بخش بلند حرکت می‌کند: طرح مبانی هدایتی، گسترش نمونه‌ها و احکام، و سپس بازگرداندن مخاطب به محورهای نشانه‌های آفرینش و معاد و حسابرسی.

Structure: The surah moves through several extended sections: it lays out guiding foundations, expands examples and rulings, and then returns the reader to the axes of signs of creation and resurrection and reckoning.

در چینش مصحف، این سوره میان «الرحمن» و «الحديد» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از نشانه‌های آفرینش به معاد و حسابرسی را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Most Merciful and Iron, helping the reader move across adjacent themes such as signs of creation and resurrection and reckoning.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ

آن واقعه چون وقوع يابد،

لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ

[كه‌] در وقوع آن دروغى نيست:

خَافِضَةٌۭ رَّافِعَةٌ

پست‌كننده [و] بالابرنده است.

إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭا

چون زمين با تكان [سختى‌] لرزانده شود،

وَبُسَّتِ ٱلْجِبَالُ بَسًّۭا

و كوهها [جمله‌] ريزه ريزه شوند،

فَكَانَتْ هَبَآءًۭ مُّنۢبَثًّۭا

و غبارى پراكنده گردند،

وَكُنتُمْ أَزْوَٰجًۭا ثَلَٰثَةًۭ

و شما سه دسته شويد:

فَأَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ

ياران دست راست، كدامند ياران دست راست؟

وَأَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ

و ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟

وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ

و سبقت‌گيرندگان مقدمند؛

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلْمُقَرَّبُونَ

آنانند همان مقربان [خدا]،

فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ

در باغستانهاى پر نعمت.

ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ

گروهى از پيشينيان،

وَقَلِيلٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ

و اندكى از متأخران.

عَلَىٰ سُرُرٍۢ مَّوْضُونَةٍۢ

بر تختهايى جواهرنشان،

مُّتَّكِـِٔينَ عَلَيْهَا مُتَقَٰبِلِينَ

كه روبروى هم بر آنها تكيه داده‌اند.

يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَٰنٌۭ مُّخَلَّدُونَ

بر گردشان پسرانى جاودان [به خدمت‌] مى‌گردند،

بِأَكْوَابٍۢ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۢ

با جامها و آبريزها و پياله‌[ها]يى از باده ناب روان.

لَّا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ

[كه‌] نه از آن دردسر گيرند و نه بى‌خرد گردند.

وَفَٰكِهَةٍۢ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ

و ميوه از هر چه اختيار كنند.

وَلَحْمِ طَيْرٍۢ مِّمَّا يَشْتَهُونَ

و از گوشت پرنده هر چه بخواهند.

وَحُورٌ عِينٌۭ

و حوران چشم‌درشت،

كَأَمْثَٰلِ ٱللُّؤْلُؤِ ٱلْمَكْنُونِ

مثل لؤلؤ نهان ميان صدف،

جَزَآءًۢ بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ

[اينها] پاداشى است براى آنچه مى‌كردند.

لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًۭا وَلَا تَأْثِيمًا

در آنجا نه بيهوده‌اى مى‌شنوند و نه [سخنى‌] گناه‌آلود.

إِلَّا قِيلًۭا سَلَٰمًۭا سَلَٰمًۭا

سخنى جز سلام و درود نيست.

وَأَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْيَمِينِ

و ياران راست؛ ياران راست كدامند؟

فِى سِدْرٍۢ مَّخْضُودٍۢ

در [زير] درختان كُنار بى‌خار،

وَطَلْحٍۢ مَّنضُودٍۢ

و درختهاى موز كه ميوه‌اش خوشه خوشه روى هم چيده است.

وَظِلٍّۢ مَّمْدُودٍۢ

و سايه‌اى پايدار.

وَمَآءٍۢ مَّسْكُوبٍۢ

و آبى ريزان.

وَفَٰكِهَةٍۢ كَثِيرَةٍۢ

و ميوه‌اى فراوان،

لَّا مَقْطُوعَةٍۢ وَلَا مَمْنُوعَةٍۢ

نه بريده و نه ممنوع.

وَفُرُشٍۢ مَّرْفُوعَةٍ

و همخوابگانى بالا بلند.

إِنَّآ أَنشَأْنَٰهُنَّ إِنشَآءًۭ

ما آنان را پديد آورده‌ايم پديد آوردنى،

فَجَعَلْنَٰهُنَّ أَبْكَارًا

و ايشان را دوشيزه گردانيده‌ايم،

عُرُبًا أَتْرَابًۭا

شوى دوست همسال،

لِّأَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ

براى ياران راست.

ثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ

كه گروهى از پيشينيانند،

وَثُلَّةٌۭ مِّنَ ٱلْءَاخِرِينَ

و گروهى از متأخران.

وَأَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلشِّمَالِ

و ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟

فِى سَمُومٍۢ وَحَمِيمٍۢ

در [ميان‌] باد گرم و آب داغ.

وَظِلٍّۢ مِّن يَحْمُومٍۢ

و سايه‌اى از دود تار.

لَّا بَارِدٍۢ وَلَا كَرِيمٍ

نه خنك و نه خوش.

إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَبْلَ ذَٰلِكَ مُتْرَفِينَ

اينان بودند كه پيش از اين ناز پروردگان بودند.

وَكَانُوا۟ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلْحِنثِ ٱلْعَظِيمِ

و بر گناه بزرگ پافشارى مى‌كردند.

وَكَانُوا۟ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ

و مى‌گفتند: «آيا چون مرديم و خاك واستخوان شديم، واقعاً [باز] زنده مى‌گرديم؟

أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ

يا پدران گذشته ما [نيز]؟»

قُلْ إِنَّ ٱلْأَوَّلِينَ وَٱلْءَاخِرِينَ

بگو: «در حقيقت، اولين و آخرين،

لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ

قطعاً همه در موعد روزى معلوم گرد آورده شوند.»

ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلْمُكَذِّبُونَ

آنگاه شما اى گمراهان دروغپرداز،

لَءَاكِلُونَ مِن شَجَرٍۢ مِّن زَقُّومٍۢ

قطعاً از درختى كه از زقّوم است خواهيد خورد.

فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ

و از آن شكمهايتان را خواهيد آكند.

فَشَٰرِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْحَمِيمِ

و روى آن از آب جوش مى‌نوشيد؛

فَشَٰرِبُونَ شُرْبَ ٱلْهِيمِ

[مانند] نوشيدن اشتران تشنه.

هَٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ ٱلدِّينِ

اين است پذيرايى آنان در روز جزا.

نَحْنُ خَلَقْنَٰكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ

ماييم كه شما را آفريده‌ايم، پس چرا تصديق نمى‌كنيد؟

أَفَرَءَيْتُم مَّا تُمْنُونَ

آيا آنچه را [كه به صورت نطفه‌] فرو مى‌ريزيد ديده‌ايد؟

ءَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلْخَٰلِقُونَ

آيا شما آن را خلق مى‌كنيد يا ما آفريننده‌ايم؟

نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ ٱلْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ

ماييم كه ميان شما مرگ را مقدر كرده‌ايم و بر ما سبقت نتوانيد جست؛

عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَٰلَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِى مَا لَا تَعْلَمُونَ

[و مى‌توانيم‌] امثال شما را به جاى شما قرار دهيم و شما را [به صورت‌] آنچه نمى‌دانيد پديدار گردانيم.

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ

و قطعاً پديدار شدن نخستين خود را شناختيد؛ پس چرا سر عبرت گرفتن نداريد؟

أَفَرَءَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ

آيا آنچه را كشت مى‌كنيد، ملاحظه كرده‌ايد؟

ءَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُۥٓ أَمْ نَحْنُ ٱلزَّٰرِعُونَ

آيا شما آن را [بى‌يارى ما] زراعت مى‌كنيد، يا ماييم كه زراعت مى‌كنيم؟

لَوْ نَشَآءُ لَجَعَلْنَٰهُ حُطَٰمًۭا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ

اگر بخواهيم قطعاً خاشاكش مى‌گردانيم، پس در افسوس [و تعجب‌] مى‌افتيد.

إِنَّا لَمُغْرَمُونَ

[و مى‌گوييد:] «واقعاً ما زيان زده‌ايم،

بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ

بلكه ما محروم شدگانيم.»

أَفَرَءَيْتُمُ ٱلْمَآءَ ٱلَّذِى تَشْرَبُونَ

آيا آبى را كه مى‌نوشيد ديده‌ايد؟

ءَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ ٱلْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنزِلُونَ

آيا شما آن را از [دل‌] ابر سپيد فرود آورده‌ايد، يا ما فرودآورنده‌ايم؟

لَوْ نَشَآءُ جَعَلْنَٰهُ أُجَاجًۭا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ

اگر بخواهيم آن را تلخ مى‌گردانيم، پس چرا سپاس نمى‌داريد؟

أَفَرَءَيْتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِى تُورُونَ

آيا آن آتشى را كه برمى‌افروزيد ملاحظه كرده‌ايد؟

ءَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَآ أَمْ نَحْنُ ٱلْمُنشِـُٔونَ

آيا شما [چوب‌] درخت آن را پديدار كرده‌ايد، يا ما پديدآورنده‌ايم؟

نَحْنُ جَعَلْنَٰهَا تَذْكِرَةًۭ وَمَتَٰعًۭا لِّلْمُقْوِينَ

ما آن را [مايه‌] عبرت و [وسيله‌] استفاده براى بيابانگردان قرار داده‌ايم.

فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ

پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.

فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ

نه [چنين است كه مى‌پنداريد]، سوگند به جايگاه‌هاى [ويژه و فواصل معيّن‌] ستارگان.

وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ

اگر بدانيد، آن سوگندى سخت بزرگ است!

إِنَّهُۥ لَقُرْءَانٌۭ كَرِيمٌۭ

كه اين [پيام‌] قطعاً قرآنى است ارجمند،

فِى كِتَٰبٍۢ مَّكْنُونٍۢ

در كتابى نهفته،

لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُطَهَّرُونَ

كه جز پاك‌شدگان بر آن دست ندارند،

تَنزِيلٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

وحيى است از جانب پروردگار جهانيان.

أَفَبِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ

آيا شما اين سخن را سبك [و سست‌] مى‌گيريد؟

وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ

و تنها نصيب خود را در تكذيب [آن‌] قرار مى‌دهيد؟

فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلْحُلْقُومَ

پس چرا آنگاه كه [جان شما] به گلو مى‌رسد،

وَأَنتُمْ حِينَئِذٍۢ تَنظُرُونَ

و در آن هنگام خود نظاره گريد -

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ

و ما به آن [محتضر] از شما نزديكتريم ولى نمى‌بينيد-

فَلَوْلَآ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ

پس چرا، اگر شما بى‌جزا مى‌مانيد [و حساب و كتابى در كار نيست‌]،

تَرْجِعُونَهَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

اگر راست مى‌گوييد، [روح‌] را برنمى‌گردانيد؟

فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ

و اما اگر [او] از مقربان باشد،

فَرَوْحٌۭ وَرَيْحَانٌۭ وَجَنَّتُ نَعِيمٍۢ

[در] آسايش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود].

وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ

و اما اگر از ياران راست باشد،

فَسَلَٰمٌۭ لَّكَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلْيَمِينِ

از ياران راست بر تو سلام باد.

وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ

و اما اگر از دروغزنان گمراه است،

فَنُزُلٌۭ مِّنْ حَمِيمٍۢ

پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد،

وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ

و [فرجامش‌] درافتادن به جهنم است.

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلْيَقِينِ

اين است همان حقيقت راست [و] يقين.

فَسَبِّحْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلْعَظِيمِ

پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبيح گوى.