‹ همهٔ سوره‌ها الرحمن
۵۵

الرحمن

بخشنده

مدنی۷۸ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «بخشنده» سوره‌ای گسترده و مدنی است و فضای کلی آن پیرامون توحید، نشانه‌های آفرینش و اخلاق و تزکیه شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن آموزنده، جامعه‌ساز و هدایتگر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "The Most Merciful" is a Madinan surah whose broad atmosphere revolves around tawhid, signs of creation, and ethics and purification. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is organizing, legal, and ethical, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

توحیدنشانه‌های آفرینشاخلاق و تزکیهمعاد و حسابرسیوحی و رسالتپایداری و مواجهه
tawhidsigns of creationethics and purificationresurrection and reckoningrevelation and messengershipsteadfastness and confrontation

ساختار: جریان سوره از معرفی زمینهٔ اصلی به سوی تبیین نمونه‌ها و پیامدها پیش می‌رود و میان توحید و نشانه‌های آفرینش پیوند می‌سازد.

Structure: The flow moves from introducing the main setting toward examples and consequences, building a link between tawhid and signs of creation.

در چینش مصحف، این سوره میان «القمر» و «الواقعة» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از توحید به نشانه‌های آفرینش را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Moon and The Event, helping the reader move across adjacent themes such as tawhid and signs of creation.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

ٱلرَّحْمَٰنُ

[خداى‌] رحمان،

عَلَّمَ ٱلْقُرْءَانَ

قرآن را ياد داد.

خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ

انسان را آفريد،

عَلَّمَهُ ٱلْبَيَانَ

به او بيان آموخت.

ٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ بِحُسْبَانٍۢ

خورشيد و ماه بر حسابى [روان‌]اند.

وَٱلنَّجْمُ وَٱلشَّجَرُ يَسْجُدَانِ

و بوته و درخت چهره‌سايانند.

وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلْمِيزَانَ

و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت،

أَلَّا تَطْغَوْا۟ فِى ٱلْمِيزَانِ

تا مبادا از اندازه درگذريد.

وَأَقِيمُوا۟ ٱلْوَزْنَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا۟ ٱلْمِيزَانَ

و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد.

وَٱلْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ

و زمين را براى مردم نهاد.

فِيهَا فَٰكِهَةٌۭ وَٱلنَّخْلُ ذَاتُ ٱلْأَكْمَامِ

در آن، ميوه [ها] و نخلها با خوشه‌هاى غلاف دار،

وَٱلْحَبُّ ذُو ٱلْعَصْفِ وَٱلرَّيْحَانُ

و دانه‌هاى پوست‌دار و گياهان خوشبوست.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

خَلَقَ ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍۢ كَٱلْفَخَّارِ

انسان را از گل خشكيده‌اى سفال مانند، آفريد.

وَخَلَقَ ٱلْجَآنَّ مِن مَّارِجٍۢ مِّن نَّارٍۢ

و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

رَبُّ ٱلْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ ٱلْمَغْرِبَيْنِ

پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

مَرَجَ ٱلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ

دو دريا را [به گونه‌اى‌] روان كرد [كه‌] با هم برخورد كنند.

بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌۭ لَّا يَبْغِيَانِ

ميان آن دو، حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى‌كنند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يَخْرُجُ مِنْهُمَا ٱللُّؤْلُؤُ وَٱلْمَرْجَانُ

از هر دو [دريا] مرواريد و مرجان برآيد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

وَلَهُ ٱلْجَوَارِ ٱلْمُنشَـَٔاتُ فِى ٱلْبَحْرِ كَٱلْأَعْلَٰمِ

و او راست در دريا سفينه‌هاى بادبان‌دار بلند همچون كوهها.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍۢ

هر چه بر [زمين‌] است فانى‌شونده است.

وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ

و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يَسْـَٔلُهُۥ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍۢ

هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مى‌كند. هر زمان، او در كارى است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِ

اى جن و انس، زودا كه به شما بپردازيم.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يَٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ إِنِ ٱسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا۟ مِنْ أَقْطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ فَٱنفُذُوا۟ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَٰنٍۢ

اى گروه جنّيان و انسيان، اگر مى‌توانيد از كرانه‌هاى آسمانها و زمين به بيرون رخنه كنيد، پس رخنه كنيد. [ولى‌] جز با [به دست آوردن‌] تسلطى رخنه نمى‌كنيد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌۭ مِّن نَّارٍۢ وَنُحَاسٌۭ فَلَا تَنتَصِرَانِ

بر سر شما شراره‌هايى از [نوع‌] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد، و [از كسى‌] يارى نتوانيد طلبيد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتْ وَرْدَةًۭ كَٱلدِّهَانِ

پس آنگاه كه آسمان از هم شكافد و چون چرم گلگون گردد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فَيَوْمَئِذٍۢ لَّا يُسْـَٔلُ عَن ذَنۢبِهِۦٓ إِنسٌۭ وَلَا جَآنٌّۭ

در آن روز، هيچ انس و جنى از گناهش پرسيده نشود.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

يُعْرَفُ ٱلْمُجْرِمُونَ بِسِيمَٰهُمْ فَيُؤْخَذُ بِٱلنَّوَٰصِى وَٱلْأَقْدَامِ

تبهكاران از سيمايشان شناخته مى‌شوند و از پيشانى و پايشان بگيرند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِى يُكَذِّبُ بِهَا ٱلْمُجْرِمُونَ

اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مى‌خواندند.

يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍۢ

ميان [آتش‌] و ميان آب جوشان سرگردان باشند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ

و هر كس را كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

ذَوَاتَآ أَفْنَانٍۢ

كه داراى شاخسارانند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ

در آن دو [باغ‌] دو چشمه روان است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٍۢ زَوْجَانِ

در آن دو [باغ‌] از هر ميوه‌اى دو گونه است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ فُرُشٍۭ بَطَآئِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍۢ وَجَنَى ٱلْجَنَّتَيْنِ دَانٍۢ

بر بسترهايى كه آستر آنها از ابريشم درشت‌بافت است، تكيه آنند و چيدن ميوه [از] آن دو باغ [به آسانى‌] در دسترس است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌۭ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّۭ

در آن [باغها، دلبرانى‌] فروهشته‌نگاهند كه دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

كَأَنَّهُنَّ ٱلْيَاقُوتُ وَٱلْمَرْجَانُ

گويى كه آنها ياقوت و مرجانند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

هَلْ جَزَآءُ ٱلْإِحْسَٰنِ إِلَّا ٱلْإِحْسَٰنُ

مگر پاداش احسان جز احسان است؟

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ

و غير از آن دو [باغ‌]، دو باغ [ديگر نيز] هست.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

مُدْهَآمَّتَانِ

كه از [شدّت‌] سبزى سيه‌گون مى‌نمايد.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ

در آن دو [باغ‌] دو چشمه همواره جوشان است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِمَا فَٰكِهَةٌۭ وَنَخْلٌۭ وَرُمَّانٌۭ

در آن دو، ميوه و خرما و انار است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

فِيهِنَّ خَيْرَٰتٌ حِسَانٌۭ

در آنجا [زنانى‌] نكوخوى و نكورويند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

حُورٌۭ مَّقْصُورَٰتٌۭ فِى ٱلْخِيَامِ

حورانى پرده‌نشين در [دل‌] خيمه‌ها.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌۭ قَبْلَهُمْ وَلَا جَآنٌّۭ

دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

مُتَّكِـِٔينَ عَلَىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍۢ وَعَبْقَرِىٍّ حِسَانٍۢ

بر بالش سبز و فرش نيكو تكيه زده‌اند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟

تَبَٰرَكَ ٱسْمُ رَبِّكَ ذِى ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ

خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت،