‹ همهٔ سوره‌ها الزلزلة
۹۹

الزلزلة

زلزله

مدنی۸ آیه

«زلزال» (۹۹)

ارتباط با سوره قبل

به نظر می‌رسد موضوع «خیر و شر» آشکارترین وجه مشترک دو سوره «بینه» و «زلزال» باشد. در سوره بینه انسان‌ها را به دو دسته «شر البریه» و «خیر البریه» تقسیم می‌نماید و جزای آنها را نزد پروردگارشان نشان می‌دهد. در سوره زلزال نیز از بُعد عمل، خیر و شر را مطرح می‌سازد و تأکید می‌نماید در روزی که زمین اخبار خود را آشکار می‌سازد (يَوْمَئِذٍۢ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَاآیهٔ ۴) هرکس به سنگینی ذره ای بدی یا خوبی کرده باشد آنرا می‌بیند:

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًۭا يَرَهُۥ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ شَرًّۭا يَرَهُۥآیات ۷–۸

محور و محتوای سوره

سوره زلزال از زمین لرزه فراگیر و عظیمی که گویا در پایان عمر طبیعی زمین در آستانه قیامت رخ می‌دهد پرده بر می‌دارد و نتایج آنرا که توأم با آتشفشانهای گسترده و خارج شدن سنگینی‌های آن می‌باشد شرح می‌دهد ۱. آنچه از دیدگاه انسان وحشت زده و نگرانی که شاهد چنین انقلاب و تحول شگرف است مطرح می‌باشد، ماهیت این دگرگونی است (و قال الانسان مالها) که از بعد و زاویه ای که مربوط به او می‌باشد توضیح داده می‌شود: (يَوْمَئِذٍۢ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَاآیهٔ ۴). در آن روز زمین «اخبار» خود را به کیفیتی که امروز برای ما روشن نیست آشکار می‌سازد، اخبار مربوط به ادوار مختلف تکوینی و طبیعت مادی آن و یا اخبار مربوط


۱. ممکن است منظور از «اثقال»، همان اعمال انسان‌ها باشد که بر حسب نیک و بد آن وزنی مجازی پیدا می‌کند. کما آنکه در همین سوره و سوره‌های دیگر نسبت تقل به اعمال داده شده است (فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًۭا يَرَهُۥآیهٔ ۷). ممکن هم هست هردو حالت موردنظر باشد، هم وزن مواد درونی زمین و هم وزن اعمال (والله اعلم).

به موجود ات و انسان‌هائی که در روى آن زندگی کردند. از آنجائی که انسان از خاک آفریده شده و به خاک برمی‌گردد و از خاک مجدداً مبعوث می‌گردد، در واقع اخبار مربوط به او در دل بایگانی زمین است و حدیث کردن زمین اخبار خود را، در واقع حدیث کردن اخبار انسان‌ها نیز می‌باشد، و اخبار انسان عکس العملی است که در امتحان و ابتلای الهی از خود بروز می‌دهد. به این ترتیب با فرمان وحی ربوبی (بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَاآیهٔ ۵) در آن روز زمین هر آنچه بر آن در میلیارها سال گذشته باشد بازگو می‌نماید. این روز آشکارشدن سرها (يَوْمَ تُبْلَى ٱلسَّرَآئِرُسورهٔ طارق، آیهٔ ۹) است که همه در برابر خدا بارز می‌شوند و چیزی از آنها بر او پوشیده نمی‌ماند.

در آن روز انسان‌ها از حالت و موقعیتی که دارند بطور پراکنده حرکت می‌کنند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. این مرحله تحقق نهائی و سررسیدن اجل پدیده نوعی انسان است که بسوی مرحله ای دیگر سوق داده می‌شوند (يَوْمَئِذٍۢ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًۭاآیهٔ ۶) و از آنجائی که تلاشهای انسان‌ها متشتت و به انگیزه‌های مختلف است (إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّىٰسورهٔ لیل، آیهٔ ۴)۵ حرکت آنها نیز برای مشاهده اعمالشان نه به صورت دسته جمعی و متحد، بلکه به شکل متفرق و متشتت، بر حسب چگونگی عملکردشان می‌باشد (يَوْمَئِذٍۢ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًۭاآیهٔ ۶). بنظر می‌رسد این همان صحنه‌هایی باشد که در سوره معارج با خروج شتابان از گورها و حرکت سریع بطرف مقصدی نامعلوم توضیح داده شده است، گرچه در آنجا به پراکندگی و تفاوت جهت و مقصد حرکت‌ها اشاره ای نشده است:

از فعل «یصدر» معلوم می‌شود حرکت انسان‌ها به اختیار خودشان است. امّا دیدن اعمال به اختیار خودشان نیست. می‌روند تا به آنها نشان داده شود. از فعل مجهول «یروا» چنین برمی‌آید که عوامل و نیروهای مرموزی چنین نقشی بر عهده دارند. اینها شاید همان نویسندگان گرامی (کراماً کاتبین) باشند که هرچه می‌کنیم می‌دانند (یعملون ما تفعلون).

  1. طه (۵۵) منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نحرجکم تارة اخرى
  2. محمد ۳۱ - و لنبلونکم حَتَّىٰ نَعْلَمَ ٱلْمُجَٰهِدِينَ مِنكُمْسورهٔ محمد، آیهٔ ۳۱ و الصابرین و نبلوا اخبارکم - توبه ۹۴ - قل لاتعتذروا لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْسورهٔ توبه، آیهٔ ۹۴ نبأناالله من اخبارکم
  3. يَوْمَ هُم بَٰرِزُونَ ۖ لَا يَخْفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِنْهُمْ شَىْءٌۭسورهٔ غافر، آیهٔ ۱۶
  4. در اینجا فعل «یصدر» (يُصْدِرَ ٱلرِّعَآءُ ۖسورهٔ قصص، آیهٔ ۲۳) بکار رفته است که با خروج تفاوت دارد، انتقال و حرکت از نقطه ای به نقطه دیگر را صدور می‌گویند که گویا همچون صادرات کالا که از مازاد بر تولید است، پس از اشباع و بهره مندی مرحله ای می‌باشد. مثل حرکت چوپانان برای سیراب کردن گوسفندان (التا لَا نَسْقِى حَتَّىٰ يُصْدِرَسورهٔ قصص، آیهٔ ۲۳ الرعاه) ۲۳/۲۸
  5. ليل (۴)
  6. يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ سِرَاعًۭا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍۢ يُوفِضُونَسورهٔ معارج، آیهٔ ۴۳

روزی که پرده‌ها به گونه‌ای باورنکردنی بالا می‌رود (یوم یکشفه عن ساق) ۱ به انسان گفته می‌شود: «این نوشته ما است که علیه شما براستی سخن می‌گوید، ما همواره از آنچه شما می‌کردید نسخه‌برداری می‌کردیم» ۲. در آن روز به او گفته می‌شود: «تو از این (ثبت اعمال) در غفلت بودی اما امروز پرده از تو برداشته‌ایم و چشمت تیز می‌بیند» ۳. به این ترتیب انسانی که در حیات دنیائی اش هرگز نمی‌پنداشت کسی او را در پنهانکاری‌هایش دیده باشد (أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُۥٓ أَحَدٌسورهٔ بلد، آیهٔ ۷) ۴، ناگهان با چشم بصیرت اعمال خود را با تمامی جزئیات مشاهده می‌نماید و حسرت ندامت می‌خورد (كَذَٰلِكَ يُرِيهِمُ ٱللَّهُ أَعْمَٰلَهُمْ حَسَرَٰتٍسورهٔ بقره، آیهٔ ۱۶۷) ۵.

نکته شگفت، دیدن خود اعمال (نه آثار و نتایج و جزای آن) است که سه بار در این سورة تکرار شده ۶ و در سوره‌های دیگر نیز بر آن تأکید گردیده است: وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۳۹ وَأَنَّ سَعْيَهُۥ سَوْفَ يُرَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۴۰ ۷.

مسلماً چنین دیدنی که با کنار رفتن حجاب‌های جهل و نادانی و خودبینی و دنیاپرستی در آخرت برای همه میسر می‌گردد و چشمان همه را تیزبین می‌نماید (فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌۭسورهٔ ق، آیهٔ ۲۲)، در دنیا نیز برای کسانی که با کنار زدن پرده‌های فوق به علم یقینی رسیده باشند از جهاتی ممکن می‌گردد:

كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ ٱلْيَقِينِسورهٔ تکاثر، آیهٔ ۵، لترون الجحیم، ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ ٱلْيَقِينِسورهٔ تکاثر، آیهٔ ۷

وَيَرَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ ٱلْحَقَّ وَيَهْدِىٓ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِسورهٔ سبا، آیهٔ ۶

أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰسورهٔ نجم، آیهٔ ۱۲ و لقد راه نزلة اخرى ۱۰.

در آن روز دقت سنجش اعمال و دیدن آن چنان است که انسان کوچکترین عمل خیر یا شر خود را می‌بیند:

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًۭا يَرَهُۥ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ شَرًّۭا يَرَهُۥآیات ۷–۸


۱. قلم ۴۲
۲. هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِٱلْحَقِّ ۚ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَسورهٔ جاثیه، آیهٔ ۲۹
۳. لَّقَدْ كُنتَ فِى غَفْلَةٍۢ مِّنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌۭسورهٔ ق، آیهٔ ۲۲
۴. سوره بلد
۵. نجم ۴۰
۶. یروا اعمالهم، خیرا یره، شرا یره.
۷. نجم ۴۰ (در اینجا نیز عمل دیدن با فعل مجهول یری مشخص شده است).
۸. تکاثر (آیات ۵ تا ۷)
۹. سبا (۶)
۱۰. نجم (۱۲)

اثقالى که زمین پس از زلزله هولناک قیامت از خود خارج می‌سازد (وَأَخْرَجَتِ ٱلْأَرْضُ أَثْقَالَهَاآیهٔ ۲)، هرچه باشد، محتوای سنگینی است که از چشم ظاهر همواره پنهان بوده است، ثقل اعمال انسان نیز که در حیات دنیائی برای خودش و دیگران نامعلوم بوده، در یوم الحساب به ترازوی محاسبه کشیده می‌شود. همچنانکه قشر خارجی زمین علیرغم نازکی فوق العاده آن (نسبت به قطر زمین) به مثابه پوسته محکم محافظتی، میلیاردها سال قشر مذاب درونی را درحال تعادل مهار می‌کرد، خداوند ستارالعیوب نیز، با پرده حلم خود مانع افشای ماهیت انسان‌ها و بروز آثار اعمالشان، تا روزی که «يَوْمَ تُبْلَى ٱلسَّرَآئِرُسورهٔ طارق، آیهٔ ۹» نامیده می‌شود می‌گردد. در آن روز که پرده‌ها و حجاب‌های حواس کنار می‌رود، انسان با زلزله ای که ذرات وجودش را از هول و هراس به حرکت درمی آورد، اثقال اعمال خود را خارج می‌سازد. در آن روز سنجش به دقت و راستی انجام می‌شود و هرکس وزنش سنگین تر باشد رستگار گشته و در زندگی رضایت بخشی قرار خواهد گرفت. حساب آنروز آنچنان دقیق است که دانه خردلی نیز اگر به سنگینی اعمال کسی رفته باشد به حساب می‌آید، گرچه در دل سنگ یا در اوج آسمانها و یا در عمق زمین باشد. چرا که در آنروز ذره ای از خدا پوشیده نیست و او به اندازه ذره ای نیز به کسی ستم نمی‌کند.

توجیه مسئله

میوه درخت که محصول نهائی و غایت وجودی آن است، وقتی کاملاً برسد، سنگین می‌شود و با سست شدن دنباله ارتباطی اش با شاخه، فرو می‌افتد و از درخت جدا می‌شود (انشقاق)، میوه برخی درختان، هنگام رسیدن با لرزشی درونی پوسته خود را پاره می‌کنند و دانه‌ها را برای ادامه نسل به فاصله ای دور پرتاب کرده یا (همچون انار) آشکارا در معرض تصرف پرندگان و انسان‌ها قرار می‌دهند. اصولاً رسیدن میوه، «تحقق یافتن» هدف وجودی

  1. در قرآن برای اعمال انسان‌ها دقیقاً وزن و سنگینی که قابل حمل باشد بطور واقعی یا تشبیه و مجاز قائل شده است:

۲۹/۱۰۲۹ - و لیحملن اثقالهم و اثقالاً مع اثقالهم - ۱۸/۳۵ و ان تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَىْءٌۭسورهٔ فاطر، آیهٔ ۱۸ و لو کان ذا قربی ۲۰/۸/۱۰۲/۲۳ - وَٱلْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ ۚ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَسورهٔ اعراف، آیهٔ ۸ ۳۰/۱۰۱ - فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥسورهٔ قارعه، آیهٔ ۶ فَهُوَ فِى عِيشَةٍۢ رَّاضِيَةٍۢسورهٔ قارعه، آیهٔ ۷. ۴۰/۲۱ - و ان كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍۢ مِّنْ خَرْدَلٍسورهٔ انبیاء، آیهٔ ۴۷ اتینابها و کفی بنا حاسبین ۵۰إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍۢ مِّنْ خَرْدَلٍۢ فَتَكُن فِى صَخْرَةٍ أَوْ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوْ فِى ٱلْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا ٱللَّهُسورهٔ لقمان، آیهٔ ۱۶ ۶۰ۖ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِسورهٔ سبا، آیهٔ ۳

  1. إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢسورهٔ نساء، آیهٔ ۴۰

درخت و به فعليت رسيدن نیروها و استعدادهای بالقوه آن است که در اين مرحله مجبور به جدا شدن از نظام قبلي و تحول كيفي دروني مي باشند.¹

در عالم بی نهایت بزرگها نیز این حالت صادق است، کهکشان‌ها نیز شجره هائی هستند که منظومه‌ها خوشه‌ها، و ستاره‌ها میوه‌های آنرا تشکیل می‌دهند. هر ستاره ای مانند میوه مراحلی گوناگون طی می‌کند تا به رسیدگی و انشقاق و انفجار نزدیک شود. زمین نیز که در ابتدا از تراکم ذرات غبارمانند فضای میان کهکشان‌ها متولد شده است، پس از چند میلیارد سال دیگر به پیری و مرگ خود می‌رسد، همچون میوه رسیده و سنگین شده ای که با لرزش ناپیدائی پوسته خارجی خود را پاره می‌کند و دانه‌های سنگین شده خود را بیرون می‌ریزد، دچار زلزله ای فراگیر می‌گردد و اثقال خود را خارج می‌سازد (إِذَا زُلْزِلَتِ ٱلْأَرْضُ زِلْزَالَهَاآیهٔ ۱ و اخرجت الارض اثقالها).

استفاده از سوره انشقاق

این مطلب را قبلاً نیز در آیات ابتدای سوره «انشقاق» خواندیم که شکافتن آسمان (پاره و جداشدن بخشی از فضای کهکشانی ما با تمامی ستار گانش از بقیه بخش‌های آن) توأم و همزمان با انبساط و انفجار زمین و تخلیه مواد درونی آن می‌باشد:

اذا السماء انشقت و اذنت لربها و حقت و اذا الارض مدّت و القت ما فيها و تخلت و اذنت لربها و حقت

گویا سرنوشت نهائی و پایان عمر زمین با سرنوشت و عمر نهائی منظومه شمسی یا شاخه ای از کهکشان با مجموعه ای از منظومه‌های خویشاوند و یا بطور کلی کهکشان راه شیری پیوند خورده باشد، بطوری که وقتی انفطار و انشقاقی در نظام متعادل آسمان معروف و معهود (اشاره به الف و لام السماء) حاصل می‌شود (إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتْسورهٔ انشقاق، آیهٔ ۱) و شاخه یا شاخه هائی از مجموعه ستارگان به شکل بازوئی از بدنه اصلی کهکشان جدا می‌شوند، ستاره‌های تشکیل دهنده این شاخه دچار دگرگونی و تحول می‌گردند، و زمین نیز که یکی از اجرام سرد و کوچک منظومه شمسی است، به تبع تحولات عظیمی که در کل منظومه یا خوشه ای از کهکشان و یا خود کهکشان رخ می‌دهد و موجب بریدگی و جدایی و انشقال خوشه‌ها از یکدیگر می‌گردد، منبسط می‌شود و مواد سنگین خود را بیرون می‌ریزد (و اذا


¹ خداوند در قرآن کریم توجه مؤمنین را به مراحل مختلف به ثمر نشستن انگور و زیتون و انار، تا رسیدن کامل میوه که روند روبه رشدی را نشان می‌دهد جلب می‌کند. ۹۹/۶ - هو الذی... وَٱلرُّمَّانَ مُشْتَبِهًۭا وَغَيْرَ مُتَشَٰبِهٍ ۗ ٱنظُرُوٓا۟ إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثْمَرَ وَيَنْعِهِۦٓ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكُمْ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَسورهٔ انعام، آیهٔ ۹۹

ٱلْأَرْضُ مُدَّتْسورهٔ انشقاق، آیهٔ ۳ وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْسورهٔ انشقاق، آیهٔ ۴). دليل فیزیکی آنهم روشن است. وقتی خورشید دور شود و نیروی جاذبه وارده بر زمین کاهش یابد، نیروهای رانشی شدید اقشار درونی که از فعل و انفعالات هستهای آن ناشی می‌گردد، پوسته خارجی را تحت فشار قرار می‌دهد و منبسط و منفجر می‌نماید. در این حالت مواد سنگین مذاب از شکافهای انفجار بیرون می‌ریزند و با آزاد شدن از فشار درونی، ظرف زمین را خالی می‌کنند (و اذا الارض مدّت و القت ما فيها و تخلت)

امتداد یافتن زمین (وَإِذَا ٱلْأَرْضُ مُدَّتْسورهٔ انشقاق، آیهٔ ۳) باید همان انبساط پوسته خارجی و افزایش قطر کره زمین باشد که بدلیل جاذبه مرکزی حالتی منحنی (نه خط مستقیم) دارد.

نکته مهمی که در ذکر انشقاق آسمان و امتداد یافتن به چشم می‌خورد، تأکیدی است که دوبار با جمله «و اذنت لربها و حقت» تکرار شده است. اذن دادن زمین و آسمان به پروردگار، همان اعلام و ابراز آمادگی برای تغییر و تصرف ربویی به زبان حال است. کما آنکه میوه رسیده به زبان حال آمادگی خود را برای بهره برداری مصرف کننده اعلام می‌دارد و اذن تصرف می‌دهد. فعل «حقت» نیز که به صیغه مجهول بکار رفته است، دست اندرکاری و مشارکت نیروهای مختلفی را نشان می‌دهد که متفقاً در رسیدن (حقت) آسمان و زمین به مرحله موردنظر مؤثر بوده‌اند. همچنانکه خاک و خورشید و آب و هوا و... در به ثمر رسیدن و تحقق یافتن میوه مؤثر می‌باشند.

نه تنها زمین، بلکه هر پدیده ای به هنگام تحقق یافتن هدف وجودی اش، مثل نوزاد سنگین شده ای که با درد و فشار پوسته محافظ خود را پاره می‌کند و از رحم مادر خارج می‌شود، از محیط خود که نقش رحم مادر را دارد خارج می‌شود. تا در محیط و شرایطی دیگر که متناسب با پیدایش زمینه‌ها و استعدادهای جدید است رشد نماید (مثل میوه که جذب بدن جانداران می‌شود). انسان نیز همچون بقیه موجودات، گرچه کاملتر، وقتی به منتهای به فعلیت رسیدن استعدادها و نیروهای بالقوه خود نائل گردد، قفس دنیا بر او تنگ می‌گردد و روح بلندپروازش فضای بلندتری می‌طلبد تا در آن جولان دهد. این فضا همان آخرت است که فراخنای آن تمامی آسمانها و زمین است.

وَسَارِعُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَسورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۳۳

سَابِقُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟سورهٔ حدید، آیهٔ ۲۱

۱. آل عمران ۱۳۳ - بشتابید بسوی آمرزشی از جانب پرورد گارتان و بهشتی به فراخنای آسمانها و زمین که برای متقین فراهم شده است.
۲. حدید ۲۱ - بشتابید بسوی آمرزشی از جانب پرورد گارتان و بهشتی به فراخنای آسمانها و زمین که برای کسانی که به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند فراهم شده است.

میوه‌ای که بطور سالم و طبیعی رسیده باشد در معرض بهره‌برداری قرار می‌گیرد و سلول‌های آن در بدن موجودی عالیتر به رشد و کمال خود ادامه می‌دهد، اما میوه‌های کرم‌خورده و نارس و گندیده را در زباله‌دان می‌افکند یا بصورت کود استفاده می‌کنند تا بار دیگر در اندام درختی دیگر تجربه‌ای تازه آغاز نماید. چنین است سرنوشت انسان‌هایی که در بهشت یا جهنم قرار می‌گیرند.

وضعیت زمین در قیامت

در پایان این مبحث خوب است به عنوان تکمله‌ای بر مطالب مربوط به زمین و زلزله نهایی آن، نظری گذرا به آیاتی که وضعیت زمین خاکی ما را در روز قیامت تصویر می‌نماید بنمائیم تا در سایه مجموعه این آیات دیدی کلی برچنان صحنه‌ای داشته باشیم. مسلماً شناخت دقیق این آیات مستلزم آگاهی‌های کافی از علم کیهان‌شناسی می‌باشد که نگارنده فاقد چنین تخصصی است، با این حال لیست کردن این آیات و دسته‌بندی آن می‌تواند به عنوان مقدمه‌ای برای بررسی‌های بعدی و تحقیقات گسترده اهل علم و تحقیق مفید باشد. ذیلاً موارد موردنظر را یادآوری می‌نمائیم:

الف- آیاتی که از لرزش شدید زمین در قیامت خبر می‌دهد

در آیات فوق لرزش زمین با کلمات: زلزله، رجف، توضیح داده شده است که دو کلمه آخری ظاهراً به زلزله گفته می‌شود.

ب- کنده و کوبیده شدن زمین

  • ۲۱كَلَّآ إِذَا دُكَّتِ ٱلْأَرْضُ دَكًّۭا دَكًّۭاسورهٔ فجر، آیهٔ ۲۱
  • ۴/۶۹ - و حملت الارض و الجبال فدکتا دکّة واحدة

ج- پراکنده و پودر شدن ذرات کوه‌ها

  • ۱۴/۷۳... يَوْمَ تَرْجُفُ ٱلْأَرْضُ وَٱلْجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلْجِبَالُ كَثِيبًۭا مَّهِيلًاسورهٔ مزمل، آیهٔ ۱۴
  • ۴/۵۶ - إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّۭاسورهٔ واقعه، آیهٔ ۴ و بسّت الجبال بسّا فكانت هباء منبتّا.
  • ۵/۱۰۱ - القارعة ما القارعة... و تکون الجبال کالعهن المنقوش.

د - تبدیل زمین (تغییر کیفی ماهیت فعلی زمین و آسمان)

ر - صاف و هموار شدن کامل سطح زمین

فِيهَا عِوَجًۭا وَلَآ أَمْتًۭاسورهٔ طه، آیهٔ ۱۰۷

ز - منبسط شدن و امتداد یافتن حجم زمین ۸۴-۳ - و اذا الارض مدت و الفت ما فیها و تخلّت

س - خروج مواد درونی زمین و خالی شدن آن ... و الفت ما فیها و تخلّت. وَأَخْرَجَتِ ٱلْأَرْضُ أَثْقَالَهَاآیهٔ ۲

ش - نورانی شدن زمین به نور پروردگار.

به این ترتیب زمین آرامی که گهواره آدمی بشمار می‌رفت۱ و خداوند آنرا فراش۲ و بساط۳ انسان قرار داده بود، ناگهان همچون میوه رسیده و سنگین شده ای که بغتة از درخت سقوط می‌کند، دچار چنان انقلابات سهمگینی می‌شود و ساعت قیامت فرا می‌رسد... ثقلت فی السموات و الارض لایأتیکم الا بغتة...۴


۱. ۶/۷۸ - أَلَمْ نَجْعَلِ ٱلْأَرْضَ مِهَٰدًۭاسورهٔ نبا، آیهٔ ۶ وَٱلْجِبَالَ أَوْتَادًۭاسورهٔ نبا، آیهٔ ۷
۲. ۲۲ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ مَهْدًۭا وَسَلَكَ لَكُمْسورهٔ طه، آیهٔ ۵۳
۳. ۱۹وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ بِسَاطًۭاسورهٔ نوح، آیهٔ ۱۹
۴. ۱۸۷/۷ - در آسمانها و زمین سنگینی کرده و جز ناگهانی شمارا فرا نمی‌رسد.

آیاتِ سوره به تفکیکِ گروهِ موضوعیThe surah's ayahs, grouped by theme

این سوره به ۲ گروهِ موضوعیِ پیوسته بخش شده است.This surah divides into 2 connected thematic groups.

۱طرح محورآیات ۱–۴

إِذَا زُلْزِلَتِ ٱلْأَرْضُ زِلْزَالَهَا

آنگاه كه زمين به لرزش [شديد] خود لرزانيده شود،

وَأَخْرَجَتِ ٱلْأَرْضُ أَثْقَالَهَا

و زمين بارهاى سنگين خود را برون افكند،

وَقَالَ ٱلْإِنسَٰنُ مَا لَهَا

و انسان گويد: «[زمين‌] را چه شده است؟»

يَوْمَئِذٍۢ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا

آن روز است كه [زمين‌] خبرهاى خود را باز گويد.

۲نتیجه و جمع‌بندیآیات ۵–۸

بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا

[همان گونه‌] كه پروردگارت بدان وحى كرده است.

يَوْمَئِذٍۢ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًۭا لِّيُرَوْا۟ أَعْمَٰلَهُمْ

آن روز، مردم [به حال‌] پراكنده برآيند تا [نتيجه‌] كارهايشان به آنان نشان داده شود.

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًۭا يَرَهُۥ

پس هر كه هموزن ذرّه‌اى نيكى كند [نتيجه‌] آن را خواهد ديد.

وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ شَرًّۭا يَرَهُۥ

و هر كه هموزن ذرّه‌اى بدى كند [نتيجه‌] آن را خواهد ديد.

«نظمِ قرآن» — عبدالعلی بازرگان · متنِ آیات و ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند از منبعِ معتبر«Naẓm al-Qurʾān» — Abdolali Bazargan · verse text & Fooladvand translation from the verified source