‹ همهٔ سوره‌ها البلد
۹۰

البلد

شهر

مکی۲۰ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «شهر» سوره‌ای میانه و مکی است و فضای کلی آن پیرامون دنیا و فرجام انسان، عدالت و روابط اجتماعی و نشانه‌های آفرینش شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، سامان دادن رفتار فردی و جمعی در پرتو حق و مسئولیت است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن سامان‌دهنده، حقوقی و اخلاقی است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "The City" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around worldly life and the human outcome, justice and social relations, and signs of creation. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

دنیا و فرجام انسانعدالت و روابط اجتماعینشانه‌های آفرینشهدایت و گمراهی
worldly life and the human outcomejustice and social relationssigns of creationguidance and misguidance

ساختار: سوره با طرح محور دنیا و فرجام انسان آغاز می‌شود و سپس در چند بند کوتاه، پیام خود را به هشدار، یادآوری یا جمع‌بندی پایانی می‌رساند.

Structure: The surah opens by foregrounding worldly life and the human outcome, then carries its message through short units of warning, reminder, or closing summary.

در چینش مصحف، این سوره میان «الفجر» و «الشمس» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از دنیا و فرجام انسان به عدالت و روابط اجتماعی را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between Dawn and The Sun, helping the reader move across adjacent themes such as worldly life and the human outcome and justice and social relations.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

لَآ أُقْسِمُ بِهَٰذَا ٱلْبَلَدِ

سوگند به اين شهر،

وَأَنتَ حِلٌّۢ بِهَٰذَا ٱلْبَلَدِ

و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى؛

وَوَالِدٍۢ وَمَا وَلَدَ

سوگند به پدرى [چنان‌] و آن كسى را كه به وجود آورد؛

لَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ فِى كَبَدٍ

براستى كه انسان را در رنج آفريده‌ايم.

أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌۭ

آيا پندارد كه هيچ كس هرگز بر او دست نتواند يافت؟

يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًۭا لُّبَدًا

گويد: «مال فراوانى تباه كردم.»

أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُۥٓ أَحَدٌ

آيا پندارد كه هيچ كس او را نديده است؟

أَلَمْ نَجْعَل لَّهُۥ عَيْنَيْنِ

آيا دو چشمش نداده‌ايم؟

وَلِسَانًۭا وَشَفَتَيْنِ

و زبانى و دو لب.

وَهَدَيْنَٰهُ ٱلنَّجْدَيْنِ

و هر دو راه [خير و شر] را بدو نموديم.

فَلَا ٱقْتَحَمَ ٱلْعَقَبَةَ

و[لى‌] نخواست از گردنه [عاقبت‌نگرى‌] بالا رود!

وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْعَقَبَةُ

و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت‌] چيست؟

فَكُّ رَقَبَةٍ

بنده‌اى را آزادكردن،

أَوْ إِطْعَٰمٌۭ فِى يَوْمٍۢ ذِى مَسْغَبَةٍۢ

يا در روز گرسنگى، طعام‌دادن:

يَتِيمًۭا ذَا مَقْرَبَةٍ

به يتيمى خويشاوند،

أَوْ مِسْكِينًۭا ذَا مَتْرَبَةٍۢ

يا بينوايى خاك‌نشين.

ثُمَّ كَانَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلْمَرْحَمَةِ

علاوه بر اين از زمره كسانى باشد كه گرويده و يكديگر را به شكيبايى و مهربانى سفارش كرده‌اند؛

أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ

اينانند خجستگان.

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا هُمْ أَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ

و كسانى كه به انكار نشانه‌هاى ما پرداخته‌اند، آنانند ناخجستگان شوم.

عَلَيْهِمْ نَارٌۭ مُّؤْصَدَةٌۢ

بر آنان آتشى سرپوشيده احاطه دارد.