‹ همهٔ سوره‌ها الفجر
۸۹

الفجر

سپیده‌دم

مکی۳۰ آیه

دربارهٔ این سورهAbout this surah

سورهٔ «سپیده‌دم» سوره‌ای میانه و مکی است و فضای کلی آن پیرامون توحید، نشانه‌های آفرینش و معاد و حسابرسی شکل می‌گیرد. درون‌مایهٔ محوری سوره، پیوند خداشناسی با مسئولیت انسان در برابر فرجام اعمال است. آیات سوره مخاطب را از سطح گزارش پراکنده فراتر می‌برند و میان باور، رفتار و فرجام پیوند برقرار می‌کنند. لحن غالب آن هشداردهنده، فشرده و بیدارگر است و بسته به بخش‌های سوره، میان دعوت، هشدار، یادآوری و آرام‌سازی جابه‌جا می‌شود. در این نگاه کلان، سوره بیشتر به عنوان یک واحد معنایی خوانده می‌شود نه مجموعه‌ای از نکته‌های جداگانه. بنابراین معرفی حاضر بر فضای عمومی، محورهای تکرارشونده و آهنگ هدایتی سوره تمرکز دارد و وارد شرح آیه‌به‌آیه نمی‌شود.

Surah "Dawn" is a Makkan surah whose broad atmosphere revolves around tawhid, signs of creation, and resurrection and reckoning. Its central thread links knowledge of God with human responsibility before the outcome of deeds. The surah moves the reader beyond scattered observations and connects belief, conduct, and final consequence. Its dominant tone is admonitory, compact, and awakening, while individual sections move among invitation, warning, reminder, and reassurance. In this broad reading, the surah is approached as a single meaningful unit rather than a set of isolated points. This introduction therefore focuses on the general atmosphere, recurring axes, and guiding rhythm of the surah without entering verse-by-verse commentary.

توحیدنشانه‌های آفرینشمعاد و حسابرسیقصص و سرگذشت‌هادنیا و فرجام انسانوحی و رسالت
tawhidsigns of creationresurrection and reckoningnarratives and historiesworldly life and the human outcomerevelation and messengership

ساختار: جریان سوره از معرفی زمینهٔ اصلی به سوی تبیین نمونه‌ها و پیامدها پیش می‌رود و میان توحید و نشانه‌های آفرینش پیوند می‌سازد.

Structure: The flow moves from introducing the main setting toward examples and consequences, building a link between tawhid and signs of creation.

در چینش مصحف، این سوره میان «الغاشية» و «البلد» قرار گرفته و از نظر معنایی می‌تواند گذار از توحید به نشانه‌های آفرینش را برای خواننده پیوسته‌تر کند.

In the mushaf sequence, this surah stands between The Overwhelming Event and The City, helping the reader move across adjacent themes such as tawhid and signs of creation.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

وَٱلْفَجْرِ

سوگند به سپيده‌دم،

وَلَيَالٍ عَشْرٍۢ

و به شبهاى دهگانه،

وَٱلشَّفْعِ وَٱلْوَتْرِ

و به جفت و تاق،

وَٱلَّيْلِ إِذَا يَسْرِ

و به شب، وقتى سپرى شود.

هَلْ فِى ذَٰلِكَ قَسَمٌۭ لِّذِى حِجْرٍ

آيا در اين، براى خردمند [نياز به‌] سوگندى [ديگر] است؟

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ

مگر ندانسته‌اى كه پروردگارت با عاد چه كرد؟

إِرَمَ ذَاتِ ٱلْعِمَادِ

با عمارات ستون‌دار ارم،

ٱلَّتِى لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِى ٱلْبِلَٰدِ

كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟

وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُوا۟ ٱلصَّخْرَ بِٱلْوَادِ

و با ثمود، همانان كه در درّه، تخته‌سنگها را مى‌بريدند؟

وَفِرْعَوْنَ ذِى ٱلْأَوْتَادِ

و با فرعون، صاحب خرگاه‌ها [و بناهاى بلند]؟

ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَٰدِ

همانان كه در شهرها سر به طغيان برداشتند،

فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ

و در آنها بسيار تبهكارى كردند.

فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ

[تا آنكه‌] پروردگارت بر سر آنان تازيانه عذاب را فرونواخت،

إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلْمِرْصَادِ

زيرا پروردگار تو سخت در كمين است.

فَأَمَّا ٱلْإِنسَٰنُ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَكْرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّىٓ أَكْرَمَنِ

اما انسان، هنگامى كه پروردگارش وى را مى‌آزمايد، و عزيزش مى‌دارد و نعمت فراوان به او مى‌دهد، مى‌گويد: «پروردگارم مرا گرامى داشته است.»

وَأَمَّآ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّىٓ أَهَٰنَنِ

و اما چون وى را مى‌آزمايد و روزى‌اش را بر او تنگ مى‌گرداند، مى‌گويد: «پروردگارم مرا خوار كرده است.»

كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ ٱلْيَتِيمَ

ولى نه، بلكه يتيم را نمى‌نوازيد؛

وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلْمِسْكِينِ

و بر خوراك‌[دادن‌] بينوا همديگر را بر نمى‌انگيزيد؛

وَتَأْكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكْلًۭا لَّمًّۭا

و ميراث [ضعيفان‌] را چپاولگرانه مى‌خوريد؛

وَتُحِبُّونَ ٱلْمَالَ حُبًّۭا جَمًّۭا

و مال را دوست داريد، دوست داشتنى بسيار.

كَلَّآ إِذَا دُكَّتِ ٱلْأَرْضُ دَكًّۭا دَكًّۭا

نه چنان است، آنگاه كه زمين، سخت در هم كوبيده شود،

وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلْمَلَكُ صَفًّۭا صَفًّۭا

و [فرمان‌] پروردگارت و فرشته‌[ها] صف‌درصف آيند،

وَجِا۟ىٓءَ يَوْمَئِذٍۭ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍۢ يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَٰنُ وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكْرَىٰ

و جهنم را در آن روز [حاضر] آورند، آن روز است كه انسان پند گيرد؛ و[لى‌] كجا او را جاى پندگرفتن باشد؟

يَقُولُ يَٰلَيْتَنِى قَدَّمْتُ لِحَيَاتِى

گويد: «كاش براى زندگانى خود [چيزى‌] پيش فرستاده بودم.»

فَيَوْمَئِذٍۢ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٌۭ

پس در آن روز هيچ كس چون عذاب‌كردن او، عذاب نكند.

وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٌۭ

و هيچ كس چون دربندكشيدن او، دربند نكشد.

يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفْسُ ٱلْمُطْمَئِنَّةُ

اى نفس مطمئنّه،

ٱرْجِعِىٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةًۭ مَّرْضِيَّةًۭ

خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد،

فَٱدْخُلِى فِى عِبَٰدِى

و در ميان بندگان من درآى،

وَٱدْخُلِى جَنَّتِى

و در بهشت من داخل شو.