«بروج» (۸۵)
تصویری که در این سوره از آتش زدن «اصحاب اخدود» ارائه گردیده، داستان گلادیاتورها و جنایات قیصرهای روم باستان را در ذهن تداعی میکند. صحنه ای دلخراش از سنگدلی و سبعیت که سالیانی دراز سایه بر ستم زدگان داشته است. معمولاً قیصر و درباریان با امراء لشکری و کشوری، در جایگاه مخصوص قرار گرفته و از بالا نمایش فجیع پاره شدن محکومان توسط شیرهای درنده، یا به جان هم افتادن گلادیاتورها را تماشا میکردند و از جان کندن انسانها لذت میبردند. در چنین بستری از بی رحمی و خشونت است که عیسی بن مریم (ع) مهر و محبت و عشق و عاطفه را پیام آور میشود و سلامت و راستی را به ارمغان میآورد. امّا به پاداش چنین ایثار و احسان، پیروانش را سالها در همان دخمههای هولناک به شعلههای آتش میسپردند و پاسداران جهل و جور شکنجه آنها را نظاره میکردند.
خداوند عزیز حکیم در ابتدای بعثت پیامبر اسلام (ص)۱ این صحنه را برای رسول گرامی خود و پیروان پاکباخته اش تصویر مینماید تا با آگاهی و شناخت از سرنوشت تاریخی مؤمنین، در راه سنگلاخ سعادت گام بردارند و فتنههای آینده را استقبال نموده بدانند:
جنایت ستمگران از دید خدا و خلق پوشیده نیست و دیده بانهای بروج آسمان و شاهدان زمین نظاره گر و شهادت دهنده آن در «یوم الموعود» هستند،
«اگر آنها مؤمنین را به آتش میکشند، خود گرفتار عذاب جهنم و عذاب «الحریق»
- بر حسب محاسبات و جداول کتاب «سیر تحول قرآن» تمامی این سوره (به استثنای سه آیه توضیحی ۸ تا ۱۱ که بعداً در سال ۶ بعثت اضافه گردیده) در اولین سال بعثت نازل شده است.
خواهند گشت،
* اگر آنها صاحب خشم و خروشاند، «بطش» پروردگار بس شدید است (ان بطش)
ربک لشدید)
* اگر عرش حکومتی آنها بلند است، «عرش پروردگار» بلندتر و مجید است
(ذُو ٱلْعَرْشِ ٱلْمَجِيدُآیهٔ ۱۵)
* اگر فکر میکنند اراده آنها حاکم است، تنها خدا است که «آنچه بخراهد میکند»
(فَعَّالٌۭ لِّمَا يُرِيدُآیهٔ ۱۶)
* اگر دست خود را مسلط بر جان و مال مردم میدانند، غافلند که خداوند از بالا بر
آنها احاطه دارد (وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطٌۢآیهٔ ۲۰)
* اگر میپندارند کبفر و مکافاتی در کار نیست، همانکس که آفریده، بار دیگر بازشان
خواهند گرداند (انه هو یبدی و یعبد)
تاریخ گذشته، سراسر تابلوی شکست جباران است و «حدیث» اضمحلال ارتشهای
> سرکوبگر، نقل همیشگی آرمان طلبان آزادیخواه. دلیل آن نابودی «جنود فرعون و ثمود» که
بزرگترین سلطه تاریخی را بر تودههای محروم و مستضعف داشتند و تازیانه ستم آنها
لحظه ای از گرده بردگان برداشته نمیشد. ۱ اما دریغ که سرپوش گذاران بر حقایق
واقعیتهای تاریخ را تکذیب مینمایند...
هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلْجُنُودِ فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى تَكْذِيبٍۢآیات ۱۷–۱۹
ادعائامه و کبفر خواست علیه مؤمنین
در آیات این سوره اثری از اقدام مؤمنین علیه امنیت کشور و ضدیت با مقام مستکبرین یا مخالفت آنها با نظام سیاسی و قصد براندازی حاکمان به چشم نمیخورد، تنها گناهی که از چشم ظالمان، و به عنوان انگیزه انتقام از مؤمنین و شکنجه و محکومیت و اعدام آنها شمرده شده، ایمان به خداوند «عزیز و حمید» است:
۱. از بررسی آیات قرآن درباره اقوام سلف چنین بر میآید که گویا تشکیل نیروی نظامی به شکلی سازمان یافته و
منظم توسط «جباران» ستمگر بخاطر سرکوب مخالفین و استقرار پایههای حکومت از زمان ثمود شروع شده
باشد. اگر در زمان حضرت نوح و حضرت هود ملاه و مستکبرین در برابر پیام توحیدی موضع گیری
میکردند، در زمان حضرت صالح (پیامبر قوم ثمود) موضع گیریها تحت اطاعت «جبار عنید» شکل رسمی
میگیرد
درمورد سلطه قاهرانه فرعون بر بنی اسرائیل و اختلاف عظیم قدرت او با ضعف و ذلت بنی اسرائیل گمان نمیکنم نمونه بهتر بتوان نشان داد.
برحسب آنچه از قرآن فهمیده میشود، معاصرین هیچ پیامبری منکر وجود خدا نبو دند، بلکه مسئله توحید و چگونگی خداپرستی و مقصود از عبادت و اطاعت مطرح بوده است. مسلماً ایمان به «الله» به عنوان خالق جهان هستی و رازق انسان، مشکلی نمیآفریده و تحریکی علیه سردمداران محسوب نمیشده است. چرا که خود آنها نیز چنین اعتقادی داشتند. امّا در ایمان به خداوند با صفت «عزیز و حمید» پیامی نهفته است که مستکبران را تا آنجا برآشفته میکرده که به چنین کشتار فجیعی دست میزدند.
- آنها بر «عزت» اوهائی و قدرت پوشالی جباران پشت کرده و با «عزیز» شناختن خدا و انحصار عزت و قدرت برای او، بر افسانه شکست ناپذیری ظالمان مهر باطل زده بودند.¹
- آنها بجای «حمد» و ثنای سردمداران و تملق قدرتمندان که شیوه ترسویان زبون و ذلیل است، خدا را «حمید» (مبالغه و مطلق حمد) میشناختند و تنها او را عبادت و اطاعت میکردند،
- آنها به «یادشاهی» جباران پشت کرده، «ملک» آسمانها و زمین را منحصراً از آن خدا میدانستند
- آنها «شهود» و حضور قدرتمندان (و هم …عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌۭآیهٔ ۷) را نادیده گرفته خدا را شاهد مطلق در تمامی صحنهها میدانستند (…وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ شَهِيدٌسورهٔ مجادله، آیهٔ ۶).
و ما …نَقَمُوا۟ مِنْهُمْ إِلَّآ أَن يُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ…آیهٔ ۸
۱ - العزيز ۲ - الحميد ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ…آیهٔ ۹ …وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ شَهِيدٌآیهٔ ۹
فرهنگ کلمات
در این سوره علیرغم اختصار و کوتاهی آن، کلمات ویژهای بکار رفته است که توجه و تدبر در آنها، امکان تنفس عمیقتری را در فضای سوره فراهم میسازد. این کلمات را در چهار گروه میتوان دستهبندی کرد که با یکدیگر در تضاد و تقابل یا ترکیب و تفاهم
- نام نیکوی عزیز جمعا ۹۹ بار در قرآن تکرار شده که عمدتاً با اسماء دیگری همچون: حکیم، رحیم، علیم (عزیز الحکیم، عزیز الرحیم - عزیز العلیم) ترکیب شده است. امّا ترکیب با نام «حمید» منحصر به همین سوره و آیه ۶ سوره سبأ میباشد (و بری …ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن…سورهٔ سبا، آیهٔ ۶ ریک الحق و یهدی …إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِسورهٔ ابراهیم، آیهٔ ۱البروج · آیه ۶ترجمهٔ استاد محمدمهدی فولادوند
إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌۭ
آنگاه كه آنان بالاى آن [خندق به تماشا] نشسته بودند.
هستند.
۱ - کلماتیکه فضای ظلمانی اندیشه و عملکرد ستمگران ناسپاس و منکر حقیقت (…ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى تَكْذِيبٍۢآیهٔ ۱۹) را تصویر مینماید:
بطش (خشونت)¹، فتنه (شکنجه)²، انتقام³، قتل⁴، جنود (نیروی نظامی سرکوبگر)⁵ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلْوَقُودِآیهٔ ۵ (آتش شعلهور) (اخدود (سیاهچال، حفره، زندان...)
۲ کلمه «ایمان» و عمل صالح که به تنهایی در تقابل با تاریکیهای کفر و تکذیب قرار گرفته است.
در این سوره کوتاه پنج بار روی همین ارزش تأکید شده است:
وَهُمْ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌۭآیهٔ ۷
وَمَا نَقَمُوا۟ مِنْهُمْ إِلَّآ أَن يُؤْمِنُوا۟ بِٱللَّهِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِآیهٔ ۸
إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُوا۟ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَٰتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا۟…آیهٔ ۱۰...
ان الدين آمنوا و عملوا الصالحات لهم جنات...
۳ - کلماتیکه مقصد و مقصود ایمان و افق اندیشه مؤمنین را نشان میدهد، این کلمات همان اسماء و صفات نیکوی الهی است که به نسبت بسیار بالائی (باتوجه به حجم سوره) بکار رفته است؛ ۷ نام: نیکو الله، عزیز، حمید، غفور، ودود، محیط، شهید) در ۷ وصف ترکیبی:
۱- ۳- الله العزيز الحميد، (شکست ناپذیری و ستودگی)
۲- ۳- ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ…آیهٔ ۹ و الارض (مالکیت مطلق = پادشاهی)
۳- والله على كل شي شهيد (شهادت مطلق = علم واطلاع كامل)
۴- ۳- هو الغفور الودود (بخشندگی و دوستی = لطف و رحمت)
۵- ۳- ذوا العرش المجيد (مدیریت جامع و فراگیر)
۶- ۳- فعال لما یرید (فاعلیت مطلق)
۱. ان بطش ریک لشديد
۲. ان الدين فتنوا المؤمنين و المؤمنات ثم لم يتوبوا...
۳. وَمَا نَقَمُوا۟ مِنْهُمْ إِلَّآ أَن…آیهٔ ۸
۴. قتل اصحاب
۵. هل اتیک حدیث الجنود فرعون و ثمود
- اوصاف: ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ…آیهٔ ۹ و الارض - ذو العرش المجيد - فعال لما یرید، در محاسبه اسماء منظور نشدهاند، در عوض نام جلاله «الله» ۳ بار تکرار شده است. اگر این ۷ نام را که نشانی از «کمال» است، با ۳ نام «بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِسورهٔ فاتحه، آیهٔ ۱» اول سوره جمع کنیم به عدد «تمام» ۱۰ میرسیم.
۷-۳- وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطٌۢآیهٔ ۲۰ (احاطه همه جانبه بر همه چیز)
۴- کلماتیکه دلالت بر «شهود» و حضور و نوعی نظارت و نگهبانی نسبت به مخلوقات مینماید. بیش از همه مشتقات کلمه «شَهَد» را مییابیم که با چهار بار تکرار (شاهد، مشهود، شهود، شهید) ۱، بالاترین معدل را بطور نسبی در قرآن دارد، پس از آن کلمات: بروج (بر جهای دیده بانی و مراقبت)، محفوظ (محافظت شده)، محيط (مسلط و فراگیر)، قعود (به تماشا نشستن) به چشم میخورد که تماماً دلالت بر مکانیسم کنترل و مراقبت بر عملکرد مخلوقات و پیچیدگی سیستم و نظام حکیمانه حاکم بر هستی مینماید.
شکل زیر شبکه ارتباطی کلمات کلیدی این سوره را که از توضیحات فوق استنباط میشود نشان میدهد.

شبکه تصوری و ازگان سوره «بروج» نمایش ایمان در بستر ابتلاء و فتنه
۱. …هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌۭ وَهُمْ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌۭ وَمَا…آیات ۶–۸
آهنگ انتهایی آیات
از ۲۲ آیه کوتاه سوره بروج، ۱۶ آیه آن با حرف «دال» (موعود، مشهود، اخدود، وقود، قعود، شهود، حمید، شهید، شدید، یعید، ودود، مجید، یرید، جنود، ثمود، مجید) و ۶ آیه دیگر با حروف: ج، ق، ب، ط، ظ (بروج، حریق، کبیر، تکذیب، محیط، محفوظ) ختم شدهاند. کلماتیکه آهنگ استثنائی دارند، دقیقاً همآنهایی هستند که درارتباط با مفاهیم سوره جنبه کلیدی و راهنما دارند. چه بسا همین تغییر قافیه و آهنگ به دلیل جلب توجه به نقش آنها در ساختمان سوره بوده باشد (والله اعلم).
ارتباط با سوره قبل
سوره «انشقاق» با آیه: «یا ایها الانسان …إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًۭا…سورهٔ انشقاق، آیهٔ ۶ فملاقیه»، از رنج و سختی و مشقتی که انسان در مسیر «لقاء رب» باید از آن عبور کند یاد میکند و سوره «بروج» به عنوان شاهدی تاریخی و مصداقی عینی، شکنجه و شهادت «اصحاب الاخدود» را نقل مینماید. مثالی از «کدح» و ابتدائی در متن فتنه و درد و رنج برای رشد و کمال مؤمن. شباهتهای دیگری نیز این دو سوره دارند که ارتباط تنگاتنگ آنها را بهتر نشان میدهد. از جمله:
۱- جبهه مقابل مؤمنین در هر دو سوره «کافران تکذیب کننده» هستند، در اولی بر استمرار و در دومی بر فرورفتگی آنها در این حالت تأکید مینماید:
بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يُكَذِّبُونَسورهٔ انشقاق، آیهٔ ۲۲
بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى تَكْذِيبٍۢآیهٔ ۱۹
۲- موضوع کفر و تکذیب در هر دو سوره حقایق و هشدارهای «قرآن» میباشد: در اولی انکار آخرت و در دومی انکار شکست اهل باطل و احاطه خدا بر آنها را بیان میکند:
وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ ٱلْقُرْءَانُ لَا يَسْجُدُونَ…سورهٔ انشقاق، آیهٔ ۲۱
بَلْ هُوَ قُرْءَانٌۭ مَّجِيدٌۭآیهٔ ۲۱
۳- در هر دو سوره وعده نیکو به «مؤمنین صالح» میدهد:
انشقاق (۲۵) الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم اجر غیرممنون. (آخرین آیه)
بروج (۱۱) ان الذین آمنوا و عملوا …ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمْ جَنَّٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ…آیهٔ ۱۱...